بایگانی برچسب: s

مایکروسافت و ممنوع بودن اسم آریان و خیلی اسم‌های دیگه

ماجرا از اینجا شروع شد که آریان یک ایمیل بهم زد گفت که وقتی سعی کرده در مایکروسافت اکانت درست کنه به این مشکل برخورده:

Oops

هاها بله. مایکروسافت بهش گفته که اسم Aryan حاوی عبارت‌های غیرمجاز است و نذاشته اکانتش رو درست کنه. ظاهرا این مشکل بقیه هم هست و آقای Dickinson و Rusek و خانم Reyes هم همین مشکل رو دارن و جواب‌های مایکروسافت هم اکثرا کپی پیست اینه که «بعضی اسامی اجازه ندارن» و یکبار هم پیشنهاد کرده که طرف از یک اسم دیگه استفاده کنه.

ماجرای بامزه ای است وقتی کنترل رو به ماشین ها می دیم و وقتی بین المللی می شیم (: من یکسری از این کلمه ها رو اصولا نمی دونم چه گیری در چه زبانی دارن ولی منطقا آریان و ریز و روسک که مشکل زبان انگلیسی ندارن. یادتون باشه اگر «سیستم هوشمند» طراحی می کردین نیازمند چیزی بیشتر از یکسری if‌ هستیم (:

دوست داشتین پذیرشگر شما در هتل یک دایناسور باشه؟ به ژاپن برین

hotel

فرض کنین وارد هتلی می شین که در بدو ورود یک دایناسور پشت میز پذیرشش ایستاده و بعد از گپ و گفت به انگلیسی و گرفتن اتاق از شما می‌خواد بارهاتون رو روی میز چرخداری بذارین که خودش اونها رو به اتاق شما خواهد برد. این هتل عجیب هن نا هتل است و معلومه که در ژاپن. این هتل امروز برای بازدید خبرنگارها باز شد و از جمعه پذیرای مسافرها است. در کنار دایناسور، خانمی که بالا می‌بینین ایستاده که فقط به ژاپنی حرف می‌زنه – یک هیومنوید (ربات انسان نما). در این هتل کلید به شما داده نمی‌شه چون چشم این خانم و اون دایناسور صورت شما رو یاد می گیرن و درهای لازم با تشخیص چهره برای شما باز خواهند شد. یک عروسک کچل می تونه به شما در مورد محوطه اطراف هتل و جاهای جالب برای دیدن و برنامه‌های هیجان انگیز برای شرکت کردن راهنمایی کنه.

البته در این هتل چند انسان هم هستن. کسانی که تخت ها رو مرتب می کنن و نگهبان‌هایی که بدون اینکه جلوی چشم باشن، دوربین‌های امنیتی رو نگاه می کنن. هزینه اقامت بسیار قابل قبول و در حد شبی ۸۰ دلاره و اگر من روزی از ژاپن رد می شدم حتما یکی دو شب توش می موندم و گپ مفصلی با دایناسور می زدم.

مصرف کنید: حرکت اجتماعی وهم‌انگیز سگ‌های رباتیک بوستون دینامیکز

این ویدئو از سگ‌های رباتیک بوستون دینامیکز هم تعجب آور است هم ترسناک.

شرکت بوستون دینامیکز متعلق به گوگی است و نقطه اوج داستان اونجایی که دو تا ربات در حال بالا رفتن از تپه به هم تنه می زنن و بعد کم کم دوباره راه های مستقل خودشون رو پیدا می کنن و کنار هم دور می زنن و از تپه پایین می یان. یک جور رفتار اجتماعی که بیننده بیرونی رو کاملا متقاعد می کنه که دو تا ربات زنده هستن و مثل یک موجود زنده رفتارشون رو اصلاح می کنن – حتی اگر در مقایس موجودات زنده، بر اساس الگوریتم های ساده ای باشه.