با استارتاپ بستون همراه باشین – ۱۷ تا ۲۳: حالا اپ اندروید داریم

تا حالا روی سرور بودیم؛‌ تخصصمون ولی هیچ چیز برای آدمی که اهل سرچ کردن و یاد گرفتن است هیچ خطری نداره! در این چند قسمت ما واقعا صاحب یک اپ اندرویدی و آی او اسی می شیم. البته به کمک آیونیک، اچ تی ام ال، سی اس اس و از همه مهمتر انگولار جی اس. در این پنج شش قسمت از آموزش راه اندازی استارتاپ بستون میریم سراغ اینکه برنامه رو برای همه قابل استفاده کنیم. البته خودمون روی کامند لاین می مونیم (:

اوه.. و بسیار خوشحال می شم اگر فرصت کنین توی کامنت ها نظرتون رو بگین. اینکه قراره تا کجا پیش بریم. من برنامه رو پیش می برم ولی آیا واقعا همه جزییات رو فیلم بگیرم؟ خب یک عالمه می شه تو وبلاگ. بخصوص که ما خواننده هایی داریم که احتمالا هیچ علاقه ای به این سری ندارن. یا مثلا می شه من سری رو ادامه بدم ولی دیگه دائم رو وبلاگ نذارم و هر کی می خواد کانال رو دنبال کن و فقط در موارد حساس بیارم روی کانال و این چیزها… خوشحال می شم نظر شما رو بشنوم و با تشکر از همه دوستانی که دارن کامیت می کنن. اوه.. و اگر کمی آیونیک بلدین و کمی سی اس اس و دید هنری قابل قبولی دارین (یا استانداردها رو می دونین) خیلی عالی خواهد بود اگر به فرانت اند خسته ما کمک کنین (:

بستون ۱۷ – تب خرج و دخل

حالا که شروع کردیم به ساختن اپ آیونیک یا همون کوردوا که می تونه روی اندروید و آیفون و بقیه اجرا بشه، باید دو تا تب درست کنیم: ثبت خرج و ثبت درآمد. بریم براش!

بستون ۱۸ – ساخت داشبورد آپدیت شونده آیونیک

در این مرحله، کاری می کنیم که داشبورد برنامه‌مون با هر بار ورود بهش عدد جدید رو نشون بده. اینطوری وقتی خرجی اضافه می کنیم و وارد داشبورد می‌شیم، تاثیرش در اعداد دیده می شه.

بستون ۱۹ – نوشتن ای پی آی لاگین در سمت سرور

حالا همه چیز آماده است که ما واقعا از اپ و در نتیجه از سیستم استفاده کنیم. حالا کافیه لاگین یوزر رو درست کنیم. قدم در سمت جنگو با پایتون و در سمت سرور. چیزی که با گرفتن یوزرنیم و پسورد، به ما توکنمون رو بگه.

آپدیت: لینک اول درست کار نمی کرد. یکبار دیگه آپلود کردم.

بستون ۲۰ – نوشتن لاگین در سمت موبایل (۱ از ۳)

حالا که سرور آماده لاگین است، باید سمت موبایل پیاده اش کنیم! اول باید کلا از فرم یک چیزی ارسال کنیم و جواب بگیرم، بعد باید اون رو جایی ذخیره کنیم که هر بار لازم نباشه لاگین کنیم و دگمه لاگ آوت درست کنیم و به سیستم بگیم از این اطلاعات استفاده کنه و همه چیز تمومه. این قسمت اول از سه قسمت نوشتن لاگین سمت موبایل است.

بستون ۲۱ – نوشتن لاگین در سمت موبایل (۲ از ۳)

حالا که سرور آماده لاگین است، باید سمت موبایل پیاده اش کنیم! اول باید کلا از فرم یک چیزی ارسال کنیم و جواب بگیرم، بعد باید اون رو جایی ذخیره کنیم که هر بار لازم نباشه لاگین کنیم و دگمه لاگ آوت درست کنیم و به سیستم بگیم از این اطلاعات استفاده کنه و همه چیز تمومه. این قسمت دوم از سه قسمت نوشتن لاگین سمت موبایل است.

بستون ۲۲ – نوشتن لاگین در سمت موبایل (۳ از ۳)

حالا که سرور آماده لاگین است، باید سمت موبایل پیاده اش کنیم! اول باید کلا از فرم یک چیزی ارسال کنیم و جواب بگیرم، بعد باید اون رو جایی ذخیره کنیم که هر بار لازم نباشه لاگین کنیم و دگمه لاگ آوت درست کنیم و به سیستم بگیم از این اطلاعات استفاده کنه و همه چیز تمومه. این قسمت سوم از سه قسمت نوشتن لاگین سمت موبایل است.

بستون ۲۳ – کمی تمیزکاری و اپ موبایل ما نوشته شده

لاگین رو هم که داریم، ارسال هزینه و درآمدها رو هم داریم و یک آمار مقدماتی هم می‌بینیم. یک خوشگل‌کاری کوچیک و مرج کردن یکی دو پول ریکوئست از گیت و اپ ما تکمیل است و می‌تونیم بفرستیمش برای استورهای معتبر بازار. ولی اول خوشگل‌کاری در سطح درک هنری من.

اشتباه زدم، فاک!

سعید توی کامنتش در مطلب خداحافظ شل، سلام زیشل، یه برنامه جالب معرفی کرده: د فاک. این برنامه بامزه دقیقا همونی است که بعضی‌هامون وقتی یک تیکه از یک کامند رو اشتباه می‌زنیم می‌گیم: «د فاک/چرا اجرا نشد؟». اگر درست بعد از اون کامند بزنین fuck خودش می‌فهمه مشکل دستور قبلی است، سعی می کنه تصحیحش کنه و با یک انتر شما، اجراش کنه. مثلا:

برنامه با پایتون است و برای نصبش کافیه بزنین:

sudo -H pip install thefuck

و بعد از اولین fuck، خودش راهنمایی می کنه که چی رو باید کجا بنویسین. احتمالا یک کد کوتاه رو در bashrc. یا zshrc. و بعد اجرای دوباره bash یا zsh.

بستون ۱۴ تا ۱۶: دیدن آمار، مرج کردن پروژه در گیت‌لب و کامند لاین و شروع اپ اندروید و آیفون

در ادامه پروژه بستون، ما یک اسکریپت کوچیک می نویسیم که بتونه آمار کارهامون رو نشون بده بعد چند تغییر که بقیه توی پروژه دادن رو مرج می‌کنیم و در نهایت پا در راهی جدید می‌ذاریم: ساخت اپ اندروید و آیفون و بقیه با کمک کوردوا و ایونیک. با ما باشین که داریم شروع یک استارتاپ تکنولوژیک رو از درون دنبال می‌کنیم.

بستون ۱۴ – دیدن آمار مقدماتی از سیستم

تمیزکاری که همیشه هست ولی به طور خاص توی این شماره به افتخار کسانی که شروع کردن به استفاده کردن از سیستم، یک برنامه کلاینت ساید اضافه می کنیم که آمار مقدماتی‌ای از میزان خرج و دخل رو بهمون بده. برنامه داره قابل استفاده می‌شه!

بستون ۱۵ – مرج کردن دو تا پول ریکوئست

اوه! گیت داره جدی می‌شه. دو نفر از دوستان تغییراتی روی بخش‌هایی از کلاینت پروژه دادن و من اونها رو یکبار از طریق خود سایت گیت‌هاب و یکبار از طریق کامند لاین مرج می‌کنم با پروژه اصلی. آماده این با گیت ور برین؟

بستون ۱۶ – شروع ساخت اپ انواع گوشی با آیونیک و کوردوا

خرج ها رو کجا می کنیم؟ پشت کامپیوتر؟ نه… در حال حرکت! پس لازمه یک اپ هم برای پروژه داشته باشیم. در این قسمت اولین استخون بندی اش رو راه اندازی می کنیم و حتی بخشی از آمارها رو هم نشون می دیم. خیلی چیزها هارد کد شده ولی این فقط قدم اوله. ما حالا اپ اندروید، آی او اس،‌ ویندوز فون و بلک بری داریم؛ به افتخار آیونیک و کوردوا.

لینک‌های ویدئوها

راه انداختن کلیدهای تغییر روشنایی لپ‌تاپ ایسوس ذن‌بوک روی لینوکس

روی لپ‌تاپ Zenbook UX310 ایسوس اوبونتو و فدورا رو تست کردم و همه چیز بدون هیچ مشکل کار می کنه. البته اصلا سراغ کارت گرافیکی بازی نرفته ام ولی دیفالت کار می کنه. تنها چیزی که یکضرب کار نکرد کلیدهای تغییر روشنایی بود.

برای راه انداختنشون کافیه فایل

 /etc/default/grub

رو ادیت کنیم و خط زیر رو به آخرش اضافه کنیم:

GRUB_CMDLINE_LINUX_DEFAULT="acpi_osi="

این باعث می شه عبارتی که اضافه کرده ایم به انتهای فایل‌های تنظیمات گراب اضافه بشه. بر اساس اینکه لپ‌تاپ efi است یا بایوس لازمه که تنظیمات گراب رو دوباره ایجاد کنیم. روی لپ تاپ من که fedora داره و uefi، این دستور اینکار رو می کنه:

grub2-mkconfig -o /boot/efi/EFI/fedora/grub.cfg

معلومه که شما باید دستورات مرتبط با شرایط خودتون رو بزنین و توجه داشته باشین که اینکار نسبتا حساس است و اگر ندونین دارین چیکار می کنین بهتره انجامش ندین و اول یاد بگیرین که گراب چطوری کار می کنه (:

بعد از ریبوت، دگمه‌های کم و زیاد کردن نور صفحه نمایش من کار می ‌کنن.

بالاخره وقت خداحافظی از بش رسید، سلام زیشل

شل‌ها مهم هستن. اونها دستورات رو از شما می گیرن و خروجی‌ها رو به شما نشون می‌دن. معمولا سیاه هستن ولی می شه به هر رنگی درآوردشون. توی دنیا یکی از مشهورترین شل‌ها، بش است و من همیشه از Bash استفاده کردم که همه جا سازگاری حفظ بشه. شل‌های بهتر مثل ksh و غیره هم هستن ولی در نهایت بش برای من به خاطر اینکه همه جا حضور داشت، انتخاب اصلی بود. ولی دیگه نیست.

الان مدتی است که از zsh استفاده می‌کنم. خوبی اصلی زد اس اش برای من اینه که تا حد خیلی زیادی همون bash است با چند فیچر بهتر. مثلا توی تکمیل کردن دستورات با tab بسیار بهتر عمل می کنه می شه توش چیزها رو خلاصه‌تر نوشت. هیستوری توش راحتتر پیدا می شه و حتی می‌شه با تب، سوییچ ها رو دید. چیزی که بارها برای من توی بش پیش می‌امد این بود که دستور رو نصفه می‌نوشتم، می‌اومدم بیرون و سوییچ رو نگاه می‌کردم و بر می‌گشتم به دستور اما حالا به راحتی با زدن tab سوییچ‌ها دیده می‌شن.

این شل امکان تنظیمات زیادی داره ولی تقریبا بهترینشون برای شروع در پروژه ای به اسم oh my zsh جمع شده. برای اضافه کردن زیشل به سیستم و انتخاب اون به عنوان شل خودتون باید اول zsh رو نصب کنین، مثلا با یکی از دستورات زیر:

sudo apt install zsh #debian, Ubuntu, Ming
sudo yum install zsh #fedora, centos, redhat
sudo zypper install zsh #openSuse

و بعد فعال کردنش با چیزی مثل این که البته به جای جادی، اسم یوزر خودتون رو می‌زنین.

sudo usermod -s /usr/bin/zsh jadi

تنظیمات عالی «اوه مای زیشل» رو هم می‌تونین با این یک دستور نصب کنین:

sh -c "$(wget https://raw.githubusercontent.com/robbyrussell/oh-my-zsh/master/tools/install.sh -O -)"

و به قابلیت‌های جالبی مثل اینکه در یک دایرکتوری گیت برنچ دیده بشه یا یک فلش سبز یا قرمز به شما بگه دستور قبلی درست اجرا شده یا نه دست پیدا کنین.

نکته مکی: اگر مک دارین و از OSX استفاده می‌کنین، نصب زیشل بسیار توصیه می‌شه؛ به طور خاص به خاطر قدیمی بود بش توی مک.

لپ‌تاپ جدید: ذن بوک UX310 ایسوس

بعد از تقریبا چهار پنج سال، لپ تاپ لنوو x220 من نشونه‌هایی از اذیت دائمی داشت. مشکلات کیبورد، فن و باتری تا اینکه بالاخره بعد از یکسال زنده موندن با تعمیر و تحمل سر و صدا، تصمیم گرفت کلا از کار بیافته و با توجه به مشکلات رندر ویدئوهای که اخیرا خیلی هم زیاد شدن، وقت یک لپ‌تاپ جدید شد.

برای خرید لپ‌تاپ جدید یک کار قبول کرده بودم که معمولا از زیرش در می‌رم: تدریس برای سازمان‌ها. دوره هم تموم شده بود و حدود ۴ تومن برای لپ‌تاپ داشتم. مواردی که قرار بود حتما توی لپ‌تاپ جدید رعایت بشن اینها بودن:

  • سی پی یو کاملا خوب. منطقا در حوالی i7 6600U.
  • سبک چون من هر روز لپ‌تاپ رو جابجا می‌کنم. حداکثر وزن قابل قبول ۱.۸ کیلو
  • سیزده یا چهارده اینچ که کیبورد اندازه استاندارد باشه ولی قابلیت حمل و نقل و استفاده در همه جا کاملا حفظ بشه
  • حتما رم و هارد قابلیت تغییر توسط خودم رو داشته باشن چون در تلاش برای مک‌بوک ایر شدن، خیلی‌ها دارن قطعات رو به مادربرد لحیم می‌کنن، حتی کربن!
  • رزولوشن معقول و معمول. رزولوشن‌های خیلی بالا برای من خوب نیستن چون حوصله اسکیل کردن و ریز بودن صفحه رو ندارم روی یک لپ‌تاپ ۱۳ اینچ و ۷۶۸*۱۳۶۶ برام کمه چون قبلی اینقدری بود و بعضی جاها حس می‌کردم کافی نیست و حتی پنجره‌ها از صفحه بیرون می‌افتن
  • صفحه مات الویت داشت
  • پورت‌های کامل شامل حداقل سه یو اس بی،‌ خروجی تصویر مرسوم و اترنت

یک گزینه همیشه خوب اینه که بتونین از طریق کسی در خارج، در تخفیف‌های خوب یا حتی سایت‌های ریفربیشد و اینها خرید کنین ولی من امکانش رو نداشتم – حداقل با خرابی ناگهانی لپ‌تاپ. این شد که با دیدن جاهایی مثل دیجی‌کالا و مغازه‌های آنلاین گزینه ها رو دیدم و در نهایت به لپ‌تاپ UX303 ذن‌بوک از ایسوس رسیدم که با رفتن به مغازه‌ای توی کامپیوتر پایتخت به نیت خرید معلوم شد گزینه‌ ای مثل لپ تاپ ذن‌بوک ایسوس UX310 گزینه بهتری است.

چیزهایی که از رده خارج شدن

  • اولا من دنبال برند خاصی نبودم. لنوو رو منطقا ترجیح می دم ولی لنوو دیگه کاملا اون لنووی قدیم نیست و سری T و X بسیار گرونن.
  • چیزهایی مثل کربن و غیره مستقل از گرون بودن، شدیدا غیرقابل آپگرید هستن. لپ‌تاپی که رم‌اش لحیم شده باشه به مادربرد از گزینه‌های من خارجه.
  • اچ پی برند باحالیه ولی تقریبا هر چیزی ازش دیدم سنگین بود
  • دل هم لپ‌تاپ‌های خوبی داره ولی بهترین‌هاش (مثل ایکس پی اس ۱۳) بسیار گرون‌بودن و مشکلات ارتقاء دادن داشتن

دلایل انتخاب ذن بوک ایسوس

  • ظاهرا قابل قبول داره
  • سبک است
  • ۱۲ گیگ رم. چهارگیگ لحیم شده به مادربرد و یک اسلات خالی که روش یه ۷ گیگ است
  • رزولوشن و اندازه و وزن ایده آل‌های من
  • کیبورد خوب
  • ۵۱۲ اس اس دی. خیلی دقیق تحقیق نکردم ولی فکر کنم یه هارد دیگه هم توش جا می‌شه! چون از همین مدل هیبرید هم بود
  • پورت‌های‌ نسبتا خوب
  • قیمت خوب نسبت به هم‌رده‌ها مثل با سی پی یو و رم و هارد مشابه

نکات منفی ذن بوک ایسوس UX310

  • عدم امکان خاموش کردن کارت گرافیکی دوم از بایوس
  • نداشتن پورت گرافیکی دوم کنار پورت اچ دی ام آی
  • نداشتن اترنت‌ که بلاهت فعلی است. ممکنه در آینده همه وایرلس بشیم ولی هنوز خیلی زوده که برای فیگور لاغری، چنین چیز مهمی رو حفظ کنن
  • برند ایسوس برای من جذاب نبوده. امیدوارم این لپ‌تاپ عوضش کنه
  • قیمت زیاد نسبت به چیزی که من در نظر داشتم بخرم. مثل همیشه تقریبا بیست درصد گرونتر از هدف خریدم
  • کیبورد برای تایپ کاملا خوبه ولی بازم به این رسم ابلهانه فعلی، بعضی کلیدها از جمله هوم و اند و … رو با فانکشن باید زد
  • ویندوز داشت. بعضی مدل ها ویندوز نداشتن. در این مورد خب من دارم پول ویندوز رو می دم و بعد پاکش می کنم. اگر واقعا پیگیری کنین که این ویندوز که به زور رو دستگاه بوده رو نمی خواین، امکان پس گرفتن کمی پول از مایکروسافت رو دارین. کار جالبیه و بعضی ها می کنن ولی من حوصله اش رو ندارم.

لینوکس روی ایسوس ذن بوک

هیچ مشکلی نداشت. اوبونتو رو نصب کردم. بدون هیچ پیچیدگی و همه چیز کار می کنه به جز کلیدهای کم و زیاد کردن نور صفحه. از بخش ستینگ می شه کم و زیاد کرد ولی دگمه ها در این لحظه کار نمی کنن. راه انداختنشون باید خیلی ساده باشه. بعدا یه پست می نویسم احتمالا.

حرف آخر

به قول دانیال، آدم با چیزی که می‌سازه یا تولید می‌کنه شناخته می‌شه نه با چیزی که می‌خره یا مصرف می‌کنه. برندها خیلی مهم نیستن. اگر واقعا لازم ندارین لازم نیست لپ‌تاپ رو عوض کنین و با هر لپ‌تاپی می شه هر کاری کرد.. حداقل با هر لپ‌تاپ معقولی هر کار معقولی. من در خرید خیلی مردد می‌شم و جرات خرید ندارم ولی اصلا اینطوری نیست که سعی کنم بهترین چیز رو بخرم یا تحقیق طولانی و حرفه ای بکنم. مثل یک خریدار متوسط هستم.