بایگانی ماهیانه: مارس 2009

ارتقای پیش‌هنگام اوبونتو به ۹.۰۴ مشهور به جاونتی

من به دلیل دو برنامه جدید توی اوبونتوی ۹.۰۴، بسیار علاقمند بودم که قبل از اومدن رسمی اون، کامپیوترم رو بهش ارتقاء بدم. کار بسیار ساده‌ای بود. کافیه دستور

update-manager -d

رو اجرا کنید. حالا یا از توی یک ترمینال یا با فشار دادن ALT-F2. این برنامه استاندارد به روز رسانی اوبونتو (و خیلی از گنو/لینوکس‌های دیگه) است و شما با سوییچ d که جلوش زدین، بهش می‌گین که در صورت امکان به نسخه آینده که هنوز زمان انتشارش نرسیده، آپگرید کنه.

این برنامه به شما خواهد گفت که یک نسخه جدید از اوبونتو وجود داره و با فشردن Upgrade، به اون مهاجرت خواهید کرد. اما قبلا به دو نکته مهم توجه کنید:

این نسخه هنوز رسما منتشر نشده و در نتیجه ممکنه مشکلاتی داشته باشه. معمولا می‌گن که روی دستگاهی که برای استفاده روزمره جلوتونه، نسخه‌های رسما منتشر نشده (بتا) نصب نکنید.

حجم زیادی باید دانلود بشه. حتی بیشتر از یک سی دی معمول اوبونتو. بعدا هم هر روزه تمام نرم‌افزارهایی که تند و تند آپدیت می‌شن رو باید دانلود کنید. این به روز رسانی (در واقع به آینده رسانی!) در صورتی جذابه که اینترنت سریعی داشته باشین.

در صورتی که می خواین یک شمارنده انتشار اوبونتو به سایتتون اضافه کنین، به صفحه شمارنده‌های معکوس انتشار اوبونتوی ۹.۰۴ برین

شبه-اسلحه‌های بادی ارتش روسیه

این خبر به مجموعه چیزهایی که من ازشون می‌نویسم مربوط نیست ولی اونقدر جذاب بود که از کنارش نگذشتم: «ارتش روسیه یکسری هواپیما و تانک و موشک انداز و …. بادی به ارتش اضافه کرده».

این تجهیزات ، بعد از باد شدن ابعاد واقعی پیدا می‌کن و در فاصله بیش از صد متر، قابل تشخیص از اصل نیستن. کاربردش هم مشخصه: گمراه کردن ماهواره‌های جاسوسی، مخفی کردن عملیات لجستیک و … .

تانک بادی در چهار دقیقه و موشک انداز بادی در پنج دقیقه باد می‌شن. نکته جالب اینه که نمونه‌های آینده از خودشون امواج رادیویی و رادار هم ساتع خواهند کرد تا با اصل مو نزنن.

منبع

دومین روز جهانی آزادی اسناد

پارسال به اندازه کافی در مورد آزادی اسناد نوشته‌ام، امسال قصد تکرار بیش از حد ندارم فقط خلاصه می‌گویم که آزادی اسناد یعنی اسناد با فرمتی ایجاد شوند که متعلق به یک شرکت تجاری خاص نباشند. من نباید وابسته به یک فایل باشم بلکه باید این حق را داشته باشم که فایل مورد نظرم را روی هر سیستم عاملی و هر برنامه استانداردی باز کنم.

اسناد آزاد یعنی اینکه بودجه سالیانه کشوری مثل ایران، با یک نرم‌افزار متعلق به یک شرکت خصوصی نوشته نشوند، نقشه عملیات محرمانه کشورها به فرمتی ذخیره نشوند که اگر تحریم شدند، فقط با نرم افزار دزدی قابل باز شدن باشند و از آن بدتر، افراد و سازمان‌ها مجبور نباشند به خاطر سازگاری با نیازها/اشتباهات قدیم خود، دائما در یک نرم افزار و سیستم عامل باقی بمانند.

روز جهانی آزادی اسناد، تبلیغی است برای آشنایی و استفاده از فرمت‌های آزاد و بازی مثل ODF استاندارد شده و حتی OOXML مایکروسافت. اگر علاقمند به اطلاعات بیشتر هستید، به نوشته قبلی من با عنوان [۰>425] مراجعه کنید.

آیا برق را ادیسون اختراع کرد؟ پس متهم کیست؟

خب بله! ولی سوال اصلی این است که «آیا اگر ادیسون نبود برق اختراع نمی‌شد؟»

همین الان دیدن مجموعه مربوط به شبکه ضداخلاقی اینترنتی از شبکه سه رو تموم کردم. یک عده جوون رو دستگیر کردن و بدون حضور وکیل یا هیات منصفه یا ناظر و بدون شک در سلول‌های انفرادی و تهدید ازشون جلوی دوربین اعتراف گرفتن که از آمریکا و اسراییل و احتمالا کلی جای ضد ایرانی دیگه پول می‌گرفتن تا هرزه‌نگاری در اینترنت منتشر کنن و جوون‌های مملکت رو به باد بدن.

دو تا چیز رو لازم می‌دونم بگم:

یاد دایی‌جان ناپلئون به خیر باد و روحش شاد (: اسدالله میرزا در جواب دایی‌جان که می‌گفت انگلیس‌ها یکی رو فرستادن که قمر رو حامله کنه تا آبروی دایی جان بره می‌گفت «پس لابد کل کارخونه‌های اسلحه‌سازی انگلیس باید تعطیل بشه و به جاش قرص کمر بسازن!». شکی نیست که کشورها با برنامه‌های فرهنگی هم علیه هم می‌جنگن ولی به هرحال یاد اسدالله میرزا به خیر (:

فراموش نکنیم که اگر ادیسون نبود هم برق اختراع می‌شد. چیزی که وزارت محترم اطلاعات باید دنبالش بگرده یک جوون ۲۰ ساله نیست که سایت پورنو می‌زنه و لابه‌لاش فحش رکیک سیاسی هم می‌ده، بلکه سیستم و اندیشه‌ای است که کشوری ساخته که جوون‌هاش توی سایت‌های پورنو دنبال عقاید سیاسی و مذهبی‌شون می‌گردن و همونی که می‌گه با چه فیلم/عکسی استمناء کنن، براشون راه و رسم سیاسی هم تبلیغ می‌کنه.

قتل امید رضا میر‌ صیافی در زندان

آدم برای زنده موندن به یکسری چیز احتیاج داره. چیزهایی مثل هوا و غذا و آب برای همه در هر لحظه ضروری هستن و چیزهایی مثل آزادی بیان و پزشک برای بعضی‌ها در بعضی‌ مواقع ضروری. به نظر من چه هوا رو با طناب قطع کنند و چه گردش خون رو با کارد و چه جلوی مراقبت‌های بهداشتی برای یک بیمار قلبی رو بگیرن، قتل انجام دادن و نه فقط باید خجالت بکشن، که باید جواب هم بدن و فکر هم بکنن به اینکه کجان و دارن چیکار می کنن.

من بدون اینترنت در سفر بودم و خبر وبلاگ‌نویس ایرانی در زندان اوین درگذشت رو دیر دیدم. بودم هم قدرتی برای کاری نداشتم ولی هنوز هم برای ثبت خبرها دیر نیست. یک وبلاگنویس ایرانی که به خاطر بیان نسبی عقایدش در زندان جمهوری اسلامی ایران بود، به خاطر امتناع از مراقبت‌های بهداشتی و از عارضه قلبی درگذشت. مایه خجالت است. اولین مورد از چنین مرگی نیست. می‌گویند ۹ مورد دیگر مرگ مشابه در چند سال اخیر رخ داده است. بیشتر و بیشتر مایه خجالت است و مایه ترس. ترس من و شما نه. ترس حکومتی که برای انتقادهای گسترده، جوابی ندارد. مایه ترس است و امیدوارم که مایه تفکر طرفدارانش که جایزه طرفداری شان، بیشتر از دانشگاه و مدرک و شغل و آسودگی نسبی فکر نیست، آنهم از اینکه تلویزیون هر روز برایشان تکرار می‌کند که عقیده شان درست است.

خاطرات سفر تونس – فرودگاه تهران

بازهم سفر و این بار تونس! رفتن به آفریقا همیشه جذابه و همیشه باید آدم کمی خوش شانس باشه تا پیش بیاد. این بار شانس من این بود که لیلا یک هفته از طرف شرکت برای آموزش رفته تونس و قرار گذاشتیم که بعد از تموم شدن کلاسش، من هم بهش بپیوندم و کمی با هم تونس رو بچرخیم.

اطلاعات کشور تونس رو می‌تونید از اینجا بخونین. خلاصه‌اش اینه که شمالی ترین کشور آفریقا است با پیشنیه عربی و فرانسوی. یک کشور بیابانی در مرکز و جنوب و جنگلی در شمال. دارای مجموعه ای از بهترین ساحل‌های آفریقا که البته توی این فصل سرد، کاربرد چندانی ندارن. تونس ظاهرا جمهوری است اما کاملا تحت سلطه یک رییس جمهور که از سال ۱۹۸۷ عوض نشده. تونسی‌ها عربی حرف می‌زنن و فرانسوی و احتمالا انگلیسی اونجا کار راه نمی‌ندازه. این اولین باره که من به جایی می‌رم که از نظر زبانی نمی‌تونم به راحتی با مردم ارتباط برقرار کنم (:‌

پایتخت کشور تونسیا، شهر تونس است. ما به هر دوش می گیم تونس. برنامه ما موندن در شهر تونس برای یکی دو روز است و بعد اگر همه چیز جور باشه، می‌خوایم از زمین و دریا به سمت جنوب کشور بریم. البته منظور از جنوب، مرکز است. جنوب کشور اصولا چندان امن نیست و ما هم از خط مرکزی پایین تر نمی‌ریم. نکته جذاب مرکز تونس، صحرایی است که توش فیلم جنگ ستارگان فیلم‌برداری شده. صحنه‌های بچگی لوک اسکای‌واکر در جنوب تونس می‌گذره و جالبه که خونه لوک الان تبدیل به هتل شده که دو گروه می‌رن اونجا می‌مونن:

علاقمندان هاردکور و خیلی جدی فیلم جنگ ستارگان

علاقمندان زندگی به شیوه بدوی

مطمئنا هتل شیکی نیست. یک هتل گلی و خشتی که توش عمدا سعی شده خبری از تکنولوژی‌های مدرن نباشه. ما هیچ کدوم از دو قشر بالا نیستیم ولی علاقمون به جن ستارگان رو اگر با علاقمون به سفر در شهرهای واقعی یک کشور عربی / فرانسوی / آفریقایی جمع بزنید، احتمال داره باعث بشه سفر رو شروع کنیم. امیدارم اینترنت خوبی باشه و بتونم گزارش‌ها رو مسمتر بنویسم.