بایگانی برچسب: s

به نیمه اکتبر رسیدیم ولی هنوزم وقت دارین توی هَکتُبرفِست، تی شرت برنده بشین

آلمانی ها یه جشن به اسم اکتبرفست دارن که تو تبلیغات این شکلی است:

اما هکرها هم یه هکتبرفست (Hacktoberfest) دارن که شکلش می تونه از یه آدم توی خونه باشه تا یه پارتی صبح تا عصر دورهمی کامپیوتر به دست و پیتزا به دهن و لیوان در کنار. ایده هم به اینه که آدم ها عادت کنن در پروژه‌های اوپن سورس و آزاد مشارکت کنن. این برنامه توسط دیجیتال اوشن، گیت هاب و تویلیو اجرا می‌شه و خلاصه اش اینه:

بعد از ثبت نام در سایت هکتبرفست در طول ماه اکتبر ۵ تا پول ریکوئست به پروژه‌های دیگران در گیت‌هاب بفرستین و یکی از دریافت کننده‌های ۵۰هزار تی‌شرت ایونت بشین؛ به همراه استیکرها و از همه مهمتر، سابقه ۵ تا پول ریکوئست

معلومه که اولین سوال‌های خیلی‌ها اینه که «نمی شه به خودمون/دوستمون پول ریکوئست بدیم؟» جواب اینه که احتمالا با کمی تقلب می شه ولی خب چه کاریه. مساله اصلی هکتبرفست اینه که آدم‌ها رو درگیر پروژه‌های دیگران بکنه و یاد بگیریم مشارکت کنیم و کارهای مثبت بکنیم.

پس پیشنهادم اینه که برای پیشرفت خودمون توی این ماه، اگر احیانا گیت بلد نیستیم، یادش بگیریم و بعد در سایت هکتبرفست ثبت نام کنین و در نهایت توی گیت هاب به پنج تا پروژه در طول این ماه PR بزنیم و منتظر جایزه مون بمونیم. لازم نیست حتما پول ریکوئست‌های ما قبول بشن ولی خب اسپم هم نباید باشن. اگر هم ریپویی دارین که دوست دارین بقیه توش مشارکت کنن می تونین با تگ Hacktoberfest اونو مشخص کنین.

اگر تازه کار هستین جاهایی مثل این و این می تونن جاهای خوبی برای پیدا کردن اولین مشارکت های شما باشن.

اینم بگم که اگر موفق شدین و تی شرت رو گرفتین عکستون رو برام بفرستین که در یک مطلب جدا بذارم. خودم واقعا نخواهم رسید به خاطر کارها و واقعا حیفه. امیدوارم سال بعد بتونم میزبان یه هکتوبرفست باشم (:

آپدیت:
اینجاها هم برای پیدا کردن اولین باگ ها خوبن:
فهرستی از باگ های خوب برای تازه کارها
سرچ گیت هاب برای باگ های مناسب تازه کارها بر اساس زبان

یک تجربه رو به رشد: هفته‌هایی با چهار روز کاری

اینکه ساعت های کاری ما محدود به حدود ۴۰ ساعت در هفته است، اینکه روزهای مشخص تعطیل داریم، اینکه حق مرخصی داریم، اینکه بیمه بیکاری داریم و غیره و غیره همه حاصل دهه‌ها مبارزه نیروهای چپ در جهان است. اما اینجایی که الان هستیم هم بس نیست. بخصوص که توی ایران هنوز خیلی جاها در هفته ۶ روز کاری دارن که عملا زمانی برای زندگی باقی نمی‌ذاره. از نظر من حداقل دو روز تعطیل لازمه، یک روز برای استراحت و یک روز برای تفریح و کارها. اما نظر خیلی‌ها فرق داره؛ از جمله نظر نیوزلندی‌ها.

یک ترند جدید دنیای برنامه نویسی پیشنهاد می‌ده که به جای ۵ روز کار و ۲ روز تعطیل، ۴ روز کار و ۳ روز تعطیل داشته باشیم و برای حفظ تعادل، توی هر کدوم از اون ۴ روز، ۱۰ ساعت کار کنیم. اینجوری هم کماکان ۴۰ ساعت کار خواهیم کرد، هم زمانی که تمرکز کردیم و کار رو شروع کردیم می تونیم طولانی‌تر از تمرکز و جریان سیال ذهن استفاده کنیم و بهتر پیش بریم و هم ۳ روز تعطیل خواهیم داشت که به نفع استراحتمون است و در نهایت هم منابع کمتری رو در شرکت تلف می‌کنه (مثلا نور و سرمایش و گرمایش).

احتمالا این روش به درد تمام صنایع نمی خوره ولی توی نیوزلند شرکت پرپچوال گاردین با ۲۵۰ کارمند این رو تست کرده و نتایجش رو مبثت ارزیابی کرده. کسانی که این آزمایش رو زیر نظر داشتن می‌گن که سطح استرس در دفاتر این شرکت در همه کشور پایینتر بوده، کارمندان رضایت شغلی بیشتری داشتن و برداشتشون از تعادل کار و زندگی شون، بهتر بوده.

البته معلومه که این تیپ کار، ممکنه برای بعضی ها مناسب نباشه و در نتیجه فعلا این شرکت به آدم‌ها اجازه انتخاب داده و شما می تونین به شکل سنتی ۵ روز در هفته کنین. مدیر این شرکت گفته که هدف از برنامه رسیدن به بهره‌وری بیشتر است و در طول برنامه نکته منفی‌ای مشاهده نشده. وزیر روابط محیط کار نیوزلند گفته که یافته‌های این تحقیق بسیار قابل توجه است و این وزارتخانه علاقمنده با شرکت هایی که می‌خوان این مفهوم جدید رو تست کنن، همکاری کنه.

همونطور که گفتم ایده هفته با ۴ روز کاری بخصوص توی دنیای کامپیوتر که کارشون نیازمند یک جور تمرکز دقیق است در حال رایج‌تر شدنه چون به دست آوردن اون تمرکز ممکنه به تنهایی ۲ ساعت از وقت روز رو بگیره و منطقی‌تره که با هر بار به دست آوردن این تمرکز، ۸ ساعت کار کنیم تا ۶ ساعت. و البته یک روز بیشتر به خودمون و زندگیمون اختصاص بدیم. این ایده از ۲۰۰۸ توی ادارات دولتی یوتا تست شده تا هزینه‌های اداره دفاتر دولتی کمتر بشه یا حتی در مواردی واقعا یک روز کم شده و ساعت‌های کار هفتگی به ۳۲ رسیده به این امید که آدم ها اون ۳۲ ساعت رو عالی کار کنن. نمی‌دونم در ایران چنین تجربه‌ای داریم یا نه ولی اگر چنین چیزی رو تجربه کردین خوشحال می‌شم تجربه‌تون رو بدونم.

رادیوگیک ۸۶ – حالا یه هاهاهاهایی شده

در شماره ۸۶ رادیوگیک، خبرهایی کمی متفاوت داریم. یعنی از شجریان می گیم و اشتراک دوچرخه و متلک خیابونی! عوضش اینبار بخش آخر داریم که توش نگاهی به زندگی ۱۳ نفر می ندازیم که در رویای برنامه نویس شدن، چپیدن تو یه خونه؛ اونم تو سانفرانسیسکو.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

اخبار

شکایت شجریان از صدا و سیما رد شد
محمدحسین آقاسی عصر سه شنبه در گفت وگو با خبرنگار قضایی ایرنا درباره شکایت محمدرضا شجریان از صدا و سیما به خاطر پخش بدون رضایت آثار وی اظهار داشت: تیر سال 88 به خاطر پخش بدون رضایت آثار موکلم در صدا و سیما، شکایتی را مستند به ماده 23 قانون حمایت از حقوق مولفان، مصنفان و هنرمندان از این سازمان در دادسرای کارکنان دولت مطرح کردم.
این وکیل دادگستری اضافه کرد: در این قانون صراحتاً آمده که اگر آثار کسی را بدون اجازه انتشار، پخش یا نشر دهند، مجازاتش 6 ماه تا دو سال حبس است.
مرور زمان و … در نهایت هم موجب شهرت شده پس مشکلی نیست

داستان های استخدام

رفتن و داغون بوده بر خلاف ادعا و بعد هم تهدید و …
علیرضا اسکندر پور از آپادانا نوشته
یک سمیرا هم به داستان مشابهی اشاره کرده و که کم کم کارش ۲۴ ساعته شد و …
درست شرکت رو سرچ کنین و با همکارها گپ بزنین و سفته ندین و …

بایک شیرینگ!

خودم بگم کمی از چین و آلمان و اسکوتر و ایران و بیدود و انتظارمون و بودجه دولتی احتمالی.

ممنوعیت ترکرهای جی پی اس دار ورزشی برای سربازان آمریکایی

قبلا انواع این ماجراها رو داشتیم ولی اینبار دیگه جدی شد! ماجرا هم به اپ ورزشی خودمون یعنی استراوا بر می گرده. استراوا یک هیت مپ از فعالیت های جهان منتشر کرد (کمی توضیح در مورد کاربرد خوبش در تهران) ولی مساله وقتی بالا گرفت که این نقشه از حرکت ها چند تا مسیر دویدن رو مشخص کرد که ساکنان شهر شروع کردن به سمتش رفتن و دیدن اینکه اجازه ورود بهش رو ندارن و در نهایت کشف اینکه این مربوط می شه به مکان های نظامی که سربازها توش تمرین می کنن. بعد از یک ماه از این جریان حالا یادداشتی از وزارت دفاع که برای همه سازمان های نظامی رفته می گه که استفاده از هر جور وسیله سنجش ورزش و فعالیت که به جی پی اس مجهز باشه برای سربازها ممنوعه. البته اجراش کار راحتی نیست چون امروز تمام موبایل های ما هم جی پی اس دارن و خیلی ها مسیرهای دویدنشون رو با چنین ابزارهایی می سنجن و ذخیره می کنن و کلی پیچیدگی دیگه.

حالا برنامه نویس ها برای شرکت ها بیشتر از پول می ارزن

بر اساس یک گزارش جدید، اکثریت شرکت ها معتقد هستن که نداشتن دسترسی به برنامه نویس خوب براشون مشکل بزرگتری است تا نداشتن دسترسی به پول. برنامه نویس بد هم ظاهرا بزرگترین مشکل است. گفته می شه حدود ۸۵ میلیارد دلار هزینه سالانه شرکت ها است برای حل مساله «کد بد». مشکل اینجاست که هنوز صنعت نرم افزار بسیار جدیده و با ریختن پول و مدیریت نمی شه مساله اش رو حل کرد. کاری که تقریبا در بیشتر صنایع دیگه، عملی است. تحقیق استرایپ و هاریس می گه که ۶۱٪ مدیران رده بالا، معتقدن که نداشتن دسترسی به توسعه دهنده های با استعداد، اصلی ترین تهدید شرکت اونها است. گفته می شه در حال حاضر technical debt کمپانی ها حدود ۳۰۰ میلیارد دلار است و دسترسی نداشتن به برنامه نویسان خوب، هی هم این رقم رو بالاتر می بره. راه حل هایی که این گزارش برای این مساله داشته سه تا است: ۱. درک هزینه ها و فرصت های توسعه دهنده ها و مهمتر دونستن اونها از دلار بخصوص در بحث اختصاص دادن اونها به پروژه ها ۲. آوت سورس کردن بخصوص در تمام بخش هایی که یونیک بیزنس ما نیستن. از استوریج تا پیمنت تا سی آر ام تا مسیجینگ تا بتونیم توسعه دهنده هامون رو درگیر چیزهای مهمتر بکنیم و مهمتر دونستن خرید از ساختن و ۳. درگیر کردن متخصصین فنی در تصمیم گیرهای رده بالا و اصولا انتخاب لیدرهایی که درک فنی هم دارن.

در اعماق

سانسور مطلبی، می تونه باعث دسترسی بیشتر مردم به اون بشه

مارگارت روبرتز و ویلیام هابز در مقاله ای نشون می دن که چطوری سانسور ناگهانی مطلبی، می تونه باعث دسترسی بیشتر مردم به اون بشه. اونها روی سانسور اینستاگرام در چین کار کردن و صفحات ویکیپدیا که سانسور هستن (که البته بعد از ۲۰۱۵ و سوییچ کامل ویکپیدا به https غیر ممکن شد). اونها می گن کسانی که شروع می کنن از فیلتر رد شند، اتفاقا دقیقا به چیزهایی دسترسی بیشتری دارن که سانسور بودن. الگوی مصرف این آدم ها نسبت به کاربران قدیمی گرایش بیشتری به مطالب سانسور شده داره. اونها اسم این پدیده رو «تاثیر دروازه» گذاشتن و اینکه وقتی کسی از دروازه می گذره، تمرکز بیشتری روی چیزهای سانسور شده داره تا مطالب مرسوم. اونها می گن کسی که تازه از فیلتر گذشته حس قوی تری برای مشارکت در مسائلی داره که ممنوع بودن و حتی اگر در طولانی مدت به اونها علاقه نشون نمی داده، در این وضعیت تمرکز بیشتری در این بحث می ذاره.

فرانسه قانون ضد متلک گفتن رو تصویب کرد

فرانسه در یک قانون جدید، سعی می کنه با مزاحمت های خیابانی مبارزه کنه. الان اگر کسی در خیابون به کسی متلک بگه و پای پلیس به میون کشیده بشه، ممکنه ماجرا در همونجا به ۷۵۰ یورو جریمه منتج بشه! این قانون تلاشی جدید توی جلوگیری از آزار جنسی است. همچنین بخش دیگه ای از این قانون سعی می کنهحمایت قویتری از کودکان زیر ۱۵ سال بکنه و جای دیگه ای هم مجازات زندان برای چیزی تعیین کرده که این روزها بهش می گن upskirting یا همون عکس گرفتن از زیر دامن بدون اینکه سوژه متوجه بشه!این قانون بخشی از کمپین مکرون بود و البته یک ویدئوی وایرال از یک مزاحمت خیابونی، باعث تصویب سریعترش شد. به این می گن قدرت اینترنت و البته تلاش حکومت ها برای مبارزه با چیزی بد.

کامپیوترهای کوانتومی تقریبا آماده بازار هستند

مدت ها است که داریم از کامپیوترهای کوانتومی می گیم؛ استفاده از مفاهیم و قواعد مکانیک کوانتوم برای ساخت کامپیوترها و حل مسائل. در تقابل با مفهوم ۰ و ۱ فعلی. حالا شرکتی به اسم ریگتی مدعی شده که با محصولی به اسم کوانتوم کلاود سرویسز می تونه خدمات کامپیوتری کوانتومی رو به شرکت های دیگه بگه. مشتریان اولی هم که نام برده اکثرا در حوزه شیمی و بیوتکنولوژی هستن که برای منطقا قابلیت های کامپیوترهای کوانتومی برای کارشون خوبه: کنار هم چیدن حالت های مختلف ملکولی و کشف داروهای جدید. بازدید از مرکز اونها، برابر دیدن سیلندرهای فوق سرد نگهدارنده کامپیوترهای کوانتومی است که کنارشون رک های سرور های سنتی ارتباط با جهان بیرون رو برقرار می کنن. اونها هنوز از کامپیوترهای سنتی کندتر عمل می کنن و بخشی از مساله که توسط کامپیوترهای کوانتومی حل می شه هنوز پر مشکل و اشتباه است اما پیش بینی مدیر عامل اینه که در ۶ تا ۳۶ ماه، به چیزی به اسم «برتری کوانتومی» برسیم که توش بخش حل شونده توسط کامپیوترهای کوانتومی، زمان کمتری از حل مساله روی کامپیوترهای سنتی خواهد گرفت. معلومه که در حال حاضر حل مسائل روی این سیستم ها نیازمند الگوریتم های هیبرید هم هست تا بتونه مشکلات و اشتباه ها رو ببینه و اصلاح کنه.

بخش آخر

زندگی با ۱۲ برنامه نویس، ۲ اتاق و ارزوی قرن ۲۱ی

یه مطلب خوب اسلیت است از یک نفر که آرزوی برنامه نویس خفن شدن در سان فرانسسیکو رو داشته. ماجرای کسی است که برای رسیدن به لانژ باحال دارای جیم و جای کار و غیره در برج ۱۹ طبقه اش، باید قاچاقی از جلوی نگهبان ها رد می شده چون از ساکنان رسمی برج نبوده و ۱۷ طبقه پایینتر، در یک ایر بی اند بی غیرقانونی زندگی می کرده و البته در خونه ای ۲ اتاقه که توی هر اتاقش ۶ نفر زندگی می کردن، بدون شمردن اون یه نفر که تو کمد لباس زندگی می کرد. تخت های سه طبقه ، هوای خفه و اتاق همیشه تاریک رو اضافه کنین به اشپزخونه ای که توسط ۱۳ نفر استفاده می شد و همیشه پر ظرف کثیف و بوی موندگی بود. دوستمون می گه آگهی اتاق می گفت با ۱۲۰۰ دلار می تونن از جیم، هات تاب، سالن بسکتبال و حتی دیواره صخره نوردی استفاده کنن ولی ظرفیت رو فقط ۴ نفر اعلام کرده بود. اما حالا ۱۳ نفر اینجا زندگی می کردن که خب معلومه باعث شده بود همه نظرات هم «عالی» و ۵ ستاره باشه ولی خب هیچکدوم از نظرات نگفته بودن که حتی کلید ورودی اصلی رو هم به یارو نخواهند داد و باید منتظر بمونه تا یکی وارد یا خارج بشه و پشتش بدوه و از لای در رد بشه و یواشکی از آسانسورها بالا بره تا نگهبان ها اونو نبینن و یواشکی کلید بالای در رو برداره چون اون کلید بین ۱۳ نفر مشترکه! داستان دوستمون داستان یک نفر است که برای یک دوره ۱۲ هفته ای برنامه نویسی ثبت نام کرده تا بتونه خودش رو بین جمعیت عظیم برنامه نویس ها بالا بکشه. تصور رویایی این شغل اینه که همه اش استراحت و کارهای خفن است با حقوق بالا و سفر خوب و زندگی جذاب د رکنار کد زدن روی پروژه های جالب. اما شوک اصلی وقتی بود که فهمید هم اتاق هاش اکثرا برنامه نویس هستن و دنبال پیدا کردن «شرکتی بهتر» با اتکار به استارتاپ فعلی شون یا مدارک شون از استنفورد و ام آی ةی. می گه همکارهای آینده اش رو می دید که روزی حدود ۱۵ ساعت کار می کردن و البته استراحت آخر هفته این بود که کار به ۱۰ ساعت کاهش پیدا کنه. از این می گه که دوست نداشت مثل اونها بشه که از ۱۵ ساعت کار می اومدن و تا جایی که می تونستن بیدار بمونن هم روی کاناپه می نشستن و رو کدها بالا پایین می رفتن. کسی که کمد رو به عنوان «اتاق خصوصی» اجاره کرده بود، ۱۴۰۰ تا در ماه می داد تا ساعت ۹ بیاد خونه، سریال با شیر بخوره و بعد به کمدش بره و کد بزنه. اون ۱۶ ماه بود که در همین وضع بود. و باور بکنین یا نه، برای پین ترست برنامه می نوشت!

نویسنده مون می گه شاید کلی هم برنامه نویس باشن که زندگی رویایی ما رو زندگی کنن ولی به نظرم تعداد این آدم ها که اون میدید هم بعیده کم باشه. و اکثرشون رویاشون رو از دست داده بودن. طبق آمار ۹۲٪ استارتاپ ها در کمتر از سه سال از بین می رن و این یعنی افرادی که برای اونها کار می کنن دارن دنبال کارهای جدید می گردن – برنامه نویس هایی با استعدادتر و پر تلاشتر از اون. می گفت باید مواظب باشیم که شبیه اونی نشسم که تو اون اتاق می خوابه و موقع چونه زنی، به جای حقوق سهام برداشته و حالا روزی ۱۲ ساعت کار می کنه تا شاید کشتی در حال غرق کمپانی رو نجات بده و در نتیجه سهامش با معنی بشه. یا شبیه اونی که تخت بالایی نویسنده می خوابه و دو ماه است دچار افسردگی شده و اکثر روز رو سر کار نمی ره و بقیه مواقع هم معلومه که فعالیتی جدی نداره. می گه مشکل اصلی شهر استارتاپی اینه که کمبودی توی آدم های صفر کیلومتری که حاضرن جونشون رو برای کار بدن نیست و در نتیجه هیچ کس احترامی نداره. هرکسی که اخراج بشه یا اعتراض کنه، یک ارتش هست که جاش رو پر کنه و خیلی هم ذوق داشته باشه که داره فلان جا کار می کنه یا با فلان چی زکد می زنه یا شب نمی خوابه و کار میکنه و خاطره های باحالش این باشه که فلان موقع ۲ روز بودن که نخوابیده بودن و کار می کردن.. به این ارتش می گن ارتش ذخیره کار.

نویسنده می گه از برنامه نویسی برای استارتاپ بیرون اومده ولی ارزشمنده آدم یواشکی بره اون جای بالکاس طبقه ۱۹ام و از پنجره به بیرون نگاه کنه. فضای استارتاپی از دور بیسار زیبا و هیجان انگیز است. لوگوهای درخشان و زیبا ولی چیزی که توش دیده نمی شه، رنج آدم ها است و امیدهایی که از هر صد نفر، یکیشون هم بهش نمی رسن. اسم باکلاس «هکر هاوس» همه جا دیده می شه و کسانی که در بوت کمپ ها و آموزشگاه ها و دارن رویایی زیبای شهر استارتاپی رو می فروشن ولی نویسنده می گه حالا که از نزدیک فضا رو دیده، چیزی نیست که دوستش داشته.

[اشاره به ایران و فیلم پازلی ها و موندنشون توی مسافرخونه و ..]

قانون هفته

قانون هفته؟ بتریج ‌Betteridge’s law که می گه اگر عنوان یک مقاله با علامت سوال تموم می شد، جواب معمولا «نه» است. معلومه که بیشتر شوخی است ولی در عمل هم می شه هی بهش اشاره کرد مثلا «آیا فلان چیز واقعا فلان کار رو کرده؟» یا «آیا شما به یک آیپد احتیاج دارید؟» و …

پایتون با گذشتن از سی پلاس پلاس، به سومین زبان مطرح جهان در شاخص تیوب تبدیل شد

شاخص تیوب در دنیای برنامه نویسی، سعی می کنه با نگاه کردن به مشخصه هایی مثل تعداد برنامه نویس ها، تعداد دوره ها و سازمان های پشت یک زبان برنامه نویسی، اونها رو طبقه بندی کنه. امسال برای اولین بار، پایتون تونست خودش رو به رتبه سوم برسونه.

پایتون سالها است که قدم به قدم بالا اومده و الان خوشحالیم که با ۷.۵ درصد، به رتبه سوم رسیده. زبان اول جاوا است با ۱۷٪ و بعد سی با ۱۵٪ و رتبه چهارم این ماه هم به سی پلاس پلاس رسیده که با ۷.۴٪، از پایتون عقب مونده. مهمه یادآوری کنم که این درصد ها به معنی بهتر بودن یک زبان نیستن بلکه نشون می دن توجه در جهان به این زبان بیشتره. اونم با یک شاخص خاص. البته در دو شاخص مشابه دیگه هم جای پایتون عالیه: در PyPl پایتون اوله و در RedMonk پایتون سومه اما در نهایت توجه به شاخص تیوب، بیشتر از بقیه است.

معلومه که پایتون این رتبه و رشد رو مدیون پکیج های بسیار زیاد و خوب و همچنین توسعه بسیار سریع و همچنین شرکت های قوی ای است که ازش استفاده می کنن – و در نتیجه به جلو هلش می دن.

اگر شما هم به پایتون علاقمند شدین می تونین راهنمای شروع اون یا دوره های من توی مکتبخونه یا گوتوکلس رو ببینین یا روی اینترنت پیداشون کنین.

با این ابزار، رپوزیتوری گیت خودتون رو از نظر امنیت اطلاعاتش بررسی کنید

گیت کمی پیچیده است! آدم ها توش اشتباه های زیادی می کنن و یکی از هک های مشهور این روزها اینه که آدم ها توی رپوزیتوری‌های گیت، دنبال پسوردها، دامپ اطلاعات و خیلی چیزهای دیگه می‌گردن. حتی چند وقت پیش رسم شده بود که آدم ها توی گیت هاب دنبال کسانی می‌گشتن که اشتباهی کل هاردشون یا یک دایرکتوری عظیم رو کامیت کردن و بعد با دانلود اون عملا کل هارد طرف رو می گرفتن! نکته بامزه هم اینجاست که اگر یکبار این اشتباه رو بکنین و مثلا یک فایل حاوی پسورد یا دامپ رمزنگاری نشده دیتابیس رو کامیت کنید و مثلا روی گیت هاب بفرستید، حذف کردنش کار راحتی نیست. یعنی حداقل با تکنیک‌های مرسوم فایل واقعا پاک نمی‌شه؛ چون این خصوصیت گیت است که قراره توش همه چیز قابل برگشت به حالت قبلی باشه!

این ابزار خیلی کوچیک، می تونه هر کامیت یا کل لاگ کامیت‌های شما رو در مقابل یک دیتابیس از اشتباهات احتمالی که آدم ها می کنن بررسی کنه و اگر خطری دید بگه. مثلا در مورد یک پروژه شخصی من این خطر ای نبود که اول کار، فایل تنظیمات اصلی سرور رو روی کل پروژه کامیت کرده بودم. برای استفاده از این ابزار چک کردن امنیت کامیت های گیت کافیه از اینجا فایل مرتبط با سیستم خودتون رو دانلود کنید و بعد از باز کردن، فایل scanrepo رو جایی کپی کنین (مثلا /usr/bin) و برای چک کردن کل لاگ های کامیت های قبلی در دایرکتوری گیت اینو بزنین:

$ git log -p | scanrepo

و مشکلات احتمالی رو ببینین (: اگر هم دوست دارین به قواعد اشکال یابی نگاهی بندازین چون نسبتا جالبه. امن باشین و خوش.

مرتبط
دوره رایگان گیت من اینجاست

چیزهایی که تو دانشگاه نمی‌گن: چجوری روت کاز آنالیز (RCA) تحویل بدیم؟

اتفاقات بد، منحصر به دنیای نرم افزار نیستن و همه جا می‌افتن. اما خب توی دنیا ما تقریبا یک چیز روزمره هستن. قطع شدن یک سرویس، کرش کردن دیتابیس، باگ و برنامه نویس تازه کاری که قارتی پوش کرده روی سرور لایو و فیلترینگی که نصفه شبی باعث شده سرور نتونه از ان پی ام آپدیت بشه، اتفاق‌هایی مرسوم هستن.

توی دنیای حرفه‌ای، اتفاق بعد می افته و تیم لایه اول ساپورت یا تکنیکال ساپورت لایه دوم و غیره لازمه با تمام سرعت ممکن مشکل رو برطرف کنن. مثلا اگر در سیستم استعلام جریمه رانندگی خراب بشه و درست کار نکنه، بر اساس قرار، مثلا توی چهار ساعت لازمه سرویس کاملا برگرده و درست کار کنه. شما ممکنه در این چهار ساعت سیستم رو ریبوت کنین یا کلا از مدار خارج کنین و سرویس دوم رو بالا بیارین و غیره و مساله از طریق یک workaround حل بشه اما فرداش لازمه مساله به شکل واقعی حل بشه. یعنی نوشتن و ارائه Root Cause Analysis یا همون RCA.

این یک داکیومنت است که توضیح می ده مشکل چرا پیش اومده بود و احیانا چطور می شه جلوی اتفاق مجددش رو گرفت. در واقع شما دارین علت ریشه ای رو تحلیل می کنین. یک مدیر خوب همیشه بعد از هر اتفاق باید از شما RCA بخواد تا ۱) بتونه بفهمه مشکل چرا پیش امده ۲) جلوش رو بگیره و ۳) دفعه بعدی مرجعی داشته باشه برای اینکه باید چیکار کنه.

اما نوشتن RCA کار بسیار ناخواستنی و نچسبی است ولی هر جای حرفه‌ای که کار کنین لازمه بلدش باشین. آر سی ای معمولا در پنج قدم نوشته می‌شه:

  1. جمع کردن شواهد
  2. تشریح مساله
  3. تحلیل علت و معلول‌ها
  4. پیشنهاد راه حل‌ها
  5. نوشتن RCA

البته مساله همیشه هم به همین راحتی ها نیست و تکنیک هایی هست برای کشف اینکه مشکل کجا بوده. از ترابل شوتینگ سیسمتاتیک تا ۵ بار جواب دادن به این سوال که «چی شد که اینطوری شد؟» و غیره و غیره وجود داره. اما بازم مواردی هست که نمی شه بهش جواب داد. مثلا ممکنه فلان سرویس قطع شده باشه. جواب اول به «چی شد که اینطوری شد؟» اینه که «اپلیکیشن پایین بوده» و جواب بعدی به «چرا؟» این باشه که «چون دیتابیس کرش کرده» و بعد برسین به اینکه «دیتابیس ساعت ۴ کرش کرد» و در جواب به اینکه «چی شد که کرش کرد؟» بعدی جوابی نداشته باشین. حالا شاید بگین:

  1. دیتابیس زاپاس داشته باشیم
  2. لاگ بیشتر اضافه کنیم که ببینیم دیتابیس چرا ممکنه کرش کنه

اولی پر دردسر و گرون است و در واقع فقط فراموش کردن صورت مساله است و دومی یک پینشهاد برای داشتن RCA بهتر در صورت بروز مشکل مجدد.

برای اطلاعات دقیق تر در مورد شیوه نوشتن RCA پیشنهاد می کنم این داکیومنت سریع و راحت با عنوان «رییسم گفته آر سی ای بدم، حالا باید چیکار کنم رو ببینین یا جایی ذخیره کنین چون بدون شک همین که کار حرفه ای تری رو شروع کنین، دائما نیاز به مراجعه بهش خواهید داشت.

فهرست کاملی از چیزهایی که یک برنامه نویس باید بدونه

توی مطلب قبلی گفتیم که شرکت‌های خوب، سروس‌های خوبی هم می‌دن. مثلا پول کافی شاپ روزانه. اما شرکت‌های خوب برنامه نویس‌های خوبی هم می‌خوان و اگر راستش رو بخواین، اکثر ما برنامه نویس های خوبی نیستیم. اولین قدم در تبدیل شدن به «بهترین» اینه که بپذیریم چی بلدیم و چی بلد نیستیم و با حوصله در چیزهایی که بلدیم پیش بریم و در چیزهایی که بلد نیستیم، قدم بذاریم.

برای اینکار کتاب و غیره هست. یا حتی راهنماهای شروع ولی خب اگر فهرست کاملتری می خواین، پیشنهاد می‌کنم این فهرست با عنوان Every Programmer Should Know رو نگاه کنین. به نظرم خوبه این فهرست رو تگ کنین و هر وقت که بیکار بودین، یکیشون رو بخونین. بخصوص که بعضی‌هاش تازه اشاره‌ای است به فهرست‌های دیگه و البته برای ما متاسفانه بعضی‌هاش هم لینک است به کتاب‌های مختلف.

اگر دوست دارین برنامه نویس بهتری بشین، فهرست چیزهایی که هر برنامه نویس باید بدونه دوست شماست.

امکانات جدید شرکت‌های کامپیوتری برای کار از کافی شاپ

یکی از خوبی‌های شغل ما، اینه که نیازی نیست حتما از تو شرکت کار کنیم. اگر کارفرما بتونه اعتماد کافی بکنه می تونیم هر جای جهان باشیم و کارمون رو هم بکنیم. همین باعث شده بعضی شرکت های مشهور حتی دفتر مرکزی جدی ای نداشته باشن یا موقع استخدام سخت نگیرن که شما در کدوم کشور هستین. البته حالت خاص ایران فعلا شامل ماجرا نیست چون ما از نظر اقتصادی به جهان وصل نیستیم و نه می شه مثل آدم به یک ایرانی حقوق داد و نه می شه باهاش قرارداد قابل دفاعی بست.

اما این باعث نمی‌شه ما این مد جدید رو نگیم که حتی شرکت‌های ایرانی هم به خوبی می‌تونن سراغش برن: کار از کافی شاپ یا حداقل امکانات زیاد به کافی شاپ رفتن.

پیشروی ماجرا شرکت بافر بوده که بر اساس ارزش های باحالش حالا به کارمندهاش اجازه می‌ده اگر می‌خوان ساعت‌هایی رو از کافی شاپ کار کنن. دلیلش هم اینه که تحقیقاتی هستن که نشون می‌دن تغییر در محیط و جدا شدن از خونه یا دفترکار می تونه باعث بالا رفتن بهره وری بشه. گاهی هم بعضی‌ها در یک صدای زمینه‌ای، تمرکز بهتری دارن (حتی اپ مخصوص ایجاد صدای زمینه کافی شاپ هم داریم).

بافر برای خوشحال کردن کارمندانش، به اونها این فرصت رو داده که در ماه بتونن ۲۰۰ دلار درخواست هزینه کافی شاپ کنن. یعنی اجازه دارین در ماه بارها به کافی شاپ برین و از اونجا کار کنین و قبض‌هاش رو به شرکت بدین تا بهتون پولش رو بده. ۲۰۰ دلار یعنی ۲۰ تا ۱۰ دلاری یعنی به خوبی می تونین هر روز کاری، سری به کافی شاپ بزنین و دو سه ساعتی اونجا باشین و قهوه‌تون رو بخورین. این می‌تونه الگوی ملایمی برای ایرانی‌هایی که دوست دارن باحال باشن و در کنارش کارمندهای شاد با بهره وری بالاتری داشته باشن هم باشه.

اگر شرکتی هستین که مثلا می تونین با ۲۰۰ تومن در ماه، کارمندها رو خوشحالتر کنین، به نظرم به تجربه اش می ارزه که بگین تا سقف ۲۰۰ تومن در ماه، هزینه کافی شاپی که آدم‌های برای کار به اونجا رفته باشن رو با دریافت رسید، می دین .

اگر هم کارمند هستین و شرکت چنین فرصتی داد، این توصیه های کلی رو یادتون باشه:

  • ساعت های خلوت کافه ها برای اینکارها بهترن. هم آرومتره و هم کافه سود بیشتری می کنه
  • با کافه هماهنگ باشین. جایی بشینین که مزاحم دیگران نباشین و دانلود اضافه نکنین
  • خرید کافی بکنین
  • اگر قراره تلفنی حرف بزنین و غیره، خیلی پر و صدا نباشین
  • و مهمتر از همه خوب کار کنین که شرکت از تصمیمی که گرفته راضی باشه

حالا که تا اینجا اومدین، بذارین یک غر هم بزنم که باید با کمک هم حلش کنیم: سرمایه اجتماعی پایین. ما در ایران به هم اعتماد نداریم. اگر من می گم تو خونه کار می کنم احتمالا کمتر کار می کنم. اگر شرکت می گه پول کافی شاپ رو می هد ممکنه کافی شاپی که با دوست پسر/دخترم رفته ام رو هم بزنم به حساب شرکت و غیره و غیره. از این چیزها باید برای بهتر کردن کیفیت زندگی استفاده کرد نه درآمد زایی یا تنبلی. باید کم کم اعتماد رو ایجاد کنیم.