بایگانی برچسب: s

هکرها، هکرنماها، مساله‌ها و پاک کنندگان صورت مساله

این چند وقت ماجراهای نفوذ و دزدی اطلاعات و «هک» و فروش اطلاعات مردم و غیره خیلی زیاد بود. از کسی که افشای فیش حقوقی رانتی خودش رو «نقض حریم شخصی» اش می دونه تا دزدی که توی صدا و سیما هکر معرفی می شه تا اپراتورهایی که در مقابل فروش اطلاعات کاربرانشون ساکتن و اصولا خودشون رو موظف نمی دونن حتی بگن چی شده تا ما بدونیم با کی طرفیم و سیستم بگیر و ببندی که به جای دزد اصلی و بررسی اینکه چرا یک اپراتور باید اصولا همه اطلاعات کاربرانش یک جا لو بره و … می ره کسی رو می گیره که یک بات درست کرده رو این اطلاعات و احتمالا فردا هم… بگذریم.

من و شما می دونیم که هکر کسی است که با سواده، علاقمند به یاد گرفتن است و می‌تونه از چیزها جوری استفاده کنه که به عقل آدم‌های دیگه نمی‌رسه.

بگذریم.. دیوونه خونه ای است (: بیاین این ویدئوی عالی رو ببینین از یکی از گروه‌های هکری فوق العاده به اسم لافت که از ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۰ کار می‌کردن و بعد به سمت یک شرکت کلاه سفید اومدن. این تیم گروهی بودن از هکرهای سخت افزاری و نرم افزاری که شهادت مشهور سال ۱۹۹۸ اونها جلوی گروهی از قانونگذارهای آمریکا بسیار تاثیر گذار بود. جذابیت این مساله هم به حرف ها است و هم اینکه چطور یک کشور وقتی می خواد در چنین مواردی تصمیم بگیره، بهترین های کشور رو صدا می کنه و ازشون می خواد توضیح بدن که این اینترنت که می گن چیه و چیکار می کنه و چه خطراتی داره و یک قانونگذار باید چه درکی داشته باشه از ماجراهایی که اونجا اتفاق می افته.

از ویدئوی شهادتنامه لافت در مورد اینترنت برای نمایندگان سنای آمریکا آمریکا لذت ببرین؛ نه فقط از محتواش بلکه از شعور اونی که وقتی می خواد در موردی قانون بذاره یا حرف بزنه، اول می بینه اون موضوع چیه و آدم های متخصصش با دیدگاه‌های مختلفشون چی می گن.

لایسنس های نرم افزاری چیستند

از چند وقت پیش برام سوال بود که لایسنس دقیقا چیه و چه‌جوری می‌شه یه لایسنس برای یه برنامه گرفت اما خیلی جدی دنبالش نبودم. امروز به طرز کاملا عجیبی برام مهم شد و بعد از کمی گوگل کردن فهمیدم که هیچی نمی‌فهمم! پس به یاد شما افتادم و با خودم گفتم اگه جادی یه مطلب در این باره بنویسه حتما می‌خونمش :)

eula2

وقتی نرم‌افزاری رو نصب می کنین معمولا قبلش یک «توافقنامه» رو امضا می کنین که مرتبط با شرایط استفاده از نرم افزار است. این لایسنس یا اجازه‌نامه به شما چیزهایی مثل این رو می‌گه که

  • کجا،‌ چجوری، چه زمانی، در چه شراطی،‌ چند بار و … اجازه دارین این نرم افزار رو نصب کنین
  • آیا اجازه دارین این برنامه رو برای خودتون یا یکی دیگه کپی کنین
  • آیا اجازه دارین برنامه رو تغییر بدین یا حداقل سورس اون رو ببینین
  • اطلاعاتی که این برنامه ذخیره می کنه از نظر قانونی چه وضعیتی دارن و آیا متعلق به شما هستن یا کس دیگه

در واقع اون YES که معمولا در انتهای متن «توافقنامه مجوز برنامه»‌ یا به شکل خلاصه یولا (EULA) می‌زنیم دقیقا مشخص می‌کنه که استفاده از این نرم‌افزار چه حقوقی رو به ما می‌ده و چه حقوقی رو از ما سلب می‌کنه؛ مثلا خیلی ها می گن «اگر این برنامه به شما صدمه زد، نویسنده برنامه مسوولیتی نداره» یا «من قبول می کنم که هیچ تلاشی برای نفوذ و مهندسی معکوس این برنامه نکنم». این لایسنس فقط و فقط با نوشتن اون توافقنامه در اول و امضا گرفتن از کاربر معتبر می شه یا حتی اگر نیازی به تایید کاربر نباشه، می شه فقط بالای برنامه نوشت که لایسنس این برنامه فلان است و این حقوق محفوظ و فلان حقوق واگذار شده یا حتی لینک داد به یک منبع دقیق‌تر به لایسنس.

حالا در دنیای نرم افزار آزاد ما انواعی از توافقنامه رو داریم که حقوق خیلی بیشتری به استفاده کننده می‌ده. چهار حق اصلی که اگر داده بشن، یک برنامه آزاد خونده می شه (مثلا لایسنس جی پی ال) اینها هستن:

  1. کاربران باید اجازه داشته باشند که نرم‌افزار مورد نظر را برای هر قصد و منظوری اجرا کنند.
  2. کاربران باید اجازه داشته باشند نرم‌افزار را مطابق با نیازهای خود تغییر دهند. برای رسیدن به این هدف، کدهای منبع نرم‌افزار باید در اختیار کاربر قرار گیرد.
  3. کاربران باید اجازه داشته باشند نرم‌افزار را مجدداً منتشر کرده و در اختیار دیگران قرار دهند. این کار می‌تواند به صورت رایگان و یا در ازای دریافت مبلغی پول صورت گیرد.
  4. اگر کاربری نرم‌افزار را تغییر داد، باید اجازه داشته باشد آن را مجدداً منتشر کرده و در اختیار دیگران قرار دهد. (در مورد نرم‌افزارهای کپی‌لفت، لازم است تا کدهای منبع نرم‌افزار تغییریافته نیز در اختیار کاربران دیگر قرار گیرد)

می‌بینین که در چنین لایسنسی، اگر کسی برنامه رو تغییر بده باید لینک های نفر اصلی رو حفظ کنه و همچنین تغییرات خودش رو هم به شکل آزاد برای دیگران منتشر کنه. البته گاهی این آزادی ها حتی بیشتر هم می‌شن و مثلا در چیزی مثل لایسنس MIT حتی این اجازه به تغییر دهنده سورس داده می‌شه که بعد از تغییر سورس رو ببنده. راستی! ذکر این نکته هم مهمه که همونطور که با تعمق توی آزادی‌ها متوجه می‌شیم، مساله هیچ ربطی به پول نداره و من کاملا اجازه دارم یک سیستم لینوکس رو به شما بفروشم، برای توسعه‌اش پول بگیرم یا هر درآمد دیگه‌آی که آزادی‌های بالا رو به خطر نندازه برای خودم فراهم کنم.

در نهایت دو نکته رو باید اضافه کنم. اولی اینکه هر وقت بحث از حقوق و قضاوت می شه، مساله بسیار پیچیده است. گفته می‌شه استالمن چهار حق بالا رو ابداع کرده و بعد پیش یک حقوق دادن برده و حقوق دان چند صفحه کاغذ بهش تحویل داده که سعی می کرده همین چهار خط رو به زبان مانع و جامع توضیح بده. نکته دوم هم اینه که لایسنس‌ها بسیار زیاد هستن. اگر می خوایم در مورد یک لایسنس خاص و فرقش با یک لایسنس دیگه بدونیم باید سرچ کنیم یا به یک وکیل متخصص در این حوزه مراجعه کنیم. مثلا این وبلاگ با لایسنس کریتیو کامنز منتشر می شه که دراینجا راهنمای خوبی برای انتخاب یکی از انواع دقیق‌تر اون و همچنین توضیحات دقیق‌تری در موردش وجود داره.

مرتبط
سوال و جواب در مورد کپی رایت
توافقنامه جدید گوگل چیه و چه تاثیراتی در زندگی ما داره
– سوره تخصص کپی رایت داره. وبلاگ سوره در مورد کپی رایت با عنوان اثر اصیل اینجاست و توییتر سوره اینجا. امیدوارم بیشتر بنویسه.

آیا عکس گرفتن از آدم‌ها در خیابان نقض حریم شخصی اونهاست؟

سوال:

چند وقت پیش با دوستمم سر اینکه آیا عکس یا فیلم گرفتن از مردم تو محیط عمومی مثل خیابون و اتوبوس و مترو و…. کار درستیه یا نه بحثم شد.اون اصرار داشت که کار درستیه و قانونیه و حریم خصوصی رو نقض نمیکنه ولی من مخالفش بودم.با این حال هیچ توجیه منطقی نداشتم که براش اثبات کنم.خواستم نظرتت و در این باره بگی.

اول باید بگم که جواب‌های من جواب‌های حقوقی نیستن. قانون ایران (اگر قانونی داشته باشیم) رو نمی‌دونم و کلا هم بحث دقیقا حقوقی‌اش از حوزه تخصصی من خارجه اما این سوال رو دوست دارم چون لایه‌های متنوعی داره.

tehran1منبع

در لایه حقوقی، در بسیاری از کشورها عکس گرفتن در محیط‌های عمومی آزاده؛ همینطور عکس‌برداری از جاهایی که از محیطهای عمومی قابل دیده شدن هستن و ذاتا خلوت آدم‌ها به حساب نمی‌یان. مثلا هر کس حق داره از خشونت پلیس در هر جایی عکس بگیره؛ یا از هر ساختمان دولتی یا هر کسی که توی خیابون داره هر کاری می‌کنه. این حقوق بخشی از حفظ دموکراسی هم هستن چون قرار نیست پلیس و حکومت چیزی بالاتر از بقیه باشه – اصولا پلیس و حکومت قرار نیست چیزی به جز خودم مردم باشه. اما همونطور که گفتم در مورد چیزهایی که ذاتا خلوت مردم به حساب می‌یان اما از خیابون قابل دیده شدن هستن (مثلا پنجره اتاق خواب) قوانین می‌گن نباید عکس گرفت. دقیقا همینطور است در مورد جاهایی که عمومی هستن ولی در حوزه خلوت شخصی افراد؛ مثلا دستشویی‌های عمومی. اونجا هم بنا به تعریف مکان پرایوت است و عکس گرفتن ازش ممنوع – حتی گاهی داشتن دوربین در دستشویی هم ممنوعه.

بحث وقتی جالب می‌شه که یک نفر با رفتارش مکانی ذاتا عمومی رو، خصوصی اعلام می‌کنه. مثلا اگر من برم در یک اتاق جلسه و در رو ببندم اونجا در اون مدت خلوت من حساب می‌شه و کسی حق نداره بپره تو عکس بگیره!

اما در لایه اقتصادی، اگر شما دارین از عکس کسی استفاده اقتصادی می‌کنین، اون آدم باید راضی باشه. مثلا اگر من در خیابون از یک نفر که کنار ساحل لم داده عکس بگیرم و بخوام به یک آژانس عکس بفروشمش یا چاپش کنم، باید از اون آدم خاص رضایت‌نامه بگیرم چون موضوع عکس اونه. این مساله حتی در مورد استفاده‌های رسمی غیرتجاری هم لازمه. مثلا اگر قراره عکس یک بچه رو در یک مجله چاپ کنم باید از مسوولین قانونی‌اش اجازه نامه داشته باشم. به عنوان نکته بامزه بگم که فیلمبردارها گاهی برای سوژه دستی تکون می‌دن و اگر سوژه هم دست تکون داد به عنوان سند رضایت نسبی و آگاهی از مورد فیلمبرداری بودن، نگهش می‌دارن.

به جاش حوزه تخصصی من هم بحث‌های جالبی داره: پرایوسی. مساله اصلی اینه که وقتی کسی وارد محیط عمومی می‌شه، بخشی از پرایوسی‌اش رو واگذار می‌کنه. اینجوری نیست که من بیام توی خیابون و بعد مدعی باشم که همه باید به پرایوسی من احترام بذارن. سطح پرایوسی افراد در جاهای مختلف، مختلف است. من حق دارم توی خونه‌ام بگم هیچ کس اصولا حق نداره اعلام کنه توی خونه من است، توی کافه اعلام کنم نمی خوام ازم فیلم گرفته بشه و توی خیابون بگم کسی نباید به من تنه بزنه ولی نمی‌تونم بگم «چون من توی خیابون هستم، هیچ کس حق نداره فیلم بگیره»؛ این درست همون استدلال اشتباه «چون من تحریک می‌شم زن‌ها نباید دیده بشن» است. آزادی‌های من محترمه به شرطی که به آزادی‌های دیگران حداقل صدمه رو بزنه و اگر با این مشکل دارم یعنی من باید چشم هام رو ببندم. اگر کسی واقعا نمی خواد هیچکس ازش عکس بگیره خب نباید بیاد توی خیابون. معلومه برای شخص من هم جذاب نیست وقتی توی خیابون یا پارک هستم یک دوربین به سمت من نشونه بره ولی این رو درک می‌کنم که در جامعه ای که توش اجازه عکاسی در خیابان وجود داره، بهتر از جامعه ای است که این حق از مردم سلب شده . فراموش نکنیم که در جوامعی که استدلال «باید آزادی‌ها رو محدود کنیم تا امنیت حاصل بشه» تبلیغ می شه، معمولا استدلال کننده کسی است که داره بقیه رو کنترل می کنه ولی حاضر نیست خودش کنترل بشه یا حتی کمی شفاف عمل کنه. نتیجه چنین جوامعی همون می شه که توی خیابونش هزار مدل دوربین کار می ذارن ولی مثلا هیچ کس حق نداره بدونه توی یک اداره دولتی یا زندان چه بخره. نتیجه این جامعه، بده. وقتی از «حق عکس گرفتن» حرف می زنیم، منظورم عکس گرفتن مردم از مردم است و در جامعه‌ای که حکومت چیزی به جز مردم نیست.

در آخر اضافه کنم که اینجا فقط بحث «عکاسی» است. عکس می‌تونه منجر به جرم‌های دیگه بشه که اونها موضوع بحث نیستن. مثلا در خیلی کشورها اگر یک مرد مجرد از بازی بچه‌های کوچیک تو پارک عکس بگیره پلیس احتمالا مداخله می‌کنه تا هدفش رو بدونه (مثلا در انگلیس حساسیت زیادی نسبت به بچه‌دزدی یا جرایم جنسی علیه کودکان هست) یا اگر من زمین بخورم و شما از من عکس بگیرین و سعی کنین در اینترنت آبروی شخص من رو با اون عکس ببرین این دومی قابل پیگیری است و اینها جرایم مستقلی هستن که به خود اون عکس که شما حق داشتین بگیرین، ارتباطی ندارن.

سوال و جواب در مورد کپی رایت

جادی بیا فرض کنیم می‌خوایم یه پادکست بسازیم که توش قراره یه کتاب یا مجله رو معرفی کنیم. کتابِ مذکور هم از همون کتاباییه که جمله‌ی «تمام حقوق برای ناشر محفوظ است.» رو نوشته اولش. چقدر از این کتاب رو می‌تونیم تو پادکستمون بخونیم از لحاظ «قانونی»؟ این فرض رو هم در نظر بگیر که دسترسی به ناشرش مقدور نیست برامون.

حالا بیا فرض کنیم قسمتی از یه آهنگ رو که یه تهیه‌کننده‌ با مقاصد تجاری منتشرش کرده رو می‌خوایم برای استفاده و معرفی تو پادکستمون بیاریم. از این چقدرش رو می‌تونیم استفاده کنیم؟ یا اصلن می‌تونیم استفاده کنیم؟ یه آهنگ که به صورت رایگان توسط ناشرش پخش شده (مثلن محسن چاووشی به‌صورت تک‌آهنگ داده بیرون و تکلیف قسمت NC و ND لایسنسش معلوم نیست) چی؟ در مورد قسمتی از فیلم که به‌صورت صوتی پخشش می‌کنیم هم نظرتو بگو.

آخرشم این‌که میشه بگی خودت صداها و افکت‌هایی که می‌خوای رو از کجا میاری برای پادکست‌هات؟ و چقدر رعایت می‌کنی قوانین (بعضن دست‌وپاگیر و غیرمفید) رو راجع به حق مالکیتشون؟

سلام

به شکل خلاصه باید بگم که چیزی هست به اسم استفاده عادلانه یا fair use که به آدم ها اجازه می ده به دلایل عادلانه چیزها رو استفاده کنن – مثلا برای نقد، بررسی، …. و خب دقیقا همونی است که بعضی از دزدها استفاده می کنن و به اسم «نقد فیلم»‌کل فیلم رو نشون میدن و فقط وسطش هی حرف می زنن (: این قانون اجازه می ده من بخش هایی از موزیک یا کتاب رو پخش کنم یا استفاده کنم. قانون نسبی هم هست و بستگی به هیات منصفه داره که تشخیص بده فلان آهنگ وسط پادکست من استفاده منصفانه است یا سوء استفاده و نقض کپی رایت و در کشورهایی هم دقیقا گفتن اینقدر دقیقه یا این شکلی. در مورد اینکه آیا من حق دارم یک آهنگ کامل رو آخر پادکستم پخش کنم برای سرگرم کردن شنونده ها،‌ نظری ندارم و نمی دونم از نظر حقوقی جزو استفاده منصفانه است (غیرتجاری؟) یا نه و همین سوال رو هم دارم در مورد مثلا یک ایستگاه رادیویی که موزیک یک خواننده رو پخش می کنه یا دی جی ای که توی پارتی از کسی موزیک می ذاره. بحث حقوقی اینها رو نمی دونم که مثلا من حق دارم توی نمایشگاه نقاشی ام موزیک ملایم فلانی رو به شکل سی دی بخرم و پخش کنم یا نه.

در مورد مشخص نبودن لایسنس که منطقا هر کس هر کاری می خواد می تونه بکنه – یعنی اگر طرف نگفته باشه این تحت فلان کپی رایت است ، هر استفاده یا مجازه. برای همین اصلا کپی لفت درست شد که بگیم «استفاده از این اثر آزاده ولی تحت این شرایط که اگر تغییر دادین بازم محصول آزاد باشه و بگین کار کی است و …»

و در نهایت من از سایت freesound.org و ساوندکلاود استفاده می کنم که تو اولی صداها آزاد هستن و دومی الزاما نه. در مورد کپی رایت هم معتقدم روش درست رعایت کردن خواست کسی است که محصول رو تولید کرده یا مبارزه واقعی و من که معتقدم کپی لفت و آزادی بهتره باید تبلیغش کنم و کارهای خودم رو تا حد ممکن کپی لفت بدم. نقض کپی رایت یک محصول و استفاده شخصی نه کار درستی است نه مبارزه ولی خب منم گاهی انجامش می دم بخصوص در مورد موزیک آخر (اگر گذاشتنش غیرقانونی باشه).

در ضمن‌! چون این سوال/جواب خوبیه می ذارمش تو سایت شاید از دوستان نظرات بهتری بگیری (:

جادی

دو نکته:
۱- مطالب قبلی در مورد کپی رایت بخصوص مطالب هفته کپی رایت رو نگاه بنداز
۲- دقت کن که من متخصص حقوقی کپی رایت نیستم، در کامنت ها هم همین مساله رو در نظر بگیر و هر چیز می خونی رو اگر لازمه با قانون و بالاتر از اون با عقل سلیم بسنج (:

جمعه‌ها: همه سوراخ‌های من

توی کل سال یکسری از خوراکی ها ممنوع هستن و مجازات شلاق دارن و از فردا هم که کلا خوردن و نوشیدن هر چیزی در ساعتی که قانونگذار اعتقاد داره نباید چیزی خورد، به مجازات های متنوع می رسه. از اونطرف گی بودنی که در همه جوامع بوده و هست و خارج از انتخاب خود آدمه می تونه آدم رو پای چوبه دار ببره و سکس خارج از خانواده ای که از نظر قانونگذار تنها شکل رابطه پذیرفته شده دو تا آدم است هم که می تونه به سنگسار برسه. یکسری موسیقی هم هست که از نظر قانونگذار ممنوعه و نصف جمعیت کشور هم که حق ندارن آوازشون شنیده بشه. حالا هم که گیر دادن به این سوراخ جلوی ما و ظاهرا گفتن قراره اگر کسی به درخواست خودمون کاری کرد که بچه دار نشیم ۲ تا ۵ سال زندان داشته باشه. عملا دیگه تنها سوراخ مجازی که برای ما مونده دماغه که امیدوارم مجلسیان محترم یک قانون هم تصویب کنن و بگن عطر زدن توی خیابون مجازات شلاق داره که دیگه سوراخ بدون مجازات برامون نذاشته باشن (:

حالا اینا فدای سرمون… شما اصلا می دونستین انسان عملا یک چیزی شبیه لوله پولیکا است؟ یعنی در اصل یک سوراخ است که غذا و هوا و غیره از یکسرش وارد می شه و در دو مسیر مختلف حرکت می کنه و اعضای ما سعی می کنن دور این مسیر سنگر بگیرن و از مواد در حال حرکت یک چیزی جدا کنن؟ در این شرایط واقعا منطقی نیست که تمرکز خودمون رو بذاریم رو مجازات استفاده انتخابی از این سوراخ ها؟ معلومه که هست (:

بهتر شدن وضعیت تلفن‌های همراه توی پروازها

توی یکی از پروازهای بین‌المللی، مسافر کناری من قبول نمی کرد موبایلش رو خاموش کنه – یک سامسونگ گالاکسی که اومده بود تا گوشی‌های اندرویدی رو به رقیب جدی آیفون تبدیل کنه و از تولباری که بالاش داشت می شد گوشی رو به Flight Mode برد. از مهماندار اصرار که گوشی باید خاموش بشه و از مسافر ابرام که این گزینه مخصوص هواپیما است و گوشی رو برای هواپیما بی‌خطر می کنه. در نهایت آقای مهماندار رفت و مجله‌ای رو آورد که در صفحه آخرش قوانین هواپیما نوشته شده بود و توش دقیقا ذکر شده بود که گوشی‌ها باید ختما کاملا خاموش بشن و گزینه Flight Mode حین خیزش و فرود قابل قبول نیست. گفتن اینکه «اگر قبول نکنین باید به مامور امنیتی هواپیما اطلاع بدم» مشکل رو حل کرد.

اما این صحنه‌ها ظاهرا قراره در طول زمان کم و کمتر بشن. در قدم اول FAA یا اداره پروازهای فدرال که این قوانین رو در آمریکا می ‌ذاره و بعد بقیه جهان ازش پیروی می کنن گفته که از این به بعد استفاده از وسایل الکترونیک برای کارهایی مثل کتاب خوندن، بازی و موزیک گوش دادن مجازه. چه هواپیما روی زمین باشه، چه در حال بلند شدن، چه در کمتر از ارتفاع ۱۰۰۰۰ فوت و چه بالای اون (این همونجا است که چراغ «کمربندها رو ببندین خاموش می شه»). اما هنوزم کارهایی مثل خوندن ایمیل، اسمس دادن و حرف زدن از وقتی که درهای هواپیما بسته می شه تا وقتی به ارتفاع ۱۰۰۰۰ پایی برسیم ممنوعه. در ارتفاع ۱۰۰۰۰ شرکت‌های هواپیمایی می تونن وای-وای خودشون رو روشن کنن ولی «صحبت کردن» با تلفن کماکان از نظر این کمیته ممنوع خواهد موند.

منبع و اطلاعات بیشتر