بایگانی ماهیانه: ژانویه 2018

رادیو گیک شماره ۷۹ – آراش بالاخره آزاد

گاهی اینقدر حرف زدن عقب افتاده که دیگه حرفی برای زدن نمی مونه. این از اون رادیوها است. آرش آزاده. کلی آدم کشته شدن. کمی از حرف‌هامون رو می زنیم تا بتونیم برگردیم روی مسیر مرسوم. ظاهرا اگر کلی حرف نزده بمونه، حرفی برای زدن نمی مونه

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

اخبار

ایالت های آمریکا قانون کردن بی طرفی شبکه رو در دستور کار قرار می دن

[ اف سی سی رای به حذف بی طرفی داد. توضیح بی طرفی. اینکه چند ایالت از جمله کالیفرنیا و نویورک دارن قانونی می ذارن که طبق اون هیچ ارائه دهنده ای حق نداره سرویسی رو بلاک کنه یا کندتر کنه ]

صحبت های وزیر ارتباطات در مورد سرمایه گذاری روی استارتاپ ها

بپرسیم آیا آمریکا هم وزارت ارتباطات داره که با وزارت اقتصاد با وزارت کار هماهنگ کنن سعی کنن گوگل بسازن؟ یا چیزهای دیگه (آزادی/ زیرساخت/ حقوق فردی / ..) باعث شده؟
و جا داره اشاره کنیم به فیلتر جابینجا که استارتاپ موفق بود
و البته بحث اینکه چرا شرکت هایی کها از سوراخی شروع به پول درآوردن می کنن رو سریعا می دوشیم تا جایی که بتونیم؟ چرا مخابرات می گه باید ۳۰٪ سهام شرکت هایی که با زیرساخت های مخابرات پول در میارن به اون منتقل بشه و کلی سوال دیگه.
و البته حین این بحث های من و شما ترامپ با همه عجیبی اش فرمانی رو امضا کرد که توش شرکت ها اجبار می شن به مکان های دور افتاده آمریکا هم اینترنت پر سرعت برسونن. چون حق هر آدم و پیش نیاز پیشرفت است.

سوتی های مسوولین رو داشتیم که گریه داره نشستن رییس ما شدن (: از اون که مسوول پرورش کودکان است و صبح می گه زن ها که می رن سر کار ناراحتش می کنه تا اون که می گه بیت کوین یعنی ملکه بیت ها تا اون که می گه می گه بچه ده ساله اش رو تسلا می خواد استخدام کنه تا اونکه پول می گیره ما رو دارای فرهنگ کنه بعد توضیح یم ده که استارتاپ ویکند یعنی استارتاپ آزاد تا اون احمقی … لعنت به همه اینهمه بی سواد و بخصوص اونهایی که با این سوادهاشون برای ما تصمیم می گیرن. برو شیرازی رو که خنده بر لبانمان بنشانی.

در اعماق

باگ سخت افزاری عمیق اینتل: ملت داون و اسپکتره
که البته این دو تا هم نبودن. بیشتر هم شد. ماجرا این بود که در سطح سخت افزاری (سی پی یو) می شد بخشی دیگه از حافظه رو خوند. چه توی آرم چه توی ای ام دی و چه توی اینتل. توضیح خودم. بحث بامزه که گوگل کشف کرد و به مدیر عامل اینتل گفت و اونم ۲۴میلیون سهامش رو فروخت. یعنی صد در صد چیزی که می تونست بفروشه ((:

بیت کوین رو داشتیم
چند بحث باید بشه
۱- شما احتمالا پولدار نمی شدین: ۱- فقط اونی که مشهور شد رو می بینیم ۲- از دست می دادیمش
۲- ارزش معامله داره ولی ارزش مصرفی نداره +‌ پیچیدگی های نقد کردن اگر پولدار بودین
۳- وقتی یک چیزی مد می شه دیگه خوب نیست. نمی شه اکثریت سود کنن
۴- تکنولوژی رو بچسبین
۵- زندگی رو فروختن یک بحث است و هزار دلار خریدنش یک بحث دیگه

روبات ها علیه بیخانمان ها

شرکت کینگ اسکوپ این ربات ها رو می سازه. این ربات های تخم مرغی که شغلشون نگهبانی توی پارکینگ ها و مکان های ورزشی و محوطه شرکت های تکنولوژیک است اخیرا شروع کردن به مقابله با آدم های بیخانمانی که سعی می کنن اینجاها استراحت کنن. مثلا اخیرا شرکت SPCA که از عجب روزگار یک شرکت حمایت از حقوق حیوانات است یکی از این ربات ها رو استخدام کرده تا مواظب باشن که نکنه آدمی بدون خونه توی محوطه اونها اطراق کنه. درست یک هفته قبلتر شورای شهر سانفرانسیسکو اعلام کرد که این ربات ها حق ندارن در سطح شهر راه برن و هر روز راه رفتن اونها ۱۰۰۰ دلار جریمه داره. ادعای SPCA اینه که کارمدانش نمی تونن به خاطر بی خانمان ها رفت و‌آمد کنن و در نتیجه این شرکت مجبوره جلوی اونها رو بگیره. این ربات (مشهور به کی ۹)عکس یک سگ قشنگ جلوش داره و یه گربه ملوس پشتش و با لیزر و چشم الکترونیک اگر کسی رو ببینه که مشکوک به هوم لس بودنه، به مسوولین اطلاع می ده. اجاره چنین رباتی ساعتی ۷ دلار است که پایینتر از حداقل حقوق یک نگهبان انسانیه و به اوبر و مایکروسافت و جونیپر فروخته شده. البته معمولا عکس العمل آدم ها به این ربات ها خیلی مثبت نیست. تا اینجا موارد زیادی بوده که بهشون لگد زد. سنسورهاشون رو خراب کردن و اینجور چیزها. کسی دوست نداره همیشه یک پلیس بالا سرش باشه. پرایوسی آدم ها مهمه بخصوص و ظاهرا خیلی ها علاقمند هستن ازش دفاع کنن.

قسمت آخر

تلگرام

بحث رفتن همه ایران به سمت تلگرام و اشکالاتش (مهمترین اینکه نمی شه سرچش کرد)
بحث فیلتر شدن و ارتباط به خیزش مردمی (دلیلش فقر است و نارضایتی از شما نه تلگرام (: ))
اما یک خبر مهم بلاک چین بود و اینها. ماجرا چیه؟
اولا که در چند توییت بالاخره فیلتر شد. تلگرام گفت که حضار نیست سانسور رو قبول کنه و اگر کانالی با قوانینش (شامل عدم تبلیغ خشونت و نفرت و ..) تضاد داشته باشه اونو می بنده نه فقط با درخواست یک دولت. در این حین توییتی هم اومد که توش Durov می گفت به زودی بلاک چین به تلگرام اضافه می شه و این تکنولوژی قابل فیلتر شدن نیست.
اما ماجرا چیه! بذارین بریم سراغش. تلگرام می گه یک شبکه به اسم Telegram Open Network راه می ندازه که بلاکچینی با قابلیت های پیشرتفه تر است. به قول خوش نسل سوم! (بعد از بیت کوین و اتر). برای شروع هم ICO داره یا همون Initial Coin Offering که توش گروه ها / شرکت ها یا سازمان ها ها حاضر می شن پول بدن برای خریدن سکه ها. از اونجایی که در حال حاضر این برنامه حدود ۱۶۰میلیون کاربر داره و یکی از ابزارهای دست همه کسانی است که توی دنیای کریپتوکرنسی هستن، احتمالا اینجا هم موفق خواهد بود. راه انداختن این شبکه به تلگرام اجازه می ده سیستم پولی خودش رو راه بندازه و سکه هاش (که بهش می گه گرام) رو دست به دست کنه. این ممکنه به شکل پول سنتی باشه (یک مرکز که توش می گه هر کس چقدر پول داره) یا یک بلاک چین.. یا ادعایی که تلگرام کرده: ترکیبی از هر دو که البته توش بلاک چین می تونه چند شاخته هم بشه. احتمالا اینه که تحت عنوان «غیرقابل فیلتر» ازش حرف می زنن.

شایعات می گن که احتمالا تلگرام دنبال حدود ۵۰۰میلون دلار درآمد از فروش اولیه است و احتمالا ارزش کل سکه هاش سریعا به حدود ۳ تا ۵ میلیارد می رسه. این اتفاق احتمالا در حدود عید بیافته و ممکنه واقعا بزرگترین آی سی اوی تاریخ باشه. کسی که وارد این پروسه می شه، برای سرمایه گذاری اولیه احتمالا حداقل به ۲۰ میلیون دلار نیاز داره.

کاربردها احتمالا این می شه که من بتونم تو کانالم یک دگمه دریافت پول بذارم یا برای شما پیام رسمی «یک صدم سکه به من بده» بفرستم و شما بتونین اگر تو حسابتون این هست به من بدین. بحث بلاک چین هم در کنار سیستم مرکزی مطرح می شه [ایده خودم از این دو تا کنار هم رو بگم و در عین حال ۲ به توان ۹۲ بلاک چین ممکن رو].

تمام اینها در یک وایت پیپر ۱۳۲ صفحه ای تشریح شده که در چهار بخش توضیحات رو می ده:
۱. تون سرویس: پلتفرم 3rd partyها از هر نوعی که بتونن اپ های غیرمتمرکز یا قراردادهای هوشمند بنویسن
۲. تون دی ان اس: که بتونه به حساب ها و قراردادها و نود های شبکه اسم های آدم فهم بده
۳. تون پیمنت: پلتفرمی که انتقال پول رو ممکن کنه – چه بین آدم ها چه بین ربات ها
۴- تون بلاک چین: که ازش حرف زدیم و می تونه در سطحی بسیار گسترده حساب ها رو نگه داره که شامل چیزی به اسم تن هایپرکیوبت روتینگ هم هست که تضمین می کنه در صورت رشد زیاد، سیستم به مشکل نخوره.

همچنین این سیستم به جای پروف آو ورک از چیزی به اسم پروف آو استیک استفاده می کنه و می گه می تونه به یک میلیون تراکنش در ثانیه برسه! اوه.. و یادمون باشه که ۴ درصد کل سکه ها قراره به تیم توسعه تلگرام اختصاص پیدا کنه و کل سیستم هم حدود ۵۲درصد رو دستش نگه می داره تا مطمئن باشه که سیستم امن است و هیچ گروهی نمی تونه توش دستکاری کنه. انتظار می ره اواخر سال ۲۰۱۸ آدم ها بتونن ولت هاشون رو بسازن و واقعا پول جابجا کنن.

راستی! برادران دورف سایتی رو ساختن که به فیسبوک روسیه تبدیل شد اما بعدا با فشار آدم های متصل به پوتین مجبور شدن اونو خیلی ارزونتر از قیمت اصلی بفروشن و از روسیه تقریبا در برن. دورف ما با ۳۰۰میلیون دلار و ۲۰۰۰ بیت کوین اومد بیرون و پاسپورت سنت کیتس و نویس رو خرید که تو ماهواره تبلیغ می کنه (: الان در دوبی و لندن زندگی می کنن و گاهی روسیه و احتمالا این ماجرای بلاک چین و پول در تلگرام، سود سرشار دومی بهشون خواهد رسوند.

تبریک ها و تقبیح ها

تقبیح برای سانسورچی که از همیشه هارتر داره هر چی به دستش می رسه رو سانسور می کنه. امروز جابینجا فیلتر شد! قبلش تلگرام و اینستاگرام و سوتی های پی در پی دوستی که رییس شورایی است که حقوق می گیره برای ما فرهنگ سازی کنه و می گه ویکند یعنی باز (:
ابراز خوشحالی از آزادی آرش زاد مون و امید به آزادش دن هر کس که به خاطر عقیده و تبلیغ عقیده و دین و گرایش و هر چیز مشابه در بند است
ناراحتی از اینکه اینهمه آدم خوبی از پوینده تا مختاری بعد از مثله شدن راهی اون دنیا شدن و ابراز ناراحتی از کشوری که آدم هاش از زور خفقان و گرسنگی باید حرفشون رو با فریاد توی خیابون بزنن و بمیرن
و تسلیت به همه مون که بازم آدم هامون مردن. اینبار نه تو خیابون که تو نفتکشی که پنج روز سوخت تا بالاخره ظریف با چین صحبت کنه که اونها جعبه سیاه رو بردارن.. و البته با یک کشتی چینی تصادف کرده بودیم
و تسلیتی هم به تلگرام به معنی اون سیستم قدیم یارسال پیام با کاغذ چون بلژیک بالاخره تصمیم گرفت کلا سرویس تلاگرام دولتی اش رو جمع کنه (:
و گفتم ظریف.. تبریک به زنان عربستان که بعد از مبارزات طولانی حالا حق رانندگی دارن و حق استادیوم رفتن و یادآوری متلک ظریف که «زنان شما حتی حق ندارن رانندگی کنن» و یادآوری اینکه اصلاحات یعنی امسال از پارسال بهتر باشیم. یه چیز نام ببرین که بهتر شده؟ [کمی توضیح]

موسیقی

  • ۲۵بند – انقد بخند
  • درنگ – سنت رباتیک
  • علی سورنا – طوفان
  • ترانه شیرازی ‘زیر پیرهنو’ – منتجم شیرازی

لینک های شاد دوشنبه‌های آخر ماه دی ۹۶ – جمع و جور و سریع

آبی مایل به صورتی، تئاتری برای درک دنیای ترنسکشوال‌ها

تئاتری روی صحنه است به اسم آبی مایل به صورتی. تقریبا همه چیز این تئاتر خوبه و می تونه اون رو به یکی از بهترین کارهایی که من در این دو سه سال دیده‌ام تبدیل کنه. دکور منحصر به فرده و خاص و موضوع هم کار شده و مبتنی بر واقعیتی که اطراف ما جریان داره ولی اونو نمی‌بینیم.

تخمین ها دقیق نیست ولی گفته می‌شه ترنسکشوال‌هایی که دنبال تغییر جنسیت هستن تقریبا ۱ نفر در هر ۵۰هزار جمعیت رو شامل می‌شن. یعنی در ایران حدود ۱۵۰۰ نفر. اما این آدم‌ها کجان؟ اگر شما در طول همه سال‌های زندگی تو خیابون متلک می‌شنیدین، توسط خانواده درک نمی‌شدین، تو مدرسه دست انداخته می‌شدین، بارها کاملا جدی تهدید به مرگ می‌شدین، پیدا شغل براتون بسیار سخت بود و تلاش می‌شد از چشم همه دور نگه داشته باشین و … به نظرتون زندگی‌تون چه فرقی می‌کرد؟ به زندگی یک ترنسکشوال که نگاه کنین، اینها رو می‌بینین.

تئاتر آبی مایل به صورتی شما رو به دعوت می‌کنه به نگاه به زندگی چند آدم تراجنسی و حین روایت‌ها همراه می‌شین با رنج‌ها و پیچیدگی‌های زندگی‌شون. شدیدا توصیه می‌کنم اگر وقت دارین زودتر بلیت رو تهیه کنین و برین که فکر کنم در هفته آخرش هستیم

نقاط قوت

  • روایت روان از زندگی احتمالا واقعی آدم های تراجنسی
  • انتقال اطلاعات زیاد در مورد گرایش‌ها و وضعیت حقوقی
  • بازی و گریم فوق العاده
  • دکور منحصر به فرد

نقاط ضعف

  • ما می دونیم که آبی و صورتی برای بیان جنسیت مفاهیمی بسیار جدید هستن و حتی اگر اونها رو برای نقش های زن و مرد بپذیریم هم،‌ آبی مایل به صورتی منطقا فقط باید به مردهایی که می‌خوان زن باشن اشاره می‌کنه
  • کارگردان (ساناز بیان)‌ در اول و آخر ماجرا به زور خودش و بچه‌اش رو مطرح کرده. چیزی که شاید بتونیم بهش بگیم شهوت دیده شدن (: مثلا با چراغ قوه رو صورت خودش نور می ندازه و وسط داستان حرف می زنه یا در اوج داستان میاد می گه «اتفاقا بچه منم که نقاشی می کشه اخیرا از مداد سفید خیلی استفاده می کنه و من با خودم فکر می کنم شاید…» ((: به نظرم اگر این تلاش گنجوندن خودش رو نمی کرد، بسیار تئاتر بهتری می‌شد
  • استریوتایپ‌هایی مثل «اوا خواهر» بودن یکی از شخصیت ها اول در ذوق می‌زنه. بعد توضیحات بیشتری داده می شه ولی کماکان برای من حس خوبی نبود که مردی که می خواد زن باشه حتما با کلی عشوه و ادا صحبت کنه

و البته جا داره بگیم که اینجوری تا ته سالن رو پر کردن باید ممنوع باشه. حداقلش به خاطر امنیت. درسته که خیلی ها دوست دارن تئاتر رو ببینن ولی پر کردن کل راهرو و مسیر عبور و گوشه و کنار در و … با تماشاچی‌هایی که یه تشک دستشون دادن که هر جا رسیدن بشینن، خروج در مواقع بحران رو غیر ممکن خواهد کرد. بعد باید دو سال کمیته کارشناسی کار کنه تا کشف کنه که دلیل سوختن ۲۰۰ نفر در سالن تئاتر، مسدود بودن درهای خروجی به خاطر فروش خارج از ظرفیت سالن بوده.

و البته حالا که خیلی حرف زدم تَکرار کنم: صفحه آبی مایل به صورتی در تیوال و البته پادکست رادیوگیک در مورد جنس و جنسیت و تراجنسی‌ها و گرایش‌های جنسی و البته اصلاحیه خیلی مهمش رو هم می‌تونین همینجا گوش بدین:

آیا انتشار آزاد و رایگان یک کتاب، مترجم یا نویسنده رو تهدید می کنه؟

یکی از خواننده‌های همیشگی‌مون پرسیده:

یه سوال در مورد ترجمه کتاب داشتم. می‌خواستم ببینم فقط برای تفریح رو روی گیت ترجمه می‌کردی؟ من مشکلم اینه که اگه یه کسی آخر کار قبل ما نسخه رو برداره و چاپ کنه چی؟

در مورد خاص فقط برای تفریح که خب ترجمه روی گیت نبود ولی کتاب بعدا روی گیت گذاشته شد و تا مدت ها هم فقط اونجا بود تا اینکه انتشارات پژوهندگان راه دانش، تصمیم گرفت چاپش کنه و براش با من تماس گرفت. ولی کتاب‌های دیگه (مثلا این روزها اسنوکرش رو فصل به فصل روی گیت می‌ذارم و خطری هم نداره به نظرم. به این دلایل:

  1. نویسنده‌های مختلفی که کتاب‌هاشون رو آزاد و آنلاین منتشر می کنن و همزمان نسخه قابل خریدن هم می‌ذارن، تجربه خوبی از اینکار دارن. کسانی مثل کوری دکترو می گن اینکار فروش کتاب رو بالا برده. طبق تحقیقات در مورد گروه‌های موسیقی هم همینطوره و بودن آلبوم برای دانلود، درآمد کلی گروه رو بالا می‌بره.
  2. کتاب در ایران بیزنس پرسودی نیست. اگر نویسنده شناخته شده ای نیستید، کتابتون رو باید با کلی تلاش و پیگیری به ناشرها بدین تا شاید بهش توجه نشون بدن و تقریبا می شه مطمئن بود که بدون رابطه، توجه نشون نخواهند داد. دوستی خیلی خوب برای همین کتاب فقط برای تفریح کلی تلاش کرد ولی هیچ کس چاپش نکرد (: در چاپ اخیر هم هزینه چاپ رو من پرداخت می کنم و انتشارات کار مجوز و چاپ رو بر عهده می‌گیره. اینطوری نیست که اگر یکهو ببینن کتاب شما آنلاین است، بردارن برای خودشون چاپش کنن (: مگر اینکه کتاب بسیار مشهوری در شرایط خاص باشه، مثلا کتاب زندگی‌نامه استیو جابز که توی نارنجی ترجمه شد، بعد از فروپاشوندن نارنجی چندین بار به اسم های مترجم‌های مختلف چاپ شد.
  3. کتاب در ایران بیزنس پرسودی نیست؛ اینبار از طرف مترجم. شما با ترجمه/نوشتن کتاب پول خاصی درنمیارین در نتیجه حتی اگر کسی خودش چاپ و پخش کنه من که شخصا خوشحال هم می شم (: چون هدف من رسیدن به خواننده بیشتر است. از اونطرف محدود کردن کتاب به چاپ فیزیکی باعث می شه عملا تعدادی نزدیک به صفر واقعا به کتاب برسن، بگیریم حداکثر ۱۰۰۰ نفر (:

به خاطر همه این دلایل، من ترجیح می دم آنلاین منتشر کنم و اگر روزی شد، چاپ هم بکنم. مطمئنا برای خیلی از خواننده ها / دنبال کننده ها داشتن فیزیکی کتاب جذابیت خودش رو داره و خب حتی برای خودم هم خوندن کتاب کاغذی هنوز جذابتر از هر روش دیگه است.

قرص‌ دیجیتالی که در طول مسیر بدن شما، گازها رو تحلیل می‌کنه و نتایج رو به گوشی‌تون می‌فرسته

آیا سیستم گوارش شما به خوبی کار می کنه؟ جواب این سوال تا حدی در دست قرص قورت دادنی جدیدی است که به سنسور گاز مجهزه و بعد از قورت داده شدن در طول مسیر اکسیژن، هیدروژن و دی‌اکسید کربن رو اندازه می‌گیره. این کپسول توی استرالیا و توسط کورش کلانتر زاده درست شده که مهندس الکترونیک است. در حال حاضر راه حل کلونوسکوپی رو داریم که چندان دلچسب نیست و فقط هم توان «دیدن» داره و به گفته کلانتر زاده که تیم تحقیق رو رهبری می‌کنه، خیلی دیر خبر بیماری رو می‌ده. اما در عوض اگر سالی یکی دو بار کپسولی مثل چیزی که در عکس رو می‌بینین رو قورت بدین و صبر کنین تا دفع بشه، کل مسیر از نظر گازی بررسی می‌شه و نتایج به شکل زنده به گیرنده کوچیکی که می تونه ۳۰ متر هم اونطرف تر باشه فرستاده می‌شه. منطقا طول روز گیرنده رو توی جیب گذاشتین و شب هم کنار تخت. در قدم بعدی اطلاعات گیرنده با بلوتوث به گوشی منتقل می‌شن.

در آزمایش اولیه، ۵ نفر زیر نظر متخصصین گوارش کپسول رو بلعیدن و زیر نظر گرفته شدن. میزان اکسیژن می تونه جای نسبی کپسول در مسیر تقریبا ده متری گوارش رو مشخص کنه و هیدروژن که در هنگام کار باکتری ها تولید می‌شه، میزان فعالیت اونها رو. معلومه که تکنولوژی تازه اول راه است ولی احتمالا شروع خواهد بود برای دسترسی دقیق تر پزشکان به داخل بدن با روش هایی کمتر دردسرزا. شرکت آتمو که این کار توش انجام گرفته یکی از شش شرکتی بود که در برنامه شتابنده‌های سلامتی دیجیتال استرالیا مورد حمایت قرار گرفته بود.

منبع

در مورد باگ های اسپکتر و ملت‌داون مطالب دست اول بخونین

این چند وقت بحث باگ های امنیتی سی پی یوها اینقدر عظیم بود که حتی روزنامه های زرد هم دارن درباره‌اش می‌نویسن. اما به نظرم فرصت خیلی خوبیه که اگر به مبحث امنیت علاقمند هستین، در این مورد سعی کنین مقاله های اصلی رو بخونین. چون تشریحی که وبلاگ گوگل از ماجرا منتشر کرده اینقدر خوب نوشته شده که احتمالا با کمی تلاش و جستجوی موازی در مورد مباحث، برای اکثر ما تا حدود خوبی قابل فهمه.

خلاصه باگ های اسپکتر و ملت داون در این سه شکل قابل طبقه بندی است:

  • شکل یک: دور زدن بررسی محدوده (CVE-2017-5753)
  • شکل دو: تزریق شاخه مقصد (CVE-2017-5715)
  • شکل سه: گول زدن کش کننده دیتا (CVE-2017-5754)

در مقاله گوگل این سه روش تشریح شدن و در نهایت به سه نمونه ثابت کننده مفاهیم مطرح شده (ترجمه PoC چی می‌شه؟) رسیدن. مثلا محققین تونستن از داخل یک ماشین مجازی، حافظه هاست رو بخونن یا با یک یوزر معمولی، به حافظه کرنل دسترسی پیدا کنن.

از اونجایی که این باگ ها مربوط به سخت افزارهای سی پی یو هستن، عملا فیکس کردنشون نیازمند انواع بررسی و چک در کرنل ها است و نتیجه اش کند شدن و پیچیده تر شدن کرنل ها! اتفاقی که در حال حاضر داره می افته و مطمئن هستیم جایزه پاونی امسال که به حادترین باگ ها داده می شه، از حالا متعلق به این باگ خواهد بود. تنها کاری هم که خواهیم تونست بکنیم، آپدیت کردن کرنل هامون است به محدود کردن دائمی حالت های بیشتری از این باگ‌ها.

راستی.. کل ماجرا رو گفتم که بگم مقاله گوگل خواندنی است و قابل درک؛ با حوصله و سرچ های جانبی و حالا که خودمونی شدیم این بحث بامزه رو هم بگم که اول گوگل این باگ رو کشف می کنه و به اینتل گزارش می ده، و مدیر عامل اینتل چیکار می کنه؟ تمام سهامی اینتلی که داشت و می تونست بفروشه رو می فروشه! (: