توضیحاتی در باره یکی از توییت های من توی آبان

اخیرا بعضی دوستان یه توییت از من رو منشن می کنن یا اسکرین شات می گیرن و به عنوان چیزی شبیه مدرک جرم منتشر می کنن. دیروز یکی از دوستام برام یکیش رو فرستاد که طرف در مرگ یکی از دستگیر شدگان آبان، این رو اضافه کرده یه جوری که انگار موضع رسمی من در مورد آبان است.

توییت اینه:

راستش اگر کسی من رو دنبال کنه که نظراتم و موضعم براش مشخصه. اگر هم با یه توییت فکر می کنه من آدم بدی هستم خب فکر کنه (: من نه دنبال قهرمان بودنم نه دنبال شهرت نه دنبال هیچ چیز مشابه. به عنوان مهندس زندگی ام رو می کنم و به عنوان یه آدم سعی می کنم در حد معقولی که می تونم شریف و صادق باشم. هم اشتباه دارم و هم ضعف. نگرانش هم نیستم زیاد. بهتر بشم خوبه ولی ادعای عالی بودن ندارم (: خیلی هم خوشحال می شم اگر آدم ها فکر نکنن که من قهرمانم یا متوجه باشن که مثل همه، منم در نظرات سیاسی ام، در فلسفه ام و در آموزش های کامپیوتری ام شتباه می کنم. ولی این توییت حتی به این چیزها هم ربط زیادی نداره، بیشتر مشکلش نداشتن تخصص در تبلیغات و روابط عمومی است که به نظرم نیاز به توضیح خاصی هم نداره ولی در این مورد چون به طور خاص یه دوستی امروز ایمیل زده بود و در موردش پرسیده بود، گفتم به شکل عمومی بنویسم:

۱. توییت قبل از اینکه بدونیم در کلیت کشور چه خبره نوشته شده. اینترنت قطع بود. من خودم رو رسوندم شرکت. با کلی تلاش و دو سه تا لوله به هم وصل کردن، یه آب باریکه اینترنت درست کردم و بین دوستان شر کردم. بعد رفتم توییتر دیدم بعضی دوستای خوبم از سکوت ایران وحشتزده هستن و این رو نوشتم. هنوز نمی‌دونستیم خشونت در این سطح است و در مسیری هم که اومده بودم، خبر بخصوصی نبود. هدف من هم روحیه دادن به دوستان بود که وحشتزده بودن.

۲. بیشتر از اجزا، زمان مکان توییت است که بده. من همیشه معتقدم همه چیز از دور ترسناکتره. تحریم. جنگ و حتی زندان و شکنجه و اعدام وقتی شخصی براتون پیش میاد راحتتر تحمل می‌شه تا وقتی فقط ازشون می ترسین یا ازشون خبر می خونین و فکر می کنین عزیزانتون درگیرشونن.

۳. گپ زدن، در جمع بودن و حفظ روحیه که دیگه نیاز به توضیح نداره (: برای القای شکست تنها چیزی که لازم به ما بدن،‌ ترس است و تنها چیزهایی که از ما میگیرن، روحیه و دوستی.

۴. من ۲۵ ساله مطلب نوشتم. بیشتر از صد شماره پادکست دارم. احتمالا چند هزار مطلب وبلاگ دارم و احتمالا چند هزار توییت. همه پر از نظراتم. با اسم و هویت. نظرم رو در مورد آبان و بقیه چیزها بارها بعد از این توییت هم گفته ام و واقعا اگر بین همه نظرات و نوشته ها، اگر این تنها مدرک «جادی بد است» زندگیم است (تازه با این تکنیک که بحث های بعدی که با اسم و رسم خودمه رو نگن و جوری بنویسن انگار این موضع رسمی من در مورد آبان است) در کل وضعم نتیجه‌گیری مثبته.

۵. این توییت خوبی نیست. باید اطلاعات بیشتری کسب می کردم از کل کشور ولی خب اینترنت قطع بود و منم وضعیت لحظه ای رو توییت کردم. بعدش که اینترنت وصل‌تر شد، زیرش جواب دادم به همه و توضیح ولی خب در نهایت اگر خبرنگار بودم یا سیاست‌مدار یا دنبال اعتبار جمع کردن یا روابط عمومی و .. این توییت مناسبی نیست.

۶. اگر یک گروه به شکل متمرکز فکر می کنن یکی از مهمترین کارهاشون ترویج نصفه نیمه این توییت و تبلیغ این است که این نظر من در مورد آبان است و از کلی حرف دیگه با اسم و رسم تنوی پادکست ها و توییتر و غیره می گذرن تا ثابت کنن که «جادی آدم بدیه»‌ …. (: نیاز به توضیح بیشتر نداره.

۷. این چیزها رو خیلی جدی نگیرین. هر کسی ممکنه خوب باشه یا بد. شما آدم خوبی باشین و کار خوب بکنین. به همین سادگی (:

۸. لبخند و حفظ روحیه هم فراموش نشه و همیشه یادتون باشه که «ترس از چیزهای ترسناک، ترسناک تر از خود چیزهای ترسناکه و این ترس از دور بیشتره». این اصل یازدهم زندگی منه.