بایگانی برچسب: s

توزیع پنجاه نسخه رایگان از «کتاب مدیریت محصول چابک با اسکرام اثر رومن پیچلر» برای دنبال کننده‌ها

این روزها اسکرام یکی از شیوه‌های رایج تیم‌های تولید محصول نرم افزاریه و یکی از درگیرهای ما اینه که محصولی که تولید می کنیم هم با اسکرام سازگار باشه یا بهتر بگم شکل طراحی اش مناسب با شکل پیاده سازی اش باشه و ظاهرا کتاب «مدیریت محصول چابک با اسکرام» در همین مورده. منم هنوز این کتاب رو نخوندم ولی حدس می زنم در این مورد است که مدیریت محصول اجایل چطوری باید باشه. مدیر محصولی شغلی است که تو ایران خیلی مرسوم نیست و آدم های حرفه ای زیادی هم براش نداریم و در نتیجه به نظرم اومد که این کتاب و معرفی اش مفیده. حالا اگر به خودم هم یکی جایزه دادن و خوندم در مورد محتوای کتاب دقیقتر حرف می زنم. اگر شما هم با کلیت اسکرام آشنا هستین یا در سیتمی کار می کنین که اسکرامی است یا مدیر محصول هستین یا می خواین بشین، این کتاب احتمالا به دردتون می‌خوره.

و خبر خوب؟ تیم پارسکدرز تصمیم گرفته ۵۰ جلد از این کتاب رو به رایگان بین مخاطب‌های جادی.نت نوزیع کنه (: اگر شما هم می خواین توی این قرعه کشی شرکت کنین کافیه بعد از فالو کردن من و گفتن به دویست تا از دوستاتون و تگ کردن و ریتوییت و چاپ و نصب در میدون شهر و. … این فرم آنلاین رو پر کنین و خب معلومه که بخش فالو و تگ و اینها شوخی بود (:

سعی می کنم هفته آینده یکشنبه قرعه کشی رو انجام بدم و برنده های خوش شانس ما از بین دنبال کننده‌های وبلاگ، توییتر، اینستاگرام و جاهای دیگه مشخص بشن (:

توضیح اینکه چرا در خیلی زبان‌های کامپیوتری، 9999999999999999.0 – 9999999999999998.0 = 2

دیروز توییت کردم که در اکثر زبان های برنامه نویسی این محاسبه جوابش اینه:

9999999999999999.0 - 9999999999999998.0 = 2

عجیبه؟ بله. غیر منطقی است؟ اصلا. توی این ویدئو در مورد مساله اعداد اعشاری در کامپیوتر توضیح می دم و با هم می بینیم که چرا بعضی وقت ها محاسباتمون عجیب غریب از آب در میان.

انرژی بخشه اگر مخاطب های خوب کانال آپارات و یوتوب رو عضو بشن و ویدئوها رو دنبال کنن.

توضیح ویدئویی آسیب پذیری پالیسی کیت CVE-2018-19788

خبر عجیب و بامزه اینه که یک مشکل امنیتی توی پالیسی کیت لینوکس پیدا شده. کار پالیسی کیت اینه که پروسه‌های نیازمند دسترسی رو به پروسه‌های بدون نیاز به دسترسی وصل کنه. در نتیجه مثلا وقتی شما دستور systemctl رو در بسیاری از لینوکس های جدید اجرا می‌کنید، پالیسی کیت اگر لازم باشه پسورد شما رو می گیره و به سیستم‌دی می‌گه که شما دسترسی لازم رو دارین. حالا مشکل چیه؟ پالیسی کیت برای بررسی دسترسی ها از اعداد صحیح (int) استفاده می کنه و اگر کسی با UID بالاتر از ماکزیمم عدد صحیح اون سیستم درخواست بده، …. قاطی می کنه و بهش دسترسی می ده!

فکر کردم باحاله این رو توی ویدئو نشون بدم و نتیجه اش شده این ویدئو:

که خب روی یوتوب، تلگرام و آپارات هم هست.

پروسه و برنامه تقسیم پول اینفلوئنسربازی بین فالوئرها با معکوس کردن احتمال کسانی که چند بار ثبت نام کردن

خب یادتونه که قرار شد پول اینفلوئنسر بازی رو تقسیم کنیم. اینکار رو دیشب توی یک لایو اینستاگرام کردم و حالا می خوام روشش رو به اشتراک بذارم چون بامزه بوده. اما اول سه نکته رو جواب بدم:

۱. آیا من از این طریق فالوئر جمع می کنم؟

نه. اگر می خواستم فالوئر و اینها جمع کنم باید اینطوری می گفتم که «هر کس باید من رو فالو کنه و سه تا دوستش رو زیر این پست تگ کنه تا تو مسابقه شرکت داده بشه» (: اینطوری به شکل انفجاری به صد هزار می رسیدیم منطقا ((: من اصولا دنبال فالوئر بالاتر نیستم. کیفیت بسیار مهمتره و من نه خبرگزاری هستم نه درآمدم از این راهه نه علاقمند به گروه و دسته و گنگ هستم (: همین تعداد آدم باحال بهترین چیزه.

۲. آیا بهتر نبود به خیریه بدیم؟

احتمالا چرا. شاید سری بعد اینکار رو بکنیم.

۳. ایا بهتر نبود کالا بدیم؟

اگر می شد خوب بود ولی مشکلاتی داشت. مثلا اگر می گفتم بن کتاب است بعد من باید از طرف برنده براش کتاب می خریدم پست می کردم. یا اگر می گفتم کوپن فلان جا است طرف باید حتما فلان جا عضو می شد. اینطوری ساده تر بود هرچند که خب ذات دادن پول نقد کمتر از چیزهای دیگه باحاله. در عوض طرف حق انتخاب داره (:

۴. بهتر نبود خرج جادی.نت و رادیوگیک و… بشه؟

نه. جادی.نت و رادیوگیک و هیچ چیز دیگه من در وضعیتی نیست که بشه با پول بهترش کرد (: من هر چی لازم دارم،‌ دارم و سعی می کنم ایده ام این نباشه که کارهام رو می شه با پول بیشتر بهتر کرد.


اما حدود ۴۰۰۰ نفر فرم رو پر کردن:

طبق قرار باید ۶ نفر رو به شکل رندم از بین این آدم‌ها انتخاب کنیم. اول فرم گوگل رو توی یک فایل متنی ذخیره کردم. یک ستون حاوی همه اسم ها. اسم فایل هست all.txt و می خوام پیدا کنم که اسامی تکراری چند بار تکرار شدن.

sort all.txt| uniq -c | sort -n | awk '{$1=$1};1' > counted.txt

این دستور بهمون یک فایل جدید می ده که تعدادی که هر نفر اسمش رو نوشته جلوی اسمش اومده. مثلا اینطوری:

      4 Kyarash_bordbar
      5 توییتر
      6 Mary_am_j 
     16 Kayvan_mrz
     16 اینستاگرام

اینها نفرات آخر هستن که اسمشون رو بیشتر از یکبار نوشتن. بعضی ها چیزهای بامزه نوشتن مثلا نوشتن توییتر یا انیتساگرام یا «جادی بردار برای خودت» یا «جادی بده به خیریه» و .. (: همه رو شرکت می دیم. منطقی است که شانس کسانی که یک یا دو بار اسم نوشتن مساوی باشه (تا فالو کردن در دو جا به نفع آدم ها تموم نشه) ولی کسانی که بیشتر از یک بار اسم نوشتن رو باید چیکار کنیم؟ بذارین ببینم کلا دفعات تکرار، چیا هستن:

sort all.txt| uniq -c | sort -n | awk '{$1=$1};1' | cut -f1 -d' ' | uniq 
1
2
3
4
5
6
16

یک و دو که منطقی است. ولی کسانی که ۳ تا ۶ و حتی ۱۶ بار اسم نوشتن رو چیکار کنیم؟ اینها سعی کردن شانس خودشون رو زیاد کنن پس بهتره ما شانسشون رو کم کنیم (: ایده من اینه که کسی که ۱۶ بار ثبت نام کرده یک شانزدهم بقیه شانس برنده شدن داشته باشه. اول کوچکترین مضرب مشترک این اعداد رو پیدا می کنیم:

def BMM(i, nums):
    for n in nums:
        if i%n:
            return False
    return True

i = 1
nums = [1, 2, 3, 4, 5, 6, 16]
while not BMM(i, nums):
    i += 1
print (i)

240

یعنی ما باید هر اسم رو اگر یک یا دو بار تکرار شده بود ۲۴۰ بار تکرار کنیم، اگر ۳ بار نوشته شده بود ۷۰ بار، اگر هم ۱۶ بار نوشته شده بود فقط ۱۵ بار (: شانس رو معکوس کردیم که خیلی حال می ده. بذارین برنامه اش رو بنویسیم:

import re

f = open ('/tmp/counted.txt')
o = open ('/tmp/go.txt', 'w')

for line in f:
    num, name = re.findall ('(\d+) (.*)\n', line)[0]
    if num == '2':
        num = 1
    for i in range(0, 240/int(num)):
        o.write(name+'\n')

حالا ما یک فایل داریم که اگر توش کسی ۱۶ بار ثبت نام کرده، اسمش ۱۵ بار اومده، اگر کسی یک یا دو بار ثبت نام کرده اسمش ۲۴۰ بار اومده! شانس ها معکوس شد. حالا وقت قرعه کشی است:

import random
lines = open('/tmp/go.txt').read().splitlines()
myline =random.choice(lines)
print(myline)

هر بار که این رو اجرا کنیم یه اسم به ما می ده و با چک کردن دستی معلوم می شد که توی اینستاگرام بوده یا توییتر یا جای دیگه و بهش مسیج می دادم و برنده بودنش رو اعلام می کردم! بامزه و فان و راحت و سریع با پایتون باحال.

برنامه نویسی از که آموختی؟ از برنامه نویسان بد! قسمت دوم

یک روش خوب یاد گرفتن برنامه نویسی خوب، بررسی ضد الگوها/AntiPatterns است. اساتید، نمونه‌های بدی که می‌بینن رو منتشر می کن تا بقیه ببینن که چه روشی اشتباهه و از روش روش خوب رو درک کنن. این مجموعه نمونه های بد برنامه نویسی رو من مدت‌ها پیش دیدم و همیشه گذاشته بودم در موردشون بنویسم.. که ظاهرا رسید به الان. به قول خودمون «ادب از که آموختی از بی ادبان». این قسمت دوم از یک مجموعه دو قسمتی است.

عدم رعایت دستخط واحد در طول کد، صدمه ای به اجرا نمی زنه ولی هم باعث می شه خوندنش بسیار سخت تر بشه، احتمالا باگ بیشتری نیازمند رفع شدن باشه و آماتور بودن نویسنده تو ذوق بزنه. استایل‌های مختلف الزاما از هم بهتر و بدتر نیستن ولی مهمه که شما یک استایل رو در طول کد رعایت کنین. همچنین اگر عضوی از یک تیم هستین، خوبه استایل لیدر رو رعایت کنین و اگر لیدر هستین، استایلی رو برای کل تیم تدوین کنین. و البته اگر پایتون کار می کنین، سند پپ ۸ راهنمای خوبیه.

کامنت اضافی هم چیز بدیه! اینجا بحث زیاده. بعضی ها فیگور «کد کامنت است» میان و بعضی ها برای هر خط کد۱۰ خط کامنت می نویسن. بهتره شما منطقی باشین و معتدل. اشکالی اصلی کد رو این ببینین که برای یک نفر حرفه ای، توضیحات دو تا می شه: کامنت و کد! اگر کامنت شما داره کد رو توضیح می ده، احتمالا کامنت خوبی نیست. کامنت باید اشاره به فلسفه کلی اون بخش بکنه یا مرجعش یا توضیحی از طرف برنامه نویس. بعضی ها می گن کامنت ها باید الگوریتم و دلایل رو توضیح بدن نه روش رو. اگر کد شما بدون کامنت، ناخوانا است یعنی کد بدی نوشتین. اگر قراره جلوی متغیر، توضیح بدین محتواش چیه، بهتره اسم متغیر رو به اون محتوا تغییر بدین. بدترین حالت وقتی است که کد با کامنت نخونه. به هرحال بحث زیاده. مواظب باشین که بین نوشتن کد لابلای صدها خط کامنت و ادعای «کد برای برنامه نویس خوب کامنته» جای معقولی بایستین.

عملیات پیچیده رو نباید در if انجام بدین. من اخیرا در این مورد یه تذکر گرفتم و کدم رو اصلاح کردم. بهتره بخش های مختلف رو قبلا حساب کنین و در متغیرهایی با اسم های خوب بنویسین و بعد یک ایف خوانا بنویسین که «اگر فلان و بهمان». تنها استثناء وقتی است که بخواین با && در ایف، جلوی اجرای شدن قسمت دوم در صورت اشتباه بودن قسمت اول رو بگیرین.

به جر در حالتی که دقیقا مشغول بررسی محتوای یک رشته حرفی / استرینگ / جمله هستین، نباید متغیر رو مستقیما با استرینگی که نماینده یک تایپ است مقایسه کنین. برای اینکار از کلاس ها، اینام‌ها یا حتی اعداد استفاده کنین تا جلوی کلی از مشکلات رو بگیرین.

برنامه نویسی از که آموختی؟ از برنامه نویسان بد! قسمت اول

یک روش خوب یاد گرفتن برنامه نویسی خوب، بررسی ضد الگوها/AntiPatterns است. اساتید، نمونه‌های بدی که می‌بینن رو منتشر می کن تا بقیه ببینن که چه روشی اشتباهه و از روش روش خوب رو درک کنن. این مجموعه نمونه های بد برنامه نویسی رو من مدت‌ها پیش دیدم و همیشه گذاشته بودم در موردشون بنویسم.. که ظاهرا رسید به الان. به قول خودمون «ادب از که آموختی از بی ادبان». این قسمت اول از یک مجموعه دو قسمتی است.

نمونه اول به ما می گه فانکشن‌هایی بسازیم که یک کار مشخص رو می کنن. قرار نیست فانکشن اونقدر بزرگ باشه که همه چیز رو به تنهایی بر عهده بگیره و قرار هم نیست اونقدر کوچیک باشه که بشه هر جای دیگه به عنوان یک دستور استفاده اش کرد. اگر کاری از نظر منطقی یک قدم از حل مساله است، براش یه فانکشن درست کنید. گاهی هم نه (:

زود برگردین! این توصیه «زود برگرد» رو از بچگی شنیدیم و در برنامه نویسی هم خوبه اگر اونو یادمون باشه. اگر در جایی از یک فانکشن مطمئن شدید که وقت برگشت است، برگردید. اینکه یک متغیر ست کنید و آخر فانکشن تصمیم بگیرین با اون بگردین، فقط کار رو پیچیده تر می کنه و خوندن و دیباگ برنامه رو سخت‌تر. حتی اگر بحث پرفرمنس برامون مهم نباشه.

از اعداد جادویی پرهیز کنید! اینجا معلوم نیست ۵ چیکاره است. چرا ۵؟ چرا شش نه؟ اگر پنج رو در متغیری به اسم max_number_of_tries ریخته بودیم هم برنامه واضح تر بود و هم اگر بعدا کسی می خواست بعد از ۶ بار نظرش رو عوض کنه، خیلی راحت پیدا می کرد کجا باید چیکار کنه. روی پرفرمنس هم هیچ تاثیری نداشت.

یک کلاس بزرگ برای همه کار. اگر می تونین کارهای داخل یک کلاس رو طبقه بندی کنین، بهتره کلاس رو به اون طبقه‌ها بشکنین. گاهی آدم ها برای حل یک مساله واقعا بزرگ کلا یک کلاس بزرگ تعریف می کنن و کل توابع و متغیرها رو می برن اون تو! اینکار رو نکنین.

رادیوگیک ۸۷ – صورتش رو بیارین جلو

در این شماره از رادیوگیک، با پلیس ها درگیر هستیم. کسانی که صورتشون رو از موبایل‌های ما دور می کنن تا بعدا بتونن صورتمون رو جلوی گوشی‌هامون بگیرن. از هک می گیم و مشکل حاد هسته لینوکس و هکر کلاه خاکستری ای که شما رو هک می کنه تا امن‌تر باشین. با رادیوگیک باشین تا ببینم مشکل اتحادیه اروپا با میم‌های خنده‌دارمون چیه.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

اخبار

درصد کاربران گوگل که آی پی نسخه ۶ دارن به ۲۵٪ رسید

گوگل در یک نمودار ساده، تعداد کاربرانی که از آی پی ۶ استفاده می کنن رو نشون می ده. این عدد حالا به ۲۵٪ رسید. [بعد از مدت ها که حرف زدیم + اهمیت توجه بهش در ایران چه از نظر سواد چه از نظر تکنولوژی ]

هکر کلاه خاکستری که میکروتیک‌های مشکلدار مردم رو پچ می کنه

رنگ کلاه ها. حالا یه خاکستری که روسی حرف می زنه داره اینترنت رو می چرخه و به میکروتیک های پچ نشده ای که پیدا می کنه نفوذ می کنه و … چیکار می کنه؟ فایروالشون رو تنظیم می کنه تا دیگه نشه بهشون نفوذ کرد (: آی دی اش alexy است و مدعیه که بیشتر از ۱۰۰هزار میکروتیک رو پچ کرده. اون توی کامنت تغییر فایروال می نویسه که کیه و چرا اینکار رو کرده و‌آدرس تلگرام رو هم می ده ولی می گه فقط ۵۰ نفر باهاش تماس گرفتن و گاهی هم عصبانی بودن! این مشکل امنیتی که می گیم CVE 2018 14847 است.

معرفی وای فای ۶

وای فای ۶ هم معرفی شد. حتما می دونین که قبلا اسم ها اینقدر اسون نبود و بهشون می گفتیم 802.11ac یا 802.1n. این نسخه ها که پیش رفتن معمولا بحث سرعت بیشتر و رسیدن به فاصله بیشتر و اینطور چیزها بود ولی یک متخصص لازم بود که بدونه اسم ها چین و چی از چی بهتره. به همین خاطر wifi alliance حالا اعلام کرده که وای فای بعد یکه قرار بود 802.11ax باشه رو با نام وای فال ۶ خواهیم شناخت تا با نگاه کردن به قوطی دستگاه، مثل آدم بتونیم بگیم کدوم از کدوم بهتره.

مشکل امنیتی هسته لینوکس

یک محقق امنیتی که برای پروجکت زیروی گوگل کار میکنه هم PoC یک مشکل در کنرل های ۳.۱۶ تا ۴.۱۸.۸ رو منتشر کرده. جان هورن با گزارش CVE-2018-17182 نشون داده که با غیرمعتبرکردن کش و استفاده از ساب سیستم مدیریت حافظه لینوکس می تونه حمله UseAfterFree بکنه. شکلی از حمله که گاهی باعث فریز شدن سیستم می شه و گاهی حتی اجازه ارتقاء دسترسی می ده. به گفته اون این حمله در حدود یک ساعت، اجازه دسترسی روت در شل می ده. خودش هم میگه که بعد از گزارش با سرعتی بسیار سریع مشکل رفع شده ولی خب ما باید آپدیت کنیم. البته مشکل اینه که توزیع ها در چه زمانی این آپدیت رو زدن. گاهی یک هفته طول کشیده که خب فرصت فوق العاده ای به هکرهای متخصص و پر اراده می ده برای سوء استفاده.

در اعماق

آیا چین با یه چیپ ریز ریز به عمق آمریکا نفوذ کرده؟

در سال ۲۰۱۵ آمازون به این فکر می کرد که شرکت المنتال رو بخره. شرکتی که تخصصش فشرده کردن ویدئوها و استریم کردنشون برای دیواس های مختلف بود. این شرکت قبلا به پخش زنده المپیک کمک کرده بود، اجازه داد درون های سی آی ای با مراکزشون فیلم زنده مخابره کنن و غیره و غیره. در حین پروسه خرید، آمازون از شرکتی کمک گرفت تا محصولات این شرکت رو بررسی کنه و چیز عجیبی کشف شد. ظاهرا سرورهای سریعی که این شرکت استفاده می کرد یک چیپ کوچیک اضافه بر طراحی اصلی داشتن. سرورهای سوپرمیکرو یکبار دیگه به کانادا فرستاده شدن تا یک شرکت دیگه هم اونها رو بررسی کنه و نتیجه مشابه بود: یک چیپ بسیار کوچیک به اندازه دونه برنج که توی طراحی اصلی نبود. این مساله به مسوولین آمریکایی گزارش داده شد. این سرورها تقریبا همه جاهای مهم بودن. از سی آی ای تا کشتی های جنگی. ظاهرا نتیجه تحقیقات می گه که اضافه شدن این چیپ در پروسه اسمبل شدن بورد در چین اتفاق افتاده! [توضیح شخصی: کسی جوابی نداره هنوز. نقد زیاده. احتمالش هم هست. ولی به هرحال داریم آینده رو می بینیم]

شرکت‌های سهام عمومی کالیفرنیا دیگه نمی تونن هیات مدیره فقط مرد داشته باشن

درک خبر برای خیلی از ما کمی سخته. بخصوص اگر طرفدار حقوق برابر باشیم سریع می ریم سراغ اینکه …
از ۲۰۱۹، حداقل یک زن باید در هیات مدیره شرکت هایی که سهامشون عممی است باشه.

پلیس و رمزهای ما
دو تا خبر هم داشتیم. اولی اینکه نیوزلند قانونی تصویب کرده که اگر حین ورود به کشور پلیس از شما پسورد لپ تاپ یا تلفن‌تون رو بخواد باید اونو بدین و اگر ندین، ۵۰۰۰دلار جریمه می شین. دومی هم اینه که اف بی آی در یک مورد در حین دستگیری یک جوون متهم به کودک آزاری، مجبورش کرده به آیفونش نگاه کنه تا از طریق چهره‌، آنلاک بشه. در موردی مرتبط هم اف بی آی به مامورینش دستور داده تا اگر آیفونی از کسی گرفتن نباید صورتشون رو جلوی صفحه اش بگیرن چون ممکنه بعد از چند بار تلاش برای تشخیص صورت،به اجبار برای آنلاک شدن پسورد رو بخواد.
پین و پسورد ۱۵
پترن ۱۷
چهره / انگشت ۵۹
بدون لاک ۹

آرتیکل ۱۳ (تامه علی)
ابد درمورد این موضوع article 13 شنیدی. قانونی که اروپا داره میگذرونه (یا گذرونده؟) که به موجب اون شرکت های ارائه دهنده خدمات اینترنت اصلی و آپلود فایل(حتی گوگل و فیسبوک) مسئول فایل های آپلودی هستن. بدین معنا که چنانچه فایلی قوانین مربوط به کپی رایت رو نقض میکنه باید حذف بشن و دونه دونه مورد بررسی قرار بگیرن.
تا اینجاش خبر بقدر کافی وحشتناک هست! زمانی بدتر میشه که بدونیم موضوع دامن میم های عزیز و گیف های فان رو هم میگیره و دنیای 9gag رو هم تکون اساسی میده. احتمالا به موجب این قانون meme و gif هایی که داخل اونها از محتوایی استفاده شده که تحت قانون کپی رایت قرار گرفتن نباید آپلود بشن. این یعنی کلی محتوای فان از سراسر نت تبدیل میشه به محتوای غیرقانونی.

بخش آخر

آرو بخونیم.. بشنویم

آیا واقعا این روزها باید بی توجه بخونیم؟ به نظر میاد تکنولوژی علیه آروم و دقیق خوندن می جنگه. حالا راحت با شست رو گوشی اسکرول می کنیم و سریعتر از هر کتاب ورق زدنی، بخش های مختلف متن رو می بینیم و می رسیم آخرش. خوندن از روی گوشی چشم ها رو خسته می کنه و بدن ترجیح می ده بره سراغ یک کار دیگه. الان بالای مقاله ها می نویسن که خوندنش ۱۰ دقیقه طول میکشه ولی حوصله اون رو هم نداریم [گریز به اینستاگرام و نخوندن و حرف زدن . …]

ماریان ولف که نوروساینتیسن است می گه که این «استاندارد جدید» سر سری رد شدن باعث «تغییری نادیدنی ولی بسیار مهم» در شکل درک ما از کلمات می شه. مدارهای عصبی که توانایی مغز برای خوندن و درک رو فعال می کنن حالا به جای تمرکز و دقیق فهمیدن روی سریع رد شدن و سری سری خوندن تربیت می شن.

البته حالا مساله خطرناکترین چیز ممکن هم نیست. ما همیشه چیزهایی رو سرسری می خوندیم و از ۹ سالگی مغزمون یاد می گیره که به جای تک تک کاراکترها، کلمات رو بخونه و حین خوندن به جاهای مختلف صفحه نگاه کنه که ببینه جلوتر چه خبره! از یک نظر هم شاید اسکیم کردن، بخشی از شیوه طبیعی رفتار مغز ما باشه.

قبلا هم این استرس رو داشته ایم. اینکه فرهنگ ما از سمت رمان های بلند به سمت داستان های کوتاه اومده یک شاهد این ماجرا است. در ۱۹۸۹ نویسنده ای گفته بود که «اینکه سونات ها و هایکوها محبوب هستن نشون دهنده این نیست که بازه توجه ما داره کوتاهتر می شه».

ولی مطمئنا اینترنت شیوه خوندن ما را تغییر داده. ما الان چیز بیشتری برای خوندن داریم چون آدم های بیشتری می نویسن. فقط کافیه چند دهه عقب بریم و تعجب خواهید کرد که چقدر کم چیزی نوشته می شد،‌ البته بیرون مدرسه. تقریبا هیچ وقت نمی دیدین که کسی در کافه نشسته باشه و مشغول نوشتن باشه که الان داره چی می خوره یا به دوستش نامه بنویسه و بپرسه امروز صبح چیکار کرده و برنامه اش برای عصر چیه.

در دوران آنالوگ نوشته ها بسیار دیرتر از زمان نوشته شدن خونده می شدن. در دوران دیجیتال تقریبا هر نوشته ای خیلی زود به مخاطب می رسه. گاهی همزمان که شما دارین می نویسین۷ یکی داره می خونه! یا کامنت های یک مطلب تقریبا به محض انتشارش شروع به رشد می کنن.

بیلی کالینز (شاعر) می گه که «شعر قطع کردن سکوت است در حالی که روزمره نویسی، نویزی دائمی است». ما الان گفتن و عکس العمل نسبت به کلام (با کلام) بیشتری داریم تا گوش کردن و خوندن و فکر کردن بهش.

احتمالا خوبه که آروم باشیم. هر روز کلی چیز در مزایای آرومی می شنویم – مثلا در ستایش اینکه خودمون آشپزی کنیم و فست فود نخوریم یا به بچه ها فرصت بدیم با حوصله و زمانی که خودشون لازم دارن دنیا رو کشف کنن و … اما آروم خوندن هنوز مرسوم نشده. هی به ما می گن مطالعه خوبه و آدم ها خوشحالن که کتاب ها رو سریع بخونن و تموم کنن ولی شاید برعکسش بهتر باشه.

تجربه بلند خوندن این وسط می تونه جالب باشه. چیزی رو برای همدیگه بخونین. اگر تو رابطه هستین برای طرفتون کتاب خبونین یا مقاله. و اینجوری می بینین که چطوری هر کلمه از جلوی چشمتون به مغز می رسه و بعد به زبون و لذت خوندن بیشتر می شه. اینجوری مغز تمرین می کنه تا بتونه چیزهای بلندتر رو بخونه. ما الان کلی خبر می خونیم و رنج می کشیم. شاید اگر کمتر بخونیم ولی عمیق تر وضعمون بهتر باشه. آروم خوندن سخته ولی در واقع هدیه دادن زمان است بدون تضمین سود. اول که شروع کنین چیزهای طولانی رو آروم بخونین احتمالا کلافه خواهید شد. گفته می شه مغز ما شدیدا شکل پذیره و اگر در طول چند سال فقط چیزهای کوتاه و سریع خونده باشیم، دیگه سختشه مسیرهای جدیدی برای خوندن چیزهای طولانی ایجاد کنه. ولی این تمرین لازمه اگر قراره از متن اخبار و جک ها و شوخی ها و توصیه های علمی تک جمله ای و پاراگراف هایی که سعی می کنن علوم رو توضیح بدن فراتر بریم و به دانشی واقعی برسیم.

این روزها درآمد اکثر سرویس های بزرگ اینترنت از «وقت» و «توجه» ما است و واقعا روی این با هم رقابتی جدی می کنن. من و شما اما اگر می خوایم چیزی بیشتر از مرکز درآمد این سیستم ها باشیم (چه درآمد سیاسی / چه عقیدتی / چه تبلیغاتی) لازمه که کنترل زمان و توجه خودمون رو توی دستمون بگیریم و اولین قدمش هم اینه که بتونیم «توان توجه» یا «بازه توجه» خودمون رو زیاد کنیم. بتونیم مغزمون رو دوباره پرورش بدیم که برای مدتی طولانی درگیر یک چیز بشه و اینطوری بتونه دانش انباشت کنه. شاید یک روشش تمرین برای آروم خوندن است. و آروم گوش کرد.

نامه ها

سمانه:
در رادیو گیک نمره‌ی هشتاد و چهار؛ به این نکته اشاره کردی که هلیوم زمین داره تموم میشه. من فکر میکنم این شاید به درستی بیان نشده.

هلیوم عنصر بسیار نادری در زمین هست ( حدود چند اتم در هر یک میلیارد اتم و در جو از مرتبه ی حدود پنج اتم در هر یک میلیون اتم). اما میانگین سرعت اتمهای هلیوم از سرعت فرار از سطح زمین بیشتره (سرعت فرار به سرعتی گفته میشه که اگر سنگی رو روی سطح زمین با اون سرعت پرتاب کنیم دیگه برنمیگرده پاییین. گازهای سبک مثل هیدروژن و هلیوم چون ریزه میزه هستن سرعتشون بیشتره و بخاطرهمین سرعتشون از سرعت فرار از سطح زمین بیشتره و …) اما با این وجود پس نباید همین مقدار هلیوم در جو زمین وجود داشته باشه و باید تمام هلیوم از زمین طی این چند میلیارد سال گریخته باشه! پس چرا هنوزم هلیوم روی سطح و داخل جو زمین هست؟!

جواب خیلی جالبه: هلیوم در واپاشی هسته‌های اتم های سنگین مثل اورانیوم، توریوم و … تولید میشه. در حقیقت اون تابش آلفا که توسط برخی رادیو ایزوتوپ ها تولید میشه همون هسته ی هلیوم هست. نرخ تولید هلیوم در فرآیند های واپاشی آلفا اونقدر زیاد هست؛ که هنوز توی جو چند صد هزار تن هلیوم وجود داره.

اما بزرگترین ذخایر هلیوم همون مخازن گاز طبیعی هستند که هلیوم تولید شده در پوسته های زیرین همراه با گاز طبیعی در زیر طاقدیس ها ی سنگ سفت محبوس شده.. به طور معمول حدود یک تا پنج درصد گاز طبیعی رو هلیوم تشکیل میده که با این حساب یک چهارم ذخیره ی هلیوم قابل استحصال در پارس جنوبی جمع شده که متاسفانه ما اون رو از گاز و میعانات جدا نمیکنیم و ول میدیم بره!

پنج درصد از گاز طبیعی خیلی عدد خوبیه انقدر خوبه که ما نباید نگران باشیم. البته برخی معتقدند باید قیمت هلیوم بالاتر بره تا الکی توی مصارف داغون هدر نره اما خب بنظر میرسه ما خیلی هلیوم داریم. بهتره نگران عناصر دیگه ای باشیم مثل لیتیوم که واقعا شاید خیلی سریع تموم بشن

تبریک ها

پیشنهاد تبریک به آمازون برای اینکه بعد از ۱۱ سال تصمیم گرفت روی کیندل از عربی پشتیبانی کنه. در قدم اول ۱۲ هزار کتاب عربی روی کیندل استور منتشر شده که بعضی از آثار ادبی آشنا برای ما هم توی لیست هست. مثل هزار و یک شب. و خبر مردن پل آلن از بنیانگذاران مایکروسافت. تبریکی هم داریم به مایکروسافت که سورس ام اس داس رو توی گیت هابش گذاشته

موسیقی

  • آهنگ دقیقه ۹ از سینا شیخی است
  • آهنگ آخر when you came into my life است از طرف نوید تقدیم به شکوه، ​هیچ چیزی نمی‌تونه بین آشنایی ۱۰ ساله دو تا رفیق فاصله بندازه. ​ هر جا که هستی و هر کاری که می‌کنی​، فقط عاشق بودن و فراموش نکن.​

  • و آهنگ اندی از طرف وحید بود به تهمینه برای شادی همیشگی

به نیمه اکتبر رسیدیم ولی هنوزم وقت دارین توی هَکتُبرفِست، تی شرت برنده بشین

آلمانی ها یه جشن به اسم اکتبرفست دارن که تو تبلیغات این شکلی است:

اما هکرها هم یه هکتبرفست (Hacktoberfest) دارن که شکلش می تونه از یه آدم توی خونه باشه تا یه پارتی صبح تا عصر دورهمی کامپیوتر به دست و پیتزا به دهن و لیوان در کنار. ایده هم به اینه که آدم ها عادت کنن در پروژه‌های اوپن سورس و آزاد مشارکت کنن. این برنامه توسط دیجیتال اوشن، گیت هاب و تویلیو اجرا می‌شه و خلاصه اش اینه:

بعد از ثبت نام در سایت هکتبرفست در طول ماه اکتبر ۵ تا پول ریکوئست به پروژه‌های دیگران در گیت‌هاب بفرستین و یکی از دریافت کننده‌های ۵۰هزار تی‌شرت ایونت بشین؛ به همراه استیکرها و از همه مهمتر، سابقه ۵ تا پول ریکوئست

معلومه که اولین سوال‌های خیلی‌ها اینه که «نمی شه به خودمون/دوستمون پول ریکوئست بدیم؟» جواب اینه که احتمالا با کمی تقلب می شه ولی خب چه کاریه. مساله اصلی هکتبرفست اینه که آدم‌ها رو درگیر پروژه‌های دیگران بکنه و یاد بگیریم مشارکت کنیم و کارهای مثبت بکنیم.

پس پیشنهادم اینه که برای پیشرفت خودمون توی این ماه، اگر احیانا گیت بلد نیستیم، یادش بگیریم و بعد در سایت هکتبرفست ثبت نام کنین و در نهایت توی گیت هاب به پنج تا پروژه در طول این ماه PR بزنیم و منتظر جایزه مون بمونیم. لازم نیست حتما پول ریکوئست‌های ما قبول بشن ولی خب اسپم هم نباید باشن. اگر هم ریپویی دارین که دوست دارین بقیه توش مشارکت کنن می تونین با تگ Hacktoberfest اونو مشخص کنین.

اگر تازه کار هستین جاهایی مثل این و این می تونن جاهای خوبی برای پیدا کردن اولین مشارکت های شما باشن.

اینم بگم که اگر موفق شدین و تی شرت رو گرفتین عکستون رو برام بفرستین که در یک مطلب جدا بذارم. خودم واقعا نخواهم رسید به خاطر کارها و واقعا حیفه. امیدوارم سال بعد بتونم میزبان یه هکتوبرفست باشم (:

آپدیت:
اینجاها هم برای پیدا کردن اولین باگ ها خوبن:
فهرستی از باگ های خوب برای تازه کارها
سرچ گیت هاب برای باگ های مناسب تازه کارها بر اساس زبان