بایگانی دسته: مقاله

نمودارهای اولیه و نتایج خام نظر سنجی بزرگ کار و زندگی برنامه نویسان و مدیران سیستم ایران در سال ۱۳۹۷

خب دوستان، بعد از یک‌ماه تقریبا ۳۰۰۰ نفر فرم نظر سنجی سالانه کار و زندگی برنامه نویسان و مدیران سیستم رو پر کردن و نتایج آماده انتشاره. این نظر سنجی سالانه می تونه در طول زمان کلی به کمک ما بیاد و در نبود یک سندیکا، حداقلی از اینکه چقدر باید حقوق بگیرم یا چه شرایطی باید از یک محیط کار بخوایم رو بهمون نشون بده. همچنین با سبک زندگی و خیلی چیزهای همدیگه آشنا می شیم و می‌بینیم بقیه چه چیزهایی بلدن و کجاها کار می کنن و احتمالا مسیری برای پیشرفت خودمون پیدا می کنیم. پس با تشکر از همه ۲۹۵۷ نفری که پرسشنامه رو پر کردن، اول به این نمودارها نگاهی می کنیم و بعدش اون آخر، فایل اصلی رو می ذاریم تا اگر کسی خواست، تحلیل خودش رو بده. منم در طول عید سعی می کنم چند تحلیل روی دیتاها انجام بدم و سعی کنیم روابط آماری بینشون رو کمی کشف کنیم. شما هم اگر کار جالبی روی دیتاها کردین خوشحال می شم بهم لینک بدین و بهم معرفی کنین تا توی همین سری ها اضافه اش کنم.

اما اولین مطلب،‌ منطقا آمار ابتدایی است.

اطلاعات جمعیتی

می‌بینیم که بیشتر پاسخ دهنده‌ها جون هستن و مرد. زن‌ها ۱۰٪ جمعیت پاسخگو رو تشکیل دادن و افراد ۴۰ سال به بالا بسیار کم هستن. این هم میتونه به خاطر شکل بازار باشه هم به خاطر ترکیب کسانی که این پرسشنامه بهشون می رسه و حوصله می کنن بهش جواب بدن.

حدود ۲۸٪ پاسخگوها گفتن کمتر از ۱ سال سابقه کار دارن و سابقه کار یک تا هفت سال، تقریبا ۵۰ درصد جمعیت رو می‌پوشونه. همچنین بیشترین پاسخگوها لیسانسشون رو گرفتن و رتبه دوم دست کسانی است که در حال تحصیلن.

کار و شرکت

اما کجاها کار می کنیم؟

همونطور که می‌بینین، امسال حضور استارتاپ‌ها پر رنگ است. و البته کماکان شرکت‌های تولید نرم افزار، رتبه اول رو دارن. همچنین درصد ۴.۷ برای حضور در شرکت‌های خارجی هم قابل توجهه.

بیشترین گروه مربوط به توسعه دهنده‌های بک اند است و البته فول استک که در حال رشده. فول استک با اسم دهن پر کنش این روزها داره تبدیل می شه به «بیا همه کار بکن» (: بعد از این دو تا توسعه دهنده‌های موبایل بیشترین شغل رو دارن و ۱۷٪ هم توسعه دهنده نرم افزارهای دسکتاپ هستن.

دورکاری هنوز زیاد باب نیست ولی ظاهرا قابل توجه است.

زندگی شخصی

یک بخش هیجان انگیز از این نظرسنجی، شیوه زندگی شخصی ما است. این سوال‌های است که کمتر پرسیده می شه و معمولا پرسیدنش به شکل مستقیم از آدم ها درست نیست. در نتیجه در این بخش با دید فان، می بینیم که تو زندگی شخصی چطور آدم هایی هستیم. توجه کنید که خیلی جاها آدم‌ها می تونن به چند گزینه رای بدن و در نتیجه نیازی نیست جمع درصدها، صد باشه.

این بخش باید بعدا بر اساس جنسیت جدا بشه، اما به هرحال به شکل کلی می‌بینیم که استریوتایپ «تی شرت و جین»‌ فعاله. البته تقریبا نصف جمعیت گفتن پیرهن مردونه هم می‌پوشن و یک سومشون گفتن ساعت می‌بندن. فقط ۵٪ ما کت و شلوار می پوشیم و بین حجاب ها، شال مرسوم‌ترینه. ۵٪ هم معتقدن تیپشون از اکثریت متفاوت است.

چای سیاه هنوز در مقابل قهوه برنده است و ۱۲٪ ما نوشیدنی‌ّای انرژی‌ زا هم می‌خوریم. خوشبختانه نوشابه حضور پررنگی نداره و به جاش آب، رقیب سوم است (:

از بین ۲۱۳ نفری که می‌گن تو بدنشون تغییرات دادن، تتو با ۳۷٪ بیشترین طرفدار رو داره. همچنین پیرسینگ گوش با ۲۱٪ قابل توجه است (که باید در مورد جنس جداسازی بشه) و ۱۷٪ هم گفتن از تقویت کننده‌های حواس استفاده می‌کنن – منم دقیق نمی دونم چیه (: منطقا از عینک تا سمعک باید جزوش باشن. اوه.. ۳٪ ما هم پیرسینگ‌های غیر از گوش داریم و کلا جواب‌های متفرقه این بخش هم جالبه. بعدا در موردش می‌نویسم و در دیتاهای اصلی هم می‌تونین ببینین.

حدود ۴۰٪ جمعیت ازدواج کردن یا با پارتنر دائمشون هستن. یک چهارم ما علاقمند هستیم رابطه ای رو شروع کنیم و البته ۱۵٪ ما با یه چیزی تو کامپیوترمون تو رابطه ایم (:

متاسفانه یک چهارم ما در سه ماه گذشته هیچ کتابی نخوندیم. یک چهارم هم یک کتاب خوندیم ولی عوضش بقیه، بیشتر از دو کتاب در سه ماه خوندن. یادمون باشه خوندن افق دید ما رو گسترش می ده و ما رو آدم جذابتری میکنه و به خودمون هم بیشتر خوش می گذره (:

سبک کار

خوشبختانه ۸۰٪ پاسخگوها دارن از سورس کنترل‌ها استفاده می‌کنن، تقریبا همه از گیت. یک سوم هم از بیلد سیستم‌ها و یک چهارم از کانتینرها. این آمار بسیار خوبیه و به نظرم باعث افتخار (: چیزی که جاش خالیه استفاده از کلاود است که منطقا در بقیه دنیا رتبه‌های اول رو داره ولی خب با اینترنت ما و تحریم ها و … منطقا خودمون باید پروایدر تمام سرویس های کلاودی خودمون هم باشیم (:

در صدر بودن جاوااسکریپت (ترکیب بک و فرانت) و اسکوئل منطقی است به نظرم. ولی اینکه پایتون رتبه سوم رو گرفته واقعا نشون می ده شدیدا در حال رشد است. پی اچ پی و جاوا که حاضرهای همیشگی هستن و بودن سی پلاس پلاس و سی هیجان انگیزه. همچنین بش جایگاه جالبی داره و بودن گو، نشون می ده اقبال بهش زیاد بوده. فقط ۴٪ از ما گفته ایم که هیچ برنامه نویسی ای نمی کنیم. بازم جدا کردن این آمار نسبت به عنوان شغلی می تونه مساله رو واضح‌تر کنه. احتمالا اکثر مدیر سیستم ها با بش و پایتون اسکریپت های کوچیک می نویسن که باعث شده آمارشون بالاتر بیاد.

و اینجا هم حضور پایتون جالبه. خیلی ها دوست دارن یادش بگیرن، به هرحال در دنیا هم شدیدا در حال رشده. زبان گو هم وضعیت مشابهی داره. این ممکنه حاصل تبلیغات این چند وقت روی گو و پایتون در وب فارسی هم باشه (: جاوا رتبه سوم رو داره که احتمالا یه انتخاب شغلی معقوله و امیدوارم سال بعد راست بالاتر اومده باشه.

اکثر ما از ترکیب کردن ویدئوهای خارجی و ویدئوهای مستقل و یک پروژه، چیز یاد می‌گیریم. کمترین یادگیری ما در کلاس‌های فیزیکی اتفاق افتاده.

جای مای‌اسکوئل و ام اس اسکوئل منطقی است. چیزی که هیجان انگیزه حضور پر رنگ اسکیولایت در کارهای ماست (:

با توجه به محبوبیت ویندوز ۱۰، تقریبا ۷۰٪ از انواع ویندوز استفاده می‌کنند. مک‌کارها ۱۳٪ هستند و حضور لینوکس هم پر رنگ است. حدود ۱٪ هنوز به ویندوز ایکس پی وفادار هستند و البته در معرض انواع مشکلات امنیتی (:

اما روی سرور لینوکس اوبونتو و سنت او اس محبوب‌ترین است و وقتی بخواهیم ویندوز انتخاب کنیم ویندوز ۲۰۱۶، انتخاب اکثریت. با توجه به حضور تنها ۱.۵٪ی بی اس دی‌ها، لازم است یادآوری کنم که بی اس دی ها یکی از بهترین گزینه‌ها برای سرورهای مهم هستند و انتخابی خوب برای شرکت‌های بزرگ که احتمالا به خاطر [نگرانی از] کمبود متخصص، در ایران خیلی سراغشون نرفته‌ایم.

و آدم‌هامون ظاهرا هنوز به تلفن‌های خنگ قدیمی که یک هفته باتری دارن وفادارن، حداقل نزدیک ۳٪ مون (:

و در بحث بامزه بین کامپیوتری‌ها، تب جلو است و هشت درصد هم اهل این شوخی نیستن (:

و البته در بحث بامزه دوم، ترم تیره پیروزه

حقوق و مزایا

و مهمترین بخش ماجرا، حقوق و مزایا!‌ شدیدا لازمه که این بخش بعدا با چیزهایی مثل سابقه کار، زبان‌های مورد استفاده و … بررسی بشه ولی فعلا اطلاعات خام!

بیشترین چیزی که شرکت‌ها به کارمندها می‌دن،‌ چای و قهوه رایگانه (: منطقی هم هست. بعد از اون بیمه است و بیمه تکمیل. جالبه که باشگاه داخل شرکت یا عضویت باشگاه ورزشی تنها ۱۷٪ ذکر شده در حالی که از نظر قانون کار، الزامیه که شرکت به شما فرصت / امکان ورزش بده. حدود یک چهارم شرکت‌ها در صورت نتایج مناسب،‌به کارمندها پاداش می‌دن اما در نهایت به نظر می‌رسه امکانات یا مزایای چندانی به کارمندها داده نمی‌شه. ۲۲٪ شرکت‌ها ناهار رایگان دارن.

در این بخش نیمی از پاسخگوها گفتن که کار ساعتی هم می‌کنن و ۱۸٪ بین ده تا ۲۵ تومن و ۱۲٪ بین بیست و پنج تا پنجاه براش می‌گیرن. درآمد بالای ۲۰۰ بسیار نادره و برای گرفتن نتایج دقیقتر، لازمه اینو در کنار تجربه و حوزه کاری بذاریم.

متاسفانه اینجا هم فضا خیلی عالی نیست. ۲۳٪ ما با ماهی زیر یک میلیون کار می کنیم که البته با بودن بخش قابل توجهی فریلنسر و دانشجو، عدد دور از ذهنی نیست. کمتر از یک چهارم ما حقوقی بالاتر از ۵ تومن می‌گیریم که با تصور عمومی‌ از بازار فرق داره. گزارش بعدی باید ارتباط حقوق و تکنولوژی های مورد استفاده، مدرک، نوع شرکت و سابقه کار باشه تا بتونیم قرارداد بهتری ببندیم.

رضایت کلی

ولی ما برنامه نویسی، مدیریت سیستم و سر و کله زدن با کامپیوترها رو دوست داریم. نزدیک ۷۰٪ ما واقعا راضی هستیم که اینکار رو انتخاب کردیم و تنها نزدیک ۱۰٪ به نوعی ابراز نارضایتی کردیم.

امیدوارم نتایج کمک کنه که ما در طول سال‌های آینده با انتخاب راه دقیق‌تر و مذاکره بهتر، رضایتمون رو بالاتر ببریم. اوه… مهمترین مساله، این هم نتایج خام برای هر کسی که می خواد هر استفاده / تحلیلی از روش بکنه، البته بسیار خوشحال می شم اگر هر تحلیلی روی این اطلاعات کردین، بهم خبر بدین که همینجا لینک بدم تا مجموعه‌مون کامل باشه.

بررسی وضعیت شغلی برنامه نویسان و مدیر سیستم_های ایران – jadi.net – 97 (Responses) – Form Responses 1

بررسی وضعیت شغلی برنامه نویسان و مدیر سیستم_های ایران – jadi.net – 97 (Responses)

در این لحظه نمی دونم چرا گوگل داکز نمی ذاره فرمت odf دانلود کنم، ولی csv هست برای دوستان کاملا آزاد کار.

سورس calc.exe یا همون ماشین حساب ویندوز روی گیت هاب

اخبار اوپن سورس از مایکروسافت زیاد به گوش می‌رسه و حالا هم کد ماشین حساب ویندوز رو روی گیت هاب گذاشته، اونم با مجوز MIT که حتی از مجوزهای بازی که تبلیغشون می کنیم هم بازتره. با اینم جوز شما حق دارین این سورس رو بردارین،‌ تغییر بدین، ببندین و فایل اجرایی نهایی رو به اسم «ماشین حساب ملی» منتشر کنین و از نظر لایسنسی هیچ خلافی هم نکرده باشین.

رپوزیتوری ماشین حساب ویندوز، تاریخچه رو از ۲۰۱۹ داره و نکته جالبش اینه که از بقیه برنامه نویس‌ها هم خواسته تا اگر کاری به نظرشون می رسه، روش انجام بدن و کامیت کنن. طراحی مدرن ماشین حساب (که یکی از اولین طراحی‌های فلوئنت دیزاین بود) هم باعث نشده که کدبیس قدیمی حذف بشه و شما می تونین حتی کدهایی از ۱۹۹۵ هم توش ببینین. مثلا توابع انجام محاسبات همون‌هایی هستن که از اول بودن و از اعداد گویا (حاصل تقسیم دو عدد صحیح) استفاده می‌کنن. همچنین وقتی لازمه از سری تیلور استفاده می‌شه تا اعدادی که به شکل اعداد گویا قابل بیان نیستن، تقریب زده بشن. بررسی کد نشون می ده این انتخاب در اوایل (مثلا ۱۹۸۹) نبوده و اون موقع از اعداد با ممیز شناور استفاده می‌شده.

بخش جالب دیگه، صحبت در مورد آینده ماشین حساب ویندوز است که به نظر می‌رسه روی فلوئنت دیزاین می‌مونه اما تست‌های بیشتری براش نوشته می‌شه و درخواست‌های کاربران هم ممکنه توش به فیچر تبدیل بشه. اما راستش رو بخواین برای من جذابترین بخش ماجرا، صفحه ایشوها و پول ریکوئست‌ها است. در این صفحات دیده می‌شه که واقعا آدم‌ها درخواست فیچر می کنن و افرادی خارج از مایکروسافت مشکلاتی رو حل می کنن یا حتی فیچرهایی رو اضافه می کنن که واقعا هم داره به ماشین حساب ویندوز اضافه می‌شه.

این احتمالا هم تجربه خیلی خوبی از بازمتن کردن یک برنامه مایکروسافت است و هم فرصتی خیلی خوب برای کسانی که می‌خوان سورس یک برنامه حرفه‌ای رو بخونن یا حتی بهش کامیت کنن و اینطوری اسمشون رو در تاریخ ویندوز و مایکروسافت ثبت کنن یا حتی احتمالا با درخشش طولانی مدت‌تر، فرصت کاری به دست بیارن.

منبع اصلی

یک چالش مفید: چالش #آشغال_تگ یا TrashTag برای جمع آوری زباله از طبیعت

آخرین باری که دیدین یک نفر به جای ریختن خاکستر و ته سیگار توی خیابون از جاسیگاری ماشینش استفاده کرده کی بوده؟ احتمالا توی ۱۰ سال اخیر نبوده. حداقل من که ندیدم. متاسفانه آشغال ریختن خیلی طبیعی شده و حتی گاهی آدم ها سعی می کنن آشغال رو حتما توی یه چاله آب بندازن که لابد بعدا در آوردنش سخت تر بشه. نمی دونم واقعا چرا. این وسط بخش بزرگی از مالیات ما هم صرف این می شه که یکی راه بیافته و آشغال‌هامون رو از زمین برداره. بخصوص اگر شما هم اهل آشغال ریختن نباشین، دیدن آشغال‌های بقیه بسیار دردناکه – بخصوص در جاهایی که سال ها می مونه و کسی مسوول برداشتنشون نیست. این مساله روی ذهن یه نفر دیگه هم خیلی فشار آورده بود و بالاخره یک ماجرای خوب رو شروع کرد. اون توی فیسبوکش پیشنهاد کرد که نوجوون‌هایی که حوصله شون سر رفته، برن بیرون و یه جایی که به نظرشون آشغال زیاده رو تگ کنن و یک بار با دوستاشون برن و آشغال‌هاش رو جمع کنن و با تگ TrashTag یا #آشغال_تگ عکسش رو منتشر کنن. مساله کم کم خیلی فعال شد تا بعدا ردیت هم ماجرا رو دید و ساب ردیتش رو تشکیل داد و الان کاملا طبیعی است که همه جا عکس هایی ببینین از آدم هایی که با یک کیسه پر از آشغال عکس گرفتن و زیرش نوشتن TrashTag . کسانی که با حوصله تر هستن، از یک جا «قبل و بعد» عکس گرفتن تا نشون بدن که یک تلاش نه چندان طولانی چقدر می تونه مفید باشه.

برای ما هم ایده بدی نیست، بخصوص که نزدیک عید هم هستیم و اگر تا اون موقع بیشتر دیده شده باشه، ممکنه کشورمون رو یک کمی تمیز تر کنه. معلومه که مثل بقیه چیزها، راه حل مشکلات سیستم، تلاش افراد مستقل برای حذف تبعات مساله نیست اما بازم برداشتن یک آشغال و تربیت یک آدم و تمیز کردن یک جا بهتر از ناامیدی است. اگر شما هم جای کثیفی روی اعصابتون بود، ایده بدی نیست که دست به کار بشین و با عکس قبل و بعد، تمیزش کنین. بخصوص توی عید و سفر.

ماجرای yogi.mp3 و مشابه ها در اینستاگرام. این چند روز/ساعت آدم‌ها کشف کردن که اگر در اینتساگرام اکانت yogi.mp3 یا چند اکانت مشابه دیگه رو منشن کنن، سریعا ۵۰۰ تا لایک روی این منشن می‌گیرن! الان به نظر می‌رسه که اینستاگرام این اکانت و دوستاش رو ساسپند کرده ولی ماجرا چی بود؟ ظاهرا یک شرکت تبلیغاتی این اکانت‌ها و چند صد اکانت فیک دیگه رو ساخته بود که این‌کار رو می‌کردن. توی استوری های اینستاگرامم و کانال تلگرام یه ویدئوی ۲ دقیقه ای گذاشتم و توضیح دادم. مارس 9, 2019 ، ۱ پاسخ

اگر هنوز در نظرسنجی بزرگ و آزاد برنامه نویسان و مدیر سیستم های ایران شرکت نکردین، الان دیگه وقتشه

این نظر سنجی با نتایج آزاد، بزرگترین تلاشش اینه که به ما در مورد تخصص، شکل زندگی و حقوق و شرایطمون ایده‌هایی بده. مثلا شما از روش بتونین بفهمین کسی که در یک شرکت بزرگ مدیر سیستم است و فلان چیزها رو هم بلده چقدر حقوق می‌گیره تا بتونین برای زندگی خودتون تصمیم بهتری بگیرین. همچنین نگاهی هم داشته باشین به شکل زندگی و فرهنگ و علاقمندی هاش تا تنوع رو ببینین و لذت ببرین و حواستون باشه که خودتون هم حق انتخاب دارین (:

اما این نظر سنجی معمولا از حوالی اسفند هر سال شروع می شد و نتایج یکی دو ماه بعدش منتشر می شد، باگش چی بود؟ اگر کسی می خواست آخر سال قرارداد ببنده، اطلاعات جدید رو نداشت. پس یک تصمیم سریع: تا چند روز دیگه بیشتر فرصت برای پر کردن فرم نیست و در طول هفته بعد، مثلا وسط هفته نتایج خام منتشر می شه تا اگر کسی خواست برای قرارداد آخر سال استفاده کنه، بتونه تحلیل کنه یا حداقل نگاه کنه. سال بعد هم سعی می کنیم دوره رو از دی تا بهمن بذاریم.

پس اگر در ایران برنامه نویس هستین یا مدیریت سیستم می کنین و هنوز نظر سنجی رو پر نکردین، برای کمک به خودمون با رفتن به http://bit.ly/irprogrammers یا لینک کاملش https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSdntC_H6ySUvW9iQwn-cFmQCEb6vdX0e0MgIr7XscHeZXA31Q/viewform به سوال ها جواب بدین تا ببینیم با خودمون چند چندیم. احتمالا ترکیب نتایج با سال گذشته می تونه ایده خوبی به اکثر آدم ها بده سر حقوق باید چجوری چونه بزنن و چه تکنولوژی هایی رو باید یاد بگیرن.

برای دیدن نتایج سال گذشته به نتایج این سرچ نگاه کنید و بهترین مشارکت شما هم این خواهد بود که لینک و درخواست مشارکت در این نظر سنجی رو برای بقیه برنامه نویس ها بفرستین تا مخاطبین فقط محدود به خودمون نباشن و بچه هایی که تا حالا اسم جادی.نت رو هم نشنیدن هم توش شرکت کنن تا نتایج واقعی تر بشه.

یکی از کارهای بسیار مهم هم، شر کردن نظرسنجی در جاهای دیگه است تا بایاس به سمت خواننده های جادی.نت نباشه، برای شر کردن می تونین از این لینک ها استفاده کنید:

https://docs.google.com/forms/d/e/1FAIpQLSdntC_H6ySUvW9iQwn-cFmQCEb6vdX0e0MgIr7XscHeZXA31Q/viewform

http://bit.ly/irprogrammers

خروجی عجیب پایپ لاین یونیکس، این رو امتحان کنین و سوادتون رو عمیق تر کنین

اگر از یونیکس / لینوکس / مک و کامند لاین های مشابه استفاده می کنین خروجی این دستور رو چک کنین:

(echo red; echo green 1>&2) | echo blue

خروجی به شکل جالبی ممکنه هر کدوم از اینها باشه:

blue
green

یا

green
blue

یا

blue

حتی به شکلی جالبتر ممکنه روی یک کامپیوتر و یک شل، بعد از چند بار تکرار نتیجه دیگه ای بگیرین. می دونیم که رفتارهای عجیب کامپیوتر معمولا مربوط به درک ناقص ما از ماجرا مربوط هستن وگرنه تقریبا هیچ وقت هیچ چیز خیلی عجیب و غریبی اتفاق نمی‌افته (: بخصوص به شکل مستمر.

اما ببینیم اینجا وضع چیه. ما داریم دو تا کامند echo اجرا می کنیم و خروجی رو پایپ می کنیم به یک echo دیگه. مساله اینه که پرانتز یک شل جدید درست می کنه و اکو دستور داخلی شل است. پس ما دو تا اکو داریم که با هم مسابقه می ذارن.

توجه کنید که اگر echo red اجرا بشه، خروجی اش به عنوان ورودی به echo blue داده می شه که تاثیری نداره.

یک چیز دیگه رو هم اینجا باید بلد باشیم و اون SIGPIPE است. توی یونیکس پروسه رو با سیگنال ها کنترل می کنیم و وقتی می گیم kill -9 folan در واقع با فرستادن سیگنال ۹ به فلان، مجبورش کردیم سریعا قطع بشه. یک سیگنال SIGPIPE هم داریم که برابر عددی اش ۱۳ است و وقتی ارسال می شه که یک پروسه سعی کنه روی پایپی که بسته شده بنویسه. این کار باعث پایان کار اون پروسه می شه. این رو هم می دونیم که echo دستور داخلی است و وقتی در داخل یک شل اجرا می شه، تنها یک پروسه داره – حتی اگر دو بار اجرا بشه.

حالا برگردیم سر عبارت قشنگمون:

(echo red; echo green 1>&2) | echo blue

ما اینجا سه تا اکو داریم، که دو تاشون به هم وصل هستن، دو تاشون در یک گروه (فورک شل) و یکیشون در یک گروه دیگه (سمت چپ) که به خاطر وجود پایپ سعی می کنن موازی اجرا بشن و مسابقه می‌دادن برای سریعتر بودن: حالت های مختلف این هستن:

  1. هر دو اکوی سمت چپ تموم می شن و بعد اکوی سمت راست اجرا می شه. اینجا اول سبز چاپ می شه و بعد آبی
  2. اکوی قرمز چاپ می شه (و کاربردی نداره چون به ورودی اوکی بعدی تبدیل شده که بی معنیه) و بعد اکوی آبی تموم می شه و بعد اکوی سبز. در اینجا SIGPIPE نداریم چون اکوی سمت چپ در حال اجرا است و نتیجه «آبی سبز» خواهد بود.
  3. اول از همه اکوی آبی اتفاق می افته و قبل از اینکه اکوی قرمز تموم بشه و چیزی روی پایپ بیاد، SIGPIPE رو می فرسته. اینکار کل شل داخل پرانتز سمت چپ رو می بنده و نتیجه فقط آبی است

چنین چیزهایی در دنیای واقعی تقریبا کاربرد ندارن ولی باعث دانش و درک عمیقتر ما از یونیکس و سیستم عامل ها می شن. امیدوارم لذت برده باشین و امیدوارم با لذت بیشتر، بحث سیگنال های یونیکس رو از اینجا بخونین همچنین منبع اصلی رو هم نگاه کنین چون جواب های کاملتری هم داره.

«من بیل گیتس هستم، هر سوالی دارید بپرسید»

این مطلب ترجمه و کمی تلخیص چند بخش از جلسه AMA بیل گیتس است. چیزهایی که به نظرم جالب اومد رو ترجمه کردم تا با شخصیت گیتس بیشتر آشنا بشیم. اینکه می گیم بعضی محصولات مایکروسافت بد هستن معنی اش این نیست که بیل گیتس که قدیم ها مدیر عاملش بوده در همه زمینه ها باید بد باشه (: در واقع درس اصلی اینه «اگر یک جزء از چیزی خوبه معنی اش این نیست که همه اون چیز خوبه و اگر یک جزء از چیزی بده معنی اش این نیست که همه چیزش بده» (: اگر می گیم اینکه موسوی سر حرفش ایستاد و سر خم نکرد و فعلا ۱۰ ساله حبس خانگی است معنی اش این نیست که بهترین گزینه ما است یا در گذشته کار بد نکرده، چیزهای اجزای مختلفی دارن. مثلا بیل گیتس آدم خیلی خوبیه که ویندوزش بعد از ۳.۱ تا قبل از ۱۰ مشکلات بسیاری داشت (: یا مثلا در فلان سخنرانی در مورد لینوکس چرند گفته بود و … ولی معنی اش این نیست که آدم بدیه. دیدگاه های بیل گیتس پیشرو است و سوادش خوب و تلاشش برای بهتر کردن دنیا، خیلی قویه.

چه چیزی خوشحالت می کنه؟

یکی اخیرا گفت که وقتی وقتی موفقیت بچه‌ها رو می بین خیلی خاصه و خیلی خوشحال می شه و من باهاش موافقم. گاهی هم پیگیری کارها یا قول هایی که به خودم دادم خوشحالی ام رو افزایش می ده، مثلا ورزش.

هدفی که هنوز می خوای بهش برسی چیه؟

هدف موسسه اینه که همه کودکان سالم رشد کنن – مستقل از اینکه کجا به دنیا اومدن. این یعنی از دست مالاریا و خیلی بیماری‌های رایج دیگه در کشورهای فقیر خلاص بشیم. این باید در طول زندگی من قابل رسیدن باشه.

آخرین باری که نشستی پشت کامپیوتر و کد زدی کی بوده؟

من از تب استفاده می کنم. به سادگی می شه به اسپیس تبدیلش کرد و برعکس. سر این بحث نکنیم. من مدت‌ها است کدی که در یک محصول عرضه بشه ننوشتم اما کدهایی می نویسم برای اینکه ابزارهای جدید رو درک کنم. مثلا تایپ اسکریپت و گیت هاب.

شما رو به عنوان یک کتابخون جدی می‌شناسن. ممکنه پیشنهادهایی برای خوندن معرفی کنین که تاثیر روی زندگی ما داشته باشه – چه شخصی چه حرفه‌ای؟

من مقدار زیادی کتاب غیرتخیلی می خونم. کتاب هایی عالی ای هستن. اینجا نظراتم رو می نویسم: gatesnotes.com

در حال حاضر دارم Hacking Darwin رو می‌خونم – در مورد ادیت کردن ژن‌ها و اینکه شیوعش چه تاثیراتی داره و چه قواعدی باید روش بذاریم.

عاشق کتا‌ب‌هایی هستم که چیزهایی رو توضیح می دن مثل Smil’s Energy and Civilization یا همه کتاب‌های Pinker

کتاب Factfulness از Roslings بسیار خواندنی است – جایی خیلی خوب برای شروع ساختار پیشرفت بشریت.

چه تکنولوژی ای هست که اگر الان می تونستی عملی اش کنی، انکار رو می کردی؟

من شیفته این هستم که چقدر آموزش «خواندن» به ماشین‌ها سخته – به شکلی که محتوا رو بفهمن. مثلا خوندن یک کتاب درسی و قبول شدن در امتحانش. این سوالی است که مایکروسافت و خیلی‌های دیگه دارن روش کار می‌کنن.

البته اگر من فقط یک آرزوی برآوردنی داشتم، راه حل سوء تغذیه رو درخواست می‌کردم. تقریبا نیمی از بچه‌های کشورهای فقیر در شرایطی بزرگ می شن که بدن و مغزشون به طور کامل توسعه پیدا نمی کنه و پتانسیل زیادی رو از دست می‌دن. دومی‌اش هم واکسن HIV می‌بود.

سرگرمی‌هات چیه؟ به جز مسائل کاری

تنیس بازی می کنم و بریج. تنیس ورزش خوبیه. بریج هم بازی خوبیه اما جوون‌ها خیلی اقبالی بهش نشون نمی‌دن. زیاد هم می‌خونم ولی مطمئن نیستم جزو سرگرمی‌ها باشه.

اخیرا اینترنت از اینکه می دیدن شما کارهای «معمول» مثل همبرگر خریدن و اینها انجام می‌دین هیجان زده بود. ولی چه «حالی هست که به خودتون دادین؟»

من توی یه خونه قشنگ زندگی می‌کنم. شامل یه اتاق ترامپولین (از این فنرها که روش بالا پایین می پرن) که بچه‌هام دوست دارن انرژی‌شون رو روش خالی کنن. نمی دونم چقدر از اینکه توی یک خونه عالی هستم باید حس مجرم بودن بکنم.

چیز دیگه ای که گاهی استفاده می کنم یه جت شخصی است. کمکم می کنه به کارهای موسسه برسم ولی خب کماکان چیز خیلی خاصی است که یکی استفاده کنه.

عدد اول مورد علاقه ات چیه؟

۲

آیا میلیاردر بودن باعث شده خوشحالتر باشی؟ نسب به اینکه در طبقه متوسط می‌بودی؟

بله. لازم نیست در مورد هزینه سلامت یا دانشگاه فکر کنم. اینکه از فکرهای اقتصادی راحت باشین موهبت بزرگیه. البته لازم نیست میلیاردر باشین تا به این مرحله برسین. لازمه که خرج این حوزه‌ها رو کمتر کنیم تا در دسترس همه باشن.

اگر می تونستین در زمان عقب برین، چه نصیحتی به بیل گیتس جوان می کردین؟

من زیادی مشتاق روی کار و از نظر اجتماعی ناتوان بودم.

سعی می کردم خودم رو کمتر متمرکز نگاه دارم و بیشتر چیز یاد بگیرم.

فکر می کنید مهتمرین خطر برای بشریت چیه؟

چیزهایی هستن که خیلی محتمل نیستن ولی باید مواظبشون باشیم – بمب های اتمی و بیوتروریسم (از طرف دولت ملت ها یا تروریست ها) یا یک بیماری همه گیر بزرگ. از اینها که بگذریم اصلی‌ترین سوال همکاری بین المللی برای جلوگیری از تغییرات اقلیمی و کم کردن خطر جنگ است. الان می بینیم که کشورهای زیادی توجه بیشتری روی خودشون دارن و از همکاری ای که باعث شده بعد از جنگ جهانی دوم بتونیم جلوی جنگ های بزرگ رو بگیریم غافل شدن.

آیا خوشحالی؟

بله. در دهه سوم زندگی فکر می‌کردم ۶۰ ساله‌ها خیلی باهوش نیستن یا لذت زیادی ندارن. الان نظرم عوض شده.

۲۰ سال بعد بپرسید و بهتون خواهم گفت که ۷۰ ساله ها چقدر باهوشن.

فکر می کنی خودت در سال باید چقدر مالیات بدی؟

فکر می کنم سیستم ما می تونه خیلی پیشرو تر باشه (یعنی آدم های پولدارتر مالیات بیشتری بدن). […] من ۱۰ میلیارد در سال گذشته مالیات دادم و بر اساس درآمدم باید بیشتر هم می دادم.

سیستم ماین رمزارز کوین هایو از هفته بعد غیرفعال می‌شه

قبلا در مورد اسکریپت های به دست آوردن کریپتو کرنسی از سی پی بازدید کنندگان وب‌سایت‌ها گفته بودم. مثلا در مورد مشکل نبود قانون عدم استفاده از منابع سیستم بدون اطلاع صاحب سیستم که خب اصلی ترینشون هم مربوط می‌شه به سایت کوین هایو که به شما اجازه می ده رمزارز مونرو ماین کنید. در عمل این سایت به شما یک اسکریپت می ده که اگر کاری کنین که بقیه لودش کنن، اونها برای کیف پولی که شما گفتین،‌ پول می فرستن. پولی خیلی کوچیک. اما اگر این رو مثلا در یک سایت بسیار پر بازدید بذارین، درآمد قابل توجه خواهد شد. اتفاقی که بارها در ایران افتاد و صدای هیچ مرجع قانونی هم در نیومد.

ایده اصلی کوین هایو این بود که بتونه جایگزینی برای تبلیغات توی سایت‌ها بشه. اما ظاهرا بیشترین استفاده اش رو کسانی کردن که یواشکی اکسریپت رو به صفحه هایی اضافه می کردن و سعی می کردن از سی پی یوی مراجعین از همه جا بیخبر، کمی پول در بیارن.

اما حالا سایت کوین هایو توی وبلاگش اعلام کرده که از یک هفته دیگه یعنی از ۸ مارس ۲۰۱۹، کل فعالیت‌هاش رو متوقف خواهد کرد. اونها می‌گن فعالیتشون دیگه از نظر اقتصادی به صرفه نیست و با توجه به سقوط هش ریت به حدود ۵۰٪ بعد از هارد فورک مونرو و با در نظر گرفتن سقوط عمومی بازار رمزارزها و پایین اومدن حدود ۸۵٪ ارزش مونرو و آپدیت الگوریتم مونرو و … اونها ترجیح می دن از یک هفته دیگه کل فعالیت‌هاشون رو متوقف کنن و افرادی توش اعتبار دارن هم تا ۳۰ آوریل وقت دارن این اعتبار رو خارج کنن.