این آزمایش تقریبا واقعی است. مشخصه که اینجا خیلی ساده شده ولی اصلش رو استفنسون در سال ۱۹۶۷ انجام داده به این مرجع:
Stephenson, G. R. (1967). Cultural acquisition of a specific learned response among rhesus monkeys. In: Starek, D., Schneider, R., and Kuhn, H. J. (eds.), Progress in Primatology, Stuttgart: Fischer, pp. 279-288.
از مطلب خوشتون اومد؟ بهش مثبت یک بدین (
rss §







سلام
جادی جان، جدا از منبع که نوشتی، آیا واقعا این آزمایش جایی انجام شده یا اینکه از اون دسته داستانهای کوتاه پند آموزه؟
خوش باشی
منبع منظورم منبع عکس بود که پیدا نکردم (: بسیار منطقی بود که زیرش می نوشتم که آزمایش واقعی است. الان اضافه کردم. مطمئنا به این سرراستی نیست ولی منطقش همینه.
اضافه کنم که اگر داستان کوتاه پندآموز بود من اینجوری نمی ذاشتم. البته اشتباه کردم که منبع ازمایش و واقعی بودنش رو نگفتم اول. نکته اینه که ما هم نخستینی هستیم (مثل شامپانزه ها) و این تیپ چیزها در مورد ما هم حداقل باید مورد دقت قرار بگیره وقتی توی میمون ها هست.
متشکرم
این فونت استفاده شد در متن اسمش چی؟!
Dastnevis است.
من نمي دونم اين چه كاره خلاف اخلاقي هست كه سر ميمون ها اوردند و ما هم با خوشحالي اون رو به اشتراك مي گذاريم !
چه جالب! همین چند روز پیش این رو برای یکی از دوستام تعریف کردم
الان که فکر میکنم منم تو رفتارم مثل همین میمون ها بودم ، ممنونم جادی
موافقم.
ْمثله توهم تبليغات سرعت اينترنت بين آي اس پيا ميمومه.
doostane aziz
they call it behavior modification or operant conditioning
the guy who introduced it celled Burrhus Frederic Skinner
this is the link to the page in Wikipedia if you want more information.
http://en.wikipedia.org/wiki/B._F._Skinner
thnx
ALI
تیتر رو که دیدم یاد این جمله افتادم:
When will we realize that the fact that we can become accustomed to anything, however disgusting at first, makes it necessary to examine carefully everything we have become accustomed to. – George Bernard Shaw
البته شاید خیلی به این آزمایش مربوط نشه ولی به هر حال…
سلام. این تصاویر حرفای زیادی داشت که جای گفتنش نیست، واقعا جالب بود.
خیلی خوب بود. فکر کنم اشاره به اصطلاح “شرطی شدن” میتونه به دوستانی که میخوان بیشتر با این آزمایش ها آشنا بشن کمک کنه