رفته بودم دوبی و این صحنه باعث نشاط قلبی شد: مثل عضوی از جهان، موبایلم رو روشن کردم، به وایرلس وصل شدم و زدم نرم افزارها آپدیت بشن. بدون وی پی ان، سریع و بدون دزدیده شدن بعضی از پاکت ها توسط دزدها:
نویسنده: جادی
تبلیغ پادکست سرایه
چند وقت قبل گفته بودم که توی وبلاگم تبلیغ قبول میکنم و حالا یک تبلیغ دیگه دارم (:

مشخصه که من اگر خودم با چیزی موافق نباشم براش تبلیغ نمی کنم. من این پادکست رو از روی درخواست تبلیغش شناختم. تا به حال ۴۱ شماره ازش منتشر شده و توی سفر اخیر به دوبی، اکثر اوقات بیکاری و تنهایی من به گوش کردن چندین و چند باره بعضی قسمت های این پادکست گذشت. من شعر دوست دارم. پادکست هم دوست دارم. اینجا به هم می رسن. یک نکته مهم و جذابش برای من فرصتی بود که بهم میداد برای آشنایی با شعرایی که نمیشناسمشون.
پیشنهاد میکنم حتما سری به سایت پادکست سرایه بزنید، اگر شعر دوست دارید عضوش بشین و اگر خوشتون اومد صفحه فیسبوکش رو لایک کنید. مستقل از علاقه به این پادکست، چون می دونم درست کردن پادکست سخته، برای هر کسی که بیشتر از ده قسمت مستمر از یک پادکست رو منتشر کرده باشه ارزش قائلم و ترکیب این دو تا بعث می شه در یکسال آینده، لوگوی تبلیغی پادکست رو کنار وبلاگ من ببینین.
ترجمه فاک یو در فرهنگ اصیل ایران امروز
جدیدا یک عده که دنبال خواننده هستن، افتادن به ترجمه از مطالب قدیمی اینترنت و ارسالش میکنن برای لیست های پستیشون که تقریبا هیچکدوم از اعضاش چیزی از اینترنت نخوندن. در همین رابطه اخیرا یکی از دوستان اینو برام فرستاد:

یادم بود که اینو قبلا خوندم ولی مرکز بحث مادر طرف نبود و خودش بود. یک سرچ کوچیک و میرسیم به آرشیو قدیمی جکهای اینترنتی:
حدسم درست بود. Fuck you به فارسی میشه «مادرت رو…». جای تشویق داریم واقعا. قصدم تعمیم به همه نیست ولی واقعا اگر می خوایم روزی به جایی برسیم که بتونیم به عنوان یک جامعه سرمون رو بالا نگه داریم، خیلی چیزها باید تغییر کنه.
اگر رانندهها را هم مثل برنامهنویسها استخدام میکردند…
عنوان شغلی: راننده
مهارتهای مورد نیاز:
توان رانندگی حرفهای با ماشینهای سدان، ماشینهای آتشنشانی، اتوبوس، کامیون متوسط، کامیون بزرگ، تریلی، غلطک، ماشینهای جاده سازی. توان رانندگی متوسط به بالا با بیل مکانیکی و هدایت جرثقیل و توان هدایت تانکهای سبک مورد استفاده در کشورهای عضو ناتو.
شرکت در حداقل سه مسابقه رالی الزامی است.
سابقه رانندگی در مسابقات فرمول ۱ امتیاز مثبت محسوب میشود.
دانش و تجربه عملی در تعمیر پیستون و سگدست، گیربکسهای اتوماتیک و دندهای، سیستمهای احتراق، کامپیوترهای داخلی، ترمز ای.بی.اس، ای.بی.دی، جی.پی.اس. و سیستم صوتی تولید کنندگان خودروی مشهور جهان الزامی است.
ترجیحا دارای تجربه در صاف کاری و رنگکاری.
درخواست کنندگان باید مدرکی معتبر از بی.ام.و.، جنرال موتورز و بوش داشته باشند که بیش از دو سال از تاریخ دریافت آن نگذشته باشد.
حقوق: هفتصد هزار تا یک میلیون تومان در ماه بر اساس نتایج مصاحبه.
مدرک مورد نیاز: لیسانس مهندسی
نقشه بزرگ لینوکسی جهان
اصلاح نقشه بزرگ جهان یک میم اینترنتی است. یعنی اصطلاحی که دهن به دهن در اینترنت پخش می شود و یک هو بخشی از اینترنت خودش را در حال تکرار آن میبیند.
در این میم خاص، آدمها چیزهایی که دوست دارند را روی نقشه جهان میاندازند. مثلا یک نفر شبکههای اجتماعی مثل فیسبوق، توییتر، چنها و غیره رو میندازه روی نقشه جهان و یکی دیگه خودروهای مشهور رو.
حالا هم یک نفر نقشه بزرگ لینوکسی جهان را ساخته:
از امپراتوری کمونیستی اوبونتو وسرزمینهای اطرافش مثل مینت و منطقه خودمختار یونیتی گرفته تا کوبونتوستان که به خلیج لینوس و دریای کانونیکال مشرف است تا جمهوری دبیان که با خلیج FOSS از آن جدا شده در این نقشه حضور دارند.
قاره بزرگ دیگر ردهت است با جمهوری خودمختار فدورا و شبیه جزایر سنتوزیا و ساینتیفیک. قطب، کمپایل عظیم نامیده میشود که متشکل از سرزمین گرمتر آرچلند و سرزمین ممنوع جنتو است که درست بالای دریای سابایون واقع شده. تصویر اصلی برای بک گراوند هم جذاب است.
گردش در بهترین موزههای جهان: موزه هنر گوگل
به افتخار لیلا که عاشق نقاشی ها است (:
موزه هنر گوگل مانند بسیاری از پروزههای دیگه گوگل پروژهای است که از اوقات فراقت کارمندها مشتق شده. مفهوم ساده است ولی نتیجه بسیار شگفت انگیز: گشت و گذار واقعی در موزههای واقعی.
برای ورود به موزهها باید اول به صفحه اصلی سایت برین: www.GoogleArtProject.com و با چنین چیزی مواجه بشین:

حالا کافیه از فهرست سمت چپ یکی از موزهها رو انتخاب کنین. انتخاب من موزه ونگوگ در هلند است ولی انتخاب شما ممکنه هر کدوم از ۱۷ موزه فعال دیگه هم باشه. بعد از انتخاب موزه از منوی سمت چپ، میتونین به دو حالت ازش بازدید کنین. یا روز تصویر بالا در سمت راست کلیک کنین که فهرستی بهتون می ده از آثار موجود در اون موزه. نکته عظیم این تصاویر، اطلاعات همراه و زمینه نقاشی و اینها نیست. اونها رو با کمی زحمت می شه از اینطرف و اونطرف جمع کرد. نکته عظیم این تصاویر، دقت گیگاپیکسلی اونهاست. روی هر نقاشی میتونین تا میزان غیرقابل باوری زوم کنین و ضرب ضرب قلمها رو بررسی کنین. مثلا من اینجا روی گوشه تخت نقاشی «اتاق خواب» تا حداکثر ممکن زوم کردم (نقاشی کامل در گوشه پایین هست و نقطه سفید اونجا، زوم من رو نشون می ده)

قابلیت بالا برای کسانی که واقعا می خوان نقاشیها رو مطالعه کنن عالیه ولی برای غیرحرفهای هایی مثل من، نه فقط بازدید از آثار جذابه که قدم زدن و دیدن محیط موزه ها هم واقعا سرگرم کننده است:
درست مثل نقشههای خیابونی گوگل، میتونین توی موزهها قدم بزنین، دیوارها رو نگاه کنین و توی راهروها بچرخین. در ضمن اگر خواستین چیزی رو دقیقتر ببینین کافیه روش کلیک کنین یا علامت + کنارش رو فشار بدین تا مثل نمونه بالایی، بتونین دقیق در موردش بخونین و بدونین.
تنها چیزی که این سیستم کم داره، یک بازی است که روش سوار بشه. یا بتونیم توی فلان موزه مثل یک کاراگاه دنبال سرنج توی نقاشیها بگردیم (که به درد بچه های مدرسه خواهد خورد) یا اینکه مثلا بتونیم با یک تفنگ توی موزه دنبال همدیگه کنیم و بزنیم همه جا رو داغون کنیم (که به درد بچههای مدرسه خواهد خورد!).
راهنمای مرکز کنترل بیماریهای آمریکا برای مقابله با حمله زامبیها
زامبی یا مرده متحرک یک مفهوم گیک پسند است. من طرفدارشون نیستم. شاید هم هستم. درست نمی دونم ولی میدونم که توی دنیا زامبی مورد علاقه خیلی از گیک ها است. مثلا فیلمهای زامبی یا کلا استفاده از عبارت اپل زامبی برای کسانی که لینوکسی هستن ولی از اپل استفاده می کنن یا حتی نامگذاری پروسسها به اسم زامبی در دنیای یونیکس وقتی که مادرشون فوت شده ولی اونها هنوز زنده هستن کارشون تموم شده ولی مامانشون هنوز مقدار برگشتی شون رو چک نکرده.
توی فیلمها، زامبیها از یک جایی به وجود مییان و بعد شروع به تکثیر کرده و به انسانها حمله میکنن. این زامبیها در مقابل گلوله و غیره مقاوم هستن و راههای کشتنشون خیلی کمه (از جمله از بین بردن مغز که مانند یک گیرنده دستورات رو از یک مرکز احتمالی میٰگیره و بدن رو کنترل میکنه).
مقابله در برابر زامبیها هم کار پیچیدهای است که در دنیای اینترنت در موردش کلی مقاله و راهنما هست. یک جور فانتزی تخیلی جذاب و پر کشش برای یکسری آدم جوون – از جمله گیکها و بخشی از هکرها.
حالا نکته جذاب اینه که مرکز رسمی کنترل و پیشگیری آمریکا، یک راهنمای آخرالزمان زامبیای منتشر کرده (زامبی آپوکالیپس)! چرا؟ چون احتمالا کلی از جوونهای دنیا – از جمله من و شما – که محاله بریم وبلاگشون رو بخونیم با علاقه میریم به این صفحه و بعد از خوندن تاریخچه زامبیها، یاد میگیریم که اگر با وضعیت فاجعه باری مثل حمله زامبیها برای از بین بردن کل انسانها مواجه شدیم چیکار باید بکنیم:
مثل هر وضعیت اضطراری مشابه بهتره امن باشیم تا بعدا غصه نخوریم. جلو بودن از زامبی، زلزله، آتشفشان و غیره همیشه بهتر از سورپرایز شدن است.
برای مقابله با زامبی هم مثل مقابله با سیل باید این وسایل رو دم دست داشته باشیم:

- آب
- غذا
- دارو
- ابزار و وسایلی مانند چاقو، نوارچسب، باتری، …
- وسایل بهداشتی مانند صابون، ضد عفونی کننده، نوار بهداشتی و …
- لباس و وسایل خواب
- اسناد مهم جمع شده در یک کیف
- کمکهای اولیه
و بعد هم باید از حالا یک برنامه داشته باشیم تا زامبیها و بلایای دیگه ما رو غافلگیر نکنن. چیزهایی مثل دونستن بلایای احتمالی که ممکنه در منطقه زندگی اتفاق بیافتن، داشتن محل ملاقات تعیین شده، حفظ بودن ارتباطات مورد لزوم مانند شماره تلفن و اینها، دونستن مسیر تخلیه ساختمون و غیره و غیره.
خلاصه اینکه با این ایده جذاب، یک موسسه خشک که هیچ کس حوصلهاش رو نداره باعث شده همه ما یکبار به خودمون یادآوری کنیم که برای روزهای فاجعه، برنامه داشته باشیم.
حالا شما گیک عزیز! نمیخوای برای مقابله با زامبیها آماده بشی؟
تلنگر: انتشار انحصاری اسناد ویکیلیکس در مورد پاکستان در خود پاکستان
چند وقت قبل تصمیم گرفتم برای یک دوره دو ماهه کار برم پاکستان. جالبه که تقریبا به هر کس که میگم عکس العمل غیرمعمول نشون میده و می گه چرا پاکستان و این داستانها. همکارهای پاکستانی هم تجربیات مشابهی اینجا دارن. ما احساس میکنیم پاکستان یک کشور داغونه با حکومت دیکتاتوری و مردم متحجر.
مطمئنا بخشی از برداشت ما صحیحه ولی به جای تکرار همیشگی اینکه «ما از همه بهتریم ولی دارن به زور ما رو بد میکنن» بهتره دنیا رو نگاه کنیم و فکر کنیم و برنامه بهتر شدن برنامه ریزی و تلاش کنیم.
بهانه این نوشته این خبره:

در یک قرارداد با موسسه انتشاراتی داون پاکستان، تمام اسناد درز پیدا کرده آمریکایی در مورد پاکستان، به شکل انحصاری اول به این انتشاراتی داده میشه تا قبل از هر جا در خود پاکستان چاپ بشه. دقت کنید که اونجا پاکستانه و اینها همون اسنادی هستن که در ایران کسی حق نداره حتی ازشون حرف بزنه بدون اینکه بگه «همه خوب هاش واقعی است و همه بدهاش جعلی و دروغ»
نمیخوام زیاد داستان بگم ولی برای تلنگر یک نگاه هم به سایت داون بندازین یا به صفحه ویژه اسناد درز کرده آمریکا برین و ببینین کشور همسایمون چقدر توش آزادی بیان جلوتر از کشور ما است.
میدونم اکثرمون هزار جور دفاع و استدلال و غیره داریم ولی به نظر من در کنار همه اون حرفها، واقعا هم به اینجور تلنگرها نیاز داریم (:




