بایگانی برچسب: s

سازمان جهانی بهداشت، رسما «اختلال بازی ویدئویی» را به رسمیت شناخت

چیزی مثل «مرض بازی‌های ویدئویی» شبیه چیزیه که پدر و مادرها بگن ولی از امروز، سازمان جهانی بهداشت هم به چیزی به اسم «اختلال بازی‌» رو به رسمت شناخته و اونو به فهرست داخلی بیماری‌هاش اضافه کرده. نسخه جدید که همین هفته منتظر شده، می‌گه در صورت وجود سه مورد زیر، بازی کردن رو می‌شه یک اختلال دونست:

  1. ناتوانی در کنترل بازی کردن (میزان، تکرار، پایان دادن به بازی و …)
  2. بالا رفتن اهمیت بازی کردن در مقایسه با بقیه فعالیت‌ها و اولویت گرفتن بازی نسبت به دیگرکارهای زندگی یا فعالیت‌های روزمره
  3. ادامه دادن یا زیاد کردن میزان بازی علی رغم درک صدماتی که بازی می‌زنه

جالب نیست؟ احتمالا خیلی‌ها رو می‌شناسیم که این شرایط رو دارن و حتی ممکنه در مورد خودمون هم آشنا باشه. همین مساله یک گیر تشخیصی درست می کنه: این شرایط بسیار مرتبط به تفسیر ما از ناتوانی، بالا رفتن اهمیت، دیگر کارهای زندگی و … است. در مقابل مساله جذاب اینه که این اختلال هم در موارد بازی‌های آنلاین می‌تونه تشخیص داده بشه و هم در مورد بازی‌های آفلاین. و البته در آخر باید بگم که میزان شیوع این اختلال،‌ به گفته سازمان جهانی بهداشت «بسیار کم» است و قرار نیست از فردا هر کسی که به نظر پدر مادرش زیاد بازی می کنه رو با برچسب «اختلال بازی ویدئویی» برچسب بزنیم؛ کاری که خیلی از روانشناس‌ها به راحتی با اختلال‌های دیگه می‌کنن. به گفته عضو سازمان جهانی بهداشت دکتر ولادیمیر پوزنیاک «میلیون‌ها گیمر در سراسر جهان هستن که ممکنه واقعا هم درگیر بازی‌هاشون باشن ولی هیچ وقت کیس مناسبی برای تشخیص اختلال بازی به حساب نیان».

خلاصه اینکه بازی کنین (یا هر کار دیگه)‌ ولی یه جوری که کنترلش دست خودتون باشه، به بقیه زندگی هم برسین و اگر فهمیدین مضر است، بتونین قطعش کنین.

درگذشت تد دابنی، هم‌بنیانگذار آتاری

دنیای بازی‌های کامپیوتری‌ یکی از تاریخ‌سازهاش رو از دست داد. تد دابنی که در کنار نولان باشنل آتاری رو بنیان گذاشته بود، بعد از اینکه از تلاش برای درمان سرطان، سرباز زد، فوت کرد. تد و نولان در سال ۱۹۷۱ شرکت Syzygy رو بنیان گذاشتن که اولین بازی آرکید تجاری رو تولید کرد و سال بعد سراغ شرکت تاسیس شرکتی به اسم آتاری رفتن که بازی مشهور پونگ (از اسلاف توپ و دیوار) رو داشت.

تد دابنی از زمان ورود به ارتش آمریکا شروع به یادگیری الکترونیک کرد و بعدش توی بانک آمریکا و اچ پی تجربه کسب کرد. البته کار اصلی از ۱۹۶۱ و شرکت Ampex شروع شد که شروع کردن به کار با نمایشگرها و ملاقات باشنل که ۱۹۶۹ به این شرکت اومده بود. ایده اصلی اونها این بود که یک پیتزا فروشی بزنن که دستگاه‌هایی توش باشه که بشه با انداختن سکه، بازی‌های کامپیوتری کرد و داستان شروع شد و تا آتاری پیش رفت.

البته تد خیلی زود با باشنل به مشکلات متنوع خورد و شرکت رو ترک کرد و در جاهایی مثل فوجیتسو کار کرد اما بدون شک، از آدم‌هایی بود که توی همون دوران کوتاه، به دنیای بازی‌های کامپیوتری شکل دادن. با اینکه من هیچ وقت آتاری نداشتم، ولی اصولا در دوران بچگی من، خیلی‌ها «بازی کامپیوتری» رو با «آتاری» یکی می دونستنن.

رادیوگیک شماره ۰۸۰ – دی اند دی به احترام دوست شریف دی اند دی بازمون سام رجبی

بازی های dungeons and dragons یا همون D&D بازی‌های نسبتا جدیدی هستن که با بهترین کامپیوتر جهان بازی می‌شن و بهترین گرافیک جهان رو هم دارن: مغز و قدرت تخیل! در این بازی‌ها ما با هیولاها می جنگیم، راهمون رو تو جنگل‌ها باز می‌کنیم و از تله‌ها در میریم و معماها رو حل می‌کنیم تا به هدفمون برسیم. این بازی‌ها ممکنه چند سال طول بکشن و بخشی از شخصیت ما باشن. توی این شماره به دی اند دی نگاه می کنیم، بازی ای که من با سام رجبی یادش گرفتم. با ما باشین که از دانجن، رول پلی،‌ مستر و پارتی حرف می‌زنیم!

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

بذار ببینیم از کجا اومده.. این بازی گیکی که همه جا می بینیمش. مثلا توی بیگ بنگ تئوری (سیزن ۳ قسمت ۵، سیزن ۳ قسمت ۲۱، سیزن ۵ قسمت ۴، سیزن پنج قسمت ۱۹، سیزن شش قسمت ۱۱، شش قسمت ۲۳ و سیزن ۹ قسمت ۲۲). مثلا تو یکیش دخترها رفتن وگاس خوش بگذرونن و پسرها دانجن و دراگنز بازی می کنن. یا جای دیگه یک بازی درست کردن که توش باید برن بابانوئل رو نجات بدن! یا جاهای دیگه و هنرنمایی های راج برای فضاسازی! (: اما ماجرا چیه!

بازی دی اند دی بر میگرده به حوالی ۱‍۹۷۴. دو تا گیک به اسم های گری گای گکس gay gygax و دیو ارنسون dave arneson درست شده‌ [کمی تاریخچه] بازی ای رو می سازن که توش شما در یک محیط دارین با هیولاها می جنگین (چرا دانجن؟ چرا دراگون؟)

و به شکل درست تر باید اینجوری بهش نگاه کنیم که یک کتاب است با یکسری قاعده بازی. اما قواعی بسیار شل و ول. در واقع این کتاب یکسری شخصیت می سازه. یکسری مکانیک می سازه و یکسری ایده که بعدا می شه اونها رو در دنیاهای مختلف به کار گرفت.

مثال هایی از مفهوم «تعریف مکانیک و شرایط» و خب وقتی کتاب دی اند دی منتشر شد، دنیای جدیدی به وجود اومد که تاریخ بازی های برد گیم رو به دو قسمت کرد.

این ادامه وارگیم ها بود که توشون هر بازیکن نقش یک شخصیت رو داره (بر خلاف مثلا فتح پرچم یا شطرنج یا خیلی از بازی های دیگه که توش ما یک ارتش رو بازی می کنیم)
. دانجن مستر خدای بازی است و نقش موجوداتی به جز بازیکن اصلی و تصمیم گیری های بزرگ و غیره رو داره.

این کتاب نسخه نسخه پیش امد تا سال ۲۰۰۰ که به نسخه ۳ رسید و قواعدش تحت عنوان d20 (که به تاس ۲۰ وجهی) اشاره می کنه شکل گرفت و با لاینس بازی های آزاد OGL منتشر شد. الان آخرین نسخه ۵ است که مثلا من باهاش بازی می کنم و ۲۰۱۴ منتشر شده هرچند که خیلی از فن های جدی هنوز نسخه های قبلی رو بازی می کنن.

این بازی رو بیشتر از ۲۰ میلیون نفر بازی می کنن و درآمد کتاب و تجهیزاتش در حدود ۱ میلیارد دلاره. خود کتاب یک طرف،‌ برای کمپین های مختلفش کتاب و وسیله و آدمک مینیاتور و اینها درست می شه.

ولی بذارین نگاه دقیقتری بندازیم

  • open ended role playing game
  • داخل خونه و روی میز.
  • هر کی یه کاراکتر داره که یک شخصیت در دنیایی تخیلی است
  • همه با هم در یک گروه هستن (بهشون می گن پارتی)
  • معمولا افراد تخصص های مختلف دارن که همدیگه رو تکمیل می کنن
  • حرف زدن و تصمیم گرفتن اونها رو در ماجراهایی پیش می بره که بهشون کمپین می گن

موجوداتی غیر از بازیکن های اصلی هستن که توسط دانجن مستر کنترل می شن NPC و خب معلومه که تاس هم کلی کاربرد داره. همچنین بخشی از NPCها مانسترها هستن که باید باهشون جنگید یا حالا کارهای دیگه کرد‌(:

قواعد خیلی مفصل باعث می شه مستر بتونه در هر مورد تصمیم بگیره یا البته اگر لازم دید هم می تونه قواعد خودش رو درست کنه. دنیای خودشه! تنها تنها چیزی به جز دونستن قواعد که برای بازی کردن لازمه، تاس است. تاس های دی اند دی ۷ تا هستن که بهشون می گیم d4, d6, d8, d10, d12, d20, و یه d10 دیگه وقتی درصد لازمه. البت معمولا یک صفحه برای نشون دادن وضعیت جنگ ها هم هست که مینیاتورهای روش نشون میدن چه خبره و دست هر نفر هم یک کاغذ هست به اسم player sheet که وضعیت بازیکن رو می گه که یادمون نره جونمون چقدر بود، چه جادوهایی بلد بودیم،چه اسلحه هایی داشتیم، چقدر زبر و زرنگ بودیم و هر دور چقدر می تونستیم راه بریم و غیره و غیره.

شخصیت ها

برای هر بازی شما باید یک شخصیت داشته باشین [کمی توضیح در مورد ادامه شخصیت یا مهمان یا …]

معلومه که باید اسم داشته باشین! مثلا اسم من نول بود. که البته فرود می گفت چرا همه اش کامپیوتر!
بعد باید نژادتون رو انتخاب کنین. نژادهای مرسوم اینها هستن:
– انسان ها:‌ متاسفانه همه ما انسان هستیم! تطبیق پذیر، منعطف و پر از آرزو
– دوارف‌ها: قد کوتاه و یغور و ارتباط خوب با کوه و صخره. می تونن ۴۰۰ سال عمر کنن و هر چیز مرتبط با توانمندی بدنی اونها ۲+ داره و وقتی بحث کاریزما باشه ۲-. همچنین در مواجهه با جادو و زهر و این تیپ چیزها مقاوم‌تر هستن. تو تاریکی بهتر می بینن و تا تقریبا ۲۰ متر رو می تونن تو تاریکی ببینن
– الف: مرتبط با جنگل و طبیعت. قد بلند و تا ۷۰۰ سال عمر می‌کنن. هنرمند و خوش صدا و خوب در سحرها. قد بلند و زیبا و ۲+ در زبردستی و ۲- در بد بدنی. (چغر بودن؟). مقاوم در برابر خواب و شانس بیشتر در سحرهای پیش برنده. خوب در دیدن در نور کم و گوش کردن و جستجو و تشخیص چیزها.
– هفلینگ ها – باهوش و توانا با بدنی کوچیک. تقریبا ۱ متر ولی عضلانی و ورزشکار. عاشق کشف کردن و پیش رفتن و سن در حدود ۱۰۰ سال. ۲+ در زبردستی و ۲- در قدرت به خاطر هیکل کوچیکشون. امتیاز مثبت در بالا رفتن، پریدن، گوش کردن و حرکت بی صدا و همچنین شانس زیاد وقتی saving throw می ریزن چون نترس هستن و سریعا از خطرها جا خالی می‌دن. این همون چیزی است که در دنیای ارباب حلقه ها بهشون میگن هابیت

حالا که نژاد شما مشخص شده، باید طبقه خودتون رو مشخص کنین. طبقه های مرسوم اینها هستن:

  • جنگجو: از اسمش معلومه. عالی در جنگ و استفاده از سلاح ها. بهترین موجود برای ایستادن جلو هیولاها و شمشیر و گرز و … زدن
  • روگ :‌ یک جور دزد یا تردست. قهرمان انجام تردستی، مخفی کاری کردن و قفل باز کردن و .. حل کردن مسائل. روگ ها عالی نگهبانی می دن،‌دیدبانی می‌کنن و جاسوسی و تخصصشون اینه که برن لابلای شاخه ها قایم بشن نگاهی بندازن ببین اونجا که می گن خطرناکه چه خبره!
  • جادوگرها:‌ قدرتمند در جادو کردن و استفاده از سحر. این جادوها ممکنه روی سر دشمن ها آتیش بباره یا دوستان جادوگر رو از آتیش هیولا محافظت کنه. جادوگرهها معمولا از نبرد رو در رو احتراز می‌کنن اما حضورشون تو صحنه نبرد کمک بزرگی است.
  • کلریک ها (‌ملاها): این طبقه جادوی الهی دارن و توان بهبود حال و حفاظت آدم ها. همچنین در جنگ هم پشت سر جنگجوها بدک نیستن و احتمالا توانمندی های مختلفشون کمک خوبی به کل سیستم می‌کنه.

وقتی شما کاراکتر خودتون رو انتخاب می کنین ممکنه یک گرایش هم براش انتخاب کنین. مثلا گرایش به سمت نظم و رعایت قانون یا گرایش کارهای خلاف عرف یا یه چیزی اون وسط. بعد بر اساس طبقه و نژاد و تاس هایی که می ریزن برای هر کدوم از مشخصه‌های زیر یک عدد به دست میاد که نشون میده کاراکتر شما در اون حوزه چقدر قدرت داره:

  • initiative modifier: مشخص می کنه کاراکتر شما موقع نبرد، چندمین نفری است که حمله می کنه. البته در هر نبرد باید تاس ریخت و این عدد رو باهاش جمع کرد
  • speed: سرعت شما رو نشون می ده و می گه در هر دور چقدر حرکت می کنین
  • attack and damage modifiers:‌ هر اسلحه قدرتی داره که اگر حمله شما موفق باشه باید بر اساس این قدرت تاس بریزین تا معلوم بشه چقدر ضربه زدین یا خوردین. این عدد با اون عدد جمع می شه.
  • armor class: نشون میده که کسی به شما حمله می کنه باید چه تاسی بریزه تا ضربه اش به شما کاری باشه
  • hit point: نشون می ده که چقدر ضربه باید بخورین تا بمیرین. به قول بازیکن های کامپیوتری همون «جون» شما.

و خب در بازیکن ممکنه توانایی ها و وسایل مختلفی داشته باشه. مثلا یه جادوگر سطح یک ممکنه دو تا جادو بلد باشه و بعد که به سطح بالاتر می رسه می تونه بر اساس کتاب، دو جادوی دیگه انتخاب کنه و حالا چهار تا جادو بلد باشه. یا ممکنه یک روگ کاز اول باز کردن قفل های خاصی رو بدونه یا تعدادی ابزار قفل باز کنی مخصوص و چهار تا طناب همراهش باشه و این داستان ها (:‌

این کاراکترها از لول ۱ شروع می کنن و کم کم اضافه می شن تا پیشرفت کنن و چیزهای بیشتری یاد بگیرن.

مکانیک بازی

بازی اینطوری شروع می شه که اول هر بازیکن یک کاراکتر می سازه یا از قبل داره و به بازی میاره. در هر قدم از بازی، مستر که معمولا جایی نشسته که بند و بساطش دیده نمی شه (تا راحت نقشه جنگ بعدی و وضعیت هیولاها و اینها رو جلوش داشته باشه و کسی نبینه) وضعیتی رو تعریف می کنه و بعد از آدم ها می خواد که کارهایی که می کنن یا چیزهایی که میگن رو اعلام کنن. مثلا:

  • یک تعریف از فضا (در یک اتاق با نور کم هستین، یک در سمت فلان. یک صندوقچه و بازی از بالای سرتون داره رد می شه که توش بویی غیرعادی حس می شه)
  • باز کردن قفل صندق -> چون قفل جدی است لازمه تاس بریزم و هرچند اومد + زبردستی کنم اگر از ۱۸ بالاتر بود باز می شه.
  • با قدرت روشن بینی تاریخچه اتاق رو بررسی می کنم
  • چک می کنم آیا صندوق جادویی توی خودش داره

(مثلا طبق تجربه یاد میگیرین که بارمن معمولا خیلی چیزها می دونه و خوبه باهاش گپ بزنین)

ممکنه من اصولا روی چیزهایی همیشه موفق باشم (مثلا برداشتن یک کاغذ)‌ولی در چیزهایی نیاز باشه تاس بریزم یا مثلا اگر یک جنگجو هستم اصلا نتونم سعی کنم قفلی رو یواشکی باز کنم و فقط بتونم لگد بزنم به در! گاهی هم بخصوص در مواردی که در کنترل من نیست: قل خوردن یک سنگ -> saving throw

در طول زمان خورد خورد وسایل و امتیاز به دست میاریم (یا از دست می دیم) و ممکنه با جمع شدن XP (اکسپرینس پوینت) لول ما بالاتر بره که توانایی های جدیدی بهمون بده. و خب معلومه که مواظب HP هم هستیم تا نمیریم! البته معمولا با چیزهایی مثل مرده ها رو زنده کرد ولی گاهی هم مرگ واقعی است!

تاس ما رو انتخاب می کنه. فلسفه Amore Fati.

در دو حالت بازی می شه:‌مثل vi. در وضعیت مبارزه یا در وضعیت عادی.

فضاهای بازی

از واقعیت بگریزید و دنیای هیجان انگیز تری بسازید!

توی دنیای دی اند دی ، هر ادونچر یک داستان مستقل است. مستر می تونه از کتاب هایی که توش ادونچرها هستن استفاده کنه یا از خودش بسازه. ماجول ها (که همون ادونچرهای منتشر شده در یک کتاب هستن) معمولا نقشه دارن، گاهی خودشون مهره دارن و حتی کلاه و اینها. اگر کسی خیلی اهل بازی باشه ممکنه چندین ادونچر رو پشت و مرتبط با هم بازی کنه که بهش می گن یه کمپین. این کمپین ها ممکنه در دنیاهایی شبیه دنیاهای ما اتفاق بیافتن یا مثلا در فضاهای ارباب حلقه ها یا حتی سیاره‌های دیگه. به این می گن کمپین ستینگز .

و البته

و البته معلومه که وقتی از جادو حرف می زنیم و از نقش خدایی مستر و حمله به شیاطین و تسخیر روح و … معلومه که صدای یکسری در میاد. در جوامع سنتی تر (مثل آمریکا) خانواده ها نگران بچه هاشون می شن که دارن با شیطان و روح شوخی می کنن و دقیقا مثل ما استرس شیطان پرستی می گیرن چون می بینن بچه شون (یا نره غولشون) داره با دوستاش وردهای جادویی می خونه. ولی خب من و شما می دونیم که آدم ها حق دارن اولا هر اعتقادی داشته باشن یا نداشته باشن و بالاتر از اون حق دارن انتخاب کنن چیکار دوست دارن بکنن. اگر کسی از ورد خوندن عموش پشت یک میز و یکسری تاس استرس می گیره میتونه خودش اینکار رو نکنه (:

در موارد دیگه می گن آدم هایی بودن که اینقدر به کاراکترشون وابسته شدن که وقتی توی بازی مرده، خودشون رو هم کشتن!

و البته.. هر کس اولها که آشنا می شه می گه «خیلی باحاله برنامهکامپیوتری اش رو بنویسیم آنلاین بازی کنیم و ..» در حالی که کل قدرت به همینه که دی اند دی رو طرفدارهاش بهترین بازیمی دونن چون با بهترین ابزار بازی می شه: مغز! و خب اون پشت میز نشستن و تاس ریختن و یک شب فان با دوستان گذروندنش است که باحاله وگرنه اگر تبیدل بشه به یک بازی معمولی کامپیوتری، تبدیل شده به یک بازی معمولی کامپیوتری! و چون گفتیم یک شب خوب با دوستان می ریم تبریک ها و تقبیح ها

موسیقی

  • شب و پنجره / صبا حسینی
  • ساعت برگرد / سوگند
  • میخونه بی شرابه / مهستی
  • یه روز میاد / کینگ رام
  • همخونه / هایده و ویگن

چند تا لینک مرتبط

آرشیو بزرگ بازی‌های کلاسیک آمیگا

ar_ninj2

وقتی شرکت کمودور در حوالی سال ۱۹۸۵ آمیگا ۱۰۰۰ رو تولید کرد، تحول بزرگی توی دنیا کامپیوتر اتفاق افتاد. ما شاهد نسل جدیدی از کامپیوترها با یک سیستم عامل گرافیکی شبیه چیزی که ما الان داریم بودیم که علاوه بر ماوس و قدرت پردازشی و کارت گرافیک فوق العاده و بر خلاف پی‌سی ها، می تونست موسیقی فوق العاده ای پخش کنه و حتی «حرف بزنه». این کامپیوتر عجیب به یکی از آرزوهای آدم های تکنولوژی دوست تبدیل شد و سری ۵۰۰ موفقیت عجیبی داشت – هرچند که در نهایت من یک آمیگا ۶۰۰ پر از باگ خریدم که قرار بود «بهتر» باشه ولی عملا همون پونصد به بهترین آمیگای دوران تبدیل شد.

حالا آرشیو اینترنت‌ در یک حرکت فوق العاده حجم عظیمی از بازی ها و برنامه‌های آمیگا رو به شکل آنلاین منتشر کرده که توی براوزر قابل بازی هستن. شیفت شلیک است و چپ و راست و بالا پایین کارهای سنتی خودشون رو انجام می‌دن و احتیاط کنین.. بازی های اون دوران علیرغم گرافیک بسیار ساده‌ و موسیقی دیجیتالشون، game play خیلی خوبی دارن و ممکنه اعتیاد آور باشن.

شطرنج مخفی در مسنجر فیسبوک رو فعال کنید

chess

مسنجر فیسبوک چیز فوق العاده‌ای است. من هر وقت بحث تکنولوژی می شه مثالش می زنم و در موردش نظر می دم ولی خب متاسفانه تا حالا وقت نشده تو وبلاگ بهش بپردازیم. توی این مسنجر شما می تونین:

  • چت کنین
  • استیکر و عکس و … بفرستین
  • تماس تصویری بگیرین
  • پول جابجا کنین

و شطرنج بازی کنین. برای اینکار کافیه به سادگی پیامی با این بفرستین:

@fbchess play

کسی که بازی رو شروع کرده مهره‌های سفید رو داره و کافیه دستورات استاندارد شطرنجی بهش بگین. مثلا:

@fbchess b3 #پیاده ستون بی، به خونه سوم بره
@fbchess Nf3 #اسب به خونه اف سه
...
@fbchess help #راهنما لطفا

اوه.. این هم لازمه گفته بشه که شطرنج معمولا درست به ما معرفی نشده. ما فکر می کنیم شطرنج یک شکل فکر کردن پیچیده و تو در تو لازم داره در حالی که برای لذت بردن از شطرنج، باید اونو شبیه چیزی مثل لینوکس، نقاشی یا اسکیت دید. چیزی که شناختن و ور رفتن و فیلم دیدن و نگاه کردن و سخنرانی گوش کردن توش باعث می شه بازی ما خوب بشه. خیلی های ما شطرنج رو دوست نداریم چون توش می بازیم و حس می کنیم به اندازه کافی باهوش، دقیق، خفن نیستیم در حالی که ما می بازیم چون ازش لذت نمی بریم. درست مثل کسی که سعی کنه با فکر کردن استاد لینوکس بشه و بعد ناراحت بشه که چرا نتونست سوییچ ها رو به شکل صحیحی «حدس بزنه». در مقابل اگر مدتی لینوکس کار کنین، کنفرانس بیاین، فیلم ببینین، به راحتی می تونین شروع به «حدس زدن» سوییچ های هر دستور بکنین (: