تامبلری از جذابترین کنترل پنل‌ها

کنترل پنل‌ها هیجان انگیزن. حتی در زمانی که احتمالا کسی از UX و UI چیزی نشنیده بود، لایه آخری بودن که باید تفکر طراح و مهندس پشت سیستم‌ها رو به کاربرهاش وصل می‌کرد. کنترل پنل‌ها گاهی فقط به منظور کارایی ساخته م‌شدن و گاهی با تمرکز روی زیبایی و و گاه با تمرکز روی جلوگیری از اشتباه و گاه برای حداکثر کردن کنترل و گاهی هم برای حداقل کردن گیجی. این باعث می شه من هر وقت دستگاهی رو ببینم، کنترل پنلش رو هم با هیجان نگاه کنم تا ببینم از نظر طراح اون دستگاه، کاربر قراره چه تیپ آدمی باشه یا چه حسی بهش دست بده.

این علاقمندی بود که باعث شد وقتی این تامبلر رو دیدم کلی کیف کنم: «کنترل پنل‌ها». اینجا اختصاص داره به کنترل پنل‌ها. در واقع اختصاص داره به بازنمایی درک طراح از من و شمای نوعی. از پنل هیجان انگیز پنل مزدا تا مرکز تولید برق مجارستان.

به نیمه اکتبر رسیدیم ولی هنوزم وقت دارین توی هَکتُبرفِست، تی شرت برنده بشین

آلمانی ها یه جشن به اسم اکتبرفست دارن که تو تبلیغات این شکلی است:

اما هکرها هم یه هکتبرفست (Hacktoberfest) دارن که شکلش می تونه از یه آدم توی خونه باشه تا یه پارتی صبح تا عصر دورهمی کامپیوتر به دست و پیتزا به دهن و لیوان در کنار. ایده هم به اینه که آدم ها عادت کنن در پروژه‌های اوپن سورس و آزاد مشارکت کنن. این برنامه توسط دیجیتال اوشن، گیت هاب و تویلیو اجرا می‌شه و خلاصه اش اینه:

بعد از ثبت نام در سایت هکتبرفست در طول ماه اکتبر ۵ تا پول ریکوئست به پروژه‌های دیگران در گیت‌هاب بفرستین و یکی از دریافت کننده‌های ۵۰هزار تی‌شرت ایونت بشین؛ به همراه استیکرها و از همه مهمتر، سابقه ۵ تا پول ریکوئست

معلومه که اولین سوال‌های خیلی‌ها اینه که «نمی شه به خودمون/دوستمون پول ریکوئست بدیم؟» جواب اینه که احتمالا با کمی تقلب می شه ولی خب چه کاریه. مساله اصلی هکتبرفست اینه که آدم‌ها رو درگیر پروژه‌های دیگران بکنه و یاد بگیریم مشارکت کنیم و کارهای مثبت بکنیم.

پس پیشنهادم اینه که برای پیشرفت خودمون توی این ماه، اگر احیانا گیت بلد نیستیم، یادش بگیریم و بعد در سایت هکتبرفست ثبت نام کنین و در نهایت توی گیت هاب به پنج تا پروژه در طول این ماه PR بزنیم و منتظر جایزه مون بمونیم. لازم نیست حتما پول ریکوئست‌های ما قبول بشن ولی خب اسپم هم نباید باشن. اگر هم ریپویی دارین که دوست دارین بقیه توش مشارکت کنن می تونین با تگ Hacktoberfest اونو مشخص کنین.

اگر تازه کار هستین جاهایی مثل این و این می تونن جاهای خوبی برای پیدا کردن اولین مشارکت های شما باشن.

اینم بگم که اگر موفق شدین و تی شرت رو گرفتین عکستون رو برام بفرستین که در یک مطلب جدا بذارم. خودم واقعا نخواهم رسید به خاطر کارها و واقعا حیفه. امیدوارم سال بعد بتونم میزبان یه هکتوبرفست باشم (:

آپدیت:
اینجاها هم برای پیدا کردن اولین باگ ها خوبن:
فهرستی از باگ های خوب برای تازه کارها
سرچ گیت هاب برای باگ های مناسب تازه کارها بر اساس زبان

ظاهرا مایکروسافت بزرگترین شرکت اوپن سورس جهان شده؛ با آزاد کردن ۶۰هزار پتنتش

لینوس توروالدز خالق لینوکس یکبار گفته بود که اگر روزی مایکروسافت برای لینوکس برنامه بنویسه، اون پیروز شده. حالا نه فقط مایکروسافت ادیتوری مثل vscode رو در دنیای لینوکس هم منتشر کرده و نه فقط اجازه می ده فضای لینوکسی به سیستم عامل خودش راه پیدا کنه، که این هفته اعلام کرد که عضو شبکه اختراع آزاد شده (OIN یا هر ترجمه دقیق دیگه ای که داره). این کنسرسیوم کارش اینه که پتنت‌های آزاد هر شرکت رو در اختیار بقیه شرکت‌ها بذاره در مقابل اینکه پتنت‌های بقیه شرکت‌ها هم برای این شرکت‌ها آزاد بشه.

شبکه Open Invention Network حدود ۲۶۵۰ عضو که توشن اسم‌هایی مثل گوگل، آی بی ام، ردهت و سوزه به چشم می‌خورن. مدیر عامل این شبکه اعلام کرده که «مایکروسافت هر چیزی که داره رو آورده. چه تکنولوژی قدیمی‌ترش مثل اندروید و کرنل لینوکس و اوپن استک و چه تکنولوژی‌های جدیدترش مثل LF Energy و هایپرلجر و همه قبلی‌ها و بعدی‌هاشون».

تعداد پتنت‌هایی که مایکروسافت آورده حدود ۶۰هزار تا است و خوبه یادمون باشه که درآمد مایکروسافت فقط از پتنت‌های اندروید حدود ۳.۴ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ بوده. معلومه که همه شک شدن. مایکروسافت مدعی است که دچار یک تغییر فلسفی بنیادی شده و از جایی که با جامعه آزاد دوست نبوده در حرکت به سمت اون است و با این کار نشون داده که این حرکت جدی و مصممه. مدیر اجرایی مایکروسافت می‌گه که دنبال بهتر کردن وضعیت توسعه دهنده‌ها است و کاری نداره که اونها رو لینوکس کار می کنن یا ویندوز و از دات نت استفاده می کنن یا جاوا.

این تغییر مدتی طولانی است که در شرکت مایکروسافت دیده می شه و دلیلش هم به احتمال زیاد درک این مساله است که دنیای آینده دنیای باز است. جایی که واقعا ایده ها رقابت می کنن و کسانی که در دنیای باز باشن، دسترسی بیشتری به ایده‌های متنوع و همچنین دسترسی بیشتری به خلاقیت خواهند داشت. اتفاق بسیار بزرگیه و من هم هنوز بهش شک دارم؛ هی فکر میکنم شاید جایی از خبر رو نفهمیدم یا نکته پنهانی داره که من نمی دونم. اما به هرحال به نظر می رسه مایکروسافت بیشتر از ۶۰هزار پتنتش رو از این به بعد برای دنیای آزاد، رایگان کرده.

تجربه فضای کار اشتراکی سروکورپ در تهران

ما از دفترمون خیلی راضی نیستیم. از نظر فیزیکی کم نور است با کاغذدیواری‌های سیاه و مبلمان خیلی قدیمی و سنتی و بدون منظره. ولی مشکل اصلی کارهای خدماتی است. ما توی دفتر دو نفر بیشتر نیستیم و منطقا زمان زیادی رو به نظافت نمی گذرونیم. از اونطرف هیچ کدوم علاقمند به این نیستیم که به کسی بگیم بیاد دفتر رو تمیز کنه و وقتی اونجا هستیم بهمون بگه جابجا بشیم یا خبر بده که امروز دیر می رسه یا هر چیز مشابه. داشتیم فکر می کردیم که آیا بهتر نیست کلا بریم یک دفتر دیگه که به شکل اتفاقی یه دوستم یه پیشنهاد جذاب کرد: بیاین دفتر سروکورپ رو امتحان کنین. سروکورپ (Servcorp) یه دفتر کار اشتراکی است برای شرکت‌ها و آدم‌های جا افتاده‌تر که یه جای قشنگ و راحت می خوان برای کار.

سروکورپ شرکتی جهانیه که توی ۱۶۰ دفتر مختلف توی ۲۳ کشور به حدود ۴۰هزار بیزنس سرویس می‌ده. اصل شرکت استرالیایی است و ظاهرا سابقه‌اش به این ماجرا بر می گرده که رییس شرکت نیاز به جایی برای کار، منشی، خدمات دفتری و غیره داشته ولی سریعا متوجه می‌شه که این هزینه‌ها دارن بخشی از سودش رو به خودش اختصاص می‌دن بدون اینکه دائما مورد نیاز باشن. برای حل این مشکل در ۱۹۷۸ یه گچ بر می‌داره و با یک خط از وسط اتاق،‌ دفتر به دو قسمت تقسیم می‌شه و شرکت سروکورپ افتتاح می‌شه، همونی که الان توی همه جهان همین خدمات رو به من و شما می‌ده.

دفتر اول

سروکورپ توی تهران دو تا دفتر داره. هر دو در خیابان ولیعصر؛ یکیشون نزدیک ظفر و یکیشون نزدیک پارک ملت. روز اول من توی ساختمون نزدیک ظفر کار کردم که چند طبقه از ساختمونی بلند رو به خودش اختصاص داده. ظاهرا ساختمون‌های بلند و پنجره‌های مشرف به شهر از امضاهای دفاتر سروکورپ هستن:

میز کار سروکورپ

فضا اینجا بیزنسی تر است و جدی‌تر. آدم‌ها مهربون هستن و اینترنت بسیار سریع. یکی از سریعترین‌هایی که من تو ایران تجربه کردم. قهوه و آب رایگانه و شما می تونین پکیج‌های مختلفی بگیرین. مثلا می‌شه با گرفتن یه ویرچوال آفیس شروع کرد که به شما منشی، پاسخگویی تلفنی، دسترسی به اینترنت و فکس و غیره می‌ده و در عین حال می تونین روزی ۳ ساعت هم بیاین و پشت یکی از میزها بشینین و کار کنین. یا می‌شه پکیج‌های رده بالاتر رو گرفت و مثلا یه دفتر خصوصی داشت که هر وقت هر چند نفری خواستین بیاین توش. امکانات بیشتر مثل دسترسی به اتاق جلسه بزرگ و باکلاس‌تر، دسترسی به مترجم. دسترسی به نت بردار و غیره و غیره هم بر اساس پکیج‌ها وجود داره. دفترها در طول ساعات اداری کار می کنن ولی اگر شما پکیجی داشته باشین که بهتون دسترسی بده، می تونین حتی شب ها یا روزهای تعطیل هم با کارت / اثر انگشت وارد بشین و از دفترتون استفاده کنین.

فضا به نظر من قشنگ بود و حس خوبی از کار کردن در یک جای مرتب رو می‌داد. این بخش «اتوماتیک همه چیز تمیز و مرتب است و قهوه آماده است و اینترنت کار می کنه و ..» اون چیزی بود که به نظرم ما بیشتر از همه دنبالش بودیم.

دفتر دوم

روز دوم رو رفتم دفتری که روبروی پارک ملت در ساختمان کیان بود. به نظرم فضاش اسپرت‌تر و مناسب‌تر برای استارتاپ‌ها و شرکت‌های کوچیکتر بود. تقریبا این شکلی:

بازم شما می تونین میز بگیرین، یا دفتر کار مجازی یا یک اتاق کامل یا بسته‌های پیشنهادی دیگه! تقریبا هر چی دوست داشته باشین و ممکنه باهاتون راه هم بیان. ما یه دفتر کار شخصی داشتیم که این شکلی بود و با نمای عالی به تهران:

مزایای داشتن این دفتر دو تا چیز مهم دیگه هم هست:

شبکه بین المللی آدم‌های سروکورپ

شما با داشتن این اشتراک در تهران، عضو شبکه اجتماعی سروکورپ می‌شین که حدود ۴۰هزار بیزنس توش حضور دارن. این سیستم به شما اجازه می‌ده در این شبکه داوطلب کار باشین، شبکه سازی کنین یا کارهاتون رو به دیگران بدین تا انجام بدن. حتی می‌شه این سرویس رو از هماهنگ کننده‌های آفیس‌های دیگه هم گرفت. مثلا ظاهرا می شه درخواست کرد که یک بسته پستی به آدرسی در یک کشور دیگه ارسال بشه و از طریق سروکورپ به یک کشور دیگه برسه و اونجا تو دفتر خودتون تحویلش بگیرین!

شبکه بین المللی دفاتر سروکورپ

وقتی شما در سروکورپ یک کشور یک دفتر می گیرین، اجازه دارین از دفاتر سروکورپ همه دنیا استفاده کنین. میزان و شکل استفاده بسته به پکیج‌های شما داره ولی چنین قابلیتی معنی اش اینه که مثلا اگر شما در سروکورپ ایران یک دفتر دارین و برای کاری یا حتی تفریحی به دوبی رفتین، می تونین اونجا هم به دفاتر سرکورپ برین و از امکانات استفاده کنین. چنین چیزی قابلیت فوق العاده ای است برای کسانی که زیاد توی دنیا میچرخن یا دفترهای متنوعی در کشورها دارن و آدم هاشون سفرهای زیادی می کنن. سرکورپ‌های همه دنیا المان‌های مشابهی دارن که باعث می شه شما همیشه حس «می دونم کجام» داشته باشین.

به درد چه کسی می خوره

به نظرم گرفتن آفیس یا حتی میز در سروکورپ برای این گروه‌ها مفیده:
– شرکت‌های بزرگی که نیاز دارن در همه جهان دفتر داشته باشن
– شرکت های کوچیک تا متوسطی که دنبال یه محل کار بی دردسر، منظم مرتب و راحت هستن که سرویس‌های زیرساختی اش رو یکی دیگه تقبل کرده باشه
– کسانی که به شکل مستقل کار می کنن و نیاز به جایی برای کار دارن و خب هزینه‌اش براشون قابل پرداخته
– شرکت‌ها یا افرادی که به هر دلیل برای چند ساعت یا چند روز یک دفتر شیک و منظم می خوان – مثلا برای انجام مصاحبه‌های شغلی یا قرارهای کاری

در مورد قیمت نمی نویسم چون ظاهرا وابسته به پکیجی است که انتخاب می کنین ولی اگر اطلاعات بیشتر خواستین می تونین به سایت سروکورپ ایران مراجعه کنین و باهاشون با تلفن 02175981700 تماس بگیرین و جویای شرایط بشین.

ادعای هک سخت‌افزاری چین علیه اپل، دولت امریکا و آمازون و تکذیب همگانی

امروز بلومبرگ یک گزارش جالب / عجیب داشت؛ ادعای هک سخت افزاری که احتمالا یکی از بزرگترین خرابکاری‌های سخت افزاری است که بین دولت‌ها گزارش شده. این گزارش می‌گه که چیپی رو سرورهای سوپرمیکرو پیدا شده، سرورهایی که که توسط آمازون، اپل و سی شرکت دیگه آمرکایی و حتی در مواردی در ارتش آمریکا و سازمان‌های جاسوسی اون کشور استفاده شدن. این چیپ اضافه که در طراحی اولیه نبوده، اندازه یک دونه برنج است و کشفش به سال ۲۰۱۵ برمی‌گرده که «اپل بعد از بررسی چند مشکل در شبکه و ایرادهای مربوط به فرم‌ور، یک چیپ مشکوک بر روی سرورهای سوپرمیکرو پیدا کرد». این چیپ بخشی از طراحی اولیه‌ای که سوپرمیکرو برای ساخت به چین سفارش بود نبود و این مساله تحقیق بسیار سری ۲ ساله‌ای رو شروع کرد.

گزارش فعلی می‌گه که «از اونجایی که چیپ بسیار کوچک است، کدی که روی اون ذخیره هم بسیار کوتاهه. این کد می‌تونه دو کار اصلی روانجام بده: به دستگاه بگه تا با کامپیوتری ناشناس ارتباط برقرار کنه که حاوی کدهای مفصل تر است و به سیستم عامل بگه که این کدها رو روی سیستم بپذیره». این گزارش مدعی است که افراد مرتبط با دولت چین تونستن به محل ساخت مادربردها نفوذ کنن و چیپ‌ها رو به طراحی مدارها اضافه کنن.

این چیپ‌ها بر اساس مدل مادربردها مختلف هستن و این گزارش می گه که از طرف آمازون هم به دولت آمریکا گزارش شده‌اند و اگر واقعیت داشته باشن، یک هک سخت افزاری لایه پایین بسیار خطرناک هستن که البته سال‌ها است در مورد احتمال وقوعش صحبت می‌شه. شاید جالب باشه اضافه کنم که دولت آمریکا با وجود همه ایده‌های سرمایه دارانه‌اش، کارخونه چیپ‌سازی خودش رو داره چون معتقده چیپ‌هایی هست که نمی‌شه در مورد ساختشون به چینی‌ها اعتماد کرد.

اینکه این مساله واقعی است یا نه پیچیده است. بخصوص که اپل و آمازون هر دو گفتن که چنین چیزی و چنین کشفی حقیقت نداره و احتمالا بلومبرگ در مورد کشف یک بدافزار در فرم‌ور یک سرور سوپرمیکرو در ۲۰۱۶ صحبت می‌کنه و اضافه می‌کنه که از سال ۲۰۱۵، اپل از سرورهای سوپرمیکرو استفاده نمی‌کنه.

ما هم نمی‌تونیم نظر قطعی بدیم. از یک طرف طراحی یک چیپ که به شبکه و سیستم عامل فرمان بده ولی در مدار دیده نشه، کار بسیار سختی است و از اونطرف وقتی پول کشورها پشت چنین کارهایی است، مساله آسونتر می‌شه. از طرف دیگه، اگر بخوان چنین کاری بکنن احتمالا راه‌های ساده تری است ولی همزمان قطع ارتباط اپل و سوپرمیکرو از ۲۰۱۵، موضوع رو مشکوک تر می کنه.

به هرحال چه واقعی باشه چه نه، چیزی است که به زودی بیشتر و بیشتر شاهدش خواهیم بود. این پیچیدگی و عدم اطمینان، با پیچیده شدن سیستم‌ها، بیشتر هم خواهند شد. یادمون باشه سفارت‌ خانه‌های شوروی تا همین چند وقت پیش هنوز از ماشین تایپ کلاسیک استفاده می‌کردن چون نمی‌خواستن آمریکایی‌ها، کل ارتباطاتشون رو بخونن.

آپدیت: وزارت امور خارجه چین هم تکذیب کرد

یک تجربه رو به رشد: هفته‌هایی با چهار روز کاری

اینکه ساعت های کاری ما محدود به حدود ۴۰ ساعت در هفته است، اینکه روزهای مشخص تعطیل داریم، اینکه حق مرخصی داریم، اینکه بیمه بیکاری داریم و غیره و غیره همه حاصل دهه‌ها مبارزه نیروهای چپ در جهان است. اما اینجایی که الان هستیم هم بس نیست. بخصوص که توی ایران هنوز خیلی جاها در هفته ۶ روز کاری دارن که عملا زمانی برای زندگی باقی نمی‌ذاره. از نظر من حداقل دو روز تعطیل لازمه، یک روز برای استراحت و یک روز برای تفریح و کارها. اما نظر خیلی‌ها فرق داره؛ از جمله نظر نیوزلندی‌ها.

یک ترند جدید دنیای برنامه نویسی پیشنهاد می‌ده که به جای ۵ روز کار و ۲ روز تعطیل، ۴ روز کار و ۳ روز تعطیل داشته باشیم و برای حفظ تعادل، توی هر کدوم از اون ۴ روز، ۱۰ ساعت کار کنیم. اینجوری هم کماکان ۴۰ ساعت کار خواهیم کرد، هم زمانی که تمرکز کردیم و کار رو شروع کردیم می تونیم طولانی‌تر از تمرکز و جریان سیال ذهن استفاده کنیم و بهتر پیش بریم و هم ۳ روز تعطیل خواهیم داشت که به نفع استراحتمون است و در نهایت هم منابع کمتری رو در شرکت تلف می‌کنه (مثلا نور و سرمایش و گرمایش).

احتمالا این روش به درد تمام صنایع نمی خوره ولی توی نیوزلند شرکت پرپچوال گاردین با ۲۵۰ کارمند این رو تست کرده و نتایجش رو مبثت ارزیابی کرده. کسانی که این آزمایش رو زیر نظر داشتن می‌گن که سطح استرس در دفاتر این شرکت در همه کشور پایینتر بوده، کارمندان رضایت شغلی بیشتری داشتن و برداشتشون از تعادل کار و زندگی شون، بهتر بوده.

البته معلومه که این تیپ کار، ممکنه برای بعضی ها مناسب نباشه و در نتیجه فعلا این شرکت به آدم‌ها اجازه انتخاب داده و شما می تونین به شکل سنتی ۵ روز در هفته کنین. مدیر این شرکت گفته که هدف از برنامه رسیدن به بهره‌وری بیشتر است و در طول برنامه نکته منفی‌ای مشاهده نشده. وزیر روابط محیط کار نیوزلند گفته که یافته‌های این تحقیق بسیار قابل توجه است و این وزارتخانه علاقمنده با شرکت هایی که می‌خوان این مفهوم جدید رو تست کنن، همکاری کنه.

همونطور که گفتم ایده هفته با ۴ روز کاری بخصوص توی دنیای کامپیوتر که کارشون نیازمند یک جور تمرکز دقیق است در حال رایج‌تر شدنه چون به دست آوردن اون تمرکز ممکنه به تنهایی ۲ ساعت از وقت روز رو بگیره و منطقی‌تره که با هر بار به دست آوردن این تمرکز، ۸ ساعت کار کنیم تا ۶ ساعت. و البته یک روز بیشتر به خودمون و زندگیمون اختصاص بدیم. این ایده از ۲۰۰۸ توی ادارات دولتی یوتا تست شده تا هزینه‌های اداره دفاتر دولتی کمتر بشه یا حتی در مواردی واقعا یک روز کم شده و ساعت‌های کار هفتگی به ۳۲ رسیده به این امید که آدم ها اون ۳۲ ساعت رو عالی کار کنن. نمی‌دونم در ایران چنین تجربه‌ای داریم یا نه ولی اگر چنین چیزی رو تجربه کردین خوشحال می‌شم تجربه‌تون رو بدونم.

تجربه خرید و استفاده از نیمچرخه (هف بایک یا هاف بایک) و کامنتی که دیجیکالا منتشر نکرد

اولین بار که عکس هف بایک رو دیدم، به نظر چیز مهملی بود:

ولی وقتی در موردش خوندم به نظر چیز کول و باحالی می‌اومد. هف بایک توی کیک استارتر شروع شد و خیلی سریع تونست ۸۰هزار دلار مورد نظرش رو به دست بیاره و تولید رو شروع کنه. ایده اصلی یک دوچرخه واقعا جدید بود. اکثر دوچرخه‌های ابداعی قبلی، روی ایده اصلی دوچرخه یا اسکوتر سوار بودن ولی اینجا واقعا با یک وسیله بین اسکوتر و دوچرخه طرف هستیم. یک سیستم قابل رکاب زنی بدون زین و بدون فرمون که می‌شه تقریبا مثل دوچرخه سوارش شد.

ویدئوهای خود سایت هف بایک بسیار هیجان انگیز بودن ولی همه ریویوهای دیگه می‌گفتن که سوار شدن به این سادگی ها نیست و انرژی زیادی هم می‌بره. منم بالاخره با توجه به اینکه تمام پولم توی بانک است و ارزشش روز به روز در حال نزدیکتر شدن به صفر، گفتم یه هف بایک از دیجی کالا می‌خرم و لذتش رو می‌برم. واقعا به عنوان یک اسباب بازی. قیمتش اون موقع ۱.۵ میلیون بود که می‌شد تقریبا ۱۲۰ دلار. یک سرچ سریع توی کپی فروشی های چین نشون می داد که می‌شه ۱۰۰۰تا از کپی این محصول رو به قیمت تقریبا دونه ای ۱۰۰ دلار خرید.

نیمچرخه من بعد از یک هفته رسید و سر همش کردم. سر هم کردنش نیاز به آچار آلن و سفت کردن هفت هشت تا جا و باد کردن چرخ‌ها داشت. آچار آلن مناسب توی جعبه بود و شما فقط نیاز به یک تلمبه شخصی دارین. کمی تمرین توی خونه ثابت کرد که واقعا با دوچرخه فرق داره و نیازمند یادگیری مستقل است. اما کلیت کار راحته: کمی سرعت می گیرین. روی هف بایک می‌ایستین. وزنتون رو روی دسته نمی ندازین و برای پیچیدن کمی وزنتون رو به چپ و راست می دین، البته بعد از اینکه یاد گرفتین در خط مستقیم رکاب بزنین. معلومه که در ۴۰ سالگی باید مثل یک بچه برین تو کوچه خلوت یا پارک تمرین کنین (:

بعد از در کل حدود یک ساعت تمرین به اینجا می‌رسین:

(و البته معلومه که بهتره کلاه داشته باشین و نداشتنش در اینجا اشتباهه)

همونطور که می‌بینین وسیله قرار نیست جای دوچرخه رو بگیره. بیشتر برای فان است و خب البته بسیار جمع و جورتر از دوچرخه و عالی برای حمل و نقل. مشکل اصلی این کپی چینی اینه که ترمزهاش عملا نمی‌گیرن. یعنی وقتی وزن شما روی نیمچرخه است، ترمزها تقریبا هیچ فایده ای ندارن و این باعث می شه در دنیای واقعی عملا نتونین سوار چنین چیزی بشین. برنامه من براش اینه که هاب چرخ جلو رو با هاب‌هایی که ترمز سر خود هستن عوض کنم تا با فشار معکوس روی رکاب‌ها بشه ترمز کرد.

راستی.. در این مورد این کامنت رو هم برای دیجیکالا گذاشتم که پذیرفته نشد:

هف بایک (نیمچرخه) ابزار جالبیه. از وقتی در جهان معرفی شد توجه زیادی رو جلب کرد و وقتی تولید شد حسابی فروخت. محصول اصلی حدود ۵۰۰ یورو قیمتشه و اینجا با یک کپی چینی از ایده اصلی روبرو هستیم که کیفیت ساخت بسیار خوبی داره. بر خلاف متن بررسی،‌ وزنش ۱۰.۵ کیلو است که بسیار جذابش می کنه و بر خلاف نمونه اصلی، سایز بندی نداره ولی از قد ۱۶۰ تا ۱۸۰ به شکل معقولی می تونن ازش سواری بگیرن. یاد گرفتنش کمی بامزه است و نیاز به یه ساعت تمرین داره و بعدش هم دو سه روز طول می کشه تا بهش در حد معقولی تسلط پیدا کنین. نداشتن دنده قابل تحمله ولی نداشتن ترمزی که بتونه این ابزار رو واقعا نگه داره، باعث می شه چیزی بیشتر از یک وسیله فان برای بازی در چند صد متر نباشه. البته من دارم سعی می کنم روی مال خودم ترمز قوی تری ببندم و هاب چرخ جلو رو هم با یک هاب ۷ دنده ای عوض کنم تا بتونم واقعا توی شهر سوارش بشم.

دقیقا نمی‌دونم چرا. شاید به خاطر اشاره به قیمت یورویی محصول اصلی. به هرحال الان بدون اون دوباره فرستادم ببینم نظرشون چیه.

آپدیت: کامنت رو دوباره با حذف بخش های مربوط به قیمت ارسال کردم و پذیرفته شده الان.

آیا توصیه‌اش می‌کنم؟

من اینو با ایده فان خریدم. هم برای تجربه خودم و هم اینکه چیزی است که هر جا ببرینش، اکثر آدم‌ها دوست خواهند داشت یک امتحانی باهاش بکنن. من به چنین چیزی اینطوری نگاه می‌کنم که «چقدر فان رو در طول چه زمانی می‌تونه درست کنه». این چیزیه که حتی اگر ۲۰ سال بعد تو انبار هم پیداش کنین، می‌تونین باهاش بخندین. البته قیمت ۱.۵ میلیون برای چنین هدفی شاید الان زیاد باشه ولی خب من حقوق همیشه من به ریال توی بانک خوابیده و احتمالا روزی ۱.۵ میلیون از ارزشش کم می شه و این نگرانی‌ها رو کمرنگ‌تر می‌کنه. اما اگر به فکر سوار شدن جدی به نیمچرخه یا هاف بایک هستین، باید بگم که احتمالا خیلی عملی نیست. حتی اگر یک سیستم ترمز درست و حسابی بهش وصل کنم، این وسیله کارایی خیلی کمتری از دوچرخه داره و احتمالا بیشتر از چند کیلومتر رو نمی شه باهاش رفت و پیچ های تند رو نمی تونه بزنه و غیره و غیره. ایده آل من اگر بتونم بهش ترمز وصل کنم اینه که در مسیرهایی که از مترو رد می شیم یا مثلا اگر جایی می رم که ممکنه بخوام در حوالی اش گردش کنم، از این استفاده کنم. تازه اگر بتونم بهش ترمز درست وصل کنم.

جمعه‌ها با کاندوم: پانزده اشتباه مرسوم در استفاده از کاندوم + بزرگترین اشتباه ممکن

کاندوم چیز ساده ای است. کلی هم راهنمای استفاده داره ولی خب خیلی ها هنوز در موردa اشتباهات ریز و درشتی دارن که اینجا به ۱۵ تاش اشاره می کنیم که نتیجه ۱۵ سال مستمر تحقیق در مورد شیوه استفاده از کاندوم است.

۱. دیرگذاشتن کاندوم

بر اساس آمار، ۱۷ تا ۵۱درصد آدم‌ها کاندوم رو دیر استفاده می‌کنن، یعنی بعد از اینکه اینترکورس / دخول تا حدی شروع شده، تازه سراغ گذاشتن کاندوم می‌رن. این مساله می تونه باعث انتقال بمیاری‌های مقاربتی بشه.

۲. زود برداشتن

با اینکه عاقلانه نیست ولی ۱۳ تا ۴۴ درصد جواب دهنده ‌ها گفته‌اند که قبل از تموم شدن سکس، کاندوم رو برداشتن. نیازی به توضیح اضافه هم نیست که چرا بده.

۳. باز کردن کاندوم قبل از گذاشتنش

کاندوم رو از جعبه که خارج کردیم، لازم نیست لوله اش رو باز کنیم. بین ۲ تا ۲۵ درصد جواب دهنده ها گفتن که پیش اومده که اول کاندوم رو باز کنن و بعد سعی کنن بپوشنش!

۴. نذاشتن جای اضافه در نوک کاندوم

وقتی ارگاسم شدین، آب باید یک جایی بره (: این جا رو باید بالای کاندوم خالی بذارین

۵. حذف نکردن هوای نوک کاندوم

کاندوم ها در بالاشون یه قمبلی دارن که آب اون تو جمع بشه، موقع گذاشتن باید اونو با انگشت نگه دارین تا توش هوا جمع نشه

۶. کاندوم پشت و رو

کاندوم رو نمی تونیم پشت و رو بپوشیم ولی می تونیم در شروع کار سعی کنیم برعکس بپوشیمش و بعد که نشد، سر و ته اش کنیم و دوباره امتحان کنیم. درست مثل یو اس بی! ۳۰٪ پاسخگوها گفتن که با این مساله روبرو می شن. مشکل اینجاست که این کار از نظر بهداشتی باعث رسیدن ترشحات بدن مرد به بدن زن می‌شه که ممکنه باعث انتقال عفونت‌ها و بیماری‌ها بشه.

۷. باز نکردن کاندوم

بعد از گذاشتن کاندوم، باید تا جایی که می شه اونو باز کنیم. خیلی‌ها اینکار رو نمی کنن

۸. تماس با چیزهای تیز

بین ۲ تا ۱۱ درصد پاسخگوها گفتن که برای باز کردن بسته کاندوم، از چیزهای تیز استفاده کردن؛ از جمله قیچی و چاقو. این مساله می تونه به بافت خود کاندوم هم صدمه بزنه. همچنین ناخن تیز و موارد مشابه. برای باز کردن بسته کافیه از قسمت تیغ تیغی، لای تیغ ها رو پاره کنیم (:

۹. عدم بررسی سلامت

وقتی کاندوم رو از بسته بیرون آوردیم باید نگاهی بهش بندازیم تا ظاهرش سالم باشه. ظاهرا ۷۴ درصد مردها اینکار رو نمی‌کنن. همچنین حین باز کردنش هم خوبه نگاهی بندازیم و اگر مشکلی خاص وجود داره، متوجهش بشیم.

۱۰. عدم استفاده از لیز کننده‌ها

کاندوم ها معمولا لیز کننده دارن ولی در صورت طولانی شدن سکس، ممکنه خشکی باعث پارگی بشه. در این موارد خوبه از لیز کننده استفاده کنیم. البته با دقت به مورد ۱۱!

۱۱. استفاده از لیز کننده نامناسب

کاندوم با روغن سازگار نیست. برای لیز کردن باید از لیزکننده‌های مبتنی بر آب استفاده کرد. در داروخانه های ایران بهش می گن «لوبری ژل» و بسیار هم ارزونه. استفاده از کرم، وازلین، کره و .. باعث شکسته شدن بدنه کاندوم می‌شه.

۱۲. برداشتن اشتباه

بعد از پایان سکس باید کاندوم رو به شکلی برداشت که نه مایعات بیرون بریزن و نه کاندوم جا بمونه! درسته که صبر کردن بعد از سکس جذابه ولی نباید اونقدر طولانی بشه که ارکشن کاملا از دست بره و کاندوم به سختی بیرون بیاد. حداقلش اینه که خوبه با دقت و بدون وشگون گرفتن بدن زن، با یک انگشت کنار کاندوم رو بگیریم که مطمئن بشیم در جایی مطمئن ایستاده. طبق تحقیق ۳۱٪ مردها اینکار رو به درستی انجام نمی دن

۱۳. استفاده مجدد

بعله ظاهرا هست. بین ۱.۵ تا ۳.۳ درصد پاسخگوها گفتن که پیش اومده که از کاندومی دوبار استفاده کنن. البته منظور خشک کردن کاندوم به شیوه خشک کردن چایی کیسه ای نیست بلکه ادامه سکس برای بار دوم با استفاده از همون کاندوم قبلی است.

۱۴. نگهداری اشتباه

کاندوم چیز حساسی است. بعضی ها قرن‌ها به امید سکس به شیوه فیلم‌های هالیوود یا پورن هاب، یک کاندوم رو توی کیف یا کیف پول نگه می‌دارن. کاندوم باید در جایی بدون مالش، بدون نور آفتاب و بدون ضربه قرار داشته باشه.

۱۵. استفاده از دو کاندوم

و گاهی هم این ایده بامزه هست که اگر دو تا کاندوم استفاده کنیم، همه چیز مطمئن تره. معلومه که اشتباهه. کاندوم ها درست شدن تا از یک طرف لیز باشن و از یک طرف بدون لیزی. دو تا کاندوم احتمالا دردسرهای بزرگی درست خواهد کرد.

و البته اصلی‌ترین اشتباه: استفاده نکردن

معلومه که بزرگترین اشتباه، استفاده نکردن از کاندوم در جایی است که لازمه استفاده بشه. کاندوم می تونه شما رو در مقابل بارداری و بیماری محافظت کنه و استفاده ازش به معنی اهمیت دادن به سلامت فیزیکی و روانی طرف مقابله؛ شوخی بردار هم نیست!

مرتبط
جکی چان و کاندوم علیه ایدز
پاسخ به افسانه هایی در مورد کاندوم