اسکروگل / گوگلگای

اسکروگل احتمالا باید ترکیبی باشه از «اسکرو» و «گوگل» و من ترجمه اش کردم «گوگلگای». ایده دیگری داشتید، استقبال می کنم (: ترجمه خوب هر چیزی که باشد، گوگلگای در اصل داستانی است از یکی نویسنده های محبوب من به نام کوری دکترو که در مجله RadarOnline منتشر شده. این داستان درباره روزی است که گوگل بد می‌شود. در این داستان گوگل دست همکاری به اداره مهاجرت و پلیس‌های مرزی آمریکا می ده تا بدون شکستن قانون با هم شهروندان رو زیر نظر بگیرند.

نکته خوب اینه که من دارم ترجمه اش می کنم (: در چهار قسمت فکر می کنم براتون بفرستم. پست بعدی قسمت اول این داستان خواهد بود.

«شش خط از نوشته‌های محترم‌ترین فرد با من بدهید و من در آن‌ها بهانه‌ای برای دار زدن او پیدا خواهم کرد» — کاردینال ریشیلیو

«ما به اندازه کافی درباره شما نمی‌دانیم» — مدیرعامل گول، اریک اشمیت

نکته دوست داشتنی دیگر این داستان این است که نویسنده اون رو به صورت آزاد و تحت لیسانس CC منتشر کرده.

معرفی‌ رمان علمی تخیلی آنارشیستی Dispossessed

یکی از خوبی های زندگی در ایران اینه که می تونید وقتی به خارج می رید، از کتابفروشی هاش لذت ببرید. حتی در کتابفروشی های تفریحی شهری مثل دوبی،‌ کتاب هایی پیدا می شه که دوست دارید بخونید ولی در ایران بهشون دسترسی ندارید. یکی از این کتاب ها رمان علمی تخیلی Dispossessed (چی باید ترجمه بشه ؟ بی خانمان؟ نامتملک؟ خوشحال می شم پیشنهادها را بشنوم) است.

نویسنده کتاب خانم اورسلا ک. ل. گویین است و کتاب رو در سال ۱۹۷۴ نوشته. این کتاب یکی از معدود کتاب های علمی / تخیلی است که نویسنده اش به خاطر آن هم جایزه نبولا را دریافت کرده هم جایزه هوگو را.

کتاب های این نویسنده تم های تائويیستی، آنارشیستی، فمنیستی و روان شناختی و جامعه شناسی دارند [1] و برای یک رمان دیگر (رمان علمی تخیلی فمنیستی دست چپ تاریکی) هم،‌ هر دو جایزه هوگو و نبولا را برنده شده است. اگر در ایران کتابفروشی خوب یا آمازون بود، این رمان صد در صد کتاب بعدی من بود.

اما برگردیم به رمانی که تازه تمام شده: Disspossessed.

این رمان که در ۱۹۷۴ نوشته شده، یک رمان تخیلی ایده آلیستی است و برنده جوایز هوگو و نبولا. اتفاقات کتاب در اوراس و قمر بزرگ آن، آنارس حادث می شوند. در طول کتاب می فهمیم که حدود ۱۷۰ سال قبل، سندیکاهای آنارشیستی در آراس اعتصاب کرده اند و در نهایت مشکل به اینگونه حل شده که مخالفین سرمایه داری خشن حاکم بر اوراس، به آنارس (ماه) بروند و با اطمینان از عدم مداخله سیاره مادر،‌ دنیای جدید خود را در آنجا بنا کنند. آن ها به دنبال اندیشه های «اودو» دنبال جامعه هستند که بدون حضور دولت، مردم در آنجا آزاد باشند.

کودکی آزاد از گناه مالکیت و بدون بار رقابت اقتصادی بر دوش، آنگونه رشد خواهد کرد که هر کار لازم را به خاطر لذت انجام آن، انجام دهد. کاری که قلب را تیره کند، بی ارزش است. لذت پایدار مادری که فرزندی را مراقبت می کند، یک دانشمند، یک شکارچی موفق، یک آشپز خوب، یک سازنده و هر کسی که کاری که ارزش انجام دادن دارد را می کند، احتمالا اصلی ترین منبع پشتکار انسان ها و پیشرفت جامعه است.
اودو، صفحه ۲۰۷

در آنارس، دولت حضور ندارد. حکومت نیست. مردم بر اساس اتحادیه ها و سندیکاهایی که آزادانه تشکیل می دهند فقط به کارهایی می پردازند که از آن لذت می برند و هیچ کاری هم زمین نمی ماند. بچه ها آزادانه به مدرسه می روند و تمام چیزهای مورد نیاز زندگی را یاد می گیرند و هر وقت با محیط درسی ای مشکل داشته باشند، یا آن را تغییر می دهند یا به یک محیط درسی دیگر می روند. بزرگ تر ها هم به همچنین. آن ها نوشته های اودو را می خوانند و یاد می گیرند که در سیاره مادر (کاپیتالیست ها)‌ مردمی وجود دارند که از گرسنگی در حال مرگ هستند در حالی که دیگران غذاهای لوکس را تمام نشده، دور می ریزند. اما این همه ماجرا نیست. دانشمند قصه ما (Shevek/شوک) کتابی درباره «تئوری عام زمان» می نویسد که ممکن است ساخت تله پورت را ممکن کند اما سندیکاهای آنارس و دانشمندان سندیکایی علاقمند به این جریانات نیستند.

در ۳۳۶ صفحه می خوانید که چطور شوک و دوستانش به نواقص جامعه ایده آل مبتنی بر اندیشه های اودو آگاه می شوند و در نهایت شوک راهی اوراس و دنیای سرمایه داری می شود ولی به آن دنیا هم تعلق ندارد.

«بی خانمان»‌ رمانی عصبانی است. رمانی عصبانی از سرمایه داری، از خشونت، از عدم عقلانیت، از نابودی طبیعت و از ساختارهایی که دائما خود را به ما تحمیل می کنند. زبان نسبتا ساده ای دارد و با یک انگلیسی متوسط می توان به راحتی آن را خواند. من شدیدا پیشنهادش می کنم. نشریه تایمز درباره آن می گوید « رمانی که باید دوباره و دوباره خوانده شود».

شوک در صفحه ۲۹۶ می گوید:

متوجه هستید؟ چیزی که ما برای آن به آنارس آمدیم، امنیت نبود بلکه آزادی بود. اگر باید بپذیریم که همه باید به همراه یکدیگر کار کنیم، چیزی بهتر از یک ماشین نخواهیم بود. اگر یک فرد نتواند به شکل مستقل با دوستانش کار کند، وظیفه اش این است که به تنهایی کار کند. هم وظیفه اش و هم حق اش. ما این حق را از مردم دریغ کرده ایم. ما بیشتر و بیشتر می شنویم که باید با جمع کار کنیم و به قانون اکثریت احترام بگذاریم. اما هر قانونی، استبداد است. وظیفه افراد این است که هیچ قانونی را نپذیرند و بنا به درک خود عمل کنند و نسبت به آن پاسخگو باشند. تنها در این صورت است که جامعه زنده می ماند و تغییر می کند و خود را با شرایط جدید تطبیق می کند و بقایش حفظ می شود. ما جامعه ای مبتنی بر دولت قانونگذار نیستیم. ما جامعه ای مبتنی بر انقلاب هستیم. ما ملزم به انقلاب هستیم: این تنها امید ما برای تکامل است. انقلاب یا در روح مردم است یا وجود ندارد. انقلاب یا متعلق به همه است یا وجود ندارد. اگر فکر کنیم انقلاب در جایی تمام می شود به این معنا است که هرگز شروع نشده. ما نمی توانیم متوقف شویم. باید ادامه دهیم و باید مخاطرات را بپذیریم.

زیبا است نه ؟ البته بارها و بارها از چنین اندیشه ای سوء استفاده شده و حاکمان گفته اند که «انقلاب باید ادامه پیدا کند پس ما شما را اعدام می کنیم!». همانطور که شوک می گوید، اگر انقلاب متعلق به همه نباشد، اصولا انقلابی وجود ندارد.

 صفحه ویکیپدیای رمان Disspossessed

 صفحه ویکیپدیای اورسلا ل گوین

 صفحه اورسلا ل گویین در سایت رمان های علمی تخیلی فمنیستی

رمان طنز علمی تخیلی: راهنمای مسافران به کهکشان

در ادامه خواندن کتاب های ژانر سایبرپانک، رفتم سراغ کتاب قدیمی، کلاسیک و مشهور The Hitchhiker’s Guide to the Galaxy که شاید بشه راهنمای هیچایکرها به کهکشان ترجمه اش کرد.
 [1]. این کتاب بر اساس یک مجموعه نمایش رادیویی که توسط خود Douglas Adams نوشته شده بود نوشته و در سال ۱۹۷۸ پخش شده. اخیرا (۲۰۰۵) فیلمی هم بر اساس این داستان ساخته شده.

من متاسفانه کتاب رو به شکل غیرقانونی و از طریق aMule دریافت کردم. یک پی دی اف که شامل سه جلد کتاب و دو بخش اضافی است. جلد اول تمام شده و الان اواسط جلد دوم هستم. طنز کتاب طنز موقعیت است و داستان مخلوطی از فلسفه و فضا و سایبراسپیس و تکنولوژی. طنز عموما بر اساس وضعیت امروز ما تنظیم شده. مثلا به تمدنی بر می خوریم که کفش فروشی در آن شغل مهمی بوده و به همین دلیل خیلی ها کفش فروشی باز می کنند. چون باید فروش داشته باشند، کیفیت کفش ها بد می شوند و این موقعیت جدیدی می شود برای باز شدن کفاشی های بیشتر و در نهایت کل تمدن به خاطر این جریان منهدم می شود.

شخصیت های اصلی تا اینجا چهار نفر بوده اند: آرتور که یک زمینی است که اتفاقا با مسافران همراه شده. فورد که محققی است برای نوشتن کتاب راهنمای سفر به کهکشان که در زمین بوده و با آرتور از زمین خارج شده، تریلیان و زافود که اولی زنی زمینی است که زافود با خودش از زمین خارج کرده و این روزها عملا یک فضایی است و زافود که موجودی دو سر، رییس جمهوری کهکشان و دزدی قهار است که می خواهد کشف کند چه کسی بر کل کهکشان حکمرانی می کند.

رباتی به اسم ماروین و کامپیوتری با شخصیت های مختلف هم هست. ماروین یک روبات دیپرس است که به خاطر هوش بیش از حد افسرده شده و معمولا فرمان ها را با تم های افسردگی پاسخ می دهد.

داستان عملا غیرقابل تعریف است: به خاطر ماجراهای بسیار زیاد و پیچیده. ولی به شکل خلاصه سفینه قلب طلایی که با نیروی احتمالات نامحتمل کار می کند با شش مسافرش به دنبال جواب/سوال زیر هستند :

جواب به زندگی، جهان و همه چیز

و جالب است بدانید که گوگل هم جواب را می داند

جواب زندگی، عالم و همه چیز

فکر می کنید جواب زندگی، عالم و همه چیزهای دیگر (the answer to life, the universe, and everything) چیست ؟ این یک جمله و سوال کلیدی است که در رمان The hichikers guide to galaxy به طنز توضیح داده شده است. برای گرفتن این جواب لازم نیست زحمت زیادی بکشید و یک سوال ساده در گوگل کافی است ! به شکل جالبی دیروز در این مورد صحبتی با بهترین دوستم / البته بعد از همسرم بود و همزمان شد با کاریکاتور اینبار BLaugh اول کاریکاتور را ببینید :

و بعد در گوگل به دنبال the answer to life, the universe, and everything جستجو کنید و جواب زندگی، عالم و همه چیز را پیدا کنید !

کتاب «مهندسی ایمنی» – راس اندرسن

اگر حتی به انجام کاری در زمینه مهندسی امنیت فکر کرده اید، لازم است این کتاب را بخوانید (بروس اشنایدر).

حتی بعد از دو سال که «مهندسی ایمنی» روی قفسه ها است، این کتاب مهمترین کتاب مرجع ایمنی است که در چند سال اخیر منتشر شده. (مجله ایمنی اطلاعات).

مقدمه این کتاب که توسط Ross Anderson نوشته شده و عنوان فرعی آن «راهنمایی برای ساخت سیستم های توزیع شده قابل اتکا» است را یکی از آدم هایی نوشته که من دوستشان دارم: بروس اشنایدر. بروس اشنایدر یک متخصص ایمنی کامپیوتر و اطلاعات است که البته وبلاگش بنا به دستور مقامات قضایی سانسور است.

او امروز در وبلاگش درباره این کتاب نوشته بود و خبر خوشی داده بود: به شکل قانونی و رسمی و رایگان روی اینترنت قرار گرفته است. به لطف نویسنده و انتشارات Wiley.

پ.ن. من داونلود کرده ام ولی هنوز شروع نکرده ام خواندن. فعلا دارم Snow Crash نوشته استنفنسن را می خوانم. فوق العاده است و اولین کتابی که کلمه Avatar را جا انداخت. داستانی از هکرها،‌ جامعه فاسد سرمایه داری آمریکای آینده، شمشیربازی و فضاهای مجازی.

کتاب – گروه زیرزمینی

دیشب خواندن کتاب Underground را تمام کردم. خواندن این کتاب دو لذت بزرگ همراه داشت: هکرها و ژورنالیسم تحقیقی (investigative journalism). کتاب «فعالیت هایگروه زیرزمینی» (ترجمه دیگری برای Underground دارید ؟) داستان نسل اول هکرهای استرالیایی است که بر اساس تحقیق طولانی جولیان آسانگ بر روی اسناد به جا مانده از دادگاه ها و روزنامه ها و حتی مصاحبه با هکرهای آن دوره و توسط سیلویت دریفوس نوشته شده.

خانم دریفوس با تعقیب حلقه هکرها در سه کشور با مرکزیت استرالیا و پوشش تقریبا یک دهه از واقعیت اولین هکرهای جهان، شما را با دنیایی غیر هالیوودی از زندگی هکرها آشنا می کند. قبل از این کتاب، اطلاعات چندانی درباره حقیقت پشت پرده گروه هایی همچون 8LGM و Realm در دست نبود و عملا کسی نمی دانست نشریه International Subversive در کجا و به دست چه کسانی منتشر می شد. در طول کتاب شما با نسل اول هکرها آشنا می شوید و پا به پای آن ها به ده ها هزار کامپیوتر از جمله بانک Citibank، پنتاگون، ناتو، FT 100، ناسا، لاکهید مارتین، مخابرات آلمان و استرالیا نفوذ می کنید. یکی از هکرها به NIC شبکه اینترنت نفوذ می کند و با این کار قدرت کاملی دارد برای کنترل هر آنچه در اینترنت می گذرد.

بسیاری از این هکرها به هک کردن معتادند و چند تن از آنان در طول داستان به مواد مخدر نیز اعتیاد پیدا می کنند. بیشتر آن ها محاکمه و محکوم می شوند و چند تن نیز به زندان می روند. روزنامه نگاری تحقیقی شما را از ابتدای شروع به کار این هکرها با آن ها همراه می کند و بنا به مورد تا دستگیری و محکومیت نیز پیش می رود.

من از خواندن این کتاب لذت بردم چون به دو علاقه ام پاسخ می داد:‌ هک و روزنامه نگاری تحقیقی. ولی مهمتر از اینها برایم این بود که نویسنده و ناشر به من اجازه داده بودند به شکل قانونی کتاب را از اینترنت دریافت کنم. آن ها می خواستند دو سال تحقیق و سی هزار صفحه مطالعه اسناد دادگاه شان بیشترین بازدهی را داشته باشد پس به منی که نمی توانم در ایران کتاب را بخرم این اجازه را می دهند که کتاب را به رایگان از اینترنت دریافت کنم. این مساله به شما هم اجازه می دهد با این کتاب ۳۰۰ صفحه ای چند روز مشغول باشید. شکی ندارم که اگر روزی فرصت ترجمه داشته باشم، این کتاب یکی از پنج کتاب اول است.

سایت کتاب «فعالیت هایگروه زیرزمینی / بررسی نسل اول هکرهای استرالیایی اینجاست. از بخش Download می توانید کتاب را دریافت کنید. خوب است اگر این کار را کردید یک email به ناشر بزنید و از فراهم کردن امکان دریافت کتاب از سایت تشکر کنید.