نامه سرگشاده به روح رهبر کره شمالی

کیم ایل عزیز، حالا که این نامه رو می خونی یعنی متوجه شدی که روح وجود داره و احتمالا خوشحالی که در عین یک عمر کمونیست بودن، دوست و برادر کشور مسلمان ما هم بودی. حالا که روحت رفته بالا، نمی دونم تا کجا رو می تونی ببینی. امیدوارم بتونی کشورهای دیگه رو ببینی و متوجه بشی که دغدغه اصلی جهان پیشرفت خودشه نه عقب نگهداشتن کشور تو. امیدوارم حالا که اون بالایی بتونی آدم هایی که شاد و سالم دارن توی کشورهاشون زندگی می کنن رو ببینی و از این توهم بیای بیرون که همه جهان دست به دست هم داده بودن تا ارزش‌های تو شکست بخوره. امیدوارم حالا که اون بالایی و آزادی حرکت داری بری سمت مرز کره جنوبی بایستی و نگاه کنی که این دو تا کشور چرا اینقدر با هم فرق دارن؟ ببینی که چرا یکیشون فقیره و بی سواد و یکیشون داره برای فتح بازارهای دنیا با بقیه رقابت می کنه. البته می دونم تو تو کشورت فقیر نبودی. می گن شراب فرانسوی دوست داشتی، ۲۰ هزار تا فیلم تو‌ آرشیوت بوده و در مورد سینما کتاب نوشتی و طرفدار الیزابوت تایلور بودی (روح هردوتون شاد) و تلویزیونت به مردم می گفته که قهرمان گلف هستی. اما کیم جونگ ایل جان، حالا که اون بالایی یک نگاه هم به مردمت بنداز.

راستش رو بگم خیلی ناراحت شدم که سر کریسمس مردی. نمی دونم.. شاید هم برنامه ریزی خوبت بود که با مردنت هم به مردم خدمتی کرده باشی. آخه شنیده بودم که به کره جنوبی تذکر داده بودی که حق نداره برای کریسمس نزدیک مرز رو چراغونی کنه تا نکنه مردم تو ببینن که توی اون یکی کشور چقدر برق هست یا کریسمس اصولا جشن گرفته می شه و اخلاق کمونیستی نابشون افول کنه یا دیگه به مجسمه‌ات تعظیم نکنن. حالا حتما از اون بالا کلی چراغونی می بینی. نمی دونم. شاید هم دوست داشته باشی. شنیده بودم به مردمت گفته بودی همبرگر رو تو اختراع کردی حتی شنیده بودم بهشون گفته بودی که کشورت یکی از پیشرفته ترین کشورهای جهانه. راستش بیشتر چیزهایی که ازت شنیدم چیزهایی بود که خودت دوست داشت داشتی بشنویم اما نمی دونم می دونستی یا نه که اینا با اینکه توی کشورت جذابه اما حتی برای مای سانسور شده هم، مسخره به نظر می یاد.

راستش نمی خوام زیاد مزاحمت بشم. فکر می کنم خودت هم تازه آزاد شدی و حتما کلی کار داری. راستش به روح‌ات نامه نوشتم چون جرات نداشتم به زنده ات بنویسم. برات نامه نوشتم تا یک گله کوچیک داشته باشم از تلاش دائمی ات برای بی سواد نگه داشتن مردمت. می گن تو بدترین اینترنت دنیا رو داری یا درست تر بگم اصلا اینترنت نداری. راستش برات نوشتم که از این گله کنم اما حالا که مردی، فدای سرت. حداقل بذار از چیزهای خوب حرف بزنم. تو به کشور من خیلی چیزها دادی اما یک تشکر حسابی می خوام ازت بکنم.. برای چیزی که به کشورم ندادی…. کیم ایل،‌ من حسابی ازت ممنونم که شستشوی مغزی ای که استفاده کردی رو بهم یاد ندادی. یا شاید هم دادی ولی اینجا کار نکرد. سوریه رو دیدم. یک چیزهایی یک جاهایی کار می کنه و یک جاهایی نه. به هرحال… چه کاریه حالا که مردی مته به خشخاش بذاریم؛ چه بهمون یاد ندادی چه یاد دادی و کار نکرد، ازت تشکر می کنم. مردمت که شاد نبودن. حداقل روحت شاد باشه (:

جادی

  • pouria

    خيلي متن قشنگي بود. نمي دونم چرا ياد فيلم “يك مرد جدي” افتادم!! شايد به خاطر تلخي طنزي كه وجود داشت!! شايدم حالم خيلي بده :دي

  • freeman

    والا اين ديكتاتورهايي كه ماديديم مطمئناً بعد از مرگ هم هنوز حرف خودشون رو ميزنن و فكر نمي‌كنم مرگ هم بتونه باعث بيدار شدنشون بشه،وقتي نمونه زندش “بشار” با اين اوضا واحوالي كه ساخته هنوز اون حرفا رو تو مصاحبش مي زنه، حقيقتاً من يكي كه دقيقاً چي تو سرشونه…

  • hb

    خودمونیما خوب مینویسی جادی!

  • سمیک

    نامه من به روح رهبر کره شمالی:
    ای تو روحت!

  • خوشبختانه با خنده دروغ نمی گفت! خیلی جدی و خشک این کار رو انجام می داد.

  • یک تصحیح: ایشون خیلی هم خوب به روح اعتقاد داشت. فکر کنم خیلی از مردم اینو نمی دونند. ایشون (و کل نظام) اونقدر اعتقاد قلبی و التزام عملی به روح و ماوراء داشتند که مقام رسمی شون اصلن رهبر نبود، سکرتری بود. حالا رهبر مملکت کی بود؟ پدر ِ کیم جونگ ایل که سگ ساله ریق رحمت رو سر کشیده. در مجموع سیستم کره شمالی مخلوطیه از کمونیزم و الهیات.
    جا داره همینجا یادی کنیم از زنده یاد کریستوفر هیچنز که اینها (و کلاً هر چی راجع به کره شمالی می دونم) از ایشون آموختم! حوصله داشتی سرچش کن تو یوتیوب داستان سفرشو به اونجا گوش کن.

  • علیرضا

    عالیه. چرا از این مطالب تازگیا نمینویسی؟ من خیلی این مطالب فلسفیت رو دوست دارم (فلسفیه؟:دی) الان 2012 هست. سال قبل نوشتی اینو. منم الان میخونمش. عالیه! فقط کمی بیشتر بنویس! :)