استن لی، شخصیت افسانه ای مارول درگذشت

“The Excelsior Acquisition” — Instead of attending a signing by comic book legend Stan Lee (left), Sheldon (right) winds up in traffic court when he gets a ticket because of Penny (Kaley Cuoco, center), on THE BIG BANG THEORY, Monday, March 1 (9:31-10:00 PM, ET/PT) on the CBS Television Network.
Photo: Cliff Lipson/CBS
©2010 CBS Broadcasting Inc. All Rights Reserved.

حتی اگر خود استن لی رو نشناسین، احتمالا بارها و بارها عکسش رو توی میم‌ها و خبرهایی که در دنیای گیک‌ها به صدر اخبار می‌رسه. یا حتی توی تمام فیلم‌هایی که از روی کتاب‌هاش ساخته شده شاهد لحظه‌های کوتاهی از بازیش بودین و توی بیگ بنگ تئوری هم که بارها و بارها ظاهر شده و شلدون و پنی رفتن در خونه‌اش و …

استن لی نویسنده، ویراستار و منتشر کننده کتاب‌های کمیک (مارول)، بازیگر، تهیه‌کننده و مجری تلویزیونی اهل آمریکا بود. شخصیت‌هایی مثل مرد عنکبوتی، مرد آهنی، هالک، مردان ایکس و چهار شگفت‌انگیز رو اون (به همراه چند هنرمند دیگه از جمله جک کربی و استیو دیتکو) خلق کرده و اسطوره‌ای است در دنیای خلاقیت و البته شخصیتی جذاب در مصاحبه‌ها و نقل قول‌ها و میم‌ها. استنلی دیشب در ۹۵ سالگی درگذشت.

به هرحال ۹۵ سال با هیجان زندگی کرد و هر کسی روزی میمیره. چند تا از نقل قول‌های مشهورش اینها هستن:

  • من اول‌ها خجالت می کشیدم که نویسنده کتاب‌های کمیک هستم در حالی که بقیه مردم پل می سازن و پزشک می‌شن. بعد فهمیدم که سرگرمی یکی از مهمترین چیزها در زندگی مردم است. بدون اون ما سقوط خواهیم کرد. حالا فکر می کنم اگر شما می تونین مردم رو سرگرم کنین، دارین کار خوبی می کنین.
  • [گیک بودن] حالا مثل یک افتخار است. گیک‌ها هستن که یک شوی تلویزیونی رو موفق می کنن یا باعث شکستش می‌شن.
  • هر چقدر که بیشتر بخونین، داستان‌گوی بهتری خواهید شد
  • خیلی‌ها می گن منتظرن بازنشسته بشن که بتونن برن گلف بازی کنن، یا قایق‌رانی کنن یا هر کار دیگه ای که دوست دارن. خب اگر من مشغول بازی گلف باشم دارم به این فکر می کنم که کی تموم می شه تا بتونم برم تخیل کنم و یک شوی تلویزیونی جدید بسازم.
  • نمی دونم پنج سال دیگه چیکار هستم. شاید دارم فیلم می‌سازم و شاید گوشه خیابون دارم سیب می‌فروشم. ولی هر کاری که بکنم می دونم دارم ازش لذت می‌برم.

و البته نقل قول مشهورش در پاسخ به این سوال که «آیا نگران نیستین محتوای دیجیتال، کتاب های فیزیکی [کمیک] رو از رده خارج کنه؟» هم این بود که «نه. کتاب [کمیک] مثل پستان است. دیدنش روی صفحه کامپیوتر خیلی خوبه ولی تو دست گرفتنش یه چیز دیگه است».

دردسر گوشی‌های غیر امن ترامپ

Republican presidential candidate Donald Trump listens to his mobile phone during a lunch stop, Thursday, Feb. 18, 2016, in North Charleston, S.C. (AP Photo/Matt Rourke)

ترامپ هنوزم از آیفون شخصی اش به شرکای تجاری‌اش، فامیلش و دوستای قدیمی زنگ می‌زنه! از کاخ سفید با یک تلفن معمولی و مکالمه روی شبکه موبایل عمومی. به گفته نیویورک تایمز این به سازمان های جاسوسی چین و روسیه فرصت می ده تا به سادگی به این مکالمات دسترسی داشته باشن.

این گزارش مبتنی بر گزارش‌های سازمان‌های جاسوسی آمریکا است که می‌گن ترامپ در مقابل درخواست اونها برای عدم استفاده از گوشی موبایل شخصی‌اش، مقاومت کرده. جایگزین صحیح برای مکالمه، خصوص امن کاخ سفید است که البته بازهم در طرف مقابل، قابلیت ردگیری توسط سرویس‌های جاسوسی رو خواهد داشت. بر اساس این گزارش‌ها، تنها امید سرویس‌های امنیتی آمریکا اینه که ترامپ در این مکالمات، از مسائل محرمانه حرف نزنه. البته کماکان گفته می‌شه مدارکی در دست است که چین به این مکالمات دسترسی داره و از اونها برای نزدیک شدن به کسانی که ترامپ بهشون نزدیکه استفاده می‌کنه تا روی سیاست‌گذاری‌های ترامپ علیه چین، تاثیر بذاره. همین گزارش می گه روسیه کمتر دنبال این کاره چون در حال حاضر نزدیکی کافی به ترامپ داره!

اما تلفن‌ها! ترامپ سه تا تلفن همراه داره. دو تاشون از سیستم‌های امنیتی سازمان امنیت ملی استفاده می‌کنن که احتمال هک شدن و شنودشون رو بسیار پایین میاره ولی آیفون سوم مال خودشه و این برنامه‌ها روش نیست؛ درست مثل هر آیفونی که هر کس دیگه‌ای استفاده می‌کنه. گزارش می گه ترامپ از این گوشی استفاده می کنه چون می تونه کانتکت‌ها رو روش ذخیره کنه و راحت به آدم ها زنگ بزنه!

رییس جمهور قبلی یعنی اوباما، از یک آیفون تغییریافته استفاده می‌کرد که اصولا امکان برقراری تماس یا عکس گرفتن نداشت و تنها کاری که می تونست بکنه دریافت مسیج‌هایی بود که به یک ایمیل خاص فرستاده شده بودن. این آیفون حتی میکروفون هم نداشت و اسمس زدن از روش ممنوع بود. حالا این رو مقایسه کنین با تلفن اندرویدی که ترامپ تا مدتی قبل استفاده می‌کرد و ظاهرا آپدیت هم نشده بود.

در آخر این رو هم اضافه کنم که ترامپ در طول کمپین تبلیغاتی‌اش علیه اپل حرف زده بود و حتی پیشنهاد تحریمش رو داده بود ولی ظاهرا حالا نظرش عوض شده و قبول کرده به جای گوشی اندرویدی قدیمی‌اش، به یک آیفون جدید سوییچ کنه.

برنامه نویسی از که آموختی؟ از برنامه نویسان بد! قسمت دوم

یک روش خوب یاد گرفتن برنامه نویسی خوب، بررسی ضد الگوها/AntiPatterns است. اساتید، نمونه‌های بدی که می‌بینن رو منتشر می کن تا بقیه ببینن که چه روشی اشتباهه و از روش روش خوب رو درک کنن. این مجموعه نمونه های بد برنامه نویسی رو من مدت‌ها پیش دیدم و همیشه گذاشته بودم در موردشون بنویسم.. که ظاهرا رسید به الان. به قول خودمون «ادب از که آموختی از بی ادبان». این قسمت دوم از یک مجموعه دو قسمتی است.

عدم رعایت دستخط واحد در طول کد، صدمه ای به اجرا نمی زنه ولی هم باعث می شه خوندنش بسیار سخت تر بشه، احتمالا باگ بیشتری نیازمند رفع شدن باشه و آماتور بودن نویسنده تو ذوق بزنه. استایل‌های مختلف الزاما از هم بهتر و بدتر نیستن ولی مهمه که شما یک استایل رو در طول کد رعایت کنین. همچنین اگر عضوی از یک تیم هستین، خوبه استایل لیدر رو رعایت کنین و اگر لیدر هستین، استایلی رو برای کل تیم تدوین کنین. و البته اگر پایتون کار می کنین، سند پپ ۸ راهنمای خوبیه.

کامنت اضافی هم چیز بدیه! اینجا بحث زیاده. بعضی ها فیگور «کد کامنت است» میان و بعضی ها برای هر خط کد۱۰ خط کامنت می نویسن. بهتره شما منطقی باشین و معتدل. اشکالی اصلی کد رو این ببینین که برای یک نفر حرفه ای، توضیحات دو تا می شه: کامنت و کد! اگر کامنت شما داره کد رو توضیح می ده، احتمالا کامنت خوبی نیست. کامنت باید اشاره به فلسفه کلی اون بخش بکنه یا مرجعش یا توضیحی از طرف برنامه نویس. بعضی ها می گن کامنت ها باید الگوریتم و دلایل رو توضیح بدن نه روش رو. اگر کد شما بدون کامنت، ناخوانا است یعنی کد بدی نوشتین. اگر قراره جلوی متغیر، توضیح بدین محتواش چیه، بهتره اسم متغیر رو به اون محتوا تغییر بدین. بدترین حالت وقتی است که کد با کامنت نخونه. به هرحال بحث زیاده. مواظب باشین که بین نوشتن کد لابلای صدها خط کامنت و ادعای «کد برای برنامه نویس خوب کامنته» جای معقولی بایستین.

عملیات پیچیده رو نباید در if انجام بدین. من اخیرا در این مورد یه تذکر گرفتم و کدم رو اصلاح کردم. بهتره بخش های مختلف رو قبلا حساب کنین و در متغیرهایی با اسم های خوب بنویسین و بعد یک ایف خوانا بنویسین که «اگر فلان و بهمان». تنها استثناء وقتی است که بخواین با && در ایف، جلوی اجرای شدن قسمت دوم در صورت اشتباه بودن قسمت اول رو بگیرین.

به جر در حالتی که دقیقا مشغول بررسی محتوای یک رشته حرفی / استرینگ / جمله هستین، نباید متغیر رو مستقیما با استرینگی که نماینده یک تایپ است مقایسه کنین. برای اینکار از کلاس ها، اینام‌ها یا حتی اعداد استفاده کنین تا جلوی کلی از مشکلات رو بگیرین.

برنامه نویسی از که آموختی؟ از برنامه نویسان بد! قسمت اول

یک روش خوب یاد گرفتن برنامه نویسی خوب، بررسی ضد الگوها/AntiPatterns است. اساتید، نمونه‌های بدی که می‌بینن رو منتشر می کن تا بقیه ببینن که چه روشی اشتباهه و از روش روش خوب رو درک کنن. این مجموعه نمونه های بد برنامه نویسی رو من مدت‌ها پیش دیدم و همیشه گذاشته بودم در موردشون بنویسم.. که ظاهرا رسید به الان. به قول خودمون «ادب از که آموختی از بی ادبان». این قسمت اول از یک مجموعه دو قسمتی است.

نمونه اول به ما می گه فانکشن‌هایی بسازیم که یک کار مشخص رو می کنن. قرار نیست فانکشن اونقدر بزرگ باشه که همه چیز رو به تنهایی بر عهده بگیره و قرار هم نیست اونقدر کوچیک باشه که بشه هر جای دیگه به عنوان یک دستور استفاده اش کرد. اگر کاری از نظر منطقی یک قدم از حل مساله است، براش یه فانکشن درست کنید. گاهی هم نه (:

زود برگردین! این توصیه «زود برگرد» رو از بچگی شنیدیم و در برنامه نویسی هم خوبه اگر اونو یادمون باشه. اگر در جایی از یک فانکشن مطمئن شدید که وقت برگشت است، برگردید. اینکه یک متغیر ست کنید و آخر فانکشن تصمیم بگیرین با اون بگردین، فقط کار رو پیچیده تر می کنه و خوندن و دیباگ برنامه رو سخت‌تر. حتی اگر بحث پرفرمنس برامون مهم نباشه.

از اعداد جادویی پرهیز کنید! اینجا معلوم نیست ۵ چیکاره است. چرا ۵؟ چرا شش نه؟ اگر پنج رو در متغیری به اسم max_number_of_tries ریخته بودیم هم برنامه واضح تر بود و هم اگر بعدا کسی می خواست بعد از ۶ بار نظرش رو عوض کنه، خیلی راحت پیدا می کرد کجا باید چیکار کنه. روی پرفرمنس هم هیچ تاثیری نداشت.

یک کلاس بزرگ برای همه کار. اگر می تونین کارهای داخل یک کلاس رو طبقه بندی کنین، بهتره کلاس رو به اون طبقه‌ها بشکنین. گاهی آدم ها برای حل یک مساله واقعا بزرگ کلا یک کلاس بزرگ تعریف می کنن و کل توابع و متغیرها رو می برن اون تو! اینکار رو نکنین.

با طرح های بانمک جولیا اوانز – نمونه @narcislinux خارجی – لینوکس رو عمیق‌تر یاد بگیرین

جولیا اوانز که در توییتر با آی دی b0rk حضور داره یک پروژه جالب رو به شکل تفننی شروع کرده بود که حالا به یک چیز بسیار جدی تبدیل شده: توضیح مفاهیم کامپیوتر بخصوص لینوکس با نمودارها و چارت‌های کشیده شده با دست بسیار ساده. الان بخش هایی از اونها به شکل کتاب چاپ می شن و صفحه زدنشون تقریبا به هرکسی چیزی یاد می ده. من و اکثر شما که امکان خرید واقعی اش رو نداریم ولی می تونیم تو توییترش بچرخیم و عکس هاشون رو نگاه کنیم؛ که دقیقا مثل کتاب هستن ولی پراکنده تر.

این اکانت برامون یه درس خوب هم داره. به نظر من کارهای نارسیس لینوکس خودمون بسیار جذابتر و قشنگتر از کارهای جولیا بوده. و احتمالا سه تا چیز می تونسته جهانیشون کنه:

  1. برای بازار جهانی تولید می شدن، یعنی انگلیسی و در یک اکانت باز
  2. از نظر فنی عمیق تر می‌شدن که کاری نداره؛ کمی خوندن است و جمع کردن اطلاعات
  3. استمرار بیشتری می‌داشتن

یادمه بیشتر از ده سال قبل نارسیس یه مجموعه کارتونی آشنایی با تاکس کشیده بود که پیشنهاد کردم انگلیسی ترجمه کنه و البته سالها بعد برای منم یه طرح کشید که هنوزم آرت ورک رادیوگیک است. البته اینجا بحثم شخص نارسیس نیست – که به نظر من کارهاش عالیه. اون شاید بخواد تو این خط باشه شایدم نخواد. ولی بحث اصلی ام اینه که خارجی‌ها خیلی هم کار عجیبی نمی کنن. کسانی که ما بینشون می بینیم معمولا اونهایی هستن که برای مخاطب عام تر، مستمرتر خروجی می دن (: اگر می خواین تو اون خط باشین، مهمترین چیز اینه که مستمر باشین.

داستان مردی که کنترل + آلت + دیلیت رو اختراع کرد؛ انیمیشن ۳ دقیقه ای

دیوید برادلی کسی است که ترکیب دگمه‌های کنترل آلت دیلیت رو کشف کرد. دیوید توی تیم ساخت کامپیوتر آی بی ام کار می کرد و مشکل این بود که کامپیوترها هر چند دقیقه یکبار هنگ می‌کردن و اونها مجبور بودن هر بار برق رو قطع کنن و دوباره وصل کنن و اینکار نخواستنی و آروم بود. اونها لازم داشتن کاری کنن که ریست کردن کامپیوترها رو سریعتر کنه. پیشنهاد دیوید این بود که ترکیبی پیدا کنه که نیاز به هر دو دست داشته باشه و اتفاقی هم زده نشه و کامپیوتر هم بفهمه که عمدا ریبوت شده و نیاز نیست همه چیز رو دوباره تست کنه. پیشنهاد اون کنترل + آلت + دیلیت بود.

دیوید برادلی می‌گه این بزرگترین کمکش به تاریخچه کامپیوتر نبوده ولی به هرحال چیزی است که مردم به یاد سپردن. نقل قولی منسوب به برادلی، می گه «من کنترل آلت دلیت رو کشف کردم، ولی بیل بود که مشهورش کرد!»

رادیوگیک ۸۷ – صورتش رو بیارین جلو

در این شماره از رادیوگیک، با پلیس ها درگیر هستیم. کسانی که صورتشون رو از موبایل‌های ما دور می کنن تا بعدا بتونن صورتمون رو جلوی گوشی‌هامون بگیرن. از هک می گیم و مشکل حاد هسته لینوکس و هکر کلاه خاکستری ای که شما رو هک می کنه تا امن‌تر باشین. با رادیوگیک باشین تا ببینم مشکل اتحادیه اروپا با میم‌های خنده‌دارمون چیه.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

اخبار

درصد کاربران گوگل که آی پی نسخه ۶ دارن به ۲۵٪ رسید

گوگل در یک نمودار ساده، تعداد کاربرانی که از آی پی ۶ استفاده می کنن رو نشون می ده. این عدد حالا به ۲۵٪ رسید. [بعد از مدت ها که حرف زدیم + اهمیت توجه بهش در ایران چه از نظر سواد چه از نظر تکنولوژی ]

هکر کلاه خاکستری که میکروتیک‌های مشکلدار مردم رو پچ می کنه

رنگ کلاه ها. حالا یه خاکستری که روسی حرف می زنه داره اینترنت رو می چرخه و به میکروتیک های پچ نشده ای که پیدا می کنه نفوذ می کنه و … چیکار می کنه؟ فایروالشون رو تنظیم می کنه تا دیگه نشه بهشون نفوذ کرد (: آی دی اش alexy است و مدعیه که بیشتر از ۱۰۰هزار میکروتیک رو پچ کرده. اون توی کامنت تغییر فایروال می نویسه که کیه و چرا اینکار رو کرده و‌آدرس تلگرام رو هم می ده ولی می گه فقط ۵۰ نفر باهاش تماس گرفتن و گاهی هم عصبانی بودن! این مشکل امنیتی که می گیم CVE 2018 14847 است.

معرفی وای فای ۶

وای فای ۶ هم معرفی شد. حتما می دونین که قبلا اسم ها اینقدر اسون نبود و بهشون می گفتیم 802.11ac یا 802.1n. این نسخه ها که پیش رفتن معمولا بحث سرعت بیشتر و رسیدن به فاصله بیشتر و اینطور چیزها بود ولی یک متخصص لازم بود که بدونه اسم ها چین و چی از چی بهتره. به همین خاطر wifi alliance حالا اعلام کرده که وای فای بعد یکه قرار بود 802.11ax باشه رو با نام وای فال ۶ خواهیم شناخت تا با نگاه کردن به قوطی دستگاه، مثل آدم بتونیم بگیم کدوم از کدوم بهتره.

مشکل امنیتی هسته لینوکس

یک محقق امنیتی که برای پروجکت زیروی گوگل کار میکنه هم PoC یک مشکل در کنرل های ۳.۱۶ تا ۴.۱۸.۸ رو منتشر کرده. جان هورن با گزارش CVE-2018-17182 نشون داده که با غیرمعتبرکردن کش و استفاده از ساب سیستم مدیریت حافظه لینوکس می تونه حمله UseAfterFree بکنه. شکلی از حمله که گاهی باعث فریز شدن سیستم می شه و گاهی حتی اجازه ارتقاء دسترسی می ده. به گفته اون این حمله در حدود یک ساعت، اجازه دسترسی روت در شل می ده. خودش هم میگه که بعد از گزارش با سرعتی بسیار سریع مشکل رفع شده ولی خب ما باید آپدیت کنیم. البته مشکل اینه که توزیع ها در چه زمانی این آپدیت رو زدن. گاهی یک هفته طول کشیده که خب فرصت فوق العاده ای به هکرهای متخصص و پر اراده می ده برای سوء استفاده.

در اعماق

آیا چین با یه چیپ ریز ریز به عمق آمریکا نفوذ کرده؟

در سال ۲۰۱۵ آمازون به این فکر می کرد که شرکت المنتال رو بخره. شرکتی که تخصصش فشرده کردن ویدئوها و استریم کردنشون برای دیواس های مختلف بود. این شرکت قبلا به پخش زنده المپیک کمک کرده بود، اجازه داد درون های سی آی ای با مراکزشون فیلم زنده مخابره کنن و غیره و غیره. در حین پروسه خرید، آمازون از شرکتی کمک گرفت تا محصولات این شرکت رو بررسی کنه و چیز عجیبی کشف شد. ظاهرا سرورهای سریعی که این شرکت استفاده می کرد یک چیپ کوچیک اضافه بر طراحی اصلی داشتن. سرورهای سوپرمیکرو یکبار دیگه به کانادا فرستاده شدن تا یک شرکت دیگه هم اونها رو بررسی کنه و نتیجه مشابه بود: یک چیپ بسیار کوچیک به اندازه دونه برنج که توی طراحی اصلی نبود. این مساله به مسوولین آمریکایی گزارش داده شد. این سرورها تقریبا همه جاهای مهم بودن. از سی آی ای تا کشتی های جنگی. ظاهرا نتیجه تحقیقات می گه که اضافه شدن این چیپ در پروسه اسمبل شدن بورد در چین اتفاق افتاده! [توضیح شخصی: کسی جوابی نداره هنوز. نقد زیاده. احتمالش هم هست. ولی به هرحال داریم آینده رو می بینیم]

شرکت‌های سهام عمومی کالیفرنیا دیگه نمی تونن هیات مدیره فقط مرد داشته باشن

درک خبر برای خیلی از ما کمی سخته. بخصوص اگر طرفدار حقوق برابر باشیم سریع می ریم سراغ اینکه …
از ۲۰۱۹، حداقل یک زن باید در هیات مدیره شرکت هایی که سهامشون عممی است باشه.

پلیس و رمزهای ما
دو تا خبر هم داشتیم. اولی اینکه نیوزلند قانونی تصویب کرده که اگر حین ورود به کشور پلیس از شما پسورد لپ تاپ یا تلفن‌تون رو بخواد باید اونو بدین و اگر ندین، ۵۰۰۰دلار جریمه می شین. دومی هم اینه که اف بی آی در یک مورد در حین دستگیری یک جوون متهم به کودک آزاری، مجبورش کرده به آیفونش نگاه کنه تا از طریق چهره‌، آنلاک بشه. در موردی مرتبط هم اف بی آی به مامورینش دستور داده تا اگر آیفونی از کسی گرفتن نباید صورتشون رو جلوی صفحه اش بگیرن چون ممکنه بعد از چند بار تلاش برای تشخیص صورت،به اجبار برای آنلاک شدن پسورد رو بخواد.
پین و پسورد ۱۵
پترن ۱۷
چهره / انگشت ۵۹
بدون لاک ۹

آرتیکل ۱۳ (تامه علی)
ابد درمورد این موضوع article 13 شنیدی. قانونی که اروپا داره میگذرونه (یا گذرونده؟) که به موجب اون شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنت اصلی و آپلود فایل(حتی گوگل و فیسبوک) مسئول فایل های آپلودی هستن. بدین معنا که چنانچه فایلی قوانین مربوط به کپی رایت رو نقض میکنه باید حذف بشن و دونه دونه مورد بررسی قرار بگیرن.
تا اینجاش خبر بقدر کافی وحشتناک هست! زمانی بدتر میشه که بدونیم موضوع دامن میم های عزیز و گیف های فان رو هم میگیره و دنیای 9gag رو هم تکون اساسی میده. احتمالا به موجب این قانون meme و gif هایی که داخل اونها از محتوایی استفاده شده که تحت قانون کپی رایت قرار گرفتن نباید آپلود بشن. این یعنی کلی محتوای فان از سراسر نت تبدیل میشه به محتوای غیرقانونی.

بخش آخر

آرو بخونیم.. بشنویم

آیا واقعا این روزها باید بی توجه بخونیم؟ به نظر میاد تکنولوژی علیه آروم و دقیق خوندن می جنگه. حالا راحت با شست رو گوشی اسکرول می کنیم و سریعتر از هر کتاب ورق زدنی، بخش های مختلف متن رو می بینیم و می رسیم آخرش. خوندن از روی گوشی چشم ها رو خسته می کنه و بدن ترجیح می ده بره سراغ یک کار دیگه. الان بالای مقاله ها می نویسن که خوندنش ۱۰ دقیقه طول میکشه ولی حوصله اون رو هم نداریم [گریز به اینستاگرام و نخوندن و حرف زدن . …]

ماریان ولف که نوروساینتیسن است می گه که این «استاندارد جدید» سر سری رد شدن باعث «تغییری نادیدنی ولی بسیار مهم» در شکل درک ما از کلمات می شه. مدارهای عصبی که توانایی مغز برای خوندن و درک رو فعال می کنن حالا به جای تمرکز و دقیق فهمیدن روی سریع رد شدن و سری سری خوندن تربیت می شن.

البته حالا مساله خطرناکترین چیز ممکن هم نیست. ما همیشه چیزهایی رو سرسری می خوندیم و از ۹ سالگی مغزمون یاد می گیره که به جای تک تک کاراکترها، کلمات رو بخونه و حین خوندن به جاهای مختلف صفحه نگاه کنه که ببینه جلوتر چه خبره! از یک نظر هم شاید اسکیم کردن، بخشی از شیوه طبیعی رفتار مغز ما باشه.

قبلا هم این استرس رو داشته ایم. اینکه فرهنگ ما از سمت رمان های بلند به سمت داستان های کوتاه اومده یک شاهد این ماجرا است. در ۱۹۸۹ نویسنده ای گفته بود که «اینکه سونات ها و هایکوها محبوب هستن نشون دهنده این نیست که بازه توجه ما داره کوتاهتر می شه».

ولی مطمئنا اینترنت شیوه خوندن ما را تغییر داده. ما الان چیز بیشتری برای خوندن داریم چون آدم های بیشتری می نویسن. فقط کافیه چند دهه عقب بریم و تعجب خواهید کرد که چقدر کم چیزی نوشته می شد،‌ البته بیرون مدرسه. تقریبا هیچ وقت نمی دیدین که کسی در کافه نشسته باشه و مشغول نوشتن باشه که الان داره چی می خوره یا به دوستش نامه بنویسه و بپرسه امروز صبح چیکار کرده و برنامه اش برای عصر چیه.

در دوران آنالوگ نوشته ها بسیار دیرتر از زمان نوشته شدن خونده می شدن. در دوران دیجیتال تقریبا هر نوشته ای خیلی زود به مخاطب می رسه. گاهی همزمان که شما دارین می نویسین۷ یکی داره می خونه! یا کامنت های یک مطلب تقریبا به محض انتشارش شروع به رشد می کنن.

بیلی کالینز (شاعر) می گه که «شعر قطع کردن سکوت است در حالی که روزمره نویسی، نویزی دائمی است». ما الان گفتن و عکس العمل نسبت به کلام (با کلام) بیشتری داریم تا گوش کردن و خوندن و فکر کردن بهش.

احتمالا خوبه که آروم باشیم. هر روز کلی چیز در مزایای آرومی می شنویم – مثلا در ستایش اینکه خودمون آشپزی کنیم و فست فود نخوریم یا به بچه ها فرصت بدیم با حوصله و زمانی که خودشون لازم دارن دنیا رو کشف کنن و … اما آروم خوندن هنوز مرسوم نشده. هی به ما می گن مطالعه خوبه و آدم ها خوشحالن که کتاب ها رو سریع بخونن و تموم کنن ولی شاید برعکسش بهتر باشه.

تجربه بلند خوندن این وسط می تونه جالب باشه. چیزی رو برای همدیگه بخونین. اگر تو رابطه هستین برای طرفتون کتاب خبونین یا مقاله. و اینجوری می بینین که چطوری هر کلمه از جلوی چشمتون به مغز می رسه و بعد به زبون و لذت خوندن بیشتر می شه. اینجوری مغز تمرین می کنه تا بتونه چیزهای بلندتر رو بخونه. ما الان کلی خبر می خونیم و رنج می کشیم. شاید اگر کمتر بخونیم ولی عمیق تر وضعمون بهتر باشه. آروم خوندن سخته ولی در واقع هدیه دادن زمان است بدون تضمین سود. اول که شروع کنین چیزهای طولانی رو آروم بخونین احتمالا کلافه خواهید شد. گفته می شه مغز ما شدیدا شکل پذیره و اگر در طول چند سال فقط چیزهای کوتاه و سریع خونده باشیم، دیگه سختشه مسیرهای جدیدی برای خوندن چیزهای طولانی ایجاد کنه. ولی این تمرین لازمه اگر قراره از متن اخبار و جک ها و شوخی ها و توصیه های علمی تک جمله ای و پاراگراف هایی که سعی می کنن علوم رو توضیح بدن فراتر بریم و به دانشی واقعی برسیم.

این روزها درآمد اکثر سرویس های بزرگ اینترنت از «وقت» و «توجه» ما است و واقعا روی این با هم رقابتی جدی می کنن. من و شما اما اگر می خوایم چیزی بیشتر از مرکز درآمد این سیستم ها باشیم (چه درآمد سیاسی / چه عقیدتی / چه تبلیغاتی) لازمه که کنترل زمان و توجه خودمون رو توی دستمون بگیریم و اولین قدمش هم اینه که بتونیم «توان توجه» یا «بازه توجه» خودمون رو زیاد کنیم. بتونیم مغزمون رو دوباره پرورش بدیم که برای مدتی طولانی درگیر یک چیز بشه و اینطوری بتونه دانش انباشت کنه. شاید یک روشش تمرین برای آروم خوندن است. و آروم گوش کرد.

نامه ها

سمانه:
در رادیو گیک نمره‌ی هشتاد و چهار؛ به این نکته اشاره کردی که هلیوم زمین داره تموم میشه. من فکر میکنم این شاید به درستی بیان نشده.

هلیوم عنصر بسیار نادری در زمین هست ( حدود چند اتم در هر یک میلیارد اتم و در جو از مرتبه ی حدود پنج اتم در هر یک میلیون اتم). اما میانگین سرعت اتمهای هلیوم از سرعت فرار از سطح زمین بیشتره (سرعت فرار به سرعتی گفته میشه که اگر سنگی رو روی سطح زمین با اون سرعت پرتاب کنیم دیگه برنمیگرده پاییین. گازهای سبک مثل هیدروژن و هلیوم چون ریزه میزه هستن سرعتشون بیشتره و بخاطرهمین سرعتشون از سرعت فرار از سطح زمین بیشتره و …) اما با این وجود پس نباید همین مقدار هلیوم در جو زمین وجود داشته باشه و باید تمام هلیوم از زمین طی این چند میلیارد سال گریخته باشه! پس چرا هنوزم هلیوم روی سطح و داخل جو زمین هست؟!

جواب خیلی جالبه: هلیوم در واپاشی هسته‌های اتم های سنگین مثل اورانیوم، توریوم و … تولید میشه. در حقیقت اون تابش آلفا که توسط برخی رادیو ایزوتوپ ها تولید میشه همون هسته ی هلیوم هست. نرخ تولید هلیوم در فرآیند های واپاشی آلفا اونقدر زیاد هست؛ که هنوز توی جو چند صد هزار تن هلیوم وجود داره.

اما بزرگترین ذخایر هلیوم همون مخازن گاز طبیعی هستند که هلیوم تولید شده در پوسته های زیرین همراه با گاز طبیعی در زیر طاقدیس ها ی سنگ سفت محبوس شده.. به طور معمول حدود یک تا پنج درصد گاز طبیعی رو هلیوم تشکیل میده که با این حساب یک چهارم ذخیره ی هلیوم قابل استحصال در پارس جنوبی جمع شده که متاسفانه ما اون رو از گاز و میعانات جدا نمیکنیم و ول میدیم بره!

پنج درصد از گاز طبیعی خیلی عدد خوبیه انقدر خوبه که ما نباید نگران باشیم. البته برخی معتقدند باید قیمت هلیوم بالاتر بره تا الکی توی مصارف داغون هدر نره اما خب بنظر میرسه ما خیلی هلیوم داریم. بهتره نگران عناصر دیگه ای باشیم مثل لیتیوم که واقعا شاید خیلی سریع تموم بشن

تبریک ها

پیشنهاد تبریک به آمازون برای اینکه بعد از ۱۱ سال تصمیم گرفت روی کیندل از عربی پشتیبانی کنه. در قدم اول ۱۲ هزار کتاب عربی روی کیندل استور منتشر شده که بعضی از آثار ادبی آشنا برای ما هم توی لیست هست. مثل هزار و یک شب. و خبر مردن پل آلن از بنیانگذاران مایکروسافت. تبریکی هم داریم به مایکروسافت که سورس ام اس داس رو توی گیت هابش گذاشته

موسیقی

آهنگ آخر when you came into my life است از طرف نوید تقدیم به شکوه، ​هیچ چیزی نمی‌تونه بین آشنایی ۱۰ ساله دو تا رفیق فاصله بندازه. ​
هر جا که هستی و هر کاری که می‌کنی​، ​
فقط عاشق بودن و فراموش نکن.​

و آهنگ اندی از طرف وحید بود به تهمینه برای شادی همیشگی

تامبلری از جذابترین کنترل پنل‌ها

کنترل پنل‌ها هیجان انگیزن. حتی در زمانی که احتمالا کسی از UX و UI چیزی نشنیده بود، لایه آخری بودن که باید تفکر طراح و مهندس پشت سیستم‌ها رو به کاربرهاش وصل می‌کرد. کنترل پنل‌ها گاهی فقط به منظور کارایی ساخته م‌شدن و گاهی با تمرکز روی زیبایی و و گاه با تمرکز روی جلوگیری از اشتباه و گاه برای حداکثر کردن کنترل و گاهی هم برای حداقل کردن گیجی. این باعث می شه من هر وقت دستگاهی رو ببینم، کنترل پنلش رو هم با هیجان نگاه کنم تا ببینم از نظر طراح اون دستگاه، کاربر قراره چه تیپ آدمی باشه یا چه حسی بهش دست بده.

این علاقمندی بود که باعث شد وقتی این تامبلر رو دیدم کلی کیف کنم: «کنترل پنل‌ها». اینجا اختصاص داره به کنترل پنل‌ها. در واقع اختصاص داره به بازنمایی درک طراح از من و شمای نوعی. از پنل هیجان انگیز پنل مزدا تا مرکز تولید برق مجارستان.