بایگانی برچسب: s

نمودار تغییر شکل بدنی میس آمریکا از ۱۹۲۱ تا ۲۰۱۵

کسانی که توی میس‌آمریکا یا مثلا همون دختر شایسته آمریکا شرکت می‌کنن روندی کاملا معکوس جامعه داشتن. توی آمریکا از ۱۹۲۱ تا ۲۰۱۵، ‌متوسط BMI بدن زن‌ها دائما بیشتر شده در حالی که همین شاخص توی برنده‌های دختر شایسته آمریکا دائما کاهش داره. این سایت نمودار جالبی ساخته که این پایین می‌بینین:

bmi

در حال حاضر حدود یک سوم برنده‌های دختر شایسته آمریکا، دچار کمبود وزن هستن. این کمبود وزن شاید در مورد بعضی آدم‌ها خود به خود اتفاق می‌افته ولی در مواردی هم نتیجه گرسنگی‌ کشیدن‌های عجیب و حتی اعمال جراحی برای خارج کردن اعضایی مثل رحم است که نبودش باعث می شه شکل شکم صاف‌تر باشه. دردسر اصلی وقتی شروع می‌شه که بقیه زنان آمریکایی (و بقیه دنیا) با نگاه کردن به این «برنده‌ها» سعی کنن ظاهرشون رو شبیه اونها کنن. ماموریتی که برای اکثریت آدم ها غیر ممکن است و فقط باعث یک عمر ناراحتی و استرس نسبت به شکل بدنی خودمون می‌شه.

فرق گیک و نرد

از وقتی در نارنجی مرحوم در مورد گیک ها نوشتم، کسانی که خودشون انگلیسی می خوندن و خوشبختانه دارن بیشتر می‌شن دائم می‌پرسن:

فرق گیک و نرد چیه؟ من نرد هستم یا گیک؟

از نظر من اصلا مهم نیست فرقشون چیه، مهم نیست من کدومم و مهم نیست شما کدوم هستین (: اینها اسم و برچسب هستن و اتفاقا از نظر تاریخی عبارت‌های منفی‌ای بودن که ما خودمون مثبت برداشتتون کردیم و با افتخار استفاده کردیم تا رسیدیم به الان که چیز مثبتی به حساب میان. حرف اصلی من اینه که بهتره دنبال این اسم ها و برچسب ها نباشین و از کارهایی که می کنین لذت ببرین و چیزهایی که دوست دارین رو یاد بگیرین و توشون پیش برین.

اما خب سوال بالا جواب گیکی / نردی خوبی هم داره. مهندس نرم افزاری به اسم بر ستلز از پیتزبورگ حدود ۲.۶ میلیون توییت رو جمع کرده و کلمات مهم اونها رو استخراج کرده و بعد هم به دنبال عبارت های گیک و نرد گشته و جواب اونها رو هم ذخیره کرده. اون بعد سعی کرده فرمولی در بیاره که بتونه احتمال حضور گیک یا نرد رو با بقیه کلمات پیش بینی کنه و به جدول زیر رسیده:

geekvsnerd

  • چیزهایی مثل فیزیک و بیولوژی و کتاب و‌ آتاری و علم و امتحان و نوروساینس و زلدا و دیتا و پانک و خوندن و … بیشتر نردی هستن
  • چیزهایی مثل تی شرت و یونیکس و تکنولوژی و داکیومنتری و هکرها و رزبری و مایکروسافت و اسپایدرمن و … بیشتر گیکی

و خب البته از قدیم این نمودار بامزه هم بوده:

nerdvsgeek2

و البته این رپ فوق العاده که با آهنگ فرق گیک و نرد رو توضیح می ده:

و تکرار می کنم که در هیچ کدوم از این موارد تعاریف دقیق نیستن و از نظر من مهم هم نیستن. مهم اینه که ما چه خصوصیت هایی داریم وگرنه کشف کردن یک الگو و تلاش برای شبیه شدن به اون تا بالاخره اون رو به ما بگن خیلی ضایع است. چه سعی کنیم شبیه یک نرد رفتار کنیم چه سعی کنیم هیکلمون رو شبیه یک باربی کنیم. بهتره آدم کارهای سالمی که دوست داره رو بکنه و ازشون لذت ببره و بعد بقیه اگر بیکار بودن روش اسم بذارن یا به این سمت برن که مطالعه و بررسی و اسم گذاشتن روی این چیزها به شغلشون تبدیل بشه.

تجارت آزاد کالاها رو ارزونتر می‌کنه؛ اما نه کالاهای مورد نیاز فقرا رو

costofeating

وقتی صحبت از رقابت و تجارت آزاد می‌شه،‌ دائما ما سوق داده می‌شیم به این سمت که رقابت و تجارت آزاد باعث کاهش قیمت‌ها یا بهتر شدن خدمات می‌شه. اصولا یکی از دفاع‌های رقابت آزاد، پایین اومدن قیمت‌ها و کمک به قدرت خرید مردم است.

حالا یک تحقیق جدید در مورد تجارت آزاد که به شکل مشترک توسط ام آی تی، دانشگاه زوریخ و NBER و UCSD انجام شده نتیجه جالبی رو نشون داده: این پایین اومدن هزینه توزیع نامتوازنی داره. این تحقیق به این نتیجه رسیده که تجارت آزاد تاثیر چندانی روی کالاهایی که خانواده‌های فقیرتر مصرف می‌کنن نداره. طبق این تحقیق که روی بازار چین انجام شده، خانواده‌هایی که حداکثر درآمدشون رو صرف غذا حداقل فایده رو از تجارت آزاد بردن در حالی که خانواده‌های مرفه‌تر که درآمدشون صرف گجت‌ها و مد و وسایل خونه تجملی می‌شده، از رقابتی شدن بازار بیشترین منفعت نصیبشون شده.

بخشی از مقاله بلومبرگ می‌گه:

تجارت آزاد به شیوه دیگری نیز بر طبقه کارگر فشار می‌آورد. تجارت و رقابت باعث بالا رفتن درآمد ثروتمندان می‌شود و در نتیجه تقاضا برای کالاهایی که امکان تهیه آن از کشورهای دیگر نیست (مثلا مسکن) بالا می‌رود و این موارد گرانتر می‌شوند. نشان داده می‌شود که طبقه کارگر [چین] و آمریکایی‌های فقیر بیشترین درصد از درآمد خود را خرج اجاره خانه می‌کنند. اجاره خانه‌ای که در نتیجه تجارت آزاد بالا می‌رود.

نمودار زیر نشان دهنده درصدی از درآمد میانه است که یک خانه متوسط آمریکایی خرج مسکن می‌کند. عددهای بالاتر از ۱۰۰٪ نشان می‌دهند که متوسط اجاره مسکن در سال‌های اخیر بالاتر از میانه درآمد است.

rent

(منبع)

نمودار بالای مطلب، نسبت سطح قیمت مواد غذایی نسبت به سطح عمومی قیمت‌ها در ۱۶ سال اخیر آمریکا است.

چرا گنو/لینوکس رو دوست دارم: بررسی اسم رنگ های فارسی

بحث از جای جالبی شروع شد. من گفتم رنگ های ایرانی بامزه هستن چون موارد خیلی کمی داریم که توش یک اسم خاص برای یک رنگ استفاده شده باشه. مثلا «زرد» یک اسم خاص است که به یک رنگ اشاره می‌کنه ولی «آبی» یعنی چیزی که به رنگ آب است. برای بررسی این نسبت، سری به صفحه رنگ های ویکیپدیا زدم و بعد از حذف رنگ‌های تفسیری (خودم اسم می ذارم دیگه!) یعنی مثلا «سبز لجنی» یا «آبی درباری» و حذف پسوندهایی مثل «تیره» و «سیر» و … و موارد مشابه به این هشتاد و یک رنگ رسیدم:

آبی، آجری، آل، آلبالویی، اُخرایی، ارغوانی، استخوانی، بادمجونی، برگ سنجدی، برنجی، برنزی، بژ، بنفش، پرکلاغی، پوست پیازی، پوست گرگی، تاج خروسی، تریاکی، جگری، حنایی، خاکستری، خاکی، خردلی، خرمایی، دارچینی، دودی، دوغی، دلفینی، روناسی، زرد، زرشکی، زعفرانی، زغالی، زیتونی، سبز، سدری، سربی، سرخ، سرخابی، سرمه‌ای، سفید، سیاه، مشکی، شرابی، شفقی، شکلاتی، شنگرفی، شیرشکری، شیری، صورتی، طلایی، طوسی، عنابی، فندقی، فولادی، فیروزه‌ای، فیلی، قرمز، قهوه‌ای، کرم، کله غازی، گردویی، گلبهی، گیلاسی، لاجوردی، لجنی، لیمویی، ماشی، مرجانی، مسی، مغزپسته‌ای، نارنجی، نخودی، نقره‌ای، نوک مدادی، نیلی، هلویی، یاسی، یاقوتی، یخی، یشمی

هوم.. برنامه یا دست؟ برنامه.. هر چی باشه ما هکریم! بذارین آخر هر چیزی که «ی» هست رو بشمریم و نگاهی بندازیم که اشتباه نشده باشه:

jadi@funlife:/tmp$ grep ".*ی$" colors.txt  | wc -l 
71

jadi@funlife:/tmp$ grep ".*ی$" colors.txt  | xargs echo | sed 's/ /، /g'
آبی، آجری، آلبالویی، اُخرایی، ارغوانی، استخوانی، بادمجونی، برگ سنجدی، برنجی، برنزی، پرکلاغی، پوست پیازی، پوست گرگی، تاج خروسی، تریاکی، جگری، حنایی، خاکستری، خاکی، خردلی، خرمایی، دارچینی، دودی، دوغی، دلفینی، روناسی، زرشکی، زعفرانی، زغالی، زیتونی، سدری، سربی، سرخابی، سرمهای، مشکی، شرابی، شفقی، شکلاتی، شنگرفی، شیرشکری، شیری، صورتی، طلایی، طوسی، عنابی، فندقی، فولادی، فیروزه ای، فیلی، قهوه ای، کله غازی، گردویی، گلبهی، گیلاسی، لاجوردی، لجنی، لیمویی، ماشی، مرجانی، مسی، مغزپسته ای، نارنجی، نخودی، نقره ای، نوک مدادی، نیلی، هلویی، یاسی، یاقوتی، یخی، یشمی


jadi@funlife:/tmp$ grep -v ".*ی$" colors.txt  | wc -l 
10

jadi@funlife:/tmp$ grep -v ".*ی$" colors.txt  | xargs echo | sed 's/ /، /g'
آل، بژ، بنفش، زرد، سبز، سرخ، سفید، سیاه، قرمز، کرم
jadi@funlife:/tmp$ 

خب.. ده تا رنگ داریم که به چیزی اشاره نمی‌کنن و خودشون هستن:

‌ آل، بژ، بنفش، زرد، سبز، سرخ، سفید، سیاه، قرمز، کرم

در اینجا «آل» یک جور قرمز است و بقیه هم که مشخصن. پس از بین ۸۱ رنگی که داشتیم،‌ ده رنگ اسم خاص خودشون رو دارن و ۷۱ رنگ به چیزهای مختلف برای توضیح رنگ ها اشاره می کنن.

colors

و نکات جالب؟

  • رنگ های باحالی داریم مثل دوغی، یخی، دودی و البته تریاکی!
  • سفید یخچالی جزو رنگ ها است که البته اینجا نشمردیم چون بخشی از «سفید» است ولی جالبه که قبل از ورود یخچال به اون رنگ چی می گفتن
  • من همیشه به شوخی از آدم ها می پرسیدم کدوم رنگ است که فقط به چشم اشاره می کنه و نه چیز دیگه! جواب «میشی» است.. ظاهرا دلیلش اینه که کلا «میشی» اسم رنگ نیست و اشتباه مصطلح است. رنگ درست «ماشی» است (:
  • نوک مدادی هم بامزه است (در کنار قرمز ماتیکی یا کالباسی مثلا!) چون منطقا این چیزها خودوشن نیازمند تفسیر شدن رنگ هستن. یعنی خود مداد رو باید بگیم چه رنگیه بعد بگیم اون رنگ رنگ مداده (:

راستی! معلومه که فرض اولیه این مطلب وقتی منطقی می شه که با بقیه زبون‌ها هم مقایسه کنیم ولی خب در همین حد برای من فان بوده (:

بهترین شروع برای درک اینکه کامپیوترها چطور «فکر می کنن»: مقدمه بصری بر یادگیری ماشین

یادگیری ماشین این روزها خیلی روی بورس است. از سیستم های پیشنهاد دهنده تا تشخیص چهره و بقیه چیزها دارن به سرعت پیش می‌رن و ما گاهی ازشون عقب می‌مونیم. این صفحه فوق العاده توضیح می ده که یادگیری ماشین چطوری کار می کنه؛ با تصور و مثال. مدت‌ها پیش اینو دیدیم و جعفر خاکپور زحمت ترجمه رو کشید ولی ایمیل‌نگاری با تهیه کنندگان اصلی تقریبا بدون جواب موند و آخرش همینجا منتشرش کردیم. امیدوارم لذت ببرین و دید خوبی بهتون از این بده که کامپیوترها چطوری فکر می‌کنن و تصمیم می‌گیرن و پیش‌بینی می‌کنن چون لازمه ما منطق پشت هوش مصنوعی رو درک کنیم.

در یادگیری ماشین، کامپیوترها به کمک روش های یادگیری آماری الگوهای داخل داده ها را به صورت خودکار استخراج می کنند. این تکنیک ها میتوانند پیش بینی را با دقت بسیار بالایی انجام دهند. پیمایش صفحه را ادامه دهید. به کمک یک مجموعه داده در مورد خانه های نیویورک و سان فرانسیسکو، ما یک مدل یادگیری ماشین تولید خواهیم کرد که بتواند از روی مشخصات خانه تشخیص دهد که این خانه در نیویورک است یا سان فرانسیسکو

لینوکس در این ماه ۲۵ ساله شد، بیشترین روند؟ نیاز به توسعه دهندگانی که به خاطر برنامه‌نویسی کرنل به شرکت‌ها برن

/jaz/Linuxstillit06.tif

بیست و پنج سال پیش، در آگست ۱۹۹۱ لینوس نامه مشهورش رو نوشت و به دنیا اومدن لینوکس رو به دنیا خبر داد. حالا در بیست و پنج سال بعد لینوکس موجودی عظیم شده که بخشی بزرگی از دنیا رو اداره می‌کنه – از اکثریت تلفن‌های هوشمند تا اینترنت تا قطارها و بانک ها. گزارش توسعه کرنل که دیروز منتشر شد آمار جالبی از شرایط توسعه به ما می‌ده:

سال‌های سال است که تعداد توسعه دهندگان مستقل (فردی/بدون حقوق) لینوکس با کاهشی پایدار مواجه بوده. در ۲۰۱۲ این عدد ۱۴.۶ درصد بود، در ۲۰۱۳ برابر ۱۳.۶ درصد و در ۲۰۱۴ تعداد توسعه دهندگان مستقل به ۱۱.۸ رسید. اما حالا این عدد روی ۷.۷ درصد ایستاده. این سقوط دائمی دلایل متنوعی داره اما حتما منطقی‌ترین دلیل ساده‌ترین اونها است: توسعه‌دهندگان کرنل کم هستن و هر کسی که بتونه نشون بده کد نوشته شده توسط خودش می تونه به کرنل برسه، در پیدا کردن شغل هم مشکلی نخواهد داشت.

در گزارش این ماه به بیش از ۴۰۰ شرکت اشاره شده که با نوشتن کد برای کرنل سعی می کنن وضع خودشون در بازار رو بهتر کنن. شرکت‌هایی مثل اینتل، ردهت، سامسونگ، سوزه، گوگل، ای ام د، تگزاس اینسترومنتز، اوراکل، هواوی، فیسبوک، سیسکو و غیره.

linux-companies-640x371

در این دوره ۹ ورژن جدید کرنل منتشر شده و عدد اصلی ورژن از ۳ به ۴ تغییر کرده که نشون دهنده هیچ چیز خاصی هم نیست و فقط نشون دهنده این است که هر کرنل جدید تغییراتی داره که دیگه تفاوت خاصی بین عدد اصلی و عدد کوچیک رو لازم نمی‌کنه.

در صورتی که می‌خواین با لینوکس آشنا بشین از اینجا شروع کنین و اگر علاقمند هستین که توسعه کرنل رو شروع کنین، مطمئن بشین که لینوکس رو به خوبی بلدین، کتاب سیستم‌عامل رو بخونین و در برنامه نویسی سی بسیار خوب باشین و در نهایت درک کنین که کرنل لینوکس چه بخش‌هایی داره و این اجزا چطوری با هم کار می‌کنن که برای همه اینها کتاب‌های مستقل هست.