آزمایش لینوکس مینت نسخه دبیان

لینوکس مینت رو تقریبا همه لینوکسی‌ها می‌شناسن: یک لینوکس مبتنی بر اوبونتو با تاکید بر کاربری راحت. البته اوبونتو هم بیشترین تاکیدش بر راحتی کاربری است اما اوبونتو کماکان به دلایل حقوقی در مواردی بعضی از تنظیمات ضروری رو به عهده کاربر می‌ذاره. مثلا چیزهایی مثل mp3 یا فلش به شکل پیش‌فرض در اوبونتو قابل استفاده نیستن چون از نظر قانونی کاربر باید قبل از نصب، تعهدنامه‌های مربوط به اونها رو امضا کنه.

اما ایده مینت فرق می‌کنه. مینت حین نصب از شما می‌پرسه آیا قرارداد فلان و فلان رو هم قبول می‌کنید یا نه و اگر بگید آره، بعد از نصب با یک گنو/لینوکس کاملا قابل استفاده در کاربری رومیزی توسط یک فرد عادی، روبرو هستید. این باعث شده که این گنو/لینوکس مبتنی بر اوبونتو، به سرعت پله‌های ترقی رو طی کنه و در دیستروواچ، تبدیل بشه به سومین لینوکس محبوب جهان (بعد از پدرش اوبونتو که اول است و فدورا که دوم است).

حالا مشکل مینت چیه؟ مبتنی بودن بر اوبونتو (: اوبونتو چیز بدی نیست ولی نشون داده که خیلی از تغییراتش چندان هم محبوب کاربران نیست. اوبونتو خوب تبلیغ کرده، سرویس‌های جدید درست کرده و غیره و غیره ولی کماکان از دید حرفه‌ای‌ها اوبونتو یک گنو/لینوکس رده پایینتر از پدرش دبیان است. همینطور در مواردی بسته بندی نرم‌افزارها در اوبونتو باعث تقلیل کیفیت اونها شده؛ نمونه مشهور کی.دی.ای. است که طرفدارانش معتقدن در اوبونتو کیفیت خیلی خیلی پایینتری از دیستروهای دیگه داره.

اما خبر خوب (: مینت به عنوان یک لینوکس محبوب شروع کرده به دادن یک نسخه جدید که به جای اوبونتو، از پدر اوبونتو یعنی دبیان مشتق شده.

اینهمه داستان نوشتم تا بگم که من هفته قبل امتحانش کردم. واقعا به امتحان می‌ارزه. اول اینکه با سوییچ به لینوکس مینت مبتنی بر دبیان، شما بدون دردسر از اوبونتو به دبیان مهاجرت کرده‌اید که به هرحال قدمی است در حرفه‌ای تر شدن در دنیای لینوکس. بعد اینکه دارین از دبیان تستینگ استفاده می‌کنید که معنی‌اش جدید بودن نرم‌افزارها است (در مقابل از دست دادن پایداری زیاد). شروع کار با گنوم بود که من بنا به سلیقه شخصی کلی دسکتاپ دیگه روش نصب کردم. از Awesome فوق سبک گرفته تا KDE سنگین.

نرم‌افزارهای نصب شده جذاب هستن: VLC، Gimp، Thunderbird، Pidgin و … . اون چهار تای اول که نام بردم دقیقا اولین چیزهایی هستن که من بعد از نصب اوبونتو روش نصب می‌کنم. و مثل همیشه چند تا تغییر/برنامه مخصوص خود مینت که البته به شکل آپ استریم هم به دنیای گنو اضافه شدن. مشهورترین و قابل ذکرترین این گروه، آپدیت منیجر مینت است که واقعا برای یک کاربر آماتور خوب کار می کنه.

مزیت اصلی سیستم برای من این بود که کماکان دبیان بیسد بود. تمام دستورات جذاب ما هنوز کار می‌کردن (از جمله aptitude) و مخازن هم کماکان به بزرگترین مخزن لینوکس جهان وصل بود و هر چی لازم بود با یک دستور نصب می‌شد. اما پایداری سیستم چندان جذاب نبود. بخشی از این برمی‌گرده به استفاده از نسخه تستینگ دبیان. تستینگ حاوی برنامه‌هایی هست که اضافه می‌شن تا بررسی بشه ببینن آیا به اندازه کافی پایدار و خوب هستن یا نه. در عوض نکته مثبت اینه که برنامه‌ها کاملا جدید هستن.

در کل تجربه جذابی بود اما لینوکسی نبود که من روش مدت طولانی بایستم. گاهی لپ‌تاپ بعد از برگشتن از suspend to ram، مشکلات خاصی داشت: مثلا اگر یک ماوس یو اس بی جدید وصل می‌کردین اونو نمی‌شناخت یا صدا درست پخش نمی‌شد. برای حل اینکار کافی بود init 1 کنم و برگردم به init 5 که خب به هرحال جذاب نیست. یک یدو بار هم اونقدر ناپایدار شدیم که مجبور شدم ریست کنم. در واقع هنوز اگر کسی یک کامپیوتر کاملا بی دردسر بخواد، من خود مینت رو پیشنهاد می‌دم نه نسخه دبیان رو ولی اگر کسی بخواد آخرین نرم‌افزارهای دنیا رو استفاده کنه و از اوبونتو هم به دبیان بیاد، mint گزینه مناسبی برای شروع به نظرم می‌رسه.

حسین درخشان


می دونم که اکثرا دوستش نداریم ولی اگر قرار باشه فقط از کسایی دفاع کنیم که دوستشون داریم و در مورد کسانی که دوستشون نداریم حرفی نزنیم، خیلی نزدیک می شیم به اونایی که به دوستاشون هر امتیاز مثبتی که خودشون نمی خوان رو می دن و کسانی که دوست ندارن رو می‌کشن و شکنجه می کنن و ساکت.

دنیای بهتر من و شما، با انسان هایی ساخته می شه که بیخودی دستگیر نمی شن، اگر به دلیل منطقی دستگیر شدن دسترسی به رسانه و وکیل دارن و اگر رفتن دادگاه کسی محاکمه شون می کنه که زندگی اش از راه سرسپردگی به سیستم حاکم تامین نمی شه. توی دنیای بهتری که هر روز حضورش بیشتر و بیشتر حس می شه، آدم ها صدها روز توی زندان غیب نمی شن تا به هر کاری تن بدن. توی دنیای بهتر، حسین درخشان می تونه حرف بزنه. اگر مجرمه بره زندان و اتفاقا شخص من حق دارم از حسین شکایت کنم که چرا به بهترین و شریف ترین دوستانم انواع تهمت ها رو زده. ولی برای رسیدن به اون دنیا، حسین باید آزاد باشه، باید وکیل داشته باشه، باید حقوق انسانی داشته باشه و نباید حتی با دلیل، ارتباطش با جهان خارج قطع بشه.

با تشکر از نازلی برای یادآوری همیشگی اش.

کبوتر نامه‌بر سریعتر است یا اینترنت

نه نه نه.. بحث ایران نیست. بحث مناطق روستایی انگلیس است با پهنای باندی بین ۱۰۰ تا ۲۰۰ کیلو بیت در ثانیه بایت در ثانیه (تقریبا ده برابر سریعتر از چیزی که انتظار دارند در ایران به آن بگوییم اینترنت پر سرعت یا همان حداکثر سرعت اینترنت خانگی).

در انگلیس، یک شرکت سرویس دهنده اینترنت به نام Timico تصمیم گرفته برای نشان دادن سرعت کم اینترنت در مناطق روستایی این کشور، مسابقه‌ای برگزار کند. در این مسابقه یک کشاورز با اینترنت ۱۰۰ تا ۲۰۰ کیلوبایت در ثانیه، شروع می‌کند به آپلود کردن یک ویدئوی ۲۰۰ مگابایتی در یوتیوب و از طرف دیگر چند کبوتر نامه بر هم که حافظه‌های حاوی همین فیلم به پایشان بسته شده، سعی می‌کنند آن را به رنگل در جنوب برسانند.

دو گروه در رنگل منتظر این فیلم هستند: یگ گروه پشت کامپیوتر و منتظر رسیدن آن به یوتیوب و یک گروه منتظر کبوترهای حامل کارت‌های حافظه و خب به راحتی می‌توانید حدس بزنید چه کسی برنده شده: کبوترها. فیلم ارسال شده توسط کبوتر در ۵۴ دقیقه به کسانی که منتظرش بودند رسید در حالی که آپلود یوتیوب تازه روی ۲۴٪ بود.

این زنگ خطری برای آی.اس.پی.ها نیست. به هرحال کبوترها شیوه خوبی برای انتقال اطلاعات نیستند و لازم نیست کسی نگران جایگزینی کابل‌های پر سرعت و لینک‌های بی‌سیم با آن‌ها باشد. کسی که باید این زنگ خطر را بشنود، دولت‌ها هستند. دولت‌هایی که علاقمند به پیشرفت تکنولوژی در کشورشان هستند و ساز و کار تاثیر سرعت اینترنت بر رشد اقتصادی را درک می‌کنند، باید شدیدا نگران پیروزی این کبوتر باشند و تمهیداتی در نظر بگیرند که کبوترها برای پیروزی به داده‌ای بیشتر از ۲۰۰ مگ نیاز داشته باشند.

منبع

تبلت ۷ اینچی آندرویدی هند: فقط ۳۵ دلار

خبر لپ‌تاپ ۳۵ دلاری هند برای مدتی طولانی در رسانه‌ها بوده اما چند وقتی است که دیگر درباره آن چیزی نمی شنویم. احتمالا به این دلیل که حالا برنامه‌اش را به تولید تبلت‌های آموزشی تغییر مسیر داده.

انگجت چند روز قبل گزارش داد که هند قرارداد تولید تبلت‌های بسیار ارزان آموزشی را با شرکت HCL Technologies امضا کرده. احتمالا اولین سری تولید، تنها شامل تبلت‌های ۷ اینچی خواهد بود که تا ده ژانویه به دست مصرف کننده خواهند رسید. قیمت فعلی ۳۵ دلار اعلام شده اما دولت هند کماکان در تلاش است تا از طریق تولید بسیار انبوه و دادن سوبسید به این پروژه، آن را حتی تا ۱۰ دلار هم پایین بیاورد.

این تبلت که شری کاپیل – وزیر منابع انسانی – اخیرا نمونه‌اش را رونمایی کرده، از آندروید به عنوان سیستم عامل استفاده خواهد کرد و می‌توان از آن برای دیدن ویدئوهای یوتیوب نیز استفاده کرد. هنوز تمام مشخصات به شکل رسمی اعلام نشده‌اند اما به احتمال بسیار زیاد، این گجت فوق ارزان به وای.فای و دو گیگابایت فضای ذخیره سازی مجهز خواهد بود. به نظر می‌رسد که راه‌اندازی سایتی برای در به اشتراک گذاشتن محتواهای آموزشی قابل استفاده توسط این دستگاه، نشانه دیگری باشد از هدفگیری دانش‌آموزان هندی به عنوان اصلی‌ترین مصرف کننده این دستگاه.

مطمئنا یک دستگاه ۳۵ دلاری، هیجان بسیار زیادی نزد گیک‌ها ایجاد خواهد کرد اما به راحتی می‌شود حدس زد که چنین دستگاهی توان کافی برای تبدیل شدن به ابزار اصلی یک کاربرد عادی را هم نخواهد داشت. احتمالا هدف هند ار ارائه چنین دستگاهی، آشنا کردن حجم عظیمی از نسل جوان هند است با تکنولوژی تا اولا در کشور کسی از تکنولوژی نترسد و ثانیا استعدادهایی که در آینده می‌توانند صنعت کشور را به جلو ببرند، اجازه خودنمایی پیدا کنند.

مرتبط: بیانیه مطبوعاتی دولت هند در مورد این گجت

چوب و فلک برای حفظ آخرین پادشاهی مطلقه آفریقا

شاه موسواتی سوم. پادشاه سوازیلند، آخرین پادشاهی مطلقه آفریقا

سوازیلند تهدید کرده که فعالان طرفدار دموکراسی در کشور را شکنجه خواهد کرد تا از این طریق بتواند این آخرین پادشاهی مطلق در آفریقا را حفظ کند. فعالان اتحادیه‌ای، این تهدید را تقبیح کرده اند.

بارناباس دلامینی، نخست وزیر سوازیلند، در رسانه دولتی این کشور اعلام کرده که برای توقف دموکراسی‌خواهان در این کشور از چوب و فلک استفاده خواهد کرد. او همچنین اضافه کرده که هر کس فقط باید حواسش به سیاست‌های مربوط به کشور خودش باشد و کسی حق ندارد در کارهای کشورهای دیگر دخالت کند و دولت حق دارد با کسانی که از بیرون تحریک شده‌اند و اقلیتی هستند پر سر و صدا که مثل کودک رفتار می‌کنند و بزرگ نشده‌اند، برخورد کند.

بدون شک این حرف‌ها تا حد زیادی در همه دنیا آشنا است (: تهدید خارجی، دخالت خارجی، اقلیت، مزاحم مردم و غیره و غیره (: البته بخش‌های دیگر شاید خیلی هم آشنا نباشد. دستگیر شدگان آفریقای جنوبی می‌گویند که برای چهار ساعت بازجویی شده‌اند و بعد آن‌ها را به هتل برده‌اند تا کیفشان را جمع کنند و به کشورشان برگردند.

منبع: گاردین

ابتکار برای کم کردن سرعت خودروها در کانادا

منبع

دستگیری وبلاگنویس بحرینی

علی عبدالامام،‌ وبلاگنویس بحرینی که در گلوبال ویسز هم می‌نویسد توسط حاکمان بحرین دستگیر شده. ادعا؟ انتشار «اخبار دروغ» در سایت بحرین آنلاین. این سایت یک سایت طرفدار دموکراسی در بحرین است که در داخل کشور، سانسور شده.

اطلاعات بیشتر درباره علی و ده دستگیر شده حقوق بشری دیگر را در اینجا بخوانید.

وبلاگستان و تلویزیون‌های سه بعدی

امروز روز تولد وبلاگستان فارسی است. خبر خاصی هم نیست. نه اولین پست وبلاگ یک حادثه تاریخی است و نه وبلاگستان جریانی عجیب و غریب.

امروز اتفاقا روزی هم هست که کامبد توی وبلاگش در این باره نوشته که «چرا هنوز نباید تلویزیون‌های 3D خرید». خب بدون شک این دو تا ربطی به هم ندارن ولی یک چیز توشون مشترک و مهمه: «جو (به معنی آتمسفر؛ نه اون چیزی که الاغ می خوره)».

تلویزیون سه بعدی هنوز یک چیز کاربردی نیست و هنوز هم اصولا فیلم‌، سریال و کارتون سه بعدی چندانی برای دیدن وجود نداره و کاربرد این تلویزیون هم اصولا با کاربرد یک تلویزیون کلاسیک کاملا متفاوت است (مثلا نمی تونین روشن بذارینش که پخش کنه و مشغول یک کار دیگه باشین و گاهی نگاهی بهش بندازین بلکه مثل سینما باید بشینین و نگاه کنین).

وبلاگ هم وقتی در ایران ظاهر شد چنین چیزی بود: یک دریچه برای بیرون ریختن هیجان ها و چیزهای پیش از ممنوع و شکستن محدودیت‌ها و ایجاد ارتباط و غیره و غیره. عبارت‌هایی مثل «وبلاگ‌نویس» همون زمان باب شد. جوری که انگار کسی که توی وبلاگش شعر عاشقانه کپی پیست می کنه هویتی مستقل از هویتش توی جامعه داره. شکی نیست که وبلاگ برای ایران عمیقا مفید بود و تاثیر پر هیجانش رو گذاشت و بعد به حالت تعادل رسید.

حالا در وضعیت تعادل هستیم: هر کس حرفی برای گرفتن داره می نویسه و خیلی از کسانی که در موج اول وبلاگ بهشون فرصت داد سکوتی که دچارش بودن رو بشکنن و مثلا درباره حقوق بشر، تکنولوژی، آزادی اجتماعی و دغدغه‌های واقعی‌شون بنویسن، این روزها شغلشون شده همون کار (چه در ایران چه در خارج). در وضعیت تعادل، تعداد کسانی که وبلاگ می‌نویسن خیلی کمتر شده و دیگه اینکه هر کی به هرکی برسه، تعداد وبلاگ‌هاش رو به رخ بکشه تموم شده. این خیلی هم خوبه.

الان چندین وبلاگ خوب هست و چندین آدمی که با وبلاگ خودشون رو کشف کردن و حالا واقعا جایی هستن که باید باشن. راستش من کسانی که از رکود وبلاگستان حرف می زنن رو نمی فهمم. اونها باید اول نشون بدن که اصولا از وبلاگستان چی می خوان؟ انقلاب؟ رسانه متمرکز؟ آگاه کردن مردم در کشوری که دومین سانسور کننده اینترنت جهان است و اولین زندان خبرنگاران جهان؟ منظورتون از رکود چیه دوستان؟ به نظر من که وبلاگستان در حال تعادله (: درست مثل تلویزیون‌های سه بعدی در یکسال بعد.

پی نوشت: این مطلب به دعوت بلاگنوشت در مورد روز وبلاگستان فارسی نوشته شده