دزدان مطالب وبلاگ ها

سایت نارنجی همیشه به شکلی حاد درگیر دزدیده شدن مطالبش توسط سایت‌ها و مجلات و روزنامه‌ها است. حالا در یک ابتکار از وبلاگ نویسان خواسته در این مورد بنویسند تا حداقل آگاهی عمومی در این مورد که اینکار دزدی است بره بالاتر و شاید تعدادش کمتر بشه.

من واقعا نمی دونم در این باره باید چی بنویسم. به نظرم نیاز به هیچ توضیح و تفسیری نداره: کپی و پیست کردن مطالب از وبلاگ ها و انتشار اونها به نام خود یا بدون نام نویسنده اصلی، دزدی است. صاف و ساده (:

آدمی که اینکار رو می کنه یک بازنده واقعی است. کسی که همیشه مطالب من رو می دزده، مشخصه که وبلاگی داره با خواننده خیلی خیلی کمتر از من. مجله ای که نوشته‌های من رو می دزده، بدون شک اونقدر بدبخته که نمی تونه یک نویسنده درست پیدا کنه و کسی که مطالب من رو به اسم خودش توی فروم‌ها می ذاره، توان جواب معقول دادن بهشون رو نداره.

اما یک وجهه دیگه هم هست. سایت‌ها و وبلاگ‌ها و مجلاتی که خواننده دارن و این خواننده رو به شکل غیراخلاقی از زحمت دیگران به دست آوردن. به نظرم کار این افراد خیلی غیراخلاقی است. بخصوص وقتی سعی می‌کنن بهش شکل اخلاقی بدن. مثلا دو سه تا از سایت‌ها مشهور توی ایران هستن که کارشون کپی و پیست مطالب دیگران است و نوشتن چنین چیزی بالاش: «این مطلب از سایت فلان برداشته شده» یا زیر مطلب می نویسن «نویسنده: بهمانی» بدون اینکه لینک بدن یا خواننده رو به مطلب راهنمایی کنن. حتی ممکنه www.foo.com رو هم تایپ کنن ولی اونو لینک نمی کنن. اینکار به نظرم زشت تر از کار یک دزد معمولی است که قبول داره دزده.

و آخرین نکته صاف و ساده: سینا همیشه بهم می گفت که توی رانندگی قبول کنم که دیگران حق اشتباه دارن. اینجا هم همینطوره. کسانی رو دیدم که از نظر فنی بلد نبودن لینک بدن. کسانی رو دیدم که اصولا نمی دونن کپی و پیست کردن مطالب دیگران زشته (باورش برام خیلی سخته) و کسانی هستن که دلایل دیگه ای دارن (مثلا اینکه فیلتر نشن که به نظرم غیرقابل قبوله برای لینک ندادن به منبع)…. قبول می کنم که بعضی ها اشتباه می کنن. از جمله سردبیرهای بیچاره‌ای که مطالب کپی و پیست شده دیگران رو برای نشریه‌شون از «نویسنده‌ها» تحویل می گیرن و توان این رو ندارن که بررسی کنن ببینن مطلب اصل است یا دزدی. اما چیزی که همیشه لازمه وجود داشته باشه، قبول اشتباهه بعد از دیدن اشتباه.

  • امیرحسین

    agree with u

  • Pingback: بلاگ چاردیواری » بایگانی وب‌نامه (وبلاگ) » دزدان مطلب، راهزنان سومالی!؟()

  • کاملا موافقم . ایجاد کننده مطالب یا افکار جدید یک بازنده واقعی در کشور ماست چون اگر شکایت هم کنه به جایی نمی رسه

  • به نظر من جمع وبلاگ نویس ها هم باید کاری بکنند حالا که ممکنه قاون با ما راه نیاد ما باید یه جوری از خودمون دفاع کنیم . همین کاری که نارنجی کرد به نظر من جالب است . به همه بگیم که فلانی مطلب فلان سایت محترم را دزدید و در سایتش قرار داد یا بدون ذکر منبع استفاده کرده . در بعضی از موارد رسوا کردن بهترین عکس العمل است .اگر چند تا سایت دیگه هم به همه بگن که فلانی چی کار کرده ممکن است روی دزد مطالب اثر بگذاره .
    سعی کنیم که تو نشست های جمعی هم از این افراد انتقاد بشه

    در راه لینوکس وBSD موفق باشید
    فریدی

  • arastoo.s

    امید وارم که همه با خواندن این مطلب هدایت بشن

  • من از نظر اخلاقی مشکلی با دزدی مطالبم مشکلی ندارم .اما به محض اینکه یکی مطلبم رو کپی میکنه چنان عصبانی میشم که می خوام کله اش را بکنم.

  • چند وقت پيش به صرافت افتادم ببينم كيا از مطالب من كپي‌برداري مي‌كنن. اين بود كه يه جستجوي مختصري كردم و چند تا ابزار آنلاين براي پيدا كردن سارقين مطالب وبلاگم پيدا كردم و اين ابزارها رو به اضافه‌ي نتايجش در مورد مطالب خودم، در قالب يه پست به نام «سرقت محتوا: چه كسي مطالب مرا كپي مي‌كند؟» در آدرس
    http://tafreevar.wordpress.com/2010/02/24/plagiarism-detection-who-did-copy-my-weblog-site-content/
    منتشر كردم. يه نتيجه‌ي جالبش اين بود كه فهميدم يه نفر از مشتركان فيد وبلاگم، خودش يه ميكروبلاگ راه انداخته و اسمش رو هم تقريباً مشابه با اسم وبلاگ من گذاشته و مطالب من رو منتشر مي‌كنه. البته بهش تذكر دادم كه منبع رو بذاره ولي خب، فقط واسه دل خودم بود وگرنه هيچ راهكار قانوني نيست كه جلوي اونو بگيره.

  • سینا

    به نظر من اگر حرف حسابی زده ایم و مطلب ما ارزش پخش شدن داشته باشد، باید خوشحال شویم؛ چون مهم گسترش یک نوع تفکر است، نه حاوی آن تفکر. چه فرقی می کنند مردم گمان کنند این حرف را الف شده است یا ب.
    در اصل منظور من گذر از تملک است، چه فرقی می کند دل نگران ثروت زیر بالشم باشم یا نوشته درون وبلاگم. همه اینها متعلق به جامعه است و من عضوی از این جامعه.
    پس فراموش نکنیم: مالکیت دزدی است …

  • سلام سینا جان (: خوش اومدی و خوشحالم از کامنت. خودت هم می دونی که استدلال هایی مثل «مالکیت دزدی است» برای کسی که در طول روز می ره سر کار و پول می گیره و پول می ده و دسترسی اینترنت می خره و با کامپیوتر خودش می یاد توی وب سایت ها و احتمالا با ویندوز – که متعلق به یک تراست نرم افزاری است – متنی رو کپی پیست می کنه نمی تونه توجیه کننده دزدی مطلب باشه (:
    در عین حال بحث انباشت علم شدیدا مطرحه. زیر وبلاگ من نوشته که ذکر مطالب و اضافه کردن به اونها یا بازنویسی شون یا اصلاحشون آزاده به شرطی که منبع ذکر بشه. این به این خاطره که اینترنت پر نشه از مطلب کپی پیست شده ای که معلوم نیست اعتبارشون چیه. این فرق می کنه با اینکه من بگم فلان مطلب رو من نوشتم و هیچ کس حق نداره حتی توی کلاس هم ازش کپی بگیره و بین دانشجوهاش تکثیر کنه و جلوی پیشرفت علم رو بگیرم.

  • سینا

    البته به نظرم میرسه که ما نظر خودمون رو میگیم و در مورد این که دیگران چگونه فکر می کنند قضاوت نمی کنیم؛ مگر این که اطلاعات ببیشتری در مورد اونها و دلیل رفتارشون داشته باشیم. طبیعتا من آرمان و ایده آل ام رو در اینجا میگم، هر چند میدونم که شرایط محدود کننده من هستند.
    از طرف دیگه فکر می کنم به مورد بسیار مهمی اشاره می کنی که میتونه پابه بحث ارزشمندی بشه> 1. مطالب اینترنتی چقدر ارزش علمی دارند؟ 2. برای پیدا کردن یک مطلب به کجا مراجعه می کنید؟ 3. تکرار یک مطلب مینونه بیانگر درستی اون باشه؟ 4. مطلبی که من به عنوان یک عضو جامعه می نویسم متعلق به چه کسی است؟ و سوالات دیگه.
    به نظرم جواب دادن به این سوالات وقت و حوصله و فضایی غیر از کامنتدونی وبلاگ داره. اما فقط این رو بگم که اگر مطلب من ارزشمنده در جایی مرتبط با اون (مثل نشریه علمی) یا سایت معتبر منتشر میشه. مثلا میگم، کسی کاریکاتور مانا نیستانی رو به اسم خودش کپی نمیکنه یا اگر کرد، در مقابل خیل عظیم استفاده کنندگان سایت مردمک هیچی نیست. اما مثلا، اگر کسی مطلب سینا انصاری رو از سایتش برداره به اسم خودش جا بزنه چی میشه؟ یا من نوعی یه نظریه پرداز هستم که نظرم پخش شده یا این که چرت میگم و اون شخص کپی کننده خودش متضرر میشه. بنابراین میخوام بگم که ملاک اصلی میتونه ارزش اون مطلب باشه. امیدوارم که ما دچار توهم یکتا بودن و فراانسانی بودن نوشته هامون نباشه که فکر کنیم الان با کپی مطلب چه ها که نخواهد شد.
    در نهایت این که تکرار مطالب در اینترنت نشان دهنده اعتبار و علاقه به اون مطلب خواهد بود که در نتیجه خودش ملاکی برای کاربردی بودن یا محبوب بودن مطلب خواهد بود.

  • جواد

    سلام jadi عزیز
    از این که منو با کتابهای صوتی آشنا کردی بسیار ممنونم.

    جاری باشی

  • مرتضی

    من یک فکری به ذهنم رسید. یک دومین ثبت بشه به همت قدیمیهای نت ایران. بیان مدیریت کنن رو کپی رایت وبلاگ ها و سایت ها و کسانی که مطلبی رو میدزدن در اون سایت ها نوشته بشه با دلیل و مدرک که این مطلب مال من بوده چون در این تاریخ و این دقیقه مثلا در سایتم قرار دادم.این توری به مرور و با بازدید هم بازدید کنندش بیشتر میشه و هم این که دزدی مطلب کم کم حذف میشه چون این سایت واسه ذزدا آبرو نمیزاره و بازدید کنندگان هم با این سایت میتونن دزدهارو شناسائی و به سایتاشون نیان و مطالبشونو نخونن.یه جورائی مجبور میکنه که اون فرد اصلاح بشه و مطلب خودشو بزاره. یه چیزی تو مایه بالاترین اما با موضوع کپی رایت.

  • مهران

    مطلب خوبی بود
    به امید یه روز بهتر
    عکست خیلی جالب بود :دی
    ctrl+v

  • جادی جان این مشکا رو من هم دارم و برای همین هم یک صفحه ویژه در وبلاگ درست کردم به اسم “کوتوله های زبل”. اونجا همه اینهایی که دزدی می کنند رو آورده ام. از 40 تا بیشتر شدند تا حالا
    http://aghaejaze.wordpress.com/schlauezwerge/
    !

  • رسول

    باسلام
    بنده وبلاگ نویس جدید می باشم و واقعا در خصوص موضوع دزدیدن شدن مطالب وبلاگهای دیگران درس اخلاقی گرفته ام و قبلا متوجه این موضوع نشده بودم . با تشکر از راهنمائیها ی شما

  • سام

    جادی عزیز، معتقدم زبان روی طرز فکر اثر میگذاره و فرهنگ یک جماعت رو عوض میکنه.
    این لفظ ’بازنده‘ که برای دزدان مطالب اینترنتی بکار بردی مشخصا ترجمه غیر ضروری از اینگلیسی هست. تو زبون فارسی بازنده بودن مفهوم و حس سرشکسته بودن رو الغا نمیکنه. حتی تو بعضی ترکیبها مثل مال باخته مفهومه صاحب حق بودن رو در خودش داره. یعنی اگر بخوایم فارسی حرف بزنیم کسی که ازش دزدی شده بازنده هست نه دزد.
    حالا چرا دارم اینها رو مینویسم؟ چون به نظر من کاربرد loser تو اینگلیسی نفرت انگیزه و چرا ما باید یه مفهوم نفرت انگیز رو وارد زبان و طرز فکر و فرهنگمون کنیم؟ اصولا توی هر رقابتی و هر عملی احتمال شکست هست و دلیل نداره به کسی که شکست خورده لفظ تحقیرآمیز اتلاق بشه مگر اینکه ذوب در فرهنگ سرمایه داری مطلق شده باشیم که میگه اگه میتونی هر جور شده ببر وگرنه برو بمیر.
    اصولا بعضیها به خاطر خصوصیاتی که دارند اساسا قرار نیست تو دنیای فعلی زیاد موفق و برنده باشن ولی برعکس فرهنگ فیلمهای هالیوود که این افراد برای خوشایند تماشاگر در طول فیلم تحقیر میشن، تو فرهنگ ایرانی که من میشناسم شکست کسی رو توی صورتش کوبوندن غیر اخلاقی حساب میشه.