همونطور که همه عاقل ها می دونن، وقتی کسی شروع کنه به کشتن مردمی که بهش اعتراض دارن یعنی وقت رفتنشه. اینو حتی وب سایتش هم می گه:

مرجع: @jonjensen
در دفاع از آزادی کیبرد
همونطور که همه عاقل ها می دونن، وقتی کسی شروع کنه به کشتن مردمی که بهش اعتراض دارن یعنی وقت رفتنشه. اینو حتی وب سایتش هم می گه:

مرجع: @jonjensen
این یک لپ تاپ جمع و جور و راحته. خیلیها بهش می گن نتبوک ولی به نظر من این روزها دلیل خاصی نداره که بر اساس ابعاد، اسم چیزها رو عوض کنیم (: این دستگاه یک کارت گرافیک اینتل داره (که برای لینوکسی ها خوشحال کننده است) و کارت شبکه برودکام.
هدف من تست لینوکس روشه و خب همیشه اولین انتخاب برای نصب لینوکس روی یک سخت افزار قبلا استفاده نشده، اوبونتو است: به دلیل راحتی، خوش دستی، جامعه بزرگ و پشتیبانی خوب سختافزاری که تقریبا می شه: به دلیل آویزون بودن به دبیان.
البته اول بذارین کامپیوتر رو بوت کنیم ببینیم خودش چی می گه (:
هاها.. ویندوز سون! ظاهرا نفر قبلی به قدرت سخت افزاری سیستم اعتماد داشته. من از یک سی پی یوی دوال کر اتم و یک گیگ رم انتظار زیادی ندارم راستش. هارد هم به شکل پیش فرض ۲۵۰ است که البته همه اینها در نهایت تغییر خواهند کرد.

نت بوک رو شات داون می کنم و یک عکس از دو طرفش میگیرم. راستش پورتهای یک دستگاه برای من حتی مهمتر از سی پی یوش است.

اینجا تقریبا همه چیز راضی کننده است. سه تا پورت یو اس بی یعنی همزمان می تونم ماوس و تلفنم رو به کامپیوتر وصل کنم و یک پورت یو اس بی خالی هم داشته باشم و خروجی مانیتور هم معنی اش اینه که توی جلسهها میتونم ازش استفاده کنم. زیر مچم هم یک کارت خون همه چیز خون هست که یک نکته جذاب دیگه است.
دستگاه به شکل کاملا معقولی مثل بقیه نت بوکها / لپ تاپ های ده اینچ به پایین سی دی نداره و من هم مدت طولانی است که برای تست لینوکس با سی دی طبیعت رو آلوده نمی کنم. ایمیج اوبونتو رو دانلود می کنم و با برنامه unetbootin (نسخه آخر دریافت شده از سایت خودش چون نسخه توی منابع قدیمی شده) یک کول دیسک بوت کننده اوبونتو میسازم و دستگاه رو بوت می کنم.

تلاش اول شکست میخوره چون توی بایوس، به دستگاه گفته شده که از هارد بوت بشه. ری استارت می کنم و با زدن Esc به سیستم میگم از یو اس بی بوت بشه…

بعله (: اوبونتو با خوشحالی بوت میشه، بالا مییاد و نصب میشه. بدون هیچ مشکلی. البته واقعا انتظار مشکل خاصی هم نمیرفت. بعد از بوت نوبت به تست اجزا است که ببینیم کدومشون با لینوکس سازگارن و کدوم نه. کارت شبکه شناخته شده و در مورد کارت شبکه بی سیم (Broadcom) هم اوبونتو خودش پیغام داده:

و کافیه من کامپیوتر رو با کابل به اینترنت وصل کنم و بگم که شروع به نصب درایورهای بکنه که بسته هستند ولی لازم برای سخت افزار من:

تا اینو نصب میکنه، بگم که دلیل این جریان اینه که اوبونتو به شکل پیش فرض، درایورهای بسته رو نصب نمیکنه اما اگر اونها رو پیدا کنه، به من خبر میده و در صورت توافق من، سیستم پاک و آزاد رو تا حدی آلوده به درایورهای بستهای میکنه که برای کار سخت افزار من لازم هستن (:

کار نصب که تموم میشه، کارت شبکه بی سیم من حتی بدون ری استارت، راه افتاده (: این جذابه. برای تست دوربین هم کافیه برنامه cheese رو نصب کنم و تست کنم:

بدون مشکل و عالی. صدا هم کار میکنه که قابل اسکرین شات گرفتن نیست.
اما مشکلاتی هم هستن. حداقل من به دو مورد خاص برخوردم:
اینهم بگم که نمی شه کامران جایی باشه و یک دستگاه جدید ببینه و پیچ گوشتی به دست نشه. اینهم نتیجهاش:

من واقعا تخصص سخت افزاری ندارم ولی کامران معتقده که این لپ تاپ بسیار خوش ساخت است و قرص و محکم. از طراحی مادربورد و کیفیتش تعریف میکنه. همینطور از بدنه. برای من به هرحال بخش جذاب کیبرد دستگاه است که کلیدهای جدا از هم داره و زیر دست واقعا راحته و جذاب. در حدی که تصمیم میگیرم حالا که لپ تاپ کاملا باز شده، آخر هفته به عنوان سیستم اصلی ازش استفاده کنم. هاردم رو از لپ تاپ خودم باز می کنم و میذارمش توی این بدنه. همینکار رو با رم هم میکنم و از یکی از بهترین خواص لینوکس لذت میبرم:

عدم نیاز به درایور به مفهوم ویندوزی، باعث میشه که بستن هر لینوکس نصب شده روی هر سخت افزار جدید، اون رو بدون مشکل بوت کنه. سیستم رو توی دبیان خودم بوت میکنم و وضعیت شبیه قبل است: همه چیز کار میکنه به جز ساسپند و کلیدهای کم و زیاد کردن نور. برای آخر هفته مشکل خاصی نیست (: لپ تاپ بزرگ خودم رو میذارم توی کشوی محل کار و با یک کوله پشتی که از شدت سبکی به نظر خودم خالی به نظر میرسه، راه میافتم برم خونه.
یک اتفاق بزرگ در دنیای گنو/لینوکس، انتشار رسمی دبیان است. توزیعی که پدر بخش بزرگی از لینوکسهای مشهوره. از اوبونتو گرفته تا پارسیکس تا مینت تا خیلی های دیگه. این انتشار همزمان شده با انتشار رسمی کی.دی.ای نسخه ۴.۶ که خیلی از قبل بهتر شده و داره تبدیل می شه به میزکاری که بازهم می تونه میزکار پیش فرض کلی از توزیع های پایدار و جذاب باشه.
این رو هم بگم که به نظر من دبیان جدید، زیباترین بک گراوند رو بین گنو/لینوکس های فعلی داره:

توضیح زیادی نمی دم چون اگر کسی جریان رو نمی دونه در این لحظه نیازی نیست متوجه اش بشه و اگر کسی هم جریان رو می دونه فقط یک دونه تلنگر کافیه: تعداد آی پی های نسخه ۴ آزاد از امروز صبح ساعت نه قابل جا دادن در یک 11/ هستن و الان هم کمتر از دو میلیون آی پی نسخه چهار قابل واگذاری باقی مونده.
واضحتر؟ تا آخر امروز، تمام آی پی های نسخه چهار قابل واگذاری، واگذار خواهند شد و اگر کسی از فردا آی پی جدید بخره، باید بره سراغ نسخه شش! اسم این حادثه که نسبت به عظمتش کم سر و صدا بهش رسیدیم رو گذاشتن آرپاگدون.
آمار لحظهای رو از اینجا دنبال کنید.
الان دیدم که چند روز قبل جو بایدن – معاون رییس جمهور آمریکا – به شبکه پی بی اس گفته حسنی مبارک دیکتاتور نیست و به انقلاب کنندگان هم گفته که خشونت نکنن.
مطلب قبلی من هم – الان که می خونمش – یکطرفه است. بدون شک در این انقلاب / شورش هم آدمها دارن کشته میشن و پلیس داره خشونت می کنه و تنها چیزی که من سعی کردم اونطرف بهش اشاره کنم، زیباییهایی بود که توی همبستگی، انقلاب و امید هست و ابراز خوشحالی از اینکه فعلا تلاش نشده ارتش به شکل مستقیم و با کشتن آدمها، شورش رو سرکوب کنه (که کار هم نخواهد کرد).
حالا… حتما لازمه که بگیم «حسنی مبارک دیکتاتور است» .. اصلا بذارین انگلیسی بگم که جو بایدن هم بفهمه.
Dear Joe Biden,
Hosni Mubarak might be your friend and you might give him $1.3billion/year in military aid to his govenment but Hosni Mubarak is a dictator, torturing people and arrests peoples with no respect to law and human rights.
البته چون ایرانی هستم لازمه فارسی هم بگم که اطرافیان هم بفهمن (: «حسنی مبارک هم دیکتاتوره. حسنی مبارک هم آدمها رو بدون رعایت قانون و حقوق بشر زندانی می کنه و حسنی مبارک هم سعی می کنه – حالا با کمی مراعات چهره بین المللی اش – با شکنجه و ترسوندن و دزدیدن انتخابات، سر کار بمونه.»
این رو هم اضافه کنم که من هیچ اعتقادی به مفهوم «دیکتاتور خوب» ندارم. نه رضا خان دیکتاتور خوب بود نه حسنی مبارک. اصولا آدم خوب نمی تونه دیکتاتور بشه و هیچ سیستم دیکتاتوری هم نمی تونه خوب باشه.
درسته که رضاخان ایران رو مدرن کرد، درسته که زیرساختها رو ساخت، درسته که بدون سمبل کردن بخش عظیمی از زیرساختهای تهران رو ساخت (از بهترین بیمارستانها تا بهترین دانشگاهها تا خیابون ولی عصر و …) و درسته که راه آهنی رو کشید که الان دولت بعد از چندین دهه هنوز توی تعمیر یا گسترش هم احساس افتخار میکنه ولی کماکان معتقدم که چیزی به اسم دیکتاتور خوب یا حکومتی تحت عنوان دیکتاتوری خوب وجود نداره. هر دیکتاتوری فاسد میشه و هر سیستم غیردموکراتیک نرمافزار کشور رو خراب میکنه، حتی اگر دائما براش سخت افزار بخره.
گفته بودم که چندان اخبار رو دنبال نمیکنم ولی دلیل نمی شه از زیباییهاش لذت نبرم…

هاها… به مبارک می گه برو که منم برم خونه و قصه تمومه شه.

اگر حکومت شما اینترنت رو آورد پایین، حکومتتون رو بیارین پایین. ناشناس
مردم در جلوی پلیس ضد شورش هستن. پلیس در حد خز، سنگ پرت می کنه به مردم و مردم هم با سنگ جواب می دن. پلیس ضد شورش تیر هوایی می زنه (احتمالا اعتقادات دینی، اخلاق یا عقلشون اجازه نمی ده مستقیم به مردم شلیک کنن) و در مقابل نفربرهای ارتش می یان جلوی مردم و خودشون رو می کنن سپر مردم در مقابل پلیس و مردم پشت زره پوش های نظامی سنگر می گیرن و به پلیس سنگ پرت می کنن. البته به معنی پیوستن ارتش به مردم نیست بلکه نشون می ده که ارتش عقلش می رسه که کشتار راه نندازه یا حداقل رییس سی سال اخیر حکومت مصر اینقدر عقل به خرج می ده که از طریق کشتار مردم سعی نکنه کماکان رییس بمونه و حتی از ارتش استفاده می کنه که تا حد ممکن کار به خونریزی کشیده نشده.

هاهاهووهه… ظاهرا سورس برنامه کسپراسکای کسپرسکی ۲۰۰۹ به اینترنت راه پیدا کرده. دارک کودر از سایت آنریموت میگه که به کد نگاهی کرده و کد به نظر معتبر میرسه. برای کمپایلش ویژوال استودیو سی پلاس پلاس ۲۰۰۸ بهترین گزینه است.
کل سورس تقریبا ۱ گیگابایت است و بدون شک نگاه کردن بهش برای خیلیها جالب. سورس زیپ شده تقریبا ۳۰۰ مگ. سورس کسپراسکای کسپرسکی رو دانلود کنین و خوش بگذرونین.
توضیح: لینک به سورس رو برداشته ام چون اون لینک دیگه کار نمی کرد. اگر کسی واقعا علاقمنده، خودش می تونه لینک رو پیدا کنه