بوستون هم در کنار دیگر شهرهای آمریکا، استفاده دولت از تکنولوژی تشخیص چهره برای عموم را ممنوع کرد

بوستون هم رای‌ای مشابه شهرهای سان فرانسیسکو، اوکلند، کالیفرنیا،‌کمبرج و ماساچوست داد و طبق قانونی استفاده دولت از تکنولوژی های تشخیص چهره برای زیرنظر گرفتن شهروندان رو ممنوع کرد. طبق این قانون استفاده از این تکنولوژی یا حتی خریدن نرم افزارهای مرتبط با اون ممنوعه. یکی از اعضای شورای شهر در این مورد گفته که این شورا نمی تونه با تکنولوژی ای که حقوق پایه ای شهروندان رو تهدید می کنه، موافق بشه.

البته قانون استثناهایی رو هم قائل شده و مثلا می‌پذیره که دولتی ها برای آنلاک کردن ابزارهاشون از تشخیص چهره استفاده کنن یا در عکسها، صورت ها رو جدا کنن ولی اینکه بتونن بر اساس تشخیص چهره هویت تک تک افراد رو تشخیص بدن ممنوع شده.

این مجموعه قوانین تا حدی مرتبط هستن به اتفاقات جدید آمریکا و ایده هایی مثل اینکه حکومت ممکنه به سمت زیر نظر گرفتن دائمی همه شهروندان حرکت کنه؛ چیزی که کاربردش این روزها در حکومت های دیکتاتوری است و برای سرکوب عقاید مخالف. در اقدامی مشابه، نیویورک تمام نیروهای پلیس رو مجبور کرده تا ابزارهای شنود / نظارت خودشون رو شفاف کنن و مشخص باشه چه توانمندی هایی دارن. همچنین شرکت های آمازون و آی بی ام اعلام کردن که تکنولوژی های تشخیص چهره رو به دولت نخواهند فروخت.

شاید در ابتدا به نظر بیاد که اگر نیروی پلیس بتونه دوربینی به چشم داشته باشه که اسم و درآمد و مشخصات هر آدمی که می بینه رو بهش نشون بده یا هر لحظه که خواست بتونه مشخصات دقیق تمام افراد جلوی هر کدوم از دوربین های به اصطلاح راهنمایی و رانندگی رو به دست بیاره خوب باشه و امنیت به بار بیاره. ولی در عمل اینجور تکنولوژی ها به دلایل مختلف منجر به جامعه هایی آزادتر و خلاق تر و پویاتر نشدن. یکی از دلایل، عدم توازن این قدرت ها است. آیا مردم هم می تونن نسبت به رفتار بد پلیس بر اساس دوربینی که روی ماشین پلیس نصبه شکایت کنن؟ آیا مردم هم می تونن هر جای زندان رو که خواستن نگاه کنن و ببینن رفتار و زندگی بازداشت شده ها و زندانی ها چطوریه؟ آیا مردم هم می تونن یه دوربین داشته باشن که باهاش مجلس رو نگاه کنن و کنار صورت هر نفر مربعی باشه که نشون بده در طول ۱۰ سال گذشته چقدر پول از کجا گرفته؟ این عدم توازن، عملا این ابزارها رو به سیستم های سرکوب قوی تر وصل می کنه.

اوان گریر مدیر موسسه حقوق دیجیتال «مبارزه برای آینده» می‌گه که «تکنولوژی تشخیص چهره خطرناک و ذاتا سرکوبگر است. این تکنولوژی قابل اصلاح و کنترل نیست و باید از بین برود». شاید این نظر تند باشه ولی حداقل در وضعیت فعلی جهان، این تکنولوژی چیز برابری نیست. وقتی در کشوری حداقل استانداردهای برخورد با متهمین یا امکان دسترسی به حقوق اولیه انسان ها وجود نداشته باشه، تکنولوژی های تشخیص چهره عمومی در معابر، فقط و فقط سرکوب کننده حق اظهار نظر آزاد خواهند بود؛ حتی اگر به اسم امنیت و غیره قالب بشن. حالا این رو بذاریم کنار احتمال اشتباه و مشکلات الگوریتم تشخیصی که الان وجود داره تا بفهمیم چرا قانونگذارانی که عقلشون می‌رسه و دنبال بهتر شدن جامعه شون هستن، قوانین مستقیمی وضع می کنن تا چنین چیزهایی به شهر و کشورشون راه پیدا نکنن.

ادابی از کاربران خواسته که فلش پلیر رو از کامیپوترها حذف کنن

فلش پلیر یک زمانی ایده های جدیدی رو به وب آورد ولی از همون روزاول دردسر بزرگی بود، بخصوص برای ما لینوکسی ها. شایدم مشکلش برای ما کمتر بود چون کامپیوترهایی که فلش پلیر داشتن، تبدیل شدن به یک هدف همیشگی نفوذگرها و هفته ای نبود که خبر جدیدی از هک شدن فلش پلیر به گوش نرسه. حالا ادابی در صفحه پایان عمر فلش پلیر یا همون EOL اعلام کرده که این برنامه فقط تا ۳۱ دسامبر ۲۰۲۰ زنده خواهد بود؛ یعنی تا پایان امسال. شما بگو شش ماه دیگه.

این پایان زندگی بسیار هم خشن اتفاق می‌افته. توی خیلی از پایان عمرها، فقط گفته می شه که دیگه این برنامه آپدیت نخواهد شد و با ریسک خودتون نصب / استفاده کنید. اما ادابی در اون تاریخ نه فقط هیچ آپدیت جدیدی روی این برنامه نمی ده که کل لینک های دانلودش رو هم از سایتهاش حذف می کنه تا کسی نتونه از اون تاریخ به بعد نصبش کنه. ولی خشونت این پایان عمر دراینجا تموم نمی شه. در قدم بعدی ادابی گفته که از اون تاریخ به بعد تمام محتواهای فلش، توسط فلش پلیر بلاک خواهند شد و از شرکت هایی که از فلش استفاده می کنن خواسته تا اون تاریخ یه فکر دیگه بکنن تا «بمب ساعتی» فلش، به دردسرشون نندازه. در واقع حتی اگر این برنامه رو داشته باشین هم، بعد از اون تاریخ دیگه کار نخواهد کرد.

این یکی از شدیدترین شکل های پایان عمر یه نرم افزاره و حتی می تونه مورد مناقشه هم باشه چون من حق دارم برنامه ای که دارم رو روی کامپیوترم نصب کنم ولی با توجه به تاریخچه سوپرغیرامن فلش پلیر، بعیده کسی به این حذف خشنش اعتراض کنه. این حذف از حوالی ۲۰۱۷ شروع شد که ادابی اعلام کرد این محصول دیگه به آخر عمرش رسیده و از براوزرها حذف میشه و فیسبوک از بازی سازها خواست به HTML5 مهاجرت کنن. شاید براتون جالب باشه که در ۲۰۱۱ نزدیک ۳۰٪ سایت های اینترنت فلش داشتن ولی این عدد الان به تقریبا ۲.۶٪ درسیده. هرچند که این عدد هم با توجه به تصمیم اخیر ادابی، بالا است.

خلاصه اگر الان هم روی کامپیوتر شما فلش نصب است، احتمالا همین الان وقتشه که حذفش کنین و به این تاریخ پر از حفره امنیتی، پایان بدین (:

زنی ۴۵ ساله در چین، ۴۲۴هزار دلار کلاهبرداری کرده؛ با خریدن بیمه پروازهایی که می دونسته تاخیر می کنن

پلیس محلی اخیرا زنی رو در چین دستگیر کرده که یه کلاه برداری جالب و هوشمندانه داشته. این زن ۴۵ ساله که در خبر بهش «لی» گفته شده، با ۲۰ هویت مختلف از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۱۹ بیشتر از ۹۰۰ بار از شرکت‌های بیمه مسافرتی، به خاطر تاخیر یا لغو پروازش پول گرفته! البته خانم لی سوار هواپیمایی نمی شده بلکه بلیت رو با یک بیمه خوب می خریده، اگر پرواز لغو می‌شده یا تاخیر زیاد داشته شکایت می کرده و جریمه زیادی می‌گرفته و اگر پرواز تاخیر زیاد نداشته، با اعلام اینکه به پرواز نرسیده، بخشی از پول بلیت رو پس می‌گرفته.

به گزارش پیپر این خانم دسترسی به اطلاعاتی از داخل سیستم پروازها داشته که بهش می‌گفته احتمالا چه پروازی به مشکل خواهد خورد و با همین تکنیک می‌تونسته پیش بینی خیلی خوبی از لغو و تاخیر داشته باشه و سود زیادی ببره. در واقع دقیقا بلیت پروازهایی رو می‌خریده که به احتمال زیاد قرار بوده کنسل بشن یا تاخیر بخورن. این خانم با این تکنیک در طول این چهار سال حدود ۴۲۴هزار دلار سود کرده.

البته در نگاه اول کارش فقط یه هک بر اساس داده است ولی به دو دلیل مجرم شناخته می‌شه. اول اینکه از هویت‌های مختلف استفاده کرده تا پیدا نشه. این خانم از حدود ۲۰ هویت مختلف برای دریافت پول ها استفاده کرده تا پیدا نشه و از اونطرف از رانت اطلاعاتی برای سودش بهره می‌برده. حتی در یکی از موارد ایشون به خاطر یک تاخیر، ۱۵هزار دلار گرفته. بعد از دستگیری مشخص شده در بعضی از موارد حتی ادعای تاخیر یا لغو شدن پرواز هم غیرواقعی به شرکت های بیمه اعلام شده و در نتیجه جرم محرز است.

اما نکته جالب اینه که اگر جعل هویت و اطلاعات داخلی اتفاق نیافتاده بود و پیش بینی تاخیر هواپیما از اطلاعات همگانی به دست اومده بود (مثلا تاخیرهای دیگه، وضعیت هوا، ترافیک و ..) یک کشور قانونمند نمی تونست این آدم رو به کلاهبرداری محکوم کنه و مساله می رفت زیر شاخه «سوراخ های قانونی» یا همون Loopholeها. نمونه های مشابهی در آمریکا باعث شده که آدم ها پرواز رایگان تا آخر عمر بگیرن و موارد مشابه؛ بدون اینکه قانونی رو بشکنن.

البته حالا اکثر شرکت‌های بیمه بندی به قوانینشون اضافه کردن که می‌گه اگر بیمه شده در موقع بیمه از تاخیر یا لغو پرواز اطلاع داشته باشه، مشمول دریافت جریمه نخواهد بود تا این سوراخ گرفته بشه. ولی یه هکر همیشه از بقیه دقیق‌تر است (:

حالا می تونین لپ‌تاپ‌های لنوو تینک‌پد و تینک استیشن رو کاملا سازگار با لینوکس بخرین

برای سال‌های طولانی، لپ‌تاپ‌های لنوویی که آی بی ام می‌ساخت، بهترین گزینه‌های نصب لینوکس بودن. اون هم در دورانی که کاملا احتمال داشت لینوکس بعضی از سخت‌افزارها رو نشناسه و با دردسرهای زیادی مواجه باشین. اما بعدا که کمپانی چینی، لنوو رو خرید، وضع تا حدی تغییر کرد. البته لینوکس هم پیش اومده بود و دیگه تفاوت حادی بین خریدن لنوو و لپ‌‌تاپ‌های دیگه برای بچه‌های لینوکسی وجود نداشت.

اما حالا وضع دوباره در حال اصلاح است. لنوو اعلام کرده که که سری های تینک پد و تینک استیشن‌ش رو به طول کامل برای لینوکس سرتیفای می‌کنه – یعنی از شرکت‌های ردهت و اوبونتو تاییدیه‌ای می‌گیره که این سخت افزارها روی لینوکس اونها به درستی کار می‌کنن. البته راستش رو بخواین به جز بحث کارت گرافیک دوم و استفاده کامل از کارت گرافیکی، من هیچ وقت در این سال ها مشکلی با هیچ کدوم از لپ تاپ هایی که روشون لینوکس نصب کرده ام نداشتم.

بازم خبر خوب؟ (: لنوو لپ‌تاپ‌های ThinkpPad P53 و P1 Gen 2 رو با فدورا هم عرضه خواهد کرد و البته خب هر لینوکس دیگه ای که مبتنی بر اوبونتوی LTS باشه هم به شکل منطقی باید کاملا درست کار کنه. همچنین لنوو برای سازگاری کامل احتمالا مجبوره بعضی درایورها رو هم به کرنل اضافه کنه که اینکار آپ استریم خواهد بود، یعنی درایورها به کرنل اصلی اضافه می شن نه به عنوان یه پچ مخصوص لنوو. اینکار بهترین گزینه است برای ما و دنیای لینوکس.

وقتی هکرهای ناشناس دوباره ظاهر می شوند؛ انانیموس در حمایت از تظاهرات ضد نژاد پرستی

انانیموس

هکرهای انانیموس تاریخچه درخشانی دارن، البته تا زمانی همکاری‌های سابو از گروه لالزسک که از افراد مرتبط با انانیموس هم بود با دولت فاش شد و ۵ هکر دیگه دستگیر شدن و فعالیت های گروه کمتر شد. در این مدت هم اصولا گروه بی سر و صدا بود. اما حالا یه ویدئوی جدید توی فیسبوک تا حدی توجه‌ها رو دوباره به گروه جلب کرده.

توی این ویدئو،‌ صورت ماسکدار مرسوم با صدای کامپیوتری اش اول صحنه‌هایی از سرکوب و تعقیب خشن سیاه پوست‌ها توسط پلیس آمریکا رو نشون می ده و بعد می گه مردم خسته شدن و نیاز به تغییری واقعی هست. توی آمریکا قوانین و‌ آزادی رسانه و موارد مشابه باعث شده بسیاری از این موارد بالا بگیره و مرتکبینش بیکار بشن و اینها ولی تغییر سیستماتیک رو شاهد نبوده ایم. حرف هکرهای انانیموس هم اینه که مجازات های باید اینقدر جدی باشه که کسی که نژادپرست است نتونه با پیوستن به نیروی پلیس، رفتار نژاد پرستانه اش رو ادامه بده. در نهایت ویدئو درخواست محاکمه به جرم قتل عمد برای پلیسی رو داره که باعث مرگ جرج فلوید شده و تهدید می کنه که برای افشاگری، فعالیت هایی رو خواهد داشت از جمله «آشکار کردن جنایات [پلیس مینیاپولیس] به جهانیان».

البته وقتی خواننده اینجا هستین منطقا می دونین که انانیموس یک گروه بسیار نامتمرکز و بدون رهبری یا حتی عضویت مستقیم است و در نتیجه هیچ کس نمی تونه چیزی رو به چیزی مرتبط کنه. مثلا کمی بعد از اومدن این ویدئو، اداره پلیس مینیاپولیس داون شده و چند ساعتی طول کشیده تا با یه کپچا بالا بیاد. این احتمالا نتیجه یه دی.داس. نسبتا گسترده است که منطقا باید از یه بات نت بیاد.

یا مثلا چند ساعت بعد فهرستی از ایمیل‌ها و پسوردهای منسوب به اداره پلیس منتشر شد که خب جدید نیست و چند سالی هست این لیست وجود داره یا همچنین منتشر شدن «کتاب کوچیک سیاه» اپستین به شکل مشابه. اپستین مردی بود که به برگزاری مهمونی های مختص سکس شهرت داشت و متهم بود که در چندین مورد افراد زیر ۱۸ سال یا کسانی که رضایت کامل نداشتن در این مهمونی ها شرکت کردن. از اونطرف چون افراد بسیار مشهوری در این مهمونی ها حاضر می شدن یا با اپستین و «مدلهای» احتمالا مشکل دارش از نظر سنی به جزیره اش می رفتن مساله بسیار حساستر شد. در نهایت اپستین به اتهام آزار جنسی زندانی شد ولی در سلول مرد. کالبدشکافی می گه خودکشی بوده ولی وکیلش و خیلی ها در اینترنت می گن بعید نیست مساله کار قدرتمندانی باشه که ممکن بود این وسط اسمشون لو بره ولی از نظر رسمی خیلی هاشون مدعی بودن که حتی اپستین رو نمی شناسن. بعدها یه خبرنگار یه دفتر کوچیک مشکی رنگ رو منتشر کرد که مثل دفتر تلفن اپستین است و اسم خیلی آدم های مهم توشه. از جمله ترامپ ها. حالا انانیموس به ادعای افشاگری این رو دوباره منتشر کرده؛ ولی خب چیز جدیدی هم نیست.

چه این انانیموس قدیم خودمون باشه چه کسی که اکانت رو داره و سعی کرده مساله رو زنده نگه داره، اهمیت اصلی اینجاست که هکرها نسبت به مسائل اجتماعی اطرافشون بی تفاوت نیستن. اتفاقا هکرها یک موضع گیری سیاسی به سمت آزادی و عدالت دارن و الان حس می کنن که پلیس ابزاری برای حفظ قدرتمندان شده نه وسیله ای برای امن نگه داشتن عموم مردم؛ و لازم می دونن کاری بکنن.

گپی در مورد سیستم هایی مثل Initiative Q و Double Way

چیزهایی مثل Initiative Q مدت ها است که توی دنیا هستن و الان تو ایران مد شدن. همچنین چیزی مثل دابل وی که توی کشورهایی مثل پاناما و کلمبیا و ایران آدم ها رو به سمت خودش جذب کرده – آدم هایی که بالاخره می خوان یه طوری پولدار بشن. شایدم کسانی که مواظبن یکهو از بقیه عقب نمونن. توی این ویدئو نگاهی می ندازیم به اینها و همه مشابه‌هاش؛ یعنی بقیه پانزی ها.

ویدئو در آپارات و یوتیوب.

پاین بوک پرو؛ یه لپ‌تاپ لینوکس مبتنی بر آرم ۲۰۰ دلاری

عجیبه که اینو من ندیده بودم. یه لپ تاپ مبتنی بر پروسسور آرم که لینوکس ران می‌کنه، بدنه اش فلزی است و بسیار ارزونه – البته به پول یه آدم عضو جهان. این کامپیتر ۱۴ اینچی، صفحه 1080p داره. دیسکش ۶۴ یا ۱۲۸ است و ۴ گیگ هم رم داره. این کامپیوتر همچنین یه باتری ۱۰هزار میلی آمپری داره که بین ۴ تا ۶ ساعت روشنش نگه می‌داره و پورت‌های یو اس بی ۲ و ۳ و همینطور یه یو اس بی سی که اجازه می‌ده کامپیوتر رو به مانیتور اکسترنال ۴کی خودتون وصل کنین و از اون باحالتر، قابل شارژ از این پورت هم هست، درنتیجه می تونین با هر کله‌گی مرسومی که دارین، این رو هم شارژ کنین (: و البته جک مثل آدم ۳.۵ اینچ هم داره (:

اما معلومه که این‌ها مشخصه‌های اصلی ای نیستن که این لپ تاپ جمع و جور و متوسط رو خیلی باحال می‌کنه. چیزی که این لپ تاپ رو خیلی باحال می‌کنه، اینه که لینوکس ران می‌کنه و فقط ۱۹۹ دلاره این پول یعنی یه نفر که توی مثلا آمریکا حداقل حقوق ممکن ساعتی رو می گیره، با ۳ یا ۴ روز کار می‌تونه اینو بخره. همینطور برای کسی مثل من و شما این می‌تونست یه فان خیلی باحال باشه یا یه لپ تاپ دوم دم دستی برای مواقعی که نمی خواین کامپیوتری اصلی تون رو ببرین یا حتی برای خیلی ها، یه کامپیوتر اول.

البته در نهایت با پول خسته ما،‌ همین در این لحظه می شه تقریبا سه میلیون و چهارصد ولی خب بازم دیدنش بامزه است، بخصوص اگر درآمد دلاری دارین و امکان خرید. راستی.. اگر تا اینجا اومدین که مطمئنا خوبه با خود کمپانی پاین هم آشنا بشین. یه شرکت مبتنی بر مصرف کننده ها که سعی می کنه ابزارهای لینوکسی باحالی بده؛ از جمله این تلفن لینوکسی.

رادیوگیک ۱۰۰ – جهان تغییر خواهد کرد

در رادیو گیک صد، با نگاهی اجتماعی و فنی به اخبار نگاه می‌کنیم. از هکرهایی که امسال دور هم جمع نمی شن میگیم و لو رفتن سورس کدها و حتی بیرون کشده شدن اطلاعات از کامپیوترهایی که به نظر می رسه مطلقا هیچ خروجی ای ندارن. شاید هم به همه یه حقوق پایه بدیم تا ببینیم دنیا چطور جایی می شه! با ما باشین تا سیاره‌مون رو هک کنیم!

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

اخبار

عمومی شدن سورس کد ماشین های هوشمند مرسدس بنز

ماشین های ون مرسدس بنز یه مدار Onboard Logic Unit دارن که رابط سخت افزار و نرم افزار خودرو است و ماشین ها رو به کلاود وصل می کنه و حتی اجازه می ده که تردپارتی ها (شخص ثالث؟! شخص؟! ثالث؟!) بتونه به خودرو وصل بشه و دیتا رد و بدل کنه. چیزهایی مثل بررسی وضعیت خودرو در جاده یا وضعیت اجزای خودرو و این چیزها. حالا ظاهرا این کد که توسط Daimler AG نوشته شده، به طور کامل لو رفته؛ بیشتر از ۵۸۰ تا گیت رپوزیتوری. چطوری؟ نگو به من… شرکت معظم دایملر ای جی که این کدها رو برای مرسدس می نوشته، اونها رو روی یک گیت روی وب هاست می کرده که … بگو چی؟ آفرین. امکان رجیستر شدن اکانت جدید توش باز بوده. این محقق امنیتی کارش همینه که دنبال سرورهایی بگرده که گیت لب روشون نصب است و درست تنظیم نشده.. ولی خب رسیدن به رپوزیتوری سورس کد بنز واقعا دیگه… [توضیحات در مورد خطرات نصب دیفالت یا فقط راه انداختن یه چیزی با سعی و خطا]. اوه طرف کل این رپوزیتوری رو چند جا آپلود کرده که شامل چیزهایی مثل ایمیج های رزبری، سورس کد، ایمیج سرورها‌، کامپوننت های کنترل ریموت OLUها، داکیومنت ها و غیره هستن و بعد از بررسی شون به نظر می رسه حتی توکن های API و پسورد و غیره سرور هم توشون پیدا می شه.

خارج اطلاعات ار کامیپوتر air gapped با فن پاور

اینجور خبرها زیادن می بینن که در خبر هم اومدن نه اعماق. دیگه عادی شده تقریبا ولی یادآوری اش مهمه هنوز. [مفهوم کامپیوتر air gapped] و محققی نشون داده که می تونه اطلاعات تایپ شده روی کامپیوتری که نه انیترنت داره نه وای فای نه بلوتوث نه حتی اسپیکر رو بخونه روی یک گوشی نشون بده. چطوری؟ با تنظیم کردن سرعت فن ! در نهایت یک چیزی داره صفر و یک به بیرون می فرسته و این چیز می تونه سرعت فن و صداش باشه که یه موبایل می تونه اونو به شنود خوبی تبدیل کنه. معلومه که این لا یه بدافزار هم لازمه ولی شاید براتون جالب باشه که بعضی ها حتی این ملورها رو از حفظ تایپ می کنن.. کمی توضیح و اینکه واقعا عملی است.

مونیخ هم به استراتژی «پول عمومی؟ کد عمومی!» پیوست

اعتلاف حزب سوسیالیست دموکرات و حزب سبز در مونیخ انتخاب شدن و یکی از تصمیم های خوبشون رو گرفتن: پول عمومی؟ کد عمومی! مساله اینه که تولید نرم افزار گرونه، آموزشش گرونه و از اون مهمتر بسته بودنش رانت میاره. در استراتزی پول عمومی؟ کد عمومی گفته می شه که اگر چیزی با پول عمومی…

دف کان امسال هم غیر حضوری برگزار می شه

خودش که خبر عظیمی نیست ولی هر وقت بحث دفکان باشه خوبه که در موردش حرف بزنیم. دفکان تقریبا بزرگترین گردهمایی هکرهای دنیا است که معمولا همه منتظرش هستیم تا حداقل فیلم هاش رو ببینیم. از ۱۹۹۳ شروع شده و از متخصصین امنیت و هکرها تا حقوق دان ها و این روزها پلیس ها هم توش هستن (:‌ معمولا کلی کارگاه داره. از باز کردن قفل فیزیکی تا رباتیک تا برنامه هایی مثل فتح پرچم تا موسیقی و پول پارتی های شبانه اش. در ضمن badgeهاش هم خیلی معروفه. اوه ایده روستاها هم خیلی خوبن. مثلا اگر من به بیوهک علاقمند هستم یا IoT می تونم برم روستای مرتبط و اونجا با آدم های مشابه گپ بزنم. یه جور میز در سطح خیلی بزرگ. تاثیرش توی فرهنگ هکرها هم زیاده. اگر علاقمندین سرچ کنین و چیز بخونین و ببینین. مثلا توی مستر ربات سیزن ۳ الیوت و دارلین به یه تورنمنت مقدماتی فتح پرچم دفکان سر زدن. خلاصه اینکه امسال نیست (:

وی پی ان قانونی ایران

طبق معمول ایران هیچ کس نمی فهمه این قوانین چیه. میان و می رن و همه هم مدعی هستن که «ما که قدرتی نداریم.. برین از بقیه بپرسین». به هرحال منتظرن که وزیر به اصطلاح ارتباطات ساز و کارش رو فراهم کنه تا رسته های خاص شغلی – بخونین دوستامون – بتونن وی پی ان قانونی داشته باشن و اینترنت سانسور شده بمونه برای من و شمایی که دم تکون نمی دیم. حالا اینکه چطوریه که باید از مالیات ما خرج کنن و ابزار سانسور بخرن و ما رو فیلتر کنن بعد به یکسری مجوز بدن که در مقابل پول بتونن این چیزهای فیلتر شده رو بخونن دیگه یه بحث دیگه است ((: فرمودن هم که به محض اجرایی شدن وی پی ان قانونی، با وی پی ان های غیرقانونی (بخونین روش های رسیدن ما به ایننرت) مبارزه بیشتری صورت خواهد گرفت.

هاوینگ بیت کوین
چهار سال یکبار. مثل ورزش. توضیح اینکه چیه. بیخیال قیمت بشین. به تکنولوژی عشق بورزین (: و در اولین تنظیم مجدد سختی شبکه هم ۶٪ پایین اومده.

مدیر مایکروسافت قبول کرده که قبلا در مورد بازمتن اشتباه می کردن

مایکروسافت در گذشته بسیار با برنامه های آزاد و بازمتن بد بودن. در حدی که در موردش از عبارت سرطان استفاده کرده بودن و FUDهای دیگه. اما حالا برد اسمیت رییس مدیرمایکروسافت پذیرفته که این استراتژی و برخورد اشتباه بوده. البته از نظر فنی هم چند وقت است که شعار MS Loves Linux واقعیت پیدا کرده و می بینیم با خرید گیت هاب و دادن Windows Sybsystem for Linux و vSCode و بقیه موارد واقعا مایکروسافت داره به سمت بازمتن میاد. حالا هم برد اسمیت توی مصاحبه اش گفته که «مایکروسافت قبلا در سمت اشتباه تاریخ ایستاده بودیم. اما خبر خوب این است که زندگی به اندازه کافی طولانی است و می تونین چیزهای جدید یاد بگیرین و تغییر کنین. امروزه مایکروسافت به تنهایی بزرگترین مشارکت کننده در پروژه های بازمتن است .. وقتی صحبت از بیزنس باشد». نکته خوبیه دیگه!

خبر بامزه؟ برنامه نویس جوونی که برنامه ماشین خودران آزاد رو وصل کرده به ماشین های GTA

هاها.. ماشین خودران هنوز چیز خفنی حساب می شه. البته هکر مشهوری به اسم خورخه هوتز یا همون geohot یه پروژه شروع کرده به اسم comma.ai که میتونه به خیلی خودروها وصل بشه و اونها رو تا حد قابل قبولی خودران کنه.. البته بدون تضمین (: خلاصه اگر خواستین خودران ملی بزنین،‌ کار دو سه روزه (: با احترام به کسانی که واقعا سعی می کنن پروژه رو بهتر کنن (: اما حالا یه هکر ۱۵ ساله به اسم لئون هیلمن نرم افزار آزاد رانندگی خودکار رو برداشته و وصلش کرده به Grant Theft Auto V که ذاتا کار جالبی است. تقریبا دو هفته طول کشیده و دو تا کامپیوتر هم می خواین که یکیش کنترل کننده ایکس باکس بهش وصله با ویندوز و اون یکی اوبونتوی ۱۶.۰۴ است که اوپن پایلوت رو با یه وبکم متصل می کنه به comma.ia . جذابیتش برای آینده؟ اینکه شاید بشه نرم افزار رو از طریق رانندگی در بازی بهتر و بهتر کرد (:

در اعماق

کرونا و اینترنت

مشکلات ایران و برنامه هایی که قراره کلا آموزش و پرورش رو به سمت یه چرندی ببرن که .. و امکان اینکه استادها کلا به اشتراک گذاشته بشن و .. و البته در خارج و تا حدی ایران بحث اینکه واقعا ظرفیت هست.. فقط نمی خواستن بفروشن. و البته خبر جالبی که اتوبوس های مدرسه روزی چند ساعت در مناطق محرومتر آمریکا توقف می کنن و اینترنت وای فای رایگان می دن. برای اینکه بچه هایی که قبلا می اومدن سوار اتوبوس می شدن می رفتن مدرسه حالا بتونن بیان بشینن توش یا اطرافش و از اینترنت رایگان امکان وصل شدن به معلم و مدرسه شون رو پیدا کنن. این اتوبوس ها در تگزارش حدود ۶۰ متر برد دارن و از ۸ صبح تا ۲ در مناطق مسکونی مستقر می شن. بحث دیگه کرونا و اینترنت هم بحث های اتصال از راه دور بود که کلی شرکت سبز شدن و تو ایران اکثرا با نصب برنامه های آزادی مثل big blue button و البته برنامه های قفل شکسته و از اونطرف شرکت های بیشتر و بیشتری به سراغ شنود و زیر نظر گرفتن کارمندان رفتن و البته حتی خیلی جاها در سطح شهر هم این سیستم های ۱۹۸۴ی راه افتادن … که امیدوارم بعد از کرونا از بین برن.. هرچند که نمی رن به این راحتی ها (: خبرهای کرونایی یکیش هم بحث کار از خانه است. کلی از خونه کار کردیم و چقدر مثبت بوده (: جک دورسی از توییتر گفته که توییتر اجازه می ده کارمندانش تا وقتی که دلشون می خواد و حتی تا ابد، از خونه کار کنن. تا وقتی کارشون رو می کنن منظم و مرتب. تحقیقات متنوعی هم نشون می دن که بهره وری بالاتر بوده (: برای خیلی ها هم خیلی عجیبه بازم برگردن به دفترهای ناراحتی که همه چیزش از خونه بدتره و لازمه براشون ۱ ساعت از روز رو هم حروم کنیم در رفت و امد. و البته کرونا نتایج غیر انیترنتی هم داشته، از جمله کم شدن ۱۷درصدی Carbon Emission (: اوه اوه همین الان فیسبوک هم گفت که بعد از کرونا هم ریموت رو جدی تر نگه می داره (: کوین بیس و شاپیفای هم گفتن در حد من و داریوش و ابی رو کجا می برین (: و البته قصه رد شدن یکسری آدم هم بود چون گوشی های جدیدشون با HEIC عکس می گیرن که پرتال ها نمی شناسنشون.

رمزارزها و TON و بلاکچین و سانسور

از این نظرها هم جهان پر تلاطم بود. بیشتر از ۲ سال قبل تلگرام اعلام کرد قراره یه رمزارز به اسم TON بده. کلی آدم باهاش انواع کلاه برداری ها رو کردن. از نصب پوسته های تقلبی تلگرام به اسم اینکه بلاکچین است (یعنی چی اصلا؟!) تا عضو شدن تو گروهی به اسم بانک ملی چون رییس تلگرام شخصا قول داده اگر اعضاش به ۱ میلیون برسه به همه پول بده ((: مهملات. حالا توی یه بیانیه رسمی تلگرام اعلام کرد که پروژه TON رو متوقف می کنه و کسی دیگه حق نداره از این اسم استفاده کنه. و این حرفها. صحبت اصلی اش هم اینه که قاضی ای مشکلات حقوقی براش درست کرده. این پیچیدگی عمومی رمزارزها و دولت ها است که سعی می کنن کنترلش کنن. تو ایران هم قانون عجیبی داشتیم که رمزارز رو برابر بقیه ارزها دونسته و نیازمند مجوز صرافی (: خلاصه که … هرکسی از ظن خود شد یار من و بدون اینکه اصلا بفهمه مساله روِ، قانونی تصویب می کنه یا حرفی می زنه. بین خودمون باشه فکر کنم تو تلگرام هم بحث فقط هیجانی راه افتاد. از بحث ضد فیلتر بودن تا پروکسی های خود تلگرام تا رمزارزش (: [ مفهوم کردیت متفاوته و می تونه خیلی هم خوب باشه و البته مشکلاتش با ایران و بازم دردسر پول نبودنش در ایران در حالی که در جهان به عنوان پول استفاده می شه این کردیت]. تو این بحث هستیم بحث تکون دادن ۴۰ تا بیت کوین ۲۰۰۹ رو هم بگم که در روز ۳۷م شروع ماین شده بود

یه برنامه نویس همه ملودی های ممکن رو به شکل میدی ساخته تا جلوی شکایت های چرت رو بگیره

شاید از سریال سیلیکون ولی یادتون باشه [کمی توضیح]. حالا یه وکیل به و یه برنامه نویس دست به دست هم دادن و کار جالبی کردن تا دیگه هیچ موسیقی دانی به خاطر موسیقی ای که ساخته مورد شکایت قرار نگیره. اونها با یه الگوریتم هر ملودی ای که ممکنه رو تولید کردن و نتیجه رو به شکل یه فایل MIDI نوشتن ( Musical Instrument Digital Interface و کمی توضیح. رابط است و چیزی شبیه اینکه نت ها رو با دستگاه های مختلف نوشته و اجرا کنین). بعد اومدن گفتن طبق قانون میدی یک فرمت اجرا شده است و قابل کپی رایت کردن. پس کپی رایت کردن و گفتن دیگه کسی اجازه نداره مدعی بشه چیزی که در این مجموعه است، کپی رایت اونه. کل کار رو هم به شکل creative commons zero منشتر کردن؛ در واقع هیچ چیزی رو برای خودشون نگه نداشتن. نمونه اخیر شکایت tom Petty از Sam Smith بود که توش مدعی بود بخشی از موزیک Stay with me سم به موزیک I wont back down اون شباهت داره. اما حالا که این الگوریتم همه ترکیب های ممکن ۸ نوت از ملودی های ۱۲ بیت رو درست کرده، تکرار این مساله منطقا باید ممنوع باشه. معلومه که قصد این دو نفر نشون دادن داغون بودن وضعیت کپی رایت است. قوانینی که الان خیلی قدیمی هستن و شدیدا نیاز به توسعه و تغییر دارن. درست شدن که خلاقیت رو حفظ کنن و جامعه رو به پیش ببرن ولی … [توضیحات خودم]. راستی. کل الگوریتم روی گیت هاب قابل پیدا شدن است. دنبال allthemusic.info بگردین.

گوگل گلس آپگرید شده به بچه های اوتیستیک اجازه می ده احساسات رو «ببینن»

حالاکه داریم از سریال ها می گیم متوجه بیگ بنگ تئوری هم باشیم دیگه. توش شلدون درجاهای زیادی در تشخیص احساسات مشکل داره و نمی فهمه طرف خوشحاله یا غمگین یا شوخی می کنه یا چی. این می تونه واقعا مشکل درست کنه. تصور کنین جیمی که ۱۱ سالشه گرسنه شده و موقع شام است. میاد بیرون و به سمت اشپزخونه . مادرش میز رو چیده و داره غذا رو میاره ولی جیمی که اتویسم داره، با دیدن ظرف های روی میز تصمیم میگیره اونها رو مرتب کنه و یکی یکی همه قاشق ها و چنگال ها و بشقاب ها رو دقیق می ذاره سرجاشون توی قفسه ها. اون ناگهان یه صدای جیغ می شنوه که می گه «جیمی چیکار می کنی؟!». بر میگرده و مامانش رو می بینه ولی نمی دنه چی شده. البته اگر یک گوگ لگلس ۲۰۱۳ آپگرید شده به چشمش باشه، وضع فرق می کنه. این گوگل کلس شروع می کنه به چشمک زدن در کنار صورت و می گه یه صورت کشف کرده و کافیه جیمی یک ثانیه دیگه به مادرش نگاه کنه تا با نشون دادن یه اسمایلی عصبانی، به جیمی یادآوری کنه که مادرش از یک چیزی عصبانی است! مساله ای که خود جیمی نمی تونسته بفهمه! این نتیجه ۶ سال کار یه تیم توی دانشگاه استنفرد است و حالا نیازمد تاییدیه FDA برای عرضه شدن به عنوان یه ابزار سلامت واقعی. و البته برای فان کردن قضیه بازی هایی هم بهش اضافه شدن. مثلا «لبخند رو پیدا کن» یا «احساسات رو حدس بزن» (: یعنی دقیقا خود شلدون بازی (:‌ چیزی که از این خبر صرف مهمتره، توانایی هوش مصنوعی است در دادن اطلاعات دقیق تر به مغز ما برای تصمیم هاش. به فروشنده ای فکر کنین که دوربین روی چشمش داره بهش می گه شما از کجای حرفش خوشتون نیومده یا مشکوک شدین و هدفون توی گوشش می گه باید به شما چی بگه که … یا بدتر از اون.. کاندیدای ریاست جمهوری که …

‏Universal Basic Income ظاهرا به نفع زندگی بهتر است

این اصطلاح «درآمد عمومی سرتاسری» یا چنین چیزی بحث جالبیه. ایده اینه که‌آیا اگر به همه مردم حداقل های زندگی / یک درآمد نیمه آبرومند رو بدیم چه اتفاقی می افته. معلومه که دوستان راست و طرفدار سرمایه داری سریعا استرس می گیرن که «نه… دیگه هیچکی کار نمی کنه» و «وای اقتصاد به فنا می ره» و «انگیزه های از بین می ره» و «رقابت مهمترین انگیزه بشری است» و «این کمونیستمه!» و … اما ظاهرا تجربیاتش مثبته. همونطور که تجربه چیزهایی مثل بیمه بیکاری و داشتن حق درمان و تحصیل و غذا و … نتایج بهتری داده. در گسترده ترین تحقیقی در این مورد که تا به حال بوده در فنلاند در دو سال یعنی ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ هر ماه به ۲۰۰۰ نفر بین ۲۵ تا ۵۸ سال حقوق ماهانه ای داد بدون اینکه ازشون چیزی بخواد. حقوق فقط ۵۶۰ یورو بود و سعی شد نمونه های معقولی از کل جمعیت کشور انتخاب بشن و وضعیتشون با ۱۷۳هزار نفری که از طریق بیمه بیکاری زندگی می کردن مقایسه شد. ظاهرا طبق نتایج، این افراد بیشتر از افرادی که بیمه بیکاری می گرفتن کار کردن و اطرافیانشون هم بیشتر سر کار رفتن و رفاه کلی بیشتری هم داشتن، همینطور سلامت روانی و کارکردهای ادراکی شون بالاتر بود و امیدشون به آینده هم بهتر بود. گفته می شه ایده درآمد حداقلی عمومی می تونه در مقابله با شرایطی مثل کرونا هم مثبت عمل کنه چون به آدم ها امنیت روانی و مالی می ده. همچنین طبق آمار این شکل از درآمد عمومی بلاشرط تاثیری روی عدم علاقه آدم ها به کار کردن نداشته. محقق ها می گن با اینکه پول مهمه ولی ظاهرا پول تاثیری روی علاقمندی آدم ها به کار کردن و نکردن نداره. در نهایت شعار اینه که انتظار می ره هر کس مستقل از شغل ، رنگ ، جنس، جنسیت، دین، قومیت و هر چیز دیگه، به میزان کافی از از مسکن، آموزش، بهداشت، حمل و نقل و غذا دسترسی داشته باشه.

نامه ها

تقبیح ها و تشویق ها

موسیقی

  • علی دی جی . قدرت تریاک
  • دوباره – شاعر همیشه با کلت
  • جالبوت – فهمت ببر بالا
  • پالت و ماکان اشکواری – پس چرا تفنتگارو گرفتی سمت من
  • کی ناز – منم یه روز میرم یه جایی که مردمش اهل حالن

در دفاع از آزادی کیبرد