همنوایی – درسی برای جدی نگرفتن آدم ها

جامعه شناسی چه در سطح کلان جذابه (مثلا نگاه کنید به آثار مارکس) و چه در سطح خرد. امیدوارم پهنای باند کافی برای دیدن این ویدئوی دو دقیقه‌ای رو داشته باشین که دوست دارم تقدیمش کنم به دکتر احمدنیای عزیز:

یک نفر وارد آسانسوری می شه که توش سه چهار نفر دیگه با هم همدست هستن. این سه چهار نفر به شکلی عجیب رو به دیوار می ایستن و فرد بیخبر از همه جا هم تحت فشار گروه، رو به دیوار می شه و اونطوری می ایسته. در مراحل بعدی آدم ها حتی رفتارهای عجیب و غریب تری نشون می دن. مثلا بیخودی یکهو همه به راست می چرخن و یکهو همه به چپ یا کلاه سرشون می ذارن و برمی دارن و فرد مورد آزمایش هم همه اینکارها رو تکرار می کنه. واقعا خنده داره. واقعا خنده داریم (: بخصوص اون موقع که شروع می کنیم توضیح دادن اینکه عقایدی داریم که می تونن موجه کننده کشتن و شکنجه بقیه باشن.

  • احمق

    ویدیو رو یادت رفت بزاری

  • ویدئو قدیمی بود. جا داشت یک ویدئوی جدیدتر با یک دوربین که تو آسانسور جاگزاری شده رو تو پست میزاشتید. (البته اگر هست)

  • امير رضايي

    جناب جادي

    اي كاش يك لحظه هم با خودت فكر ميكردي همين طور كه تو اين صحنه هاي كه توصيف كردي خودت هم تحت تاثير يك همچين جوي قرار گرفتي و واقعا فقط دارن سعي ميكنن اين همچين فضايي رو به شما القا كنند مثل كشتن و شكنجه كردن

    اگر يادت بياد همين اواخر كانديداي مورد توجه جنابعالي كم از اين ادعا ها نداشت.

  • امیررضایی: قضاوت نکن که فکر نکردم. فرق کنش و رفتار رو هم در نظر بگیر اگر نگرفتی. وقتی آدم می تونه برای ادعاش دلیل بیاره و فاکت بیرونی نشون بده و روش استدلال کنه یعنی داره کنش انجام می ده. اما رفتار خارج از استدلال است و بیشتر به سمت حرف نزدن، سانسور، ساکت کردن، زندان فرستادن، قطع کردن اینترنت، جلوگیری از شکل گیری احزاب و … گرایش داره. کلی آدم هستن که مدعی هستن شکنجه شدن ولی مثلا حق ندارن بیان توی رسانه ها توضیح بدن یا در یک دادگاه آزاد و علنی کسی رو متهم کنن. دوست من بیست و پنجم دستگیر شده و هنوز حق نداره حتی به بیرون زنگ بزنه که بگه زنده است یا مرده و کاندیدایی که من بین اون چهار تا گزینه ازش دفاع می کردم و می کنم حصر خانگی بوده، روی خونه اش می نویسن «خر» است و الان هم معلوم نیست کجا زندانیه و در چه شرایطی و وبلاگ من هم فیلتره. اینها به من فرق کسی که می تونه از نظرش در فضای منطقی دفاع کنه و کسی که نمی تونه رو راحت نشون می ده (:

  • pej

    نرود میخ آهنین در سنگ………..

  • senaps

    با جادی کاملا موافقم!

  • امير رضايي

    جناب جادي

    حالا تازه رسيدي به اصل حرف من

    دقيقا اينكه شايد اون واقعيت ها كه ازش حرف ميزني و بهشون استدلال ميكني در واقع حقيقت نداشته باشه (البته نه همه مواردي كه اون بالا گفتي قسمت عمده مطالب)

  • admin

    امیررضایی: قسمت عمده «سانسور، ساکت کردن، زندان فرستادن، قطع کردن اینترنت، جلوگیری از شکل گیری احزاب و … گرایش داره. کلی آدم هستن که مدعی هستن شکنجه شدن ولی مثلا حق ندارن بیان توی رسانه ها توضیح بدن یا در یک دادگاه آزاد و علنی کسی رو متهم کنن. دوست من بیست و پنجم دستگیر شده و هنوز حق نداره حتی به بیرون زنگ بزنه که بگه زنده است یا مرده و کاندیدایی که من بین اون چهار تا گزینه ازش دفاع می کردم و می کنم حصر خانگی بوده، روی خونه اش می نویسن «خر» است و الان هم معلوم نیست کجا زندانیه و در چه شرایطی و وبلاگ من هم فیلتره.» واقعیت نداره؟ ((: ایران دومین کشور سانسور کننده جهان است. بزرگترین زندان خبرنگاران جهان. اینترنتش دائم گیر یک لنگر خبیثه، احزاب نمی تونن خارج از اصول تعریف شده توسط دولت حاکم شکل بگیرن، کلی آدم هستن توش که مدعی هستن شکنجه شدن ولی دستشون به جایی بند نیست و دوست من دیروز تازه با پنجاه میلیون وثیقه آزاد شده و پنجاه درصد کاندیداهای ریاست جمهوری قبلیش هم فعلا زندان هستن و وبلاگ من هم فیلتره (: کدوم ها کار دشمنه؟ (((:

    فرق کنش و رفتار رو هم که اصلا نخواستی در موردش حرف بزنی ظاهرا. توی رفتار آدم همنوا می شه ولی وقتی از مغزش استفاده کنه در حال کنش است و کارهاش دارای استدلال – که ممکنه اشتباه باشه یا مبتنی بر داده غلط ولی با همنوایی کورکورانه فرق داره زمین تا آسمون (:

  • امير رضايي

    جناب جادي

    مثل اينكه به داخل پرانتز گفته هاي من دقت نفرموديد

    براي مثال يكي از كساني كه ميگي تو همون قسمت عمده ادعاي كذب كروبي در مورد شكنجه و كشته شدن دختري بنام ترانه موسوي (اين مساله حتي در دادگستري هم مطرح شد و ايشان بعنوان مطلع احضار شدند) حالا چطور ميفرماييد اين مسئله حتي مطرح هم نميتونه بشه

    اگر موافق باشيد يك پست جديد براي اين مباحث باز كنيم و بتونيم مفصل در اين مورد با هم بحث كنيم سايرين هم ميتونند به اين بحث بپيوندند

  • امیررضایی: امیدوارم روزی باشه که یک دادگاه بی طرف و مستقل با حضور هیات منصفه و وکلای آزاد به چنین مواردی رسیدگی کنه. نیازی به پست جدید نیست چون اگر شرایط بحث برابر به وجود بیاد بدون شک آدم هایی که تخصص و علاقه شون پیگیری این تیپ چیزها است به اندازه کافی بحث خواهند کرد و تا وقتی هم شرایط بحث وجود نداره (مثلا تا لحظه ای که کسی مثل شیوا نظر آهاری در زندانه) به نظرم بحث سر این چیزها مسخره کردن مفهوم بحث است.

  • امير رضايي

    جناب جادي

    اينهم مثل بقيه مواردي كه تنها از سوي شما ادعا ميشود نه اثبات

    من هم اميدوارم حق به حق دار برسه حتي اگر اينطور هم نباشه من به روزي اعتقاد دارم كه همه ما بايد در پيشگاه و محضر خداوند پاسخگو باشيم

  • یه غریبه

    برای من خیلی جالب بود

  • امید

    به طور کلی باهات و این فیلم موافقم.

    البته احتمالن این حس برای انسان چیز بدی نبوده (و شاید نباشه)، شاید دقیقن مثل حسی که حیوانات (مثل آهوها) در هنگام فرار از دست دشمن (مثل شیر) دارند. کافیه یکی اون وسط داد بزنه که «دشمن» داره میاد و در این میون شما دنبال دلیل نمی‌گردی و فقط می‌ترسی و فرار می‌کنی.

    به نظرم این حس در انسان، کلی فرگشت هم داشته! ما تقریبن با حرف «یک نفر» قانع نمی‌شیم، یعنی اگر یکی داد بزنه «دشمن» عمومن فرار نمی‌کنیم، اما «نفر دوم» تقریبن ما رو به یقین می‌رسونه.

    به نظر من یکی از مهم‌ترین حس‌هایی بوده که جامعه‌گرایی موجودات به اونها داده، چون این‌طور که حدس می‌زنند، موجودات زنده به دلیل امنیت، جامعه‌گرا شدن، برای همین، طبعیت «کورکورانه» از مابقی افراد جامعه، یا احیانن رییس اون جامعه، اونا رو سربلند می‌کرده.

    اما در مورد انسان و با عاقل شدن و متعاقبن رذل شدن انسان‌ها (مثلن، انسان تنها موجودی است که دروغ می‌گه)، از این رفتار طبیعی سوء استفاده شده …… از هزاران سال پیش تا الان!

  • امید

    طبعیت = تبعیت!