بایگانی ماهیانه: ژوئن 2011

وضعیتی که ممکنه دولت به وظایف قانونی عمل و به مردم اطلاع رسانی کنه

مملکته داریم واقعا؟ رییس دولت می گه اگر به دستگیری دوستانش به اتهامهای متنوع از جنگیری و فساد مالی و غیره ادامه بدن، مجبور می شه به قانون عمل کنه و مسایل رو هم با مردم در میون بذاره. مملکته داریم؟

دوربین در مسیر پست

یک ایده و اجرای جالب از متئو مک ویکار در فلیکر:

یک دوربین اتوماتیک و بدون تنظیم ساده که گذاشته شده توی یک بسته پستی که روش علاوه بر مبدا و مقصد نوشته شده: در مستند کردن سفر این دوربین از ماساچوست به هاوایی مشارکت کنید! قبل از رد کردن دوربین به مرحله بعد از خودتان عکس بگیرید!

در طول سفر هفت نفر از پستچی‌ها از خودشون عکس گرفتن. مثلا:

برای دیدن همه عکس‌ها به صفحه فلیکر این پروژه جذاب بروید.

نظر یک عصبانی در مورد تجاوز

من یک دوست دارم که بهش تجاوز شده. دختری مثل خودتون و مثل دخترهایی که اطرافتون می شناسین. به زور و وحشیانه. با اینکه دختر شجاع و فعالی بود، بیخیال پلیس و سیستم قضایی شد چون تنها چیزی که اونجا پیش می رفت توهین بیشتر بهش بود و تهمت های وقیح تر. تا یک هفته حتی به سختی می تونست به دستشویی بره و تا یکسال به راحتی نمی‌تونست از خونه بیرون بیاد چون یا مجبور بود پیاده بره یا سوار ماشین یک غریبه بشه.

همه جوره می شه در مورد تجاوز حرف زد. می شه مزخرف گفت مثل «ازش لذت ببر» یا «خودت خواستی». می‌ شه توی فروم ها التماس کرد که فلان فیلم تجاوز به فلانی رو بذارین که من ببینم و می شه مثل قرن پونزدهم از این گفت که باید متجاوزها رو اعدام کنن تا عبرت بقیه بشه و حتی می‌شه تحلیل کرد که دولت خیلی هم خوشحاله از اخبار تجاوز چون باعث می شه فضای نظامی کشور بیشتر و بیشتر توجیه بشه.

هر چی می خواین بگین اما اما این چند تا نکته یک آدم عصبانی رو هم بخونین:

  • تجاوز به گفته تحقیقات جامعه شناسی، هیچ ربطی به ارضای شهوت نداره. بحث تجاوز بحث قدرت است و سلطه و خشونت و توسط آدم های تحقیر شده انجام می شه
  • قربانی تجاوز فرق خاصی با بقیه نداره. آدم ها هر جایی با هر لباسی و حین هر فعالیتی ممکنه با مشکل تجاوز روبرو بشن
  • متجاوز آدمی نیست که صبح رفته باشه سر کار،خونه ای داشته باشه و سر راه برگشت به خونه به کسی تجاوز کنه. متجاوز یک آدم بی کار و ناامید به زندگی است که توی جامعه جایی نداره
  • عامل نهایی تجاوز سرکوب است و تحقیر و فقر و بیکاری + یک فرهنگ منحط
  • اعدام و شکنجه و تحقیر، تجاوز رو بیشتر می کنه نه کمتر

و البته اینها در مورد تجاوزی است که این روزها در کشور ما رو اومده. شکی نیست که پدوفیل‌ها و بیماران روانی دیگه هم وجود دارن که برای جلوگیری از تجاوزشون، علاوه بر شغل و امید نیازمند درمان اختصاصی هم هستن.

اگر با وجود عصبانیت من تا اینجا همراه بودین، صفحه اختصاصی تجاوز در روزنامه روزگار رو هم ببینین (پی دی اف).

پی.نوشت. عکس از اینترنت است ولی اینقدر اینطرف و اونطرف کپی شده که نتونستم منبع رو پیدا کنم

محکومیت هشت فعال حقوق بشر در بحرین به حبس ابد

دادگاه نظامی امروز بحرین، هشت فعال حقوق بشر رو به حبس ابد و سیزده نفر دیگه رو به حبس‌های متنوع محکوم کرد. جرم؟ براندازی مشهور خودمون و همکاری با دشمن و این حرفها.

زینب الخواجه (@angryarabiya) که دختر یکی از مشهورترین فعالان حقوق بشر بحرینی یعنی عبدالهادی الخواجه است جریان رو توییت کرده.

مایه خجالته و این واقعیت که من در کشوری زندگی می کنم که بیشترین نسبت اعدام انسان ها در تمام جهان رو داره و گزارشگران سازمان های بین المللی رو هم به کشور راه نمی ده چیزی از حق من برای عصبانی بودن از دیکتاتوری بحرین کم نمی کنه.

تکرار می کنم: لیبی، بحرین، سوریه و هر دولت دیگه که با شکنجه و زندان و اعدام مردم سعی می کنه قدرتش رو حفظ کنه مایه خجالته. هرچقدر هم بیشتر ادعای اخلاق و معنویت کنه، مسخره تر و مسخره تر می شه.

اسکیت‌ستان: روز اسکیت سواری در کابل

جامعه سالم، جامعه‌ای است که تمام اقشار توش با شادی از خونه بیرون می یان و بدون مزاحمت بخشی از خیابون و فضاهای عمومی هستن.

دیروز روز اسکیت سواری در کابل بود. سومین سالگرد. گزارش کاملتر رو از سایت اسکیت‌ستان بخونید و ببینید

مسابقه برنامه نویسی برای اندروید و بادا

سامسونگ توی ایران داره خوب کار می کنه. پول نسبتا خوبی داره خرج می کنه تا کارهایی که توی ایران نشده بود رو بکنه. از جمله دادن سخت افزار به وبلاگنویس‌ها برای تست. خرج کردن پول برای داشتن مطالب (نه الزاما تاییدی) توی وبلاگ ها و مجلات و غیره و برگزاری سمینار و مسابقه و اینطور چیزها.

حالا هم یک ایده خوب دیگه داره: مسابقه برنامه نویسی برای سیستم عامل اندروید یا بادا به زبان فارسی

جایزه نفر اول در هر سیستم عامل ۵ میلیون تومن است که به نظرم رقم کاملا خوبیه و محصول نهایی هم چندین و چند برنامه جذاب خواهد بود برای اندروید و بادا. من که از همین لحظه شروع کردم ((: البته نه در نقش برنامه نویس. قرار شد با دو تا از دوستان با ایده کار کنیم. اگر برنده شدیم نود درصد برای برنامه نویس. پنج درصد برای من به عنوان همراه، دوست، نشون دهنده لینک، بحث کننده در مورد ایده ها و غیره و پنج درصد هم برای تیم توی شرکت که خرج تفریح و شادی می شه!

به نظرم شما هم سری بزنید…

پی.نوشت. به دلیل مشکلات فنی، سایت بادا او اس دات آی آر از بعضی دی ان اس ها قابل ریزالو شدن نیست. امیدوارم بتونن حلش کنن.

ابتکار گوگل برای جستجوی گی و لزبین

ابتکار باحالی است. پرچم رنگین کمان علاوه بر معانی متنوع اش (از جمله شناخته شده به عنوان پرچم صلح) توسط دگرباشان جنسی هم استفاده می شه.

آموزش آفیس مایکروسافت توسط جادی

هاها (: خب چیه؟ این نکته مهمی است که کلی وقت صرفه جویی میکنه و خوبه بدونیمش:

ورد این قابلیت رو داره که متن ها رو خلاصه کنه

اصلا هم جریان پیچیده ای نیست. در ساده ترین حالت کافیه کلمات یک متن رو بشمرین و بعد پر کاربردترین کلمات و عبارات رو پیدا کنین و بعد دوباره به کل متن نگاه کنین و ببینین کدوم جمله ها هستن که بیشترین استفاده رو از پر کاربردترین کلمات یک متن کردن. این جملات مهمترین جملات متن هستن.

برای اینکه به ورد بگین اینکار رو بکنه اول باید یک فایل طولانی داشته باشین که لازم باشه بدونین توش چی گفته ولی حوصله خوندن همه اش رو نداشته باشین. مثل این:

بعد باید بدونین که مایکروسافت این منوی مهم رو کجا قایم کرده. تا این لحظه موفق شده بذارتش اینجا تا خیلی سخت بشه پیداش کرد:

و یکسری گزینه ظاهر می شن. مثلا اینکه می خواین خلاصه کجا باشه؟ می تونین بگین فقط جملات مهم رو هایلایت کنه، یا بذارتش بالای متن اصلی یا کلا یک سند جدید درست کنه که خلاصه سند فعلی است یا سند فعلی رو با خلاصه اش جایگزین کنه. در ضمن می تونین بگین می خواین حجم متن خلاصه شده چقدر باشه؟ بیست و پنج درصد متن فعلی؟ فقط ده جمله؟ بیست جمله؟ یا چی…

و این هم متن نهایی…

البته نه من و نه مایکروسافت مسوولیتی قبول نمی کنیم ها. این سیستم ها با آمار کار می کنن. مثلا اگر براتون نامه اخراج اومده باشه حتی هفتاد و پنج درصد هم خلاصه اش کنین این خواهد بود که شما خیلی خوبین و شرکت شما رو خیلی دوست داره و همه چیز برای همه خیلی خوبه و غیره و فقط اون وسط یک جمله هست که توش می گه لطفا از فردا تشریف نیارین (:

اگر زبان‌های برنامه‌نویسی کشتی بودند

کوتاهه و ناقص ولی ایده عالیه و جذاب. شکی هم نیست که یک نقد و بررسی علمی نیست…

جاوا

جاوا کشتی باری خواهد بود. قدرتمند با توان حمل بالا که از پس هر پروژه ای بر خواهد آمد. اما کند است و سنگین و راندن آن هم اصلا جذاب نیست.

پرل

یدک کش. بسیار قدرتمند برای اینطرف و آنطرف کشیدن حتی جاوا.. آنهم در کمتر از هشتاد کاراکتر.

رابی روبی

تعریف کردن رابی روبی سخت است. سریع، سکسی و جذاب برای راندن با نقش و نگارهای زیبا. احتمالا چیزی شبیه این:

پی اچ پی

یک کلک که از بستن یکسری نی به همدیگر درست شده. هر تغییری با اضافه و کم کردن چند خط درست می‌شود و هر چقدر هم که طناب‌ها را کج یا خوب ببندید، کلک شما شبیه بقیه کلک‌ها خواهد بود.

سی

سی یک زیردریایی اتمی است. راهنماهایش به زبان‌های عجیب نوشته شده‌اند اما تمام اجزایش برای بهترین بازدهی بهینه سازی شده اند.

سی پلاس پلاس

ناو هواپیما بر. کاپیتانی اش مهارت زیادی می خواهد و بسیار قوی و کارا است اما به این راحتی‌ها نمی‌شود هدایتش کرد.

اسمبلی

اسمبلی هم زبانی است که در آن هر کاری که بخواهید می توانید بکنید. نزدیکترین ارتباط را با آب دارید و می توانید زیر آب بروید، روی آب بیایید، چپ بروید و راست بیایید اما مشخص است که برای یک سفر واقعی، کمتر کسی ممکن است شنا را انتخاب کند.

اچ تی ام ال

اچ تی ام ال اصولا کشتی نیست. قایق هم نیست.

رازهای ناگفته فاضلاب‌های شهری

روشی در تحقیقات اجتماعی هست به اسم روش‌های غیر نمی‌دونم چی چی غیر مسدع غیر مصدع یا غیر مزاحمت آمیز. توی این روش‌ها آدم‌ها رو حین رفتار نمی‌سنجن بلکه بعد از اتمام رفتار، آثار رفتار سنجیده می‌شه. مثلا فرسودگی روی دستگیره‌های اتوبوس می‌تونه نشون بده که آدم‌ها بیشتر کجاهای اتوبوس می‌ایستن. در این تکنیک چون آدم‌ها نمی‌فهمن که قراره روی رفتارشون تحقیق بشه، رفتارشون تغییر نمی‌کنه.

یک نمونه جالب دیگه از این تحقیقات منفعل، اخیرا توی اوسلو (پایتخت نروژ) بوده. این شهر برای کشف میزان مصرف مواد مخدر توی شهر، فیلترهایی رو سر راه فاضلات شهری گذاشت و بعد از چند هفته اون‌ها رو با فیلترهای جدید جایگزین کرد. این فیلترها به آزمایشگاه برده شدن و میزان موارد مخدرشون سنجیده شد. درست مثل یک آزمایش ادرار عظیم برای همه شهر.

نتیجه؟ میزان مصرف اکستازی شهر اوسلو در دو هفته‌ای که دانشجوها و دانش‌آموزای نروژی‌ها پایان امتحانات رو جشن می‌گرفتن، ده برابر شده بود.

منبع