بایگانی برچسب: s

رباتی که وسایلتون رو می ذارین توش و دنبالتون راه می افته می یاد

یکی از نویسنده های مورد علاقه من تری پراچت است. این نویسنده دنیای DiskWorld رو اختراع کرد و در موردش بیشتر از ۴۰ کتاب نوشت. طنزهایی خلاف کلیشه های مرسوم از کسی که زندگیش نوشتن شد و نشان شوالیه برای خدمت به ادبیات گرفت و من واقعا دوستش داشتم و بارها ازش نوشتم. توی دیسک ورد یک صندوق جادویی هست که دنبال صاحبش راه می ره. میتونین چیزهاتون رو بذارین توش و شما رو تعقیب می کنه و مجهز به دندون های تیزیه که باعث می شه اموال شما امن بمونن.

حالا رباتی از شرکت خودروسازی ایتالیایی به اسم پیاگیو به اسم گیتا با دو تا چرخ عظیمش کاری مشابه می‌کنه. نمونه ای از تاثیر عمیقی که تکنولوژی فعلی به زودی روی حمل و نقل خواهد گذاشت. کافیه درش رو باز کنین، وسایلتون رو بذارین توش و هشت ساعت دنبالتون بیاد. اگر باتری اش تموم شد می تونین با یک پریز معمولی شارژش کنین و تمام تلاشش رو هم می کنه که سطحی که وسایلتون رو روش گذاشتین تکون نخوره. روش تعقیب هم کمی غیرمرسومه ولی کارا: یک کمربند که به کمر می بندین! این کمربند دوربینی داره که مسیر طی شده توسط شما رو می بینه و ربات هم همون رو تعقیب می کنه – با دیدن. با این روش حتی اگر ربات چند ساعت بعد از شما راه بیافته می تونه راهش رو پیدا کنه و به شما برسه.

یک جالبی دیگه این خبر اینه که توی دنیایی که همه چیز هی داره نزدیک می شه به «خودکار» شدن و از درون ها و ماشین های خودکاری حرف می زنیم که بدون دخالت انسان سعی می کنن کارهای ما رو بر عهده بگیرن، گیتا به شکلی جذاب درگیر یک رابطه با انسان می شه و عملا به جای انجام دادن کارهای شما، شما رو همراهی می کنه تا راحتتر به اهدافتون برسین.

ربات ها دارن قدم به قدم جلو میان و به زودی در همه چیز از ما بهتر می‌شن

چند وقتی است توی جادی.نت و رادیوگیک هی می‌گیم که در فلان بخش و فلان بخش و فلان بخش ربات‌ها (در واقع نرم افزارهایی که ادای آدم ها رو در میارن) هی دارن پیش می‌یان. تا چند وقت پیش شطرنج، بعد سر بازی گو که فکر می‌کردیم ده سالی مونده تا کامپیوترها ما رو شکست بدن سورپریز شدیم و حالا توی دو سه تا میدون جدید!

  • یک بازیکن کامپیوتری پوکر ساخته شده که با استفاده از هوش مصنوعی تونسته در بازی یک به یک چندین پوکر باز حرفه ای رو شکست بده. گفته می‌شه اگر این درست باشه و قابل تکرار، این یک اتفاق بسیار بزرگ است چون در واقع این ماشین می‌تونه بلوف رو درک کنه و بلوف بزنه، اونم در مقابل انسان‌های واقعی. یک مسابقه هفته بعد با حضور پوکربازهای حرفه برگزار می‌شه که توش در حدود ۲۰ روز بازی انجام می‌شه و آمار دقیق‌تری از وضعیت این بازیکن متکی به هوش مصنوعی به دست می‌یاد.
  • در خبر بعدی یک کامپیوتر تونسته با نگاه کردن به عکس های کافی در تشخیص‌های پزشکی همکاری کنه و نتایجی مشابه نتایج متخصصین بده. این سیستم با شبکه های عصبی عمیق کار می کنه (چند لایه تحلیل) و با دیدن چندین هزار تصویر از توده‌های پوستی و استفاده از شبکه عصبی آزاد اعلام شده گوگل، می تونه تشخیص سرطان رو در حد یک متخصص انجام بده. در واقع الان بخش بزرگی از هوش مصنوعی داره به همین شیوه پیش می ره که به یک کامپیوتر ده هزار عکس گربه می گیم و به احتمال زیاد خیلی راحت می تونه در عکس بعدی با تقریب معقولی بگه عکس جدید مربوط به گربه است یا نه.
  • و یکی از چیزهای که حتما باید در موردش حرف زد، روشی است که کامپیوترهای ماشین‌های خودراننده یاد میگیرن رانندگی کنن حتی بدون اینکه از گاراژ بیرون بیان. در واقع یک کامپیوتر می‌تونه تا حد زیادی توی فکرش چیز یاد بگیره. کافیه به چیزی مثل گوگل استریت ویو وصل بشه و خیابون‌ها رو نگاه کنه و تو ذهنش بگه «من چیکار می‌کردم» و نتیجه اش رو ببینه و بستجه. در همین شیوه کامپیوترهایی رو داریم که با دیدن یک بازی یاد می گیرن بازی کنن و موارد مشابه تا جایی که حتی در یک تحقیق یک کامپیوتر توی ذهنش صندلی تصور می کرد و یک کامپیوتر دیگه با دیدن تصورات ذهنی کامپیوتر اول، درک می کرد که صندلی چیه و می تونست صندلی های دنیای واقعی رو تشخیص بده. این در واقع یک خودکفایی آموزشی به ربات‌ها می‌ده که همون چیزی بود که یکسری خیلی تخیلی تصور می شد.

و البته نکته مشترک همه اینها، موتورهای هوش مصنوعی است که به شکل نرم افزار آزاد ارائه شدن و اطلاعاتی که به آزادی در دسترس مردم هستن. یک نشونه دیگه از اینکه انحصار در اطلاعات و جمع کردن کل قدرت در یک جا، شدیدا در حال صدمه زدن به ما است.

بیلبوردها رو فراموش کنین، اوبر با درون تبلیغ نشون می‌ده

trafficdronesmexico

یک پهپاد داره توی ارتفاع کم پرواز می‌کنه و به راننده‌هایی که توی ترافیک سنگین مکزیکوسیتی گیر کردن پیام‌هایی مثل این نشون می‌ده که «آیا یک نفری تو ماشین نشستین؟» و «به این دلیله که کوه‌ها دیده نمی‌شن». این تبلیغ‌ها که به آلودگی هوا اشاره می‌کنن بخشی از تبلیغات جدید اوبر (تاکسی یاب جهانی) هستن که دارن سیستم جدید اوبرپول رو تبلیغ می‌کنن: هم مسیر شدن آدم‌ها با هم و کم شدن ترافیک و بهبود وضعیت هوا و پایین اومدن هزینه‌ها.

در مورد اوبر توی رادیوگیک‌ها بارها حرف زده‌ام. شرکتی که کشورهای مختلف ازش کپی کردن و کارش سفارش راحت تاکسی از روی گوشی است. ایده نهایی این شرکت احتمالا اینه که در سطح شهر ماشین‌های خودراننده‌ای داشته باشه که بشه اونها رو سفارش داد. در اون دنیا دیگه نیازی به داشتن ماشین شخصی نخواهد بود؛‌ هر چند که فانتزی نهایی ما اتاق‌های خود راننده است.

دولت ایالات متحده، کنترل اینترنت را تحویل آیکن داد

icann

چهل و هفت سال قبل که اینترنت رو ساختن، قرار شد دپارتمان بازرگانی ایالات متحده آمریکا، مسوولیت کنترل و قانونگذاری اون رو بر عهده بگیره. بعدها در ۱۹۹۸ موسسه ICANN (The Internet Corporation for Assigned Names and Numbers) تاسیس شد تا زیر نظر این دپارتمان دولت آمریکا، مسوولیت اختصاص اسم‌ها بر اینترنت رو بر عهده داشته باشه. همون چیزی که باعث می شه چیزی به اسم jadi.net به سایت من برسه (اگر سانسورچی بذاره).

این قرارداد دیروز تموم شد و حالا دپارتمان بازرگانی دولت آمریکا، نقش خودش رو کاملا به آیکن واگذار کرده – سازمانی در مقابل بخش های اقتصادی، سیاسی، ارتباطی، جامعه مدنی و غیره از سراسر جهان پاسخگو است.البته این مساله هنوز به طور کامل اتفاق نیافتاده و بعضی از سیاستمدارهای آمریکا هم سعی کردن جلوی اینکه «اوباما اینترنت رو به جان تحویل بده» بایستن. اونها می‌گن:

ما نگران این هستیم کشورهای تمامیت‌خواه مانند روسیه و چین و ایران بتوانند جلوی داشتن یک اینترنت آزاد و باز را بگیرند […] رییس جمهور اجازه ندارد نقش پیشروی آمریکا در تضمین اینکه اینترنت محلی برای آزادی عقاید باشد را تقدیم کشورهای دیگر کند.

البته در حالت عادی اتفاقی که افتاده تاثیر خاصی روی اینترنت نمی‌ذاره چون آیکن هم سازمانی است داخل آمریکا و متعد به اجرای قوانین اون کشور. مثلا در مورد سایت کیک اس تورنت، اف بی آی آمریکا به راحتی تونست دامین cr که متعلق به کاستاریکا بود رو تعلیق کنه و این اتفاق بازهم تکرار خواهد شد.

کشورهای مختلفی در طول سال‌های اخیر دنبال این بودن که انحصار آمریکا به کنترل دامین‌های اینترنت رو به کنترلی غیرمتمرکز تر تبدیل کنن چون اصولا ایده اینترنت، ابزاری غیرمتمرکز و دور از مرکزیت بوده. این مساله هم از طرف کشورهای مدرن و دموکراتیک اروپایی پیگیری می‌شد و هم از طرف کشورهایی مثل ما که معلومه هر جا بتونن ترجیح می دن کنترل بیشتری داشته باشن (مثلا به جای فیلتر کردن یک دامین در کشور خودشون، بتونن کلا اون دامین رو از اینترنت حذف کنن یا برای خودشون بردارن).

پایان قرارداد وزارت بازرگانی آمریکا و انتقال کنترل روت زون های اینترنت به یک سازمان مستقل از حکومت ایالات متحده شاید در زندگی روزمره هیچ کس تفاوت محسوسی ایجاد نکنه ولی قدم جالبی است در خلع ید یک حکومت از قدرتی که داره،‌ فقط به خاطر پایان یافتن یک قرارداد – اونهم روی چیزی مثل اینترنت و در شرایطی که می شد هزار مدل استدلال کرد که «حالا در شرایط بحران هستیم پس فعلا…».

خودروهای خودراننده رو فراموش کنین، فانتزی ما اتاق‌های خود راننده است

وایرد دیروز یک مطلب جالب منتشر کرده که من به شکلی دیگه تعریفش می کنم.

room

من آخرش هم نفهمیدم این «خود» یعنی چی؟ خودکار قراره خودش کار کنه؟ خود نویس واقعا خودش می نویسه؟ (: یا مثلا خودرو! خودرو خودش می‌ره؟! انتظار داشت من هلش بدم آخه؟ ((: به نظر من که اصولا بهتره مد کنن به «خودروهای خودراننده» مثل آدم بگن «خودروی واقعا خودرو» چون ایندفعه دیگه قراره واقعا خودش بره! یا به شکل خلاصه بهش بگن «خودروی واقعنی» یا حتی مثل آدم «خودرو». اما مستقل از این بحث، اگر ما خودروی بدون راننده یا خودروی خودش رانندگی کننده داریم، چی داریم؟ یک چیزی شبیه به ماشین‌های فعلی که نیازی به گرفتن فرمون و گاز ندارن. خب پس چه کاریه که صندلی دقیقا این شکلی باشه؟ همه صندلی ها می تونن شبیه صندلی مسافرهای اتوبوس باشن یا اصلا دور تا دور چیده بشن و یک میز بذاریم وسط! این بهتر نیست؟

خب اگر خودروهای آینده این شکلی باشن منطقی تر نیست موتور رو بذاریم زیرش و کلا برای بهینه کردن فضای موجود، یک مکعب مستطیل بزرگ درست کنیم؟ یعنی بشه یک مکعب مستطیل که دورش صندلی چیده شده و وسطش یک میز است و هر جا قراره بره، می ره و بعد من پیاده می‌شم.

و حالا بهتر نیست به جای میز وسط و صندلی، کلا فقط وسایل خودمون رو بشینیم و خودرو بشه دفتر کارمون؟ من عصر بعد از کارم بشینم توش پشت میزم و به اینترنت ملی که وزیر تدبیر و امید گفته که قراره همه توش زیر نظر باشن وصل بشم و کارهام رو بکنم یا لم بدم روی مبلم و کتاب بخونم تا ترافیک همت خود به خود رانندگی بشه و برسم به خونه و برم بالا تو آپارتمانم.

خب اصلا چرا خود خودرو نچسبه به دیواره خونه و با یکسری ریل نیاد تا جلوی پنجره آپارتمان من در مثلا طبقه هجدهم؟ و حالا که اینجاست چرا اصلا کل پنجره یک طرف خونه و یک طرف خودرو باز نشه و این «ماشین» چسبیده به دیوار تبدیل نشه به اتاق کارم؟ در واقع چرا من صبح نرم تو اتاقم کارم و اتاق کارم راه نیافته بره تو خیابون و به سمت محل کار؟

room2

به نظر من که ایده بسیار خوبیه، اسمش رو هم گذاشتن Tridika (: هیجان کاذب خودروهای واقعنی رو فراموش کنین و امیدوار باشین به ظهور سریع اتاق های خودرو.

روش اندازه‌گیری طول تأخیر در سیستم‌های کامپیوتری

این مطلب رو هم دوست خوبم میلاد زنگنه برام فرستاده، منتشرش می کنم چون دیده می شه که روش صحیح صحبت در مورد طول تاخیر در بسیاری جاها شناخته نشده.


یکی از مشکلاتی که توی بیان کارایی سیستم توزیع شده داریم بحث زمان پاسخ یا همون response time هستش و برای اینکه کمی با این بحث و اهمیتش آشنا بشیم من این متن رو اینجا می‌نویسم.
همه می‌دونیم تأخیر توی سیستم‌های کامپیوتری یعنی مدت زمانی که یک پردازه دستورالعمل‌های خودش رو انجام میده و خاتمه پیدا میکنه. روش‌های متفاوتی مثل میانه، میانگین و صدک‌ها برای اندازه‌گیری تأخیر توی این سیستم‌ها مطرح می‌شن. اما بایستی ببینیم واقعاً این معیارها برای اندازه‌گیری زمان پاسخ مناسب هستند؟
دو معیار اول یا همون معیارهای میانگین و میانه روش‌های مناسبی برای توصیف طول تأخیر سیستم‌های کامپیوتری نیستن چون این روش‌ها بدترین حالت‌ها (زمان پاسخ‌های طولانی) رو توی خودشون محو می‌کنن و ابزارهای مانیتورینگی که بر این مبنا تأخیر رو محاسبه می‌کنن قادر به تشخیص موارد خاص نیستند. اگه واضح‌تر بخوام بگم فرض کنید ۲۰ تا درخواست به سیستم وارد شدن و زمان پاسخ اون‌ها به شکل زیر هستش:

۱ ، ۱ ، ۱، ۱ ، ۲ ، ۲ ، ۲ ، ۳ ،۳ ، ۳ ، ۳ ، ۳ ، ۴ ، ۴ ، ۴ ، ۴ ، ۴ ، ۵ ، ۱۵ ، ۱۶

خب اگه بخواییم میانگین زمان پاسخ رو حساب کنیم میشه حدود ۴ میلی ثانیه و ما هم خیلی خوشحالیم! اما واقعیتش اینه که دو تا زمان پاسخ خیلی بد داشتیم که یطورایی توی نتیجه محو شدن و اثری ازشون دیده نمیشه.

اگه در مقیاس وسیع نگاه کنید یک درصد چیز کمی نیست. ممکنه ۱۰۰۰ تا درخواست (کاربر) با تأخیر زیاد مواجه بشن و در نتیجه کسی از سیستم ما راضی نباشه و سراغ یک جایگزین بهتر بره (:

شاید این بحث روی نمودار جالبتر باشه. توی نمودار زیر به طور میانگین زمان پاسخ در حدود ۵۰ میلی ثانیه است و توی مواردی نادر به۱۰۰ میلی ثانیه می‌رسه.

1

همونطور که می‌بینید این نمودار در بدترین حالت (تأخیر زیاد) توانایی نمایش تاخیر سیستم رو نداره. حالا وضعیت سیستم رو با استفاده از یک معیار دیگه به نام صدک بررسی می‌کنیم:

اینم بگم که ما انواع مختلفی از صدک داریم که توی نمودار زیر فقط صدک ۹۹ ام تأخیر نمایش داده شده و تمرکز رو روی یک درصد زمان پاسخ خیلی بد گذاشتیم.

2

نمودار بالا به طور باور نکردنی با نمودار اولیه (میانگین و میانه) تفاوت داره. این نمودار بیان می‌کنه که در ساعت ۹:۳۶ دقیقه ۹۹ درصد مقادیر کمتر از ۸۵۰ میلی ثانیه هستن یا به عبارتی دیگه یک درصد کاربرها تاخیری بیشتر از ۸۰۰ میلی ثانیه رو تجربه کردن!

نکته‌ای که وجود داره اینه که اگه از سیستم توزیع شده استفاده کنیم این طول تأخیر تشدید می‌شه چون معمولاً توی این سیستم‌ها یک درخواست به چندین درخواست کوچیکتر شکسته میشه و بصورت توزیع شده روی ماشین‌های زیادی (شاید بیشتر از هزارتا) اجرا می‌شه و در نهایت نتیجه کل پاسخ‌ها تجمیع و به کاربر تحویل داده می‌شن.

3

هر چند از احتمال خیلی خوشم نمیاد ولی برای اینکه یک کم مستند صحبت کنیم فرض کنید میانگین زمان پاسخ یک سرویس دهنده ده میلی ثانیه ست اما صدک ۹۹ ام تأخیر اون برابر با یک ثانیه باشه. بنابراین یک درصد از درخواست‌ها تاخیر یک ثانیه ای را تجربه می‌کنن. حالا تصور کنید درخواست کاربر برای انجام شدن نیاز به اجرا بر روی صد سرویس دهنده رو داشته باشه. بنابراین داریم :

درخواست توسط یک گره ریشه میان تعداد زیادی ماشین توزیع میشه و برای تولید پاسخ نهایی لازمه منتظر پاسخ تمام سرویس دهنده‌ها بمونیم.

خب اول فرض‌های مسأله رو می‌نویسیم:

  • احتمال اینکه «یک» سرویس دهنده به‌موقع پاسخ خود را تولید کند : ۹۹ درصد
  • تعداد کل سرویس دهنده ها : ۱۰۰

حالا مسئله مشخصه و می‌تونیم با داشتن این فرض‌ها احتمال تأخیر هر درخواست رو به صورت زیر محاسبه کنیم:

4

خب طبق این محاسبه ۶۳ درصد کاربرها تأخیر بیش از یک ثانیه رو تجربه می‌کنن و عملاً میشه گفت سیستم شما بدرد نمی‌خوره چون بیشتر مواقع کنده (: