بایگانی برچسب: s

جمعه ها: بدن پرفکت ویکتوریا سکرت در مقابل بدن پرفکت واقعی

ویکتوریا سیکرت هفته پیش یک اشتباه بزرگ تبلیغاتی داشت:

nonperfect

این تبلیغ با شعار «بدن پرفکت» باعث شد موضع گیری‌های زیادی نسبت به این برند لباس زیر بشه که اول با یک پتیشن شروع شد و بعد آدم‌ها شروع کردن با هشتگ #IamPerfect به ویکتوریا سکرت گفتن که بدن پرفکت الزاما یک بدن لاغر کشیده نیست. اما اتفاق جالب جدید تبلیغ دیر کیت است که توش زن‌هایی واقعی، تصویر ویکتوریا سکرت رو بازتولید کردن ولی اینبار شما می بینین که چیزی به اسم بدن پرفکت وجود نداره و اگر هم هست، محصول شخصیت و سلامتی است.

perfect

نوشته کنار تبلیغ بازسازی شده می گه که ظاهرا لازمه در کنار تبلیغ ویکتوریا سکرت که از ده زن یک شکل تشکیل شده، یادآوری بشه که زنان در شکل‌های بدنی مختلف می تونن پرفکت باشن.

نکته جالبتر اینه که زن‌های تبلیغ دوم، مدل‌هایی نیستن که بعد از یک عمر غذا نخوردن هنوز نیازمند فتوشاپ باشن و اتفاقا توشون پزشک، هنرمند، مدیر و موسس شرکت‌ها هم وجود دارن.

این شکل از تبلیغ که یادآوری می کنه نباید در شکل بدنی دنبال یک توهم غیرجذاب بود چیز چندان جدیدی هم نیست. قبلا داو در کمپین‌های مختلف از آدم های واقعی استفاده کرده و اریل هم از تصاویر فتوشاپ نشده برای تبلیغاتش بهره برده، مثلا این تصویر که مدل توش بعد از عکاسی فتوشاپ نشده:

body

و حداقل از نظر من که این بدن ها بسیار جذابتر از بدن هایی هستن که محصول فتوشاپ و گرسنگی کشیدن دائمی باشن و بدون شک آدم سالم و واقعی رو صد در صد به کسی که زندگی اش رو گذاشته تا شبیه چیزی غیر ممکن بشه، ترجیح میدم. اصلا به قول خارجی ها «زنان واقعی، انحناهای واقعی دارن» (:

منبع

مرتبط
سر پاتریک استوارت و حقوق زنان
آرزوی سیندی کرافورد

نمودار تعاملی کاربرد کلمات تبلیغاتی در بیانیه‌های مطبوعاتی شرکت‌های بزرگ

رویترز یک نمودار عالی منتشر کرده که نیازی به توضیح چندانی نداره: تعداد کاربرد عبارت‌های تبلیغاتی ای مثل تغییر دهنده بازی، سینرژیک، مدیریت متفکرانه، میوه دم دست، برد-برد و … در بیانیه‌های مطبوعاتی شرکت‌ها در کنفرانس کال‌هاشون.

ادامه هنر بانک‌ها و اسمس فرستادنشون

با وجود هنرهای بانک سامان و اقتصاد نوین، جایزه اول رو باید بدیم به موسسه / بانک ناشناخته رسالت که جاوید اسکرین شاتش رو برامون فرستاده:

بانک یا صندوق عزیز یک سرویسی می ده و بعد خرجش رو از حسابمون بر می داره (: این دیگه آخر ایده است و البته من نمی دونم این بهتره یا دروغ اینکه «به خاطر خودتون دیگه اسمس نمی دیم» (:

و می‌پرسین پروسه درست باید چی باشه، جواب اینهاست:

  • اگر بانک پولش می رسه، مجانی بهم خبر بده. اگر پولش نمی رسه من تصمیم می گیرم که تو این بانک بمونم یا نه
  • اگر پول بانک نمی رسه به من اسمس بده، مثل آدم بگه که اینکار هزینه های عظیم داره و من اگر بخوام درک می کنم و اون بانک می مونم
  • اگر تو بانکی که پولش نمی رسه موندم بانک می تونه از طریق اپلیکیشنش مجانی و راحت به من کل کارکرد حسابم رو اطلاع بده. به شرطی که این اپلیکیشن دسترسی های عجیب غریب نخواد و باتری منو نخوره و فکر نکنه مهمترین موجود غیرارگانیک توی جیب منه
  • اگر من خواستم می تونم به بانک بگم که اگر خبری شد با اسمس بهم بگه و از پولم خرجش رو برداره

و البته

  • در یک کشور نباید اولین شبکه مخابراتی دولتی باشه که اولها چند برابر حقوق یک ماه یک کارمند رو بگیره و براش یک سیم کارت در سال دیگه ثبت نام کنه.
  • وقتی دولتی بودن بد می شه و کلا معلوم می شه اصلا همه چیزهای خوب خصوصی هستن، اون شرکت دولتی که مال مردم بوده رو منطقا نمی شه کلا فروخت به یکی از دوستان
  • در یک کشور نباید من هم پول سیم کارت رو کامل بدم هم پول گوشی رو کامل بدم و هم پول سرویس مصرفی ام رو و در نهایت هم تلفنم دستگاه تبلیغات سرمایه داری و حکومت باشه تا هم روزی ده تا تبلیغ بگیرم از موی مشهور به زاید تا لیزر تا زمین تو ولنجک تا هتل و مشروب تو ترکیه تا خطیب جمعه هفته دیگه تا جمع آوری پول حرم تا تبریک عید رییس جمهور رو سه بار
  • در یک کشور درست حداقل بانک ها می دونن که ي (نقطه دار)‌ عربی است و «می باشد» اشتباه (:

از امروز تبلیغات حق ندارن صدایی بلندتر از صدای فیلم داشته باشن

جریان برای همه آشناست: داریم یک فیلم می بینیم و یکهو وسطش «دیری دیریم!» تبلیغات با یک صدای بلند شروع می شه تا چیزی که می خواد تبلیغ کنه رو تا مغز بکنه تو کله ما (نام نمی برم از بقیه سیستم ها که هر چقدر اقبال بهشون کمتر می شه صدای بلندگوشون رو بلندتر می کنن).

حالا خبر خوب اینه که از امروز هیچ شبکه تلویزیونی اجازه نداره تبلیغی با صدایی بیشتر از صدای برنامه اصلی پخش کنه.

خبر بد اینه که این قانون رو کنگره آمریکا تصویب کرده و اوباما زیرش رو امضا و در نتیجه فقط در همون دیار کفر معتبره.

به من زنگ نزناین مشکل «صدای بلند تبلیغات» که یک جور حمله به پرایوسی آدم‌ها حساب می‌شه یکی از اصلی‌ترین شکایت‌های رسیده به کمیته ارتباطات فدرال آمریکا در سال گذشته بود. این کمیته تقریبا ده سال قبل قانون دیگه‌ای رو پیشنهاد و تصویب کرده بود که طبق اون تمام آمریکایی‌ها حق دارن به رفتن به سایت به من زنگ نزن که توسط دولت اداره می‌شه تلفنشون رو به فهرستی اضافه کنن که هیچ شرکت تبلیغاتی حق نداره بهشون زنگ بزنه چه ابله‌هایی که تورشون رو معرفی می کنن و چه بیچاره‌هایی که سعی می کنن با گفتن «ما شماره تلفن مشابه شما رو توی اون یکی اپراتور داریم» یک لقمه نون در بیارن و زنگ زدنشون به من هم اعصاب من رو خورد می کنه هم وقت خودشون رو تلف.

راهنمای مرکز کنترل بیماری‌های آمریکا برای مقابله با حمله زامبی‌ها

زامبی یا مرده متحرک یک مفهوم گیک پسند است. من طرفدارشون نیستم. شاید هم هستم. درست نمی دونم ولی می‌دونم که توی دنیا زامبی مورد علاقه خیلی از گیک ها است. مثلا فیلم‌های زامبی یا کلا استفاده از عبارت اپل زامبی برای کسانی که لینوکسی هستن ولی از اپل استفاده می کنن یا حتی نامگذاری پروسس‌ها به اسم زامبی در دنیای یونیکس وقتی که مادرشون فوت شده ولی اونها هنوز زنده هستن کارشون تموم شده ولی مامانشون هنوز مقدار برگشتی شون رو چک نکرده.

توی فیلم‌ها، زامبی‌ها از یک جایی به وجود می‌یان و بعد شروع به تکثیر کرده و به انسان‌ها حمله می‌کنن. این زامبی‌ها در مقابل گلوله و غیره مقاوم هستن و راه‌های کشتنشون خیلی کمه (از جمله از بین بردن مغز که مانند یک گیرنده دستورات رو از یک مرکز احتمالی می‌ٰگیره و بدن رو کنترل می‌کنه).

مقابله در برابر زامبی‌ها هم کار پیچیده‌ای است که در دنیای اینترنت در موردش کلی مقاله و راهنما هست. یک جور فانتزی تخیلی جذاب و پر کشش برای یکسری آدم جوون – از جمله گیک‌ها و بخشی از هکرها.

حالا نکته جذاب اینه که مرکز رسمی کنترل و پیشگیری آمریکا، یک راهنمای آخرالزمان زامبی‌ای منتشر کرده (زامبی آپوکالیپس)! چرا؟ چون احتمالا کلی از جوون‌های دنیا – از جمله من و شما – که محاله بریم وبلاگشون رو بخونیم با علاقه می‌ریم به این صفحه و بعد از خوندن تاریخچه زامبی‌ها، یاد می‌گیریم که اگر با وضعیت فاجعه‌ باری مثل حمله زامبی‌ها برای از بین بردن کل انسان‌ها مواجه شدیم چیکار باید بکنیم:

مثل هر وضعیت اضطراری مشابه بهتره امن باشیم تا بعدا غصه نخوریم. جلو بودن از زامبی، زلزله، آتشفشان و غیره همیشه بهتر از سورپرایز شدن است.

برای مقابله با زامبی هم مثل مقابله با سیل باید این وسایل رو دم دست داشته باشیم:

  • آب
  • غذا
  • دارو
  • ابزار و وسایلی مانند چاقو، نوارچسب، باتری، …
  • وسایل بهداشتی مانند صابون، ضد عفونی کننده، نوار بهداشتی و …
  • لباس و وسایل خواب
  • اسناد مهم جمع شده در یک کیف
  • کمک‌های اولیه

و بعد هم باید از حالا یک برنامه داشته باشیم تا زامبی‌ها و بلایای دیگه ما رو غافلگیر نکنن. چیزهایی مثل دونستن بلایای احتمالی که ممکنه در منطقه زندگی اتفاق بیافتن، داشتن محل ملاقات تعیین شده، حفظ بودن ارتباطات مورد لزوم مانند شماره تلفن و اینها، دونستن مسیر تخلیه ساختمون و غیره و غیره.

خلاصه اینکه با این ایده جذاب، یک موسسه خشک که هیچ کس حوصله‌اش رو نداره باعث شده همه ما یکبار به خودمون یادآوری کنیم که برای روزهای فاجعه، برنامه داشته باشیم.

حالا شما گیک عزیز! نمی‌خوای برای مقابله با زامبی‌ها آماده بشی؟