بایگانی برچسب: s

حالا می تونین نسخه کاغذی ترجمه فارسی کتاب «فقط برای تفریح» توروالدز رو بخرین؛ صد در صد درآمد به زلزله کرمانشاه می رسه

بالاخره با مجوز ارشاد و تغییر چند کلمه، کتاب فقط برای تفریح / داستان یک انقلابی اتفاقی‌ به چاپ کاغذی هم رسیده. دوستان انتشارات پژوهندگان راه دانش لطف کردن و مجوز رو گرفتن و کتاب رو چاپ کردن. این کتاب ۳۰۰ صفحه ای از کودکی توروالدز شروع می شه و تا رشد و بلوغ سیستم عامل لینوکس پیش میاد. در واقع یک نویسنده چند ماهی رو با لینوس گذرونده و خاطراتش رو کشف کرده و نوشته. کتابی جالب برای هر کسی که دوست داره از دنیای کامپیوتر بیشتر بدونه – و خب البته یک کتاب عالی برای کسانی که لینوکس رو دوست دارن.

معلومه که برای خوندنش نباید حتما پول داد (: کتاب به شکل کاملا رایگان روی اینترنت هست ولی اگر دوست داشته باشین کتاب فیزیکی رو داشته باشین (مثلا با یه خط یادگاری مترجم در اولش) می تونین از صفحه خرید کتاب فقط برای تفریح / تاریخچه لینوکس اون رو سفارش بدین.

در این معرفی دو تا نکته رو هم بایدب گم:

‍1. در گیر زلزله کرمانشاه هستیم. در طول هفته آینده صد در صد پولهایی که از این طریق به دست بیاد رو دونیت می کنیم به زلزله زده های کرمانشاه. می گم میکنیم چون در واقع هم شما دارین کتاب رو می خرین و پول می دین و هم من کتاب رو می دم و هم سری اول کتاب رو انتشارات رایگان به من داده و در نتیجه همه داریم کمک می کنیم و کتاب ها هم توزیع می شن که به نظرم خیلی هم خوبه.
2. انتشارات پژوهندگان راه دانش توی انتشار این کتاب خیلی کمک کرد و عملا پیگیری اونها باعث شد کتاب چاپ بشه (: این انتشارات به گفته مدیرش درست شده که کتاب هایی که تیپ گیک ها و برنامه نویس ها و افراد مستقل می نویسن ولی هیچ وقت به چاپ فیزیکی و واقعی نمی رسه رو چاپ کنه. اگر شما هم کتابی دارین که فکر می کنین خوبه چاپ بشه و تا حالا نشده، باهاشون با ایمیل pajo1396@gmail.com تماس بگیرین.

و البته…
لینک خرید کتاب فقط برای تفریح با کمک صد در صد قیمت کتاب به زلزله کرمانشاه

شروع دوره آموزشی گیت

خب خب خب… بالاخره دوره گیت جدی شد. با انتشار اول در سایت فرادرس. راستش من تازه می خوام بهشون پیشنهاد بدم؛ کشف کردم اگر به جایی پیشنهاد بدم باعث می شه خودم جدی تر بگیرم. اما گفتم قبل از اینکه پروپوزال اصلی رو به اونها بدم، با شما هم مطرح کنم تا اگر فصلی جامونده یا نکته ای هست که لازمه اضافه بشه، بهم بگین. من این سر فصل ها رو به طور خاص از کتاب پرو گیت نسخه ۲ برداشته ام و ایده ام اینه که با مثال و غیره، اینها رو با فیلم و صدا و گاهی پای تخته توضیح بدیم.

خلاصه این شما و این پروپوزال برای نقد و بخصوص کم و زیاد کردن مبحث.


گیت

توضیح دوره

گیت مشهورترین و پر کاربردترین سیستم کنترل نسخ یا ورژن کنترل در جهان است. درست است که بدون گیت می شود برنامه نویسی کرد ولی می توان با اطمینان مدعی شد که هیچ برنامه بزرگی در جهان بدون استفاده از یک ورژن کنترل نوشته نشده و همچنان می شود گفت که گیت محبوب ترین و پر استفاده ترین ورژن کنترل حال حاضر جهان است.

در این دوره بعد از معرفی گیت به سراغ کاربردهای ابتدایی آن رفته و سپس با بحث در مورد شاخه ها، مرج کردن و نحوه مشارکت در یک پروژه گیت به سمت بحث های پیشرفته تر حرکت می کنیم. در فصل آخر با نگاه به مکانیزم داخلی کار گیت، درکی بسیار عمیق از اتفاقات پشت صحنه به دست خواهیم آورد.

پس از گذراندن این دوره نه فقط امکان کار در پروژه های مبتنی بر گیت را خواهیم داشت که به احتمال زیاد به عنوان مرجع گیت تیم شناخته خواهیم شد!

سر فصل های آموزش:

۱. آغاز گیت
۱.۱. ورژن کنترل چیست
۱.۲. تاریخچه کوتاهی از گیت و جادو
۱.۳. مقدمات گیت
۱.۴. خط فرمان
۱.۵. نصب گیت
۱.۶. اولین اجرای گیت
۱.۷. پیدا کردن راهنماها

۲. مقدمات گیت
۲.۱. راه اندازی یک رپوزیتوری
۲.۲. ذخیره تغییرات رپوزیتوری
۲.۳. مشاهده تاریخچه تغییرات رپوزیتوری
۲.۴. آندو کردن
۲.۵. کار با ریموت ها
۲.۶. تگ زدن
۲.۷. الیاس های گیت

۳. برنچ ها در گیت
۳.۱. مفهوم برنچ
۳.۲. برنچ و مرج کردن
۳.۳. مدیریت برنچ ها
۳.۴. چرخش کار برنچ ها
۳.۵. برنچ های ریموت
۳.۶. ریبیس کردن

۴. گیت روی سرور
۴.۱. پروتکل ها
۴.۲. گیت روی سرور
۴.۳. ساخت کلید اس اس اچ
۴.۴. راه اندازی سرور
۴.۵. دائمون گیت
۴.۶. اسمارت اچ تی تی پی
۴.۷. گیت وب
۴.۸. گیت لب
۴.۹. هاست های دیگر

۵. گیت توزیع شده
۵.۱. چرخش کار توزیع شده
۵.۲. مشارکت در یک پروژه
۵.۳. نگهداری یک پروژه

۶. گیت هاب
۶.۱. تنظیمات اولیه
۶.۲. مشارکت در یک پروژه
۶.۳. نگهداری یک پروژه
۶.۴. مدیریت یک سازمان
۶.۵. اسکریپت نویسی

۷. ابزارهای گیت
۷.۱. انتخاب نگارش
۷.۲. استیجینگ انتخابی
۷.۳. استش و کلین کردن
۷.۴. امضا کردن کار خودتان
۷.۵. جستجو
۷.۶. بازنویسی تاریخ!
۷.۷. ریست
۷.۸. مرج پیشرفته
۷.۹. ری ری ری
۷.۱۰. دیباگ کردن با گیت
۷.۱۱. ساب ماجول ها
۷.۱۲. باندل کردن
۷.۱۳. جایگزینی
۷.۱۴. نگهداری کلیدها و پسوردها

۸. شخصی سازی گیت
۸.۱. تنظیمات گیت
۸.۲. ویژگی های گیت
۸.۳. هوک ها
۸.۴. اجرای سیاست اجباری

۹. در اعماق گیت
۹.۱. Plumbing and Procelain
۹.۲. آبجکت‌های گیت
۹.۳. رفرنس های گیت
۹.۴. پک فایل ها
۹.۵. Refspecها
۹.۶. پروتکل های انتقال
۹.۷. نگهداری و بازیابی اطلاعات
۹.۸. متغیرهای محیطی

تجربه من و الوپیک

دیروز می خواستم یه بار سبک رو از منطقه آذری بفرستم به سمت یوسف آباد. برای اولین بار گفتم از الوپیک استفاده کنم. به طرفی که ازش خرید کرده بودم گفتم منتظر بمونه تا من الو پیک بگیرم. خیلی سریع جواب داد و گفت یه وانت تا ۴ دقیقه دیگه می رسه. منم به طرف گفتم چهار دقیقه صبر کنه تا من چیزی که خریدم رو ببرم.

بیشتر از چهار دقیقه بعد تلفن زنگ زد. راننده وانت بود که می پرسید بار چیه و بعد می پرسید یوسف آباد در طرح است؟ گفتم نه و قطع کرد.

صبر کردیم و صبر کردیم.

ساعت ۱:۳۸ دقیقه یعنی ۲۳ دقیقه بعد از پذیرش درخواست از طرف وانتی که سیستم می گفت ۴ دقیقه با من فاصله داره حوصله ام سر رفت و بهش زنگ زدم. بازم پرسید که آیا یوسف آباد در طرح است؟ گفتم در طرح زوج و فرد هست ولی در طرح اصلی نیست. راننده بهم گفت که پس باید کنسل کنم چون پلاکش مناسب طرح نیست. منم گفتم ۲۵ دقیقه است منو معطل کرده در حالی که سر کوچه می تونستم یه وانت بگیرم و برم و سریعتر باشه و اصلا کنسل کنه. اونم گفت باشه.

معامله ام رو کنسل کردم و گفتم شب با ماشین خودم میام میگیرم و اعصاب خوردی توش خیلی کمتره. مشغول همین صحبت بودم که پشتیبانی الوپیک زنگ زد و گفت راننده گفته من گفته ام مقصد در طرح نیست ولی بوده و در نتیجه اون الان به من نزدیک است و من کنسل کرده ام و باید ۷ هزار تومن جریمه بدم!‌ با پشیتبانی بحث کردم و گفتم که راننده باید بدونه چی طرح است و چی نیست و بنا بر این قبول کنه و مقصد هم در طرح زوج و فرد است و طرح ترافیک اصلی نیست و باشه هم راننده نباید قبول کنه و بعد زنگ بزنه که نمی تونه. در نهایت مودب ولی با اکراه قبول کرد و قطع کردیم.

شب ساعت ۱۰ که خلوت تر شد دوباره تا اونجا رفتم تا بسته ام رو تحویل بگیرم. تجربه بدی از الوپیک بود. انتظاره می ره:

  • راننده بسته ای که نمی تونه تحویل بگیره یا تحویل بده رو قبول نکنه؛‌ نه اینکه قبول کن بعد به من زنگ بزنه که نمی تونه بره اونجا
  • انتظار می ره راننده مسیرها رو بلد باشه یا با اپلکیشن و غیره آشنا باشه. من مسوول مسیریابی نیستم
  • انتظار می ره راننده طرح زوج و فرد و محدوده های ترافیک و غیره رو بلد باشه
  • وقتی سیستم می گه راننده ۴ دقیقه فاصله داره ولی ۲۳ دقیقه منو منتظر می ذاره و هنوزم ۴ دقیقه فاصله داره، پشتیبانی تیکت بگیره و مساله رو دنبال کنه
  • مشکل گاه گداری ممکنه پیش بیاد ولی یک تجربه بد هم می تونه باعث بشه من دیگه به سیستم اعتماد نکنم و همون وانت گرفتن از سر کوچه یا ماشین خودم رو بردن رو راحتتر بدونم

مفصل و دقیق نوشتم چون پشتیبانی الو پیک و بقیه خواسته بودن بدونن ماجرای توییت صبح چیه.

یادی از اشکان قاسمی

اشکان قاسمی دیروز فوت کرد. چرایی و چگونگی اش بحث دیگه ای است. اشکان دوست قدیمی ما، از موسسین لاگ تهران، از آدم هایی که من همراهش لینوکس و بالاتر از اون فکر کردن تمرین کردم و کسی که IRC لاگ تهران رو راه انداخت و مدیریت کرد و کسی که خیلی کارهای دیگه کرد. خبر ناراحت کننده ای است ولی آدم ها میان و می رن و اون چیزی که مهمه فکرها و عمل هاشونه. اشکان از دوستانی بود که تا آخرین روزی که من می شناختمش تلاش می کرد تا دنیا بهتر بشه، فقط دنبال شغلش نبود و به آدم ها و جامعه اش منفعت می رسوند. خبر بسیار ناراحت کننده ای است ولی اگر تفکر اشکان رو بخواین دنبال کنین می شه اینکه مفید باشین و مثبت باشین و کار کنین و تلاش. به همه می گفت «گرامیان» و من احتمالا در تمام زندگی هر وقت این کلمه رو بشنوم یاد اشکان خواهم افتاد. توییت هاش رو ببینین تا اگر نمی شناختینش باهاش آشناتر بشین. اگر اهل مراسم و اینهایی هستین که خودش خیلی نبود، خانواده اش به زودی خبر خواهند داد و من هم همین که بشنوم اینها خواهم نوشت. اشکان به جنبش اجتماعی و جامعه کاربری لینوکس در ایران کلی انرژی داده بود.

رایگان شدن ثبت نام دوره آموزش پایتون من در گوتوکلس و کلی حرف دیگه!

مدتی پیش یک دوره پایتون مقدماتی با گوتوکلس ضبط کردم. ولی دائما هم با خودم فکر می کردم که کار مناسبی است که من دوره پولی ضبط کنم یا نه. جواب هم نمی گرفتم. پولی درس دادن بد نیست و خب سایتی مثل گوتوکلس و بقیه هم لازمه به عنوان یک بیزنس زنده بمونن. ولی خب از اونطرف من نظرم همیشه این بود که حداقل من که وقت و انرژی اش رو دارم، آموزش ها رو رایگان درست کنم چون توی کشوری هستم که آدم هاش حق پایه ای یاد گرفتن رایگانشون قدم به قدم داره در مقابل سرمایه داری عقب نشینی می کنه. اون موقع راه حل میانه این شد که هر کس به من یا گوتوکلس ایمیل می زد، رایگان ثبت نام می شد.

الان دوستان گوتوکلس خبر دادن که در این دوره ثبت نام دوره پایتون مقدماتی جادی در گوتوکلس رایگان کامل شده و همه می تونن توش بدون هزینه ثبت نام کنن. این دوره چیزی بیشتر از فیلم است. دوره تمرین داره، فروم داره، داکیومنت داره و فیلم و آموزش و در نهایت امتحان در نتیجه به نظرم گذروندنش در خود گوتوکلس خیلی خوبه.

از اونطرف رایگان شدن فعلی این باعث می شه من استرس اینکه حتما یک دوره آموزشی پایتون رایگان هم داشته باشم رو کمتر از قبل داشته باشم. پس در نتیجه لازم نیست من الان تمرکزم رو روی دوره درک برنامه نویسی که عملا پایتون بود بذارم و به جاش به زودی به قول تبلیغاتی ها یک مژده خیلی بزرگ براتون خواهم داشت (: حداقل برای یک گروه که دنبال آموزش های حرفه ای تر هستن: دوره درک کریپتوکرنسی. گفتم؟ خب پس دیگه مژده بزرگی براتون ندارم (:

پ.ن. یک مشکل دیگه «دوره درک برنامه نویسی» این بود که نمی دونستم باید چی بگم. سردرگم شدم بین برنامه نویسی مسابقه ای و برنامه نویسی عملی. هر کدوم هم مفاهیم خیلی مفصلی دارن که به نظرم باید از شما بپرسم که بیشتر دوست دارین کدوم طرفی حرکت کنه. خوشحال می شم توی کامنت ها بگین کجاهای برنامه نویسی به نظرتون گیج کننده است یا کجاهاش گیر می کنین که من بتونم دقیق تر اون دوره رو پیش ببرم!

به هرحال.. فعلا این شما و این دوره رایگان شده پایتون مقدماتی در گوتوکلس: http://gotoclass.ir/courses/%D9%BE%D8%A7%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%85%D9%82%D8%AF%D9%85%D8%A7%D8%AA%DB%8C/

فریب «هر کی تلاش کنه موفق می شه» رو نخورین

صحبت خانم لیلی گلستان در تد اکس رو امروز شنیدم. ایشون آدم فعال و با سابقه ای هستن و بخشی از سازنده نسل امروز ما بودن ولی دو چیز رو به شکل عجیبی در سخنرانی شون دوست نداشتم: نفی رانت خانواده و تبلیغ بی اخلاقی.

راستش بهتره به جای نقد جملات ایشون در مورد خودم حرف بزنم.

  1. من در دنیای کامپیوتر آدم موفقی حساب می شم. اما چقدر از این موفقیت محصول تلاش شخصی است؟‌ اگر سخنرانی دراماتیک کنم می تونم بگم با اولین کتاب سی یک هفته خودم رو توی اتاق حبس کردم و فقط برنامه نویسی یاد گرفتم. یا مثلا بگم در به در دنبال یک کارت اساتید می گشتم تا بتونم قبل از بقیه برم نمایشگاه کتاب که یک کتاب خارجی که پشتش سی دی لینوکس هست رو بتونم بخرم یا وقتی فلانی گفت از خارج برات چی بیارم گفتم یک مودم می خوام یا اینجور داستان های مرتبط با «تلاش شخصی» ولی فراموش کنم بگم که از ۶ سالگی کامپیوتر داشتم و انگلیسی رو از بچگی بلد بودم و یکی بود که از خارج برام مودم بیاره و خط تلفن خودم رو داشتم برای زنگ زدن به بی بی اس ها و … این مهمل اگر تلاش کنی موفق می شی واقعا می تونه زندگی خیلی ها رو خراب کنه چون ممکنه کلی تلاش کنن و موفق نشن و بعد درگیر کلی فکر و خیال بشن. واقعیت اینه که اگر تلاش کنی،‌ شانس موفقیتت می ره بالاتر و خب در این مورد من یا لیلی گلستان (که در خونه پدر با نقاشی های سهراب سپهری که مال پدر بوده گالری زده و به روزنامه ها گفته گلستان رو تبلیغ کنن) آدم های خوبی نیستیم که در این مورد اشک به چشم بیننده بیاریم که چطوری در شرایط سخت تلاش کرده ایم.

  2. ترویج بی اخلاقی و گول زدن بقیه و تبلیغ کردن عقیده ای که می دونیم اشتباهه ولی کارمون رو پیش می بره شاید در جامعه ما بدترین کار ممکن باشه. اینکه با هر مکر و حیله ای و غیره «موفق» بشیم و این رو جوری دراماتیک تبلیغ کنیم که همه الگو بگیرن واقعا قابل دفاع نیست. مثلا من بیام برای شما بگیم که اینقدر علاقمدن به الگوریتم ها بودم که کتاب خارجی استادمون که تو ایران پیدا نمی شد رو بلند کردم یا برای آپگرید کامپیوتر پول نداشتم و درنتیجه پول دزدیدم تا بتونم یک مگ دیگه رم بخرم تا بتونم فلان مدل برنامه نویسی رو تست کنم و … و اینها رو جوری بگم که انگار یک قهرمان هستم که از هر کاری برای یاد گرفتن ابا نداره، به نظر خودم خیلی آدم کثیفی هستم و اثر بدی که به جا می ذارم بسیار مخرب برای جامعه است. اونم توی جامعه ما که دروغ گفتن و دزدی توش زرنگی‌ است و روش مرسوم زندگی خیلی ها.

خلاصه کنم که داشتن یک خانواده حمایت گر جرم نیست ولی اینکه من نقش پدری که خونه و گالری و آثار سهراب سپهری و اعتبار مطبوعاتی اش رو برای موفقیتم استفاده کردم رو نبینم و بگم من تلاش کردم موفق شدم پس شما چرا تلاش نمی کنین؟ خیلی بی انصافیه و تبلیغ بی اخلاقی از بین برنده پیوندهای سازنده یک جامعه خوب.

وقتی توی مسابقه آشپزی شرکت می کنیم و من گوشت و ادویه رو دارم ولی یکی دیگه تازه باید بره از شکار توی جنگل و چیدن گیاهان صحرایی شروع کنه، حرف زدن از «ببین من چه فلفل هالوپینوی خوبی استفاده کردم ، پس تو چرا فقط ریحون گذاشتی؟» یا «تو خنگی که فقط آشپزی کردی، من به داور قول یه بوس هم داده ام» نهایت نفهمیه.