بایگانی برچسب: s

امروز ترانزیستور ۶۰ ساله شد

شصت سال قبل یعنی در ۱۶ دسامبر ۱۹۴۷، سه فیزیکدان در آزمایشگاه‌های بل اولین ترانزیستور جهان را ساختند. ویلیام شاکلی، جان باردین و ویلیام برتین به دنبال یک نیمه رسانا بودند که بتواند جای لامپ‌های خلاء را بگیرد. مشکل اصلی لامپ‌های خلاء غیرقابل اطمینان بودن و داغ شدن بیش از حد آن‌ها بود. آن‌ها برای شش ماه از این اختراع با کسی حرف نزنند تا بتوانند کلیه مشکلات آن را شناسایی و حل کنند و اختراع را به نام خود ثبت کنند.


روز ۳۰ جون ۱۹۴۸ بود که طی یک کنفرانس مطبوعاتی در نیویورک سیتی، آن‌ها نه فقط یک ترانزیستور بزرگ که یک رادیو و یک تلویزیون به مطبوعات نشان دادند که به جای لامپ خلاء، با ترانزیستور کار می‌کردند. از همان لحظه مشخص بود که آینده در دستان ترانزیستور است ولی مطبوعات این را درک نکردند و مثلا نیویورک تایمز در صفحه ۴۶ و پایین ستون «اخبار رادیو» در مطلبی کوچک از ساخته شدن یک رادیوی جدید خبر داد.

جای گذاری چندین ترانزیستور روی یک ویفر حدودا ده سال طول کشید و در نهایت در اواخر دهه ۱۹۶۰ بود که میکروپروسسورها ابداع شدند. اولین میکروپروسسور تجاری در ۱۹۷۱ توسط اینتل به بازار عرضه شد و با حضور آن در بازار، در میانه‌های دهه ۱۹۷۰، شاهد کامپیوترهای شخصی بودیم.

این روزها یک میکروپروسسور ساده تا ۱.۷ میلیارد ترانزیستور دارد. بنا بر برآوردی که «قانون مور» نامیده می‌شود، بشر در هر سال تقریبا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ (هفده صفر!) ترانزیستور می‌سازد یعنی یک ترانزیستور به ازای هر مورچه.

این مطلب را هم تقدیم می کنم به رباتی که با لیلا و خواهرش ساختیم (یعنی در اصل لیلا و خواهرش و من!). سه تا خازن و دو تا ترانزیستور که به عنوان سوییچ، برق را از باتری‌های خورشیدی در موتورها تخلیه می کنند. عکس و فیلم و بقیه مطالب را اینجا ببینید: روبات کوچولوی ما با انرژی پاک کار می کند

مرتبط: ترانزیستور در ویکی‌پدیای فارسی

منبع خبر: ترانزیستور ۶۰ ساله شد

میزکار کی‌دی‌ای یازده ساله شد: با آن آشنا شویم


اگر یادتان باشند، چندی قبل تولد ده سالگی گنوم را تبریک گفته بودم و نوشته بودم که از آن استفاده می‌کنم. حالا وضع فرق کرده.

میز کار به آن بخشی از سیستم عامل می‌گویند که به شکل گرافیکی ارتباط شما و لایه‌های پایین سیستم‌عامل را فراهم می‌کند. من تقریبا یک ماه است که با خوشحالی زایدالوصف(!) از KDE به عنوان میزکار گنو/لینوکس استفاده می کنم و بسیار بسیار راضی و خوشحالم و زیباتر از‌ آن اینکه امروز کی دی ای یازده ساله شد.

برای خواندن تاریخچه و اطلاعات پایه‌ای تر مربوط به کی‌دی‌ای به صفحه ویکیپدیا مراجعه کنید چون چیزی که من اینجا می‌نویسم، الزاما بحث فنی نیست.

آن بالایی لوگوی کی دی ای است و یک اژدها نماد خوش‌شانس ما که این روزها منتظر رسیدن ۱۱ دسامبر و دیدن نسخه چهار این میز کار فوق العاده هستیم که علاوه بر قابلیت‌های زیبا و جدید، بر خلاف سیستم‌های دیگه قول داده شده، سریعتر هم عمل کنه.

خب! اجازه بدهید چرخی در کی دی ای بزنیم تا ببنیم چرا اینقدر برای من دوست داشتنی است.

اول اینکه صفحه کار من این شکلی است:


زیبا و قدرتمند. منوها و میانبرها و نشانگرها رو سمت راست صفحه گذاشته‌ام. اون بالا منوی اصلی و زیرشون برنامه‌های در حال اجرا (ازجمله سبد دوست داشتنی‌ای که هر چیزی لازمه توشه: یادداشت، لینک، فهرست کارها، برنامه‌ها و ..) و Kopete که پیام رسان من است و ساعتی که قراره عصر زنگ بزنه تا من یک میل مهم رو بزنم. زیر اینها هم فهرست پنجره‌ها هستند. اون پایین سطل آشغاله (که هر چقدر پرتر بشه، لبریزتر می‌شه) و بالاش چهار تا مونیتور مجازی ات و بالاش ساعت و تقویم به هجری شمسی و در نهایت هم میانبر برنامه‌های پر استفاده من.

اما هنوز هیچ چیز اونقدرها هم عجیب نیست که من رو عاشق یک سیستم عامل بکنه. چیزی که من رو عاشق KDE کرده ساختار بسیار حرفه‌ای اونه. به دو نمونه اشاره می‌کنم: KParts و شفاف بودن شبکه.

KParts

به این معنا است که KDE از بخش‌های کوچیکی استفاده می‌کند که کارهای کوچک(؟) انجام می‌دهند. مثلا نرم‌افزاری
مثل Konqueror یک مدیرفایل است که همین که لازم شود چیزی را ادیت کنید با احضار یک KPart برایم ادیتور می‌شود و اگر روی عکسی کلیک کنم، نمایشگر عکس می‌شود و … .

در حالت عادی این ایده خوبی نیست که یک نرم افزار همه چیز باشد ولی وقتی KParts حضور داشته باشند، این ایده فوق العاده است. هر تنظیمی که من در نمایشگر عکسم بکنم، هرجایی در KDE که بخواهد به من عکس نشان بدهد، آن تنظیم را استفاده خواهد کرد. عملا من چند برنامه ریز و مهم دارم که بقیه برنامه‌های میزکارم از آن‌ها تشکیل شده‌اند. حالا اگر KPart مربوط به نوشتن (Kate؟)‌ راست به چپ را پشتیبانی کند، همه نرم‌افزارهای KDE که از آن استفاده کرده‌اند هم قابلیت راست به چپ نوشتن را پیدا می‌کنند.

شفافیت شبکه

شاید از این به بعد بدون KParts زنده بمانم ولی بدون شافیت شبکه هرگز. این بخش از KDE با نام KIO Slave، باعث می‌شود برنامه‌های KDE من بدون هیچ مشکلی بتوانند با فایل‌هایی که روی شبکه هستند کار کنند (انواع و اقسام پروتکل‌ها،از HTTP گرفته تا FTP و SMB و SSH و FISH و ..). ساده‌تر؟ من مدیر کلی سایت هستم. یک روز مسوول یک سایت (مثلا کیبرد آزاد!) تصمیم می‌گیرد تا تغییری در یکی از صفحاتش بدهد و لازم است من یک فایل را روی سرور ادیت کنم. باید چکار کنم؟ با یک برنامه FTP به سرور وصل شوم، فایل مورد نظر را دریافت کنم. آن را در یک ادیتور باز کنم و تغییر دهم و ذخیره کنم و در نهایت با استفاده از FTP آن را به سرور منتقل کنم و نتیجه را بسنجم و اگر اشتباه بود کارها از اول.

اما ما در KDE‌ هستیم با شبکه شفافش! من فقط یک قدم دارم: فایل را در ادیتور باز کنم و تغییر دهم!


جذاب نیست؟ کار من را حداقل دو سه برابر ساده‌تر کرده است. وارد ادیتور می‌شوم و در جعبه open می نویسم: ftp://jadi.net/squelettes/rubrique.html و شروع به ادیت آن می‌کنم و بعد از ذخیره کردم صفحه را می‌بینم.

شکی نیست که همه برنامه‌های دیگر مبتنی بر KDEهم همین قابلیت را دارند. می‌توانم با word یک فایل را مستقیما روی شبکه ادیت کنم یا خروجی تصویری برنامه‌ام را مستقیما در یک صفحه وب قرار دهم.

در نهایت این را هم اضافه کنم که KDE در حال حاضر در نسخه 3.5 است و ظاهر پیش فرض آن چندان جذاب نیست اما در عوض فوق العاده قابل شخصی سازی و تنظیم است و عملا می‌توانید آن را هرطور که دوست دارید شکل بدهید. این داستان بسیار بسیار ادامه دارد ولی من قرار نیست همه چیز KDE را بگویم.

همین الان یکی دوستان خیلی خوب و کسی که باعث شد من بیام توی دنیای KDE و متعجب باشم از اینکه چرا اینهمه مدت با گنوم کار کرده‌ام، برام اسکرین‌شات زیر را فرستاد:


برنامه Konqueror یا همان مدیرفایل KDE که پنجره‌اش به سه قسمت شده و در قسمت‌های متفاوت وب، عکس و دایرکتوری باز شده‌اند.

میز کار گنوم ۱۰ ساله شد

امروز، میز کار گنوم ۱۰ ساله شد. این میز کار محبوب، فراهم کننده محیط پنجره ای و گرافیکی تحت لینوکس است. مثل همیشه لینوکس امکان این را به شما می دهد تا از بین تعداد زیادی گزینه، آنی که ترجیح می دهید را انتخاب کنید. انتخاب من بین میزهای کار، گنوم بوده است.

گنوم دقیقا ده سال پیش با این ایده شروع به کار کرد که برای کاربران، یک میز کار آزاد با مجموعه زیادی از ابزارهای جانبی فراهم کند. این تصویر اولین نسخه های این محیط کار است:


اما در طول این ده سال، پیشرفت بسیار زیاد بوده. حالا گنوم (روی کامپیوتر من) اینگونه است:


یک نوار در بالا حاوی کلیدهای میانبر، منوها، هوای حال حاضر تهران، تاریخ شمسی و میلادی، وضعیت فعالیت حافظه، پردازنده و شبکه کامپیوتر و دیکشنری و برنامه یادداشت برداری و … است. یک ماهی هم دارم که هر وقت اراده کنم یک حرف جذاب می زند (مثلا حالا! گفت: «با مجلسی که ما داریم، هر بار که جک تعریف کنند قانون می شود و هر بار که قانون درست کنند، جک می شود – ویل راجرز» ).

آن پایین هم پنجره های باز شده را می بینم و در گوشه پایین سمت راست هم، چهار مونیتور مجازی ام را. من در گنوم چهار صفحه دارم انگار کنار هم هستند (تصور کنید چهار مانیتور کنار هم دارم که در هر لحظه می توانم انتخاب کنم که مشغول نگاه کردن به کدام باشم).

نکته زیبا این است که در سولاریس هم من از همین میز کار استفاده می کنم. به عبارت دیگر فرقی نمی کند، سیستم عامل من چه چیزی باشد، من ترجیح می دهم صفحه گرافیکی ام را با گنوم ببینم.

صفحه گنوم در ویکیپدیا

پروژه گنوم

ویکیپدیا شش ساله شد

اگر راستش رو بخواهید من همین که قرار بشه یک چیزی درباره فلان چیز بنویسم که درباره اش چیز زیادی نمی دونم سریع توی گوگل می زنم: site:wikipedia.com folan. وقتی هم قرار می شه درباره بهمان چیز مطلب بنویسم که درباره اش کلی چیز می دونم بازهم حتما سری به گوگل می زنم تا ببینم تاریخچه‌ای، عکسی، لینک مرتبطی یا چیزی توی ویکیپدیا هست یا نه. این ویکیپدیای عزیز امروز شش ساله شد. مبارکه.

نکته: من هم دیروز بیست و نه ساله شدم

روز تقدیر از مدیران سیستم های کامپیوتری

شما الان دارید وب سایت من را می خوانید، این وب سایت روی یک کامپیوتر قرار دارد که توسط مدیر سیستم من از جعبه بیرون آورده شده، سیستم عامل روی آن نصب شده، علیه ویروس ها و دردسرهای اینترنتی ایمن شده و بعد روش وب سرور و بانک اطلاعاتی و کلی چیز دیگه نصب شده و بالاخره بخشی از اون به من اجاره داده شده. حالا هم وقتی شما می زنید FreeKeyboard.net کلی از مدیران سیستم جهان دست به دست هم می دهند تا کامپیوترها و مسیریاب ها و کلی ابزار دیگر شما را به این نوشته ها برسانند.

من امروز راحت نشسته ام و مطمئن هستم اگر سایتم خراب بشود یک مدیر سیستم نسخه پشتیبان آن را جایگزین خواهد کرد. ادمین های سیستم این روزها کلی کار نامریی انجام می دهند و دلیل خوب بودن کارشان هم این است که کسی متوجه آن ها نمی شود. درست روزی که کوچکترین اشتباهی بکنند و چیزی خراب بشود، چند هزار نفر در یک لحظه متوجه حضور نامریی آن ها خواهند شد. پس چه بهتر همین امروز که کارها به درستی در حال انجام شدن است، به یاد مدیران زحمتکش(!) سیستم باشیم و روز مدیران سیستم را به آن ها تبریک بگوییم

سایت اختصاصی این جریان : روز مدیران سیستم های کامپیوتری

البته امسال که کسی به من تبریک نگفت ! هرچند که رسما مدیر جایی هم نیستم ولی حس اش رو دارم !‌ از سال دیگه پذیرای تبریکات صمیمانه شما هستم. امسال تبریک می گم به لیلا که مدیر lan خونه است و به پرشین تولز (هرچند نمی دونم چرا جلوی رفتار بد اسپم فرست ها رو نمی گیره و به جاش کامنت دونی ها رو از کار می ندازه) و کلی آدم دیگه که استفاده بی دردسر از کامپیوترها رو برامون فراهم کرده اند، بخصوص از امیرحسین و کامی عزیز که کلی دردسرهای کامپیوتری من رو راحت کرده اند.