بایگانی برچسب: s

پیشنهادهای ریز و کوچیک و بزرگ به یکی از دلایل قابل تحمل بودن تهران: تیوال


تهران شهر بدی است. کثیف، شلوغ، با کلی محدودیت و سرکوب. من ایران می مونم چون به نظرم انتخاب بهتری است برای من و خب متاسفانه تهران مرکزش. تو تهران شما حتی اگر یک مرد تهرانی شاغل از خانواده متوسط به بالا هم باشین جزو شهروندهای درجه دو و سه هستین (و احتمالا اگر یک زن مهاجر سرپرست خانوار غیرشاغل از خانواده ای فقیر باشین شهروند درجه ده) و غیره و غیره.. اما این شهر برای بعضی چیزهاش قابل تحمل تر است. مثلا در دید پیشروی سیاسی / اجتماعی خیلی از آدم هاش که در سیستم‌های حکومتی که حکومت جلوتر از مردم ایستاده، دیده نمی شه. یا مثلا در اینکه حس می کنین کار مفیدی توش می کنین یا اینکه می بینن آدم ها و گروه‌هایی هستن که پر تلاش و انرژی سعی می کنن شرایط رو بهتر کنن و موارد مشابه.

یکی از این پایگاه‌های چنین نگرشی برای من جایی مثل سایت تیوال است. جایی که فعالیت های هنری و فرهنگی رو کنار هم جمع می‌کنه. هم به من فرصتی می ده که وقت های آزادم رو در هوای فرهنگی / هنری / گروهی تر از کلیت تهران نفس بکشم و هم به گروه‌هایی که چنین نگرش‌هایی دارن فرصت می ده که دیده بشن، درآمد کسب کنن و زنده بمونن و بقیه رو هم به ادامه راه تشویق کنن.

من سایت تیوال رو دوست دارم و مشتری اش هستم و بخشی از زندگی فرهنگی‌ام بهش وابسته است. چیزی که تهرانر زمانی سعی می کرد باشه و من ازش خوشحال بودم حالا در تیوال تقویت شده.

اما تیوال اشکالاتی هم داره. مثلا فعلا بین سایتی برای فروش بلیت و سایت شبکه اجتماعی مصرف کنندگان کالاهای فرهنگی در رفت و آمده. من معمولا ازش بلیت می خرم و ترجیح می دم به جای دیدن دیواری از کامنت های آدم ها زیر چیزهای مختلف، با فهرست نمایش ها روبرو بشم. به هرحال.. جای اصلاح زیاده و چون مسیر رو خوب اومدن، امید به آینده هم زیاد.

در این شرایط من این سه تا پیشنهاد رو فعلا براشون دارم و امیدوارم ببینن و توجه کنن؛ حداقل بگن چرا مورد دو اینطوریه (:

پیشنهاد ریز و حساس

بودن برچسب مشخصی برای Spoil. مثلا اگر کامنتی می تونه باعث خراب شدن تجربه دیدن فیلم بشه یا چیز مهمی رو از داستان لو می ده، باید اولش بدونیم که نخونیمش.

پیشنهاد کوچیک و مهم

امکان خرید در روزهای دورتر هم فراهم باشه. به دلیلی که نمی‌دونم چیه در حال حاضر وقتی تئاتری در حال اجرا است در تیوال فقط می‌شه برای چند روز آینده بلیتش رو خرید در حالی که تئاتر تا مثلا آخر هفته بعدی هم اجرا داره. به قول هواپیمایی‌ها، روزهای آینده هنوز باز نشدن که بشه خرید. اما چرا؟ مخاطب های تئاتر و کنسرت و … معمولا دوست دارن بتونن برنامه ریزی دقیق بکنن و مثلا من می خوام بدونم که آیا دوشنبه آینده می تونم برم فلان تئاتر رو ببینم یا نه و منطقا ترجیح می دم از الان بلیتش رو بخرم و دوستانم رو دعوت کنم. برای من سخته به دوستام بگم «یه تئاتر خوب دوشنبه هست که من چند روز دیگه بهتون می گم دعوتین یا نه، لطفا برنامه رو خالی بذارین». امکان خرید برای تمام طول اجرا به نظرم بسیار مهم است و تجربه بسیار بهتری برای تیپ مخاطبین چنین سایتی ایجاد می کنه.

پیشنهاد بزرگ و ماندگار

استفاده از سیستم‌هایی مثل ریکامندر در چنین سایت‌هایی یک نیاز ضروری است. الان سیستم ریکامندر هم آماده است و هیچ نیازی به تلاش خاص از طرف سایت نداره تا بتونه بر اساس بلیت هایی که من قبلا خریدم دقیق ترین پیشنهادها برای خریدهای بعدی رو بهم بده. پیشنهاد می کنم باهاشون پیگیری کن یا با خودم حرف بزنن که معرفی کنم به همدیگه تا بهترین سرویس رو بگیرن (:


به هرحال.. حتی اگر اینها رو هم درست نکنن، به سایت تیوال سربزنین که امید بخشه در تهران (:

رادیو گیک شماره ۷۰ – رمزنگاری کوانتومی چینی

در رادیوگیک شماره ۷۰ مثل همیشه اخبار رو داریم و در اعماق رو مثل بعضی وقت ها در بخشی طولانی تر به رمزنگاری کوانتومی مورد ادعای چینی‌ها نگاه می‌کنیم. در همین شماره است که سوار کشتی دزدهای دریایی می شیم تا پارلمان تشکیل بدیم و جنگ هوش مصنوعی علیه ما هم اعلام می‌شه؛ یک کامپیوتر می خواد جایگزین مدیر بزرگترین هج فاند آمریکا بشه!‌ با ما باشین که دنیا رو به حرکت در بیاریم.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

اخبار

مایکروسافت لینکدین رو ۲۶.۲ میلیارد دلار می خره

در واقع هر سهم ۱۹۶ دلار. دقت کنین که خیلی دنبال اطالاعاتی است. اسکایپ رو داره و شبکه متخصصن جهان رو اگر اضافه کنه به آفیس ۳۶۵ و مایکروسافت دینامیکس…. در پی خبر سهام مایکروسافت ۳.۷ درصد پایین اومده و سهام لینکدین ۴۹درصد بالا رفته. البته وضعیت ایران رو هم داره دیگه (: اینم بگم که چهار سال پیش مدیر عامل فعلی لینکدین که قراره بعد از تصاحب مایکروسافت،‌بازم مدیر بمونه به ایده اینکه مایکروسافت شرکتش رو بخره خندیده بود اما حالا این خرید که به شکل بامزه ای ۱۹۶مین خرید مایکروسافت هم هست، گرونترین خریدش هم شده.

اپل اولین مقاله مرتبط با هوش مصنوعی اش رو منتشر کرد

یکی از بحث های جالب رادیو گیک این بود که می گفتیم افراد زیادی از دانشمندها علاقمند نیستن به اپل برن چون اپل با مخفی کاری های کلاسیکش نمی گه کی دقیقا داره چیکار می کنه و در نتیجه شهرت آکادمیک…. [توضیحات خودم]. حالا اپل اولین تحقیق مرتبط با هوش مصنوعی خودش رو منتشر کرده – در حوزه دید ماشینی. مطلب هم جالبه و در این مورد که ماشین ها بتونن در روند یادگیری به جای استفاده از عکس های واقعی،‌از عکس های تولید شده توسط کامپیوترهای دیگه استفاده کنن. در واقع من پروسه یادگیری ام رو به جای اینکه وابسته به اطلاعات جهان واقعی بکنم، وابسته به جهان شبیه سازی شده بکنم. البته این الزاما به معنی باز شدن اپل نیست ولی انگار کمپانی در حال بعضی تغییر جهت ها است.

۷۰۰ میلیون دیوایس اندرویدی با بک دور چینی های عزیز

کشور دوست و برادر و همسایه چین، ظاهرا شکلی از بک دور رو روی یکسری از گوشی هاش داشته.. تقریبا ۷۰۰ میلیون گوشی که هر ۷۲ ساعت یک مسیج به چین می فرستادن… اطلاعاتی مثل تماس های تلفنی، مسیج ها، لوکیشن های رفته شده و … محققین کریپتو وایر این رو نشون دادن و می گن بیشتر روی گوشی های نسبتا ارزون قیمت چینی بوده که در بازار آمریکا فروش می رن. این در پشتی (نسبتا) توسط کمپانی AdUps نوشته شده که توی شانگهای است. همین کمپانی نرم افزارهایی روی گوشی های زد تی ای و هواووی هم عرضه می کنه. این برنامه در این گوشی ها روی فرم ور بوده (تلفظ صحیح!) و توسط کاربر قابل دیده شدن یا غیرفعال کردن نیست. ادعا شده کاربرد این برنامه آپدیت کردن گوشی ها است (: حالا اینکه چرا نیاز به اسمس های من داره که خودش رو آپدیت کنه حتما دوست و برادر بزرگترم اینطور صلاح دونسته و به مصلحت خودم است دیگه (: با این خبر، سخنگوی زد تی ای در آمریکا اعلام کرد که هیچ گوشی زد تی ای برنامه های اد آپز رو روش نداشته.

پایان رام‌های اندروید مستقل سیانوژن مد

سیانوژن مد پروژه فوق العاده ای بود: مجموعه بزرگی از اندرویدهای تنیظم شده برای گوشی های مختلف. در واقع سیانوژن به من اجازه می‌داد که روی اکثر تلفن‌های استاندارد، نسخه ای مستقل از اندروید نصب کنم و بتونم همیشه آپدیتش کنم و از شر نرم‌افزارهای مزخرفی که کسی مثل سامسونگ به اجبار نصب می کنه در امان باشم. سیانوژن روشی بود برای نصب اندروید استاندارد روی گستره وسیعی از گوشی‌ها.

حالا پست کوتاهی روی وبلاگ سایانوژن می‌گه که دیگه بیلدهای شبانه ساخته نخواهند شد و پروژه اوپن سورس و کدها کماکان برای هر کسی که بخواد خودش سایانوژن رو بسازه موجود خواهد بود. و معلومه که تقریبا هیچ کدوم از ما نمی‌تونیم به این راحتی ها از سورس‌ها به اندروید قابل نصب روی گوشی برسیم ): پروژه عملا متوقف شده مگر اینکه گروهی از دولوپرهای قبلی که اعلام کردن اونو به اسم «لاین‌ایج (Lineage)» ادامه می‌دن واقعا جدی کار کنن.

نبودن سیانوژن اتفاق بدی است ولی خب موسس و نفر اصلی‌اش ظاهرا در یک گروه خصوصی گوگل پلاس گفته «کاری که سعی می کردم بکنم به پایان رسیده» و توی توییتر نوشته «وقت ماجراجویی بعدی است». امیدواریم حداقل کار پرهیجانی بکنه.

البته چندین پروژه دیگه هم سعی می کنن اندرویدهای آزاد یا استاندارد یا امن یا .. رو به گوشی‌های ما برسونن ولی خب هیچکدوم به بزرگی سیانوژن نیستن. مثلا کربن، اسلیم، ای او اس بی یا رام پارانوید که تمرکزش روی امنیت است.

کروم ۵۵ فلش رو بلاک می کنه و به جاش از اچ تی ام ال ۵ استفاده می کنه

این خبر رو هم قبلا توی رادیو داشتیم و حالا عملیاتی شده. یک میخ دیگه روی تابوت یکی از ناامنی های وب. البته اگر هنوز فلش لازم داشته باشین می تونین بگین در فلان سایت قابل استفاده بمونه و این چیزها.

بیت کوین به بالاترین قیمت سه سال اخیر رسید

A sticker that reads “Bitcoin accepted here” is displayed at the entrance of the Stadthaus town hall in Zug, Switzerland, August 30, 2016. REUTERS/Arnd Wiegmann

با ۷۷۴دلار به ازای هر بیت کوین، حالا بیت کوین نشون داده که قوی است و قرار نیست حالا حالاها کنار بره. البته یک سقوط ناگهانی در نتیجه یک اتفاق غیرمحتمل نیست ولی در کل باید بیت کوین رو بسیار جدی گرفت. البته این بالا پایین رفتن های بسیار جدی، کمی کل ماجرای بیت کوین به عنوان یک پول جدی رو ناامن می کنن اما در نهایت ما که دوستش داریم. و البته خب دلار هم که در ایران رکورد تاریخش رو شکسته [بحث ریال است که پایین می یاد!]

ضرر ۶۶ میلیون دلاری گیت هاب

شماره قبلی ما کامل در مورد گیت هاب بود [و شاید شماره بعدی در مورد گیت لب باشه که حسابی جالبه] ولی پیچیدگی های مالی هم هست. سکوییا کپیتال در ۲۰۱۵ دویست و پنجاه میلیون روی گیت هاب سرمایه گذاری کرد ولی ظاهرا پول خوب خرج نشده. فقط توی یک و نیم سال گذشته با این پول تعداد کارمندان تقریبا دو برابر شده یعنی از ۳۰۰ به ۶۰۰ رسیده و کلی سفر با جت در بخش های مختلف جهان ثبت شده. البته استخدام های اخیر (مثلا مدیر مالی تسلا)‌ نوید بخش اینه که بحث پول در سال آینده جدی تر پگیری خواهد شد. همچنین درآمدها نسبت به سال گذشته بسیار بیشتر شده و در نهایت شرکت مدعی است که می تونه روی پاش بایسته.

در اعماق

بحث ترامپ رو هم داشتیم که خب خیلی عجیب و غریب شد ظاهرا. اما [بحث های خودم در مورد دموکراسی -> پایین اومدن و حقوق اقلیت، ری اکشن ها در مقابل وضعیت جهان، هماهنگ شدن سرمایه داری با هر وضعیت و .. اما بحث بن شدن هم جالب بود. [کمی بحث در مورد استفاده از سوشیال مدیا]. مثلا فیسبوک که این روزها خوشنام نیست در خیل یچیزها گفته که قواعد عمومی اش رو برای اکانت پرزیدنت ایالات متحده اپلای نمی کنه چون اون مخاطب های خیلی زیادی داره و احتمالا اجازه داره تا حدی از قواعد عمومی بازی خارج بشه و مدارای بیشتری با حرف هاش می شه. اما توییتر که اتفاقا در طول کمپین چندین اکانت شناخته شده سیاسی پرو راست رو ساسپند کرده بود توی جواب به این فرض احتمالی گفته که آدم ها روی توییتر فرقی با هم ندارن و هر کسی قواعد توییتر از جمله ممنوعیت نفرت پراکنی، چند اکانته بودن برای اذیت و آزار، تهدید خشونت و .. رو نقض کنه غیرفعال می شه و تفاوتی بین اکانت وریفاید رییس جمهور و یک اکانت ناشناس هم نیست.

بزرگترین هج فاند جهان، داره بخشی از مدیریتش رو به نرم افزار می سپره!

هان؟! بله بله شروع شد ! شیپور جنگ است حتی برای مدیرهایی که نشسته بودن می خندیدن که «کارگرها با کامپیوتر جایگزین خواهند شد!» بریجزواتر اسوسیتد با یک تیم نرم افزاری داره روی نرم افزاری کار می کنه که به درخواست میلیاردی که مدیرش است ساخته شده: یک نرم فزار که حتی وقتی مدیر نباشه بتونه مطمئن باشه که شرکت طبق نظر اون اداره می شه. این نرم افزار کارهایی مدیریت روزمره، استخدام و اخراج رو به عهده خواهد داشت و کارمندها بیشتر به این سمت می رن که قواعد کار این برنامه رو تنظیم کنن. در حال حاضر هم این کمپانی شدیدا دیتا دریون است مثلا بعد از هر جلسه و هر روز کارمندها به همدیگه امتیاز می دن و رتبه بندی می شن. مدیر تحقیقات این هج فاند می گه این برنامه بلندپروازانه است ولی غیرمنطقی نیست. بخصوص با تمرکز روی این نقطه که تصمیم گیری نهایی در سازمان ها بسیار مهمه و خیلی وقت ها می بینیم که احساسات آدم ها و وضعیت های مختلفشون روی تصمیم هاشون تاثیر می ذاره. از نظر این محققین، شغل هایی مثل بانکداری به زودی منقرض می شه چون یک الگوریتم بهتر از هر کس دیگه می تونه در مورد وام و درصد و این چیزها تصمیم نهایی رو بگیره. در حال حاضر دیتای این برنامه از نتایج بررسی کار ۱۷۷۰ مدیر در ۱۴ کشور مختلف ایجاد شده و هزینه نهایی ران شدنش احتمالا بسیار پایینتر از مدیرهای انسانی خواهد بود. با کمی خباثت می تونیم بگیم «دیدین خودتون هم جایگزین شدین!»

کارگروه رمزنگاری کنگره اعلام کردن که در عقبی تقریبا غیرقابل استفاده است

در خبری مهم کارگروه رمزنگاری کنگره اعلام کردن که در مقابل بحث استفاده از در پشتی در دیواس ها نظرشون رو اعلام می کنن. این کارگروه بعد از این تشکیل شد که اپل و اف بی آی سر باز کردن یک آیفون به هم پریدن [؟ توضیح بدم]. نظر کارشناسی این کارگروه چهار جنبه رو اعلام می کنه. اولی اینکه هر عملی که رمزنگاری رو تضعیف کنه علیه امنیت ملی خواهد بود. این رو ما می دونستیم ولی معمولا آدم هایی که قراره تصمیم بگیرن درکش نمی کنن چون براشون سخته [حالا مال ما که کلا ..]. کارگروه بعد از اف بی آی می خواد هر درخواستی که باعث تضعیف رمزنگاری می شه رو متوقف کنه. در ادامه اومده که نیازهای دولتی برای باز شدن دستگاه ها قابل درک است و بهتره همکاری ادامه پیدا کنه ولی نه از طریق چیزی که بتونه رمزنگاری رو غیرکاربردی کنه. نهایت بحث اونها اینه که عملا امکان اینکه روی دستگاه ها دری فقط مخصوص حکومت گذاشته بشه غیر ممکنه و اگر قرار باشه دولت بتونه در زمان مناسب دسترسی به دیتا داشته باشه،‌عملا بهترین روش های رمزنگاری باید کنار گذاشته بشن که به صلاح امنیت کشور نیست.

هند بزرگترین نیروگاه خورشیدی جهان رو ساخت

بعله… نیروگاه خورشیدی رو که مستحضر هستین؟ بدون آلودگی و یکبار وصل کن بعدا استفاده کن (: این مزرعه خورشیدی ۲۵۰۰ هکتاری فقط و فقط در هشت ماه ساخته شده و ۶۴۸ مگاوات انرژی تولید می کنه… از نور آفتاب! تقریبا برابر نیروگاه اتمی بوشهر که از ۱۳۵۴ شروع شد و سال ۱۳۹۰ هفتصد مگاوات برق تولید کرد و جشن گرفتیم و پسماند اتمی اش رو هم… و البته سوختش رو هم … ولش کن بابا (: البته یک خبر دیگه هم از آزمایش های نیروگاه «star in a jar» داریم که از تخصص من کامله خارجه و نمی تونم بگم ولی ظاهرا تلاش هایی است برای تولید انرژی ای که ما می تونیم بهش بگیم بی نهایت (: ظاهرا در مرکزی به اسم w7x توی آلمان است و داره طبق برنامه پیش می ره و مربوط است به پلاسمای هیدروژن. واقعا چرا یه پادکست درست و حسابی علوم پایه نمی شناسم من؟

حزب دزدان دریایی دعوت شده تا دولت بعدی ایسلند رو تشکیل بده

Yaaarrrh – eða bara Píratar

چند وقت پیش تو اخبار داشتیم که طبق نظر سنجی‌ها، حزب دزدان دریایی شانس قابل قبولی برای پیروزی توی انتخابات ایسلند داره ولی این اتفاق عملی نشد. اما حالا خبرهای جالبی در راهه: بعد از اینکه دو برنده اول به خاطر فاصله جدی هم از نتونستن دولت تشکیل بدن، حالا حزب دزدان دریایی دعوت شده تا دولت جدید رو تشکیل بدن؛ اونهم بعد از مشورت با رهبران احزاب مختلف.

من بارها در مورد حزب دزدان دریایی نوشته ام و بارها باهاشون جشن گرفتیم (حتی تو رادیو) و الان این خبر به نظرم عالیه. دزدان دریایی حزبی است که با آراء نزدیک به سایت پایرت بی قدیم تاسیس شد (سایت بعدا به چند نفر بیزنس من فروخته شد) و تمرکزش روی آزادی های دیجیتال، شفافیت اقتصادی، دفاع از آزادی بیان، دفاع از حق خلوت شخصی، اینترنت آزاد و باز و مبارزه با فساد اقتصادی است. همچنین این حزب یک ایده هیجان انگیز هم داره: پذیرش قانون اساسی ایسلند که توسط شهروندانش نوشته شده. دیگر خوبی های ایسلند؟ تلاش برای دادن یک راه خروج امن به اسنودن و حتی اعطای شهروندی افتخاری بهش.

با توجه به سوم بودن حزب دزدان دریایی،‌ تشکیل دولت می تونه براشون کار سختی باشه. این رو هم بگم که اصلی ترین مشکل حزب دزدان دریایی در بدو شروع درست همون مشکلی بود که احزاب سبز هم داشتن: داشتن ایده های پیشرو در بعضی زمینه ها و در مقابل نداشتن هیچ ایده ای در مقابل بعضی زمینه های دیگه. مثلا اگر الان من حزب دزدان دریایی ایران رو تشکیل بدم می تونم نظرات خیلی خوبی در مورد اینترنت و آزادی بیان و شهروندی و حقوق مرتبط با اون داشته باشم ولی مثلا در مورد شیوه بحث در اپک هیچ نظری ندارم و حزب‌ام در مورد بخش هایی مهم نمی تونه اظهار نظر کنه در نتیجه باید در ائتلاف با حزبی با سیاست‌های گسترده تر حرکت کنه.

به هرحال.. جشن می گیریم با دوستان ایسلندی مون.

بخش آخر

سمانه برام مطلبی رو ایمیل کرده که به نظرم خیلی خوبه خونده بشه. البته خودش هم می گه «من میخاستم به موضوعی اشاره کنم که فکرمیکنم مهم و لازم هست دررادیو گیک بهش اشاره بشه».


اول از همه باید بگم تمام اطلاعاتی که اینجا بیان میشه تماما قابل استنباط از منابعی هست که روی اینترنت دست‌یافتنی هستند و دوست دارم اگر این مطلب رو بیان میکنی، به جمله ی قبل اشاره کنی

چند وقت پیش چینی ها ماهواره ای رو به فضا فرستادند که گفته میشد از رمز نگاری کوآنتمی برای ایجاد یک ارتباط امن بین دو نقطه استفاده میکنه. البته اطلاعاتی که در مورد این ماهواره در خبرگزاری اعلام میشد اونقدر سلبریتی وار بود که معلوم نبود اصل داستان چیه. فکر میکنم اصل داستان برای شما جالب و در آینده بسیار مهم باشه.

اصل داستان اینه که محموله‌ی کوآنتومی ِ این ماهواره اصلاً ماهیت ارتباطی نداره و به یک روش خیلی خیلی ساده به برقراری یک ارتباط کاملاَ امن کمک میکنه. این ماهواره یک محموله‌ی «تولید زوج فوتون‌های درهم‌تنیده‌» داره. این زوج فوتون‌ها دو ویژه‌گی بسیار مهم دارند. اول این‌که پولاریته‌ی هریک از اون‌ها کاملا تصادفی هست. یعنی اگر با عینک پولاریزه (که باهاش آشنائی دارید) به منشاء فوتون نگاه کنید، هر فوتون با احتمال پنجاه درصد رد میشه. دوم اینکه پولاریته ی هر فوتون عکس زوج ِ خودش هست! یعنی اگر یک عینک پولاریزه سر راه جفت فوتونها قرار بدیم فقط وفقط دقیقا یکیشون عبور میکنه. نکته ی جالب اینه که پدیده های کوآنتومی به نوعی «بر اساس تعریف ِ فرآیندهای تصادفی» هستند و در تصادفی بودن این فرآیندها هیچ شکی وجود نداره. حالا این خاصیت به چه درد میخوره؟

فایده ی نخست، تولید اعداد تصادفی/ پلاریته ی هر فوتون در هر راستایی که اندازه گیری بشه یا صفره یا یک و این عدد رندوم هست و اگر هزاران هزار فوتون پشت سر هم بررسی بشن یک رشته عدد رندوم ایجاد شده که امنیت رندومایزش از بهترین روشهای راهبردی هم بالاتره. فایده ی دوم اینکه ما دوگان (قرینه منفی یا هرچی شما تو کامپیوتر بهش میگید) این رشته ی رندوم رو با زوج-فوتون های این فوتون در جای دیگری از دنیا داریم. به شکلی که مطمعنیم هیچ کس سر راه ازش سر در نیاورده چون فقط و فقط دو عدد فوتون تولید شده که اگه کسی سر راه یکی ش رو دریافت کنه دیگه به ما نمیرسه که ازش استفاده کنیم و اگر کپی بشه اصلا با فوتون دیگه درهمتنیده نیست! بدین ترتیب با این زوج-فوتونها ما دو تا عدد رندوم دوآل همدیگه تولید کرده ایم که در اصل یکی هستند مثل 1110101100011 و 0001010011100 که دوآل هم هستند

حالا این چه کاربردی داره؟
امن ترین و در عین حال احمقانه ترین روش رمزنگاری چیست؟
one time pad
کلید یک بار مصرف! یک روش بسیار احمقانه ولی با امنیت قطعی و تنها روش با امنیت قطعی ست (احتمال پیدا کردن پیام با احتمال حدس زدن کل کاراکترهای پیام برابره) خب این جفت فوتون ها بدرد همین روش میخورند. شما یکی از جفت فوتون ها رو به فرستنده یکی رو به گیرنده میفرستید فرستنده پولاریته ی فوتون (که یا صفره یا یک) در یک جهت از قبل تعیین شده رو با پیام ایکس اور میکنه و از طریق غیر امن به همه جا مخابره میکنه، گیرنده نقیض پولاریته ی فوتون دریافتیش رو با سیگنال دریافتی ایکس اور میکنه و دیگه ایناش رو شما خودت استادی

حالا چرا این داستان انقدر مهمه؟
یکم، روش پد یک بار مصرف که شاید اسمش خشونت علیه زنان هم باشه، الان حتی به دانشجو ها یاد داده نمیشه، چون همه فرض میکردن این روش خیلی احمقانه س که کلیدش به بزرگی ه پیام ه و عملا کاربردی نداره؛ این داستان نشون داد نباید ساده از ایده ها عبور کرد
دوم، زمانی که مجلات زرد علمی برادر پدر همه رو برای ساخت رایانه های کوانتومی جلوی چشم حضار می اورند یک دفعه میفهمیم قابلیت های سیستمهای کوآنتومی خیلی راحتتر دارد در سیستمهای انتقال اطلاعات رشد میکند چیزهائی که دوست میدارند از دید همگان ناپیدا بماند
سوم، انتقال اطلاعات به روش کوانتمی به زودی و خیلی زودتر از محاسبات کوانتومی در حوزه های مختلف امنیت اطلاعات و رمزنگاری و هویت شناسی تحول های روولوشنری ایجاد میکند

در پایان، این خضعبلی که چینی ها فرستادند و فقط شبها کار میکنه تازه یک شروع آزمایشی و با احتمال قریب به یقین (غریب به یقین؟) موضوع در ایالات متحده جدی تر وساکت تر پیگیری میشه. اما همین برقراری ارتباط امن با سرعت سه مگابیت بر ثانیه، برای خیلی از سفارت خونه ها و … بسیار کاربردی ه اگر سوالی بود به عنوان یک فیزیک پیشه ی برنامه نبیس در ختمتم

در پسا پایان، تند نوشتم شاید واضح نباشه، ببخش. درضمن جوراب شلواری دو با اندکی اغماض خوب بود خوشحالمان میکنی بیست و پنج نوامبری

تبریک و تقبیح

به محققانی که تونستن به ضد ماده لیزر شلیک کنن تبریک می گیم ولی خب چون نمی فهمیم دقیقا چی می گن، بیشتر از این چیزی نداریم بگیم. همینطور به فرانسه تبریک می گیم که اولین درون پستی رو راه انداخته و بسته ها رو با درون تحویل می ده [اشاره به انفجار تهران]. تسلیتی داریم به اپل که کانیزیومر ریپورت برای اولین بار در طول عمر مک بوک ها ، این کامپیوتر رو به خریداران توصیه نکرده (به طور خاص برای مشکلات باتری) و تسلیتی هم داریم به تهرانی ها برای این هوای چرت و تقبیح از مسوولینش که برای تو سر و کله هم زدن دارن ما رو با این شرایط گند زنده نگه می دارن.

نامه ها

موسیقی

  • صدای اول از ایرج جنتی

گوشه‌های از مسابقه بوچیای کمپین #۱۱ایران به مناسب هفته معلولین

مسابقه بوچیا قرار بود جمعه برگزار بشه. قوانینیش رو که بلد بودیم و رفتیم. البته روز قبلش توی موسسه رعد و علاوه بر دیدن بخشی از برنامه ها و فروش مرتبط با معلولین، توی زیر زمین چند تا توپ هم پرت کردیم.

البته قبلش توی سالن با بچه های تیم های مقابل آشنا شدیم و قرعه کشی کردیم که کی قراره با کی بازی کنه. ما در عین بدشانسی افتادیم به گروه چهار که از سه تا تیمش، دو تاشون بچه های معلول بودن که خب منطقا از ما قوی تر هستن تو بازی. ولی خطری نداره! فوقش می بازیم دیگه.

روز جمعه در یک برف دل انگیز خودمون رو ساعت ۸:۳۰ رسوندیم دانشگاه بهشتی و مسابقات شروع شد. بر خلاف تصور ما مسابقه اول گروه ما بین دو تیم توان‌یاب(؟) تقریبا ۲ ساعت طول کشید و تیم سه نفره فرزانه و مجید و من، بالاخره نشستیم برای مسابقه!

معلول‌ها دو شاخه جدا بودن از نظر من. کسانی که بدون مشکل فیزیکی/عصبی جدی یا مادرزادی، یکی از اعضاشون رو مثلا توی جنگ یا حادثه از دست داده بودن. مثل یک آدم ورزشکار معمول که پاهاش قطع شده باشه و بشینه روی ویلچر. در مقابل بعضی از معلولین با بیماری‌هایی درگیر بودن که امکان کنترل عضلات رو بهشون نمی داد؛ چیزی مثل sma یا همون تحلیل عضلانی که من هم تازه باهاش آشنا شدم و بیشتر در موردش حرف خواهیم زد به زودی. نفر بین من و فرزانه در اینجا با رها کردن توپ از دستش هم مشکل داشت و مدت ها نیاز به تمرکز داشت تا توپ رو پرت کنه ولی در نهایت پرتابش به اندازه ما یا حتی بیشتر دقت داشت. نفر انتهای تصویر که چندان توی عکس دیده نمی‌شه هم برای پرتاب توپ از یک سطح شیب‌دار کمک می‌گرفت که دستیارش بر اساس درخواست اون تنظیمش می کرد.

مسابقه زیر نظر یکسری داور و مسوول میز مهربون و همراه جریان داشت که خیلی هم به تیم های ما سخت نمی گرفتن وگرنه احتمالا شکست ما با نتیجه ای سخت تر از ۱۳ به ۲ رقم می خورد (: دوستان قوی بودن و کوبنده. بین برنامه ها یک تئاتر به فکر فروبرنده هم برگزار شد که ترکیبی از نمایشنامه رادیویی،‌ موسیقی و تئاتر بود در حوزه مسائل معلولان. به نکات مختلفی اشاره داشت از جمله اینکه شاید بخشی از مشکلات به تفکرات خود معلولان هم بر می گرده و خب از اونطرف این فکر تا حدی زاییده مشکلاتی است که اونها سال ها داشتن.

واقعیت اینه که شهرها، کارها، وسایل حمل و نقل و .. ما برای معلولین مناسب نیست. دفعه بعد که اتوبوس سوار می شدین فکر کنین اگر معلول بودین باید چیکار می کردین که بتونین جا بشین. برای مترو و تاکسی و حتی ماشین خودتون هم همینطور. فرض کنین وقتی پارک کردین اگر معلول بودین چطوری ممکن بود پیاده بشین و برسین به ساختمون محل کار یا مدرسه یا هر چی. فرض کنین اگر معلول بودین چقدر احتمال داشت تو مصاحبه کاری قبولتون کنن و چقدر ممکن بود … تازه همه اینها مربوط می شه به اون گروه از معلولینی که بقیه بدنشون کاملا سلامت است ولی مثلا پا ندارن یا دست ندارن. اگر به کسی فکر کنین که به سختی می تونه عضلاتش رو کنترل کنه و برای آب خوردن و دستشویی رفتن وابسته به دیگرانه وضع … آدم نمی دونم چی بگه.

گاهی از کشور درست حرف می زنیم. توی یک کشور درست باید بخش قابل قبولی از مالیات به چنین دوستانی برسه تا ادامه فعالیت هاشون وابسته به حمایت دائمی خانواده یا دوستان نباشه و بتونن بخشی از جامعه ای باشن که توش سهم دارن. و خب سهم ما هم در طول مسیر رسیدن به اون کشور درست اینه که توی ذهن های خودمون هم مساله رو زنده نگه داریم و برای رسیدن به چنین فضایی فشار بیاریم و در تفکرات خودمون معلولیت رو مسوولیت خودمون بدونیم نه چیزی برای ترحم یا شکرگزاری.

هوم.. مسابقه ادامه پیدا کرد و مشخصا از همه گروه های تیم های معلولان بالا اومدن و توی نیمه نهایی و فینال و رده بندی با هم بازی کردن و در نهایت قهرمان شدن (: این عکس از نظر ما عکس کاپیتان تیم ها است ولی در واقع کسانی که مشغول رتبه های اول و دومی و سومی بودن توش نیستن:

و البته با تشکر از بچه های خوب چارگون از جمله شاهین طبری و فرشته کرمعلی و همراهانشون که کلی زحمت کشیدن، همه مدال گرفتیم (: حتی اگر به نظر شما خنده دار باشه، من که حسابی خوشحال شدم که همه مدال گرفتیم چون من تا حالا حتی یک مدال هم نداشتم و مطمئنا در این مسابقات امیدی هم نمی‌رفت مدال بگیرم.

ما یک جامعه هستیم: اگر می‌خوایم پول دربیاریم باید بخوایم که پول خرج کنیم

shovel

من گاهی به شوخی می‌گم یک راه حل برون رفت استارتاپ‌های نوپای خونگی از وضعیت مشتری نداشتن، اینه که با امضای یک قرارداد به یک جور اتحادیه یا سندیکای «استارتاپ‌های نوپا»‌ بپیوندن که توش اعضا متعهد می‌شن دائما از سرویس‌های همدیگه استفاده کنن؛ البته این عملی نمی‌شه چون تقریبا همه رهبران سندیکایی ایران یا کشته شدن یا در زندان هستن یا برای فرار از این دو عاقبت، از ایران خارج شدن.

ولی این ایده واقعا هم ایده بدی نیست. اقتصاد دانی به نام کینز هم نظرات مشابهی داشته و ایده من از اون می‌یاد. کینز می‌گفت برای برون رفت از شرایط بحران رکود دوره ای که گریبان سرمایه‌داری رو می‌گیره دولت باید دخالت کنه و سعی کنه پول رو در جامعه بچرخونه. یکی از ایده‌های عجیب کینز اینه:

دولت به گروهی پول بده که در کوه‌ها چاله بکنن، بعد به گروهی دیگه پول بده که اون چاله‌ها رو پر کنن.

این باعث چی می‌شه؟ دو گروه کار کردن و حقوق گرفتن‌ و این پول رو در جایی خرج می‌کنن. شاید با پولش یک ماشین ظرفشویی بخرن که باعث می‌شه کارخونه ساخت ماشین ظرفشویی کارگر بیشتری استخدام کنه و بهش حقوق بده و اون کارگر با پولش بخواد یه خودرو بخره و کارخونه خودروسازی مجبور بشه یه ماشین بیشتر بسازه و … پول در جامعه شروع به چرخیدن کنه.

این مساله به شکل نیمه جدی در استارتاپ‌های تازه پا می‌تونه کار کنه، اگر واقعا کسی از من بخره و من هم قول بدم از یکی دیگه بخرم خب به هرحال مثل قبل پول خاصی نیست ولی من دارم کار می کنم و وقتی من مشغول کارم احتمال اینکه یکی دیگه هم از من خرید کنه بیشتره. می‌گن بیزنس ها در ایران اگر بتونن دو سال اول رو زنده بمونن، احتمال ورشکستگی‌شون خیلی کم می‌شه.

حالا همه اینها رو گفتم که بگم من خیلی ایمیل‌هایی به این فرم می‌گیرم:

سلام جادی. ما یک هاستینگ داریم که دیروز فلان مشکل رو پیدا کردیم. می شه بگی چطوری باید حلش کنیم؟

یا مثلا:

ما یک شرکت هستیم که دنبال یک شیوه صحیح ارتباط داخلی و مدیریت اسناد می‌گردیم، به نظرت چه سرویسی برامون خوبه؟

و موارد بسیار مشابه. من معمولا به شکل خلاصه جواب می دم ولی هربار فکر می کنم باید در این مورد حرف بزنیم که اگر یک نفر از کاری پول در می یاره و توش مشکلی داره که دوست داره حل بشه،‌ معقوله که برای حلش معتقد باشه لازمه حداقل پیشنهاد بده که پول خرج کنه. سخت گفتم؟ خشن‌ترش اینه که اگر کسی از کسی سرویس می‌خواد تا پول در بیاره، لازمه پول سرویسش رو هم بده. البته معلومه که من برای چنین ایمیل ها و جواب هایی قرار نیست پول بگیرم و سوال کننده ها هم در حال پولدار شدن از جواب من یا حتی کار فعلی شون در مرحله فعلی نیستن، ولی در کل هر بار فکر میکنم یکی باید این حرفها رو بزنه. اصل حرف من اینه:

ما همه در یک محیط کوچیک کار می کنیم که بهش می گیم جامعه نرم افزار ایران. در این جامعه حقوق و درآمد همه ما به همدیگه وابسته است و اگر اولویت من در به دست آوردن یک چیزی (مثلا صبحانه، ناهار، نون، پیشنهاد، چاپ، سی دی ان، ویدئو، اخبار، ….) سایت همکارهام باشه و در این مورد خست به خرج ندم، احتمال موفقیت نهایی خودم هم بیشتره. اگر ما صد نمونه داشته باشیم که توش یه سرمایه گذار با سرمایه گذاری در یک استارتاپ، پولدار شده باشه احتمال اینکه یکی روی ایده منم یکی سرمایه گذاری کنه خیلی بالاتره.

ما تقریبا مشابه شرایط کینز هستیم و دخالت دولتی‌اش هستیم؛ لازمه حتی اگر مجبور نیستیم از هم حمایت کنیم، به هم لینک بدیم، همدیگه رو معرفی کنیم و از همه بالاتر پول سرویس های همدیگه رو بدیم تا کارهامون بچرخه و پا بگیره و زیرپاهامون محکم بشه. معلومه که همین که رقیب بهتری پیدا شد سوییچ می کنیم یا هر چیزی ولی «خست» نباید به خرج بدیم و از اون بالاتر حرص خوردن از موفقیت دیگران رو باید کنار بذاریم. همراهی همه ما می تونه کل محیط رو به نفع همه ما بکنه. چه در بحث حقوق ماهانه باشه چه در بحث پا گرفتن استارتاپ‌هامون.


  • من اقتصاد دان نیستم. اگر اشتباه گفتم خوشحال می‌شم بگین که اصلاح کنم یا در کامنت‌ها تکمیل کنید

شطرنج و حجاب و ایران

شطرنج در ایران در وضعیت مناسبی است – حداقل به نظر من که یک علاقمند عمومی اش هستم. ما نتایج خوبی داشتیم و اتفاقا زنان شطرنج باز ایرانی هم چند موفقیت قابل قبول یا حتی درخشان در یکی دوسال اخیر داشتن. حالا هم قرار شده مسابقات قهرمانی زنان جهان در ایران برگزار بشه ولی چندین نفر معترض هستن، بخصوص قهرمان زنان آمریکا، نازی پایکیدزه. مشکل اصلی هم با حجاب اجباری است.

حجاب به دو شکل موضوع بحثه. اولیش اینه که شطرنج بازی‌ای است شدیدا وابسته به شرایط محیطی بازیکن.

fischer24-spassky

عکس بالا یکی از پر تنش‌ترین بازی‌های شطرنج جهان بین فیشر و اسپارسکی است که عملا بخشی از جنگ سرد بود. توی این بازی فیشر که پشت میز حاضر نشد. داور درست در لحظه همین عکس، ساعتش رو زد و بعد از یکساعت اون رو بازنده اعلام کرد. مشکل فیشر برای حاضر نشدن این بود:‌ صدای دوربین‌های تلویزیون باعث می‌شه من نتونم تمرکز کنم پس تا وقتی دوربین‌ها اینجا باشن، من بازی نمی‌کنم چون تمرکز ندارم. حالا حجاب هم بخشی از این استدلال است. اگر قراره بازیکنی به حداکثر پرفرمنسش در مسابقات جهانی برسه،‌ بالشتش رو هم با خودش به مسابقات میاره و مطمئنا در این شرایط اجبار حجاب به یک بازیکن، معقول نیست.

اما حرف اصلی بازیکن قهرمان آمریکا اینه که از نظرش مجبور کردن آدم‌ها به داشتن حجاب، نقض حقوق اولیه اونها است و نازی پایکیدزه می‌گه علاقمند نیست در تحقق این شرایط سهیم باشه. حرفش هم آزاد کردن زنان ایران و اینها نیست. به سادگی می گه به نظرش مسابقات زنان نباید در کشوری برگزار بشه که زنان توش حق انتخاب پوشش ندارن و اگر قراره اون بیاد و روسری سر کنه تا بتونه مسابقه بده، ترجیح می‌ده نیاد.

فیده (فدراسیون جهانی شطرنج)‌ هم موضع محکمی نگرفته و با یکی به نعل و یکی به میخ گفته که سعی می کنه همه گزینه‌ها رو بررسی کنه تا شرایط مسابقه به نحو مناسبی ایجاد بشه. سوزان پولگار رییس کمیته زنان فیده هم گفته که در جریان تصمیم گیری حضور نداشته و الان هم نظر رسمی در این مورد اعلام نکرده.

از نظر شخصی من حرف نازی کاملا قابل درک است. من مسابقات گرندپری رو از نزدیک رفتم و دیدم و در روزهای اول مشکل بازیکنان با حجابشون کاملا محسوس بود ولی این اصل ماجرا نیست. حرف پایکیدزه بیشتر از بحث های فنی بر سر اخلاق است و می گه علاقمند نیست حقوق پایه‌ای‌اش رو زیر پا بذاره تا بتونه مسابقه بده. ما به عنوان ایرانی این برامون سنگین تموم می شه چون یکی داره بهمون می گه «شما حقوق اولیه رو هم در کشورتون ندارین» ولی خب… ما تنها کشوری در جهان هستیم که توش نه فقط پوشوندن سر تحت عنوان حجاب اجباریه که برای حفظ این اجبار، قانونگذار شلاق رو به عنوان ابزار جریمه متخلفان استفاده کرده.

مطمئنا اگر این مسابقات در ایران برگزار نشه برای منم جالب نیست ولی دیدن اینکه یکی حاضره از یکی از مهترین مسابقات جهانی اش بگذره ولی نپذیره که حجاب اجباری سر کنه، یادآوری خوبی به من است که چرا ما، ما شده ایم. راستش بیشترین مخالفتی که من از طرف جامعه ایرانی با این جریان می بینم دو مورد بوده: ۱) به ما ایرانی ها توهین شده که بهمون گفتن حجاب اجباری داشتن توهین به ما است و ۲) جلوی ورزش زنان در ایران گرفته شده

در مورد اولی که خب … اصلا هم بعید نیست شروع کنیم به داستان سرایی که اصلا خودمون حجاب اجباری رو انتخاب کردیم تا حس نکنیم تحقیر شده ایم. کسی دوست نداره به چیزی مجبور بشه و وقتی هم مجبور بشه دوست نداره حداقل همه بفهمن. در مورد دوم هم همین چند ماهه اخبار رسمی گفتن زنان اجازه ندارن برن فوتبال نگاه کنن، زن فلانی اجازه نداره بره مسابقه جهانی چون شوهرش دوست نداره و شورای برون مرزی مخالف سفر زنان ایران به فلان کشور بوده و فلان آدم گفته افتخار زن نیست که قهرمان فلان جا بشه. واقعیت امر اینه که اگر نگران این هستیم که ورزش در ایران برای زنان محدود شده، میدون های خیلی جدی تری منتظر ما است.

حالا… وسط این بحث ها این سه خبر رو هم داشته باشین که حداقل اخبار شطرنجی مون کامل باشه:

زیاد هم حرص نخوریم. فدراسیون جهانی شطرنج خیلی هم چیز جدی و محکمی نیست. آدم ها هم با هم کنار می یان. مسابقات شطرنج تا حدی شبیه بوکس حرفه ای است. یک سیستم نسبتا سرگرم کننده بدون قواعد بسیار پیچیده برای برگزاری مسابقه. حداقل خوبی این مساله از نظر من این بود که یادمون انداخت چقدر برای بعضی ها عجیبه که لازم باشن بیان به تنها کشوری در جهان که توش روسری | چادر | مقنعه زوری است و نیمی از جمعیت حتی حق ندارم پایه ای ترین بخش های لباسشون رو خودشون انتخاب کنن. شطرنج میاد و می ره (:

رادیو گیک شماره ۶۷ – حرف بزن! گوش می دم و برای همیشه ضبط می کنم

در شماره ۶۷ رادیو گیک یک چیزهایی رو در گوشی می گیم چون حالا دیگه همه دارن به صحبت ها گوش می دن و هر چیزی رو برای همیشه ضبط می کنن. در این شماره از هک ها می گیم، از ایده ها و از پول حروم شدن ها. با دقت گوش بدین چون در شماره ۶۷ رادیو گیک، آینده اینترفیس‌های جهان رقم می خوره!

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

اخبار

به جای ۱.۳ میلیون دلار، اف بی آی می‌تونست با صد دلار رمز آیفون رو بشکنه، اینجوری…

خبر چند وقت پیش رو حتما یادتونه. یک آیفون که باید آنلاک می‌شد تا در مورد یک جنایت اطلاعاتی به دست بیاد و اپل که درخواست دولت رو برای کمک رد کرد و گفت همکاری نمی کنه چون به اینکار امنیت مشتریانش رو به خطر می‌ندازه و در نهایت اف بی آی که ۱.۳ میلیون دلار خرج کرد تا یک گروه اینکار رو براش بکنن. حالا یک محقق امنیت در دانشگاه کمبریج راه بسیار ارزانتری رو برای باز کردن این قفل نشون داده؛ راهی با هزینه حدود ۱۰۰ دلار و با استفاده از وسایل موجود در بازار!

سرگئی سکورباگاتوو توی این مقاله‌اش جزییات باز کردن لاک آیفون رو تشریح کرده. روشی که می‌تونست به اف بی آی کمک کنه که با هزینه‌ای بسیار کم رمز آیفون ۵سی رو باز کنن.

این تکنیک که نند میرورینگ (NAND Mirroring)‌ نام داره قبلا هم به اف بی آی معرفی شده بود ولی اونها باور نکرده بودن که واقعا بشه باهاش رمز رو پیدا کرد و مدیر اف بی آی صریحا گفته بود که «این روش کار نمی‌کنه». نند میرورینگ نیازی به مکانیزم چندان پیشرفته‌ای نداره و به گفته نویسنده مقاله، وسایل مورد نیازش رو می‌شه از بازار خرید. توی تست سکورباگاتوو نشون می‌ده که چطوری یک آیفون ۵سی با آی او اس ۹.۳ روش در حال اجرا است رو باز می‌کنه و با جدا کردن حافظه نند از مدار تلفن،‌ اطلاعات اون رو روی یک مدار آزمایشگاهی کپی می‌کنه و اینکار چطور به سادگی قابل انجام در گوشی‌های مختلف است.

در مرحله دوم این محقق با اجرای یک برنامه روی دیتای به دست اومده، سعی می‌کنه پسورد رو حدس بزنه. روش بروت فورس (حدس زدن کور پسوردها) تونست در حدود ۲۰ ساعت پسورد چهار رقمی رو به دست بیاره و با محاسبه‌ای مشابه برای به دست آوردن یک پسورد ۶ رقمی، به حداکثر حدود ۳ هفته زمان نیاز بود. بخشی از مقاله می‌گه:

این اولین نمونه عمومی از پروسه میرور سخت افزاری برای آیفون ۵سی است. هر مهاجمی می‌تواند با دانش کافی فنی، این پروسه را تکرار کند.
هنوز اف بی آی (که ۱.۳ میلیون دلار از مالیات مردم رو صرف این رمز شکستن کرده بود)‌ و اپل هیچکدوم در مورد این مقاله و نمایش نظری ندادن و گفته می‌شه که این مکانیزم روی آیفون ۵ اس و تمام آیفون‌های ۶ که نند مشابه استفاده می‌کنند هم کار می‌کنه. در ض

مایکروسافت با گذشتن از گوگل و فیسبوک، بزرگترین به اشتراک گذارنده کد گیتهاب است

gitms

مایکروسافت با گذشتن از انگولار، داکر، گوگل و فیسبوک به بزرگترین شرکتی تبدیل شده که بیشترین توسعه دهنده توش به گیت هاب پروژه‌های آزاد اضافه می‌کنن. بخشی از این ماجرا مربوط می شه به آژر و علاقه مایکروسافت به کلاود که در تضاد با ایده های اوایل ۲۰۰۰ است که سی ای او گفته بود لایسنس آزاد در مایکروسافت مثل یک سرطان عمل می کنه. در حال حاضر ۱۶۴۱۹ نفر از مایکروسافت به گیت لب کد کامیت می کنن. نمونه های بزرگ زامارین است و اوبونتو ویندوز ۱۰ و دات نت روی لینوکس و غیره و غیره. اما.. ماجرای لپ تاپ های لنوو رو هم بگم که روی بخشی از اونها دیگه نمی شه لینوکس نصب کرد.

ده زبان پر کاربرد ۲۰۱۶

programming_languages

آی تریپل ای یک چارت جالب اینتراکتیو درست کرده از زبان های پر کاربرد جهان. سی به رتبه اول اومده (با تمرکز روی برنامه نویسی های امبدد و آی سی ها). جاوا دوم است، پایتون سوم. بعد از اونها سی پلاس پلاس، آر، سی شارپ، پی اچ پی، جاوااسکریپت،‌روبی و گو. کمی حرف در مورد بعضی ها. به طور خاص اینکه سی اول شده و پایتون با رد کردن سی پلاس پلاس به سوم رسیده و ار جای سی شارپ رو گرفته. در جنگ اپل و گوگل، گو برنده شده و سوییفت به یازدهم رفته.

هک المپیک

facybear

تیم فنسی بیر با ادعای تلاش برای مسابقات تمیز و عادلانه، سازمان ضد دوپینگ جهانی رو هک کرده و اطلاعاتش رو منتشر کرده تا نشون بده بعضی ها چطوری مدال طلای المپیک می برن! حداقل برای من مشهورترین آدم سرنا ویلیامز است که اسناد می گن انواع موارد رو مصرف کرده. من نمی دونم چطوری بهش گیر ندادن (چطو به تو گیر ندادن؟) ولی خب گروه فنسی بیر در تلاشن که جهان رو آگاه کنن!

اکسپلویت‌های منتشر شده شدو بروکرز در هفته گذشته، واقعی به نظر می‌رسن

هفته گذشته یک خبر عجیب داشت. گروه دی شدو بروکرز اعلام کردن که بخشی از «تسلیحات سایبری» سازمان سازمان امنیت ملی آمریکا رو به دست آوردن که بخشی از اونها هنوز هم روی زیرساخت‌های مهم اینترنت کار می کنن و اونها رو به خریداری که تا فلان تاریخ بشیترین بیت‌کوین رو براشون بفرسته می‌فروشن یا در اقدامی عجیبتر اگر ۱ میلیون بیت‌کوین بگیرن، اطلاعات رو عمومی منتشر خواهند کرد.

این شیوه عجیب اعلام و فروش و انگلیسی دست و پا شکسته اطلاعیه اصلی، شک‌های زیادی درست کرد. در واقع اگر شما ۱۰۰۰ بیت کوین به این گروه هکری می‌دادین و یکی دیگه ۱۵۰۰ تا، دومی برنده می‌شد و فایل‌ها رو می‌گرفت و شما کل پول رو از دست می‌دادین! از اونطرف ۱ میلیون بیت‌کوین درخواست شده، یعنی تقریبا ۶ درصد کل بیت‌کوین‌های در حال گردش در کل جهان. بررسی حساب‌های اعلام شده نشون می‌ده که تا به حال رقم واریزی بیشتر از ۲۰ بیت‌کوین هم نبوده. اما وضع احتمالا تغییر خواهد کرد.

اینترسپت جمعه مطلبی رو منتشر کرده که طبق اسناد اسنودن تایید می‌کنه که ابزارهای نشون داده شده به احتمال خیلی زیاد واقعا بخشی از ابزارها و تسلیحات سایبری ان اس ای هستن. حداقل اسامی ابزارهایی مثل اکسترابیکن، اپیک بنانا و جت پیلو چیزهایی هستن که قبلا ازشون حرف زده شده و امکان حمله‌های موفق به برخی ابزارهای سیسکو رو دارن. همچنین در همین هفته سیسکو هم اشکال رو پذیرفته و تقریبا همه می‌تونیم مطمئن باشیم که ابزارها واقعا مربوط به ان اس ای هستن.

برای خوندن اینکه دقیقا اکسپلویت کشف شده چیه دنبال CVE-2016-6366 بگردین ولی نکته اصلی اینه که این زیرو دی خطرناک دست ان اس ای بوده بدون اینکه در موردش به سیسکو اطلاع داده بشه. همین اتفاق از طرف فایروال فورتینت که ایرانی‌ها هم ازش زیاد استفاده می‌کنن افتاده. فورتینت اعلام کرده یک مشکل امنیتی با درجه خطر بالا نسخه‌های قدیمی‌تر فایروال‌هاش رو تهدید می‌کنه. این باگ در بافر پارسر کوکی‌‌ای است که روی برد قرار گرفته و اجازه می‌ده یک حمله کننده بتونه با فرستادن یک درخواست HTTP دستکاری شده، کنترل دستگاه رو در دست بگیره. به احتمال زیاد در زمانی خیلی کوتاه اخبار مشابهی از جونیپر هم خواهیم شنید.

فعلا اینکه این گروه هکری به کجا وابسته است مشخص نیست اما چیزی که بسیار جالب شده، افشای دسترسی‌های گسترده ان اس ای به تجهیزات زیرساخت اینترنت و داشتن تسلیحات مبتنی بر زیرودی‌هایی است که نه فقط برای همگان اعلام نمی‌شن، که حتی به کارخونه سازنده هم خبر داده نشدن.

پنتاگون رو هک کنین

hackpentagon

دپارتمان دفاع آمریکا برنامه جالبی رو اعلام کرد و نتیجه خوبی هم گرفت: hack the pentagon باگ باونتی! توی این برنامه از هکرها خواسته شده بود بیان و به پنتاگون حمله سایبری کنن و به ازای هر مشکلی که پیدا کردن تا ۱۵هزار دلار جایزه بگیرن. در این برنامه ۱۴۰۰ هکر کلاه سفید (اخلاقی) حضور داشتن و حداقل ۱۰۰ حفره امنیتی رو کشف و گزارش کردن و جایزه هاش رو گرفتن. توضیح در مورد شرایط پیچیده ایران.

در اعماق

تشکر از دیجیاتو

چت بات ها

دلیل نامگذاری این شماره. گوگل و مایکروسافت و فیسبوک و اپل و آمازون دارن مسابقه می دن. مفهوم کلی. اینترفیس های آینده. مثال از خرید. مثال از پزشکی
گوگل : duo و حالا آلو (مسنجر که با هوش مصنوعی می تونه دائما بهتر بشه)
فیسبوک: واتس اپ و مسنجر

حرکت نهایی اوبر: جایگزین کردن راننده‌ها

uber

اشاره به کشمکش تاکسی رانی و اعتراض راننده ها و جایگزینی آژانس‌های و .. و خب هر شغلی زمانی از بین می ره.. ولی یا آسمان های بالای سر… اوبر گفته در شهر پیتزبورگ ماشین های خودکار آدم ها رو جابجا خواهند کرد.. کی؟ آخر این ماه ! ماشین های خودکار گوگل تا به حال میلیون ها کیلومتر راه رفتن و رانندگی خودکار تسلا هم که اخبارش جهان رو پر کرده. اشاره به امنیت احتمالی و نظم و متحول شدن مفهوم مالکیت ماشین و بحث ضرر دادن فعلی اوبر و وضع ایران و ماشین هاش! و البته جنگ جدی است. بحث گوگل و ویز و اجرای پروژه ای در این مورد که آدم های هم مسیر رو به هم وصل کنه در محدوده سیلیکون ولی که مشابه اش قبلا در جایی که بهش می گن اسراییل اجرا شده بودو احتمالا یک اعلام جنگ ملایم به اوبر و لیفت است. منبع وال استریت ژورنال حتی اضافه کرده که گوگل داره به اضافه کردن خودروهای بدون راننده اش به این سیستم ویز فکر می کنه.

اینترفیس های شنیداری

ear

از چت بات ها که گفتیم.. نکته بعدی که شاید آینده کامپیوترها باشه اینترفیس های گفتاری هستن. بازم خیلی ها توش نقش دارن. الکسای آمازون و اوکی گوگل ولی عملا شرکت های دیگه دارن کارهای بسیار متفاوت می کنن. مثلا دراپلر لبز گوشی هایی داره که فقط کمی از یک هدفون ساده بزرگتر هستن و می تونن صدای بیرون رو دریافت کنن و با یک لایه واقعیت افزوده به شما برسونن. مثلا صداهایی که نمی خواین رو کم کنن یا تک صداهایی که دوست دارین رو بیشتر کنن یا حتی مثل یک اکولایزر کار کنن. شرکت دیگه ای به اسم براگی در المان ایرفون هایی داره که موزیک پلیر دارن، قدم شمار دارن، ضربان قلب می شمرن و اینجور چیزها و خب اپل هم که در حرکت اخیرش روی آیفون هفت، هدفون کلاسیک رو کاملا حذف کرد و به سمتی رفت که توش می تونه مفهوم هدفون رو متحول کنه. دراپلر می گه زمانی تصویر اینکه آدم ها با سر پایین و در حال نگاه به یک صفحه درخشان راه می رفتن تا بفهمن کجا باید برن روی نقشه، بسیار عجیب به نظر خواهد رسید. ادعای این شرکت ها اینه که به زودی کامپیوترهای تو گوشی از کامپیوترهای رومیزی و جیبی پیشی خواهند گرفت و رابط اصلی ما با جهان خواهند بود.

نت‌فلیکس از اف سی سی می خواد دیتا کپ رو «غیرقابل دفاع» اعلام کنه

netflix

نت فلیکس یک در خواست به کمیسیون مخابرات فدرال آمریکا (اف سی سی ) داده که درخواست می کنه محدودیت حجمی روی مصرف اینترنت ممنوع باشه. استدلالش هم اینه که گذاشنت این حدودیت محدود کردن کاربر است نسبت به سرویسی که خریده چون دیگه نم یتونه به راحتی دائم باهاش ویدئو پخش کنه. استدلال اینه که محدودیت حجمی یا اصولا UsageBasedPricing باعث می شه مشتری ها پهنای باند رو مصرف نکنن یا به اندازه ای که دوست دارن فیلم نبینن. کل داستان هم به قانون آمریکا برمیگرده که قراره تضمین کنه همه می تونن به پهنای باند زیاد دسترسی معقول داشته باشن. حرف نت فلیکس اینه که هر سرویس پهنای باند بالا باید حداقل ۳۰۰گیگ در ماه پهنای باند داشته باشه تا یک خانواده متوسط آمریکایی بتونن جوری که لازمه از اینترنت استفاده کنن. البته جاهایی مثل کامسکت محدودیت ۱ترابایت در ماه دارن که از این عدد خیلی بیشتره اما بعضی ها هم به عددهای کمتر فکر می کنن (اینجا یکی باید بگه مثلا شاتل ۳ گیگ می ده ((: )). تجربه مالزی و کودی رو بگم و اینکه اینترنت فعلی ما در واقع یک ارتباط شل و ول به یک سیم است که به اینترنت وصله یا وصل نیست. و البته در همین ماه خبر ایران هم این بود که‌«اینترنت نامحدود سقف دار شد» و اینترنت بعضی ها هم قطع می شه چون «استفاده زیاد کردن از اینترنتشون»

وزیر آموزش فرانسه و درخواست برای حذف پوکیمون‌های خاص از مدارس

PARIS, FRANCE - AUGUST 22:  French Education minister Najat Vallaud-Belkacem, leaves the Elysee Presidential Palace on August 22, 2016 in Paris, France. This is the first weekly cabinet meeting following the summer holidays.  (Photo by Frederic Stevens/Getty Images)

PARIS, FRANCE – AUGUST 22: French Education minister Najat Vallaud-Belkacem, leaves the Elysee Presidential Palace on August 22, 2016 in Paris, France. This is the first weekly cabinet meeting following the summer holidays. (Photo by Frederic Stevens/Getty Images)

وزیر آموزش فرانسه در درخواستی جالب درخواست کرده که شرکت نیانتیک، پوکیمن‌های خیلی خاص و جذاب رو از محدوده مدارس بیرون نگه داره که کسی به خاطر اونها به شکل غیرقانونی سعی نکنه وارد مدرسه بشه! البته در حال حاضر این امکان هست که مدارس درخواست بدن و کلا توشون پوکیمن نباشه ولی درخواست وزیر جالبتر بوده و از زاویه ای خاص تر: نگه داشتن غیرمحصلین در بیرون از مدارس . توضیحی هم در مورد ایران و بلاهتشون و اشاره به بحث های حقوقی

درخواست تایوان برای محو کردن تصاویر پایگاه نظامی جدیدش در دریای مورد مناقشه با چین

An aerial photo taken though a glass window of a Taiwanese military plane shows the view of Itu Aba, which the Taiwanese call Taiping, at the South China Sea, March 2016.   REUTERS/Ministry of Foreign Affairs

An aerial photo taken though a glass window of a Taiwanese military plane shows the view of Itu Aba, which the Taiwanese call Taiping, at the South China Sea, March 2016. REUTERS/Ministry of Foreign Affairs

چهارشنبه وزیر دفاع تایوان گفت که به گوگل درخواست دادن تا تصاویری که به گفته کارشناس ها یک ایستگاه نظامی جدید در ایتو-آبا در دریای مورد مناقشه چین است رو بلور کنه. اون گفته بر اساس اصل مخفی نگه داشتن تجهیزات نظامی و امنیت، از گوگل خواسته شده این تصاویر رو محو کنه. قبل از این درخواست یک روزنامه محلی تصاویر رو منتشر کرده بود. کمی توضیح در مورد نقش جدید تکنولوژی در دور زدن حکومت ها و دولت ها و از اونطرف آزادی های زیادش برای رشد

تبریک و تقبیح

  • یک تشکر داریم از صابر راستی کردار برای فونت های خوبی که طارحی و به آزادی در اختیار ما گذاشته.. بخصوص فونت وزیرکد برای برنامه نویسی
  • تبریک: سهامدارهای توییتر که از وقتی شایعه فروشش به گوگل تکرار شده، کلی سهامش رفته بالا
  • تبریک که خودمون که سنا هزینه سفر به مارس رو تصویب کرد
  • تبریکی هم داریم برای دارندگان پی اس ۳ که احتمالا قراره ۵۵ دلار از سونی بگیرن به خاطر آپدیت ۲۰۱۰ که دیگه نذاشت لینوکس نصب کنن رو دستگاهشون!

نامه ها

در حالی که شمال فقط یه جا نیست، اینم یکی از کلیشه هاست ، خیلی از کلمه ها تو جاهای مختلف ایران معنی متفاوت حتی بدی مثل این دارن، مثلا تو گیلان همین موس، یعنی گنجشک، که تو مازندران نمیشه گفت.


اسپانسرهای این شماره رادیوگیک: کاوه نگار، دیجیاتو و آی ویوید