مزاحمت جنسی زشت، کریه و شکست خورده است و پایه‌های میز، آخرشم نامساوی

hank

تو ایران اصرار خاصی دارن به ما آموزش بدن که مزاحمت جنسی توسط مردها برای زن‌ها، کاری طبیعی است که همه مردهای سالم باید انجامش بدن! تعجب نکنین واقعا همینه. وقتی می گن هیچ زنی نباید جوری لباس بپوشه که تحت مزاحمت جنسی قرار بگیره یا وقتی یک بیمار نظریه اش اینه که باید مزاحمان رو آزاد گذاشت که به زن هایی که اون بیمار نمی پسنده تجاوز کنن و این بیمار به جای بستری در تیمارستان، نظریه پرداز است خب اصلا عجیب نیست بگیم تو ایران به مردها آموزش می دن که به زن ها باید تجاوز کرد و بر خلاف همه آمار موجود، این تجاوز رو مرتبط بدونن با شکل پوشش یا انگیزه های جنسی (از نظر علمی تجاوز معمولا نتیجه سرکوب / تحقیر و خشونت است نه میل جنسی).

بحث کارتون «همینه» یا به قول امروزی ها «پت و مت» هم هست. اونها یک میز داشتن که یک پایه اش کوتاهتر از بقیه بود و تصمیم می گرفتن برای اصلاحش پایه های دیگه رو کوتاه کنن. معلوم بود که بالاخره یکی از پایه ها بیشتر اره می شد و حالا این از بقیه کوتاهتر بود و باید همه پایه ها یک دور دیگه کوتاه می شدن تا با این مساوی بشن و بعد از چند مرحله تلاش برای مساوی کردن همه چیز و مقیاس قراردادن کوتاهترین چیز، می رسیدن به یک میز که رسما پایه نداشت و پایه‌هاش اینقدر اره شده بود که سطح میز دیگه به زمین رسیده بود و از قضا هنوزم لق می زد. جامعه هم همینه: نمی شه همه رو یک شکل کرد. اگر یک احمقی نظریه اش اینه که باید به «اونی که از بقیه کم حجابتره» تجاوز کرد درست مثل «پت و مت» است و بالاخره با یک جامعه مریض تنها می مونه که سطحش چسبیده به کف زمین و هنوزم لق می زنه. با این اختلاف که پت و مت از نتیجه کارشون راضی بودن و این دوستمون هنوز دنبال اعدام کردن باقی‌مانده‌ها است. راستی! توی افغانستان به زنی که مقنعه داشت می گفتن بی‌حجاب.

یک جامعه مریض (یک یک مریض توی جامعه) دائما داره تبلیغ می کنه که مرد یک موجود روانی حشری است که تنها کارش دید زدن زن‌ها و در فرصت مناسب، تجاوز به اونها است. وقتی عضو شورای شهر با کلی سابقه فیلان و بهمان می گه چجوری زنش تهدیدش می کنه که حق نداره جایی پا بذاره که زن مطلقه شاغله طبیعی است که همراه تیم ملی امید هم مزاحم جنسی دختری باشه که کنارش ایستاده تا با هم عکس بگیرن و آدم دیپلوماتیک ما توی استخر مختلطی که توی برزیل رفته بوده مزاحم جنسی یک بچه باشه. از یکطرف همیشه یاد دادن که اینکار طبیعی است و از اونطرف اصولا گفتن که اینکارها که اصلا مزاحمت نیست و حتما همه دخترهای جهان هم منتظر هستن که منِ مرد ایرانی انگشتش کنم و اعلام کنم که امشب می تونه افتخار داشته باشه که من باهاش بخوابم. این جریان ربط خاصی هم به دیدگاه سیاسی و تحصیلات نداره چون یادمه اون دوستمون که توی کانادا به سینه یک زن دست زده بود، توی دادگاه مدعی شد که هر مردی همینکار رو می کنه یا این دوستمون که خاطره اش از یک محیط فنی رو تعریف کرده که توش یک مسوول فنی / مدیر شرکت سعی می کنه با نشون دادن سایت های سکسی بهش، تحریکش کنه و احتمالا باهاش رابطه داشته باشه (و آفرین به نسرین که اینو صریح و خوب نوشته – تکرار این نوشتن ها زشتی این کارها رو نشون می ده).

اما!

اما اینها رو گفتم که یک چیز بدیهی رو به گیک‌های عالی خودمون یادآوری کنم: مزاحمت جنسی بسیار زشته، غیرقابل تحمل و رفتار یک آدم بیمار.

شوخی جنسی این روزها زیاده.. چه شوخی دستی چه کلامی و از وایبر تا محیط کار خیلی پسرهای خز فکر می کنن اگر جلوی یک دختر شوخی جنسی بکنن یا بحث جنسی رو باز کنن یک قدم در رابطه پیش اومدن. واقعیت اینه که اینطور نیست. مستقل از بیمارگونه بودن این رفتارها، اگر حتی هدف فقط کسب شهرت است یا محبوبیت یا نزدیک شدن یا حتی خودِ خودِ خوابیدن، شوخی جنسی و بخصوص شوخی فیزیکی یا رکیک بودن با اینکه بحث جنسی رو باز می کنه ولی شدیدا باعث می شه طرف مقابل عقب بکشه و در گارد دفاعی اش شما رو اصولا کنار بذاره.

اگر آدم سالمی هستین سعی کنین همیشه مودب باشین، قابل اطمینان باشین و مثل یک جنتلمن رفتار کنین تا آدم ها بهتون اعتماد کنن و بدونن شما آدمی هستین که شاید دوست داشته باشن باهاش دوست بشن، تفریح کنن، بخوابن، وارد رابطه بشن، اعتماد کنن یا هر چیز دیگه.

از خونه لینوس توروالدز (خالق لینوکس) دیدن کنید

لینوس توروالدز خالق لینوکس است و در این ویدئوی جذاب خونه و محیط کارش رو نشون می ده:

دیدن اینکه برنده جایزه هزاره کجا و چجوری کار می کنه و این میلیونر (حاصل نوشتن لینوکس) چطور ساده و معقول و شاد زندگی می کنه، آموزنده است (:

اگر هم هنوز نخوندین، کتاب زندگی اش رو ترجمه کردم و آنلاین و آزاد گذاشتم رو اینترنت به اسم فقط برای تفریح.

انسان ویترووین (vitruvian man)

من در سایت قدیمی‌ام مجموعه ای داشتم در مورد ادیان، اساطیر و نمادها که با پاک شدن سایت، اونم از دست رفت. حالا یکی از خواننده‌های قدیمی بخشی از اونها رو برام فرستاد که دارم بازنشرشون می کنم.

vit

انسان ویترووین نام خود را از معمار رومی، ویتروویوس (Vitruvius) گرفته است. ویتروویوس معمار،‌ مهندس و نویسنده رومی بود که رساله معروف “درباره معماری” را نوشته که برای مدت های مدید، راهنمای معماران رومی محسوب می شد. ویتروویوس با پیروی از هندسه مقدسی که پیتاگوراس (Pythagoras، فیلسوف یونانی قرن ششم قبل از میلاد مسیح) وضع کرده بود،‌ این تصویر را توضیح داده، معابد رومی را بر اساس نسبت های بدن انسان ها می ساخت. این تناسب به گفته ویتروویوس به خاطر این واقعیت بود که بدن یک انسان که دست و پای خود را مستقیم امتداد داده باشد هم در دایره قابل محیط شدن است و هم در مربع. به یاد داشته باشید که بنا بر سنت پیتاگوراس، دایره نشان دهنده حقیقت روحانی است و مربع نشان دهنده هستی مادی، پس بدن انسان محصول اتحاد موفق جسم و روح است که این تصویر به خوبی آن را به تصویر می‌کشد.

لئوناردو داوینچی یکی از موفق ترین نقاشانی است که تلاش کرده اتحاد جسم و روح در بدن انسان را با استفاده از تصویر انسان ویترووین نمایش دهد و امروزه نتیجه کار او – با دقت بالایی که در نمایش ابعاد بدن دارد – یکی از مشهورترین تصاویر جهان است.

به عنوان یک نمونه از تلاش های ناموفق اجرای انسان ویترووین، به تلاش سزار سزارینو نگاه کنید.

vit_f_cesariano_1

هنر گیکی: تابلویی از چهره‌های نهفته در ابرها

از قدیم عادت بشر بوده تو ابرها دنبال تصاویر آشنا بگرده. مثلا اگر یک دوربین از هزاران ابر عکس بگیره احتمالا این عکس هم توش دیده می شه:

cloud_detail5

که من و شما می تونیم توش چهره یک انسان رو تشخیص بدیم. حالا فرض کنین این هزاران تصویر رو بدیم به یک برنامه تشخیص چهره (مثل همونی که توی دوربین تشخیص می ده آدم ها لبخند می زنن یا نه و اگر لبخند نزنن ازشون عکس نمی گیره چون این دوربین است که احساسات ما رو مشخص می کنه) و هر کدوم از عکسها که توسط برنامه، چهره انسان تشخیص داده شدن رو بریزه توی یک دایرکتوری و بعد بچینه کنار هم و ازشون پرینت بگیره.

اثر نهایی می شه این تابلوی هنری اثر هنرمند کره‌ای به اسم کیمیونگهون.

cloudface_installation1

صلیب شکسته

من در سایت قدیمی‌ام مجموعه ای داشتم در مورد ادیان، اساطیر و نمادها که با پاک شدن سایت، اونم از دست رفت. حالا یکی از خواننده‌های قدیمی بخشی از اونها رو برام فرستاد که دارم بازنشرشون می کنم.

swastika

طرحی که ما امروزه آن را با نام صلیب شکسته می شناسیم یک نماد مذهبی قدیمی و تقریبا جهانی است. این نماد تقریبا در تمامی قاره ها مشاهده شده و ازگذشته بسیار دور در فرهنگ انسان های اعصار مختلف حضور داشته است. گاهی در میان مردمان غیرسلتی انگلستان (پیکت ها) به نشانه سفرهای خورشید بر روی صخره ها حک شده است. گاهی تزیین بخش کوزه های سفالی یونان باستان بوده و گاهی روی سلاح های جنگی مردم اسکاندیناوی دیده شده است و حتی بیش از هفت هزار سال قبل، در منطقه‌ ای که امروزه آن را فرانسه می شناسیم این نشان روی دیوار غارها کنده شده. صلیب شکسته مشخص کننده آغاز بسیاری از متون مقدس بودایی است و معمولا در مجسمه سازی شرقی، نمادی از جای پای بودا محسوب می شود. در دین جین، صلیب شکسته مشخص کننده تیرتانکارا سوپارسوا (Tirthankara Suparsva) هفتمین جینا (مقدس) است. برای بومیان آمریکا، این نماد نشان دهنده خورشید، چهار جهت و چهار فصل است.

صلیب شکسته، یک صلیب خورشیدی است با شاخه هایی که نود درجه به راست خم شده اند که این خم شدگی نشانه چرخش و دوران است. قرن ها پیش از آنکه این علامت توسط حرب نازی و هیتلر در آلمان استفاده شود، نمادی مقدس در ادیان هندو، جین و بودیسم بوده است و در ادیان الحادی اسکاندیناوی، باسک، بالتیک و سلتیک نیز رواج داشته است و بارها و بارها در تروا، مصر، چین، کره و ژاپن باستان نیز مشاهده شده است.

نام این نماد (Swastika) از زبان سانسکریت مشتق شده است. عبارت Su به معنای “خوب” و عبارت Vasti به معنای “وجود” است و ترکیب آن ها را می توان چیزی شبیه به “خوش زیستی، رفاه، سلامتی” ترجمه کرد. به همین دلیل در هند این نماد به عنوان طلسم باروری و شانس استفاده می شود. حتی در اوایل قرن حاضر نیز این نماد به عنوان نماد شانس در کارت های پستی استفاده شده و حتی در جنگ جهانی اول صلیب شکسته نشانه روی دوش لشکر چهل و پنجم آمریکا بوده است.

صلیب شکسته پیچیده به راست در هند نماد خورشید و انرژی مثبت نیز هست و معمولا در ارتباط با خدای گانش (Ganesh، خدای موفقیت و ثروت) قرار می گیرد و حتی در نقاشی ها، این خدا نشسته بر گل نیلوفری نشان داده می شود که روی یک صلیب شکسته قرار دارد. این نماد نشان دهنده سیرتکاملی جهان و در عین حال مرتبط با خورشید و خدای خورشید (سوریا) است. هر بازوی صلیب شکسته به یک جهت اشاره می کند و به همین دلیل نشانی از استواری و پایداری است و به همین دلیل بر دیوار معابد نقاشی می شود، در مراسم عروسی حضور پیدا می کند و بر روی هدایا قرار می گیرد. بعضی هندوها، معکوس این نماد (یعنی صلیب شکسته با پیچش به سمت چپ که گاهی Sauwastika نامیده می شود) را نشانه نیروهای مخالف و حمایت کننده از تاریکی و نمادی از خدای کالی می دانند. ترکیب این دو صلیب در کنار یکدیگر برای شرقی ها نشان دهنده نماد یین و یانگ در تائوئیسم خواهد بود. همچنین صلیب شکسته در نمادهای مرتبط با خانواده های فئودال اروپایی بسیار به کار رفته است.

صلیب شکسته در هنر و متون بودایی با عنوان مانجی (Manji) استفاده شده است و نشان دهنده دارما (دکترین بودا درباره نظم جهانی) و توازن نیروهای متضاد است. هنگامی که به چپ پیچیده باشد به آن اومته مانجی (Omote Manji) یا مانجی پیشین می گویند که نمایاننده عشق و رحمت است. هنگامی که به راست پیچیده باشد، اورا اوموجه (Ura Omoje یا اوموجه معکوس) نام می گیرد و نمایشگر قدرت و هوش هستند. مانجی متعادل معمولا در آغاز و پایان متون بودایی گذاشته می شوند. این نماد گاهی بر سینه مجسمه های بودا دیده می شود اما باید توجه کرد که پس از جنگ جهانی دوم، بسیاری از بودایی ها برای جدا نگاه داشتن خود از ایدئولوژی نازیسم، سمت شکستگی صلیب را تغییر داده اند و شکستگی را به سمت چپ تصویر کرده اند. این نماد این روزها روی غذاهای ژاپنی و چینی دیده می شود که نشان دهنده گیاهی بودن مطلق آنان است تا نشان دهد که مصرف آن برای بودایی های راست ایمان ایرادی ندارد. همچنین چینی ها و ژاپنی های بودایی برای پیشگیری از شرور، این نماد را بر یقه پیراهن کودکان نقش می کنند. البته باید توجه کرد که صلیب شکسته با شکستگی به سمت چپ، در داخل هند بسیار کم دیده می شود چرا که همانگونه که ذکر شد، نمادی از نیروهای تاریکی و شر است.

swastika

در دین جین، صلیب شکسته تنها نماد مقدس است و یکی از 24 نشانه مبارک به حساب می آید. این نماد نشان دهنده هفتمین آرهات عصر حاضر است. این نماد باید در تمامی کتاب ها و معابد جین حضور داشته باشد و جشن ها معمولا با ایجاد این نماد توسط برنج در محراب ها شروع می شود و خاتمه می یابد.

در اروپای پیش از مسیحیت که ادیان الحادی در آن حکمفرما بودند، صلیب شکسته یک نماد خورشیدی محسوب می شد اما در بسیاری از موارد دیگر، کاربرد آن آنقدر قدیمی است که نمی توان درباره مفهوم آن اظهار نظر قطعی کرد. در مناطق بالتیک صلیب شکسته گاهی “صلیب رعد” خوانده شده و با خدای رعد پرکونز (Perkons) مرتبط دانسته شده است.

این نماد در منطقه تروا نیز مشاهده شده و به گمان مورخین، نمادی از مهاجرت مردم آریایی بوده است و به همین دلیل نیز به عنوان نماد نژادپرستان آلمانی انتخاب شده است.

لیلیت

من در سایت قدیمی‌ام مجموعه ای داشتم در مورد ادیان، اساطیر و نمادها که با پاک شدن سایت، اونم از دست رفت. حالا یکی از خواننده‌های قدیمی بخشی از اونها رو برام فرستاد که دارم بازنشرشون می کنم.

lilith

اگر مشغول خواندن این سایت هستید، احتمالا طرفدار حقوق زنان و آزادی بیان هستید. احتمالا به اندازه کافی درباره حذف آگاهانه زن از رسانه های حکومتی مطلع و به آن معترض هستید. حالا سوال اینجاست که دلیل این حذف چیست و در مقابل آن چکار باید کرد ؟

به تصویر نگاه کنید. این تصویر بخشی از کارت «عشاق» مجموعه تارو (یا تاروت) طراحی کراولی است. این کارت نماینده عشق است و در اکثر طراحی ها تصویر آدم، حوا و مار فریبکار روی آن طراحی می شود. اما صبر کنید ! انگار اینجا با دو زن روبرو هستیم. به نظر می‌رسد که کراولی متخصص اسطوره‌های باستان از تصویر دو زن استفاده کرده است : یکی روشن و یکی تیره. یکی با موهای بلند و یکی با موهای کوتاه. یکی اغواگر مردان و یکی دارای استقلال شخصیت.

نفر سمت راست را همه می شناسیم : حوا که با پوست روشن و بدون لکه، نقش مثبت را در افسانه های امروز ما بازی می کند. اما نفر دوم تقریبا برای همه ما ناآشنا است چرا که در طول تاریخ آرام آرام از کتاب های مذهبی حذف شده و حتی در دوره‌های بعد به عنوان یک شخصیت منفی نیز به مردم شناسانده شده. می دانید این زن کیست ؟ باور بکنید یا نه، زن اول حضرت آدم است؛ لیلیت !

بر اساس اسطوره‌های بسیار قدیمی (مثلا سومری) و بعدها بر اساس عهد عتیق، کتاب پیدایش (Genesis 1:27) خداوند اولین انسان را به شکل موجودی دوگانه، هم زن و هم مرد، آفرید «خداوند انسان را به شکل خود آفرید، وی را به شکل خدا آفرید؛ او را زن و مرد آفرید». این مساله را آریستوفان نیز تکرار کرده است. خداوند موجودی هم زن و هم مرد آفرید و بعد با شمشیر – که در تصویر نیز قابل مشاهده است – این بدن را به دو قسمت زن و مرد تقسیم کرد – و به همین دلیل زن و مرد دائما در جستجوی یکدیگر هستند-. بر اساس این اسطوره، لیلت اولین همسر آدم بود. لیلیت همزمان با آدم آفریده شده بود و منبع خلقت وی با آدم تفاوتی نداشت پس با وی احساس برابری می کرد و هرگز به آدم اجازه نداد تا وی را – به خاطر زن بودن – مورد تحقیر قرار دهد. شرط لیلیت در همبستری، رضایت طرفین بود. به گفته کتاب The Alphabet of Ben-Sira (نویسنده ناشناس، بین قرن 8 تا 11) «لیلیت گفت “من زیر تو نخواهم خوابید” و آدم گفت “من نیز پایین تو قرار نخواهم گرفت و تنها بالای تو خواهم بود. چرا که تو تنها برای موقعیت مادون مناسبی در حالی که من در موقعیت برتر قرار دارم.”» به همین دلیل، لیلیت آدم را ترک کرد و در دریای سرخ، سکنی گرفت. آدم به خداوند شکایت برد و خداوند پس از اینکه نتوانست لیلیت را به بازگشت متقاعد کند، حوای اغواگر و مطیع را از دنده چپ آدم برای تمتع وی خلق کرد.

بعد از این ماجرا اطلاعات چندانی از لیلیت در دست نیست چرا که سیستم پدرسالار، استقلال او را به رسمیت نشناخت و عملا او را از تاریخ و کتاب‌های رسمی حذف نمود و هر جا که به او اشاره شد، وی را شخصیتی شریر با بدنی شیطان مانند نشان دادند که بدون رعایت «اخلاقیات» مشغول به فساد کشاندن جهان است. در بسیاری نقاشی های مذهبی، ماری که حوا را به خوردن سیب سوق داد، به شکل لیلیت تصویر شده است (مثلا در نقاشی کلیسای نوتردام پاریس، در نقاشی وسوسه و هبوط اثر میکل آنژ و نقاشی کرباس تیتیان به نام هبوط انسان). همچنین در باورهای عامه مسحیان و یهودیان، لیلیت عامل سندروم مرگ ناگهانی نوزادان است چرا که دربرابر انتقام خداوند از وی (کشتن فرزندان اش) تصمیم گرفته است تا فرزندان آدم – بخصوص پسرها – را ربوده، بکشد. سنت یک شب محافظت از طفل در باورهای یهودی، در همین مساله ریشه دارد. اما لعن و نفرین نظام پدرسالار به لیلیت مستقل به اینجا متوقف نشده، کتاب عهد عتیق، اشعیا:34:14 او را از زمره شیاطین خوانده اند و حتی باورهای مدرن‌تر او را فریب دهنده مردان و عامل محتلم شدن آن‌ها در خواب شناخته اند و برای جلوگیری از این امر، اورادی هم تنظیم کرده اند بدون اطلاع از اینکه دلیل اولیه جدایی آدم و لیلیت، خواسته لیلیت مبتنی بر همسانی در رابطه جنسی بوده است.

چهره واقعی لیلیت در تاریخ حذف شده چرا که مطابق خواست مردان نبوده. لیلیت با حوای موبلند، روشن،‌ ظاهرا محجوب و از همه مهمتر مطیع و رام تفاوت بسیار داشته. و به همین دلیل از تاریخ حذف شده و حوا جایگزین وی شده. امروز هم مشکل ما جایگزینی است. کمتر حکومتی در سال 2005 حاضر است رسما اعلام کند که جای زن در خانه است. همه مدعی هستند که زن باید در اجتماع فعال باشد، زن بسیار عزیز است، زن بسیار محترم است و .. و … و … اما فقط به شرطی که زن، حوا باشد نه لیلیت.

شاید برایتان جالب باشد که این مجموعه کارت تارو، امروزه به یکی از مشهورترین و مورد علاقه‌ترین دست‌های حرفه‌ای جهان تبدیل شده است. کراولی با تصویر کردن لیلیت در کنار حوا، در ذهن ها سوال ایجاد کرد، لیلیت را شناساند و سانسور هزارساله را شکست داد. این کار الگوی خوبی برای ما است. ما هم می‌توانیم با نشان دادن چهره واقعی زن، آگاهی را گسترش دهیم. شکی نیست که آگاهی تنها سلاح موثر علیه سانسور است. آگاهی در تعامل اندیشه و عمل گسترش می‌یابد. از بهار امسال، همه می‌دانند که در ایران، زنانی هستند که به وضعیت خود معترضند. این آگاهی هر سانسوری را در هم می‌شکند. باید خودمان را نشان بدهیم. باید تصمیم بگیریم که می‌خواهیم حوا باشیم یا لیلیت. من لیلیت بودن را ترجیح می‌دهم، حتی اگر مرا موجودی شیطانی، دزد کودکان، اغواگر مردان و با پاهای جانورمانند ترسیم کنند چرا که مطمئن هستم روزی تصویر واقعی من، جهان را واقعی خواهد کرد.

خاطرات زیکانف – فیلم‌های ورکشاپ موزیلا او اس و شیوه ساخت اپ

یکی از اتفاقات جالب زیکانف برای من، آشنایی با سارا بود که به عنوان نماینده موزیلا اومده بود تا یک پارتی موزیلامیکر (مثل ساندویچ میکر.. یعنی سازندگان وب) برگزار کنه و همکاری جذاب و خوب با افشین مهربانی، مهدی اصل علینژاد و رضا حبیبی برای برگزاری این ورکشاپ که با همکاری بچه‌های زیکانف در کنار کنفرانس اجرا شد. توش پنج نفر حرف زدیم:

  • من در مورد اینکه چرا موزیلا مهمه
  • سارا در مورد لوکالایزیشن، بج‌ها و پروژه خودشون توی موزیلا
  • افشین مهربانی در مورد پلاگین‌ها و ماجول‌های فایرفاکس
  • مهدی اصل علی‌نژاد درباره اچ تی ام ال پنج و کانواس‌ها
  • و در نهایت رضا حبیبی در مورد ساخت اپ‌های فایرفاکس او اس با اچ تی ام ال پنج

این قسمت اول است:

و این بقیه قسمت‌ها:

کل ویدئوهای ورکشاپ سیستم عامل موزیلا او اس از جمله روش ساخت برنامه برای این سیستم عامل جدید موبایل

به نظرم اگر بقیه رو می پیچونین، در صورتی که به فایرفاکس او اس علاقه دارین تیکه رضا حبیبی رو حتما ببینین که توش واقعا یک اپ رو نشون می ده و شیوه تست اون روی فایرفاکس رو.

دين ( Religion )

من در سایت قدیمی‌ام مجموعه ای داشتم در مورد ادیان، اساطیر و نمادها که با پاک شدن سایت، اونم از دست رفت. حالا یکی از خواننده‌های قدیمی بخشی از اونها رو برام فرستاد که دارم به همون شکل و متن بازنشرشون می کنم.

مطمئنا تعریف دین به همان پیچیدگی تعریف خداست. این کلمه از عبارت Religere لاتین مشتق شده که در اصل به معنای اجرای وجدانی وظیفه و تفکر عمیق است. البته عده ای نیز آن را مشتق از Religare می دانند که به معنای پیوند پایدار و همبستگی است.

افراد زیادی تلاش کرده اند تعاریفی از دین ارائه بدهند. مثلا تی یل ( وفات 1902 ) می گفت[1] :

” دین وضعیتی روحی یا حالتی ناب و حرمت آمیز است که آن را خشیت ( piety ) میخوانیم. ”

یا برادلی ( وفات 1924 ) معتقد بود که دین کوششی است از طرف انسان برای بازنمایاندن حقیقتی مطلق ( و خیر ) در تمامی وجود هستی-اش. دیگران هم به نوبه خود در ارائه تعاریفی از دین تلاش کرده اند که گاه رنگ و بوی ادیان تعمیم اعتقادات دینی خاص به تمام ادیان را به خود میگیرد. ( مثل این تعریف از جیمز مارتینو ( وفات 1900 ) که دین را بطور خاص با یکتا پرستی و ابدی بودن خداوند یکسان میگیرد ). واضح است که تمامی این تعاریف اشکالاتی دارند. برای مثال در دین های شمنی بیشتر از آنکه شاهد خشیت باشیم، شاهد رابطه ای سودجویانه در عبادت خدا هستیم و یا دین کنفسیوس اصولا دینی زمینی است که اعتقادی به وجود خدا ندارد.

پس با توجه به اینکه در ادیان موجود در جهان اختلافات عمده ای به چشم میخورد، ارائه یک تعریف کامل ، جامع و مانع از دین شاید ممکن نباشد. لذا معمولا محققان برای تعریف دین تلاش میکنند بصورت استقرایی و با مطالعه ویژگی های ادیان موجود ، به مفهومی از دین نزدیک شوند. پس در ابتدا به چهار ویژگی مشترک بین ادیان ( از دیدگاه تاریخی ) اشاره میکنیم. [2]

باور های دینی مدعی ارائه برداشت صحیحی از تجربه مستقیمی درباره ساختار غائی عالم، مرکز تمرکز نیروی محرک جهان هستند که به شیوه ای فوق طبیعی ادراک شده اند. و شخص مومن کیفیتی مقدس برای این مفاهیم، قائل میشود. و رفتارهای ویژه ای را در برابر آن ها انجام میدهد.

هر دینی حاوی نوعی از شعائر دینی است. ادیان تلاش می کنند از طریق انجام این شعائر، پرستش، تضرع و یا حتی تاثیر گذاری خود بر طبیعت را آشکار کنند. مانند نمازهای بارانی که مسلمانان میخوانند، قابل ذکر است که به خاطر وجود همین جنبه از شعائر، تمایز گذاری میان دین و جادو و کشیدن خط مرز دقیق آن، دچار مشکل میشود.

در طول تاریخ تمامی ادیان تلاش کرده اند تا با ایجاد سازمان های متمرکز دینی، عضویت در جامعه مومنین را سازمانمند نمایند و بر اختلاف سرپوش گذاشته، جلوی بدعت ها را بگیرند.

تمامی ادیان حاوی انواعی از اخلاق هستند که به گفته ماکس وبر ( جامعه شناس دین ) در یک فرآیند دو طرفه از عقاید صوری دین و وضعیت اجتماعی جامعه ای که دین در آن وجود دارد شکل می گیرند.

که از از طریق آن ها شاید بتوان دین را متشکل از مجموعه ای از اعتقادات، اعمال و احساسات جمعی و فردی تعریف نمود که حول مفهوم حقیقت غایی سامان یافته است.

پانوشت ها.

[1] -

William Alston, “Religion”, The Encyclopedia of Philosophy (Macmillan, 1967), vol 7, p.140

[2] – چهار ویژگی از مقاله N.Birnbaum در بخش دین از فرهنگ علوم اجتماعی، انتشارات مازیار، تهران 1376 نقل شده است.

در مورد خبر هک شدن پنج میلیون اکانت جیمیل

هکرهای روسی مدعی شدن که پنج میلیون اکانت جیمیل (گوگل) رو هک کردن و فهرستی هم دادن از ایمیل ها که ایمیل منم جزوشون هست (:‌ برام بسیار باعث خوشحالی است که از صبح بیشتر از پنج نفر بهم ایمیل زدن که پسوردم رو عوض کنم. هم نشون می ده دوستان اخبار رو جدی دنبال می کنن و هم نشون می ده امنیت دوستاشون براشون مهمه.

اما این خبر موجب نقد و بررسی های زیادی شد و نتیجه نهایی این بود که این پسوردهای لو رفته نه فقط جدید نستن که احتمالا به جیمیل هم مربوط نمی شن و از سایت دیگه ای می یان. پسورد منم توشون بوده ولی پسوردی مربوط به تقریبا ده سال قبل و مربوط به سایت هایی که من بهشون هیچ اعتمادی نداشتم. احتمالا یک نفر یک سایت قدیمی رو هک کرده یا چنین چیزی. اگر علاقمند هستین از اینجا چک کنین که پسورد شما هم جزو این پنج میلیون پسورد هست یا نه.

ممنون از همگی و ما حداقل از این نظر امن و امان هستیم و مثل همیشه تکرار می کنیم که پسورد مثل مسواک است: هر دو سه ماه باید عوض بشه و با هیچ کس نباید مشترک باشه!

سیخچه سلفی خودساخته و پیشگیری از «از خود بیگانگی گیکانه»

بعد از پست قبلی، عارف با هیبت مهیبش این متن رو برام فرستاد:

چند ساعت پیش به محض دیدن پست جدیدت یکی از این سیخچه سلفی‌ها برای خودم ساختم!
در‌واقع چند سال پیش یه سه‌پایه برای دوربین آنالوگم خریده بودم که با اومدن گوشی‌های موبایل و عکس‌های با کیفیتشون و گرفتن جای دوربین‌های آنالوگ (حداقل بین عموم مردم) اون سه‌پایه هم کنار گذاشته شد…
اما الان با دیدن این عکس‌ها یه فکر جالب به ذهنم رسید…
یادم اومد چند تا چوب که مربوط به یه بنر می‌شد تو زیرزمین افتاده… این شد که گرفتمش و سه‌پایه رو با لنت چسبوندم بهش و در نهایت اینی شد که می‌بینی…
باهاش خانوادگی کلی سلفی گرفتیم و واقعاً حال داد…
diy_sikhche_selfie

به این تیپ چیزها در دنیا می گن DIY یا Do It Yourself: خودت انجامش بده یا خودت بسازش… این یک فلسفه است که علیه سرمایه داری هم به کار می ره. سرمایه داری ما رو از همدیگه، خودمون، طبیعت و در اینجا وسایل اطراف (بخونین گجت‌ها) «بیگانه» می کنه. انگار گجت چیزی بیرونی است که من در مقابل چیزی که در مقابل کار بهم دادن می تونi در اختیارش بگیرم. یک جور «فتیشیم کالایی»: این مفهوم که کالاها چیزی بیرون از من هستن که در مقابل پول می تونم مبادله شون کنم. یعنی به جای اینکه کار من به کالا تبدیل بشه، به پول تبدیل می شه و من می تونم پول رو در مقابل کالا (محصول کار یک نفر دیگه مبادله کنم) ولی این مفهوم این وسط گم می شه که همه کالاها محصول کار انسان ها هستن.

اصلا پیچیده نیست. بذارین دوباره بگم!

فتیش به معنی پرستش یا وابستگی شدید به یک جسم شناخته می شه و گاهی جایگزین شدن این چیز به جای چیزی دیگه. مثلا یک قبیله سرخپوست به خفاش فتیش داره به معنی اینکه از نظرش خفاش به دلیل نگهبان شب بودنش، اهمیت بسیار زیادی داره یا وقتی می گیم یک نفر فوت-فتیش داره یعنی نه فقط علاقه شدید به پا داره، که این علاقه براش جایگزین علاقه دیگه ای است. در مسائل جنسی این «جایگزین شدن» خیلی مورد تاکید است و مثلا اگر شما از لباسی خاص خوشتون می یاد به معنی «فتیش» نیست تا وقتی که این خوش اومدن به امری بسیار مهم در رابطه تبدیل بشه.

کالا رو هم که می دونیم: محصول کار انسان.

و حالا می تونیم متوجه بشیم که‌ فتیشیم کالایی اشاره می کنه به تقدسی که کالا در زندگی ما پیدا می کنه و فاصله ای که بین کالا و ما می افته و فراموش می کنیم که کالا محصول کار ما است و فکر می کنیم عنصری بیرونی در جهانه که می تونیم با پول تصاحبش کنیم.

این وسط آدم شاد کسی است که بتونه این تضاد رو درک کنه و درگیری اش با فتیشیم کالایی رو به حداقل برسونه؛ چیزی شبیه همون جنبش DIY. نمیگم خریدن چیز بدی است ولی «ساختن» مشخصا لذت بخش تر و گیکی تر است و معلومه که خریدن هیچ چیز هیچ وقت باعث نمی شه شما گیت، باحال، خوشحال، خوشبخت و … باشین (: در پستی دیگه به مفهوم شادی می پردازیم (: