اخلاقیات بیچاره رو انگول نکنیم دوستان

یک دوستی داریم که این صفحه جدید سانسور اینترنت رو «طراحی» کرده. اول با خوشحالی و افتخار توی فیسبوکش این رو گفت و بعد که موج انتقادات شروع شد عکس العمل استاندارد رو نشون دادن: سعی کرد توضیح بده که اینکار غیراخلاقی نیست و به فلان دلیل و فلان دلیل کارش بد نیست و خودش هم با فیلترینگ مشکل داره و این فقط یک کار حرفه ای است و حتی باعث شده صفحه ای که به زور سانسورچی می بینیمش به «قشنگ تر» شده باشه و غیره و غیره و غیره ….

من همیشه دوست دارم یک چیزی رو توضیح بدم ولی معتقدم اکثر آدم ها که در یک جامعه پر از دروغ بزرگ شدن و همون رو یاد گرفتن نمی تونن درکش کنن. الان سعی‌ام رو می کنم اما. اون چیزی که می خوام بگم اینه «ما هیچ تضمینی ندادیم هیچ وقت کار بد نکنیم».

ببینین.. ما توی یک جامعه پر از دروغ بزرگ شدیم. با کلی شعار عجیب غریب و کلی هندونه زیر بغل همه گذاشتن که «تو خوبی». توش خیلی راحت سعی می کنیم باور کنیم که همه کارهای ما بر اساس اصول اخلاقی هستن. این یک پیش فرض کاملا اشتباهه. انسان ترکیبی است از کلی چیز مختلف. قبول کردن اینکه «من کار بد هم می کنم» به نظر من یکی از اولین چیزهایی است که ما لازم داریم. بذارین یک مثال خیلی تابلو بزنم: اگر شما یک پسر باشین و در حال راه رفتن توی خیابون و یک خانم در حال لباس عوض کردن پشت یک پنجره رو ببینین .. احتمالا قبلش داشتین پنجره رو نگاه می کردین و بعدش هم نگاهی می ندازین (حالا شما اگر نمی کنین یک مثال دیگه بزنین خودتون). درست؟ اینکار بده. خیلی ساده: اینکار بده.

حالا اگر کار بالا رو غیر ممکنه بکنین، به یک چیز دیگه فکر کنین. مثلا جوک قومیتی. مسخره کردن یک قوم بده ولی چون باعث می شه بقیه به شما توجه کنن و بخندن، انجامش می دین. اگر اینکار رو هم نمی کنین و غیبت هم نمی کنین و محاله به مال یکی دیگه هم دست بزنین به اون کار بدی فکر کنین که می کنین.. آهان! بذارین خودم رو مثال بزنم.

ما یک یخچال توی شرکت داریم که همه چیزهای مشترکشون رو می ذارن توش. این چیزها گاهی سرقت می شن! مثلا شما یک کیک گذاشتین توش و عصر می بینین یک گوشه‌اش نیست. یا من معتقدم یک دونه پنیر دارم ولی فردا صبح دیگه خبری ازش نیست. من چند وقت پیش می خواستم برم ناهار که دیدم یک ظرف بزرگ فلفل سبز توی کشو است که دو سه روزیه به من چشمک می زنه و هیچچی هم ازش کم نمی شه. خب برای ناهارم سه چهار تا از توش برداشتم و بردم ناهار.

خب من همین بالا دو سه تا استدلالم رو توضیح دادم! فلفل ها زیاد بودن پس من ضرر خاصی نزدم به کلیت سیستم. فلفل ها چند روزی بود که اونجا بودن. فلفل ها در این چند روز کم نشده بودن. فلفل ها دیگه داشتن خراب می شدن. روز شنبه بود و طبق یک قانون قدیمی در شرکت، روز پنجشنبه هر چیزی توی یخچال مونده باشه دور ریخته می شه پس وقتی در اصل این فلفل ها باید دور انداخته می شدن و دیگه مال کسی نبودن. من فردا یک عالمه فلفل آوردم گذاشتم تو شرکت برای هر کی می خواد و …

می بینین؟‌ انگار ما هی می خوایم اصرار کنیم که «من کار بد نمی کنم» و براش هزار تا بهانه مهمل پیدا می کنیم. اون کار من دزدی بوده. بد هم بوده. ولی خب من کردمش چون فلفل می خواستم و به نظرم ضررش (برای بقیه) از سودش (برای من) خیلی کمتر بوده ولی همه این مهملات نباید باعث بشه قبول نکنم که «کار بدی کردم».

این اون چیزیه که ما باید قبول کنیم: تک تک تصمیمات زندگی ما بر اساس اصول اخلاقی نیستن. ما مغز داریم و کلی عضو دیگه. همونم مغزمون هم کلی بخش مختلف داره. ما الزاما همه تصمیمات رو با بخش مربوط به فلسفه اخلاق نمی گیریم. ما سعی میکنیم لذت هم ببریم حتی اگر غیراخلاقی باشه. اما چیزی که خیلی خطرناکه اینه که اون «کار بد» که کردیم رو به خاطر دروغ مسخره «هیچ وقت کار بد نمی کنم»‌ که بهمون یاد دادن با هر مهملی که به ذهنمون می رسه توجیه کنیم.

فلفل دزدین بده. کار کردن با سیستم سانسور و سرکوب آزادی بیان یک کشور هم بده. ما هم گاهی ممکنه کار بد بکنیم. اما اینکه بیایم کل فلسفه اخلاق رو بپیچونیم و انگولک کنیم و هزار مدل بهانه «عقلی» بیاریم که کار بدمون، بد نبوده، خیلی خیلی بده. من درک می کنم که این دوستمون یک روز که مسابقه طراحی گذاشتن هیجان زده شده یک چیزی درست کرده فرستاده بدون اینکه حتی فکر کنه اینکار همکاری با سیستمی است که دومین اینترنت سانسور شده جهان رو درست کرده. الان که بهش فکر می کنه پذیرش اینکه «آره کار بدی بود» خیلی بهتر از پیچوندن اخلاقیات و به زور هزار مدل داستان سرایی، هماهنگ نشون دادن اخلاقیاتش با این جریانه. درست همونطور که من باید قبول کنم که بخش «فلفل می خوام» مغزم به بخش «دزدی نکن» غلبه کرده و فلفل رو برداشتم، اینجا هم باید قبول کرد که «آره بد بوده و شرمنده». در مورد فلفل بدترین کار دنیا اینه که الان بخوام توضیح بدم « [ چون من دزدیدم ] پس دزدی فلفل خیلی هم بد نیست » و فقط چون می خوام هی اصرار کنم که من هیچ وقت هیچ کار بدی نمی کنم ، حیثیت کل اخلاق رو هم به باد بدم.

پی.نوشت. امیدوارم تونسته باشم توضیح بدم که « قبول کردن اینکه آدم گاهی کارهای بد می کنه خیلی بهتر از اینه که کلا سعی کنه معنی خوب و بد رو جابجا کنه و بعد بگه کار بدی نکرده » و امیدوارم برداشت نشه که می گم کار بد بکنین. چیزی که می گم اینه که پذیرش اینکه کار بدی کردیم خیلی بهتر از گند زدن به مفهوم اخلاق است برای اصرار روی اینکه کار ما بد نبوده.


آپدیت: بحث ابتذال شر از هارنا آرنت رو به پیشنهاد خوب سولوژن به ویکیپدیا اضافه کردم (: خوندنش بسیار مفیده

آپدیت دو به پیشنهاد مهرداد در کامنت ها: آزمایش جونز رو از یک پزشک بخونین

  • سلام…. من کلا نگرفتم چی شده! ولی به نظرم همکاری کردن با این سیستم، به خودی خود بد نیست! و طراحی صفحات فیلترینگ هم به خودی خود بد نیست!!
    چیزی که بده اینه که یه نفر دیده چار نفر با اینترنت فقط چت میکنن یا فیلم پورن می‌بینن، اومده کل اینترنت رو سرویس کرده به خاطر اونا!!!! حالا هرچی ادم با سواد و درست حسابی هم دارن به خاطر اون یه نفر می‌سوزن….
    به هر صورت، میگه تو نظام تشویق برای یکی، …..!!!!
    ما هم یه جورایی تو این نظام هستیم دیگه!

    • دلایل سانسور اینترنت بیشتر سیاسی هست تا اخلاقی، و دیدن فیلم پورن تنها بهانه هستش.

    • ناشناس

      در بعضی از مواقع احساس میکنم واقعا فیلترینگ چیز خوبی هست کسانی که کار اصلی اونها کامپیوتر نیست چه چیزی هایی را واقعا در اینترنت سرچ میکنند من یه مدت در خدمات کامپیوتر کار والا چیزی هایی دیدم که نگو فقط در مرورگر و یا شما اگر به کافی نت ها یه سر بزنید متوجه میشید افراد دنبال چی هستند به نظر من فرهنگ از پایه ویران هست ! حالا شما این فرض بگیرید یک خانواده که یک بچه 14 -15 ساله داره برای بچه اش اینترنت میگیره از فلان isp و پدر و مادر اون هم از کامپیوتر هیچ چیزی نمیدونه که بخواهند کنترل کنند و فرض بر اینکه فیلترینگ هم وجود نداره به نظرتون چه بلایی امکان داره سر اون بچه بیاد ؟

      کسانی geek هستند مطمن هستم با فیلترینگ مشکلی ندارند.

      • جادی

        ناشناس: اون خانواده می تونه یک فلیتر نصب کنه برای بچه اش یا از یک آی اس پی که فیلتر داره بگیره. در ضمن هیچ کجای دنیا سانسور جامعه سالمتری نساخته. اتفاقا اون بچه بیشتر و بیشتر تحریک می شه به دیدنش. مثال مثل اینه که بگیم هیچ شرکتی نباید حق داشته باشه محصولی با بادوم زمینی درست کنه چون اون بیچاره هایی که به بادوم زمینی حساسن اگر یکهو بخورن مریض می شن.

        اونها که حساسیت خاص به چیزی دارن می تونن خودشون انتخاب کنن و مطمئنا اگر نیازش باشه، سرویسش هم داده می شه.

        در ضمن سانسور کشور ما پورن نیست، عقیده است (:

      • pej

        مثلا افراد دنبال چی هستن ؟
        حتما شما هروقت میری اینترنت فقط سرچ میکنی که اگر تو رکعت دوم نماز ظهر شک کنیم باید چیکار کنیم ؟؟
        خوب منم سرچ میکنم که فیلم پورن ببینم ، مشکلیه؟
        یعنی شما خدا وکیلی تا حالا جلق نزدی ؟ نه خدایی راستشو بگو ؟ نزدی ؟؟؟؟
        نکنه فک میکنی که اگه کسی این کارو بکنه کور میشه ، یا نازا میشه یا اینکه از نخاع ش کم میشه یا فلج میشه ؟؟؟
        من که تاحالا نشدم ، ولی شما هم یک بار امتحان کن :D

  • مطلب خوبی بود. منم همین مشکلو دارم هر از گاهی!
    senaps، فیلمای پورن و این چیزا فقط بهونست برای سانسور اینترنت. اونها میخوان کسی درمورد کاراشون نفهمه. تو جاهایی مثل تویتر و گوگل پلاس و فیس بوک، مردم معمولا واقعیت‌هایی رو میگن که دولت نمیگه. یا سایت‌هایی مثل bbc که باز واقعیت رو میگن و به همین دلیل فیلترن. حتی اگه فقط سایتای پورن رو فیلتر کنن، باز درست نیست. حتی برای اون چهار نفر. هرکسی حق انتخاب داره. همه عقل دارن. دولت حق نداره آزادی رو از مردم بگیره، به هر دلیلی هم که باشه

    • بله میدونم که بهانه هستش… متاسفانه تو شرایطی بودم که اخبار بی‌بی‌سی که یه روزی مثل چشمم بهش اعتماد داشتم رو کنار 20:30 خالی بند گذاشتم و لااقل تو اون شرایط خاص! بی‌بی‌سی داشت دروغ میگفت…
      کلا تا وقتی از بیرون نیگا کنیم یه جور دیگه هستش همه‌چیز و داخل که بشی، یه چیز دیگه…
      شاید فک کنید یه بسیجیم و از این حرفا ولی خوب اشتباهه، ولی شما ازادی هرچی دلت میخواد فک کنی!

  • پی نوشت مفهومتر بود
    کاره خوب انجام دادن رو همه میشناسن می فهمن کاره خوب چیه چون وقتی کاره بد می کنن و مفهوم بد بودنش رو نمی دونن می آن و با کار های خوب توجیهش می کنن پس می دونن کاره خوب چیه .اون چیزی که باید درک شه سطح درک نسبت به کاره بده و کلا کاره بد ,بده و اینطور نیست که بگیم هر کسی چه کاری رو بد می دونه مثلا همه می دونن غیبت کردن بده ولی به عنوان در دو دل و اینجور مسایل می آن سرپوش میذارن رو کاره بدشون در صورتی که باید قبول کنن کاره بد کردن و پاش وایسن و کلا باید قبول کرد قرار نیست ما همش کاره خوب کنیم چون اگر اینجور باشه مثل مشکلات امروزه ی ما آدما جوری می شن که خوب بلدن ادای آدم های خوب رو در بیارن در صورتی که شاید یک اِپسیلون از اون چیزی که نشون می دن نباشن و من کاملا موافقم که جایه بد و خوب عوض شده و با این روند هیچ مفهومه درستی از خوب بودن یا حتی بد بودن نمی مونه و کلا هر بلایی که سره یک جامعه می آد خواست اکثریت اون جامعه است.اینکه ما قبول کنیم تعهدی ندادیم که همش کاره خوب کنیم حرف کاملا درستیه .

  • فراز

    هر کي تو ايرانه خواسته ناخواسته داره به حکومت کمک ميکنه
    تنها راه خروج از ايرانه

    • جادی

      فراز دقت کن که ایران یک حکومت وابسته به نفت است. مردم کمک حکومت نیستن دردسرش هستن. هر کی بره بیرون بهترین کمک رو کرده به دولت چون یک صدای مخالف بی دردسر کم می شه و یک نون خور از سهم پول نفت هم حذف می شه.

      حرفت در مورد کشورهایی که حکومتشون وابسته به مردم است درسته ولی تو ایران نه (: اینجا مردم از نظر حکومت سربار هستن.

      • جادی

        اضافه کنم که اینهمه شعار «دولت خدمتگزار» و « ما شیفتگان خدمتیم» و اینها هم از همینجا می یاد. اگر اینها نمود بیرونی داشت که نیازی به اینهمه شعار و تکرار و بزرگ نوشتنش و غیره نبود و خودمون می دونستیم (:

  • $

    شخصا متنفرم از کسایی که با دلیل تراشی دارن همچین کاری رو می کنن …
    این جمله که “یه کار حرفه ای بوده و فلان و فلان” . دقیقا یعنی که “هوووی … من یک گوسفند هستم و فقط کارم رو میکنم با چیز دیگه کاری ندارم” !!
    حداقل انقدر صراحت و شرافت می تونن داشته باشن رک و رو راست بگن که بخاطر پولش بوده و به چیزی به غیر پولش اهمیت نمی دادن ، حداقل می تونن اینطوری قطره ای از شجاعت رو نشون بدن !!

    موضعت منطقی هست .

    پی نوشت : نحو برخورد من و تو با مسئله دقیقا مثل هم هست . ولی من دقیقا با شخصیت خودم و تو با شخصیت خودت مشکل رو بررسی می کنی . دقیقا تاکید من هم اینه که حداقل انقدر صداقت داشته باش که وقتی بدی می کنی ، بدی رو قبول داشته باش . نه اینکه بد رو خوب جلوه بدی !!

  • روز های دروغ و صد رنگی .. پوچ و خالی ز دل سپردن ها ..روز های دروغ و صد رنگی .. پوچ و خالی ز دل سپردن ها ..

  • جادی عزیز ممنون میشم به این دو نکته توجه داشته باشی :
    1-این کار ایشون حمایت از سانسور نیست، اگر این کار رو شما حمایت و همکاری با سیستم سانسور می دونید. باید خدمتتون عرض کنم حمایت کنندهها اصلی من و شما و تمام کسانی که در ایران از اینترنت داریم استفاده می کنیم.بله همه حمایت کننده سانسور هستیم. چرا که تو این چند سال نخواستیم هیچ حرکت در این زمینه انجام بدیم. به قول خودت “تک تک تصمیمات زندگی ما بر اساس اصول اخلاقی نیستن” اگر بر اساس اصول اخلاقی به این موضوع نگاه کنیم. باید کلا از اینترنت استفاده نکنیم. یا از ایران خارج بشیم.

    2- به یاد دارم اون اوایلی که فیلترینگ راه افتاد، یک سری از وبلاگ نویسان شروع کردن به انتقاد از فیلترینگ، یکی از مباحث شون همین صفحه فیلترینگ بود. تو صحبت هاشون صفحه سرویس دهنده پارس آنلاین رو با سرویس های دیگه مقایسه کرده پیشنهاد و انتقاداتی در این مورد بیان کرده بودند.
    یکی همین بود که چرا از نیروی متخصصین استفاده نمیشه یا نشده برای این صفحه.

    اما بر اساس منطق و شرایط زمانی اومدیم انتخاب بد از بدتر کردیم. انتخاب بد یعنی استفاده از اینترنتی که سانسور داره، انتخاب بدتر یعنی تحریم اینترنت (چرا که هدف سیستم سانسور همین هست که مردوم رو از اخبار و حوادث دنیا دور نگه داره.)

    متاسفانه تو ایران هر کاری کنیم هستند کسلانی که بهت برچسب بزنند و قادر نخواهیم بود همه رو راضی نگه داریم.

    وقتی این صفحه باالجبار باید تحمل کنیم. زیبا شدنش اصلا کار غیر اخلاقی و بدی نیست.

    • جادی

      برای من این استدلال شبیه دکتر شکنجه گاهی است که معتقده کمک می کنه شکنجه شده ها نمیرن پس کارش خوبه. یا مثلا معماری که می گه سردر قشنگی برای بند زندانی های سیاسی ساخته که از سردر قبلی کاراتره. این سه تا آدم اگر به اینکارشون افتخار کنن دوستای من نیستن. خیلی ساده.

  • لئون

    سلام
    به نظرم بهتر بود مثال نزدیکتری میزدی
    اول که با حضور قانون با حذف عده‌ای مواجهیم، مثلن در اینترنت با حضور قانون برای اینترنت خودبه‌خود محتوا تغییر میکنه
    حالا اگر این رو هم در نظر نگیری، کدوم کشوره جهانه که برای دسترسی به اینترنت قانون‌های محدود کننده نداشته باشه؟ فکر می‌کنم هر کدوم از ما با کمک به رعایت قوانین در هر گوشه‌ای از جهان به نادیده گرفتن و حذف عذه‌ای کمک می‌کنیم

    • جادی

      اولا کشورهای خیلی خیلی خیلی کمی در جهان اینترنت رو به شکل ایران سانسور می کنن و فقط یک کشور در جهان بیشتر از ایران سانسور داره. در عین حال بحث سیستم های دموکراتیک هم هست. ممکنه جایی عقل جمعی به این برسه که چایلد پورنوگرافی باید ممنوع بشه (و نه سانسور). اونجا هم این مکانیزم هست که علیه این تصمیم تبلیغ کنی یا حرف بزنی یا حزب تشکیل بدی.

      مشکل اصلی اینجا مستقل از سرکوب بسیار زیادش، اینه که مکانیزم های دموکراتیک هم نداره و یک جمعی تصمیم می گیرن بقیه چی باید بخونن بشنون بخورن و غیره (:

  • سروش

    بحث واقعا فلسفی هست و شدیدا سخت
    ببین الان تو مشهد داره فیلمای جشنواره فیلم کوتاه رو پخش می کنن من امروز صبح 1سیانسشو دیدم قطعا هر فیلمی که من دیدم از زیر ایرادات یه سری ادم رد شده تا به من رسیده و شاید بسیاری از این فیلم ها قسمت هایشون حذف شدن یا اصلا اجازه اکران نگرفتن حالا فرض کن من فیلم سازم می گم که یا فیلم منو کامل پخش می کنین یا اصلا پخشش نکنین من هیچوفت از فداکاری هایی که برای خاموش کردن اتیش یه سکو نفت انجام گرفته بود مطلع نمی شدم یا از بعضی اتفاقات تهران که تو پس زمینه فیلم بودن البته متنفرم از فیلم هایی که دقیقا برا چاپلوسی ساخته شدن و فقط ارزش مسابقه رو پایین اورده بودن
    ببین کسی که می خواد زندان بسازه–می سازه و من اینو می دونم حالا اگه بیام قبول کنم که من زندان بسازم متونم تا جایی که بیونم زندان رو طوری بسازم برای زندانی ها راحت باشه یا نمی دونم مثلا راه های فرار مخفی بزارم تونستم کمک کنم به اون زندانی البته با ساخت زندان مخالفم اما وقتی یکی بالاخره قبول می کنه که این کار رو بکنه باید چیکار کنم ؟
    مثل وزیر مردم دوستی می مونه که اون موقه ها تو دربار پادشاه ها بودن و هرچند با شاه مخالف بودن اما نمی گفنن من اینجا نمی مونم – می موندن و با هر سختی بازم به مردم کمک می کردن قطعا اگه جای دیگه می بودن انقدر نمی تونستن کمک کن هرچند با شاه مخالف بودن
    خیلی سطحی نگریستن از نظر من که بگی دوست من نیستن
    این دلیل اوردن برای کار بد من نیست من قبول دارم با ساخت زندان دارم کار بد می کنم اما می دونم این کار بد رو بلخره انجام می شه و لی من می تونم از بدیش کم کنم (چی گفتم :-؟)
    من امسال کنکوریم این دقیقا برابر یا اینکه من امسال قرار نیست زندگی کنم من اینقدر زحمت می کشم یه سال درس مس خونم اما می دونم به خیلی ها این وسط ظلم می شه کلی پارتی بازی این وسط می شه اما با اسم کنکور همشون پوشیده می شه حالا به نظرت من باید چیکار کنم ؟ بخوام نخوام تو ایدنم تعثیر می زاره ؟
    نخونم یا بخونم

    • جادی

      بله این یک بحث دیگه است که پایه فلسفی پیدا می کنه. خیلی هم پیچیده است و قبول دارم. من می گم پزشک شکنجه گاه نمی شم شخصا و دوستی هم نخواهم داشت که پزشک شکنجه گاهه ولی درک می کنم یکی واقعا از خودش بگذره و بره اونجا کار کنه. اما من نمی خوام ببینمش (: از اینم باید بگذره.

      در سطح خرد هم که کسی که صفحه سانسور رو خوشگل می کنه کمک خاصی نکرده (: بازم مثلا می گفت صفحه ای که من درست کنم غیر ممکنه توش ریدایرکت بشین به یک چرند دیگه می شد رفت سراغ «پزشک شکنجه گاه» ولی اینکه قیافه اش رو خوشگل کنم کار خاصی نمی کنه که بخوام از خودگذشتگی کنم به خاطرش.

  • کامیار

    سلام جادی جان این قضیه که چند روز پیش نوشتی من رو یاد زمان دانشگاه منیدازه تو حتما می دونی مدتی سیستم اینترنت دانشکده دست من و چند تا از بچه ها بود روسای مرکز به شدت اصرار کردن که فیلترینگ راه بندازیم در حالی که اون موقع هنوز فیلتر اینتنرت ملی شروع نشده بود خلاصه نا مجبور شدیم همچین چیزی راه بندازیم روی پراکسی ولی در عوض دو تا اتفاق افتاد:

    ۱- ما به وضوح می دیدیم که اتفاقا بچه هایی که شیطون تر بودن وقت بیشتر میگذاشتن که بتونن سایتهای آنچنانی که فیلتر نشدن رو پیدا کنن اگه پیش از اون مثلا بیست در صد وقتشون رو میگذاشتن از اون به بعد شاید برعکس شده بود و هشتار در صد وقتشون صرف این می شد یا اینکه پیدا کردم سایتی که بشه باهاش فیلتر رو دور زد اون موقع یادمه من خودم به بچه ها انونیمایزر رو یاد می دادمولی ازشون خواهش می کردم سه نکنن!

    ۲- بچه ها همش نگران لاگ ها بودن مرتب می اومدن اتاق سرور من براشون لاگ هاشون رو پاک می کردم و این قضیه برام خیلی خنده دار بود در عین حال اشرون خواهش می کردم یه مقداری هم کار علمی بکنن در واقع این سانسور خودش شده بود عامل تحریک و شاید کل کل بچه ها و اتفاقا استفاده علمی کمتر از اینترنت من ازشون خواهش می کردم که کاری نکنن این حالی که بهشون میدم لو بره و سعی کنن تعادل رو رعایت کنن

  • علی اصغر

    ولی همه این مهملات نباید باعث بشه قبول کنم که «کار بدی کردم». –> … قبول نکنم …

    • جادی

      اصلاح کردم (:

  • کامیار

    ببخشید که دوباره کامنت میگذارم با خوندن کامنت های قبلی بهتر دیدم منظور خودم ور از نوشته خودم دقیق تر بگم راستش ما روزی که اون دم و دستگاه رو راه انداختیم فکر فیلترینگ رو نمی کردیم ولی وقتی همچین چیزی رو با اجبار راه انداختیم (البته فقط اخلاقی بود نه مثل الان سیاسی و سلیقه ای ولی به هر حال اصل قضیه یکیه) سعی کردیم یه جوری کمک کنیم بچه ها خیلی اذیت نشن در ضمن من بازم اصلا قصد ندارم بگم کارمون خیلی خوب بوده ولی لا اقل قصدی که اولش داشتیم این نبوده

    • جادی

      دقیقا. هیچ کس مبرا نیست از این سیستم بزرگ که داره می چرخه. حالا کم و زیاد. ولی این هست که براش استدلال پیدا نکنیم که خوبه. خب من کار کردم رسید به اینجا و بد بود. یا من پول لازم داشتم یا وسوسه شدم یا احساس مهمتری از بقیه کردم و فلان جا کار کردم. مشکل این نیست. مشکل اونجا شروع می شه که چون «من» کردم شروع می کنم به مهمل بافتن که کارم خوب بوده چون «من که کار بد نمی کنم»

  • فکر نمی‌کنم کسی با اینکه یک نفر دانش مناسب انجام یک کاری رو داره و می‌تونه ازش در جاهای مختلف استفاده کنه مشکلی داشته باشه. مشکل اینجاست که از این دانش در کجا و با همکاری چه کسی استفاده بشه.
    نه تنها توی این مورد، بلکه توی همه مواردی که افراد، شرکت‌ها یا سازمان‌ها با سیستم سانسور، شنود یا فیلترینگ ایران همکاری کردن، هرچقدر هم به شخصه آدم‌ها یا مجموعه‌های خوبی بوده باشن، از طرف یک عده‌ای مورد نفرت قرار می‌گیرن که طبیعیه.
    من از دیروز اظهارنظر اکثر بچه‌ها رو خوندم. به‌نظرم “انتخاب بین بد و بدتر” که بعضی‌ها بهش اشاره کردن کاملا مسخره‌ست. من حاضر نیستم کاری رو انجام بدم که بخش بزرگی از مردمم باهاش مشکل دارن، ازش ضربه دیدن یا مخالفش هستن.
    همه ما داریم توی زمینه‌های کاری خودمون فعالیت می‌کنیم و افرادی که در ایران هستن به هر حال ممکنه پیشنهادهایی از طرف ارگان‌های مرتبط با حکومت دریافت کنن. به شخصه هیچ وقت دلیلی نمی‌بینم بخاطر دانشی که ممکنه داشته باشم بیام به نفع عده‌ای کار کنم که دارن وضع رو برای ما بدتر می‌کنن.
    این کار بیشتر از همه توهین به خودم و سابقه‌ای هست که پیش از این تلاش کردم برای خودم ایجادش کنم.
    بحث سود فقط در مادیات نیست و خودفروشی هم فقط به معنی اسکناس گرفتن از دیگران نیست. اینکه محسن براتی عزیز برای این پروژه پولی دریافت نکرده دلیلی بر این نمی‌شه از اشتباه کارش (حداقل از دید من) کاسته بشه.
    این وسط بر اساس منطق و اخلاقیات خیلی از ماها، همکاری با سیستم فیلترینگ اشتباهه و به نظرم توجیه کردنش فقط به مسخره‌تر نشون دادن این موضوع اضافه می‌کنه.
    من و هر کس دیگه‌ای هر زمان که کاری رو در این زمینه و با همکاری همین سیستم انجام دادیم (حتی به اجیار-که بعید می‌دونم اینجا اجباری هم وجود داشته باشه) اشتباه هست و باید بدونیم دیگران و آدمایی که می‌شناسیم این رو نخوهند پذیرفت.
    حداقل من آرزو می‌کردم ای کاش این کار از روی اجبار صورت گرفته بود. ای کاش کسی که این کارو انجام داد می‌گفت چاره‌ای جز این کار نداشته یا زوری بوده یا به پولش احتیاج داشته یا هر چیز دیگه‌ای. اما متاسفانه هیچ کدوم از این‌ها نبوده و خود طرف شخصا تمایل به انجام این کار داشته و ایده فرستاده و غیره. برای من این موضوع کاملا “اشتباه” تلقی می‌شه.
    این نظر من و بخش بزرگی از نظرات دیگه، نه تخریب شخصیته، نه توهین حساب می‌شه نه چیز دیگه‌ای. من این کار رو اشتباه محظ تلقی می‌کنم (در واقع “اشتباه” محترمانه‌ترین واژه‌ای هست که می‌شه برای این مورد به کار برد) و دست کم امیدوارم بودم کسی که جز دوستان هر چند غیر نزدیک من حساب می‌شه، این کار رو انجام نمی‌داد و من رو متاسف نمی‌کرد.

  • فرزاد

    من کاری به بد وخوبش ندارم ولی اینو طراحی نکرده رابط کاربری مترو تو ویندوز8 روکپی کرده.

  • ارشک

    اومدم اینجا که فقط به افتخار این مطلب ات یه تبریک بهت بگم!
    خیلی عالی بود! ممنون که تونستی یه استدلال خوب یادم بدی موقع بحث
    کردن با خودم و با دوستانم.
    کار بد، بده!

  • حمید

    حالا جالبه بدونید که یه سری شرکت هستن که پروژه فیلترینگ می برن جلو…
    من نمی دونستم و رفتم واسه مصاحبه :دی به من گفتن ما تیغ جراحی درست می کنیم تا کمک کنیم واسه فیلترینگ پورنوگرافی ( البته کار اصلیشون هم همین بود) ولی موضوع اینجاست که این نرم افزاری که اینا می نوشتن باید داده می شد به دولت (‌یا سپاه یا همونجایی که بهش می گن ارتباطات زیر ساخت که شیر فلکه نت اونجاست ) تا وب ماینیگ کنه تا دیگه سیستم اتومات بشه.
    من طی سه ماه هی خودم رو توجیه می کردم که حقوقم خوبه و غیره… و اونجا کار کردم ولی آخرش نتونستم با این کنار بیام که فیلترینگ ( حتی )پورن ( که من خودم باهاش مشکلی ندارم ) خوبه.
    ولی دقیقا منم بعد سه ماه اومدم بیرون( مثل خریدن فلفل تو :دی ).
    ولی دقیقا کسایی که اونجا بودن خودشون رو اینجوری توجیه می کردن که ما تیغ جراحی درست می کنیم.
    به این فکر نمی کردند ( و نمی کردم ) که این سیستم در سطح کلان و زیر بنای کشور پیاده می شه نه در سطح مشتری هایی که خانواده و مدرسه هستند.
    مثال دکتری که شکنجه شده ها رو کمک می کنه تا نمیرن خیلی به کار من می اومد.

  • Wahid

    همیشه گفتم پذیرش اشتباه اولین گام برای عدم تکرار اون هست ;)

  • چه‌قدر خوب که این‌طور صریح و عینی از توجیه‌های رنج‌آور اخلاقیات ِ جدید ِ آدم‌های دور و برمون نوشتید که روز به روز هم داره بر تعدادشون افزوده می‌شه. فقط خواستم یک نکته‌ای بگم و اون اینکه به نظرم به‌تر بود تو این مثال که: “اگر شما یک پسر باشین…”، جنسیت رو -مثل سایر مثال‌هایی که آوردید- مطرح نمی‌کردید. (به گمانم به جهت چگالی بیشتر بروز این مسئله و باری که تو جامعه متصور بودید، این رو ذکر کردید. ولی خب در کلیت حوزه‌ی خصوصیه و تفاوت جنسیتی نداره)
    باز هم ممنون..

  • محمد

    به نظرم:
    ۱ – یه فرضیه‌ای هست که میگه «اگه من نکنم کس دیگه‌ای می‌کنه» و ریشه خیلی از بدبختی‌های ما همین فرضیه است!
    ۲ – همه آدم‌ها مثل هم فکر نمی‌کنن و هرکسی بر طبق دنیایی که داره، خودش رو محق و کارهایی که می‌کنه رو درست می‌دونه. شاید تا اینجا توازن برقرار باشه، اما تاریخ چی میگه؟! این مهمه…
    ۳ – جالبه که طرف خودش صفحه‌ای که ساخته رو دور میزنه تا بیاد تو فیس‌بوک اعلان همگانی کنه (ندیدن صفحه فیلترینگ، دم در ورودی فیس‌بوک، دلیلی بر فیلتر نبودنش نیست!)
    ۴ – این فیلترینگی که الان داره اعمال میشه تازه لایه اولشه. و اصلا برای این هست که بشه ازش رد شد! اون لایه های بعدی رو مواقعی اعمال می‌کنن که واقعا نیاز به فیلترینگ دارن. (ماشااله همه چی توی ایران لایه لایه شده) پس لطفا نگید که پورن در ایران فیلتره. چون حقیقتا نیست…
    ۵ – این طراحی از نظر فنی هم جای بحث داره البته. یه نگاه به کدهاش بندازید که چقدر عجیب و غیراستاندارده…

    • سروش

      بیشتر که فکر کردم به این نتیجه رسیدم که:
      شاید نباید به اینقضضیه به دید 0و1 نگاه کنیم
      که یعنی یه کار یا بده یا خوب
      شاید باید بهش یه امتیاز بین 0 و یک بدیم
      حالا مثلا اگه به کار 0.75 تقریبا بد و یا اگه 0.2 بود خوب هست
      الان من واقعا نمی دونم قصدم توجیه کاره بدمه یا دارم به صورت منطقی فکر می کنم :-؟

      • سروش

        اشتباه ریپلای زدم :))

  • سروش

    سلام جادی
    ممنون از این پست زیبات که باعث شدی اینهمه فکر دربارش ایجاد شه
    اما کاره بد بده و هیچ توجیحی نداره ایا این درسته یعنی بدی نصبی نیست :-؟
    مثلا یه اعتقاد اکثیرتی وجود داره که کشتن ادم بده اما وقتی مثلا مدتی خبرای کشته شدن دخترای جون رو توسط یه قاتل زنجره ای می خونیم و بعد اینکه دستگیر می شه و اعدام می شه احساس ارامش می کنیم ( مشه برای درک کردن فرض کنیم خودمون دختر جون داریم و در همان جامعه هستیم که با خبر ها در مورد کشته شدن دخترای جون جرعت فرستادن دخترمون تنهای به بیرون از خونه حتی نداریم)
    از این دست مثال ها زیاده مثلا
    جنگ بده بی برو برگرد اما اعتقاد داریم باید با ظالم جنگید :|
    شاید واقعا بعضی وقت ها انجام دادن کاره بد خوب باشه :-؟
    البته می شه از نظری ریشه تمام بدبختی بشریت رو جمله بالا در نظر گرفت
    جدا بحث قشنگی هست فکر کنم تا صبح سره این موضوع دیونه شم :|

  • mehrdad

    خوب بد نیست سری هم بزنیم به این پست از یک پزشک

    آزمایش آقای جونز: «موج سوم» یا افسون دیکتاتور
    http://1pezeshk.com/archives/2012/09/the-third-wave-experiment.html#axzz29m0Q5NV5

    این آزمایش را «ران جونز» که یک نویسنده و آموزگار اهل پالو آلتو است، انجام داده است، در واقع عمده شهرت این شخص به خاطر همین آزمایش است که در سال ۱۹۶۷ به انجام رسید.
    در آن سال ران جونز، آموزگار تاریخ دبیرستان «کلابرلی» در پالو آلتوی کالیفرنیا بود، یکی از کلاس‌های او، کلاس تاریخ معاصر برای دانش‌آموزان کلاس دوم دبیرستان بود.
    در آوریل سال ۱۹۶۷، در هنگام تدریس، یکی از دانش‌آموزان دختر سؤالی از جونز پرسید، او پرسید که چگونه است که همه اقشار جامعه آلمان در سال‌های بعد از جنگ جهانی دوم، ادعا می‌کنند که در زمان هیتلر چیزی در مورد جنایات نازی‌های نمی‌دانستند، از معلم‌ها و روشنفکرها و پزشکان گرفته تا مهندسان و آدم‌های عادی در آلمان همگی می‌گویند که تنها، کاری را که به آنها محول شده بود، انجام می‌دادند و در اعمال جنایت‌کارانه سهیم نبوده‌اند. بالاخره آن ماشین عظیم جنگی به خودی خود و بدون نیروی مردم، نمی‌توانست وجود داشته باشد.

    شاید بدانید که هیچ جامعه‌ای به اندازه جامعه آلمان در سال‌ها و دهه‌های پس از پایان جنگ جهانی دوم به دنبال یافتن پاسخی برای این سؤال نبوده است. نویسندگان و روشنفکرانی مثل هاینریش بل، گونتر گراس و اووه تیم در آثار خود بارها به این مسئله اشاره کرده‌اند و خواسته‌اند با روایت داستان آنچه بر آلمانی‌ها در دوره تسلط نازی‌ها رفت، تفسیر خود را از قضیه بیان کنند.
    آقای جونز ترجیح داد که به صورت مستقیم و در قالب جملات و عباراتی کوتاه، به این سؤال پاسخ ندهد، او تصمیم گرفت که یک هفته در این مورد تفکر کند و با شیوه‌ای متفاوت و تأثیرگذار، پاسخگو باشد.

    بیشتر بخوانید: http://1pezeshk.com/archives/2012/09/the-third-wave-experiment.html#ixzz29m3uZKsH
    آخرین اخبار فناوری را با «یک پزشک» دنبال کنید.

  • هاهاهاها

    به نظر من که صفحه فیلترینگ خیلی قشنگ تر شده.لااقل رو اعصاب راه نمیره.

  • SAM3R

    خیلی بحث جالب و قابل تاملی مطرح کردی واین بحث کاملا ریشه‌ای هست و به خود ما برمیگرده.
    وضعیت ما و مشکلاتی که داریم به خاطر رفتار خود ماست چه رفتار ما تو جامعه و چه رفتار ما با حکومت ، الان بدتر از قضیه‌های حکومتی و فشارها اینه که خود مردم با هم رفتار درستی ندارن و آزادی هم رو صلب میکنن دیگه چه توقعی داریم که اینترنت بی‌سانسور داشته باشیم
    ما مدام درحال سانسور خودمونیم
    خیلی چیزا بود که میخواستم بنویسم ولی
    به طور خلاصه از ماست که بر ماست …

  • SAM3R

    البته سلب نه صلب (-#
    بعدشم کلن دوست دارم جادی
    خیلی باحالی

  • شهرزاد

    همون ابتذال شر که گفتی. خیلی ها ناخودآگاه (شاید هم بعضی خودآگاه) تو همین کامنت ها هم به نوعی می خوان همدستی با یک “شر” یا خود یک “شر” رو به نوعی توجیه کنن یا توضیحی براش بدن که “عادی” و “طبیعی” جلوه بدتش.

  • کیارستمی

    آیا توجیه خوب داشتن از خدمت غیرمستقیم‌مان به ‘بدی/عامل بدی’ هم شامل این داستان است؟
    این دوستی که صفحه پیوندها را طرح زده خدمت مستقیم به سانسورچی کرده، درباره مثلا اون شیرفروشی که صبح تا صبح شیر در خونه سانسورچی تحویل میده چی؟

  • Pingback: گزاره‌ها » لینک‌های هفته (۱10)()

  • سروش

    جند وقتی بود سره یه موضوع انفدر فکر نکرده بودم
    اومدم برای تشکر دوباره برای ایجاد این فکر
    نمی دونم چرا ولی فکر می کنم تو این زمونه نگاه 0و1 جواب نمی ده چون تعریف درستی از بدی و خوبی و جود نداره

  • mohsen

    تا پاراگراف آخر مطلبت شک داشتم که دقیقا باهات موافقم یا نه، نا اینکه به جمله ی “الان که بهش فکر می کنه پذیرش اینکه «آره کار بدی بود» خیلی بهتر از پیچوندن اخلاقیات و به زور هزار مدل داستان سرایی، هماهنگ نشون دادن اخلاقیاتش با این جریانه.” رسیدم و گرفتن اصل حرفت رو؛ خیلی خوب بود

    نمیخوام روی صحبتم دینی و مذهبی باشه، ولی از دوران نوجوونی به بعد با این تصویری که از جوون تو ایران بر پایه مذهب ساختن، مشکل داشتم؛ “یه جوون مسلمون هیچ خطایی نمیکنه و هیچ کار خلاف شرع و دین نمیکنه و کاملا پاکه!” (الگوهای شخصیتیِ دینی و دست نیافتنی برای جوون وجود داره که مثلا معصومین “حتی” از فکر گناه (اشتباه) کردن هم مبرا هستن)الگوها رو نمیدونم، ولی در مورد ما انسان ها خودشون میدونن که دروغه، خود جوونا هم میدونن دروغه(گرچه بعضا خودشون هم یادشون میره درغشون رو) و باید بدونن که انسان خیلی پیچیده تر از این حرفاست که کلمه “هیچ” رو برای “خوب” بودن یه انسان ملاک قرار بدیم! فک میکنم “تزویر” و “ریا” از همینجا شکل میگره تو جامعه ما و بزرگ میشه!

  • Mahyar

    آقا در کنار همه این بحث ها من الان چند روزه تو توییتر و وب صحبت دیزاین مجدد صفحه فیلترینگ رو می شنوم اما هنوز توفیق دیدارش نصیبم نشده!!!! هنوز همون دیزاین قدیمی رو می بینم! اینترنت فناوا! شاید فیلترینگ رو دارن می دن دست آی.اس.پی ها و فناوا به عنوان مجری پایلوت هست؟؟؟؟ (چون پارسال زمزمه واگذاری فیلترینگ به ISP ها پیچیده بود!)

  • ali

    اون بیشرفی که صفحات اینترنت رو سانسور میکنه بعد میره توی فیسبوک پوزشو میده اونقدر حرومزاده هست که خودش از فیلتر شکن اشتفاده کنه تا بتونه بره توی فیسبوک

  • چه باحال.بعد از مواجه شدن با یه بنده خدایی که چن وخ پیش داشت دروغ و عدم صداقتشو برام با آسمون ریسمون بافتن فلسفی و اسمهای قلمبه سلمبه برای خلع سلاح،برام توجیه میکرد،این چیزایی که نوشتی تو ذهنم می چرخید که دیدم جان کلامو گفتی.بلوغ پروسه زمانبر و پر مکافاتیه

  • جدا از همه این بحث هایی که شد دقت کردین که طرف طرح کاشی‌های مایکروسافت رو پیاده کرده و کار خاصی نکرده؟!
    راستی میشه آدرس پیج فسبوک این یارو رو بدی؟ شاید به بهونه فحش دادن به این بشر رفتم تو فیسبوک عضو شدم :يي

  • فدیک اشکواری

    گفتم شاید این مطلب برای شما که به لینوکس علاقه دارید جالب باشه (البته اگر تا حالا ندیده باشید)
    http://www.redmondpie.com/ubuntu-linux-ported-to-google-nexus-7-demoed-on-video/

  • sazary

    شخصا ترجیح میدم این صفحه‌ی لعنتی رو به شکل خوشگل‌تر ببینم تا به شکل یه صفحه‌ی بی‌ریخت. درسته که در هر دو صورت خیلی رو اعصابه ولی فکر نمی‌کنم اگه این شخص تو مسابقه شرکت نمی‌کرد کمکی به رفع/بهبود فیلترینگ تو ایران میشد. اگه فکر می‌کنید که مبارزه با یه صفحه‌ی زشت راحت‌تر از مبارزه با یه صفحه‌ی قشنگه به نظرم دارید اشتباه می‌کنید.

  • amir

    این نوشته رو نباید خوند ! باید خورد

  • سامان

    “اون بیشرفی که صفحات اینترنت رو سانسور میکنه بعد میره توی فیسبوک پوزشو میده اونقدر حرومزاده هست که خودش از فیلتر شکن اشتفاده کنه تا بتونه بره توی فیسبوک”

    بهترین کامنتی که دیدم و تمام نظراتم رو در بر میگرفت !!

  • صبا

    آره مطلبو رسوندی، خیلی عالی بود. این روزا آدمای زیادی هستند که به اسم “کار حرفه ای ” دارن با مخالفای خودشون کار میکنن و اصلا به نتیجه ی کار خودشون فکر نمیکنن و بهونه شون اینه که ما داریم ساختمون میسازیم، وب درست میکنیم،ما داریم کارمونو میکنیم، مهم نیست واسه کی..

  • محسن

    من خیلی از کامنتا رو خوندم تا شاید یکی نظرش با من موافق باشه
    ولی در اوج تعجب دیدم که همه نظرات از روی تعصب و کمی تند بود
    جادی جان بنظرت اون شخصی که صفحه فیلترینگ رو خوشکل کرده کی بوده؟
    بنظرت اون یا هر کدوم از ما قدرتی داره که بتونه کمی از شدت فیلترینگ کم کنه؟
    دقیقا همون قضیه پزشک شکنچه گاه.بنظرت اون پزشک می تونه تغییری توی سیستم داشته باشه؟اگر اون نباشه یکی دیگه هست.فرقی نداره
    مهم اینه که سیستم همچنان به کار خودش ادامه می ده

    • نوید

      محسن جان
      میگی مهم اینه که سیستم در نهایت به کار خودش ادامه میده! خب چطور میشه که ادامه نده؟ اگه من و تو بهش نپیوندیم و کارش رو تقبیح کنیم. با توجیه اخلاقی درست کردن برای یک سیستم غلط و پیوستن به اون ما هم در ظلم اون شریکیم.
      توی اردوگاه مرگ نازی ها خیلی ها که اون سیستم رو ساخته بودن کار بدی نمیکردن، یکی حضور غیاب میکرد، یکی دسته ای رو میکشید، یکی در باز میکرد (کارهایی که هیچکدوم به تنهایی بد نبودن)، اما با کنار هم گذاشتن اونها بود که فاجعه کوره های آدم سوزی شکل گرفت. هیچکدوم از اونا اجازه ندارن با این توجیه که اگه من این کارو نمیکردم یکی دیگه میکرد و این که من به کسی شلیک نکردم غیر اخلاقی بودن کارش رو توجیه کنه.
      همین الان تو همین ایران قاضی هایی رو میشناسم که حاضر نشدن با سیستم حاکم همکاری کنن و به نقاط دور تبعید شدن، و البته به جاشون کسان دیگه ای اومدن و خودشون رو برده حکومت کردن. اولی ها هم میتونستن بگن اگه من این حکم رو ندم دیگری میده!

  • Pingback: چرا گنو/لینوکس رو دوست دارم: ویدئوی یک روز حیاط من در چهل ثانیه | کیبرد آزاد()

  • محمدمهدی داوودی

    سلام جناب جادی!

    کلاً با همۀ محورهای مطلب موافقم. فقط من معتقدم علاوه بر اعتراف به اشتباه که صد در صد لازمه، تو موارد شبیه به مثال فلفل میشه جبران هم کرد مثلاً پرسید فلفل ها :) مال کی بوده و بعد براش یه کاسه فلفل خرید :)

  • Pingback: اگر اعتبار می خواین، به جای تلاش برای مخفی کردن اشتباهات، جرات معذرت خواهی و اصلاح داشته باشین | کیبرد آزاد()

  • Pingback: یک ادمین لینوکس چه مهارت هایی لازم داره یا چطوری در لینوکس حرفه ای بشیم | کیبرد آزاد()

  • Pingback: نکته هایی در مورد ایمیل های آیدین آغداشلو | کیبرد آزاد()

  • Pingback: نکته‌هایی در مورد ایمیل‌های آیدین آغداشلو | رنگین‌کمان ایران()