با پدیده پوپولیسم آشنا شوید

همین الان (ساعت ۹ و نیم شب، پنجشنبه، ۲۳ خرداد ۱۳۸۷) شبکه خبر اعلام کرد «امروز احمدی نژاد در نشستی که سه ساعت و نیم طول کشید، مشکلات ۵۶ شهروند را بررسی کرد»

سه ساعت و نیم می‌شه دویست و ده دقیقه. جمعیت ایران هفتاد و سه میلیون است و اگر رییس جمهور به همین شیوه بخواد مشکلات مردم رو حل کنه به ۵۲۰ سال احتیاج خواهد داشت. به شرطی که اون مشکل تنها مشکل ما باشه و در طول ۵۲۰ سال آینده هم برای فرد مشکل دیگه‌ای پیش نیاد.

بروشوری علیه خشونت علیه زنان

چند وقت پیش تی شرت عفو بین الملل برای کمپین مبارزه با خشونت علیه زنان رو توی شرکت پوشیده بودم و باعث شد کلی سوال از بقیه بشنوم در مورد مفهوم خشونت علیه زنان و دلیل مخالفت با اون. از سوالات عمیقی که براشون جواب نداشتم بود تا شوخی‌هایی مثل اینکه «حالا من که زنم کتکم می زنه باید چیکار کنم؟»


دریافت فایل با فرمت PDF

دریافت فایل با فرمت Pages (متاسفانه دیگه ندارمش و پاک شده)

یک دلیل برای عدم تشویق دیگران به استفاده از لینوکس


بازی‌های جنگی بیست و پنج ساله شد


شاید خیلی کتاب‌ها باشند که بارها و بارها به آن‌ها مراجعه کرده باشیم ولی فقط و فقط یک کتاب در دنیا است که من از لحظه داشتنش، سالی یکی دوبار آن را خوانده‌ام. این کتاب چیزی نیست به جز بازی‌های جنگی. این کتاب برداشتی است از فیلم بازی‌هی جنگی نوشته لارنس لاسکر و کارگردانی جان بدهام. نکته جذاب این است که کل فیلم با هزینه ۱۲ میلیون دلار ساخته شده و در پنج ماه اول ۷۲ میلیون دلار فروخته است. صحنه نوراد، با یک میلیون دلار هزینه تا آن زمان گرانترین تک صحنه سینما بوده. کسی که فیلم را به کتاب تبدیل کرده، دیوید بیشاف است و مترجم فارسی بهیار توسلی از انتشارات نشر نو. سال چاپ کتاب در ایران ۱۳۶۶ است.

کتاب در مورد پسری است به نام دیوید لایت‌من. یک هکر نوجوان که به شکل اتفاقی به مهمترین کامپیوتر وزارت دفاع آمریکا دسترسی پیدا می‌کند و به خیال اینکه وارد یک بازی کامپیوتری شده است، اخطارهای مربوط به حمله اتمی شوروی به آمریکا را آتش می‌کند. به گفته سایت The Knights Shift این فیلم با وجود نمایش دقیق از جنگ سرد، فیلمی سیاسی نیست و در آن آدم‌های خوب و آدم‌های بد در جلوی هم صف نکشیده‌اند؛ بلکه WarGames نمایش این موضوع است که گاهی برای برنده شدن در بازی، بهتر است که بازی کنیم.

فیلم هم به اندازه کتاب جذاب است و دیدنی و امروز بیست و پنجمین سالگرد ساخته شدن فیلم است. فقط تصور کنید که یک فیلم کامپیوتر در سال ۱۹۸۳ ساخته شده باشد. زمانی که بیل گیتس برای پیش‌بینی آینده گفت بود «فکر می‌کنم ۶۴۰ کیلوبایت حافظه برای هر کامپیوتر خانگی کافی باشد» و زمانی که برای کار با مودم باید گوشی تلفن را در دهنی مود می‌گذاشتید. دیدن این فیلم تکرار خاطرات کامپیوتری قدیمی است اما موضوع آن هنوز تازه است: خطری که کامپیوترها خواهند داشت اگر کنترل زندگی ما در دست بگیرند.

فیلم باژی‌های جنگی و در نتیجه کتاب آن، یکی از آن داستان‌های مشهور ژانر هکرهای جوان است. من مترجم ایرانی یعنی بهیار توسلی را نمی‌شناسم ولی واقعا برایم جذاب است که سال ۶۶ این کتاب را ترجمه و منتشر کرده و خوشحالم که آن موقع این کتاب را دیدم و خریدم. البته ترجمه چندان قوی نیست ولی به هرحال ترجمه این کتاب در آن سال‌های جنگ واقعا جذاب است. البته بدون شک آن سال‌ها لازم بوده که نشر نو در مقدمه کتاب بنویسد:

نشر نو امیدوار است با انتشار این کتاب، ضمن آنکه خوانندگان و بخصوص جوانان کشور را چند ساعتی سرگرم می‌سازد، بتواند آن‌ها را به آسیب پذیری قدرتهای استکباری آگاه‌تر سازد و به تفکر بیشتر درباره نیروی ایمان در میان ملتهای محروم و توان معجزه آسای این نیرو در آزادسازی ملتها برانگیزد.

قیمت این کتاب آن روزها ۴۵ تومان بود.

غضنفر آنلاین؛ دو ساعت و نیم تفریح کم دغدغه

هفته قبل با لیلا رفتیم به دیدن تئاتر کمدی «غضنفر آنلاین». از وقتی پسوند آنلاین رو دیده بودم، به نظرم رسیده بود که خوبه یک شب بریم این تئاتر رو ببینیم و در نهایت هم در یک تصمیم سریع، بعد از پیتزای گودو، رفتیم سراغ تئاتر. صف شلوغ مال سالن سینمای مجموعه فرهنگی هنری ایران بود و تئاتر که در سالن همایش‌های طبقه سوم سینما ایران برگزار می‌شد، صف نداشت. بلیت برای هر نفر پنج هزار تومان.

ساعت ۹ در سالن بودیم و به جمعیت نگاه می‌کردیم. اکثرا همون‌هایی بودند که انتظار داشتیم؛ خانواده‌های نسبتا جوان با یکی دو بچه. قبل از شروع تئاتر گفته شد که ممکنه هنرپیشگان حرکات موزون کنند و ما هرچقدر بخواهیم می توانیم با دست و صدا همراهی کنیم ولی لطفا به هیچ وجه کسی در صندلی‌ها حرکات موزون نکند. باید «تئاتر» جالبی باشد (:

تئاتر حدودا سه ساعت طول می‌کشد.بر خلاف انتظاری که داشتیم مطلقا هیچ ربطی به اینترنت و آنلاین بودن و این حرفها ندارد. داستان یک گروه تئاتر است که یکی از هنرپیشه‌هایش را از دست داده و دنبال یک هنرپیشه جدید است. طنزها خوب هستند. گاهی خیلی تکراری و قدیمی و گاهی جدید و جذاب (: بازیگران اصلی هم خوبند بخصوص اقای «کرگدن (کارگردان)»، هنرپیشه اول مرد که قرار است هنرپیشه دوم مرد بشود و هنرپیشه جدید (غضنفر آنلاین) و بقیه.

چیزی که کلیت جریان را بسیار جذاب کرده، بزن و برقص‌های هنرپیشگان است و یک شب شاد و راحت از دغدغه؛ شاید هم کم دغدغه چون بازهم به شوخی‌های جنسی فکر می کنیم و تاثیرشان روی اقلیت ها ولی به هرحال امشب خوش گذشته (:

پیشنهاد می کنم اگر شما هم حوصله یک شب آهنگ لس آنجلسی و شوخی‌های بالای ۱۳ سال و دوستی هم دارید که کنارش ساده بهتان خوش می گذرد، سری به تقاطع بهار شیراز و شریعیتی (سینما ایران / مجتمع فرهنگی هنری تهران) بزنید و ساعت ۹ در سالن نمایش باشید و تا ساعت ۱۲ خوش بگذرانید.

مشکل سیستم ارسال غذا با ایمیل

همیشه این ایده رو داشتیم که بشه غذا رو ایمیل کرد. واقعا جالب می شه. اما من متوجه نبودم که در ایران اسلامی این یکی هم فیلتر خواهد شد تا اینکه در انتهای یک چت با یک فتحی عزیز این واقعیت تلخ رو فهمیدم که ارسال غذا با ایمیل، در ایران فیلتر خواهد بود.


شیوه ریست کردن پسورد روت در سولاریس

این یک مقاله فنی است در مورد روش ریست کردن پسورد روت در یونیکس سولاریس. گروه هدف مقاله، افراد فنی علاقمند به این مباحث هستند و کسانی که پسورد روت سولاریسشان را از دست داده‌اند! اگر شما جزو این گروه نیستید به راحتی از کنار مقاله بگذرید

دسترسی فیزیکی (یعنی توان لمس فیزیکی سخت افزار) مهمترین لایه ایمنی است. کسی که می‌تواند به کامپیوتر دست بزند کسی است که هر کار دیگری هم می‌تواند با آن بکند و این کاملا منطقی است چون به دلایل مختلفی افراد ممکن است لازم باشد پسوردهایشان را ریست یا عوض کنند.

این را می‌نویسم چون جلال دوست داشتنی می‌خواهد پسورد یک سرور سولاریس را ریست کند.

برای ریست کردن پسورد در سولاریس باید پارتیشن روت را پیدا کنید. این پارتیشن معمولا چیزی شبیه به div/dsk/c0t0d0s0/ است و با دیدن فایل etc/vsftab‬/ قابل کشف شدن.

بعد باید سولاریس را به وضعیت OK Prompt ببرید. برای اینکار کلید STOP و A را فشار دهید. با دادن دستور boot cdrom -s کامپیوتر را از سی دی در حالت تک کاربره بوت کنید (منطقی است که سی دی شماره یک سولاریس یا installation را در درایو بگذارید).

بعد از بوت شدن کامپیوتر پارتیشن حاوی بوت (که بالا پیدا کرده بودیمش) را روی شاخه a (که همیشه ساخته شده و آماده ماونت کردن پارتیشن ها است) ماونت کنید؛ چیزی شبیه به mount /dev/dsk/c0t0d0s0 /a .

اگر کار نکرد احتمالا device مربوط به بوت را اشتباه می‌دهد. تلاش را با ابزارهای درون ls /tmp/dev/dsk تکرار کنید.

حالا باید ترمینال را به وضعیتی ببرید که ادیتورهای تمام صفحه در آن کار کنند. اگر پشت کنسول هستید تایپ کنید: TERM=sun; export TERM

قدم آخر: فایل a/etc/shadow/ یا a/etc/passwd حاوی پسورد روت هستند. آن را ادیت کنید و در خط روت، پسورد رمزگزاری شده را کاملا پاک کنید (علامت : پشت هم بیافتند). چیزی شبیه به:

clamav::82:82:ClamAV Daemon:/var/virusmails:/usr/bin/false

دقت کنید که بعد از اولین فیلد (که اسم کاربر یا clamav است) دو تا « دو نقطه » پشت هم داریم یعنی پسورد خالی است.

حالا همه چیز درست شده و روت پسورد ندارد. کافی است از دایرکتوری بیرون بروید (/ cd) و دایرکتوری را از ماونت در بیاورید (umount /a).

برای دادن پسورد جدید، سیستم را در مد تک کاربره بوت کنید (boot -s) و با دستور passwd پسورد جدید را وارد کنید.

نکته بسیار مهم

در صورت وجود دیسک‌های mirror غیر سخت افزاری (یعنی دیسک‌هایی که از hardware RAID controller استفاده نمی‌کنند) دقت کنید که این روند باید دقیقا به شکل مشابه روی هر دو دیسک اجرا شوند. در غیر اینصورت، دو دیسک از حالت مشابه درخواهند آمد و خطر از دست دادن کل اطلاعات وجود خواهد داشت. روش امن‌تر این است که از طریق فایل etc/vsftab/ فایل سیستم را از حالت mirror خارج کنید و بعد از اعمال تغییرات و سرپا شدن دوباره سیستم، دوباره آن را mirror کنید.

مراقب باشید! یک نفر هست که با یک قوری چای اطلاعات روی مونیتور شما را می‌خواند


محققین یک دانشگاه آلمانی، اخیرا نشان داده‌اند که چطور بودن یک جسم مدور (مثلا یک قوری قهوه یا قوری چای یا قاشق غذاخوری) می‌تواند باعث ناامنی محیط کار شود. در مکان‌هایی که افراد می‌خواهند مونیتور خود را از دید چشم دیگران پنهان کنند معمولا آن را پشت به پنجره می‌گذارند. مثلا در عکس کناری فرد با روبروی پنجره نشتن مطمئن است که کسی نمی‌تواند ببیند که در مونیتورش چه می‌گذرد. اما واقعیت چیز دیگری است. در همین عکس یک جسم خطرناک در سمت چپ مونیتورها خودنمایی می‌کند: یک قوری!

این دو محقق در مقاله ای که اخیرا با عنوان چگونه مونیتورهای LCD را از گوشه موشه‌ها بخوانیم (پی.دی.اف.) نشان داده‌اند که وجود هر نوع جسم مدور و براق می‌تواند یک خطر امنیتی برای سیستم‌ها باشد. چگونه؟ با دیدن قوری توسط یک لنز ۳۰۰ دلاری از فاصله پنج تا ده متری:


تصویر سمت چپ، تصویر قوری کنار کامپیوتر است که از فاصله پنج متری با یک دوربین دقیق گرفته شده و تصویر سمت راست، نتیجه پردازش تصویر روی قوری است: متنی که از روی بدنه قوری استخراج شده. فونتی که در سمت راست می‌بینید فونت ۱۸ است و فاصله دوربین پنج متر. تا فاصله ده متر هم این فونت کاملا خوانا باقی خواهد ماند.

درست است! می‌دانم که من و شما معمولا روی مونیتورمان چیزهای عجیبی نداریم که نگران دیده شدنشان باشیم ولی «دانستن» همیشه خوب است و «دانستن اینکه چه چیزی احتمال وقوع دارد» به نظر من از واجبات و مهمتر از واجبات پس به این تصویر هم نگاه کنید:


این تصویر یک حرف c است که از روی مونیتور روی یک دیوار با رنگ روغنی منعکس شده (تصویر وسط). تصویر سمت چپ تصویر روی LCD است و تصویر سمت راست تصویر بازیابی شده توسط الگوریتم‌های تصویری از تصویر انعکاسی. پس اگر دفعه بعد کسی ادعا کرد که کامپیوترش امن است، نگاه کنید که روی میزش گوشی موبایل براق، لیوان، قوری، گوی کروی شکل و … هم نباشد چون هرچند تحقیق با اجسام کروی شکل انجام شده در آخر (درست مثل مثال دیوار) بقیه اجسام نیز بررسی و نشان داده شده اند ه ان‌ها هم تا حد زیادی می‌توانند منبعی برای بازیابی تصاویر باشند: قاشق‌ها، لیوان ها و …