هدایایی از لینوکس شاپ

آپدیت: پین‌ها و برچسب‌ها از فروشگاه سیتو هستن و ماگ ها از فروشگاه لینوکس شاپ. چون اونها رو توی یک روز دریافت کردیم به اشتباه فکر کردم همه از لینوکس شاپ هستن (:

توی عصر دیجیتال، معمولا عادت به دریافت بسته‌های پستی فیزیکی نداریم. بخصوص اگر بسته سورپرایز باشه. اما امروز از پذیرش شرکت زنگ زدن و گفتن جادی جان یک بسته پستی دارین! رفتم پایین و گرفتم. پست واقعی!‌ حتی پیک هم نه. پست واقعی، اونهم از مشهد. سریع و ارزونتر از پیک توی تهران. خیلی کیف داد.

بازش که کردم کیفش بشیتر هم شد (: دو تا لیوان عالی از لینوکس شاپ. لینوکس شاپ مرکز فروش سی‌دی‌های لینوکس و هدایای تبلیغاتی است. مشخصه که سی دی های لینوکس با تنوع زیاد و سرعت پستشون به درد خیلی‌هایی که به اینترنت سریع دسترسی ندارن می‌خوره ولی من همیشه به شکل جدی‌تر طرفدار کالاهای تبلیغاتی از جمله تی شرت و ماگ لینوکسی بوده و هستم. توی این بسته این دو تا ماگ باحال بود:

سریع ماگ قدیمی دبیان رو به یکی از دوستان هدیه دادم و خودم اون ماگ گنو/لینوکس رو برای قهوه و ماگ Eat, Sleep, Linux رو برای چایی اختصاص دادم (: در عین حال اگر بخواین ظاهرا این امکان هم هست که طرح‌های خودتون رو هم چاپ کنین. به من که حسابی خوش گذشت، بخصوص با برچسب‌ها و پین‌های اوبونتویی که کنارش گذاشته بودن… بذارین یک عکس هم از پینی که زدم به کیفم‌ بگیرم و بذارم:

ممنون از لینوکس شاپ و مستقل از هدیه‌شون، پیشنهاد می‌کنم شما هم اگر اهل لینوکس و آزادی نرم افزار هستین، سری به سایتشون بزنین. در مقابل شیش تومن می‌ارزه آدم یک بسته پستی واقعی دریافت کنه، چه برسه به اینکه توش یک ماگ لینوکسی یا تی شرت کی دی ای، گنوم یا حتی جنتو هم باشه.

پول کلان با نرم‌افزار آزاد، مدل تجاری دروپال

آکوییا که شرکتی است خدمات و محصولات مرتبط با نرم‌افزار آزاد و بازمتن دروپال را عرضه می‌کند، هفته قبل هشت و نیم میلیون دلار دیگر کمک مالی گرفت تا مجموع دریافتی‌های خود در سه دوره قبلی را به بیش از ۲۳ میلیون دلار برساند و مثال دیگری باشد از یک مدل تجاری موفق که حول یک نرم‌افزار آزاد و بازمتن شکل می‌گیرد.

پایه‌گذار اصلی شرکت – درایس بایتارت – دقیقا همان کسی است که هفت سال پیش از تاسیس شرکت، پروژه دروپال را شروع کرده بود. این پروژه در سال ۲۰۰۰ فقط یک دست گرمی بود برای آزمودن تکنولوژی‌های جدید توسط درایس اما به زودی صدها و کمی بعد هزارها برنامه‌ نویس را درگیر خودش کرد وکارش به جایی رسید که نه فقط تعداد بسیار زیادی سایت، که حتی سایت‌های جاهایی مانند کاخ سفید، دانشگاه هاروارد و ام.تی.وی. نیز با آن طراحی شد. درایس در ۲۰۰۷ تصمیم گرفت تا شرکت آکوییا را تاسیس کند. این شرکت به عرضه خدمات و محصولات مرتبط با دروپال می‌پردازد و مستقل از فروش مستقیم خدمات و محصولات، از طریق دریافت کمک مالی به منظور توسعه دروپال نیز، مشغول کسب درآمد است. او در پست اخیر وبلاگش نوشته‌ «کسب درآمد از یک پروژه بازمتن که توسط داوطلبین توسعه پیدا می‌کند، مرحله‌ای طبیعی از روند زندگی هر پروژه است. این یک تغییر بزرگ است و می‌تواند فرصت بزرگی هم باشد.

شرکت آکوییا، در حال حاضر و تنها سه سال بعد از تاسیس هفتاد کارمند دارد و بیش از ۲۴۰۰۰ سایت را روی سرورهایش (به نام باغ‌های دروپال) پذیرایی می‌کند. گفته می‌شود که بخشی از ۲۳ میلیون دلاری که این شرکت درآمد داشته، بخش توسعه نسخه بعدی دروپال شده و مابقی برای تاسیس دفتر جدیدی در اروپا صرف خواهد شد.

این دقیقا همان مدل تجاری‌ای است که شرکت اتوماتیک نیز آن را پی گرفته. شرکت اتوماتیک، با نصب نرم‌افزار آزاد وردپرس روی سرورهای خودش، به مردم این امکان را داده که به رایگان از آن استفاده کنند ولی در مقابل ارائه سرویس‌های اضافی، پول دریافت می‌کند. این مدل تجاری در مورد شرکت اتوماتیک نیز موفق بوده است. نویسنده دروپال در مورد این شیوه می‌گوید که استفاده از آن از نظرش هیچ مشکلی که ندارد هیچ، کسب درآمد از یک نرم‌افزار آزاد بسیار هم جذاب است اما به گفته او چیزی که نباید تحت تاثیر این استراتژی قرار بگیرد، شیوه مدیریت نرم‌افزار و بحث‌های فنی آن است. درایس توضیح می‌دهد که پیروزی دروپال در مقابل رقبای دیگر، از همه بیشتر وابسته به جامعه‌ای بوده که پشت آن شکل گرفته و دلیل شکل گیری چنین جامعه عظیمی هم این بوده که مردم از همان ابتدا شروع کرده‌اند به پول درآوردن از دروپال. شرکت‌های بزرگی با راه‌اندازی سایت از طریق دروپال، پول‌های خوبی به دست می‌آوردند که منطقا بخشی از آن را صرف پیشرفت برنامه اصلی می‌کردند تا درآمدهای آتی را تضمین کنند. او صحبت را با این بحث تمام می‌کند که نکته خطرناک، این است که مدیریت دروپال به جای پیروی از توجهیات فنی برای تغییرات و تمرکز بر توسعه نرم‌افزار، تنها به کسب درآمد بیشتر فکر کند و جهتگیری فنی را فراموش نماید.

کار درست گوگل

دوشنبه‌ هفته قبل، نتایج یک تحقیق برزگ منتشر شد. در این تحقیق از ۲۳۰۰ توسعه دهنده نرم‌افزار پرسیده شده بود که به نظرشان آندروید انتخاب بهتری برای نوشتن نرم‌افزار است یا iOS اپل. نتیجه اعلام شده بسیار جذاب است. اکثریت پنجاه و نه درصدی برنامه‌نویسان گفته‌اند که آندروید در طولانی مدت وضعیت بهتری از اپل خواهد داشت در حالی که تنها ۳۵٪ آن‌ها، در این مورد از محصولات اپل نام بردند. البته همانطور که اکثر ما هم حدس می‌زنیم، جمعیت عظیمی – بیش از سه چهارم – پاسخ‌دهندگان گفتند که در حال حاضر و برای درآمد زیادی کوتاه مدت، اپل انتخاب بهتری است.

این نظرسنجی بسیار طولانی است؛ مثلا می‌گوید که ۷۵٪ برنامه‌نویسان معتقدند در آینده آندروید خواهد بود که تعداد زیادی از دستگاه‌های دیجیتال را قدرت خواهد بخشید و من هم نمی‌خواهیم همه آمار آن را تکرار کنم بلکه هدف دیدن روندی است که به سمت توسعه نرم‌افزار برای آندروید شکل گرفته. واقعا گوگل در این سیستم‌عامل چه کاری انجام داده که در چنین مدت کوتاهی، در دیدگاه برنامه‌نویسان به گزینه اصلی دنیای آینده تبدیل شده؟

مشخصا جواب اولی که خوانندگان این ستون به سوال می‌دهند بازمتن بودن است. اما این همه داستان نیست. گوگل این واقعیت را تشخیص داده که دنیای اینترنت و شیوه استفاده ما از آن در حال تغییر است. تا امروز، بیشترین استفاده معمول از اینترنت، صفحات وب بود و گردش در آن‌ها از طریق مرورگرها. اما در چند سال اخیر، داشتن نرم‌افزارهای اختصاصی برای سایت‌های مختلف و اتصال به آن‌ها از طریق نرم‌افزار دارد بیشتر و بیشتر جای مرورگرها را می‌گیرد. من شخصا روی موبایلم با استفاده از نرم‌افزارهای مستقل به توییتر، ویکیپدیا، بانک اطلاعاتی فیلم‌های اینترنت، فیسبوک، فریندفید، گوگل ریدر و ایکس.ای (نرخ ارز)، یوتیوب، ایمیل، فیدخوان و پادکست‌خوانم وصل می‌شود. روی لپ‌تاپ، به جای همه این نرم‌افزارها فقط یک براوزر دارم.

مدیرعامل گوگل اریک شمیت در مصاحبه اخیرش با وال استریت ژورنال گفته است که گوگل در آینده نقش خود به عنوان جستجوگر سنتی متن را حفظ خواهد کرد اما کاملا به این توجه دارد نرم‌افزارها در حال تغییر چهره وب هستند. گوگل با رایگان و تا حد زیادی آزاد کردن آندروید کمک کرد که برنامه‌نویسان بتوانند بدون هیچ مشکلی و تنها با دانلود چند برنامه – روی هر سیستم‌عاملی – مشغول توسعه نرم‌افزار برای آن شوند. در مقابل به مکانیزم برنامه‌نویسی برای اپل توجه کنید. در دنیای بسته اپل، شما اول باید یک مک بخرید، بعد باید حداقل ۹۹ دلار در سال بدهید تا SDK برنامه‌نویسی را بگیرید و در نهایت باید برنامه خود را برای اپل بفرستید تا آن را بررسی کند. در صورتی که اپل از برنامه شما خوشش نیاید کل زمان کار شما تلف شده اما اگر آن را بپسندند، برنامه شما توسط آن‌ها به فروش خواهد رفت و کمتر از یک سوم سود، به شما خواهد رسید.

در این مقایسه ساده می‌توانید متوجه شوید که چرا اکثریت برنامه‌نویسان خوب، ترجیح داده‌اند سرمایه و وقت خود در بلندمدت را روی آندروید متمرکز کنند و ببیند که چرا مدیر عامل گوگل پیش بینی کرده که در آینده نه چندان دور، تعداد جستجوهای انجام شده در گوگل توسط آندروید، از تعداد جستجوهای تحت وب این سایت، پیشی خواهند گرفت.

خبرگزاری فارس ، این یکی آزادی رو هم بیخیال شو

خبرگزاری فارس، این یک درخواست رسمی است از طرف یک کاربر نرم‌افزارهای آزاد.

خبرگزاری فارس ! من کاملا درک می‌کنم که اکثریت آدم‌ها شغلی دارن و معمولا هم در تعادل بین شرافت و درآمد، آدم‌ها کفه درآمد رو انتخاب می‌کنن. عبارت قلم به دست مزدور رو از خود شماها یاد گرفتم و واقعا تعجب نکردم وقتی دیدم خودتون هر دروغی رو برای دستمال به دستی پیش صاحب قدرت، می‌نویسین و مطمئن هم هستم اگر توی هر کشور دیگه‌ای هم بودین قلم به دستی صاحب قدرت اونجا رو می‌کردین نه شبه-عقیده فعلی‌تون رو. هرچند که امروز با خوندن چند صفحه از نوشته‌هاتون احساس کردم واقعا صفت «قلم به دست» به راحتی به شما اطلاق نمی‌شه.

به هرحال.. این کاسه لیسی قدرت، خوب نیست ولی در جامعه بیماری مثل مال ما، قابل درکه. من نه در حمله اینترنتی به شما شرکت کردم و نه هیچ وقت یک خبر ازتون خوندم و نه ناراحتی عظیمی داشتم از اینکه دروغ می‌نویسید و خودفروشی می‌کنید. اینه به خودتون مربوط بود و من مشکل رو بیشتر در این می‌دیدم که در کشور ما، غیر از کاسه لیسان قدرت، کسی دستش به هیچ مرجعی برای دادخواهی بند نیست. من هیچ وقت به شما اعتراض نکردم. اما حالا جریان فرق می‌کنه.

چی بگم؟ اشتباهات عظیم رو تذکر بدم؟ بگم این نسخه جدید لینوکس نیست و نسخه جدید اوپن زوزه است؟ بگم «just weeks after Canonical pushed the latest version of Ubuntu out the door» یعنی «فقط چند هفته بعد از اینکه کانونیکال آخرین نسخه اوبونتو را عرضه کرد» و نه «مبتنی بر لینوکس اوبونتو بوده»؟ بگم «لینوکس کرنل» انگلیسی است و تو فارسی می‌گیم «کرنل لینوکس»؟ بگم که وقتی خبر رو نمی‌فهمی باید چند پاراگراف در مورد کی دی ای و گنوم و نصب روی حافظه‌های جانبی رو بکنی «یکی از ویرایش‌های محبوب سیستم عامل لینوکس است که به طور اختصاصی توسط شرکت ناول طراحی و روانه بازار شده و کاربران و علاقمندان خاص خودش را دارد؟» بگم این لینوکس جامعه محور است و به طور اختصاصی توسط ناول طراحی نشده؟ بگم که «social networking applications» همون چیزیه که تو ازش می‌ترسی نه «برخی نرم‌افزارهای شبکه‌ای»؟ جمله به جمله در مورد چیزی که نمی فهمی، کلمه نوشته‌ای… مسخره است ولی اینم بگم که «ناول بسته‌ای حاوی ۱۰۰۰» هم اشتباه مطلقه. بحث اینه که «در این بسته – یعنی کل اوپن زوزه – بیش از هزار…»

خبرگزاری فارس! ما تو رو دروغگو و غیرصادق می‌شناسیم. قبول. خبر دزد می‌شناسیم. قبول. اما توی حوزه سیاست و اجتماع. این «نرم افزار آزاد» درباره آزادی است. درباره حق انتخاب. درباره اینکه افراد حق دارن در مورد چیزی که استفاده می‌کنن نظر بدن و تا عمقش رو بفهمن. نرم افزار آزد در مورد چهار تا ‌آزادی حرف می‌زنه:

آزادی ۰: اجرای برنامه به هر مقصودی

آزادی ۱: آزادی بررسی چگونگی کار برنامه و تغییر آن در صورت تمایل

آزادی ۲: آزادی پخش نرم افزار اصلی به دوستان و همسایه‌ها

آزادی ۳: آزادی بهبود برنامه و پخش نسخه‌های بهبود یافته

می‌بینی؟ این دنیا به درد تو نمی‌خوره. آدم‌ها توی این دنیا تغییر می‌خوان، چیزها رو عوض می‌کنن، حق انتخاب دارن، به هر مقصودی اجازه دارن از چیزها استفاده کنن (تا وقتی آزادی‌های دیگه زیر سوال نرفته) و با عشق،‌ در کنار هم می ایستن. این دنیا به درد تو نمی‌خوره خبرگزاری فارس. لطفا این دنیا رو بیخیال شو – حداقل تا وقتی که دستمال به دست کسی هستی که تفنگ و زندان و طناب دار داره.

انتهای پیام/ج

دومین روز جهانی آزادی اسناد

پارسال به اندازه کافی در مورد آزادی اسناد نوشته‌ام، امسال قصد تکرار بیش از حد ندارم فقط خلاصه می‌گویم که آزادی اسناد یعنی اسناد با فرمتی ایجاد شوند که متعلق به یک شرکت تجاری خاص نباشند. من نباید وابسته به یک فایل باشم بلکه باید این حق را داشته باشم که فایل مورد نظرم را روی هر سیستم عاملی و هر برنامه استانداردی باز کنم.

اسناد آزاد یعنی اینکه بودجه سالیانه کشوری مثل ایران، با یک نرم‌افزار متعلق به یک شرکت خصوصی نوشته نشوند، نقشه عملیات محرمانه کشورها به فرمتی ذخیره نشوند که اگر تحریم شدند، فقط با نرم افزار دزدی قابل باز شدن باشند و از آن بدتر، افراد و سازمان‌ها مجبور نباشند به خاطر سازگاری با نیازها/اشتباهات قدیم خود، دائما در یک نرم افزار و سیستم عامل باقی بمانند.

روز جهانی آزادی اسناد، تبلیغی است برای آشنایی و استفاده از فرمت‌های آزاد و بازی مثل ODF استاندارد شده و حتی OOXML مایکروسافت. اگر علاقمند به اطلاعات بیشتر هستید، به نوشته قبلی من با عنوان [۰>425] مراجعه کنید.

بروشور روز آزادی نرم افزار

این یک بروشور است که با لیلا به مناسبت روز جهانی نرم افزار آزاد ساخته بودیم. حالا یکی از دوستای خوب لاگی می خواستش و گفتم بذارم اینجا که برای آیندگان هم بمونه (:

اگر تغییر دادین یا بهترش کردین بد نیست با توضیحی کوتاه در مورد تغییرات برام بفرستین که به همین مقاله اضافه کنم تا انواع و اقسامش همینجا باشه.

فرمت فایل اصلی آفیس‌باز یا OpenOffice است. ولی به توصیه بیتا به شکل PDF هم می‌ذارم.

بروشور روز نرم افزار آزاد به شکل آفیس‌باز
بروشور روز نرم افزاری آزاد به شکل پی.دی.اف.