بایگانی نویسنده: جادی

تقسیم پول اینفلوئنسر بازی قبلیم بین فالوئرها

قبلا گفتم که چند وقت پیش که فکر می کردم دفترهای کار اشتراکی چطورین، کاملا اتفاقی سروکورپ بهمون پیشنهاد تجربه دفترشون رو داد و منم قبول کردم و تجربه ام رو نوشتم. اون مطلب تگ «تبلیغ» داشت که در یک کشور درست و حسابی باید برای همه مطالبی که در مقابل پول/کالا/خدمات نوشته شدن، اجباری باشه.

در اون مورد، به سبک اینفلوئنسرها از من پرسیدن چقدر می‌گیرم تا بیام و تجربه کنم و بنویسم و عکس بذارم اینستاگرام و منم اولش گفتم «هیچی» و بعد دیدم چه کاریه… وقتی اینکار از نظر اونها ارزش مادی داره، بد نیست این نفع به شما فالوئرها برسه و با حداقل قیمت پیشنهادی یعنی ۱ میلیون اون مطلب رو نوشتم.

اما همونطور که گفتم، این پول رو می دن به من چون شماها دارین منو فالو می کنین و اتفاقا کیفیت خوب فالوئرها که همه واقعی هستن و دقیقا برای مطالب فالو کردن و .. از نظر اونها هم خیلی خوبه و در واقع یعنی اونها شما رو دوست دارن نه من رو! کمی شلوغ شد. بذارین برگردم سر اصل مطلب.

ماجرا اینه که این پول به من داده می شه چون شما هستین و به نظرم بامزه‌تر است اگر پول رو بدم به شما. برای همین ۱ میلیون تومنی که گرفتم رو اینطوری تقسیم می کنم:

  • ۳۰۰ تومن به یک نفر از فالوئرهای اینتساگرام
  • ۳۰۰ تومن به یک نفر از فالوئرهای توییتر
  • ۲ تا ۱۰۰ تومن به دو نفر از فالوئرهای اینستاگرام
  • ۲ تا ۱۰۰ تومن به دو نفر از فالوئرهای توییتر

راستش هی فکر کردم که چه روشی برای انتخاب بذارم ولی کلی پیچیدگی داشت. راستش هیچچی به ذهنم نرسید. حتی گفتن اینکه تگ کنین یا در مورد فلان چیز بنویسین خب چون در مقابل پول مستقیم بود یه جوری بود. کسانی که دنبال فالوئر هستن می گن «دوستانتون رو تگ کنین» که خب من دنبالش نیستم و کیفیت فالوئر بسیار مهمتر از کمیتش است. از اونطرف رندم هم کار نمی کنه چون کلی اکانت بی ربط و … هم فالو می کنن و شاید اصلا یکی نخواد پول رو – بخصوص که بعدا ممکنه کالاها رو هم به همین شیوه تقسیم کنم – پس فعلا به ساده ترین روش پیش می ریم:

اگر توی اینستاگرام یا توییتر منو فالو می کنین، توی این فرم شناسه خودتون رو بنویسین و من بعد از یک هفته به شکل رندم به ۶ نفر مسیج می دم و اگر در ۲۴ ساعت جواب دادن، جایزه رو براشون می فرستم. به همین سادگی

خودم هم نمی دونم کار خوبیه یا نه. ولی به هرحال پیش اومد و فعلا اینجاییم و چه بهتر که این پول به شما برسه (:

فرم اینجاست: https://goo.gl/forms/dZYgTAyvJZDacO8K2

اعدام افراد راه حل نیست، سه نکته به بهانه اعدام یک انسان

این روزها کشورمون داره تمام تلاشش رو می کنه که از پله‌های اول اعدام در جهان فاصله نگیره. در حالی که جهان دائما داره از اعدام فاصله می گیره و کشورهای بیشتر و بیشتری این مجازات رو از قوانینشون حذف می کنن، ما هنوزم در رقابت با چین و آمریکا، در حال اعدام کردن بیشتر و بیشتر آدم ها هستیم.

دو سه روز پیش، خبر اعدام جدید «اعدام سلطان سکه» بود. یک نفر که ظاهرا خیلی زیاد سکه خریده. لازمه به چند نکته توجه کنیم:

  1. معمولا اسم آدم گفته نمی شه. یک صفت درست می شه تا چهره انسانی اون آدم ازش گرفته بشه و خبر اینکه طناب گره زدیم دور گردنش و اینقدر کشیدیم که دیگه نتونه نفس بکشه و بمیره کمی ملایم تر به نظر بیاد. مثلا بهش می گیم سلطان سکه یا عامل فساد فلان یا تروریست بهمان که فراموش کنیم داریم یه انسان رو خفه می کنیم.
  2. اعدام تلاش حاکمان قدیم بوده برای نشون دادن قدرتشون به مردم که در کنارش تلاش می شده با برگردوندن رنجی که یک نفر یا جامعه کشیده به سمت بدن قربانی، رنج رو کمی تسکین بدن. در مورد وحید مظلومین این مساله کاملا صادقه. حداقل تا جایی که به ما گفتن، طرف هیچ کار غیرقانونی نکرده بلکه تعداد بیشتری از مرسوم سکه خریده و خب بالاخره رنج گرونی و سکه ۴ میلیونی باید گردن یک نفر باشه. اعدام یک نفر در حالی که نه از جزییات پرونده اش چیزی شنیدیم نه از دلایلش نه از وکیلش نه از فرجام خواستنش، تلاشی است برای گفتن اینکه «تقصیر این بود؛ حل شد». لابد با همین استدلالشون باید هر کسی که تمام ریالش رو در اون دوران تبدیل به طلا یا دلار کرده هم اعدام بشه چون دقیق همون کار رو کرده؛ فقط سرمایه اش کمتر بوده!
  3. انسان ها در روندها و پروسه‌ها کارهای خلاف انجام می‌دن. اگر قراره چیزی اصلاح بشه، پروسه ها و قوانین و سیستم های نظارتی هستن. اینکه «فلانی بد بود اعدامش کردیم» رو الان ۴۰ ساله داریم تست می کنیم و جامعه هر روز از روز قبل بدتر شده. اگر قراره اقتصاد پایدار باشه باید قوانین و سیستم‌های نظارتی ای داشته باشیم که جلوی این چیزها رو بگیره. تا وقتی سیستم ها اصلاح نشن، آدم های بد توشون رشد می کنن و اتفاقا اگر قوانین و سیستم های نظارتی درستی داشته باشیم، بدترین آدم ها هم مجبور می شن خوب کار کنن.

اگر کشورهای مدرن اعدام رو حذف می کنن، مال اینکه درک می کنن حذف اون یه آدم که کار بدی کرده، هیچ کمکی به جامعه نمی کنه. اونها می فهمن که اگر قراره جامعه ای اصلاح بشه اتفاقا باید ببینیم اون یک آدم چرا اینکار رو کرده و اون مشکل رو حل کنیم. حذف آدم‌های بد در شرایطی که دلایل بد شدن آدم ها هنوز باقیه، فقط باعث ادامه چرخه کشتن نفر قبلی و بد شدن آدم های جدید می شه. اعدام جایگزین کردن سوال «چرا» با سوال «چه کسی» است.

یک کامپیوتر سینگل برد جدید لینوکسی با قیمت فقط ۶ دلار

چند سال پیش که رزبری پای به بازار اومد، همه تعجب کردیم؛ از قیمت پایین و قابلیت‌های قابل قبولش. اما بعد همینطور کامپیوترهای تک برد ارزونتر اومدن و حالا یکی بازهم باعث تعجبه؛ هم اسمش هم قیمتش: OrangePi NanoPi Raspberry Pi Linux Development Board با قیمت ۶ دلار!

ظاهرا این برد بر اساس NationalChip GX6605S طراحی شده و ISA است؛ یعنی نه آرم نه ایکس ۸۶ نه ریسک و نه میپس (حمید در کامنت توضیح می ده که: این که ISA مخفف instruction set architecture هستش و خودش یک معماری مجزا نیست. در واقع این برد از ISA خاصی استفاده می‌کنه که x86 یا arm یا … نیست.) روی این برد لینوکس خودش هست که ظاهرا بر اساس آرچ است و buildroot و gcc و qemu و ابزارهای دیگه ای رو هم براش دارین. شرکت پشت این سخت افزار بامزه، کرنل خودش رو نگهداری می کرده که حالا به کرنل اصلی هم اضافه شده.

این برد ۶۴ مگ رم دی دی آر ۲، خروجی اچ دی ام آی (۱۲۸۰ در ۷۲۰) و یک سی پی یوی ۶۰۰ مگاهرتزی داره و GPIOش چند تا کلید هم دارن بعلاوه دو تا هاست یو اس بی و کنسول سریال. از صفحه نمی شه حدس زد که ذخیره سازی روی برد چقدره و به نظر نمی رسه شبکه هم داشته باشه ولی به هرحال دروازه ای است برای دیدن بیشتر و بیشتر بردهایی که می تونیم باهاشون واقعا یک کامپیوتر توی ابزارهای ارزونمون جاگذاری کنیم.

منبع

استن لی، شخصیت افسانه ای مارول درگذشت

“The Excelsior Acquisition” — Instead of attending a signing by comic book legend Stan Lee (left), Sheldon (right) winds up in traffic court when he gets a ticket because of Penny (Kaley Cuoco, center), on THE BIG BANG THEORY, Monday, March 1 (9:31-10:00 PM, ET/PT) on the CBS Television Network.
Photo: Cliff Lipson/CBS
©2010 CBS Broadcasting Inc. All Rights Reserved.

حتی اگر خود استن لی رو نشناسین، احتمالا بارها و بارها عکسش رو توی میم‌ها و خبرهایی که در دنیای گیک‌ها به صدر اخبار می‌رسه. یا حتی توی تمام فیلم‌هایی که از روی کتاب‌هاش ساخته شده شاهد لحظه‌های کوتاهی از بازیش بودین و توی بیگ بنگ تئوری هم که بارها و بارها ظاهر شده و شلدون و پنی رفتن در خونه‌اش و …

استن لی نویسنده، ویراستار و منتشر کننده کتاب‌های کمیک (مارول)، بازیگر، تهیه‌کننده و مجری تلویزیونی اهل آمریکا بود. شخصیت‌هایی مثل مرد عنکبوتی، مرد آهنی، هالک، مردان ایکس و چهار شگفت‌انگیز رو اون (به همراه چند هنرمند دیگه از جمله جک کربی و استیو دیتکو) خلق کرده و اسطوره‌ای است در دنیای خلاقیت و البته شخصیتی جذاب در مصاحبه‌ها و نقل قول‌ها و میم‌ها. استنلی دیشب در ۹۵ سالگی درگذشت.

به هرحال ۹۵ سال با هیجان زندگی کرد و هر کسی روزی میمیره. چند تا از نقل قول‌های مشهورش اینها هستن:

  • من اول‌ها خجالت می کشیدم که نویسنده کتاب‌های کمیک هستم در حالی که بقیه مردم پل می سازن و پزشک می‌شن. بعد فهمیدم که سرگرمی یکی از مهمترین چیزها در زندگی مردم است. بدون اون ما سقوط خواهیم کرد. حالا فکر می کنم اگر شما می تونین مردم رو سرگرم کنین، دارین کار خوبی می کنین.
  • [گیک بودن] حالا مثل یک افتخار است. گیک‌ها هستن که یک شوی تلویزیونی رو موفق می کنن یا باعث شکستش می‌شن.
  • هر چقدر که بیشتر بخونین، داستان‌گوی بهتری خواهید شد
  • خیلی‌ها می گن منتظرن بازنشسته بشن که بتونن برن گلف بازی کنن، یا قایق‌رانی کنن یا هر کار دیگه ای که دوست دارن. خب اگر من مشغول بازی گلف باشم دارم به این فکر می کنم که کی تموم می شه تا بتونم برم تخیل کنم و یک شوی تلویزیونی جدید بسازم.
  • نمی دونم پنج سال دیگه چیکار هستم. شاید دارم فیلم می‌سازم و شاید گوشه خیابون دارم سیب می‌فروشم. ولی هر کاری که بکنم می دونم دارم ازش لذت می‌برم.

و البته نقل قول مشهورش در پاسخ به این سوال که «آیا نگران نیستین محتوای دیجیتال، کتاب های فیزیکی [کمیک] رو از رده خارج کنه؟» هم این بود که «نه. کتاب [کمیک] مثل پستان است. دیدنش روی صفحه کامپیوتر خیلی خوبه ولی تو دست گرفتنش یه چیز دیگه است».

دردسر گوشی‌های غیر امن ترامپ

Republican presidential candidate Donald Trump listens to his mobile phone during a lunch stop, Thursday, Feb. 18, 2016, in North Charleston, S.C. (AP Photo/Matt Rourke)

ترامپ هنوزم از آیفون شخصی اش به شرکای تجاری‌اش، فامیلش و دوستای قدیمی زنگ می‌زنه! از کاخ سفید با یک تلفن معمولی و مکالمه روی شبکه موبایل عمومی. به گفته نیویورک تایمز این به سازمان های جاسوسی چین و روسیه فرصت می ده تا به سادگی به این مکالمات دسترسی داشته باشن.

این گزارش مبتنی بر گزارش‌های سازمان‌های جاسوسی آمریکا است که می‌گن ترامپ در مقابل درخواست اونها برای عدم استفاده از گوشی موبایل شخصی‌اش، مقاومت کرده. جایگزین صحیح برای مکالمه، خصوص امن کاخ سفید است که البته بازهم در طرف مقابل، قابلیت ردگیری توسط سرویس‌های جاسوسی رو خواهد داشت. بر اساس این گزارش‌ها، تنها امید سرویس‌های امنیتی آمریکا اینه که ترامپ در این مکالمات، از مسائل محرمانه حرف نزنه. البته کماکان گفته می‌شه مدارکی در دست است که چین به این مکالمات دسترسی داره و از اونها برای نزدیک شدن به کسانی که ترامپ بهشون نزدیکه استفاده می‌کنه تا روی سیاست‌گذاری‌های ترامپ علیه چین، تاثیر بذاره. همین گزارش می گه روسیه کمتر دنبال این کاره چون در حال حاضر نزدیکی کافی به ترامپ داره!

اما تلفن‌ها! ترامپ سه تا تلفن همراه داره. دو تاشون از سیستم‌های امنیتی سازمان امنیت ملی استفاده می‌کنن که احتمال هک شدن و شنودشون رو بسیار پایین میاره ولی آیفون سوم مال خودشه و این برنامه‌ها روش نیست؛ درست مثل هر آیفونی که هر کس دیگه‌ای استفاده می‌کنه. گزارش می گه ترامپ از این گوشی استفاده می کنه چون می تونه کانتکت‌ها رو روش ذخیره کنه و راحت به آدم ها زنگ بزنه!

رییس جمهور قبلی یعنی اوباما، از یک آیفون تغییریافته استفاده می‌کرد که اصولا امکان برقراری تماس یا عکس گرفتن نداشت و تنها کاری که می تونست بکنه دریافت مسیج‌هایی بود که به یک ایمیل خاص فرستاده شده بودن. این آیفون حتی میکروفون هم نداشت و اسمس زدن از روش ممنوع بود. حالا این رو مقایسه کنین با تلفن اندرویدی که ترامپ تا مدتی قبل استفاده می‌کرد و ظاهرا آپدیت هم نشده بود.

در آخر این رو هم اضافه کنم که ترامپ در طول کمپین تبلیغاتی‌اش علیه اپل حرف زده بود و حتی پیشنهاد تحریمش رو داده بود ولی ظاهرا حالا نظرش عوض شده و قبول کرده به جای گوشی اندرویدی قدیمی‌اش، به یک آیفون جدید سوییچ کنه.

برنامه نویسی از که آموختی؟ از برنامه نویسان بد! قسمت دوم

یک روش خوب یاد گرفتن برنامه نویسی خوب، بررسی ضد الگوها/AntiPatterns است. اساتید، نمونه‌های بدی که می‌بینن رو منتشر می کن تا بقیه ببینن که چه روشی اشتباهه و از روش روش خوب رو درک کنن. این مجموعه نمونه های بد برنامه نویسی رو من مدت‌ها پیش دیدم و همیشه گذاشته بودم در موردشون بنویسم.. که ظاهرا رسید به الان. به قول خودمون «ادب از که آموختی از بی ادبان». این قسمت دوم از یک مجموعه دو قسمتی است.

عدم رعایت دستخط واحد در طول کد، صدمه ای به اجرا نمی زنه ولی هم باعث می شه خوندنش بسیار سخت تر بشه، احتمالا باگ بیشتری نیازمند رفع شدن باشه و آماتور بودن نویسنده تو ذوق بزنه. استایل‌های مختلف الزاما از هم بهتر و بدتر نیستن ولی مهمه که شما یک استایل رو در طول کد رعایت کنین. همچنین اگر عضوی از یک تیم هستین، خوبه استایل لیدر رو رعایت کنین و اگر لیدر هستین، استایلی رو برای کل تیم تدوین کنین. و البته اگر پایتون کار می کنین، سند پپ ۸ راهنمای خوبیه.

کامنت اضافی هم چیز بدیه! اینجا بحث زیاده. بعضی ها فیگور «کد کامنت است» میان و بعضی ها برای هر خط کد۱۰ خط کامنت می نویسن. بهتره شما منطقی باشین و معتدل. اشکالی اصلی کد رو این ببینین که برای یک نفر حرفه ای، توضیحات دو تا می شه: کامنت و کد! اگر کامنت شما داره کد رو توضیح می ده، احتمالا کامنت خوبی نیست. کامنت باید اشاره به فلسفه کلی اون بخش بکنه یا مرجعش یا توضیحی از طرف برنامه نویس. بعضی ها می گن کامنت ها باید الگوریتم و دلایل رو توضیح بدن نه روش رو. اگر کد شما بدون کامنت، ناخوانا است یعنی کد بدی نوشتین. اگر قراره جلوی متغیر، توضیح بدین محتواش چیه، بهتره اسم متغیر رو به اون محتوا تغییر بدین. بدترین حالت وقتی است که کد با کامنت نخونه. به هرحال بحث زیاده. مواظب باشین که بین نوشتن کد لابلای صدها خط کامنت و ادعای «کد برای برنامه نویس خوب کامنته» جای معقولی بایستین.

عملیات پیچیده رو نباید در if انجام بدین. من اخیرا در این مورد یه تذکر گرفتم و کدم رو اصلاح کردم. بهتره بخش های مختلف رو قبلا حساب کنین و در متغیرهایی با اسم های خوب بنویسین و بعد یک ایف خوانا بنویسین که «اگر فلان و بهمان». تنها استثناء وقتی است که بخواین با && در ایف، جلوی اجرای شدن قسمت دوم در صورت اشتباه بودن قسمت اول رو بگیرین.

به جر در حالتی که دقیقا مشغول بررسی محتوای یک رشته حرفی / استرینگ / جمله هستین، نباید متغیر رو مستقیما با استرینگی که نماینده یک تایپ است مقایسه کنین. برای اینکار از کلاس ها، اینام‌ها یا حتی اعداد استفاده کنین تا جلوی کلی از مشکلات رو بگیرین.

برنامه نویسی از که آموختی؟ از برنامه نویسان بد! قسمت اول

یک روش خوب یاد گرفتن برنامه نویسی خوب، بررسی ضد الگوها/AntiPatterns است. اساتید، نمونه‌های بدی که می‌بینن رو منتشر می کن تا بقیه ببینن که چه روشی اشتباهه و از روش روش خوب رو درک کنن. این مجموعه نمونه های بد برنامه نویسی رو من مدت‌ها پیش دیدم و همیشه گذاشته بودم در موردشون بنویسم.. که ظاهرا رسید به الان. به قول خودمون «ادب از که آموختی از بی ادبان». این قسمت اول از یک مجموعه دو قسمتی است.

نمونه اول به ما می گه فانکشن‌هایی بسازیم که یک کار مشخص رو می کنن. قرار نیست فانکشن اونقدر بزرگ باشه که همه چیز رو به تنهایی بر عهده بگیره و قرار هم نیست اونقدر کوچیک باشه که بشه هر جای دیگه به عنوان یک دستور استفاده اش کرد. اگر کاری از نظر منطقی یک قدم از حل مساله است، براش یه فانکشن درست کنید. گاهی هم نه (:

زود برگردین! این توصیه «زود برگرد» رو از بچگی شنیدیم و در برنامه نویسی هم خوبه اگر اونو یادمون باشه. اگر در جایی از یک فانکشن مطمئن شدید که وقت برگشت است، برگردید. اینکه یک متغیر ست کنید و آخر فانکشن تصمیم بگیرین با اون بگردین، فقط کار رو پیچیده تر می کنه و خوندن و دیباگ برنامه رو سخت‌تر. حتی اگر بحث پرفرمنس برامون مهم نباشه.

از اعداد جادویی پرهیز کنید! اینجا معلوم نیست ۵ چیکاره است. چرا ۵؟ چرا شش نه؟ اگر پنج رو در متغیری به اسم max_number_of_tries ریخته بودیم هم برنامه واضح تر بود و هم اگر بعدا کسی می خواست بعد از ۶ بار نظرش رو عوض کنه، خیلی راحت پیدا می کرد کجا باید چیکار کنه. روی پرفرمنس هم هیچ تاثیری نداشت.

یک کلاس بزرگ برای همه کار. اگر می تونین کارهای داخل یک کلاس رو طبقه بندی کنین، بهتره کلاس رو به اون طبقه‌ها بشکنین. گاهی آدم ها برای حل یک مساله واقعا بزرگ کلا یک کلاس بزرگ تعریف می کنن و کل توابع و متغیرها رو می برن اون تو! اینکار رو نکنین.

با طرح های بانمک جولیا اوانز – نمونه @narcislinux خارجی – لینوکس رو عمیق‌تر یاد بگیرین

جولیا اوانز که در توییتر با آی دی b0rk حضور داره یک پروژه جالب رو به شکل تفننی شروع کرده بود که حالا به یک چیز بسیار جدی تبدیل شده: توضیح مفاهیم کامپیوتر بخصوص لینوکس با نمودارها و چارت‌های کشیده شده با دست بسیار ساده. الان بخش هایی از اونها به شکل کتاب چاپ می شن و صفحه زدنشون تقریبا به هرکسی چیزی یاد می ده. من و اکثر شما که امکان خرید واقعی اش رو نداریم ولی می تونیم تو توییترش بچرخیم و عکس هاشون رو نگاه کنیم؛ که دقیقا مثل کتاب هستن ولی پراکنده تر.

این اکانت برامون یه درس خوب هم داره. به نظر من کارهای نارسیس لینوکس خودمون بسیار جذابتر و قشنگتر از کارهای جولیا بوده. و احتمالا سه تا چیز می تونسته جهانیشون کنه:

  1. برای بازار جهانی تولید می شدن، یعنی انگلیسی و در یک اکانت باز
  2. از نظر فنی عمیق تر می‌شدن که کاری نداره؛ کمی خوندن است و جمع کردن اطلاعات
  3. استمرار بیشتری می‌داشتن

یادمه بیشتر از ده سال قبل نارسیس یه مجموعه کارتونی آشنایی با تاکس کشیده بود که پیشنهاد کردم انگلیسی ترجمه کنه و البته سالها بعد برای منم یه طرح کشید که هنوزم آرت ورک رادیوگیک است. البته اینجا بحثم شخص نارسیس نیست – که به نظر من کارهاش عالیه. اون شاید بخواد تو این خط باشه شایدم نخواد. ولی بحث اصلی ام اینه که خارجی‌ها خیلی هم کار عجیبی نمی کنن. کسانی که ما بینشون می بینیم معمولا اونهایی هستن که برای مخاطب عام تر، مستمرتر خروجی می دن (: اگر می خواین تو اون خط باشین، مهمترین چیز اینه که مستمر باشین.