به بهانه هفته کتاب: آیا ما ایرانی‌ها بی شعوریم که کتاب نمی خوانیم ؟ یا چی؟

اینکه رو هر روز و هفته یک اسم بذاریم کاریه مثل چسبوندن پلاکاردهای بزرگ «ما خیلی خوبیم» به در و دیوار شهر. فقط کسایی اینکارها رو می کنن که نه کتاب می خونن و نه خیلی خوبن (:

هفته گذشته هفته کتاب بود. توی ایران کتاب خونده نمی شه. سانسور بسیار شدیده و چاپ کردن یک کتاب کلی دردسر داره و زندگی مترجم و نویسنده رو هم نمی گذرونه و غیره و غیره. هفته گذشته در ایران هفته کتاب بود.

اما چرا کتاب خونده نمی‌شه؟ چند نفر از ما هستیم که در یک روز که نه، یک ماه هم که نه.. اصلا یک سال گذشته کتاب غیر درسی‌ای خونده باشیم؟ حالا من و شما خفن، چند نفر رو اطرافمون می شناسیم که در طول سال گذشته کتابی نخوندن؟

اما چرا؟ ژن ما ایرانی‌ها خرابه؟ بی شعوریم؟ نیازی نداریم؟ چی؟ راستش نظر خشن و صریح و تهاجمی من رو بخواین می گم اصلی‌ترین مشکل فقر است و دروغ است و سانسور.

کتاب نمی خونیم چون بهمون دروغ گفتن

.
بازم مثل همیشه اطرافمون پر بوده از الگوهای دروغی و خالی بندی‌های فرهنگی اساسی. گفتن کتاب بهترین دوسته. گفتن کتاب خیلی باحاله. گفتن اصلا با کتابخونی آدم به عرش اعلی می رسه. بعد یکسری کتاب کنکور و تست و حلّل دادن دستمون که جواب‌های یکی رو از توی اون یکی کپی کنیم و کاغذ بدیم به استاد و معلم و رییس و مامورگزینش و غیره. این شد کاربرد کتاب. تو موعظه کلی گفتن کتاب چیزهای خوب توش داره ولی بعد کتاب هایی دادن دستمون که فقط توش مهمل نوشته بود.

از اونطرف هم چون باید شعارها رو ادامه می دادن هی بهمون گفتن که کتاب یک چیز فرهنگی باکلاس روشنفکری است که آدم های خفن و فیلسوف‌ها و مطلعین می خونن. این بزرگترین دروغ بود. هیچ کس نگفت که سه تا پر فروشترین رمان‌های سال ۲۰۱۲ جلد اول و دوم و سوم «پنجاه سایه خاکستری» است که یک کتاب سرگرم کننده و بی ارزش از نظر «علمی» است که هیچ روشنفکری اونو نمی خونه.

هیچ کس اینجا جرات نداشت که بگه «اتفاقا کتاب یک چیز فان بامزه است که می شه باهاش خوش گذروند» چون همه می خواستن بگن «من کتاب های خفن می خونم».

کتاب نمی خونیم چون فقیریم

چه مالی چه فرهنگی. کتاب گرونه. من می تونم فیگور بیام که قیمت یک کتاب اندازه قیمت یک پیتزا است (حالا بگیریم پیتزای خوب!) ولی خب خیلی ها هستن که همین رو هم نمی تونن بخرن یا باید براش برنامه بریزن. در ضمن فقیریم از نظر فرهنگی. نزدیکترین کتابخونه که کتاب های مورد علاقه‌تون رو داشته باشه رو می شناسن؟ به فرض هم باشه.. احساس راحتی می کنین برین توش ؟ یا اصلا یاد گرفتیم عضو کتابخونه محل باشیم و نگران این نباشیم که وقتی رفتیم تو بگیم چی؟ آیا یاد گرفتیم که کتاب یک تفریحه؟ من توی قطر که بودم واقعا دیدم که یکی از بزرگترین تفریح‌ها و وقت گذرونی‌های خارجی‌هاش خوندن بود. چند نفر از ما برامون عادیه که قبل از اینکه کاملا رو مبل و جلوی تلویزیون و پشت اینترنت خوابمون ببره، با یک کتاب بریم توی تخت و کتاب بخونیم؟

حالا خواب فدای سرم،‌ چند نفر اصولا فکر می کنیم در وقتی غیر از وقت‌های مرده باید کتاب خوند؟ مثلا وقتی از دانشگاه می یایم خونه و دو ساعت تا شام مونده کی فکر می کنه بره این دو ساعت رو کتاب بخونه؟

اما وقتشه برگردیم به سوال اول ! آیا ما ژنمون خرابه که ساکنان قطر کتاب می خونن و ما نه؟ آیا ما بی شعوریم؟ یا مثلا ما کارهای جالبتری مثل ریفرش کردن فیسبوق به امید یک مطلب جذاب داریم که نمی ذاره به کتاب برسیم؟

کتاب نمی خونیم چون کشورمون پر از سانسوره

تو همون بخش دروغ هم گفتم: به ما دروغکی گفتن کتاب یک چیز خیلی خفن است که دانشمندان و فلاسفه و آدم‌های روشنفکر و … می خونن. هیچ کس به ما نگفت که پر فروشترین آثار دنیا اتفاقا کتاب‌هایی هستن که برای سرگرمی خونده می‌شن و اکثر اینها در ایران ممنوع هستن.

دانیل استیل رو در نظر بگیرین. این خانم شاید نزدیک صد تا کتاب نوشته در مورد خانواده‌های معمولا پولداری که دچار مشکلات مختلفی از عشق و خودکشی تا زندان و جنگ می‌شن. استیل تقریبا همونقدر سریع که شما می تونین بخونین کتاب می نویسه (: و تا حالا بین ۵۰۰ تا ۸۰۰ میلیون جلد کتاب فروخته. تصور می کنین؟ یعنی خیلی بیشتر از ۵۰۰ تا ۸۰۰ میلیون نفر کتاب‌هاش خونده شدن و قول می دن که این خواننده‌ها نه نژادشون از ما خفن‌تره نه با شعورتر هستن نه فرهنگی‌تر از ما هستن و نه هیچچی. فقط آدم‌هایی با شغل متوسط هستن که با هیجان در یک لحظه فرصت که پیدا می کنن لای کتابشون رو باز می کنن تا ببین شخصیت اصلی داستان که یک کارگردان هالیوود است حالا چطوری می خواد در مقابل خیانت نزدیکترین دوستش بهش، عکس العمل نشون بده (برگردین به بخش دروغ و سانسور. به ما دروغکی گفتن کتاب باید خفن باشه و از اونطرف هم جذابترین کتاب ها رو برامون سانسور کردن).

تکمله

من حوالی ده دوازده سالگی با هیجان غیرقابل تصوری کتاب کفش‌های غمگین عشق تنهایی رو خوندم.. از ر.اعتمادی و به شکل یک کتاب پیدا شده ته انباری قدیمی. در همون سن هم می فهمیدم چقدر چرنده ولی در یک روز همه اش رو خوندم تا ببینم اون خانم بالاخره با عاشقش چیکار می کنه. بعدش ده جلد ژوزف بالسامو و غرش طوفان رو خوندم چون بسیار جذاب بود. هیچ کدوم از این کتاب‌ها کتاب یک روشنفکر نیست و حرف عجیبی هم برای زدن نداره و هر دوشون هم الان دیگه چاپ جدیدی ازشون وجود نداره. حرفم اینه: کتاب نمی خونیم چون نمی دونیم چقدر کتاب‌های جذاب برای خوندن هست.

مطمئن باشین اگر کتاب جذابی باشه که دستمون بهش برسه در هر ثانیه اضافی از زندگی که پیدا کنیم می خونیمش ولی چنین کتاب‌هایی تقریبا این اطراف چاپ نمی شن و کتاب کماکان برای ما یک چیزی است مربوط به طبقه روشنفکر یا کسانی که از سر وظیفه می خوننشون.

مرتبط
همین حالا کتابی بگشایید و خطی بخوانید / کلاغ کوچیکه
‏‫ خبرگزاری کتاب ایران که اخبار کتاب در ایران رو منتشر می کنه.. هرچند که کتاب های معرفی شده در اینجا اکثرا به درد خوندن نمی خورن

  • نیکو

    این می تونه توجیه و بهونه دیگه ای باشه واسه کسایی که کتاب نمی خونن! اما حقیقت اینه که تو همین خفقان و سانسور، هنوزم خیلی کتابا هستن که ارزش خونده شدن دارن و دستی به سراغشون دراز نکردیم…

  • Wahid

    «چند نفر رو اطرافمون می شناسیم که در طول سال گذشته کتابی نخوندن؟» زیــاد!!
    با نیکو موافقم این برای بیشتر افراد بهونه هست. کتاب نمی خونن چون پول برای خرید لباس نویی که توی مهمونی دیدن یا برای عوض کردن گوشیی که سه ماه پیش خریدن لازم دارن. کتاب نمی خونن چون می تونن با یه خورده پول بیشتری دادن به جایگاه بهتر از منی که کتاب می خونم دست پیدا کنن حتی اگر خودشون هم بدونن که دروغه ولی مدرک توی دستشون گواهِ بر صداقتشون هست.

  • جادی

    وحید و نیکو: بحث من یک چیز دیگه است: کتاب خوندن می تونه یک کار فان باحال لذت بخش برای یک آدم «غیر فرهنگی» باشه. مشکل اینه که کتاب های صرفا سرگرم کننده توی ایران چاپ نمی شن و در نتیجه یک نفر که دغدغه علم و دانش و فرهنگ و غیره نداره اصولا با مفهوم کتاب کاری نداره چون تبلیغ شده که کتاب یک چیز باکلاس است که آدم های فرهنگی می خونن تا دانشش / معرفتشون زیاد بشه. در حالی که اصلا در دنیا اینطور نیست و کتاب یک چیز سرگرم کننده است که خیلی عمیق تر از تلویزیون می تونه شما رو درگیر کنه.

    • هرچقدر هم که سانسور زیاد باشه و فرهنگ “کتاب‌های داستانی سرگرم‌کننده” خوندن جا نیفتاده باشه، باز هم کتاب‌های داستانی تخیلی و … زیادی وجود دارن. مشکل اصلی اینه که تو فرهنگ ما چیزی به اسم “کتاب خوندن برای سرگرمی” مفهومی نداره
      راستی تو گودریدز هستی؟

      • جادی

        خب این نکته اول بود. اصلا نگفتن که کتاب رو می شه برای سرگرمی هم خوند و هی گفتن کتاب یک چیز خفنه پر از اطلاعات است که آدم باکلاس ها می خونن یا ما باید بخونیم چیز بیاموزیم (: بله هستم. احتمالا به اسم جادی یا jadi یا چنین چیزی. ولی خیلی فعال نیستم (:

  • کتابهای ر.اعتمادی رو منم خوندم سه چهار تاشو
    شاید مطلب آموزنده زیاد نداشته باشن ولی جذابن
    تو ایران کتابهای جذاب یا کلا چاپ نمیشن
    یا مترجم بدبخت واسه گرفتن مجوز باید اونقدر از جذابیت داستان کم کنه که وقتی داری میخونیش کسل میشی
    واسه من در مورد چند تا اثر معروف جهانی پیش اومده که ترجمه فارسیش رو تا نصف خوندم، هیچ احساس خوبی واسه ادامه دادن نداشتم، برعکس وقتی خود اثر رو به زبان اصلیش میخونی جذب میشی.

  • Arash

    وضع کتاب تو ایران شبیه وضع سینما و موسیقی و خیلی چیزهای دیگست. شما مشکلو فهمیدی ولی نتیجه گیری رو خطا زدی. مشکل کنترل حکومتی روی همه ی جنبه های زندگی ماست.

    • جادی

      ارش: نکته سه همین رو می گه

  • sahar

    آقا من هم یه خاطره بگم در راستای اینکه نه تنها تشویق به کتاب خوندن نمی‌کنیم، بلکه تقبیح هم می‌کنیم. من ۱۲-۱۳ سالم که بود عضو کتابخونهٔ سپهرِ پونک باختری بودم. بعد یه مدت افتاده بودم تو خطّ یکی‌ در میون ذبیح‌الله منصوری و دنیل استیل. بعد یه روز رفتم یه کتابِ دانیل استیل رو بگیرم (فک کنم اسمش چرخ فلک تو این مایه‌ها بود) زنیکه کتابدارِ با یه حالتی‌ برگشت به من گفت “شما فکر می‌کنید این کتاب برای سن شما مناسبه؟؟” یعنی‌ یه جوری گفت که قرمز شدم. البته قافیه رو نباختم و گفتم “تا نخوندم که نمیتونم بگم مناسبه یا نه.” ولی‌ خوب خیلی‌ خجالت کشیدم. یکی‌ نبود بهش بگه حالا مثلا تو جمهوری اسلامی چه کتابه “خلافی” چاپ می‌شه که حالا شما بیارید تو کتابخونتون که دخترای ۱۳ ساله از خط خارج شن.

    خلاصه از اون به بعد همش حواسم بود که یجوری برم که اون خانومه رو نبینم. تابستون هم که تموم شد دیگه اشتراکمو تمدید نکردم و کتابخونهٔ سپهر به تاریخ پیوست :)

    • جادی

      بله دقیقا. من هم تجربه هایی مشابه دارم و هیچ کتابخونه ای ندیدم که محیطی گرم و صمیمی باشه برای یک نفر که دوست داره کتاب بخونه و نه دانشجو است نه محقق نه هیچ چیز.

    • گیک فا

      چه جالب دقیقا یه همچین تجربه ای هم من داشتم . چرا این اتفاق برای بیشتر ما ها افتاده ؟ جادی خان ببین میشه یه مطلب بامزه ازش در بیاری ؟

  • عباس دهقان

    در مورداین مقوله گفتنی زیاد است اما به نظرم می رسد پیش از هر سخنی در جایی که نیاز نیست باید از استفاده ی واژه های بیگانه پرهیز کنیم.

  • پدرام

    جادی مگه نمیگی خیلی از کتابا که پر طرفدارن هستند صرفا جنبه سرگرمی داره ؟ خوب حالا چه فرق می کنه طرف با کتاب سرگرم شه یا با تلوزیون ، اینترنت یا هر چیز دیگه ای وقتی کتابه چیزی برای یاد دادن نداشته باشه؟

    • جادی

      پدرام: کتاب سرگرم کننده هنوز کلی بستر تاریخی و اجتماعی برای یاد دادن داره هرچند که یک «کتاب علمی» نیست. در ضمن کتاب باعث تخیل می شه ولی تلویزیون نه. سرعت خوندن کتاب با خود آدمه و در نتیجه می تونی تصویر سازی ذهنی کنی در حالی که توی تلویزیون نگاه کردن سرعت با کارگردان تنظیم شده و یک کتاب پونصد صفحه ای در دو ساعت خلاصه می شه و در نتیجه کل عمقش رو از دست می ده.

      مثلا؟ فایت کلاب رو اگر دیدی،‌یکبار کتابش رو هم بخون (: یا تقریبا هر فیلم دیگه ای که در دنیا دیدی رو (:

  • سعید

    تا حالا اصلا به ذهنم خطور نکرده بود که کتاب می‌تونه فان باشه! گرچه تجربه کرده بودم (هری‌پاتر و دارن‌شان و کوه‌های سفید).
    حالا که فکر می‌کنم، می‌بینم که چقدر زود اون کتاب‌های قطور(!) (۱۲ جلد دارن شان و …) تموم کردم.
    واقعا ها، میشه برای فان هم خوند.

  • کنکوری نفهم

    از نظر من کتاب خوندن یه امری مثل بقیه چیزا که عوض شدن هست و داره تغییر می کنه
    قبلا بچه ها تو کوچه بازی می کردن حالا تو پشت کامپیوتر
    قبلا برا فرستادن یه پیغام از شهری به شهری یه ماه باید صبر می کردی حالا تو چند ثانیه میلش می کنی
    قبلا کتاب می خوندی حالا
    نظر من اینه که فیلم می بینی ( به شخصه با توجه به پهنای باند عریضم ترجیح میدم بجای خوندن کتاب هری پاتر فیلمشو نگاه کنم)
    تاثیر همونه دلیل نمی شه چون کتاب خوندن کمه فرهنگ جامعه پایینه البته عکسش درسته
    بهرحال خوندن کتاب هم می تونه اندازه یه فیلم هیجانانگیز باشه و من اینو بعد از خوندن یه رمان عاشقانه فهمیدم

    پ.ن:من فهمیدم 1 هفته شد و رادیو گیگ ندادی تازه داشتم با این چیزی که فکر می کردم می دونم چیه اشنا می شدم :|

    • جادی

      اینکه چیزها عوض می شن درسته ولی کتاب هیچ وقت جای فیلم رو نمی گیره (: کتاب فیلم هایی که دیدی رو تست کن ببین چقدر فرق دارن (:

  • lu

    موافقم برای من جا انداختن که کتاب مخصوص اهلشه یعنی مثلاً جامعه دانشگاهی برای مثال نمایشگاه کتاب بین المللی تهران که به ذهنم میاد دقیقاٌ مترادف کتاب غیر فانه بیشتر مواقع هم که خبرنگاری رو در حال مصاحبه با یکی میبینم تو نمایشگاه همین بچه های دانشجو رو مخاطب قرار میدن
    تو این وضع حاضرم به جای تحمیل یه کتاب به خودم یه موزیک هیپ هاپ (Adam Levine) گوش بدمو بعد یا بخوابم یا برم سر کار یا بمیرم!

  • حسن

    من فقط کتابهای جذاب کامپیوتری رو میخونم مخصوصاْ اونایی که آدمهای معروف دنیای کامپیوتر نوشته باشن مثل ماریتن فولر یا جفری ریچر یا هربرت شیلد و ….
    در زمینه فرهنگ من بیشتر فیلم میبینم بعد میرم دنبال دایره المعارف که بیشتر سردربیارم نمیدونم چرا هیچ به سمت کتاب غیر حرفه ایی(در زمینه خودم) کشیده نشدم شاید به قول تو نمیدونم مثلاْ کتاب “عشق سالهای وبا” میتونه قشنگتر از فیلمش باشه!!!
    البته ناگفته نماند ملتی پیشرفت میکنه که مطالعه کنه و فرهنگش رو غنی کنه – این اروپاییها مصداق همین حرفن!

  • احسان

    دوست عزیز اگه کتابهایی که مجوز چاپ میدن و چاپ میکنن ، مثل همون فیلمهایی است که تو صدا و سیما نشون میدن (با همون درصد سانسور و عوض کردن قصه) ،که آخر ازش هیچی نمیفهمی ، من ترجیح میدم کتاب نخونم ، و یکی از اهداف جمهوری اسلامی کلا” فقیر نگه داشتن مردم از لحاظ علمی و فرهنگی و اطلاعاتی و به عبارتی هم سطح کردن مردم با حاکمان بیسواد میباشد ، که همین سیاست ها رو در زمینه خصوصا” کتاب که از همه براشون خطرناک تره دنبال میکنند

  • ما تا حالا هرچی کتاب خوندیم فان بوده واسمون.
    ینی اگه فان نمیبود که خوب نمیخوندمش.
    ولی خوب جادی جان بیا یه بازی وبلاگی راه بنداز کتاب معرفی کن.
    اونایی که دوست داری رو بگو مام بخونیم. یه توضیحم بده.
    باشد که با فرهنگ شیم، با شعور شیم و از این حرفا…

    پ.ن: نمیدونم وبلاگت با من مشکل داره یا چی… بیشتر وقتا کامنتامو قبول نمیکنه!

  • فرشاد

    بعضی از مشکلاتی که موجب کتاب نخوندن میشه، عنوان شد، چه توی متن اصلی و چه کامنتها
    ولی چند نفر راه حل دادن؟!
    همه مون مشکل رو میدونیم، راه حل مهمه الان

    به شخصه حاضرم که کتابهایی رو که خوندم رو معرفی کنم،(دارم روی دیتابیسش کار میکنم که بگذارم توی سایتم) و همینطور اگر کسی مایل باشه و البته قابل اعتماد! کتابها رو هم به صورت امانت خواهم داد

    راستی کتابهای صوتی هم خیلی خوبن، بعضی از دوستام و گاهی خودم، ازشون استفاده میکنم.
    مخصوصا دوستانی که با ماشین میرن سرکارشون، ترافیکها موقعیت خوبی برای شنیدن کتابهای صوتی هست

    • محمد

      بخش زیادی از راه حلش اصلا دست ما نیست. به اون بالاها مربوط میشه. اون بخشی که دست ماست همینه که کتاب‌های خوب را حداقل توی نت بخونیم. بخش زیادی از این کتاب‌های صوتی که می‌فرمایید هم کتاب‌هایی هستن که توی بازار براحتی پیدا میشن و جدید هم نیستن. (حالا سرو کله زدن با تپق‌های خواننده کتاب و اشتباه‌هایی که توی خوندن داره به کنار!)
      البته منظور من اینجا کتابهای تخصصی نیست. منظور کتابهایی هست که بینش آدم رو افزایش میده.
      مثلا من آخرین کتابی که خوندم «دموکراسی یا دموقراضه» مهدی شجاعی بود که گویا از داخل بازار جمع‌آوری شده و من نسخه pdfـش رو مطالعه کردم. کتاب خوبی بود ولی از دسترس خارج شد. چون به مردم بینش میداد.
      بحث ترجمه و مجوز و اینها رو هم (که احتمالا جادی سر ترجمه‌هاش باهاشون آشناست / بخصوص قیمت کاغذ که این روزها سر به فلک کشیده) عملا نویسنده یا مترجم رو در حد یه دلال و بازاری پایین میاره. که مجبورش می‌کنه هزار جور زجر و زحمت بکشه برای چاپ کتابش.
      تازه کتاب‌های واقعا بدرد بخور و مناسب روز اصلا اجازه چاپ پیدا نمیکنن. من آخرین کتابی که بشکل هارد کوپی خوندم و به نظرم ارزش خوندن رو داشته «طرح بزرگ» استفن هاوکینگ بود. تازه اونهم چون مطالبش رو متوجه نشدن بهش اجازه چاپ دادن (موقع خوندنش بیشتر از دهها بار مخم هنگ کرد!) …

      • فرشاد

        واقعا سخته شنیدن بعضی از کتابهای صوتی، ولی اگر ما بیشتر استقبال کنیم، افراد حرفه ایی تر میرن سراغ اونها و خوب نتیجه نهایی بهتر میشه
        سر قیمت هم دیگه نگم چقدر کتاب گرون شده، کتابی رو که پارسال میخریدم 15-20 تومن، الان 50 رو رد کرده.
        برا همینه که میگم کتابهای الکترونیکی خوبن، در این جور مواقع مخصوصا
        اما کتاب بدرد بخور هم پیدا میشه، حالا بستگی به سلیقه داره کاملا. مثلا خیلی از کتابهایی که به راحتی از کنارشون رد میشدم رو جدیدا به خاطر همون نبود کتاب خوب، خریدم، خیلی هم خوب بودن
        مهم شناختن کتابهاست. همه کتابها و همه نویسنده/مترجم ها رو که نمیشناسیم

  • فرشاد

    این رو یادم رفت بگم:
    کتابهای الترونیکی هم هستن
    سایتهای زیادی هستن که بطور رایگان دارن کتابهای خارجی رو ترجمه و منتشر میکنن(حالا با بحث کپی رایت و اینها کار نداریم)

  • حسن

    جادی شاید بهتر میپرسدی
    چرا ما ایرانیها برای فرار از سانسور زبان دوم رو جدی نمیگیریم و کتابهایی با زبان اصلی رو کمتر میخونیم؟

  • «من کتاب های خفن می خونم»

  • مهدی

    مرتب کتاب خوندن سخته. من یاد نگرفتم چطور بتونم ذهنم رو متمرکز کنم و یک مسیر رو دنبال کنم. سرم پر بوده از افکار و ایدئولوژی و هزار چیزه بدر نخوره دیگه که ده پونزده سال طول کشیده این رو بفهمم. هرچقدر هم زور زدم نتونستم ماهی یک کتاب بخونم. همش شده مطالعات الکی توی اینترنت. هرچی هم خوندم تو بچگی خوندم از کتابخونه‌ها و هرجایی که می‌شده. بزرگتر که شدم مثل نوری که توی منشور پخش بشه افکارم پخش شده تو هزار جا حالا این وسط کتاب خوندن هم مثل هزار چیز دیگه قربانی می‌شه.

    • فرشاد

      گاهی نوشتن کمک میکنه به تمرکز داشتن
      اون افکاری رو که تمرکزت رو بهم میزنه بنویس، این باعث میشه اون فکر راه خودش رو پیدا کنه، شاید همه افکارت بدرد نخور نباشه
      همین مطالعاتی که توی اینترنت داری رو هم میشه جهت داد بهش که الکی نباشه
      اول باید ببینی چی رو دوست داری پیگیری کنی

  • آپاچی

    موقعی که کوچیکتر بود، خیلی کتاب خوندن دوست داشتم ولی یه جوری بهم تلقین کرده بودن که فکر میکردم کتاب خوندن یه کار دخترونس!!!! باورت میشه، کتابخوندن = کار دخترونه.
    امان از محیط بد. تمام علاقمو زیر پا گذاشتم واسه این طرز تفکر اشتباه. حالا که یکم بزرگتر شدم فهمیدم که چقدر اشتباه میکردم.
    بدبختانه حالا هم دوستایی دارم که از کتابخونه رفتن همیشگی من تعجب میکنن. از اینکه سالهاست مستمر عضو کتابخونم متعجب میشن. و باز هم همین محیط مزخرف داره روم تاثیر میذاره. دیگه مثل سابق نمیخونم
    حیف…

  • کتاب خون بی شعور عافیت طلب

    راستش بعضی وقتها فکر می کنم واقعا هم ما ایرانیها بی شعوریم. دوستهایی که می گن تقصیر حکومته آخه اول بگن این حکومت از کجا اومده سر کار ،از مریخ؟ یا یه عده بی شعور دارن به یه عده باشعور عافیت طلب حکومت می کنن؟ یا به یه عده آدم باشعور کــــول? مطلب خوبی بود. دست شما درد نکنه

  • ramin

    سلام
    از نظر من یه مشکلی هم که وجود داره شناخت کتاب هاست. افراد کتابهایی رو که میتونه براشون (فان، آموزنده، …) باشه رو نمیشناسن. تو جامعه ما راه شناخت و پیدا کردن کتاب های باب میل یا امتحان کردنه مثلا یه کتاب رو تو کتاب فروشی ببینی و از جلدش خوشت بیاد و بخریش و بخونیش شاید برات مفید بود که یه راه کم بازده و پرهزینه ای هستش راه بعدی هم معرفی توسط دوستان و … هستش که این روش هم مشکلاتش کم از روش قبلی نیست.
    یه راه حل که میتونه کمکی (هر چند کوچک) برای حل این مشکل باشه، بازی وبلاگی هستش که دستمون بالاتر پیشنهاد دادن

  • amir

    100 در 100 موافقم
    البته یه دلیل دیگه هم داره : ما ایرانی ها بشدت تنبل هستیم و چیزای طولانی رو دوست نداریم ، البته که کتاب داستان های مینیمال هم هست ، اما اکثرا چرنده ؛ مثل کتاب های بلغیس سلیمانی .
    منم اولین کتابی که خودم دستم گرفتم (بعد ازاینکه بابا و مامانم کتاب برام میخوندن) کتابی از ژولورن بود ، یه داستان فوقالعاده جذاب و در عین حال مثل یک سریال تلوزیونی ساده

  • سعيد

    مشكل من اما اينه كه همه كتابا رو نصفه كاره ول ميكنم! الان 4-5 ساله كارم همينه! از همينگوي و دولت آبادي بگير تا 100 سال تنهايي و … فك كنم تاثير اينترنته. حوصله مطلب طولاني ندارم!

    • Wanderer

      شک نکنید تاثیر اینترنت و شبکه‌های مجازیه. تحقیقات علمی نسبتا زیادی شده که این تاثیر رو ثابت کردند. گوگل کنید خواهید یافت.

  • kit-o

    قبول دارم.
    یه راه‌حل که به خیلیها پیشنهاد دادم کتاب صوتیه که جدیدا داره باب میشه، سایتایی هستن که هر از چند گاهی کتاب‌های معروف رو میزارن، ولی کتابهای به قول شما فان کمتر پیدا میشن.
    مثل این سایتا :
    http://audiolib.ir/
    http://www.irtanin.com/
    https://groups.google.com/forum/?fromgroups=#!forum/farsiaudiobooks
    http://audiobook.persianblog.ir/
    http://audio.tarikhema.ir/

    یه نکته رو اضافه کنم، شاید هم گفته باشی و یادم نمیاد :)، تنبلی، تن‌پروری (همون Sloth)،مفت‌خوری مهمترین دلیلای کتاب نخوندن ماهاس، خیلیها ( البته من اینجوری نیستم :پی ) عادت دارن ساعتها تو فیس‌بوق می‌چرخن و اگه پسر باشه تو پروفایل دخترا میچرخه و اگه دختر باشه برعکس :) و وقتی میگی کتاب بخون میگه وقتش نیست دلیل میاری که فلان کار چرت رو نکن میگه حسش نیست، میگی این کارو بکنی حست واسه سایر کارا هم میاد میگه هزینه‌ش زیاده، میگم سیگار کمتر بکش، اصلا بیا pdf بهت می‌دم میگه مانیتور چشا رو اذیت می‌کنه، میگم کتاب بهت قرض میدم، میگه گیر دادی، بیخیال …

    پ.ن ۱: کامنتا رو نخوندم چون خیلی زیادن …

  • farid

    درسته که سانسور کتاب وجود داره ولی نه اونقدر که شما با یه دریا کتاب جذاب و سرگرم کننده روبرو نشین.اونم با این همه امکانات.کافیه یه جستجوی ساده اینترنتی کنین تا کلی کتاب بصورت pdf یا صوتی یا لیست بلندبالایی از کتابای خوندنی که تو بازار موجوده رو پیدا کنین. بنظرم دوستانی که بهانه میارن که کتاب هم مثل فیلم و موسیقی توسط حکومت سانسور می شه فقط می خوان خیال خودشونو از بابت کتاب نخوندنشون راحت کنن و یجورایی تنبلیشونو توجیه می کنن.

  • کامیار

    من فکر می‌:کنم در کشوری زندگی می‌کنیم که برتری رقابتی در نتیجه دسترسی نزدیک‌تر به ثروتی که از زیر زمین بیرون میاد حاصل می‌شه. کارکرد دانش هم نزدیک‌تر کردن صاحبان دانش به افرادی هست که بر این ثروت تسلط دارن. هر زمان که تولید دانش به طور مستقیم منجر به تولید ثروت بشه کتاب خوندن هم از اونجایی که منجر به داشتن مزیت رقابتی می‌شه طرفدار پیدا می‌کنه.

    بحث سانسور هم من باز تو همین چارچوب می‌بینم. گردش آزاد اطلاعات تسلط بر ثروت زیرزمینی رو سخت‌تر می‌کنه و وجود همون ثروت احتیاج به مولد جایگزین ثروت رو از بین می‌بره.

  • جسارتاً «تکمله» هم‌ریشه با «کامل»

    • جادی

      عرفان: مرسی. اصلاح کردم و یاد گرفتم (:

  • karim

    چرا تو رادیو گیک کتابای خوبی رو که خوندی معرفی نمیکنی؟چرا پستای معرفی کتابت ایقدر کمه؟

  • به نظرم کتاب خوندن برای فان خیلی بهتر از این هست که سالهای پیاپی به خاطر قمپز در کردن جلوی این و اون مجبور به خوندن مهمل باشیم :).

  • مکتوم

    سلام
    با اینکه این مطلب قدیمی محسوب میشه اما من یه یه چیز در این زمینه بنظرم رسید دوست دارم بدونم نظرت چیه؟
    چرا کسی مطالعات آنلاین رو بحساب نمیاره؟ حتما باید بشینیم کتاب مجلد برداریم بخونیم؟ نمیشه مثلا 5-6 ساعت ویکی پدیا خوندن رو جزو همین مطالعه حساب کرد. ویکی پدیا هم چیزای خوبی داره. کل تاریخ جنگ جهانی اول و دوم و تاریخ کشورهای شرکت کننده و مدخل هاش جزو بهترین چیزایی بود که اونجا یاد گرفتم. ناپلئون کی بوده و چرا نبرد واترلو اینقدر معروفه. هر کشوری کجاست و سرود ملیش چیه.فلان فیلم چه جوایزی برده و چه نقدهایی بهش بوده. فلان بازی چه تاثیراتی روی جامعه داشته و با چه انتقاداتی روبرو شده و هزاران هزاران موضوعات دیگه که چه در ویکی پدیای فارسی چه انگلیسی و خیلی سایتای دیگه در اینترنت وجود داره و اینها وبگردی های مارو تشکیل میده. اینا سگن؟!!! مطالعه حساب نمیشن؟

  • یکی هم این که تو جذابیت‌هایی که تو کتاب و رسانه و تلوزیون باشه، تو سرگرمی‌ها باشه، جذابیت‌ جنسی سرکوب می‌شه.
    تو قرآن، خدا خودش می‌گه داستان پیامبرمون یوسف، احسن‌القصص هست. و خب یکی از بارزترین نمادها و موضوعات این داستان هم که بخش زلیخای داستان هست. در توصیف بهشت هم به جذابیت‌های جنسی بعضا اشاره شده. مثلا دخترانی با پستان‌های برآمده (:
    ما اگه بخواییم آدم‌های طبیعی باشیم و برا این آدم‌ها سرگرمی درست کنیم، جذابیت درست کنیم، باید به جذابیت‌های جنسی هم برسیم.

  • Pingback: مسوولین خواهش میکنن آب نخورین، مسوولین خواهش می کنن کتاب بخونین | کیبرد آزاد()

  • امید

    به نظر من واقعا ربطی به سانسور نداره . بقیه دلایل که اوردید قابل قبول بودن.

  • niloufar

    من از ۲ سالگی می‌تونستم بخونم و عشق به خوندن کتاب رو از همون وقت دارم. یادمه که همیشه عضو کتابخانه مدرسه بودم و همیشه در مراسم به عنوان بیشترین کتابخون مورد تشویق قرار می‌گرفتم. من همینطور عضو جاودان کتابخانه پارک شفق بودم و می‌تونم به جرات بگم که ۲/۳ کتابهای اونجا رو خوندم. بعد از انقلاب روزی به همین کتابخونه رفتم و آقایی که اونجا بود با قیافه گرفته و چشمان اشک‌آلود به من گفت که نصف کتابها حذف شدن و باید نه تنها از کتابخونه بیرون برن بلکه باید سوزانده بشن. اون روز آخری بود که من از کارتم استفاده کردم. از اون روز کتاب به زبان فارسی برای من مرد.

    • Amin

      من وقتی به دنیا اومدم سه گانه ارباب حلفه ها و هابیت دستم بود و برای همین مجبور شدن با سزارین من رو به دنیا بیارن

  • Pingback: چالش کتاب ۱۳۹۴ – قدم دوم – گازم بگیر از مایک فریسی | کیبرد آزاد()

  • کتابهای امروزی تخصصی و فان به کنار بیش از هشتاد درصد ادبیات کلاسیک ایرانی (سعدی حافظ . ..) با سانسور شدید چاپ می‌شوند این افراط کاری وحشیانه تا جایی پیش رفته است که ما ایرانی‌ها امروز اساسا یک تاریخ نانوشته داریم چنان که مثلا هیچ ایرانی‌ای نمی‌داند که شاه اسماعیل صفوی خود را امام زمان می‌دانسنه است! (کسی چه می‌داند شاید هم واقعا بوده! و ما نباید به دلایلی بدانیم!) یا قهرمانان حقیقی تاریخ کشورمان چه کسانی بوده‌اند … به هر روی ما داریم در یک دنیا دروغ زندگی می‌کنیم. هنر خوار شد جادویی ارجمند – نهان راستی آشکارا گزند – شده بر بدی دست دیوان دراز – نبودی سخن از راستی جز به راز

    • Wanderer

      دلیل اینکه می‌تونن به ما دروغ بگن اینه که نمی‌خونیم و نمی‌دونیم. بنابراین می‌پذیریم.

  • Pingback: به بهانه هفته کتاب: آیا ما ایرانی‌ها بی شعوریم که کتاب نمی خوانیم ؟ یا چی؟ اینکه رو هر روز و هفته یک… | Sepehr Nilgoon()

  • Pingback: آیا کتابخون دیجیتال کیندل به درد می خوره؟ | کیبرد آزاد()

  • پویان

    کتاب رو دوست دارم با درآمد کمی که دارم بیشتر از یک میلیون تومان سال گذشته کتاب خریدم . خیلی هاشون رو هم چندبار میخونم (اونایی که دوستان طنزپردازم نوشتند ) .
    حتا بدترین کتابهایی رو هم که خریدم تا ته به زور هم شده (حتا با تنفر) میخونم .
    ولی … اکثر کتابهایی چاپ میشن ارزش خوندن ندارن .

    چند تا کتاب خوبم معرفی میکنم :
    1- ه دو چشم پلاک ماشینت -غزل عاشقانه (فکر کنم 5000 تومان)
    2- سه جلد سفرنامه منصور ضابطیان -واقعن خوب می نویسه (سه جلد 45000 تومان -گرونه)
    3- شاهنامه -اگر خوندنش سخت بود،فقط بخش آخر ،پادشاهی یزدگرد سوم رو بخونید (توی گنجور خوندم -مرسی ویندوزفون)
    4- دن کامیلو و شیطان (داستان طنز – 5 یا 6 هزار تومان)
    5- کالیکماتور از شهرام شکیبا گیر آوردید بخونید .

    اگر طنز هم دوست دارید و اگر تهران هستید آخرین یکشنبه هر ماه ، در حلقه رندان ، خیابان سمیه ، حوزه هنری ساعت 5 تا 7 عصر ( رایگان )

    فکر میکنم جامعه ما به طنز زیادی نیاز داره !