بنگ! بنگ! بنگ! یاد چی می افتین؟ هفتیر بنگ بنگی؟ حشیش؟ تصادف؟ خب یک بیمار هم هست که با دیدن این لغت، یاد سکس می افته؛ احتمالا چون اصطلاحی هست به اسم «گنگ بنگ» که برای رابطه جنسی چند مرد با یک زن استفاده میشه (: این آدم بیمار به این نتیجه رسیده که این لغت باید در اینترنت غیرقابل جستجو باشه..
لینوکس یا ویندوز؟ جواب ساده است
ایتا سایت خوبیه ولی گاهی واقعا چیزهای عجیبی منتشر می کنه. شاید مشکل از نداشتن مقاله باشه و شاید هم دفاع یک جانبه و با دید بسته ولی به هرحال مقاله ای مثل میزبانی ویندوز یا لینوکس؟ مساله این است ممکنه توی این سایت منتشر بشه (:
مقاله اصولا نه علمی است و نه منطقی و نه حتی ترجمه دقیق. تیتر اصلیاش اینه که «با توجه به اينكه معمولا ميزباني ويندوز گرانقيمتتر از ويندوز است براي برخي مصارف كه نياز به امنيت بسيار بالا نيست ميتوان از سايتهايي با بستر PHP استفاده كرد.» و کلا معتقده که پی اچ پی و مای اسکیوال، روی ویندوز قابل ارائه نیستند (:
ببینم اصلا من چرا دارم در این مورد توضیح می دم ؟ (: فقط به خاطر اینکه یک دوست خوب لینک اون مقاله رو بهم داده؟ یا چون دوست ندارم مقاله ای در این سطح رو در ITNA ببینم؟ بگذریم (: اصلا این رو پست کنم یا نه؟ نظر شما چیه؟ پست کنم؟ یا نه؟
اوه اصلا بذارین این دو تا عکس مشهور رو توی وبلاگ استفاده کنم. به قول خودش به جای نوشتن هزاران کلمه در مورد اینکه چرا لینوکس بهتره و چرا در دنیا سایت های حرفه ای از لینوکس استفاده میکنن ، بهتره این دو تا عکس رو ببینین تا به راحتی واضح باشه که چرا لینوکس امن تره و چرا بهتر میشه توسعه اش داد و چرا مشکلاتش راحت تر پیدا می شه و حل می شه و … این دو تا عکسها فراخوانیهای سیستمیای رو نشون می دن که وقتی یک سیستم عامل یک صفحه وب رو باز می کنه، صدا زده میشن. عکس بالایی فراخوانیها در یک سیستم لینوکس است و عکس پایین، فراخوانیها در یک سیستم ویندوز. خودتون مقایسه کنین و ببینین چرا یک سیستم معماری بهتری داره و سریعتر و راحت تر مشکلاتش برطرف می شه و امکان اضافه کردن قابلیت های جدید توش وجود داره.
لینوکس

ویندوز

نتیجه
من بگم؟ عکس ها رو نگاه کنین (:
نکته
اگر در جایی به جای استدلال خوندید که «همه می دانند که» یا «همانطور که حرفه ای ها می گویند» یا «بر همگان واضح و مبرهن است» و اینجور چیزها، به اون استدلال شک کنید.
چگونه یک هاست بخریم
در واقع من نمیخوام وبلاگم در این باره باشه ولی دوست خیلی خوبی این سوال رو کرده بود و دیدم بهتره به جای اینکه هر ماه توی چت جواب بدم، یکبار اینجا بنویسم.
هاست دقیقا یک فضا روی دیسک یک کامپیوتر متصل به اینترنت است که به شما اختصاص پیدا کرده. معمولا شما این امکان را دارید که از طریق یک اتصال FTP به این سرور وارد شوید (کلمه عبور و نام کاربر) و روی آن فایل کپی کنید. مثلا اگر شما دامین Jadi.ir را داشته باشید و یک هاست برایش بخرید، شرکت فروشنده هاست کامپیوترش را طوری تنظیم میکند که هر کس به آدرس Jadi.ir آمد، فایل درون دایرکتوری home/jadi/public_html/ را ببیند. حالا وظیفه شما خواهد بود که از طریق FTP (مثلا برنامه آزاد و بازمتن http://filezilla-project.org/) به هاست خودتان متصل شوید و یک فایل به نام index.html در آن دایرکتوری بگذارید تا به بازدید کنندگان نشان داده شود.
اما یک هاست چه مشخصاتی دارد؟ نگاهی به تصویر کنار بیاندازید. معمولا کافی است شما به یک شرکت فروشنده هاست مثلا پرشین تولز وارد شوید و به بخش هاستیگ بروید. سرویسهای مختلف قیمتهای مختلف دارند. ولی فرقشان چیست؟
Web Space یعنی روی این هاست چند مگ فایل میتوانید بریزید. البته فضای بانک اطلاعاتی هم به حجم فایلهای شما اضافه خواهد شد. مثلا اینجا من فقط حق دارم ۱۰۰ مگ از هارد میزبانم را اشغال کنم. برای یک وبلاگ معمولی، این عدد کافی است (:
Bandwidth هر کسی که برای دیدن سایت من بیاید، از سایت من متن، عکس و بقیه چیزها را دانلود خواهد کرد. اصلا هم لازم نیست حتما دگمه دانلود را بزند. همین که یک عکس در سایت من دیده میشود، یعنی از سایت من به کامپیوتر طرف منتقل شده است. پهنای باند یا همین Bandwidth میگوید که من در ماه حق دارم ۲ گیگابایت (۲۰۴۸ مگابایت) فایل منتقل کنم. این یکی از مشکلزا ترین بخشهای هاست است. چرا؟ فرض کنید حجم صفحه اول سایت من (یعنی عکسها و متنهای صفحه اول) در مجموعه ۳۰۰ کیلوبایت باشد. هر سه نفر که به سایت بیایند، یک مگ از پهنای باند ماهانه من مصرف شده. من کلا ۲۰۰۰ مگ پهنای باند ماهانه دارم (یعنی دو گیگ در ماه). نتیجه؟ در ماه کلا ۶۰۰۰ نفر میتوانند صفحه من را باز کنند! این تقریبا آمار یک روز بازدید کیبرد آزاد است و نتیجه این است که من باید هاست گرانتری بخرم ! این عددی است که موقع خرید هاست به آن توجه کنید. البته لازم نیست خیلی هم سخت بگیرید. کمترین را بخرید و هر لحظه که کم آمد، اختلاف را پرداخت کنید و به یک سطح بالاتر بروید.
MailBoxes چند تا ای میل میتوانید روی این هاست تعریف کنید؟ الان ۱۰ تا است. یعنی من می توانم ه ایمیل به شکل jadi@jadi.ir یا admin@jadi.ir یا … داشته باشیم. این در ظاهر مهم است ولی در واقع یک ایمیل هم زیاد است چون این روزها همه ایمیلهای قرص و محکم روی یاهو و جیمیل و دیگر سرویسهای تجاری را به این ایمیلهای غیرقابل اطمینان ترجیح میدهند (: مگر اینکه به طور خاص به دنبال کاربری خاصی باشید.
subdomains یعنی چیزهایی مثل blog.jadi.ir یا news.jadi.ir و … اینها میتوانند سایتهایی کاملا جدا باشند یا بخشهای مختلف یک سایت. در واقع شما با خرید هر دامین میتوانید بینهایت زیردامین تعریف کنید ولی سرویسهای تجاری شما را به تعدادی خاص، محدود میکنند.
FTP Account برای انتقال فایل به سرور (مثلا برای نصب یک وبلاگ) نیازمند یک شناسه اف تی پی هستید. همین یکی برای هر کاری کافی است مگر اینکه کاربرد خاصی برایش داشته باشید.
My SQL مهم است! این روزها تقریبا هر چیزی که بخواهید نصب کنید، نیازمند یک بانک اطلاعاتی هستید و مشهورترین آنها، همین مای.اسکیوال است. اینجا شما حق دارید ۲ تا بانک اطلاعاتی مای اسکیو ال برای خودتان تعریف کنید پس به راحتی میتوانید دو وبلاگ مختلف روی سایتتان راه بیاندازید. البته در بسیاری سیستمها میشود نسخههای گوناگون را روی همان یک بانک هم تعریف کرد. معمولا این تعداد برای کسی مشکلزا نمیشود.
PHP سرور از زبان PHP پشتیبانی میکند. یعنی اگر فایلی با پسوند PHP به سرور منتقل کنید، روی آن «اجرا» خواهد شد. این روزها تقریبا همه برنامههای آشنای ما با PHP نوشته میشوند و همه سرورها هم از آن پشتیبانی میکنند. آخرین سروری که بدون پشتیبانی از PHP دیدهام، تقریبا مال ۸ سال قبل بوده.
CGI یک شیوه برنامهنویسی است و در واقع اگر کسی بگوید از آن پشتیبانی میکند یعنی یک دایرکتوری به نام cgi-bin هست که اگر فایلهای اجرایی در آن بریزید (مثلا پرل با پسورند pl) اجرا خواهند شد. این کار کمی پچیدهتر از کار کردن با PHP است و نیاز به کمی تجربه دارد (: تنها برنامه بسیار مرسومی که این روزها از این روش استفاده میکند، مووبل تایپ است که پیشنهاد میکنم سراغش نروید و از وردپرس استفاده کنید.
JSP جاوا و این چیزها. من سررشتهای ندارم (:
Support پشتیبانی (: 24/7 یعنی هفت روز هفته روزی بیست و چهار ساعت جوابتان را میدهند (: احتمالا در این سرویس با ایمیل. ممکن است اگر به سرویسهای بالاتر بروید یک شماره تلفن هم به شما بدهند که بیست و چهار ساعته بتوانید به آن زنگ بزنید و حل مشکل کنید. در واقع اگر من بخواهم یک دلیل برای خرید سرویس از یک جای خوب بیاورم، پشتیبانی است (: راستش را بخواهید هنوز هم که هنوز است، بهترین پشتیبانی را در پرشین تولز دیدهام (:
Price که همان قیمت است. فکر کنم از ۱۰ تومن هم بتوانید سرویس پیدا کنید ولی گول قیمت را نخورید. قیمت معقول بدهید برای سرویس معقول. نه لازم است چیز عجیبی بخرید نه لازم است دنبال ارزانترین سرویس باشید. من سرویسی مثل این که اینجا را میبینید را خوب میبینم. البته به جز پهنای باند ۲ گیگ که واقعا کم است. به نظرم اگر همین سرویس، پهنای باند ۵ گیگ بده (مثلا به اسم سرویس دانشجویی!) خیلی خوب خواهد بود (:
دیگر چیزها بعله! هنوز مانده. گاهی از Dedicated IP و تعدادشان حرف میزنند. یعنی شما چند آدرس IP خواهید داشت. در بسیاری از مواقع همین یکی بس است و اگر کسی نمیداند «آی پی اختصاصی» به چه دردی میخورد، معنشاش این است که به دردش نمیخورد. نکته مهم دیگر CPanel است. انجام خیلی از کارها توسط یک کاربر معمولی راحت نیست. مثلا اگر شما یک دامین جدید بخرید به سختی میتوانید آن را به هاست فعلی متصل کنید. یا اگر لازم باشد یک بانک اطلاعاتی My SQL تعریف کنید، احتمالا علاقهای ندارید وارد خط فرمان شوید و دستورات لازم را تایپ کنید. شما یک صفحه میخواهید که با کلیک روی آن تعداد کاربران را ببینید، اسکیوال تعریف کنید، حتی وبلاگ نصب کنید و …. این صفحه گرافیکی معمولا یا CPanel است یا Plesk و در آدرسی مثل این قرار دارد: http://jadi.ir/cpanel و برای ورود به آن باید نام کاربر و کلمه عبور را تایپ کنید. تقریبا اکثر سیستمهای تجاری، این امکان را دارند ولی خوب است قبل از خرید از این نکته اطمینان حاصل کنید (:
چه سیستم عاملی؟
خب انتخاب خیلی ساده نیست. FreeBSD پایداری بهتری برای وب سرور داره ولی کنترل حرفهای تری میخواد و ممکنه ایرانیها گرونتر بفروشنش. لینوکس راحتتر و همهگیرتر است و اکثر وب سرورهای جهان ازش استفاده میکنن. البته نهایتا انتخابهای مختلف لینوکس برای کاربر نهایی فرق چندانی نداره. من خودم Debian رو ترجیح میدم ولی CentOS هم کاملا مرسومه (: به هرحال انتخاب سیستم عامل، تا وقتی که قرص و محکم باشه تفاوت چندانی ایجاد نمیکنه (:
ضریب جیم یا چرا در مورد تونل دی ان اس می نویسم
بیاین یک ضریب تعریف کنیم و اسمش رو بذاریم ضریب جیم که یک مفهوم است و نه یک عدد. ایده من این است که اگر میزان مفید / جالب بودن یک پست وبلاگ رو ضربدر تعداد افرادی که اون رو مفید / جالب میدونن بکنیم، یک عدد به دست مییاد که میتونیم بهش بگیم ضریب جیم. چون دو تا مقدار اولی به راحتی سنجش پذیر نیستن، ضریب جیم هم قابل بیان عددی نیست.
حالا که ضریب جیم رو داریم، می تونیم به راحتی تصمیم بگیریم چه مطلبی رو باید در وبلاگ نوشت و چه مطلبی رو نه. مدتها قبل یکی از دوستانی که من خیلی خیلی کم دیدهامش ولی یکی از بهترین دوستانم است (هه هه! ضریب جیم اینجا هم خودش رو نشون می ده!) لینک http://dnstunnel.de/ رو برام فرستاد. من هیچ وقت نمیدونستم باید در موردش چی و چقدر بنویسم اما همیشه برام بسیار جالب بود و جذاب و مفید. حالا که ضریب جیم رو معرفی کردم، میدونم که این مطلب باید نوشته بشه. حتی اگر فقط به درد یک نفر بخوره (: شدیدا پیشنهاد میکنم دیگران هم بخوننش. البته فقط صورت مساله رو:
صورت مساله: جایی نشستهاید که شبکه محلی بیسیم دارد اما وقتی وصل میشوید و آدرس سایتی را وارد میکنید یک صفحه لاگین باز میشود که باید کد وارد کنید یا اعتبار بخرید و … تا وقتی این کد را وارد نکردهاید یا اعتبار نخریدهاید، هر سایتی که بزنید،نتیجه همین صفحه است.
غیرطبیعی است؟ اصلا (: اکثر فرودگاهها، مکانهای عمومی، هتل ها و … که اینترنت پولی دارند، با این روش کار میکنند.
راه حل؟ http://dnstunnel.de/
من توضیح فنی نمیدهم. کار خیلی راحتی هم نیست ولی احتمالا برای بعضیها واقعا ارزش خواندن دارد و برای بعضیها از نظر فنی واقعا جذاب. مطمئنا آدمهای خیلی کم با علاقه خیلی زیاد که باعث متعادل شدن ضریب جیم میشود (:
نکته: این کار احتمالا غیرقانونی است. حواستان باشد. احتمالا همه شما هم مثل من اعتقاد دارید که Internet Should be Free / اینترنت باید رایگان باشد ولی به هرحال این ایده همه نیست (:
من دیگر بایت فایت بازی نمیکنم
تبلیغ بایت فایل را این روزها زیاد دیدهایم. من اولین بار که تبلیغ فارسی را دیدم، شوکه شدم و بنا به علاقه همیشگیام به بازیهای ایفای نقش با بازیکنان خیلی زیاد یا به قول خارجیهای Mass Multi Player Role Playing Game یا همان MMPORPG تصمیم به بازی گرفتم و عضو شدم (:
بازی ماجرای جنگ بین خونآشامها و گرگنماها است. من گرگ نما را انتخاب کردم و شدم «گرگنمای Jadi». بازی کاملا مبتنی بر مرورگر و متنی است. در واقع هیچ اکشنی وجود ندارد. از منو به «شهر» میروید و از آنجا به «میخانه» و در میخانه کلیک میکنیم که میخواهیم یک ماموریت آسان داشته باشیم. در ماموریت نوشته «به غار برو و با نگهبان حرف بزن». از منو (یا با کلیک روی عکس) به غار میرویم و فقط یک جای کلیک هست: صحبت با نگهبان.
کلیک میکنیم و صفحه بعد نوشته:
نگهبان به تو می گوید که باید یک غول بکشی
غول ها در غار هستند پس دوباره روی غار کلیک میکنیم و «۱۰ دقیقه مبارزه» را انتخاب میکنیم. یک شمارنده شروع میشود و ده دقیقه را میشمارد. بعد از ده دقیقه، باید به صفحه پیامها برویم و بخوانیم که شکست خوردهایم یا پیروز شدهایم. اگر پیروز شده باشیم باید از منو پیش نگهبان غار برویم و بخوانیم:
تشکر! تو یک غول را کشتی. این هم پاداشت.
و بعد مثلا ۱۰۰ سکه به پولمان اضافه میشود. میتوانیم از منو روی خانه کلیک کنیم و بعد روی تمرین کلیک کنیم و از منوی بعدی، کلیک کنیم که ۹۰ سکه خرج افزایش توانایی ما بکند. حالا توانایی به جای ۵ شده است ۶ و احتمال پیروزی بیشتر است. حالا باید به میخانه برویم و روی ماموریت کلیک کنیم یا روی شکار کلیک کنیم و ۱۰ دقیقه دیگر بیاییم ببینیم پیروز شدهایم یا شکست خورده ایم یا روی قبرستان کلیک کنیم و ۱ ساعت دیگر بیاییم و ۱۰۰ تا به پولمان اضافه شده باشد.
بیمزه است؟ بعله (: ولی نکته جذاب این است که بقیه «آدمها» هم مشغول همین کار هستند و بازی هم اعتیاد آور است. آدم میگوید یک روز دیگر هم بازی کنم و فلان سلاح را بخرم که ۱۰ تا به توانایی حمله اضافه میکند. بعد میگوید حالا یک تمرین دیگر هم بکنم و ۱ دانه به قدرت دفاعی اضافه کنم و …
اما من دیگر بازی نمیکنم. الان رتبه خوبی دارم (رتبه ۱۵) ولی بازی وافعا بینمک است. مشکل این بازی در مقایسه با بازیهای مشابه این است که هیچ خلاقیت یا استراتژیای ندارد. روند بازی کاملا ثابت است و چه باهوش باشید و چه خنگ، چه علاقمند به جادوگری باشید و چه اهل مبارزه، چه بخواهید شرافتمندانه جلو بروید و چه از طریق حیله گری و حمله به دیگران ودزدیدن پولشان، … در واقع انتخابی ندارید. یک روند معقول بازی هست که همه همان را جلو میروند و تنها نکته که بعضی ها را جلوتر و بعضیها را عقب میاندازد این است که بعضیها زودتر شروع کردهاند و بعضیها دیرتر و بعضیها روزی ۲ ساعت وقت برای بازی میگذارند و بعضیها بعضی روزها سر نمیزنند. این است که من بعد از حدود دو هفته بازی، کنارش میگذارم (: البته فقط همین هم نیست. یکی دیگر از دلایل این است که مترجمین فارسی تصمیم گرفتهاند اسم «میخانه» را به «چایخانه» عوض کنند و این به نظر من مسخره است (: بخصوص وقتی عکس صفحه چایخانه یک گارسون چاق و دوست داشتنی باشد که دو لیوان یک لیتری آبجو در دست دارد (:

گیک لینوکس هستید وقتی که…

– اگر کسی از «اون یکی سیستم عامل» حرف زد، حواستان سراغ FreeBSD برود.
– در طراحی خانه یا وب سایت از پنگوئن استفاده میکنید.
– غلط یاب را تنظیم میکنید تا new را با gnu عوض کند.
– هر بار که برای مصاحبه شغلی میروید، جلسه تبدیل به جلسه تبلیغاتی لینوکس میشود.
– حواستان به حداکثر uptime هست و سعی میکنید رکورد خودتان یا دیگران را بشکنید.
– خانه مرورگرتان روی /. تنظیم شده.
– اگر فایل autoexec.bat ببینید، سعی میکنید catش کنید.
– پیش میآید که fstab را از اول بنویسید و به نظرتان هم عجیب نمیآید.
– در ورد مایکروسافت هم تایپ میکنید :wq
– در هر جایی، TAb میزنید تا نوشتهها کامل شوند.
– اگر مجبور بشوید پشت ویندوز بنشینید، از نبودن Virtual Desktop، دائما غر میزنید.
– معتقدید اگر بخواهید، به راحتی میتوانید به روشنایی (Enlightenment) برسید.
– یادتان هست که صفحه لاگین ویندوز ۹۵ و ۹۸ کلید Cancel هم دارد!
– در کیف یا جیبتان یک سی دی اوبونتو، دبیان و فدورا پیدا میشود.
– بوت کردن دستگاه بعد از نصب یک نرمافزار، عصبیتان میکند.
– هر وقت میخواهید سی دی توزیع محبوبتان را استفاده کنید، کشف میکنید که سی را به کسی قرض دادهاید.
– احساس میکنید یک روز باید استاد vi بشوید.
– بر روی کامپیوتر خانه، بیشتر از ۵ سرویس شبکه را فعال کردهاید.
– تنها باری که کامپیوتر شما ریبوت میشود، وقتی است که میخواهید یک توزیع جدید را امتحان کنید.
– اگر در مورد ویندوز کسی را راهنمایی کنید و کار کند، احساس شرم میکنید.
– خواب پنگوئن میبینید.
– هر چیز بیمزهای را میخوانید یا ترجمه می کنید فقط چون مربوط به لینوکس است!
– آرمین عابدین در سال ۲۰۲۵ پیشنهاد کرد اینو اضافه کنم: اعتیاد به میدل کلیک(middle-click) ماوس برای *پیست* کردن متنی که با ماوس انتخابش کردین (ولی کپی نکردین).
سانسور ابلهانه است
سانسورچی عزیز، شاید دوستش نداشته باشی ولی دوست دارم نمودار بازدیدکنندگان ماهانهام را تقدیم کنم به تو. به تویی که از دو ماه قبل سانسور وبلاگم را شروع کردی و ماه قبل در همه سرویس دهندهها کاملش کردی.

در واقع میخواستم از فیلترینگ و سانسور سایت خودم ننویسم (: الان هم نیازی نیست بنویسم. نمودار را نگاه کن و ببین چقدر بچهگانه سانسور میکنی و جالبتر اینکه خودت هم یا بدون فیلتر کار می کنی یا برای خواندن، از فیلتر رد میشوی.
اوایل سانسور شدن، آدم ناراحت میشود ولی من همیشه به زمانی فکر میکنم که اگر دولت تصمیم به حذف نویسندهای میگرفت، دیگر نه کتابی از او باقی میماند و نه اثری. حالا در روزگاری زندگی میکنیم که وقتی حکومت تصمیم به سرکوب یک عقیده/نوشته میگیرد، آن فرد بیشتر خوانده میشود و راحتتر مینویسد. سانسور همیشه احمقانه است و این بار ابلهانه (: این را هم فراموش نکن که شاید بتوانی از نظر فنی سطح ابلهانه بودنش را کم کنی ولی هر کاری هم که بکنی، مثل تمام تاریخ، سانسور احمقانه بوده و احمقانه باقی خواهد ماند (:
ششمین جشنوار خیریه پیام امید
یکی از خوانندگان خوب، این آگهی رو فرستاده و خواسته براش توی سایت بذارم. بدون شک من هم از فقر در کشورم و سیارهام بدم میآد و علاقمند به کمک هستم. کاملا تئوریهای کلان رو قبول دارم و معتقدم اصولا بودن فقیر و نیازمند یا اصولا فقیر بودن یتیم، غیرقابل قبوله. اما این رو هم قبول دارم که اینچنین کمکهایی در وضع حاضر زندگی این آدمها رو کمی بهتر میکنه و بودن این سازمانها خوبه. درست مثل تلاش برای تغییر قوانین تبعیض آمیز علیه زنان که بودنش خوبه در حالی که نهایت آرمان من نیست (: اوه و در عین حال برام مهم بود که این موسسه، در صفحه درباره ما، در مورد فرصتهای برابر صحبت کرده که به نظرم بسیار مهمه (:

آدرس: پیام امید
مکان فیزیکی جشنواره: خیابان ولیعصر، پایینتر از چهارراه پارک وی، روبروی رستوران سوپراستار، مجتمع فرهنگی تفریحی سپید
زمان: ۲۷ و ۲۸ و ۲۹ آذر
ساعت: ۱۰ صبح تا ۹ شب