اگر اهل کتاب‌های فنی هستین بدونین که پکت‌پاب هر روز یک کتاب رایگان عرضه می کنه

کتاب های فنی رایگان پکت پابمحمد برامون نوشته که

من یکی دو روز پیش متوجه شدم که PacktPub – که یه ناشر انگلیسی هست و صد البته مطمئنم که می شناسیش چون اکثر کتاب هاش در زمینه نرم افزارهای اپن سورس هست – از چند روز پیش تا ۱۶-۱۷ روز دیگه اقدام به عرضه رایگان کتاب هاش می کنه. به این شکل که هر روز یک کتاب. فقط کافیه یک اکانت ایجاد کنی.

هر چند که این کتاب ها فنی هستند و ممکنه استفاده همگانی نداشته باشه به نظرم اومد که چون بلاگ پر بازدیدی داری و اکثر بازدید کنندگان بلاگت گیک های کامپیوتری هستن، بد نیست پیشنهاد گذاشتن یک پست رو بهت بدم.

البته این به اینجا ختم نمیشه و کلا آدم های باحالی هستن و جالب اینجاست به DRM اعتقادی ندارن، برای روز جهانی ضد DRM هم کتابهاشون رو با تخفیف عرضه می کردن.

اگر به نظرتون خوبه، به پکت‌پاب برین و اکانتتون رو ایجاد کنین.

سکس بدون دخالت دست و کراودفاندینگ برای معلولان

این مطلب احتمالا برای افراد زیر سیزده سال مناسب نیست

دوستی با معلولان

داشتم برای مطلب جمعه‌ها به ویبراتور و آلت مصنوعی اوپن سورس قابل برنامه ریزی کامینگ فکر می‌کردم که کلا ماجرا منحرف شد و یک چیز دیگه توجهم رو جلب کرد: رقم بالای کمک به پروژه‌های مرتبط با وسایل کمک-سکسی مستقل از دست.

در پروژه‌های کراودفاند می گن خوبه پروژه ای تعریف کنین که یک گروه مخاطب خاص داشته باشه که بازار عمومی نیازشون رو پاسخ نمی‌ده. ظاهرا بخشی از این گروه مخاطب معلولانی هستن که مثل هر آدم سالم و طبیعی نیازمند سکس (از خودارضایی تا سکس مرسوم تا تنوعات)‌ بودن و از پروژه‌هایی حمایت کردن که توشون ابزارهایی کمک-جنسی (از دیلدو تا شبیه ساز اورال سکس) ساخته می شه که بدون کمک دست بتونه طرف رو ارگاسم کنه.

برای مثال اون شبیه ساز اورال سکس نامناسب برای محل کار) در ایندی گوگو با هدف جمع آوری ۴۵هزار دلار شروع کرد ولی در دو ماه فعالیتش ۲۸۰هزار دلار جمع شد. در مورد حتی عظیم‌تر از این، پروژه‌ای دیگه به نام Eva تونست توی مدتی کوتاه بیشتر از ده برابر رقمی که درخواست کرده بود رو جمع کرد تا ویبراتور بدون دخالت دستی برای مردها و زن‌ها بسازه.

مثل قدیمی ای در اینترنت هست که می گه اگر می خواین توی اینترنت کفش بفروشین، بهتره سایتی درست کنین برای «کفش ورنی گلدار» و احتمال فروشتون بیشتره تا سایتی بسازین که توش «همه نوع کفش» بفروشین. در این موارد هم گروه مخاطب کوچیکی داریم که صنایع سنتی برای نیازهاشون برنامه ای ندارن و در نتیجه خودشون آستین بالا می زنن و تعداد خیلی زیادیشون از تولید محصول مناسب حمایت می کنن.

فرد دارای محدودیت حرکتی هم مثل هر آدم دیگه نیازمند سکس است. البته این شاید برای جامعه‌ای که هنوز نود درصد شهر برای کسی که روی ویلچر است غیرقابل استفاده است و بخش بزرگی از مراکز دولتی و خصوصی و اداری هیچ امکانی برای استفاده شدن توسط کسی که نمی تونه راه بره ندارن و مترو برای افراد مسن تقریبا غیرعملی است چه برسه به کسی که روی ویلچر است کمی لوکس باشه. شاید هم نه. شاید هم سکس پایه ای تر از رفتن به اداره است. نمی دونم ولی این رو مطمئن هستم که خیلی آدم های با ناتوانی های حرکتی هم نیازمند سکس هستن و هم احتمالا براش مشکلاتی دارن.. از مشکلات مستقیم فیزیکی تا عدم اعتماد به نفس به خاطر بدن.

چرا خارجی‌ها در ایران به دنبال قیمت کلیه هستن؟ چون ایران تنها کشوری است که …

مطلب قبلی در مورد آدم‌ها در گوگل در هر کشور به دنبال قیمت چه چیزی هستن برای ایران نتیجه‌ای عجیب داشت! در معادله «قیمت X در Y چند است؟» اگر Y‌ ایران باشه،‌ گوگل X رو «کلیه» پیشنهاد می ده. به عبارت دیگه در جهان مردم توی گوگل سرچ می کنن که کلیه تو ایران چنده؟.

اما چرا این نتیجه عجیب رو داریم؟ بعضی ها حتی معتقد بودن که گوگل حتما خباثتی در کار داره که این پیشنهاد رو می ده ولی آدم عاقل وقتی «نتیجه» ای رو می بینه باید حدس بزنه که حتما یک «علتی» بوده که این نتیجه به وجود اومده. یکی از دوستان که در بلاد خارجه حقوق می خونه گفت که پارسال این بخشی از کتابی بوده که برای Criminal Justice می خوندن:

قیمت کلیه در ایران

در این صفحه کتاب بحث جالبی مطرح می شه:

کلیه عضوی از بدن است که دو تا داریم و با یکی هم زندگی می مونیم. در هر لحظه حدود ۸۰هزار آمریکایی منتظر پیوند کلیه هستن که سالانه ۴۵۰۰ نفر از اونها به دلیل نرسیدن کلیه می‌میرن. حالا کشوری داریم به اسم ایران که تنها کشوری در جهان است که توش فروش کلیه قانونی و زیر نظر دولت انجام می شه. در این کشور شما می تونین با ۲ تا ۴ هزار دلار یک کلیه بخرین در حالی که طبق قانون آمریکا، خرید و فروش اعضای بدن تا ۵۰هزار دلار جریمه و پنج سال زندان داره چون به گفته یک استاد سلامت، حقوق، بیوتکنیک و حقوق بشر دانشگاه بوستون «ما نمی خواهیم در جامعه ای زندگی کنیم که در آن ثروتمندان با خرید اعضای بدن فقرا، به زندگی ادامه می‌دهند».

جالب نیست؟‌ ظاهرا ما تنها کشور جهان هستیم که توش می شه راحت و بی دردسر کلیه یک نفر رو خرید و زنده موند. این بحث رو توی شرکت می کردیم و یکی از دوستان مذهبی به این اشاره کرد که «هر انسان بر بدن خودش حق داره و ما باید اجازه داشته باشیم اجزای بدنمون رو بفروشیم». جواب‌ها ساده هستن:

۱- اگر ما به حق بدن معتقدیم نه اجازه داریم کسی رو به خاطر استفاده آزادنه از اون شلاق بزنیم و نه می تونیم خوردن و‌ آشامیدن بعضی چیزها یا همه چیزها در بعضی ساعت ها / روزها رو براش ممنوع کنیم و نه بهش بگیم در چه شرایطی چطوری مجازه از بدنش استفاده کنه. چه برسه به ختنه و قمه زدن برای بچه‌ها و …

۲- اصولا – در دیدگاه رایج ما – اسلام صدمه زدن به بدن رو جایز نمی دونه

۳- اگر معتقد باشیم که «یک کلیه اضافی است و برداشتنش صدمه زدن به بدن نیست» باید جوابگو باشیم که چطور بدن انسان یک چیز اضافی در خلقت خودش داره.

۴- اگر کسی اینقدر بیچاره است که قبول می کنه بخشی از بدنش رو بفروشه تا مقداری پول به دست بیاره، دولت موظفه یک کاری در این مورد بکنه

۵- جامعه ای که توش با پول می شه اعضای بدن یک نفر رو خرید، در عمیق ترین لایه پذیرفته که حق زندگی مال کسی است که پول داره.

البته مشخصه که من حقوق دان نیستم و نگاهم فلسفی است (: این مورد خاص هم برام از این نظر جالب شد که شواهدی دیدم در مورد اینکه واقعا در جهان به اینکه در ایران امکان «خریدن قانونی کلیه» هست توجه می شه و از اونطرف متاثر کننده است که مثلا به فرش، زعفران و … شهره نیستیم.

  • اون صفحه کتاب رو H2 برام فرستاده بود.

شما دعوتین به همایش گنو/لینوکس و جشن انتشار ۱۵.۰۴

ubuntu15.04

اگر هنوز نشتابیده‌اید، بشتابید و در همایش گنو/لینوکس و جشن انتشار اوبونتوی ۱۵.۰۴ ثبت نام و شرکت کنین. طبق رسم هر شش ماهه،‌ علاقمندان اوبونتو، علاقمندان لینوکس و کلا آدم های باحال دور هم جمع می شن تا یک روز رو خوش بگذرونن، چیز یاد بگیرن، ایده‌های جدید پیدا کنن، اخبار رو بشنون و از همه مهمتر خوش بگذرونن و دوست پیدا کنن. در این همایش کارگاه‌هایی در مورد لاراول، VYOS، فایروال، معرفی اوبونتو، رزبری پای، Go Lang، MAP Reduce، نود و روبی و فایروال برگزار می شه و بعدش هم در سالن عمومی شش سخنران حرف می زنن. ایریکس برنامه ای در مرور ده سال گذشته اوبونتو داره که باید بدون تعصب گوش بدین و من اخبار می گم و کلی داستان دیگه (:

ثبت نام کنین که کلی خوشحال بشیم چون هدف این همایش خوشحالی ناشی از بودن در یک جامعه سالم و خوب است.

چالش کتاب ۱۳۹۴ – قدم چهارم: رمان کلید اثر جین ایجیرو تانیزاکی

book1394_4

در ادامه چالش کتاب ۱۳۹۴، کتابی رو خوندم که احتمالا هیچ کدوم ازش چیزی نخوندیم: جونیچیرو تانیزاکی. نویسنده‌ای ژاپنی متولد ۱۸۸۶ (وفات ۱۹۶۵). به گفته ویکیپدیا اکثر آثار این نویسنده در مورد زندگی غیرسنتی جنسی و خواسته‌هایی هستن که باعث می شن خانواده‌ها با مشکلات متنوع روبرو بشن. این سوژه‌ها بازنمایی‌های سنت‌های مستحکم جامعه بسته ژاپن و تغییرات سریع ناشی از مدرنیته هستن. در رمان کلید که به سفارش یکی از دوستان خوندم هم زن و شوهری که به شکل مستقیم نمی‌تونن خواسته‌هاشون رو با هم مطرح کنن از طریق نوشتن در دفتر یادداشت روزانه‌ خودشون (که هر کدوم تظاهر می کنه مال دیگری رو نمی خونه) پیام‌هایی رو با هم مبادله می کنن که پایه ای است برای تخریب نه فقط خانواده، که هر دو نفر به شکلی که می‌شناسیم.

رمان کلید فضایی جنسی‌تر از اونی داره که من خوشم بیاد ولی این رو می شه ربط داد به سال انتشار اثر یعنی ۱۹۵۶ و خط شکنی‌های این نویسنده در نرم‌های ادبی جامعه‌اش. این کتاب مجموعه‌ای از نوشته‌های یک زوج به شکل خاطره نویسی روزانه است. مردی مسن‌تر که داره سعی می کنه پیری خودش و بی‌حوصلگی جنسی خانه‌اش رو با هیجانات جدید همراه کنه و زنی جوونتر که علی‌رغم خوندن دفتر خاطرات شوهرش، تظاهر می کنه به بیخبری از نقشه‌ها و نه فقط به اونه تن در می‌ده که چندین قدم هم ماجرا به پیش می‌بره و از طریق نوشتن ماجراها در دفترش، پیام‌هایی رو برای شوهرش می‌فرسته.

هرچند که من کتاب رو با هیجان پیش نبردم و با تلاش تا آخرش رو خوندم ولی از خوندنش کاملا راضی هستم چون برام نمونه‌ای از جامعه‌ای است که داره سعی می کنه قدم در مرزهایی بذاره که قبلا براش کاملا بیگانه بودن.