با بی.دی.اس.ام آشنا باشید (بالای ۱۶ سال)

bdsm

مدت‌ها است که سه درخواست متفاوت برای نوشته‌های جمعه‌ها دارم. اولی می‌پرسه آیا علاقه به سیلی زدن به بدن کسی منحصر به اونه یا بقیه آدم‌ها هم دارنش و دومی می‌پرسه که چرا گاهی دوست داره در رابطه دست و پاهاش بسته باشن و سومی سوال می‌کنه که علاقه به تسلیم کردن خود به یک آدم دیگه اسمش چیه و آیا «طبیعی» است؟ هر سه اینها زیر یک چتر هستن: بی دی اس ام. ‌BDSM که سرعبارت Bondage (بستن)، دیسیپلین (انضباط)، دامیننس و سابمیشن (انضباط و سلطه) و سادومازوخیزم (لذت بردن از درد دادن و کشیدن) است چند ماهی توی اینباکس من خاک خورده اما حالا دیگه نوبتش شده! بریم ببینیم ماجرا چیه!

BDSM چیه؟

همونطور که بالاتر گفتیم بی دی اس ام به چهار شاخه اشاره می‌کنه:

  1. علاقه به بسته شدن یا بستن در سکس. اینکه من دوست داشته باشم پاهام بسته شده باشه، دست‌هام رو نتونم تکون بدم یا حتی به سادگی یک طناب دور بدنم باشه بدون اینکه جاییم رو محدود کنه (اما حس روانی‌اش باقیه!). این مساله ممکنه از یک بستن ساده دست با کراوات پیش بیاد تا یک سیستم پیچیده که نیازمند نیم ساعت آماده سازی است.
  2. علاقمندی به اجبار یک انضباط خاص. مثلا حرف گوش کردن از یک نفر دیگه. درخواست شکلی از رفتار با تحکم. تحمل چیزی که احتمالا راحت نیست و …
  3. رابطه سابمیسیو و دامینینت یا به طور خلاصه ساب و دام (پذیرنده و کنترل کننده مثلا) که ممکنه از شکل‌های ملایم تر تا تندتر (مثلا چیزی که بهش می گن مستر اسلیو یا میسترس اسلیو) ادامه پیدا کنه.
  4. رابطه ای که توش درد دادن و کشیدن مرکزیت داره و مثلا ممکنه توش از شلاق یا چیز دیگه استفاده بشه.

آیا سالمه؟! مریضی نیست؟

از نظر پزشکی و علمی چنین چیزهایی مریضی حساب نمی‌شن. در واقع به شکل فشرده / خلاصه به سکسی، سکس نامناسب می‌گن که توش یکی از نکات سه گانه یک سکس سالم نقض بشه. شروط سه گانه که باعث می شه یک سکس معقول باشه اینها هستن:

  1. شرط عقل. افراد درگیر داخلش بالغ و بالای سن قانونی (۱۸ سال) باشن و در تمام مدت سکس رفتارهایی داشته باشن که عقلی فعال و سالم انتخابش کرده.
  2. شرط سلامت. افراد درگیر، مفهوم سلامت رو درک کنن و کاری نکنن که برای سلامت خطری داره که پذیرفتنی نیست.
  3. شرط رضایتمندی. افراد با علاقمندی و رضایت وارد رابطه بشن. این شرط اگر دقیق نگاه بشه خیلی از رابطه‌هایی که می‌بینیم و بر پایه اصرار و خواهش و التماس و زور است رو به رابطه‌هایی ناسالم تبدیل می‌کنه.

پس با این شروط، هر رابطه بی دی اس ام ممکنه طبیعی و خوب و سالم باشه و ممکنه ناسالم و مضر باشه.

چرا بی دی اس ام؟ چرا یکی دوست داره برده باشه یا رنج بکشه؟

هیچکس تا حالا نتونسته خیلی دقیق و محکم توضیح بده که چرا یک نفر رنگ قرمز رو بیشتر دوست داره و یکی مزه ترش رو به شیرین ترجیح می ده. در مورد سکس هم همینه. بعضی‌ها این علایق رو به زندگی طبیعی ربط می‌دن و مثلا می‌گن کسی که در زندگی همیشه دست بالا رو داره و باید به بقیه بگه چیکار کنن، علاقه بیشتری به این داره که توی سکس بتونه خودش رو ول کنه و دیگه مسوول کنترل اینکه سکس چجوری اتفاق می افته نباشه (مثلا دست و پاش بسته باشن!). به همین دلیل است که توی فیلم‌ها خیلی وقت‌ها کسی که علاقمند به کنترل شدن است، در دنیای واقعی یک مدیر رده بالای بانکی است. توی این نگرش، سکس یک کنترل کننده و متعادل کننده است و در تقابل با اون مدیر بانک، گفته می‌شه کسی که کنترل رو دست می‌گیره با ارضا شدن در این شرایط، داره شخصیت کنترل کننده اش رو برای زندگی روزمره کمی متعادل‌تر می کنه.

البته نگرش ساده‌تری هم هست؛ نگرش‌هایی که اصولا اعتقادی به تحلیل های پیچیده روانی ندارن و سکس رو یکجور نمایش و بازی دو طرفه می‌بینن که آدم ها بر اساس شخصیتی که شکل گرفته یکی از نقش‌هاش رو می‌پذیرن. درست همونطو رکه تو بچگی با اعتماد روی یک تاب می‌شینیم تا یکی دیگه هل‌مون بده یا از جایی می‌پریم که کسی ما رو بگیره، در بزرگ‌سالی هم سکس‌های بی دی اس ام تقویت کننده اعتماد و یک رابطه خیلی عمیق هستن که توش می‌پذیریم سرنوشت رو به یکی دیگه بسپریم و هر دوطرف از این مساله لذت ببریم.

بر پایهٔ یک مطالعه در سال ۲۰۱۳، افرادی که گرایش‌های بی‌دی‌اس‌ام دارند، نسبت به گروه شاهد، دارای ویژگی‌های شخصیتی مطلوب‌تری بودند. در این افراد روان‌نژندی کمتری دیده می‌شود، برون‌گراتر هستند، آمادگی بیشتری برای تجربه‌های تازه دارند، احساس بهزیستی بیشتری می‌کنند، وظیفه‌شناس‌ترند و به پس‌زده‌شدن حساسیت کمتری دارند؛ با این وجود سخت‌تر می‌توان با آن‌ها به توافق رسید. در این مطالعه کسانی که نقش مافوق را بازی می‌کردند نسبت به افراد مطیع نتایج بهتری کسب کردند. این مطالعه پیشنهاد می‌کند به این نوع فعالیت‌ها بیشتر به چشم یک فعالیت تفریحی نگاه شود تا بروز فرایندهای روانشناختی.

آیا این یک مد جدید نیست؟ ایا اعتیاد درست نمی کنه؟

نیازهای انسانی شکل‌های نسبتا مشابهی دارن. همونطور که در دنیای واقعی و آزاد یک مرد با دیدن زن بی حجاب به مرز انفجار نمی‌رسه، دونستن و آگاهی در مورد سکس هم باعث نمی شه گرایش شما عوض بشه یا رفتارتون تغییر چندانی بکنه. اتفاقا در سطح علمی الان معتقد هستن که اگر شما آگاهی جنسی بیشتری داشته باشین و بدن خودتون رو به جای سرکوب کردن، بهتر بشناسین، زندگی روانی سالم‌تری خواهید داشت و در نتیجه جامعه بهتری ساخته می‌شه. سکس‌های خشن یا حاوی کنترل یا درد از قدیم بودن و حالا هم در همه جوامع حضور دارن. از یونان باستان تا کاماسوترا شاهد چنین چیزهایی هستیم و بهترین روش برخورد باهاشون اینه که در موردشون آگاهی داشته باشیم. کسی که دوست داره در سکس خشونت کنه لازمه از شروط سه گانه یک رابطه سالم آگاه باشه تا نه به کسی صدمه بزنه و نه کاری غیراخلاقی بکنه. در مقابل اگر همین شخص رو سرکوب کنین احتمالا به آدم خیلی نافرم‌تری در اجتماع می‌رسین. چیزی که متاسفانه در جامعه خودمون فراوون می بینیم. همین خطر در مورد کسی که دوست داره مورد خشونت هم قرار بگیره هست. چنین آدمی باید در محیطی معقول و منطقی این مساله رو تجربه کنه و در صورتی که از اون محروم بشه ممکنه دست به کارهای خیلی خطرناکتری بزنه.

سکس هم تقریبا شبیه غذا است. بر اساس ذائقه‌ها حد معقولی ازش لازمه. شاید یکی بخواد سالی یکبار پیتزا بخوره و یکی دیگه هفته ای یکبار. اینکه من غذاهای سبک دوست دارم معنی اش این نیست که ماهی یکبار چلوکباب و سالی یکبار دیزی نخورم و این هیچ ربطی به این نداره که یکی دیگه عادت داشته باشه هر جمعه چلوکباب بخوره و غذای برنجی رو به نونی ترجیح بده. همه ما هم به اندازه معقولی که خوردیم سیر می شیم و اگر کسی هست که خوردن هر روزه غذای چرب داره بهش صدمه می زنه یا اونقدر می خوره که به هیچ کار دیگری در دنیا نمی رسه، باید به پزشک مراجعه کنه.

آیا چون در موردش می‌نویسم اهلش هستم؟

این رو آوردم تا به کسانی که خواننده دائمی جادی.نت هم یادآوری کنم که این تیپ سوال‌ها در حوزه شخصی آدم ها است. پرسیدن چیزهای مربوط به سکس و غیره نه کول بودن کسی رو می‌رسونه و نه «راحتی» اش رو. اشاره به مسائل جنسی ممکنه در یک بحث به نظر شما برسونه که خیلی خفن هستین ولی معمولا باعث ناراحتی دیگران و بخصوص کسانی می شه که شما انتظار دارین با این بحث ها به شما نزدیکتر بشن (: اینجور سوال ها و بحث ها فقط وقتی درست است که دو طرفه باشه و در فضایی مرتبط و نزدیک پیش بیاد. حتی اون موقع هم بهتره «نپرسین». توی حرف آخر می‌گم.

چجوری مطمئن باشیم سه شرط برقراره؟

در مورد شرط بلوغ و عقل که مساله ساده است. در مورد سلامت نیاز به آگاهی دارین. سلامت مفهوم پیچیده ای است چون مثلا سیگار بدون شک برای سلامتی ما مضر است ولی در محدوده ای از ضرر که به خودمون اجازه می دیم بکشیمش. مطمئنا حتی رد شدن از خیابون هم «خطرناک» است و برای سلامتی مضر چه برسه به ورزشی مثل اسکی یا کوه نوردی که ممکنه باعث مرگ بشه. پس در مورد بی دی اس ام بسیار مهمه که آگاهی داشته باشین و شراط اول جادی در سکس رو یادتون باشه:

یاد گرفتن سکس از فیلم پورن درست مثل یاد گرفتن کاراته از فیلم‌های جکی چان است.

اطلاعات خودتون رو زیاد کنین، تجربیات قدم به قدم داشته باشین و با علم و اگاهی پیش برین. در ضمن کلمات امن رو هم بلد باشین. در این تیپ چیزها کسانی که عاقلانه و آگاهانه وارد می شن، از دو کلمه امن – مثلا «زرد» و «قرمز» – استفاده می‌کنن. اولی هر جا که گفته بشه یعنی داریم روی خط مرزها راه میریم و بهتره روند رو کند کنیم و دومی هر جا گفته بشه یعنی «همین لحظه همه چیز قطع». تذکر دوم برای کسانی که خواننده همیشگی نیستن اینه که:

«نه» یعنی «نه». اگر کسی می گه «نه» به هیچ وجه اصرار و «بعدا خوشت می یاد» و … جایز نیست. اگر کسی به چیزی راضی نیست، ادامه اون چیز متجاوزانه است.

اما حرف آخر

آدم‌ها گرایش‌های جنسی خودشون رو می‌دونن. این متن شما و هیچ کس دیگه رو «منحرف» نمی کنه. شما یا می دونین که چنین چیزی رو دوست دارین یا می دونین که دوست ندارین. مطمئنا اگر چنین علاقه‌ای دارین، باید بدونین که مثل هر چیز دیگه ای توی سکس، افراد زیادی هستن که علاقه‌ای مشابه شما دارن و تا وقتی شروط «سکس سالم» رو رعایت می کنین همه چیز طبیعی است ولی خب معلومه که پیدا کردن پارتنر کار راحتی نیست چون حرف زدن از این چیزها راحت نیست – وگرنه اینجا مشغول خوندنش نبودین!

حرف آخر اینه که دوست باشین و سالم و مهربون و قوی و آگاه و چیزهای خوب پیش می یان. در مورد این چیزها از کسی مستقیم سوال نکنین چون تا یک جایی اصولا نقض حریم شخصی است و از یک سطحی به بعد هم معمولا آدم ها جواب‌های درست به شما نمی دن. حین شروع به سادگی و آروم و قدم به قدم پیش برین تا کشف کنین چی دوست دارین و با شناختنش منتظر رفتارهای سالمتر و شادتر باشین. اگر شما قدم به قدم پیش برین معمولا طرف مقابل رو هم کشف می کنین که چی دوست داره و چی دوست نداره و چی بهتر از یک احترام متقابل در یک فضای صمیمی که هر کس توش به چیزی می خواد می رسه؟ یادمون باشه که زندگی تقلیدی از فیلم های پورن نیست و بهتره با شناخت واقعی از دنیا، تجربیاتی خوب و از اون مهمتر سالم داشته باشیم.

  • علیرضا

    مثل فیلم
    Fifty Shades of Grey.
    در مورد آگاهی دادن هم باید بگم این به اصطلاح حیا باعث هزارتا مرض شده. روزنامه شرق امروز یه مقاله درباره زگیل تناسلی گذاشته بود که من مو به تنم سیخ شد. نوشته بود از طریق لمس معمولی پوست منتقل میشه من اصلا نمیدونستم همچین بیماری وجود داره! متاسفانه هیچ آموزشی تو مدارس داده نمیشه. حتی تو دانشگاه درس دانش خانواده(جایگزین درس تنظیم خانواده ) اصلا هیچ نکته آموزشی نداره وفقط درباره لزوم افزایش جمعیت نوشته :/

    • jadijadi

      فیفتی شید فیلمی در این زمینه است ولی انتقاد بهش زیاده. یک آدم پولدار با پولش داره یکی رو راضی می کنه و خیلی جاها هم توافق کامل وجود نداره (: می شه یکبا ردر موردش نوشت.

      در مورد آموزش کاملا درست می گی. اصلی ترین چیزها که نیاز پایه ای یک جامعه سالم است رو نمی گن. خوشحالم که شرق در این مورد توضیحات داشته. اینم بخون: http://jadi.net/2013/08/hpv/ خیلی هم شرایط اچ پی وی وحشتناک نیست با درکی عمومی از اون.

      • SpankMcSpanker

        فیفتی کلاً به ترویج خشونت علیه زنان و غیره و ذلک متهم شده و همۀ اونچه جادی گفت رو تأیید می کنم.

      • SpankMcSpanker

        تو بعضی جاها، نقش اول مرد جوری نقش اول زن رو ضایع میکنه که به انسان بر میخوره….

  • omid

    جادی عزیز از مقاله ات چیز یاد گرفتم و گسترش دانش کلا چیز خوبیه. اما اگر نظر من رو بخوای ترجیح می دهم فلسفه یونیکس رو توی وبلاگت بکنی دنبال کنی: Do one thing and do it well . یعنی فوکوس وبلاگ استثنایی ات رو از دست نده. اینکه وبلاگت کشکولی بشه عامه پسند از هر چیزی که اتفاقا یک زمانی به نظر نویسنده وبلاگ جالب اومده. شبیه وبلاگ یک پزشک. به نظرم وبلاگت رو از اورژنالیه خودش و فلسفه یونیکس دور می کنه. به علاوه اصلا دوست ندارم گزک به دست احمق هایی بدی که دچار عقده های حاد جنسی هستند و منتظر خفت کردن آدم های باشعوری هستن که در این مورد آزادانه حرف می زنه.

    • امید

      سلام
      اتفاقا اینکه این وبلاگ جنبه های مختلف (یا حداقل چند جنبه بارز) شخصیت نویسندشو نشون میده اونو خودمونی و دوست داشتنی کرده که من چند ساله اونو دنبال میکنم. حتی یک پزشکم تا قبل از این به چندین حوزه مثل سینما پزشکی روانشناسی و آی تی میپرداخت. وقتی (از نظر من) خراب شد که اون جنبه شخصی و خودمونیشو از دست داد

      • آرمین

        کاملا با امید (نه omid) موافقم. مرسی جادی جان

  • Mehran Koosha

    مثل همیشه غافگیرکننده و عالی. واقعا در این مورد چیزی نمی دونستم و نگاهم بهش مثبت نبود.
    اینم یه کارگاه خبری خیلی خوب در مورد مسائل جنسی به زبان فارسی
    https://joopea.com/
    کانال تلگرامش JoopeANews

  • ممنون جادی
    مثل همیشه از مطالبت نکته برداری کردم :)

  • نامی

    حادی یه حواس پرتی توی متن هست
    دامیننس و سابمیشن نمیشه (انضباط و سلطه)
    میشه مثلا (سلطه و تسلیم بودن)

  • سلام. بسیار مطلب مفیدی بود، حداقل برای من :)
    متاسفانه انقدر از سکس تابو ساختیم که حتا امکان شناخت خودمون هم ازمون گرفته شده. ناخودآگاه برای خودمون هم سانسور قائل میشیم.

  • میهمان

    جادی عزیز مقاله ای که به آن استناد کرده اید. به هبچ وجه مقاله معتبری نیست. نه نویسندگان معتبری دارد و نه ژورنالی که آن را به چاپ رسانده معتبر است ( ! IF=3.15)

    در روانشناسی و پزشکی از این دست مقاله‌ها فراوان است. اینگونه مقاله‌ها معمولا نتایجی خلاف باور عمومی دارند (منظورم خلاف واقعیت نیست!) و باعث میشوند تا مدتها، به دلیل نتایجِ تعجب بر انگیز و جالبشان، در وبسایت های خبری سلامت و روانشناسی (وبسایتهای خبری که مردم میخوانند نه متخصصان) توسط روزنامه‌نگارها‌ به آن ها ارجاع داده شوند و جزء اخبار پربازدید باشند. ولی قطعا فاقد اعتبار علمی لازم هستند.

    پ.ن ۱: این نکته که اگر بازی کردن اینگونه نقش ها در محدوده رابطه جنسی سالم قرار بگیرد، مشکلی ندارد و جنبه فان داشته باشد. مشخص است که درست است. انسان میتواند هرکاری را با فان انجام دهد. ولی قطعا نباید آن را با اختلالهای OCD، Sadomasochism، Sexual sadism disorder و… در روابط جنسی اشتباه گرفت.
    بسیاری از اوقات فرد رضایت به اعمالی دارد که ناشی از بیماری اوست نه رضایتی که از یک ذهن سالم آمده باشد.
    بسیاری از اشکال BDSM در زمره اختلالات روانی قرار گرفته‌اند (یه DSM-5 آخرین نسخه «راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی انجمن روانپزشکی آمریکا» مراجعه کنید.)

    پ.ن ۲: در مورد این موضوع که در مقاله به آن اشاره شده که افرادی که در نقش‌های BDSM فرو می‌روند دارای سلامت روانی بهتری هستند!؟ اگر فرض کنیم که ابتدا افرادی که bdsm آن‌ها بیمارگونه است را جدا کنیم و سپس میان آنهایی که bdsm سالم دارند و افراد گروه کنترل (سکس معمولی) مقایسه انجام دهیم بازهم نتایج مطرح شده جای بحث فراوان دارد و نیاز دارد تا تحقیقات بیشتری روی آن شود. و همانطور که اشاره کردم با یکی دو مقاله آن هم از نوع نا معتبرش هیچ چیز خاصی در مورد آن نمیتوان گفت.

    پ.ن ۳: متاسفانه ساعت ۳:۳۰ صبح به نوشته شما برخوردم و تمرکز خوبی برای روان نویسی نداشتم. از این جهت عذر من را بپذیرید…

  • خیلی جالب و اموزنده بود ?یکی از ویژگیهای خوب وبلاگ جادی همین تنوع عجیب مطالبه. از ساخت شبکه موبایل تا ۵۰ شید

  • مستر کیان

    خیلی خوبه این مطالب
    به شرطی که برای شکار نباشه
    zanjire.rahayi@yahoo.com

  • احسان

    من خب خیلی دوس دارم که در رابطه ی زناشویی مفعول باشم اما خب خیلی خجالت میکشم از ابرازش و یکی از دلایلی که نمیخوام ازدواج کنم همینه. من عاشق خانوم های قوی هستم