رسیدن به کارایی معقول

من توی زندگی طرفدار خوش گذرونی نسبی هستم. مفید بودن و راحت بودن. اصلا به این اعتقادی ندارم که کل توان بشریت باید صرف رسیدن به حداکثر بهره‌وری‌اش بشه (: و اهل دنبال کردن تکنیک‌های تاثیرگذاری روی دیگران، مفید بودن هر لحظه زندگی و غیره و غیره هم نیستم.

اما قبول می‌کنم که مهمه آدم به کارهای مختلفش برسه و حداقل از قول‌هاش عقب نباشه. اینجوری باعث می شه زمان بیشتری برای تفریح و کارهای جنبی‌اش هم به وجود بیاد.

برای اینکار من از چند تکنیک و ابزار مختلف استفاده می‌کنم. اولی روشی است به اسم «Get Things Done»، دومی یک بحث مدیریت زمان است به اسم «پومودورو» و سومی هم تمرکز روی یک کار در هر لحظه (: اینها رو اضافه کنین به توانایی «نه» گفتن و یک سیستم عامل خوب به اسم گنو/لینوکس و حداقل در مورد من که به نتیجه می‌رسین.

کارها رو انجام بده

این یک تکنیک مدیریت کارها بر حسب ToDoList است. یعنی فهرستی از کارهایی که می خوام انجام بدم. اصلا مهم نیست برای اینکار از چه ابزاری استفاده کنین. می تونین برین به سراغ نوشتن کارها روی یک کاغذ و خط زدنشون یا خریدن یک دستگاه الکترونیک مخصوص اینکار یا نصب یک برنامه یا هرچی. چیزی که من این روزها ازش استفاده می‌کنم برنامه ‌Task Warrior است. یک برنامه خط فرمان متنی برای مدیریت وظایف بر اساس ایده تو دو لیست. با این برنامه من میتونم با دستوری ساده مثل task add write about time management یک وظیفه اضافه کنم تحت عنوان write about time management و هر وقت زدم task ls اون رو توی لیست ببینم. کارهایی که می تونم بکنم خیلی زیادن. مثلا الان میتونم بزنم task 6 wait:tomorrow یعنی وظیفه شماره شش باید تا فردا صبر کنه و در نتیجه دیگه لازم نیست توی فهرست دیده بشه.

همینطور می تونم وظاف رو توی پروژه های مختلف بچینم یا به هم وابسته‌شون کنم و حتی زمان بزنم که فلان پروژه الان شروع شده و حالا تموم شده و بعد فهرست زمانی بگیرم و غیره. مثلا فهرست کارهای امروز (الان که یازده و نیم صبح است) اینه:

و همونطور که می بینین وظیفه نوشتن این مطلب و همینطور وظیفه فرستادن عکس میزم برای سالی تاک رو تموم کردم (:‌

من یک برنامه نسبتا مشابه توی موبایلم هم دارم که بعضی چیزها رو اونجا نوشتم. فعلا با هم سینک نمی‌شن ولی برام مهم نیست. در مورد Get Things Done باید بعدا مفصل‌تر بنویسم چون به نظرم یکی از بهترین چیزهای زندگی است. می بینین که من حتی کارهای خیلی کوچیک رو هم اون تو می نویسم. خوبیش اینه که لازم نیست هیچ چیز رو توی فکرم نگه دارم و درگیرش باشم. حتی مثلا زنگ زدن به خاله ام یا سرچ کردن دنبال یک اسم و گوش کردن به برنامه‌هاش. این باعث می‌شه فکر آدم خالی باشه و وقتی مشغول انجام یک کار هستین، فکرتون با چیزهای دیگه شلوغ نباشه.

پومودورو

این تکنیک هم یک چیز دیگه است که من همیشه استفاده می‌کنم و اخیرا هم حضرت مامبوجامبو به خوبی و تفصیل در تکنیک پومودورو نوشته. هسته مرکزی این تکنیک اینه: بیست و پنج دقیقه کار کنین و بعد یک استراحت کوتاه پنج دقیقه ای به خودتون بدین. بعد دوباره بیست و پنج دقیقه کار کنین و یک کم بیشتر استراحت کنین و همینطور ادامه بدین (:

زیادی ساده است؟ ولی دوباره باعث می‌شه ذهنتون راحت باشه و به کارش برسه. در حالت عادی آدم هی به ساعت نگاه می کنه و استرس داره که چقدر کار کرده و ساعت چنده و کی تموم می شه و نکنه اصلا هیچ وقت کار تموم نشه و این حرف‌ها. اما با روش پومودورو شما اون بالا… بذارین اسکرین شات بذاریم از صفحه این لحظه خودم…

می بینین که اون بالا برنامه تومایتی داره زمان بیست و پنج دقیقه ای من برای نوشتن این مقاله رو می‌شماره و من می دونم که الان فقط دارم اینکار رو می کنم و به موقع برنامه بهم اطلاع خواهد داد که استراحت کنم پنج دقیقه یا برم سراغ کارهای دیگه یا تصمیم بگیرم که ده دقیقه دیگه همین کار رو ادامه بدم.

توانایی نه گفتن

مهمه که شما بتونین «نه» بگین. قدیم‌ها اینکار برام خیلی سخت بود ولی الان سعی می‌کنم راحت‌تر «نه» بگم. آدم گاهی به خاطر خجالت نمی‌گه نه و گاهی به خاطر اینکه کاری رو خیلی دوست داره. ولی الان یاد گرفتم که جواب مثبت دادن به همه چیز فقط باعث می شه آدم بدقول به نظر بیاد و استرس زندگی اش هم بره بالا. مثلا اخیرا یک شغل مشاوره‌ای کوتاه مدت خیلی جذاب به من پیشنهاد شد ولی جوابم «نه» بود چون می‌دونستم که اگر قبولش کنم درست و حسابی به اون کار نمی‌رسم و نه فقط سر کارهای دیگه استرسم بیشتر می‌شه، که توی اونکار و پیش اون آدم ها هم بدنام می‌شم.

نکته: الان پومودورو گفت پنج دقیقه استراحت کنم.اینکار رو می کنم، چرخی می زنم، با دوستام خوش و بش می کنم و برمی گردم بقیه این رو می نویسم

تمرکز

مهمه که در هر لحظه یک کار بکنین. یا حداکثر دو تا. حالا سه تا و چهار تا هم قبول ولی واقعا نمی شه در یک لحظه شش هفت تا کار کرد. تکنیک‌های GTD (که اول گفتم) و پومودورو به شما در این مورد کمک می‌کنن. قدم بعدی تنظیم کردن سیستم عامل است. نوتیفیکیشن‌ها باید به خوبی کنترل بشن. در هر لحظه ممکنه یکی توی چت یک چیزی به شما بگه، یکی یک چیزی توییت کنه، یکی از فیدها آپدیت بشن یا خبری بیاد و تلفن زنگ بزنه و اسمس بوق بوق کنه. اگر به همه اینها توجه کنین نمی‌تونین کارها رو پیش ببرین.

اولویت بندی مهمه. من الان سر کارم و اهمیت کارم بیشتر از این پست است. در همین لحظه یکی از دوبی توی چت ازم خواست در مورد یک چیزی از یک کسی یک چیزی بپرسم. مشخصه که اون چت مهمتر از این نوشته است. پس رفتم سراغش. اما وقتی فهمیدم چی می خواد دیدم که می‌تونه تا پایان این نوشته صبر کنه، پس F12 رو زدم که خط فرمان بیاد جلوم و توش تایپ کردم task add folan folan. و اینکار به کارهام اضافه شد و بعد از تموم شدن این نوشته توی دستورات task ls خواهم دیدشون. ایناهاش:

لینوکس

سیستم عامل خوب بخشی از زندگی خوبه. نیاز به تعریف زیاد نداره. من طول روز با ویروس‌ها سر و کله نمی‌زنم، کامپیوترم کند نمی‌شه، کرش نمی‌کنه، نرم‌افزارهاش نیازی به کرک شدن ندارن و اکسپایر نمی‌شن و سریع هستن و غیره و غیره. مشخصه که آخرین چیزی که در دنیا می‌خوام اینه که وقتی مشغول نوشتن این متن هستم یکهو یک صفحه آبی بیاد جلوم یا یکی بگه دارم ویروس می‌گیرم یا یکهو دور پنجره‌ها سیاه بشه یا هر چی.

نمی‌گم با ویندوز نمی‌شه کار کرد ولی در مورد من، سیستم عامل خوبم بخشی از شادی زندگی ام است.

خلاصه

بدونین مشغول چه کاری هستین و مشغول چه کاری نیستین. من دائما مشغول نگاه کردن به فهرست تو دو لیست (کارهای منتظر انجام) هستم و اگر اون لحظه خوب باشه هر کدوم که لازم باشه رو انجام می‌دم و اگر هیچ کدوم مال اون لحظه نباشن، می‌دونم که در این لحظه کاری ندارم و می‌رسم سراغ یک کار دیگه که توی فهرست نیست مثل کتاب خوندن یا چنین چیزی.

همونطور هم که گفتم هیچ اعتقادی ندارم که آدم ها باید تمام وقتشون رو «مفید» پر کنن و شعارم اینه که «وقتی که با لذت تلف شده، تلف نشده». برای من مهمترین نتیجه این تکنیک ها اینه که مثلا الان فکرم درگیر چیزهایی که مال الان نیستن نیست و این خیلی خوبه.

  • فرود

    برای پومودورو برنامه زیاد هست :) تو آرچ اگه بزنی yaourt pomodoro ۶ تا برنامه پیشنهاد میکنه که یکیش رو من انتخاب کردم،‌چون افزونه گنوم شل بود :)

  • atralheaven

    کتاب قورباغه را قورت بده رو خوندی؟؟

  • Arash

    یا شما هنوز نمودنی GUI طراحی شده یا حداقل از اون هایی هستی که آرزو میکردن ای کاش هیچ وقت پیاده سازی نمیشد و یه جورایی تو 17 سال پیش گیرکردن!!!

  • جادی

    فرود: صد در صد (: قشنگی لینوکس به همینه
    آترال: بعله (:
    آرش: شاید هم از اونایی هستم که ترجیح می دم کارهام رو با دم دست ترین ابزار و سریعترین روش انجام بدم و حوصله ندارم وقتی یکی زنگ می زنه یک کاری می ده دستم رو از کیبرد بردارم، ببرم رو ماوس، روی آیکون تو دو لیست رایت کلیک کنم و گزینه add رو انتخاب کنم و بعد توی پنجره ای که باز می شه در قسمت متن کلیک کنم و بعد دستم رو بذارم روی کیبرد و متن رو بنویسم و بعدش ببرم رو ماوس و کلید ذخیره رو بزنم ((((:‌ من ترجیح می دم همونطور که دستم رو کیبرده بزنم f12 و بعد ادامه بدم که task add new task و خلاص.

  • فرود

    خیلی وقتها یه اخترع، یا یه طراحی جدید که تکمیل کننده یه چیزی میشه اون قبلی رو حذف نمیکنه، مثلا چون اتومبیل به وجود اومده دلیل نمیشه که همه دوچرخه هاشونو بریزن دور!! همه جا نمیشه از GUI استفاده کرد و همیشه راحت تر نیست این استفاده.

    @jadi سخت افزاری برای این پومودورو سراغ نداری؟ با اینکه کل زندگیم پای کامپیوترم ولی دوست دارم یه سخت افزار داشته باشم تا یه نرم افزار یه چیزی تو مایه همون عکس گوجه هه :)

  • محمد

    سلام – عالی بود
    یه سوال: از چه برنامه ای برای دسترسی به خط فرمان استفاده میکنی؟ ظاهرش برام تازگی داره :)

  • محمد

    اسکرین شات دوم!

  • جادی

    فرود: استدلال و مثال معقول و قشنگی بود . ممنون. من شخصا سراغ ندارم. با همون اپلیکیشن ها کار می کنم
    محمد: معمولا توی گنوم و بقیه از guake و توی کی.دی.ای. از yakuake. برای گنوم tilda هم خوبه ولی من شخصا guake رو تشخیص می دم.

  • حمید

    ممنون جادی، از بهترین مطالبی بود که ازت خوندم.
    من ی مدتی هست که درگیر کارام شدم و بشدت بدقولی می‌کنم. امیدوارم با استفاده از این روشا زندگیم لذت‌بخشتر بشه (:

  • احسان

    یک برنامه برای گوشی موبایل فرمت جاوا (J2ME) که با این تکنینک کار می‌کند:
    http://forum.dailymobile.se/index.php?topic=26101.0

  • این از اون پست هایی بود باید درست و حسابی یک نظر داد و از نوشتنش تشکر کرد. تشکری از ته دل

  • Pingback: معرفی افزونه‌ی پومودورو برای گنوم شل « آزادراه()

  • رضا

    مرسی ، خیلی مفید بود.

  • پیام

    خیلی خوب بود جادی. GTD رو مو به مو اجر می کنی یا ازش ایده گرفتی فقط؟ در هر دو صورت فکر کنم خیلی خوب باشه که یک پست کامل در موردش بنویسی.

  • Pingback: کارهایی که احتمالا هرگز با ترمینال لینوکس انجام نداده‌اید! « atralheaven()

  • با خوندن این مطلب باز هم به خودم گفتم این وبلاگ چه خوب و مفیده برای من. دمت گرم جادی. دمت گرم.

  • mehrad

    سلام جادی این کتاب gtd ترجمه هم شده