- این سه تا دیکشنری که ویکو معرفی کرده رو یک نگاه بندازین. من که دارم یکیشون رو نصب میکنم تا از این استاردیک عجیب، مهاجرت کنم.
- یک مطلب بانمک هم مجید نوشته در مورد استیکرهای پشت لپتاپ، من هم عکس لپتاپ خودم رو اضافه کردم.
- یک مجموعه زیبا از تمهای مربوط به صفحه لاگین (gdm)
- لینوس، کرنل ۲.۶.۳۱ رو نهایی کرد. لینوکس شیر عزیز تو وبلاگش برامون کمی درباره جریان توضیح داده.
دسته: مقاله
قفلها و آگاهی عمومی
مقاله این هفته برای اعتماد
—-
قفلها، چیزهای چندان به دردبخوری نیستند. چه یکی از آن کیفهای چمدانی که با یک ترکیب عددی سه رقمی باز میشوند داشته باشید و چه صفحه حوادث روزنامهها را مرور کنید، میدانید که یک قفل فیزیکی به راحتی قابل باز شدن است. تقریبا قفلی وجود ندارد که روش بازکردن آن در جامعه دزدها شناخته شده نباشد و این امر سبب شده تا قفلهای فیزیکی تبدیل به وسیله شده باشند که افراد بیگناه را بیرون نگاه میدارند و به دزدان به راحتی اجازه عبور می دهند.
تا چند سال قبل، تقریبا کسی از مردم عادی این واقعیت را نمیدانست. افراد به قفلهایشان اطمینان داشتند و با خرید یک قفل برای در خانه، احساس امنیت میکردند. البته در آن دوره هم فیلمهای جیمزباند و تبهکاری زیادی وجود داشت که در آنها قهرمان ماجرا، با یک سنجاق سر یا یک سیم از پس هر قفلی برمیآمد اما همه میدانستند که «این مال فیلمها است.». اما چیزی نگذشت که با ظهور اینترنت، همه چیز تغییر کرد.
اولین راهنمای مشهور باز کردن قفل، راهنمایی بود که دانشجویان دانشگاه ام.آی.تی. نوشته و روی اینترنت منتشر کرده بودند. بعد مقاله مت بلیز در سال ۲۰۰۳ منتشر شد که بازکردن قفلهای مسترکی را آموزش می داد. و بعد هم کلی مقاله دیگر از جمله شیوه باز کردن قفلهای مخصوص دوچرخه با یک خودکار بیک یا باز کردن قفل در ماشین با یک توپ تنیس. تقریبا همه این روشها در دنیای تبهکاران شناخته شده بودند و این افراد فقط آنها را پیدا و برای عموم منتشر میکردند. در ابتدا قفلسازان سعی کردند جلوی انتشار این اسناد را بگیرند و استدلال کردند که عمومی شدن آنها خطرناک است ولی در مقابل این استدلال که انحصار این دانش به دزدان، خطرناکتر است، شکست خوردند.
قدم بعدی آنان، پیچیدهکردن قفلها بود ولی در عمل ثابت شد پیچیده کردن قفل باعث پیچیده شدن کلید هم میشود و مردم از داشتن یک کلید بیش از حد پیچیده، استقبال نمیکنند. این ماجرا منجر شد به تفکر برای ساختن قفلهایی اصولا متفاوت. دقیقا همان چیزهایی که این روزها در اطرافتان میبینید: قفلهایی با رمزهای عددی که باید روی یک صفحه کلید، فشرده شوند. قفلهایی به شکل کارتهای مغناطیسی هوشمند که با کشیدن کارت مناسب در شیار، در را باز میکنند یا قفلهای مبتنی بر اثر انگشت.
حالا یکبار دیگر به زمانی برگشتهایم که بدون درک کامل از تکنولوژی قفلها، به آنها اعتماد میکنیم. این قفلهای تکنولوژیک هم درست مانند نمونههای مکانیکی قدیمی، ضربه پذیر هستند و راه نفوذ به آنها برای خبرگان اینکار، کاملا شناخته شده است. حتی شیوه نفوذ به این قفلها در مواردی بسیار سادهتر از شیوههای قدیمی است.
مثلا به قفلی فکر کنید که با رمز عددی کار میکند. در این حالت شما با یک صفحه کلید کوچیک حاوی ۱۰ رقم روبرو هستید که باید رمز صحیح چهار رقمی را روی آن تایپ کنید تا در باز شود. یک نگاه سریع به شما نشان میدهد که ۴ دگمه از دیگر دگمهها فرسودهتر یا کثیفتر هستند و کاملا مشخص است که این چهار دگمه بارها و بارها در طول روز فشرده میشوند در حالی که کسی کاری به ۶ رقم دیگر ندارد. این نکته ساده و کاملا بدیهی، احتمال حدس زدن رمز عبور را از یک ده هزارم به یک بیست و چهارم کاهش می دهد و این یعنی یک فاجعه امنیتی. فاجعه ای که باید شما را در مورد انتخاب تکنولوژیها حساس کند تا تنها و تنها بعد از شناخت زیر و بم یک تکنولوژی یا لااقل مشورت با کسی که قبلا این شناخت را کسب کرده، اقدام به گزینش آن کنید.
تجربیاتی در جاذبه خیلی کم

من عاشق فیزیکی هستم که راست به چپ نوشته بشه. سالهای سال پیش، حوالی اولین سالهای کشف شبکههای کامپیوتری در دنیا، مودمهایی رو میخریدیم و به یک شماره تلفن زنگ می زدیم و با کسانی که همزمان به همون سیستم زنگ زده بودند، چت می کردیم یا توی فروم ها چیز مینوشتیم… دنیای واقعا زیبایی بود از خوره های کامپیوتری که سرگرمی شبانه مشترکی داشتن.
یکی از آدم های اون زمان سولوژن بود. یادمه توی انجمن فیزیک بحثی شده بود در مورد سوختن شمع در نبود جاذبه. حالا که این مطلب رو دیدم، یادم افتاد به افتخار بی بی اس ماورا و سولوژن، در موردش یکی دو خط بنویسم… پشت این لینک، یازده عکس دیگه از تجربیات در محیط های کم جاذبه هم منتظر شما هستند.
لینوکس در هفته سی و ششم
- این هفته ظاهرا قراره با یک خبر خوب برای کسانی که با تنظیم ایکس.اورگ (محیط گرافیکی) مشکل دارن شروع بشه. وبلاگ خوب اسناد بازمتن، به فارسی دوباره خوب برای ایجاد خودکار فایل تنظیمات گرافیکی رو معرفی کرده.
- گوشی سیمبین دارین؟ لینوکس دارین؟ چرا این دو تا رو به شکل گرافیکی به هم وصل نمیکنین؟ توضیحات فارسیاش رو از بردیاکس بخونین. البته خودتون هم باید اهل سر و کله زدن باشین.
- هه هه! ظاهرا سفر بودم و اخبار رو از دست دادم… به هرحال این هم لینوکس در هفته سی و ششم!
مرگ انتخابی
مقاله این هفته برای اعتماد
تری پراچت، داستاننویس انگلیسی و متولد ۱۹۴۸ است. شهرت او به خاطر مجموعه کتابهای طنزی است که در ژانر فانتزی نوشته. شاید به خاطر ناآشنایی مترجمان ما با این ژانر، این نویسنده در ایران چندان شناخته شده نباشد اما ارزش کار او در کشورش آنقدر زیاد است که از سوی دولت انگلیس، به دریافت نشان شوالیه و لقب سر مفتخر شده است. پراچت، پرفروشترین نویسنده دهه ۱۹۹۰ انگلستان است و بیش از ۵۵ میلیون نسخه از کتابهایش به بیش از ۳۶ زبان به فروش رفتهاند.
اما این ستون یک ستون ادبی نیست. پراچت به آلزایمر مبتلا شده و در طول سالهای آینده قدم به قدم خاطرات، حافظه و شخصیتش را از دست خواهد داد. خوشبختانه بیماری او بسیار سریع تشخیص داده شده و او هنوز در وضعیت روانی کاملا مطلوبی است و در تلاش برای استفاده بهینه از آخرین فرصتها. او در کنار اهدای بخش عظیمی از ثروتش به موسسات تحقیقاتی آلزایمر، کمپینی را نیز به راه انداخته است تا از بین طرفدارانش نیم میلیون پوند سرمایه برای تحقیق در این مورد جمع کند. پراچت همچنین با انتشار سرمقالهای در روزنامه دیلیمیل خواستار قانونی شدن خودکشی بدون درد توسط بیماران لاعلاج به کمک پزشک شده است. در حال حاضر کمک به بیماران لاعلاج برای خودکشی در انگلستان غیرقانونی است و افراد فامیل حدود صد نفری که سالانه برای انجام مرگ خودخواسته به کمک پزشک به سوییس میروند، توسط پلیس مورد تعقیب و بازجویی قرار میگیرند.
پراشت در سرمقاله خود نوشته:
«اطمینان دارم که در طول عمرم، راه حلی برای آلزایمر پیدا نخواهد شد و میدانم که مراحل آخر این بیماری بسیار ناخوشایند است. این ترسناکترین بیماری برای افراد بالاتر از ۶۵ سال است.
طبیعتا نگاهم را به آینده میدوزم. میدانم که عبارتی تحت عنوان «قتل شفقتآمیز» وجود دارد ولی برایم عجیب است که قانونی برای آن وجود ندارد. حتی در شرایطی که عقل سلیم جامعه آن را درک میکند.
ما از کنار کسی که یک هیولا به او حمله کرده است به راحتی نمیگذریم. حتی اگر نتوانیم هیولا را از سرش دفع کنیم، ترجیح میدهیم شیوهای سریع و بدون رنج برای مرگ آن فرد پیدا کنیم تا رنج زنده زنده خورده شدن توسط هیولا را تحمل نکند.
من از زندگیام لذت میبرم و دوست دارم تا مدتی دیگر هم همینطور باشد. اما قصد دارم قبل از اینکه به آخر رنج آور آن برسم، در یک صندلی در باغم بمیرم. در حالی که روی صندلی راحتی نشستهام، گیلاسی از نوشیدنی مورد علاقهام را در دست بگیرم و با آیپاد به موسیقی توماس تالیس گوش بدهم – این موسیقی را انتخاب کردهام چون این موسیقی حتی یک خداناباور را هم کمی به بهشت نزدیکتر میکند.
چه کسی میتواند بگوید این بد است؟ چه چیزی در این میان شر است؟»
لینوکس در هفته سی و پنجم
- کامبد توی وبلاگش از این نوشته که چرا به شکل دائم از لینوکس استفاده نمی کنه. خودش هم گفته که از نظر لینوکسیها، خیلیهاش جوابهای معقولی دارن اما به هرحال بسیار جذابه ببینیم یک ویندوزی که با لینوکس هم آشنا است، برای استفاده نکردن از اون، چه دلایلی مییاره.
- استالمن توی آرژانتین است. قهرمان افسانهای و پیامبر جنبش
بازمتنآزادی نرمافزار، استالمن کشور به کشور میچرخه تا پیامبازمتننرمافزار آزاد رو به همه جهان منتقل کنه (: - این هفته، داستان بزرگ ایران جریان لوگوی «کانون کارگزاران بورس» بود (: این لوگو دقیقا از لوگوی اوبونتو کپی برداری شده. فکر کنم اولین جایی که نوشت، روزبه شفیعی بود و بعد همه لینوکسیها نوشتن (: منتظریم ببینیم این کانون دولتی، بیخیال این دزدی می شه یا نه.
- گنو/لینوکس اسلکور ۱۳ هم این هفته ارائه شد، اصلیترین تغییر، عرضه رسمی نسخه ۶۴ بیتی است.
- خبر بزرگ جهانی در دنیای نرم افزار، عرضه شدن پلنگ برفی اپل بود. مستقیم به دنبای لینوکس ربط نداره ولی اولا هسته یونیکسی داره و ثانیا به مردم نشون می ده که یک سیستم عامل خوب باید چجوری کار کنه. در موردش اینجا نوشتم.
- و خبر دنیای لینوکس در زمینه سختافزار هم عرضه گوشی N900 نوکیا بود. یک گوشی موبایل مبتنی بر دبیان و گنوم.
مسابقه طراحی صفحه ۴۰۴
تا حالا شده برین به یک وبسایت و به جای دیدن صفحه مورد نظر بشنوین: Page Not Found؟ این ایراد به ایراد ۴۰۴ مشهوره و وقتی نشون داده میشه که شما صفحهای رو درخواست داده باشین که روی اون سایت وجود نداره. تکنیکهایی هست که این صفحه رو خودتون طراحی کنید. جذابیت اینکار اینه که اینترنت رو زیباتر می کنه و مراجعین به سایت شما هم – وقتی که اشتباه بیان – به جای بستن بیمعنی و بستن صفحه، با صفحه معقولی مواجه میشن که مشتاقشون میکنه به موندن در سایت….
حالا وبلاگ خوب عصیان، در یک حرکت عالی، مسابقهای گذاشته برای کسانی که بهترین طراحی صفحه ۴۰۴ رو بکنن. خوبیش اینه که هم آموزش میبینیم که چطوری اون صفحه رو عوض کنیم و هم وبلاگمون رو یک قدم بهتر میکنیم… پیشنهاد میکنم شما هم کلیک کنین و برای بهتر کردن وبلاگ خودتون، توی مسابقه شرکت کنین.
نکته بد: این تکنیک به درد کسانی میخوره که وبلاگشون روی هاست خودشون است… اگر هم کسی کمکی در این مورد خواست، من در خدمتم (:
– طراحی لوگو از مداد رنگی
لوگوی کانون کارگزاران بورس ایران
روزبه شفیعی جریان رو نوشته «کانون کارگزاران بورس و اوراق بهادار یا کانون کپی برداری ؟». خودتون سایت کانون رو ببینین:

لوگوش واقعا جالبه (: دقیقا کپی لوگوی اوبونتو است که یکبار دیگه تو خودش تکرار شده (و لوگو رو زشت کرده!). واقعا برام عجیبه که چرا طرف از لوگوی کی.دی.ای. هم استفاده نکرده؟ من بودم این رو درست میکردم:

هم اون تکرار بیمعنی رو نداره و هم از حرف «کاف» استفاده شده که خیلی به اسم کانون کارگزاران مییاد.