افتخار، کار مفید کردن است

وقتی بچه بودم، دنیا این شکلی بود. نه اینکه دقیقا این شکلی باشه ها، نه. دنیای توی کامپیوترها این شکلی بود. کامپیوترها هشت بیت بیشتر نداشتن و کمودور ۶۴ من که دومین کامپیوترم بود که بازی‌ها رو از روی نوار کاست لود می‌کرد، بازی‌هاش چیزی در حد این عکس بود. یک دوچرخه که در مسیری جلو می رفت وش ما باید در لحظات مناسب با فشار دادن دگمه قرمز جوی استیک، روزنامه‌ها رو به خونه‌ها پرتاب می کردین. اما آیا اینکه من اینو بازی کردم و احتمالا بیشتر از نود شما بازی نکردینش، افتخاره؟

راستش چند وقت پیش توی یک فروم دیدم که یکی برای بقیه استدلال می‌کنه که خدای کامپیوتر است چون از بچگی با کامپیوتر بزرگ شده. می‌گفت که چون وقتی هشت نه سالش بوده با یک ۲۸۶ کار می‌کرده، الان هم بهتر از هر کس دیگه‌ای از کامپیوتر سر در می یاره. خواستم همونجا بگم این حرف‌ها مسخره است ولی حوصله نکردم تو فرومی که توش فعال نیستم شروع کنم جر و بحث با یکی. اما اینجا می‌گم که حداقل گفته باشم و خواننده‌هاش هم بیشتر باشن.

نظرسنجی‌های کیبرد آزاد نشون می‌ده که بیشترین خواننده‌هاش حرفه‌ای‌ها هستند یا حداقل کسانی که خودشون رو توی کامپیوتر حرفه‌ای می‌دونن. این عالیه و امیدوارم همه مون هم بدونیم که از قدیم با کامپیوتر کار کردن افتخار نیست. من زیاد از قدیم‌ها حرف می‌زنم… از اولین کامپیوترهام. از مونیتورهای تک رنگ و بعد هرکولس‌های ۱۶ رنگ. اینها برام خاطره هستن و به نظرم بخشی جذاب از تاریخچه کامپیوتر و بخصوص در شرایط کشور ما، نکاتی جذاب از تاریخ اجتماعی معاصرمون. اما اینها افتخار نیستن. اگر یک نفر از بچگی با کامپیوتر کار کرده معنی‌اش اینه که خانواده‌اش پولدارتر بودن یا تکنولوژی براشون مهمتر بوده. مثلا در مورد من چون شوهرخاله‌ام کامپیوتر دوست داشت برای بچه‌هاش خرید و چون پسرخاله‌هام کامپیوتر داشتن برای من هم خریدن. به همین سادگی. خب این حداقل برای شخص من هیچ افتخاری نیست.

نکته دیگه اینه که من شروع کنم پز دادن نسبت به اینکه اول با اسپکتروم کار کردم، بعد با کمودور، بعد با آمیگا، بعد با ۲۸۶، بعد با ۳۸۶ و بعد با پنتیوم. از این چی برداشت می‌کنین؟ مستقل از توان مالی خانواده، تنها چیزی که از این حرف برداشت می‌شه، سن بالای سی سال است و پیر بودن هم شاید در خیلی از جوامع احترام داشته باشه ولی در دنیای کامپیوتر افتخار نیست.

پس دفعه بعد، اگر خواستین به هم دیگه پز بدین (که کلا توصیه نمی‌شه)، لطفا به جای گفتن اینکه از چند سالگی کامپیوتر داشتین و اینکه با چه کامپیوترهایی شروع کردین، از این بگین که هر کدوم از ابزارهاتون رو چقدر عمیق یاد گرفتین و چقدر برای جامعه تون مفید بودین. اگر هم کسی سعی کرد بهتون بگه از شما بهتره چون از فلان سالگی کامپیوتر داشته یا اولین کامپیوترش فلان بوده، بفرستینش به همین لینک. ممنون.

  • فرود

    ممنون. چیزیه که منم خیلی مجبور میشم بگم. برای خود من کل مدت زمانی که کامپیوتر داشتم، مفید نبوده. قسمت مفیدش شاید کمتر از نصف کل زمان بوده، شاید حتی خیلی کمتر.
    البته بی تاثیر نیست برای بعضی از افراد که علاوه بر خودشون یه بزرگتر هم باشه که به این استفاده از کامپیوتر جهت بده، بهینه کنه، منتها دست کم پدر و مادر شخص من هنوزم که هنوزه نمیتونن حتی کامپیوتر رو روشن کنن. اینه که نصف بیشتر!! کل دورانی که از کامپیوتر استفاده میکردم به بازی گذشت و کارهای دیگری که الان از دید خودم حتی احمقانه طبقه بندی میشن! پس اگه الان بتونم ادعایی کنم اینه که من یه بازیخور و متخصص کارهای احمقانه با کامپیوتر هستم با سابقه ای بیش از یک و نیم دهه!!

  • خیلی خوب بود جادی (: اتفاقا تجربه ثابت کرده در همه زمینه‌ها بخصوص در زمینه‌های فنی افرادی که ادعای زیادی دارن در داشتن تجربه و دانش و اطلاعات بالا و کسانی که در برخورد با افراد دائمابه نوعی میخوان این چیزها ر به رخ بقیه بکشن و خودشون رو متخصص یک کار نشون بدن در عمل همیشه و همیشه بی سوادتر هست.بارها با این مسئله برخورد داشتم.آدم‌های با تجربه و با دانش و اطلاعات هرگز دنبال این چیزها نیستن و بی ادعا هستن.واقعا بی ادعا… (:

  • senaps

    این کومودور اینایی که میگی اصلا چی هستن؟!!
    راستش من از وقتی یادمه یه میکرو داشتیم!!یه سوپر ماریو با یه بازی تانک و یه جوجه ای که میرفت بمب کار میذاشت و دیوار ها رو خراب میکرد!!
    بعد از اون پلی استیشن و بعدش هم کامپویتر…
    البته اینو بگم که اولین کامپیوترمون مال سال 79 بود ولی واقعا چیز جالبی نبود!!هیچ کاری جز کارهای جناب بابا رو راه نمی انداخت!!!سال 82 سالی بود که برای اولین بار من صاحب یه کامپیوتر باحال شدم!!که میتونستم باهاش بازی کنم و اینا…
    در هر صورت،فکر میکنم که تا همین 2 سال پیش،از کامپیوتر هیچی حالیم نبوده!!منظروم اینه که ویندوز نصب کردن یا اهنگ کپی کردن و رایت کردن سیدی که هنوزم بلد نیستم افتخار نیست!!!
    ولی اگه میشه درباره ی این کومودور 286 و 386 . اینا توضیح بده که چین؟!!

  • وقتی ماهرترین، متخصص‌ترین … نباشی، افتخارت میشه اولین بودن.

  • Pingback: Tweets that mention افتخار، کار مفید کردن است -- Topsy.com()

  • موافقم. مطلبتون بسیار خوب بود. بعضیها تو ادعا کردن کم نمیارن. اما وقتی پای عمل برسه باید به قیافشون نگاه کرد.

  • بسيار جالب و خوب بود. مثل وضعيت فرود براي منم هست… تجربه اي ٢٠ ساله در بازي و كمتر در يادگيري

  • آخ قربونت برم که همیشه بی شیله پیله حرق حق رو می‌زنی‌.
    اما حقیقتش به تجربه بهم ثابت شده تک تک اونایی که هی خودشون رو تبلیغ می‌کنن و هی می‌خوان خودشون رو تو چش آدم فرو کنن‌، هیچی بارشون نیست‌.
    اصلا از قدیم گفتن‌، درخت هرچه پربارتر‌، افتاده‌تر‌!

  • مشکل اصلی از این است که اصلا چه چیزی قابلیت «فخرفروختن» دارد و چرا باید داشته باشد. بعد که مشخص شد، می‌توان بحث کرد که این موضوع افتخار است یا نه.
    می‌خواهم بگویم راه‌حل‌ای که ارائه می‌دهی هم الزاما به‌تر نیست. چرا عمیق یادگرفتن چیزی -مثلا فلان زبان اسکریپت‌نویسی روی فلان سیستم‌عامل‌ای که ده سال آینده از مد می‌افتد- افتخار دارد؟

  • بهرام

    حرف دلم رو زدی …
    حرف دلم …
    همیشه افرادی که دور و برم بودن از من سابقه‌ی کمتری در کامپیوتر و اینا داشتن و هیچ‌وقت یادم نمیاد بهش افتخار کرده باشم …

  • کسایی که توی کامپیوتر ادعا میکنن کار اتباهی میکنن !!!! چون معمولا جلوی کسایی این حرف رو میزنن که دانش کامپیوتر زیادی ندارن !!! پس وقتی اون افراد به مشکل میخورن این آقای اند کامپیوتر رو خبر میکنن تا مشکلشون حل بشه !!!‌

    میشه حدس زد مشکلات هم چه جور چیزیه ! حالا چرا باید یکی بخواد تو این راه قدم بگذاره؟

    من وقتی دبیرستان بودم برام یه کامپیوتر خریدن و چون هیچ کار خاصی برای انجام دادن نداشتم فقط میزدم تو سر و کله این سیستم در نتیجه تونستم ویندوز عوض کردن یاد بگیرم و از اون موقع بدبخت شدم :دی

  • آتنا

    منم با آقا امین موافقم.چه حرف قشنگی زد.

  • چرا

    “درخت هرچه پربارتر‌، افتاده‌تر‌!”
    خوب بحث خوبیه و تا حد زیادی درست
    ولی آیا کسی که متخصص هستش نباید تبلیغ خودشو بکنه؟

  • محمدرضا جاویدی

    سلام دوست عزیز
    من دقیقا متوجه نشدم شما عبارت”خدای کامپیوتر” بودن رو نقد کردین یا “گیک بودن”رو. وقتی شما میگید من با کومودور 64 بازی می کردم، اولین چیزی که توی ذهن میاد اینه که شما یک گیک هستید، کسی که علاقش به کامپیوتر از ویندوز 7 شروع نشده،کسی که موقع کار با کامپیوتر سختی کشیده،کسی که وقتی این ویزارد های خوشکل نبودن همه چیز رو امتحان کرده و اینطوری کامپیوتر رو یاد گرفته. به نظرم کسی که ویندوز7 می دونه با کسی که از ویندوز 3.1 همه ایده ها و پیشرفت ها رو حس کرده و باهاشون زندگی کرده،اتفاقا کاملا متفاوته.

    البته خوب ادعای خدای کامپیوتر و آی دی تو بده هک کنم این جملات روی لب همه کسایی که کامپیوتر می دونن لبخند میاره،همه ما می دونیم رشته ای که در باره اش حرف می زنیم هرچی بیشتر راجبش بخونیم بیشتر می فهمیم که چقدر نادونیم،نه خدای کامپیوتر.
    اولین باره که نظر می دم چون اولین باره که باهاتون مخالفم : دی
    پیروز باشید

  • admin

    محمدرضا: خب حرف من اینه که این خاطرات نمی تونن افتخار باشن چون بیشتر با سن و پول ربط دارن. خب کسی که الان هفت سالشه معلومه که با ویندوز هفت شروع می کنه و معلومه که کسی که هم سن من است و مامانش وقتی هفت سالش بوده براش اولین کامپیوتر رو خریده، با اسپکتروم کار کرده. اینها افتخارات فردی خود آدم نیستن.

  • کامیار آینانلو

    اول اینکه من تعجب می کنم تو چرا گول خوردی از آمیگای به اون خوبی اومدی توی دنیای داس زشت مایکروسافت و دوم اینکه جادی جان این قضیه رو می شه از یه دید دیگه نگاه کرد من هرگز به خاطر اصلاعا تم فخر فروشی نکردم اما چند موقعیت دیگه وجود داره که ناچاری از هرچیزی که داری مایه بذاری فرض کن می خوای یه شرکتی الستخدام بشی این ماسله ممکنه حقوقت رو بالا ببره یه مورد دیگه که برای من پیش اومده وقتی هستش که یه جایی یه بنده خدایی که نازه از راه رسیده و سواد چندانی هم نداره و از لحاظ سلسله مراتب فنی و کاری هم باید زیر دست تو باشه کاری که بهش میگی رو انجام نمیوه و کاری رو که تو غلط بودنش رو تجربه کردی روش اصرار میکنه و این اتفاق نه یک بار بلکه بار ها می فاته اینجاست که حتی کامیار که اصلا اهل این تریپا نیست بهش بر میخوده و از کپره در کیره و میگه آخه بچه توامروز از راه رسیدی زمانی که ما با ایکس تی برای شبکه ناول برنامه می نوشتیم کجا بودی

  • محمدرضا جاویدی

    آره درسته افتخار نیست اما هیجان انگیزه!
    اصولا کیگ بودن هیجان انگیزه،وقتی کلمه کومودر رو خوندم،اون خطوط رنگی که روی صفحه تلویزیون حرکت می کرد توی ذهنم اومد و نگاهم به شماره های اون تیپ که همیشه خیلی کند حرکت می کرد.
    به نظرم میشه راجع به گذشتمون نه با افتخار بلکه به عنوان یه خاطره حرف بزنیم و اگه بتونیم خاطره مشترک پیدا کنیم،انگار مدت هاست با هم دوستیم!
    بالاخره این دنیای ماست! دنیایی که (به قول مادرم) فقط برای ما جالبه چون هیچکس دیگه ازش چیزی سر در نمیاره!

    تازه می خوام پشنهاد کنم 10 لحظه هیجان انگیز کیگ بودنتون رو به عنوان یه پست بنویسید.بعضی از این لحظه ها فراموش نشدنی اند!

  • یکی از بهترین متن هایی که تا حالا خواندم
    کاشکی تو جامعه ما مردم به این حالت عادت نداشتند و همه به عمل کار می کردند نه به حرف

    در راه BSD و لینوکس موفق باشید
    فریدی

  • مسعود

    والا من هم از یک 80386 شروع کردم ولی هیچی وقت صداش رو در نمی ارم
    آخه یک استاد دانشگاه داشتیم سال 58 دکترای کامپیوترش رو آمریکا گرفته بود و افتخارش این بود که با کارت پانچ برنامه می نوشته
    مرتیکه خیال می کرد هنوز تو همون دوران بسر میبره. با ما دانشجوهاش همون طوری حرف می زد