
ضربه گوگل
- July 15th, 2009
- Posted in مقاله
- Tagged کارتون, گنو/لینوکس
- 2 Comments

این ننوشتن به نظرم یک دوره گذرا است. درگیر ترجمه ام و برای چند جای دیگه هم مطلب می نویسم (از جمله جدیدا در سایت دوست داشتنی www.Narenji.ir ) و برای همین ها است که کم می نویسم… به هرحال… گفتم خبری داده باشم. حالا که شروع کردم بذارین یک کم هم حرف بزنم. راستش مدت ها است لیلا سفره و کم حرف می زنم…
ایرانی ها شکست نخوردن (: هنوز شادن. هنوز پر انرژی و بیشتر از هر وقت دیگری در طول ۲۰ سال قبل، مفتخر (: قرنها است که آدم ها علیه ستم مبارزه کردن. قدیمیترین داستانهای ایرانی مربوط به مقابله با دروغ است… و هنوز هم مفتخرترین لحظات زندگی ما با مفهوم مبارزه با دروغه که اینقدر زیبا شده… ما شعر رو داریم… ما زیبایی رو داریم.. عشق رو داریم و سادگی رو. با اینها ما شکست نمی خوریم. هیچ وقت و در هیچ شرایطی. این رو بخونین و ببینین کی پیروزه (: حدسم اینه که وقتی بخونین، اختلاف نظر زیادی بین من و خودتون و این شعر پیدا میکنین. اما چرا دوستش دارین؟ چون شاعر و خواننده این شعر هم عاشق بوده، زیبایی رو دوست داشته، به سعادت عشق میورزیده و ساده بوده. مثل من و شما (: ما پیروزیم. زیبایی پیروزی ما هم اینه که نیازی به کشور و حکومت نداره. دیدن این که با شرف ترین و باسواد ترین آدمهای جهان با ما هستن، لذت بخشترین چیز دنیاست.
بهار تودهها شکفت
خورشید داره بیرون مییاد
تو روشنای آسمون
اما داره بارون مییاد
بارون مییاد بارون مییاد
بارون مییاد بارون مییاد
به دست پر توان خلق
پرندهها آزاد میشن
شکوفهها گل میکنن
ویرونهها آباد میشن
اما داره بارون مییاد
بارون مییاد بارون مییاد
ای خفته در خون و سرود
بر پرچم سرخت درود
آزادی زحمتکشان
آواز و پیغام تو بود
تو خشم و فریاد منی
پیوسته در یاد منی
تصویر فردای سفید
ایران آباد منی
خنجر به قلب هر ستم
فریاد کینه خواه توست
خون پر پرنده ها
آیینه دار راه توست
ابر سیاه خصم ما
هرچی بباره بی امون
در روشنای خشم ما
می میره توی آسمون
(نمیدونم این سرود مال کدوم گروه و دسته است… اگر کسی میدونست خوشحال میشم توی کامنتها بگه)
یکی از دوستان توی یک ایمیل به یک نکته پیچیده اشاره کرده:
مدیرم تصمیم گرفته توی محل کارم دوربین مدار بسته کار بذاره. من حاضر نیستم جایی کار کنم که یک دوربین تمام وقت مشغول ضبط کردن حرکاتم است. نظر تو چیه؟
بدون شک یکی از پیچیدهترین بحثهای ممکن. دوربینهای مدار بسته دائما دارن ارزونتر و ارزونتر می شن و کارفرماها به دلایل مختلف بیشتر و بیشتر علاقمند به استفاده از اونها. دلایل اونها چیزهایی مثل بالا رفتن بهرهوری، کنترل امنیتی و جلوگیری از «مشکلات» است. استدلالشون هم برای رد مخالفتها اکثرا اینه: «مگه کاری بدی میکنین که نگران دوربین هستین؟ آنرا که حساب پاکه از محاسبه چه باکه؟»
اما من شخصا از اینکه یک دوربین توی محل کارم بهم نگاه کنه خوشم نمییاد که هیچ، ازش خیلی بدم هم مییاد. دلایلم؟ سعی می:نم در دو بخش طبقه بندیشون کنم:
حساب پاک بی معنیه. اصولا بحث «پاکی» بی معنیه. هر آدمی برای خودش یک خلوت داره که باید محترم باشه. من حق دارم کاری بکنم که از نظر طرف مقابل غیرپاک است و بخوام این مخفی باشه و در عین حال در بسیاری از حالتهای دیگه، من حق دارم نخوام همه چیزم توسط یک نفر دیگه قابل دیدن باشه. مثلا ممکنه من بخورم زمین، باسنم رو بخوارونم یا هر کار مشابه دیگه و نخوام یک نفر اینها رو در فیلم نگاه کنه و بخنده یا ضبط کنه و نگه داره.
این مهمتره… داشتن دوربین توی کلاس، یک جور بازتولید خیلی خشن روابط قدرت در سازمان است.
چرا من نباید توی دفتر مدیر دوربین بذارم و هر وقت خواستم اونو نگاه کنم؟ اگر بحث امنیت مهمه، دفتر رییس که مهمترین جای امنیتی است. دلیلش واضحه. چون رییس صاحب سازمانه و حق داره بقیه رو نگاه کنه. دوربین القا کننده بالادست و پایین دست است. یک نفر باید دائما بقیه رو کنترل کنه. این شکل از سازمان به نظر من جای کار کردن نیست (:
به نظر من، سازمان باید مبتنی بر اعتماد متقابل کار کنه. اگر دوربین مال امنیت است، میشه نصبش کرد و فقط شبها روشنش کرد یا زمانی که کسی نباید در سازمان باشه. اونهم همه جا به تساوی. از دفتر مدیر تا اتاق رانندهها. اما اگر کاربرد دوربین، تکنولوژیک کردن شیوههای مدیریت قرن ۱۸ و ۱۹ است، بهتره با یک مشاور حرف زد و مشکل عدم اعتماد توی سازمان رو حل کرد… یا از سازمان رفت.
خیلی خوشحال میشم کامنت بذارین. میبینین که نظر من پخته نیست. مشکل این دوستمون واقعی است و من هم شخصا خیلی خوشحال میشم در مورد این بحث، استدلالهای بیشتری داشته باشم. به هرحال نه فقط سازمانهای ما، که دولت و کشور ما هم شدیدا داره به سمت برادربزرگتر پیش میره و شکی ندارم که دوربینهایی که در سطح شهر وظیفشون زیرنظر گرفتن مردمه، بیشتر و بیشتر خواهد شد.
تاریخی که توش پلیس و انواع لباس شخصی ها، دانشجویانی که با اخلاق و ادب به بسته شدن روزنامه ها و محدود شدن آزادی بیان اعتراض داشتند رو به خاک و خون کشیدن و یک لکه ننگ توی تاریخ برای خودشون به جا گذاشتن. به همین سادگی.
گوگل، دیشب اعلام کرد که مشغول تهیه یک سیستم عامل جدید برای کامپیوترهای شخصی است که بر براوزر جدیدش، کروم مبتنی است.
این خبر، کشمکش بین دو غول دنیای نرمافزار یعنی مایکروسافت و گوگل را تشدید خواهد کرد. بنا به گفته وبلاگ گوگل، این سیستم عامل که در نیمه اول سال بعد کاربردی خواهد شد، کامپیوترهای نت بوک را هدف قرار داده است.
وبلاگ گوگل مینویسد «سرعت،سادگی و ایمنی، جنبههای اصلی سیستم عامل گوگل کروم هستند. این سیستمعامل در چند ثانیه بوت خواهد شد و شما را به وب خواهد رساند.»
این سیستم عامل را کنار سیستم عامل قعلی گوگل که برای گوشیهای موبایل عرضه شده (یعنی آندروئید) بگذارید تا ببینید که چرا فضا در حال تنگتر شدن برای مایکروسافت است.
راستش بیشتر از این نیازی به نوشتن درباره این سیستم عامل آزاد و بازمتن نمیبینم (: تا فردا احتمالا کل اینترنت پر خواهد بود از این خبر و تفسیرها و ریزه کاری هایش (: