رادیو گیک شماره ۵۱ – کشتی دزدهای دریایی در اعماق دریا

در شماره پنجاه و یک رادیو گیک که برای سیزده ساله‌ها به بالاست، اول میکروفون رو می دیم آقای اسنودن در مورد پسوردها برامون حرف بزنن و بعد از توپ چینی تا هک کردن کامپیوترهایی که به هیچ جا وصل نیستن رو بررسی می کنیم و در نهایت به حواشی خبری می پردازیم در مورد یکی از کثیف ترین صنایع اینترنت: پورن انتقامی. با ما باشین چون بخش هایی از جهان باید لرزانده بشه – اونم به دست گیک ها!

  • دانلود نسخه ام پی تری
  • دانلود نسخه او جی جی
  • و اگر کسی راحتتره، می تونه ایمیلی که باهاش توی دراپ باکس عضو است رو برام به jadijadi روی جیمیل بفرسته و بگه می خواد عضو فولدر شر دراپ باکس رادیوگیک بشه و اونطوری آخرین شماره ها رو بگیره!

مشترک رادیو گیک بشین


آر اس اس رادیو گیک

اپلیکیشن اندروید رادیو گیک

رادیو گیک در آیتونز

رادیو گیک در ساوند کلاود

اپلیکیشن iOS

اخبار

فیزیک و ریاضی و همه موضوعات مستقل دیگه از مدارس فنلاند حذف می شن

Finland_school1

فنلاند مشهوره به سیستم آموزشی پیشرو ولی این یکی دیگه واقعا انقلابی است. فنلاند می گه تا ۲۰۲۰ می خواد فیزیک و شیمی و ریاضی و هر subject مستقل دیگه ای رو از سیستم آموزشی اش حذف کنه و به جاش topicهای مرتبط به پدیده‌های بزرگتر رو درست بده که دیگه برای کسی سوال پییش نیاد که «چرا داریم اینو می خونیم؟» یا «این به چه دردی می خوره؟».

مثال خوب اینه که مثلا به جای اینکه در هفته فلان یکساعت جغرافی درس بدن و یک ساعت تاریخ، در هفته فلان دو ساعت در مورد «اتحادیه اروپا»‌ توضیح داده می شه که توش تاریخ و زبان و اقتصاد و جغرافی و غیره گنجونده شده یا مثلا ممکنه یک ساعت دیگه «درس رستوران» بدن که توش اقتصاد و روابط اجتماعی و غیره گفته می شه. این سیستم آموزشی قراره همه مسائل علمی سابق رو درس بده ولی در شکلی متفاوت از چیزی که مناسب ده‌های اول ۱۹۰۰ بود و در عین حال آدم هایی مناسب تر برای جامعه امروز و به گفته مدیر آموزشی فنلاند، فردا تحویل بده.

در حال حاضر هم سیستم آموزشی فنلاند یکی از بهترین ها در دنیا است و دانش آموزهاش توی مهارت‌های خوندن، ریاضیات و علوم معمولا جزو اولین ها در جهان هستن.

سقوط یک تیم حرفه ای بسکتبال آلمان به خاطر مشکل ویندوز!

basket

البته شاید «سقوط» نباشه چون من اصطلاحات لیگ بسکتبال آلمان رو بلد نیستم ولی یک تیم دسته دومی که میزبان یک تیم دیگه بوده به خاطر تاخیر پونزده دقیقه ای در شروع بازی دچار یک جریمه سنگین شده! دلیل تاخیر ظاهرا آپدیت شدن ویندوزی بوده که تابلوی ورزشگاه تیم دسته دومی رو کنترل نمایش می داده و درست قبل از بازی به این نتیجه رسیده که وقت خوبی است برای آپدیت کردن خودش و رفته پایین و گفته منو خاموش نکنین تا ریبوت بشم و بعدش رو دیگه اکثرا دیدیم (: یادتون باشه اگر تیم بسکتبال اداره می کنین تابلو رو ویندوزی نگیرین و اگر ویندوزی است به اینترنت وصلش نکنین و اگر به اینترنت وصله حواستون باشه آپدیت نشه!

دستگاه‌های پنجاه دلاری علیه دوست و برادر کره شمالی

china-great-cannon

korea

کره شمالی از نظر ما کشور خیلی مهمی است چون توی یکسری چیزها مثل اعدام و سانسور اینترنت و مبارزه با آزادی بیان باعث شده ما کشور اول در جهان نباشیم (: حالا آرس تنیکا مقاله جالبی داره که توضیح می ده چطوری یک دستگاه ۵۰ دلاری در حال مبارزه با این حکومت مستبد است. این ابزار چیه؟ دی وی دی پلیر صفحه نمایش سر خود! از اینها که بازش می کنین بالاش یک صفحه نمایش کوچیک است و پایینش یک جای دی وی دی و هر چی توش بذارین رو پخش می کنه. معلومه که چنین وسیله خطرناکی در کره شمالی ممنوعه چون ممکنه مردم باهاش فیلم‌های نامناسب ببینن یا حتی متوجه بشن که کره شمالی قهرمان جهان نیست (: نکته جالبتر اینه که کشور چین برای سود نمونه‌هایی از این دستگاه رو می سازه که بسیار ارزونه و تنها هدف کیفیت فوق العاده پایینش بازار بسیار فقیر ولی علاقمند کره شمالی است. یک قاچاقچی می گه در ۲۰۱۴ حدود ۱۸هزار تا از این دستگاه ها رو به بازار سیاه کره رسونده و ایده اش اینه که این دستگاه ها در جهان منسوخ شدن و عملا فقط برای کره در حال تولیدن. همچنین یادمون باشه که مدتی قبل خبری در رادیو یا جادی.نت داشتیم در این مورد که گروه های حقوق بشری سی دی های فیلم اینترویو که تمسخری از دیکتاتوری کره شمالی است رو با بالن به این کشور می فرستادن تا شهروندان سی دی ها رو به شکل اتفاقی پیدا کنن! [توضیحات خودم در مورد در پیت بودن فیلم، سرمایه داری،‌دیکتاتوری، دوگانه نبودن جهان و ..]

دو پلیس از مسوولین پرونده راه ابریشم، ظاهرا ازش دزدی کردن

fbi

[توضیح دموکراسی و اصل چه کسی به ناظران نظارت می کنه].پرونده راه ابریشم هم از اون چیزهایی است که زیاد پوشش دادیم [توضیحات] و حالا چون حداقل در آمریکا هنوز بخش هایی هستن که مواظب بقیه بخش ها باشن، دولت از پلیس هایی که مسوول پیگیری پرونده راه ابریشم و دستگیری مدیرش بودن شکایت کرده چون مشکوکن به اینکه حین بررسی مساله، از راه ابریشم پول دزدیدن. این دو مامور که اکانت های جعلی ساخته بودن تا فعالیت های سایت رو زیر نظر داشته باشن. ظاهرا یکیشون با تهدید مدیرش به افشای اطلاعاتی که چون پلیس بودن به دست آورده بودن، ازش اخاذی کردن. از اونطرف یک پلیس دیگه که بعد از حمله به سایت و توقیف اموالش به اطلاعات دسترسی داشته در اون زمان پولی معادل ۳۵۰هزار دلار برای خودش برداشته. [ توضیح پیچیدگی پول رمزی]

ده سالگی گیت

linus

و این هفته گیت هم ده ساله شده. عجیبه که این معجزه رو هم توروالدز نوشته تا ثابت کنه برنامه نویسی بدون رقیب است و البته درک بسیار خوبی از پروسه تولید نرم افزار داره. توروالدز گیت رو وقتی نوشت که سیستم قبلی توی کنترل سورس پروژه کرنل به مشکل خورده بوده بود. یک روز نشست و در کمتر از یکی دو روز بخش بزرگی از گیت رو نوشت. جالبه که بعد از اون مدت کوتاه، بقیه نوشتن گیت در خود گیت انجام شده و کامیت ها همه هستن. بیشتر برنامه در طول روز بوده ولی تک و توک هم نصفه شب و دو صبح کامیت داره. توروالدز الان از گیت حسابی راضی است و ایده اش اینه که وقتی سیستم مدیریت سورس بعدی هم بیاد،‌بازم تا حد زیادی مشابه گیت خواهد بود. همینه که لازمه شما و ما و هر کسی که در دنیای نرم افزار یا اصولا در تولید هر چیزی است که متن توش دخیله، با گیت آشنا باشه. بخصوص نویسنده ها (: حالا من آموزش هام رو درست می کنم (:

اینم اضافه کنم که توروالدز با گیت هاب یک مشکلاتی داره. خودش می گه نداره ولی در سخنرانی های متنوع به این اشاره می کنه که گیت هاب خوبه و اینها «ولی» اینترفیس وب باعث می شه آدم ها رفتارهای بد نشون بدن و مثلا کامیت مسیج های نامناسب بذارن و از اونطرف فانکشنالیتی گیت هاب خیلی کمتر از گیت است و در نتیجه برای توسعه چیزی مثل کرنل اصولا مناسب نیست.

در اعماق

پیتر سونده می گه «حرکت دزدهای دریایی» مرده است

sunde

کم کم می تونیم بگیم شماره ای نداریم که توش در مورد دزدهای دریایی و احزاب پایرت پارتی و موفقیت هاشون حرفی نزنیم اما حالا سونده که از افراد بسیار مهم این جنبش است (سخنگوی سابق پایرت بی) توی یک مقاله در این مورد حرف می زنه که آیا این جنبش مرده؟ حرف اصلی اون این نیست که دیگه لازم نیست از آزادی های دیجیتال و غیره دفاع کنیم بلکه می گه که احزاب دزد دریایی که حالا هی دارن رای می یارن، باید به این فکر کنن که در موارد دیگه نظرشون چیه؟ یک حزب نمی تونه فقط به خاطر یک ایده رشد کنه بلکه باید دیدی گسترده تر داشته باشه، مثلا دید پایرت پارتی ها در مورد مهاجران چیه؟ از اونطرف حرف سونده اینه که اسم پایرت پارتی یک جور شوخی است و دهن کجی به نظام های موجود در حالی که حالا که کار جدی شده باید دیگه دزد دریایی نبود و رفت سراغ یک اسم خوب و باحالتر حتی از دزد دریایی که دیدگاه ها رو نشون بده. اشاره می کنه که حتی جانی دپ دفاع خوبی از دزدهای دریایی نیست چه برسه به ما (: اون می گه که پایرت پارتی مال سال ۲۰۰۵ است و الان ده سال ازش گذشته و اگر می گیم یک جنبش بوده الان باید تغییر کرده باشه! گپ در مورد ایران.

هک اتصال کامپیوترهای AirGapped

توضیح ایرگپد. یکسری متخصص از چیزی که بهش کشور اسراییل میگن چیز عجیبی نشون دادن: دو تا کامپیوتر ایرگپد به همدیگه وصل می شن و داده مبادله می کنن. مطمئنا اینطوری نیست که شما پشت کامند لاین یکی دیگه نشسته باشین ولی با کنترل سی پی یو،‌ فن کیس و فن سی پی یو می تونن حرارت رو تنظیم کنن و کامپیوتر دیگه این حرارت رو ببینه و تفسیر صفر و یک ازش بکنه و دستور بگیره. [توضیحات بیشتر] ولی در واقع دارن می گن که امکان برقراری ارتباط حتی با کامپیوتری که تصور می شد هیچ روش ارتباطی باهاش وجود نداره!

توپ بزرگ چین در کنار دیوار بزرگ چین

دیوار بزرگ چین رو همه می شناسیم: برگترین سیستم سانسور اینترنت در جهان که خب مثل همه چیزهای دیگه چینی، بخشی از پول نفت ما صرف وارد کردنش می شه. حالا یک گزارش جدید از سیتیزن لب چیزی رو معرفی می کنه به اسم توپ عظیم یا Great cannon که کارش حمله به یکسری آی پی به منظور دزدیدن ترافیک است. این سیستم می تونه ترافیک به سمت یک جای خاص (حالا شما بگین گوگل) رو زیر نظر بگیره و اطلاعات مورد نظرش رو ازشون بیرون بکشه. گزارش می گه این حمله اینقدر عظیم بوده که غیر ممکنه کسی به جز دولت چین پشتش بوده باشه. سیتیزن لب می گه این حرکت یک تغییر بزرگ در مکانیزم زیر نظر گرفتن شهروندان است که حتی از سانسور کلاسیک هم پیشتر رفته و می خواد کل مکالمات با یک جای خاص رو شنود کنه… هرچند که بعید نیست بتونه بر اساس منبع هم کار کنه یعنی کل ارتباطات یک نفر خاص رو شنود کنه.

تبریک و تقبیح

  • تسلیت می گیم به هر کسی که ساعت ۱۷ هزار دلاری اپل رو بخره (: وبعدش هم ۹۹۹ دلارسالانه بده برای ساپورت!
  • تبریک به رادیو گیک برای..
  • تقبیح برای زاکربرگ مشهور به مستر زالزاراک برای بستن فرفر

نامه ها

سلام جادی خسته نباشی‌.من یه مشکلی واسم پیش اومده.میخوام ببینم کشی میتونه با نصب یه برنامه صفحه نمایش گوشی منو از طریق اینترنت ببینه.یعنی بدون این که من بدونم.منظورم برنامه هایی که مثل دزدگیرن.و موقع گم شدن پیام ها و مخاطبین رو میفرستن.این برنامه ها میتونن یه جا قایم بشن و همه چی رو بفرستن برای یه شخص خاص.ممنون به خاطر وبلاگ خوبتض

بخش آخر

اینجا یک خبر رو آوردم که بیشتر در موردش حرف بزنیم: خبر محکوم شدن به هجده سال زندان یک گرداننده سایت Revenge Porn

این سایت توی کالیفرنیا بود و فقط درست شده بود برای ریونج پورن [توضیح در این مورد]. مدیر این سایت به خاطر گرداندن این سایت به هجده سال زندان محکوم شده.

کوین کریستوفر ۲۷ ساله سایتی ساخته بود که توش آدم ها می تونستن عکس پارتنرهای قبلی شون رو بدون اجازه اونها آپلود کنن و کنارش مشخصات فردی اونها رو هم بنویسن. عکس هایی که مسایل جنسی بخصوص زن ها رو نشون می دادن معمولا توسط پارتنرهای سابق آدم ها آپلود می شد تا از اونها انتقام گرفته بشه و در موارد خیلی زیادی لینک فیسبوک هم همراهش بود. در صورتی که شما قربانی این جریان بودین و می خواستین عکستون از سایت حذف بشه، باید بین ۲۵۰ تا ۳۵۰ دلار پول می دادین و درآمد صاحب سایت در مدتی که سایت کار می کرد حدود ۳۰هزار دلار تخمین زده شده.

پدر این پسر در بیانیه ای مطبوعاتی از مردم و قربانی ها معذرت خواهی کرده و گفته حرکت پسرش شرم‌آور، احمقانه و نامناسب بوده و قلب پدر با قربانی ها است». در یکسال تقریبا ۱۰۱۷۰ عکس در این سایت آپلود شد.

در مورد این خبر در چند وجهه می تونیم حرف بزنیم.

  • یکی توی توییتر از من پرسیده بود که آیا این جرم است؟ مگه طرف فقط ابزار نساخته؟

  • قوانین ایران از قربانی حمایت می کنن

  • هر چیزی که در اینترنت آپلود کنین یا به هر شکلی توسط اینترنت منتقل کنین احتمالا توسط کسی دیده می شه

  • ویدئوهای پورن ایرانی در سایت های ایرانی چند دسته هستن و توی خیلی ها نارضایتی از فیلمبرداری هست و در خیلی ها احتمالا عدم آگاهی طرف از آپلود ویدئو

  • پورن از این نظر خطرناک است که بدون شک ما در زمانی یک PornScandal خواهیم داشت و خیلی ها توش شناخته خواهند شد و در نهایت اینکه از سلیقه تون خجالت نکشین ولی کار غیرقانونی نکنین چون زندگی، هویت، شخصیت و آرامش آدم ها بسیار ارزشمند است.

موسیقی

Coldpay – miracles for Ali and his special friend

قدم اول چالش کتاب ۱۳۹۴ – دلبر اسپوتنیکی

book1394_1

آپدیت: اول اسم کتاب Sputnik Swetheart رو «اسپوتنیک دلبر» ترجمه کرده بودم که کاملا اشتباه است و با تذکر خوب دانیال بهزادی، تغییرش دادم به دلبر اسپوتنیکی.

اولین کتابی که خاطر چالش کتاب ۱۳۹۴م خوندم، رمان عزیز اسپوتنیکی از موریکامی بود. مطمئن بودم که برای «نویسنده شرق دور» می خوام از موریکامی چیزی بخونم. توی کتابفروشی ترجمه‌ها رو نگاه کردم و یکی رو برداشتم ولی وقتی به بخش انگلیسی کتابفروشی رسیدم دیدم کتابی هم داره به اسم «Sputnik Sweetheart» که شاید بشه «دلبر اسپوتنیکی اسپوتنیک دلبر» یا دلارام یا چنین چیزی ترجمه‌اش کرد.

جالبه که اصل طرح جلد ژاپنی اینه:

Sputniksweetheart

ولی نسخه‌ انگلیسی که من پیدا کردم جلدش – احتمالا به خاطر فروش بیشتر – این شکلی است:

sput9557

توجه: اگر می خواین کتاب رو بخونین، بهتره ادامه این نوشته رو نخونین چون جنبه‌های از داستان توش لو می ره.

کتاب سبکی بسیار متفاوت از اکثر چیزهایی داره که من خوندم. انگار به روونی شعر نوشته شده و خیلی خوشحالم که این چلنج رو شروع کردم چون باعث شد چیزهایی رو بخونم که خودم شخصا سراغشون نمی رفتم.

داستان در مورد یک معلم مدرسه است که ما فقط با حرف K اونو می شناسیم و در زندگی اش فقط با یک نفر دوسته؛ بادختری به اسم سومیر. با افراد دیگه ای رابطه داره و حتی با مادر شاگردهاش می خوابه ولی تنها «دوست»ش سومیر است. سومیر دختری است دنبال نویسندگی و زندگی ای آلترناتیو داره که دیدن خانمی به اسم میو این وضعیت رو به هم می زنه. میو کاری به سومیر می ده و اونو از دنیای نویسندگی بیرون می یاره و سومیر با احساس عشق جنسی عجیبش به این زن قدم به دنیای جدیدی از مفهوم «خود» میذاره.

داستان چیزی فراتر از یک رمان روایت کننده اتفاقات است و لایه‌های ماورایی در اواخر کتاب بیشتر و بیشتر خودشون رو نشون می دن – بخصوص بعد از اینکه سومیر در جزیره‌ای توی یونان بعد از شنیدن روایت میو از اینکه یکبار در چرخ و فلکی گیر کرده بوده و از دور خودش رو در پنجره اتاقش دیده که با کسی که دوستش نداشته مشغول سکس بوده، ناپدید می شه.

انتهای داستان چندان روشن نیست. البته نه اینکه اصلا هم بسته نشه. من از داستان‌هایی که آخرشون کلا روی هوا است خوشم نمی یاد و این کار رو ناتوانی نویسنده در جمع کردن اتفاقاتی می دونم که خلق کرده ولی در این مورد مساله فرق می کنه. موریکامی پایان داستان رو روایت می کنه ولی برداشت هر کس ممکنه متفاوت باشه. با اتفاقاتی می افته شما ممکنه فکر کنین سومیر برگشته، ممکنه فکر کنین K خودکشی کرده و حتی ممکنه فکر کنین K خودش سومیر یا حتی میو رو کشته و یا به این نتیجه برسین که K تونسته به همراه سومیر «به طرف دیگر بره». این نسبتا قشنگه و ظاهرا یکی از تکنیک‌های موریکامی.

اصلی‌ترین روایتی که در داستان برای من عمده شد، تنها بودن انسان‌ها بود. همه سعی می کنن با هم باشن ولی در نهایت مثل سفینه‌هایی که پرتاب شدن تا به تنهایی دور زمین بچرخن، کاملا دور از هر کس دیگه هستن و در نهایت همه چیز با یا بدون آدم ها همونطور که بود ادامه داره.

خوندن کتاب برای من لذت بخش بود و فهمیدم چلنج بسیار خوبی رو شروع کردم چون باعث می شه خارج از حیطه همیشگی‌ام چیز بخونم. از اونطرف برام جالب بود که خوندن یک کتاب متوسط به تقریبا ۱۰ ساعت وقت نیاز داره که واقعا کمه و اگر روزی نیم یا یک ساعت وقت بذاریم به راحتی کتاب ها تموم می شن. کتاب بعدی که شروع کردم Bite Me است از Mike Faricy که انتظار می ره یک کمدی پلیسی باشه؛ ژانری که من هیچ وقت نخوندم از نویسنده ای که هیچ وقت ازش چیزی نخوندم.

فعلا با فایرفاکس وارد شوید چون هر کسی با گوگل کروم وارد صفحه ای بشه که این لینک رو داره، کرش می کنه!

دوست هکرم میلاد توجهم رو جلب کرد به خبری که توش یک نفر نشون داده که اگر با مرورگر کروم ۴۱ به صفحه ای برین که یک لینک خاص داره، مرورگرتون کرش می کنه! فعلا که گوگل آپدیت نداده پس بقیه مطلب رو با مرورگری به جز کروم، مطالعه کنین (:

ادامه خواندن “فعلا با فایرفاکس وارد شوید چون هر کسی با گوگل کروم وارد صفحه ای بشه که این لینک رو داره، کرش می کنه!”

مصرف کنید: حرکت اجتماعی وهم‌انگیز سگ‌های رباتیک بوستون دینامیکز

این ویدئو از سگ‌های رباتیک بوستون دینامیکز هم تعجب آور است هم ترسناک.

شرکت بوستون دینامیکز متعلق به گوگی است و نقطه اوج داستان اونجایی که دو تا ربات در حال بالا رفتن از تپه به هم تنه می زنن و بعد کم کم دوباره راه های مستقل خودشون رو پیدا می کنن و کنار هم دور می زنن و از تپه پایین می یان. یک جور رفتار اجتماعی که بیننده بیرونی رو کاملا متقاعد می کنه که دو تا ربات زنده هستن و مثل یک موجود زنده رفتارشون رو اصلاح می کنن – حتی اگر در مقایس موجودات زنده، بر اساس الگوریتم های ساده ای باشه.

سیستم عامل ها / کاریکاتور

کاریکاتور امروز xkcd خیلی خوبه

One of the survivors, poking around in the ruins with the point of a spear, uncovers a singed photo of Richard Stallman. They stare in silence. “This,” one of them finally says, “This is a man who BELIEVED in something.”

برای دوستان غیرلینوکسی یا غیردنبال کننده اخبار هرد بگم که این کاریکاتور سیستم عامل‌های توی خونه کارتونیست رو نشون می ده. طرف با داس شروع کرده و بعد مک و ویندوز و در نهایت حوالی سال دوهزار و نه لینوکس جایگزینشون شده. بعد دوباره مک و اندروید و همزیستی با او اس تن که احتمالا حوالی ۲۰۱۶ به هم می رسن و می شن یک سیستم عامل. بعدش در ۲۰۲۰ یک فلان.جی.اس. جای همه رو گرفته و به سیستم عامل تبدیل شده که شوخی ای است با اینکه الان جاوا اسکریپت داره به سرعت رشد می کنه و سمت سرور و کلاینت رو جوابگو شده.

در همین حوالی سیستم عامل تیندر هم می یاد که احتمالا مربوط به عشق و سکس و اینها است و بعدش هم الون ماسک که کمپانی فضایی اسپیس ایکس رو داره به سیستم عاملی می رسه که باعث می شه ما کم کم برای بعضی کارها و دور بودن از بلاد درون، مجبور بشیم بریم سراغ همون داس !

حوالی سال ۲۰۴۵ بشریت بر اثر یک آتش سوزی از بین می ره و از ۲۰۵۰ به بعد دیگه هیچ اثری از بشریت و سیستم عامل نیست.

تا اینکه در سال ۲۰۶۰ در خونه کارتونیست فقط از گنو/هرد استفاده شده. گنو/هرد سیستمی است شبیه گنو/لینوکس که به جای هسته لینوکس از هسته هرد استفاده می کنه که قراره جدیدتر و باحالتر و غیره باشه و ولی هنوز عملیاتی نیست، هرچند که روی چیزهایی مثل «دبیان گنو/هرد» می تونین تستش کنین یا توضیحات بیشترش رو تو وبلاگ دانیال بخونین.

اول من گفته بودم منظور کاریکاتور اینه که گنو/هرد خیلی دیر آماده می شه ولی فرود عزیز در کامنت ها با اشاره به متن آلترناتیو کاریکاتور اعتراض کرد و احتمالا حق با اونه! دلیلی که این سیستم عامل بعد از دوباره برخواستن بشریت از خاک تنها سیستم عامل باقی مونده در خونه کارتونیست است اینه که اون مرد (استالمن) به چیزی (کاری که می کرده) باور داشته.

مطالعه بیشتر؟ سری بزنین به این مطلب که من توش سعی کردم مفهوم توزیع و لینوکس و هرد و غیره رو یکجا و قابل درک، بنویسم.

سناتور آمریکایی و درخواست احمقانه حذف کتاب راهنمای آنارشیست‌ها از اینترنت

کتاب راهنمای آنارشیست‌ها یا Anarchists Cookbook یکی از چیزهایی است که باید توی موزه اینترنت جا بگیره. یک کتاب کوتاه که در سال ۱۹۷۱ نوشته شده و از اولین روزهای اینترنت روی اون پخش شد و در فصل های مختلف درباره مفهومی از آنارشیسم که طرفدار انقلاب خشن و شکستن عامدانه قوانین است بحث می کنه و راهکار می ده (البته این روزها خیلی ها چنین آرناشیستی نیستن و آنارشیسم (مخالفت با اقتدار) تعاریف جذابتری هم داره). این کتاب راهنماهای مختلفی برای ساخت بمب،‌ باز کردن قفل و اینجور چیزها داره و بیشتر از اونی که واقعا یک راهنما باشه، یک حرکت اعتراضی است؛ از نظر من مثل گذاشتن ریش‌های عجیب و غریب در جامعه (:

حالا یک سناتور آمریکایی بعد از دستگیری دو زن که که سعی کرده بودن بمب بسازن، در وبلاگش نوشته:

من تعجب می کنم که این که بمب‌گذارها سعی کرده اند از راهنماهای اینترنتی مثل کتاب آنارشیست کوک بوک و اینسپایر مگزین برای ساخت بمب استفاده کنند. این اسناد به هیچ وجه شامل الحاقیه اول (آزادی بیان در آمریکا) نمی شوند و باید از اینترنت حذف شوند.

نگرانی سناتور از اینکه چرا دو نفر بمب درست کردن کاملا بجا است ولی کلا سوراخ دعا رو گم کرده – درست همونطور که ما توی کشورمون فکر می کنیم اگر آدم ها رو اعدام کنیم به امنیت و آرامش و در عین حال سکوت مورد نظر حکومت می رسیم ولی در عمل سال هاست که دومین کشور اعدام کننده انسان ها در جهان هستیم و ناامنی و بقیه چیزهایی که دولت دوست داره سر و صداشون در نیاد هم هی در حال افزایش.

قضیه وقتی خنده دار تر می شه که بدونیم کتاب در آمریکا روی آمازون قابل خریدن است چون روش حفظ امنیت، ناآگاهی نیست بلکه اتفاقا آگاهی باعث امنیت می شه. یعنی کسی به خاطر دونستن شیوه ساخت بمب تصمیم نمی گیره جایی رو منفجر کنه یا کسی به خاطر ندونستن شیوه ساخت بمب از تروریسم منصرف نمی شه و اتفاقا حکومتی امن تر است که با آگاهی به جنگ تروریسم بره نه با سانسور. درسته که من هم ترجیح می دم یک تروریست روش ساخت بمب رو بلد نباشه ولی دنیا در این حد قابل کاستمایز و انتخابی شدن نیست که من بگم فلان چیز رو فلان گروه ندونه بهتره چون دقیقا یکی دیگه هم نظرش اینه که من هم بهتره فلان چیز رو ندونم و در نهایت کلا می رسیم به اینکه به نفع همه است که هیچی ندونه در حالی که معلومه که این گزینه جذابی نیست. انتخاب ما بین سانسور و آزادی بیان است و انتخاب من بین سانسور و آزادی گردش اطلاعات است،‌ جامعه ای است که توش گردش اطلاعات آزاده و آدم حق دارن نظر داشته باشن و نظرشون رو تبلیغ کنن.

در نهایت هم نکته بامزه اینه که سناتور عزیز آمریکایی نمی دونه که چیزی که روی اینترنت پخش شده تقریبا غیرقابل حذف شدن از اینترنت است، بخصوص کتابی که از اولین روزهای اینترنت روی اون زندگی کرده.

دوستای من تو لینکدین چیکاره هستن؟ بازنمایی اطلاعات با R

می دونین که من این چند وقت از داده‌ها، زبان برنامه نویسی آر و اینجور چیزها بیشتر می نویسم. هدفم اینه که کارهای جالب روزمره که برای یاد گرفتن بیشتر این چیزها می شه کرد رو باهاتون شریک بشم. یک جور دستگرمی برنامه نویسی ولی مهمتر از اون آماده شدن ذهنی برای اتفاق‌های بزرگی که در دنیای برنامه نویسی در جریان هستن.

در این مجموعه، امروز با الهام از کار مشابه در این فروم (که متاسفانه دیدنش نیازمند ساخت اکانت است با R و بسته تازه منتشر شده ای به اسم Rlinkedin که می تونه این زبون عددی / آماری رو به سایت لیندکین که شبکه اجتماعی بازار کار تخصصی است وصل کنه و به این برسه که دوستان من اکثرا چنین عناوین شغلی ای دارن:

title

اما چطوری؟ برای شروع باید اول بسته Rlinkedin رو نصب کنیم که با توجه به بسته devtools کار راحتی است:

require(devtools)
install_github("mpiccirilli/Rlinkedin")
require(Rlinkedin)

بعد لازمه شناسه خودمون رو به این بسته معرفی کنیم. من روش راحت رو باز می کنم و می گم فقط نیازمند این هستم که این بسته در این لحظه وصل بشه به اکانت من:

in.auth <- inOAuth()

این دستور یک لینک بهم می ده که کافیه تو براوزر بازش کنم و توی لیندکین لاگین کنم. حالا بسته Rlinkedin به لیندکین وصل شده و کار راحته.

در قدم اول همه کانتکت‌هایی که دارم رو توی یک ساختار ذخیره می کنم:

my.connections <- getMyConnections(in.auth)

و حالا مثلا بخش عناوین شغلی این ساختار رو به شکل متنی در یک متغیر می ریزم:

text <- toString(my.connections$title)

و با استفاده از بسته wordcloud و بعد از کمی تمیز کاری (حذف کاما، کوچیک کردن کل حروف و ...) و شمردن تکرار کلمات، ابر کلمات رو می کشم. در ابر کلمات اندازه فونت هر کلمه مرتبط با تعداد تکرار اون کلمه است و در نتیجه مثلا می بینیم که بیشتر دوست‌های من Developer هستن که نکته مثبتی است:

title

و البته معلومه که حالا که اینجا هستیم با خطی مثل

text <- toString(my.connections$industry)

می تونیم حوزه‌ای که افراد مرتبط با من کار می کنن رو هم در بیارم و ابرش رو بکشم که این یکی هم معقول و قابل دفاع است:

industries

اگر خوشتون اومد و روی لینکدین هستین و معقول می دونین، خوشحال می شم پروفایل من روی لینکدین رو روی BIG DATA یا Hadoop یا R یا Data Science یا NewSQL یا هر چیزی که دوست دارین من رو Endorse کنین که البته نمی دونم دقیقا به چه دردم خواهد خورد ولی حداقلش اینه که هی روی MySQL و PHP‌ و شبکه و لینوکس ایندورس نمی شم! خوش[بین] باشین و خندون و از اطلاعات و قشنگی‌شون لذت ببرین.

چرا ظریف، مصدق نیست؟ توافقنامه لوزان پیروزی بر نیروهای تندروی داخل بود نه پیروزی بر جهان

نکته: این یک بررسی جامع از طرف یک کارشناس نیست. این یک نگاه از یک جهت خاص است به یک اتفاق در زندگی یک آدمی که از قضا بخشی از عمرش در مکان زمانی طی می شه که احمدی نژادهایی که به انواع نیروهای ماوراء طبیعی متصل هستن برای زندگیش تصمیم می گیرن.

خب تیتر تقریبا همه چیز رو می گه. من نه تحلیلگر هسته ای هستم و نه «کارشناس خاورمیانه» و نه تاریخ‌دان و نه حتی علاقمند خاص به یکی از این دو تا ولی تا جایی که می دونم در ماجرای مصدق چیزی که مشهوره اینه که مصدق رفت توی یک دادگاه و نفتی که قبلا دست انگلیس بود رو «ملی» کرد. یعنی در سطح جهان از یکی از حقوق ایران دفاع کرد و با نفی قرارداد قبلی، گفت نفت متعلق به مردم ایران است.

اما در این مورد ظریف و روحانی و دوستان مذاکره کردن و رسیدن به اینکه ما تا ده بیست سال آینده اجازه نداشته باشیم فعالیت خاصی در حوزه هسته‌ای بکنیم و به جاش تحریم‌های مرتبط با فعالیت‌های نامشخص هسته ای که علیه ما وضع شده بود رفع بشه. در مقایس بچه‌ها، مثل اینه که کاری کردیم که کسی که زورش بیشتره دوست نداشته و وسایل مورد علاقه ما رو گرفته و بعدش رفتیم قول دادیم دیگه بدون اطلاع دقیق اون با هسته بازی نمی کنیم و اونم گفته وسایل ما رو پس می ده که از نظر من خیلی هم خوبه.

اما واقعا به نظرم اینجوریه. نیست؟

نمی‌گم اینهمه تلاش و فشار و مذاکره و در نهایت توافق مشترک ایران و آمریکا و غیره ارزشمند و مهم نیست. اتفاقا منم به روحانی رای دادم و با توافق جشن گرفتم ولی جریان اصولا ربطی به حقوق ایران و پیروزی و اینها نداره و در نهایت مذاکره هم دقیقا رسیدیم به حرفی که از اولش هم مطرح شده بود: توقف فعالیت های هسته‌ای و محدود کردنشون، انتقال سوخت سوخت مصرف شده به خارج و رفع تحریم‌های مرتبط. مطمئنا اینهمه حرف زدن و جزییاتی به نفع ما شده و منم با این شرایط موافقم ولی فاز مصدق رو اصولا متوجه نمی شم (:

ما از اینکه برگشتیم به شرایط حقوقی (و نه اقتصادی) هشت نه سال قبل خوشحالیم و در عین حال هم این رو یک پیروزی بزرگ برای روحانی و ظریف می دونیم ولی نه در مقابل آمریکا و جهان بلکه در مقابل تندروهای داخلی که حاضر بودن و هستن در عین مخالفت مردم، کشور رو به فقر و تباهی بیشتر بکشن ولی برنامه‌های بی سر و ته اتمی که مشخص نیست آخرش قراره چه فایده ای داشته باشه رو دنبال کنن. همونطور که گفتم نتیجه مذاکرات دقیقا اون چیزی است که از اول هم انتظار می رفت:‌ داریم قول می دیم کلی چیز – که از نظر من اصولا نباید درست می کردیم – رو جمع کنیم و دیگه هم روشون کار نکنیم تا تحریم‌های مرتبط با اونها رفع بشن. این به خودی خود نتیجه عجیبی نیست ولی وقتی به یک پیروزی بزرگ تبدیل می شه که یادمون بیاد خاتمی می گفت رییس جمهور کارپرداز یا چنین چیزی بیش نیست و در این کشور هیچ قدرتی نداره. در ضمن! اگر یادمون باشه در این کشور صحبت درباره مذاکره با آمریکا یک تابو بود ولی دیروز هیچ کس براش صرف مذاکره کردن با آمریکا هیجان عجیبی نداشت و همه منتظر بودن که ببینن نتیجه این «مذاکره» چی می شه. چند لحظه به تمام «مرگ بر آمریکا»ها و «خط قرمز»ها فکر کنین و امیدوارم مثل من نتیجه بگیرین که مذاکره دیروز، پیروزی ظریف و روحانی و بقیه دوستانشون بر داخل بود نه پیروزی بر جهان.

جشن توافق برای من مستقل از امیدهایی برای تثبیت نسبی وضع اقتصادی، جشن قدم گذاشتن توی راهی است که انتظار می ره ما توش با دنیا حرف بزنیم، رییس جمهور رو آدمی توان مند بدونیم و حس کنیم ممکنه اتفاقاتی که ما دنبالش هستیم هم در این کشور بیافته – حتی توسط رییس جمهوری که در یک سیستم دموکراتیک حتی نزدیک به رییس جمهور دلخواه من هم نیست.


یک کامنت مهم هم اینه که گفتم اینجا نقلش کنم از سینا:

مخالفم.

چون وب‌سایتت پرطرفدار و خودت رو هم دوست دارم، ترجیح دادم اشتباهاتت رو گوشزد کنم:

۱- «رسیدن به اینکه ما تا ده بیست سال آینده اجازه نداشته باشیم فعالیت خاصی در حوزه هسته‌ای بکنیم» <- کاملا اشتباه بود این حرفت! اتفاقا همون‌طور که توافق شده بود، تحقیقات و R&D قراره ادامه پیدا کنه، اونم با همکاری‌های بین‌المللی. فوردو هم تعطیل نمی‌شه و به جای تولید اورانیوم، تحقیقات که باارزشتره توش انجام می‌شه
۲- «توقف فعالیت های هسته‌ای و محدود کردنشون» <- قرار نیست چیزی متوقف بشه، فقط نظارت کامل انجام می‌شه و اون قسمت‌هایی که پتانسیل نظامی دارن (یعنی تجهیزات مرتبط با پلوتونیوم) محدود می‌شن
۳- «انتقال سوخت به خارج» <- قرار نیست سوخت به خارج منتقل بشه، این تنها سوخت مصرف‌ شده (که احتمالا حاوی پلوتونیوم و دیگر مواد به کار گرفته در بمبه) است که قراره منتقل بشه
۴- «برنامه‌های بی سر و ته اتمی که مشخص نیست آخرش قراره چه فایده ای داشته باشه» <- شاید در ابتدا برنامه‌ی اتمی بی‌سر و ته بوده، ولی الان هدف اصلی‌ش تولید انرژی، تولید دارو و تحقیقات برای کاربردهای غیر نظامی آینده است
۵- «قول می دیم کلی چیز – که از نظر من اصولا نباید درست می کردیم – رو جمع کنیم» <- بازم تاکید می‌کنم که کلی چیز رو از دست نمی‌دیم، و اتفاقا اورانیوم ۳.۷درصد برای تولید برق هسته‌ای کاملا کافیه (و برق هسته‌ای هم مهمه، مثلا کشوری مثل لیتوانی قبل از بستن آخرین رآکتورش در ۲۰۰۹، ۷۰٪ برقش هسته‌ای بود؛ منبع)
۶- «مذاکره دیروز، پیروزی ظریف و روحانی و بقیه دوستانشون بر داخل بود نه پیروزی بر جهان» <- چارچوب توافق دیروز، راهی بود برای پیشگیری از ناآرامی بیشتر، پس اصطلاح «پیروزی بر جهان» کلا غلطه و از یک فکر دیکتاتوری نشأت می‌گیره. درست‌تره بگیم که این توافق، یک رابطه‌ی برد-برد بود.

در آخر مشاهده‌ی این منبع هم بد نیست.