کپی تم جدید اوبونتو از سیستم عامل مک

من هفته به هفته توزیع لینوکس عوض می‌کنم. تقریبا هر چیز جدیدی که بیاد (: معمولا چند روزی روش می‌مونم و بعد برمی‌گردم به اوبونتو چون توش راحت ترم و مخازن عظیمش – به لطف دبیان – همه برنامه‌های مورد نظر رو دارند.

اما مدتی است که اوبونتو به دلم نمی‌شینه. به خاطر بیش از حد مشهور شدنش کسانی رو می بینم که فکر می کنن اصولا لینوکس یعنی ابونتو. از طرف دیگه حس می کنم اوبونتو با وجود توان مالی بالا، آپ استریم خیلی خیلی کمی داره. از طرف دیگه من کی.دی.ای. رو دوست دارم و حس می کنم اوبونتو توش ضعیف کار می کنه. کلی چیز دیگه هم هست… مونوی زیاد، حذف گیمپ و …

به همه این دلایل، تصمیم گرفتم مدتی روی یک توزیع دیگه بمونم. انتخابم از بین rpmی‌ها، مندریوا بود و در کل، سابایون. حالا هم روی سابایون هستم و با دیدن تم جدید اوبونتو خوشحال‌ترم که زودتر رفتم.

تم جدید (که به اسم لایت شناخته می‌شه)، به نظر من شدیدا کپی شده از مک او اس ده است. اسکرین شات منتشر شده از این تم، این شکلی است:

و تم مک او اس تن، این شکلی:

منوی بالا با رنگ خاکستری کم رنگ. آیکون‌های روی منوی کاملا سیاه و شکل آیکون وای.فای. کاملا مشابه نمونه مک هستند. تم جی.تی.کی. (محیط پنجره) هم خیلی به مک نزدیک است و دگمه‌های بالای پنجره‌ هم دایره شده و به سمت چپ پنجره رفته‌اند.

مدت‌ها بود که اوبونتو منتظر تغییر چهره بود.. ولی آیا منتظر بودیم که شرکتی به عظمت کانونیکال، یک کپی از مک او اس تن تحویلمان بدهد؟ من تغییر را دوست داشتم اما اگر یکبار دیگر اوبونتو نصب کنم، ترجیح می‌دهم همان قهوه‌ای کلاسیک را داشته باشم تا کپی مک او اس ده را.

برای دیدن عکس‌های بزرگ، روی آن‌ها کلیک کنید.

منبع عکس‌ها

چرا گنو/لینوکس رو دوست دارم؟ چون می‌تونم آواتارهای فرندفید رو اصلاح کنم

حدود یک هفته پیش سری زدم به فریندفید تا ببینم جایی که اینقدر طرفداراش ازش حرف می زنن چیه (: حالا بحث کاملش نیازمند یک مطلب کامل است اما فقط این رو بگم که وقتی شروع کردم به اضافه کردن دوستان، رسیدم به مهرداد با این آواتار:

خب چه اشکالی داره؟ (: هیچچی. ظاهرا یک نفر که روی مکش ویندوز نصب کرده یا حالا به هر دلیل دیگه این آواتار رو داره. مهرداد بچه باحالی است و به قول فرفری ها (اسم مخفف فریند فید)، سابش کردم (subscribe).

اما مشکل از جایی شروع شد که شب دوم سفر که خواستم برم فریندفید وقت بگذرونم، مهرداد فعال با آواتارش همه صفحه اول من رو کرد ویندوز (: یک راه حل حذف کردنش بود که جذاب نبود چون ازش خوشم می یاد… پس… اوه!

من برای قلقلک دادن فیل، از تور و یک پروکسی به اسم polipo روی کامپیوتر خودم اضافه می‌کنم. کافیه به فایرفاکس با افزونه FoxyProxy که استفاده می‌کنم بگم که آدرس عکس آواتار رو بده به پروکسی. با یک کلیک راست معلوم می شه که آدرس هست:

http://friendfeed-media.com/p-b755d2def9e111dca275003048343a40-medium-1011

و حالا که به فاکسی پروکسی گفتم این رو بده به پروکسی پولیپو، کافیه بزنم man polipo تا تنظیماتش رو یاد بگیرم. اونجا نوشته یک فایل هست به اسم etc/polipo/forbidden/ که هر یو.آر.الی که توش باشه فیلتر می‌شه. پس من آدرس بالا رو توی این فایل می نویسم و پولیپو رو ری‌استارت می‌کنم… از این به بعد صفحه فریندفید برام اینطوری خواهد بود (به فید سوم دقت کنید):

البته شکی نیست که راه حل های خیلی بهتری هم هست.. مثلا اگر گریزمانکی داشته باشین می تونین حتی عکس رو با چیزی که دوست دارین عوض کنین ولی این روش کم هزینه‌ترین و سریعترین راهی بود که من پیدا کردم (: زنده باد گنو/لینوکس، زنده باد آزادی(نرم‌افزار) و زنده باد حق تغییر به شکلی که دوستش داریم (:

نامه دریافتی: و سرانجام، خودکشی دیجیتالی

خب ظاهرا مرگ دیجیتالی هارد من، الهام بخش دیگر دوستان هم شده (:

بدین وسیله من رسماً اعلام می کنم پس از یک خودکشی موفق در دنیای دیجیتال، اکنون تولد دوباره خودم را جشن خواهم گرفت. امروز تصمیم گرفتم به همه چی خاتمه بدم. فایل های نامرتب، ایمیل های جواب نداده، To Do List های تلنبار شده، مطالب خوانده نشده، ارتباط با دوستان مجازی، پروژه های نیمه تمام، استرس ها و …

امروز تصمیم خودم را با خواندن پست “تولد دوباره” جادی گرفتم. آره، من خودم را کشتم!

من امروز پس از پاک کردن کلیه محتویات هارد دیسک، شبکه های اجتماعی، ایمیل ها، پیامک ها و دیگر مطالب دیجیتالی، یک نفس عمیق کشیدم و حس کردم چقدر یک تولد دوباره می تونه زیبا و لذت بخش باشه. من اکنون هیچ هویتی در این دنیای مجازی ندارم. عهده دار هیچ مسئولیتی هم نیستم. کاری هم قرار نیست انجام بدم. ایمیل جواب نداده، مطلب خوانده نشده، هارد دیسک نامرتب هم ندارم. الان حس می کنم آزادم. بدون هیچ استرس و فشار روحی. تولد دوباره ام مبارک!

تولد دوباره

یکبار هم قبلا این اتفاق برام افتاده. جنبه مثبتش اینه که حس می‌کنین هیچ باری روی دوشتون نیست و همه چیز سبکه. نه گذشته سنگینی دارین و نه چیزهایی که بهش دل بسته باشین بدون اینکه سراغشون برین. جنبه منفی‌اش اینه که حجم عظیمی از کارهای جاری رو از دست دادین. از پروژه‌ها عقب افتادین. یک ماه آینده‌تون به تنظیمات خواهد گذشت و به جمع و جور کردن ابزارهاتون.

یک جنبه میانه هم داره: غیب شدن ناگهانی مسوولیت‌ها. تقریبا ده تا ایمیل منتظر جواب گرفتن از طرف شما بودن. یک لیست از کارهای منتظر برای اجرا داشتین که الان دیگه حتی نمی‌دونین چه چیزهای توش بوده و امیدوار بودین فصلی که به دوستان کامپیوتری قول داده بودین ترجمه کنین رو تا آخر ماه تموم کنین که الان دیگه مطمئن هستین نمی‌رسین…

بعله. یکبار دیگه اتفاق شش سال پیش افتاد: به خاطر یک اشتباه احمقانه فنی از طرف خودم و یک ماجراجویی علمی کوچیک، تمام اطلاعات هارددیسک رو به شکل غیرقابل برگشتی از دست دادم. اگر کسی از طرف من منتظر جواب چیزیه یا معتقده باید براش کاری کنم، دوباره بهم خبر بده چون من نه خاطره‌ای دارم نه مسوولیتی. انگار دوباره تازه متولد شدم.

لینوکس در هفته پنجم ۲۰۱۰

  • و این هفته هم خبر افتتاح یک سایت فارسی دیگه: گیمپ دات آی آر. طبق برنامه قراره حاوی یک فروم باشه برای یاد گرفتن و کشف مشکلات مربوط به گیمپ و در عین حال جایی برای انتشار کتاب فارسی گیمپ که نسخه اولش در حال حاضر روی سایت قرار داره.
  • لینوکس شیر هم که به شکل مرتب و هفتگی اخبار نرم‌افزارهای آزاد رو داره… این هفته نوبت K3b، دیجی کم و غیره است.
  • خبرهای بزرگ در راهه:‌ بازمتن شدن سیمبین به گفته مدیرش بزرگترین بازمتن شدن تاریخ است چون چند ده میلیون نفر هستند که از این سیستم عامل در گوشی‌هاشون استفاده می‌کنن… از جمله من روی یک E71 (: از وین‌بتا بخونید.
  • درایور جدید انویدیا هم اومد… اگر خود خبر براتون مهم نیست برای دیدن عکس جذاب استالمن کبیر، کلیک کنید که بهمون می گه ATI نخریم. این عکس داستان باحالی داره. استالمن رفته بود در کنفراس با این تابلو تا به مردم نشون بده که ای.تی.آی. نخرن اما پلیس درگیر می شه ولی برگزار کنندگان که عقل کافی داشتن دخالت کردن و گفتن استالمن می تونه با تابلو توی جلسه باشه اما لطفا بشینه (: اونهم همین کار رو می کنه و همه نیمه-خوش و نیمه-خرم جلسه رو ادامه می دن (:
  • هی گفتیم این آی.پد. چیز به درد بخوری نیست هی گفتن نه (: حالا اینو داشته باشین: آی فری تبلت با وای فای، سه تا یو اس بی، فلش، مبتنی بر دبیان، صفحه لمسی، دوربین، ۱۶۰ گیگ و نصف قیمت اپل (: امسال سال تبلت و کتابخون دیجیتال است.
  • این روزها همینطور پشت هم ابزارهای لینوکسی در حال معرفی شدن هستن. از موبایل گرفته تا کتابخون الکترونیک و تبلت. ولی چه وقتی می شه یک ابزار رو لینوکسی نامید؟ این سوال مهمیه. آیا اندروئید به شما اجازه می‌ده روش اوپن آفیس نصب کنید؟ می‌تونید از گوشی نوکیا ان.۹۰۰ اس اس اچ کنید به سرورتون؟ ترجمه وبلاگ ویکو رو بخونین. به نظرم مفید و جذاب و مهمه.

اسکناس‌های ضد رشوه هندی

همه چیز اسکناس بالا عادی است به جز ارزشش: صفر! این اسکناس‌ها را یک ان.جی.اوی هندی به نام 5th Pillar منتشر کرده و تا به حال حدود یک میلیون نفر آن‌ها را دانلود کرده‌اند. یک تحقیق میدانی نشان داده که کاربرد این اسکناس‌ها هم زیاد بوده. کافی است شما یکی از این اسکناس‌ها را پرینت بگیرید و در صورتی که کسی از شما رشوه خواست، یواشکی آن را در جیبش بگذارید. طرف هم یا متوجه نمی‌شود یا اگر بفهمد که یکی از این اسکناس‌ها را گرفته احتمالا شرمنده می‌شود و توبه می‌کند (:

البته در ایران چیز مشابهی نداریم. احتمالا به دو دلیل. اول اینکه همه ان.جی.او.ها بسته و ان.جی.او.کارها روانه زندان شده‌اند و دوم اینکه داشتن چنین چیزی احتمالا محاربه اقتصادی است و نتیجه‌اش معلوم (:

لینوکس در هفته چهارم ۲۰۱۰

  • شل برعکس. نوشته جذابی از وبلاگ تازه «خود خودم». به شما نشون می ده چجوری با بسته nc، یک شل مجازی از پشت نت و فایروال بگیرید.
  • و یک خبر جالب برای دوست داران بی اس دی: سایت تخصصی بی اس دی به فارسی که توسط یک بی اس دی کار قدیمی یعنی مصطفی فریدی نوشته می شه که توی فروم ها به اسم mfaridi می شناسیمش. من زمانی که مک بوک داشتم از هسته بی اس دی استفاده کردم و مطمئنا با اومدن دبیان بعدی  برای تست (دو سه ماه دیگه) از دبیان/بی اس دی استفاده خواهم کرد (:
  • و اصرار رسانه‌های دولتی به نوشتن در مورد تکنولوژی و لینوکس هم ادامه داره. من با اینکه از لینوکس بنویسن مشکلی ندارم ولی درک نمی‌کنم یک سیستم بسته و مبتنی بر دروغ و تحریف و بستن همه چیز، چرا باید اینقدر بچسبه به یک نرم افزار آزاد و مشارکتی و تا آخرین بیت شفاف؟ وبلاگ زوم آوت مفصل تر در این باره نوشته و واقعا هم بامزه (: بخصوص جاهایی که از فدورای نسخه سرور یا مینی سی دی فدورا صحبت می کنه (:
  • و یک مقایسه خوب: فدورا و دبیان و بی اس دی ها (از جمله کرنل بی اس دی با دبیان) و اوپن سولارییس. در مقایسه فدورا و دبیان به هم کاملا نزدیک هستن (: نتیجه نهایی توضیح می ده که این تست‌ها نشون دهنده چیز عجیبی نیستن چون هر سیستمی کاربرد خودش رو داره و هر کدوم رو هم می شه با تنظیمات دقیق، برای کارهای متنوع بهینه کرد.
  • نامه عالی مهدی به اف.اس.اف. هم به نظرم جزو کارهای واقعا خوبی است که در ایران انجام می شه. سر راست و راحت و خلاصه. معلومه حرفش چیه و اونطرف هم خواهند موند که حالا چیکار کنه.
  • و در نهایت آی.پد. محصول اپل که قرار بود بازار تبلت‌ها یا چنین چیزی رو متحول کنه. یک خرابکار کامل از دید کاربران نرم‌افزارهای آزاد و چیزی که ظاهرا فقط فن‌بوی‌های اپل دارن ازش تعریف می کنن (: بدون کاربرد برای نیازهای کاربران عمومی (فلش، یو اس بی، …) و بدون کاربرد برای گیک‌ها و هکرها (سیستم عامل بسته، دی آر ام، ..) و فقط و فقط دارای یک لوگوی اپل. من نظرات کاملم رو توی نارنجی و هفته بعد توی عصر ارتباط نوشته ام.
  • و خبر بحث بر انگیز این هفته: کانونیکال در پی یک قرارداد تجاری با یاهو، صفحه پیش فرض جستجوی براوزر اوبونتو ۱۰.۰۴ رو از گوگل به یاهو تغییر می‌ده. این خبر خوبه یا بد؟ از یک طرف به هرحال محل درآمدی است برای یک شرکت لینوکسی که ما نمی‌خوایم همیشه ضرر بده و از یک طرف کنترل لینوکس است به خاطر پول جاری شده از یک شرکت. می شه بحث کرد (: کامنت ها مال شما (:

چرا آی.پد نخواهم خرید

تا قبل از عرضه آی.پد، بحث همه سایت‌ها در مورد شایعات مربوط به آن بود. در لحظات عرضه همه هیجان زده بودند که در لحظه در مورد جدیدترین محصول اپل بنویسند و حالا – دو سه روز بعد از عرضه آن – نقدها شروع شده. ظاهرا آی.پد تا حد زیادی خواسته طرفداران و منتقدان را برآورده نکرده و حجم زیادی از سایت‌ها و بخصوص خیلی از سایت‌های مهم در زمینه تکنولوژی دیجیتال نقدهایشان حاوی نکات منفی زیادی است.

راستش را بخواهید، من هم مطمئن هستم که یک آی پد نخواهم خرید. چرا؟ اولین نکته حضور DRM بسیار گسترده در این ابزار است. دی.آر.ام. از طرف عرضه کنندگان به عنوان ابزاری دیده می‌شود برای «مدیریت حقوق دیجیتال» اما مصرف کنندگان آن را «مدیریت محدود کننده های دیجیتال» می‌خوانند. یک دستگاه دارای دی.آر.ام. به خودش این اجازه را می‌دهد که برنامه‌ و فعالیت‌های شما را زیر نظر داشته باشد و جلوی «غیر قانونی»هایش را بگیرد. این قانون را هم یک شرکت تجاری می‌نویسد و نه مجلس منتخب مردم. مثلا ممکن است اپل به شما بگوید که بعد از «خرید» فلان کتاب، فقط ده بار حق دارید آن را باز کنید. در بار یازدهم، دستگاه خود به خود جلوی باز شدن کتاب را خواهد گرفت. یا ممکن است یک ویدئو از اینترنت دانلود کنید اما آی.پد. به شما بگوید که این فایل را نخریده‌اید پس حق پخشش را ندارید یا حتی فایلی که گرفته‌اید فقط مخصوص پخش در آمریکای شمالی است و دستگاه شما که در اروپا فروخته شده اجازه پخش آن را ندارد.

بحث طرفداران حقوق بشر و غیره این است که وقتی کامپیوتر شما تمام نرم‌افزارها و رفتارش را تحت کنترل یک شرکت تجاری – در این مورد اپل – قرار بدهد، بخشی از حقوق اولیه شما به عنوان یک انسان به یک شرکت سودمحور فروخته شده است. این مورد بخصوص در مورد آی.فون و آی.پاد بارها و بارها مشاهده شده و به راحتی می‌توان به مواردی اشاره کرد که اپل با استفاده از این توان، نرم‌افزارهایی که از نظر قانونی و حقوقی هیچ مشکلی نداشته‌اند اما برای سود اپل مضر بوده‌اند را از فروشگاه‌هایش خارج کرده.

اما نخریدن من فقط جنبه حقوق بشری ندارد. در موارد دیگری هم آی.پد. به هیچ وجه برآورده کننده انتظارات فنی من نیست. برای مثال به این لیست نگاه کنید:

  • لبه های واقعا ضخیم. اپل همیشه به ظرافت ابزارهایش مشهور بوده اما این تقریبا ۲۰٪ بدنه این دستگاه به قابی اختصاص پیدا کرده که فقط جا گیر است.
  • نبودن مالتی تسکینگ . این یکی غیرقابل باور است. واقعا چه کسی می‌تواند در سال ۲۰۱۰ وسیله‌ای بالای ۵۰۰ دلاری بخرد و انتظار نداشته باشد که بتواند همزمان که در اینترنت می‌چرخد، چت هم بکند. حین نوشتن یک متن، آهنگ هم گوش بدهد یا موقع خواندن یک کتاب، دیکشنری را هم باز کند تا معنی یک لغت را نگاه کند. تک وظیفه بودن، چیزی است مربوط به بیشتر از ده پانزده سال قبل و امروزه گوش کردن به آهنگ، توییت کردن، بودن در وب، داشتن یک دیکشنری و باز بودن برنامه چت یکی از انتظارات کاملا اولیه و بدیهی یک کاربر از یک دستگاه دیجیتال است که حتی یک تلفن ساده هم آن را داراست.
  • اکوسیستم بسته نرم‌افزارها. آی.پد نرم‌افزارهای فروشگاه خود اپل (AppStore) را اجرا می‌کند. این فروشگاه سابقه جذابی ندارد و بارها و بارها نرم‌افزارهایی مثل نرم‌افزار چت صوتی گوگل را کنار گذاشته تا به سود اپل صدمه‌ای وارد نشود. با خرید یک آی.پد، شما در یک سیستم عامل بسته (آنهم غیرمالتی تسک) و شدیدا وابسته به اپل محبوس می شوید. در این سیستم عامل نمی‌توانید مرورگری به جز مرورگر اپل را استفاده کنید یا منتظر هکرهایی باشید که برنامه‌های جالب را به سخت افزارتان پورت کنند.
  • نبودن دوربین. حالا اگر دستگاهی می‌خریم، دنبال این هستیم که هم دوربین در جلویش داشته باشد (برای چت) هم در پشتش (برای عکاسی). این دستگاه هیچ کدام را ندارد.

بقیه مطلب را در نارنجی بخوانید…