یکبار هم قبلا این اتفاق برام افتاده. جنبه مثبتش اینه که حس میکنین هیچ باری روی دوشتون نیست و همه چیز سبکه. نه گذشته سنگینی دارین و نه چیزهایی که بهش دل بسته باشین بدون اینکه سراغشون برین. جنبه منفیاش اینه که حجم عظیمی از کارهای جاری رو از دست دادین. از پروژهها عقب افتادین. یک ماه آیندهتون به تنظیمات خواهد گذشت و به جمع و جور کردن ابزارهاتون.
یک جنبه میانه هم داره: غیب شدن ناگهانی مسوولیتها. تقریبا ده تا ایمیل منتظر جواب گرفتن از طرف شما بودن. یک لیست از کارهای منتظر برای اجرا داشتین که الان دیگه حتی نمیدونین چه چیزهای توش بوده و امیدوار بودین فصلی که به دوستان کامپیوتری قول داده بودین ترجمه کنین رو تا آخر ماه تموم کنین که الان دیگه مطمئن هستین نمیرسین…
بعله. یکبار دیگه اتفاق شش سال پیش افتاد: به خاطر یک اشتباه احمقانه فنی از طرف خودم و یک ماجراجویی علمی کوچیک، تمام اطلاعات هارددیسک رو به شکل غیرقابل برگشتی از دست دادم. اگر کسی از طرف من منتظر جواب چیزیه یا معتقده باید براش کاری کنم، دوباره بهم خبر بده چون من نه خاطرهای دارم نه مسوولیتی. انگار دوباره تازه متولد شدم.
اگر از مطلب خوشتون اومد، فشردن






من این حالت رو اصلن دوست ندارم چون با ارزش ترین و محبوب ترین چیزها رو توی اینجور مواقع از دست میدم. تکرارش هم مصیبته. امیدوارم آخرین بار باشه.
حالا چه جور اشتباه فنیای بوده؟
من یادمه در عصر داس، چندبار ازین اشتباها کردم ولی الآنا دیگه پاک کردن کل هارد دیسک خیلی سخت شده. کار هر کسی نیست.
تولدتون مبارک
بدون بک آپ ماجراجویی کردهای! نوبره دیگه.
اشتباه دست شما نیست و خودش میشود، پس آن هیچ.
لینوکسچی اگر ماجراجویی علمی نداشته باشد بهتر است بدون فرمایش ما رو به قبله دراز بکشد. پس آن هم هیچ.
لینوکسچی که بک آپ نداشته باشد، پیش از اعدام، اعدام باید گردد. چرا پیش از اعدام؟ معلومه، اعدام خوب نیست.
بک آپ را خدا آفرید تا لینوکس چی به روزگار کنونی شما دچار نشود.
همه اینها را هم شما میدانستی، پس آنها هم هیچ.
ناصرالدین شاه رفته بود فرنگ. شاه فرنگستان شنیده بود که ناصرالدین شاه از آینهکاری خوشش میآید. دستور داد او را در اتاقی تمام آینه کاری شده بخوابانند.
همه جای اتاق خواب آینهکاری بود و سقف شیشهای را هم مانند آسمان درخشان شبهای ایران برای ناصرالدین شاه ستاره باران کرده بودند. نیمههای شب ناصرالدین شاه را قضای حاجت نیاز افتاد. چون تشریفات دست و پا گیر بود، و نیاز عاجل، ناصرالدین شاه دستمال حریر بر وسط اتاق گسترد و نیاز خویش شاهانه برآورد. پس از آن گوشههای دستمال را گرفت و با همه قوای شاهانه به آن سوی دیوار پرتاب کرد. محتوای دستمال بر سقف شیشهای پاشیده شد و همه سقف را فرا گرفت. ناصرالدین شاه را چارهای نماند که خدمتکار فرنگستانی فرا خواند. ده تومنی شاهانه را بر جیب خدمتکار کرد و دستور داد سقف را بی سر و صدا پاک کند. خدمتکار انگشت به دهان مانده دو ده تومنی به شاه داد و گفت اول بفرما ببینم که چگونه آن بالا چنان فرمودهای.
در مثل مناقشه نیست. حالا حکایت ماست. اول بفرما چگونه چنان کردهای.
برای خنده نوشتم هاااا. اگر از کار شاهانه خود خندهات نگرفت نیاز نیست دروازه مرا بکنی، این نوشته را پاک کن، خواهش میکنم.
ههههههههههههه
جادی جان هر از چندگاهی بدم نیست البته ..
تولدت مبارک ..
pedar jan khob mineveshti chikar kardi ma az ooon kara nakonim
واقعا ناراحت کنندست. من از روزی که کامپوتر یاد گرفتم تا حالا 3 بار به این بلا گرفتار شدم برای همین از پارسال یه هارد 80 بکآپ برای خودم جور کردمو هر ماه همه هارد اصلیمو روش کپی میکنم. امیدوارم هر چه زودتر فایل ها و اطلاعاتتو دسته بندی کنی.
خوشبختانه پاک کردن فایلها بدون قابلیت بازگشت خیلی راحته !
متاسفانه یکی از کابوسهای بنده این هست که در اثر کنجکاوی روی PC فروشگاهم تمام ISO ها بپره ! اون هم میشود تولد دوباره وحشتناک سیتو
خیلی خوبه :دی
این اتفاق خیلی برای من پیش میاد .
هر وقت این طوری میشه ,وقتی به اطلاعاتی که پاک میشه فکر میکنم میبینم خیلی هم با ارزش نبود فقط مقداری اطلاعات هستن که فقط زمانی برام جالب بودن ….
سلام
البته ظاهران باید بگیم الان برای همه یه تولد اتفاق افتاده
من کلا آدم قانعی هستم و به این راحتیا به ستوه نمیام حتی با همه این فیلترهایی که وجود داره
اما از وقتی که gmail و کلیه https ها بدون اطلاع قبلی بسته شد و ظاهرا قرار نیستش که باز هم بشه حسابی شاکی شدم دیگه به اینجام (خودت میدونی دیگه) رسید فکر کن من کم عقل ایمیل کاریم رو رو gmail درنظر گرفته بودم حالا خر بیار و باقالی بار کن با هزار جور بدبختی VPN ران کردم تعدادی از ایمیل های حساس رو یه اطلاعاتی ازشون برداشتم اما حالا چی فکر کن حتی وبلاگ هم نمی تونی بنویسی چرا برای اینکه https هست و دولت می خواد اطلاعات ملت رو رصد کنه باید دیتاها encryptنشده باشن قربونش برم طبق قانون هم تمام سایت ها باید کلیه اطلاعات کاربراشون رو دو دستی تقدیم کنن
من آدم اجتماعی نیستم و فقط تو اینترنت احساس راحتی می کردم این احساس هم به مرور داره از بین میره حالا خدایی ما باید چیکار کنیم!!
شرمنده سرتونو درد اوردم جایی گیرنیورودم درد دل کنم!
متاسفانه من هم چند روز پیش، کل MP3های روی هاردم را به اشتباه و با دست خودم پاک کردم! من هم در آن لحظه خودم را رها کردم و بیخیال این فاجعه شدم.
I’m writing this comment from ASUS Express Gate OS, lost cardinal os (kubuntu) on upgrading KDE 4.4 but I’m not worry about that really, I’m sorry for kubuntu team because of build KDE 4.4 ill absolutly!
in this time, we should decide transfer to arch/chakra or not?
جادی جان تولدت مبارک !!!!
ولی یکی دو روز که می گذره آدم می گه گور بابای همش:) و دوباره زندگی جدید …
منم موافقم.مثل نامه ها و این چیز ها که ادم میریز ه دور همشون رو.فقط یادت نره من بچت هستم!
منظورم از موافقم این بود که می فهمم ادم سبک میشه!
تجربه بدیه
ولی بعد از مدتی فراموش می شه و از یاد می ره ولی یک تجربه می شه که آدم همیشه دو تا سیستم یکی برای کار و یکی برای تست داشته باشه
در راه لینوکس و BSD موفق باشید
فریدی
از بس su میکنی
اوه، چقدر مخوف! چقدرم خونسردی شما؟