بایگانی برچسب: s

نسخه فول اچ دی و کامل فیلم «هکرها» رو به شکل قانونی از یوتوب نگاه کنین

فیلم Hackers (ساخته ۱۹۹۵) یکی از اولین چیزهایی بود که باعث شد من به این بخش از دنیای کامپیوتر علاقمند بشم. ما این فیلم رو تو خونه من و روی نوار ویدئوهای T7 دیدیم و به پشت کامپیوترهامون برگشتیم که کلی لینوکس یاد بگیریم (: هیجان زده و خوشحال.

توی این فیلم دید که تو بچگی به خاطر یک هک از دسترسی به کامپیوترها محروم شده بالاخره ۱۸سالش می شه و می تونه به کامپیوترها دست بزنه. اون حین هک کردن شبکه های تلویزیونی و مدرسه با هکرهای دیگه آشنا می شه و بعد از ماجراهایی، هکر بد فیلم اون‌ها رو در مورد ویروسی که برای اخاذی نوشته مسوول جلوه می‌ده و …

این فیلم چهره کلاسیک «هکر» در دنیای غرب رو می‌ساخت: آدمی با سواد زیاد ولی اهل خرابکاری و نفوذ به سیستم ها که شب های پشت اینترفیس های عجیب می شینه و هک می‌کنه. بر خلاف سریالی مثل مستر روبات که توش همه هک‌ها فضای واقعی دارن، اینجا با انیمیشن‌های سه بعدی و انعکاس نور لپ تاپ روی صورت و .. رو برو هستیم ولی خب کماکان هکرز ۱۹۹۵ به نظر من فیلمی باحال، فضای هکری و دیدنی است که گاه گداری نگاهش می‌کنم.

متاسفانه ظاهرا فیلم فقط در آمریکا قابل نمایش است که خب یک ایرانی راهش رو بلده (: از اینجا می تونین تماشاش کنین

داستان مردی که کنترل + آلت + دیلیت رو اختراع کرد؛ انیمیشن ۳ دقیقه ای

دیوید برادلی کسی است که ترکیب دگمه‌های کنترل آلت دیلیت رو کشف کرد. دیوید توی تیم ساخت کامپیوتر آی بی ام کار می کرد و مشکل این بود که کامپیوترها هر چند دقیقه یکبار هنگ می‌کردن و اونها مجبور بودن هر بار برق رو قطع کنن و دوباره وصل کنن و اینکار نخواستنی و آروم بود. اونها لازم داشتن کاری کنن که ریست کردن کامپیوترها رو سریعتر کنه. پیشنهاد دیوید این بود که ترکیبی پیدا کنه که نیاز به هر دو دست داشته باشه و اتفاقی هم زده نشه و کامپیوتر هم بفهمه که عمدا ریبوت شده و نیاز نیست همه چیز رو دوباره تست کنه. پیشنهاد اون کنترل + آلت + دیلیت بود.

دیوید برادلی می‌گه این بزرگترین کمکش به تاریخچه کامپیوتر نبوده ولی به هرحال چیزی است که مردم به یاد سپردن. نقل قولی منسوب به برادلی، می گه «من کنترل آلت دلیت رو کشف کردم، ولی بیل بود که مشهورش کرد!»

تامبلری از جذابترین کنترل پنل‌ها

کنترل پنل‌ها هیجان انگیزن. حتی در زمانی که احتمالا کسی از UX و UI چیزی نشنیده بود، لایه آخری بودن که باید تفکر طراح و مهندس پشت سیستم‌ها رو به کاربرهاش وصل می‌کرد. کنترل پنل‌ها گاهی فقط به منظور کارایی ساخته م‌شدن و گاهی با تمرکز روی زیبایی و و گاه با تمرکز روی جلوگیری از اشتباه و گاه برای حداکثر کردن کنترل و گاهی هم برای حداقل کردن گیجی. این باعث می شه من هر وقت دستگاهی رو ببینم، کنترل پنلش رو هم با هیجان نگاه کنم تا ببینم از نظر طراح اون دستگاه، کاربر قراره چه تیپ آدمی باشه یا چه حسی بهش دست بده.

این علاقمندی بود که باعث شد وقتی این تامبلر رو دیدم کلی کیف کنم: «کنترل پنل‌ها». اینجا اختصاص داره به کنترل پنل‌ها. در واقع اختصاص داره به بازنمایی درک طراح از من و شمای نوعی. از پنل هیجان انگیز پنل مزدا تا مرکز تولید برق مجارستان.

بالاخره بعد از ۲۴ سال، یک نفر تونست راز مخفی مرحله ۱۵ بازی دوم ۲ رو کشف کنه

بازی دوم ۲ (Doom 2) از معجزه‌های تاریخ بود. گرافیک و صداش در زمان خودش فوق العاده بود و گروه پشتش، فوق العاده تر. در آخر هر مرحله این بازی، آماری به شما نشون داده می‌شد که مرحله رو چطور رد کردین و برای ۲۴ سال قبل، هیچ کس نتونسته بود لول ۱۵ رو با ۱۰۰٪ تموم کنه. مشکل سر راز ۴ مرحله ۱۵ بود و جایی که ظاهرا از طریق بازی قانونی نمی‌تونستیم بهش برسیم.

اما حالا جان رومئو از نویسنده های بازی، در یک توییت به یک نفر تبریک گفته. کسی که بعد از ۲۴ سال بالاخره تونسته راز ورود به منطقه مخفی رو کشف کنه. این بازیکن که به اسم زیرو مستر شناخته می‌شه کشف کرده که تنها راه فعال کردن تله پورتی که ما رو به محوطه مخفی می‌رسونه اینه که توسط یک دشمن به روی اون هل داده باشیم؛ در حالی که برای فعال کردن تمام تله پورت های دیگه بازی، کافیه خودمون روشون بریم. تا قبل از این، خیلی ها معتقد بودن فعال نشدن اون تله پورت خاص، یک باگ توی بازی است.

بازی مرحله ۸ زیرومستر رو از اینجا ببینین و تا حدی در اولین level 15 save file با صد در صد موفقیت، شریک باشین.

آرشیو مجله بایت روی آشیو اینترنت

مجله بایت در دوران پیش از اینترنت عمومی، یکی از تاثیرگذارترین مجلات دنیای کامپیوتر بود. بخشی از شکل دهنده فرهنگ دنیای کامپیوتر در دهه ۱۹۷۰ تا اواسط ۱۹۸۰. اون دوران بر خلاف مجله های دیگه،‌ بایت واقعا سعی می کرد علاوه بر کل بیزنس کامپیوترهای خونگی، چیزهای مدرن‌تر مثل سوپرکامپیوترها رو هم پوشش بده و این باعث شده بود برای کسانی که به شکل عمومی کامپیوتر دوست داشتن، یک مرجع ماهانه فوق العاده بشه. این مجله برای ۴۲ سال منتشر شد و حالا آرشیو اینترنت به ما اجازه داده صفحه های شماره های مختلفش رو ورق بزنیم و لذت ببریم.

درگذشت تد دابنی، هم‌بنیانگذار آتاری

دنیای بازی‌های کامپیوتری‌ یکی از تاریخ‌سازهاش رو از دست داد. تد دابنی که در کنار نولان باشنل آتاری رو بنیان گذاشته بود، بعد از اینکه از تلاش برای درمان سرطان، سرباز زد، فوت کرد. تد و نولان در سال ۱۹۷۱ شرکت Syzygy رو بنیان گذاشتن که اولین بازی آرکید تجاری رو تولید کرد و سال بعد سراغ شرکت تاسیس شرکتی به اسم آتاری رفتن که بازی مشهور پونگ (از اسلاف توپ و دیوار) رو داشت.

تد دابنی از زمان ورود به ارتش آمریکا شروع به یادگیری الکترونیک کرد و بعدش توی بانک آمریکا و اچ پی تجربه کسب کرد. البته کار اصلی از ۱۹۶۱ و شرکت Ampex شروع شد که شروع کردن به کار با نمایشگرها و ملاقات باشنل که ۱۹۶۹ به این شرکت اومده بود. ایده اصلی اونها این بود که یک پیتزا فروشی بزنن که دستگاه‌هایی توش باشه که بشه با انداختن سکه، بازی‌های کامپیوتری کرد و داستان شروع شد و تا آتاری پیش رفت.

البته تد خیلی زود با باشنل به مشکلات متنوع خورد و شرکت رو ترک کرد و در جاهایی مثل فوجیتسو کار کرد اما بدون شک، از آدم‌هایی بود که توی همون دوران کوتاه، به دنیای بازی‌های کامپیوتری شکل دادن. با اینکه من هیچ وقت آتاری نداشتم، ولی اصولا در دوران بچگی من، خیلی‌ها «بازی کامپیوتری» رو با «آتاری» یکی می دونستنن.

آرشیو بزرگ بازی‌های کلاسیک آمیگا

ar_ninj2

وقتی شرکت کمودور در حوالی سال ۱۹۸۵ آمیگا ۱۰۰۰ رو تولید کرد، تحول بزرگی توی دنیا کامپیوتر اتفاق افتاد. ما شاهد نسل جدیدی از کامپیوترها با یک سیستم عامل گرافیکی شبیه چیزی که ما الان داریم بودیم که علاوه بر ماوس و قدرت پردازشی و کارت گرافیک فوق العاده و بر خلاف پی‌سی ها، می تونست موسیقی فوق العاده ای پخش کنه و حتی «حرف بزنه». این کامپیوتر عجیب به یکی از آرزوهای آدم های تکنولوژی دوست تبدیل شد و سری ۵۰۰ موفقیت عجیبی داشت – هرچند که در نهایت من یک آمیگا ۶۰۰ پر از باگ خریدم که قرار بود «بهتر» باشه ولی عملا همون پونصد به بهترین آمیگای دوران تبدیل شد.

حالا آرشیو اینترنت‌ در یک حرکت فوق العاده حجم عظیمی از بازی ها و برنامه‌های آمیگا رو به شکل آنلاین منتشر کرده که توی براوزر قابل بازی هستن. شیفت شلیک است و چپ و راست و بالا پایین کارهای سنتی خودشون رو انجام می‌دن و احتیاط کنین.. بازی های اون دوران علیرغم گرافیک بسیار ساده‌ و موسیقی دیجیتالشون، game play خیلی خوبی دارن و ممکنه اعتیاد آور باشن.

دلیل واقعی بسته شدن فریندفید از زبون موسس این شبکه اجتماعی فوق‌العاده

ff

فریند فید یکی از بهترین شبکه‌های اجتماعی بود. خوشبختانه توسط فیسبوک خریده و کنار گذاشته شد. دیگه نه بهش فیچر اضافه می شد و نه جایی تبلیغ می شد. یک جای متروکه. فریندفید برای من مثل یک جزیره گمشده یا خانه متروکه بود که دیگه آدم جدیدی توش نمی‌یاد. من یک شب توی اتاق زیرشیروونی یک کشور بارونی و سرد پیداش کردم و تا نصفه شب باهاش شاد بودم. بعدها هم هربار رفتم فریند فید، برام مثل یک مهمانی بود. لحظاتی که دوست داشتم با آدم های دوست داشتنی گپ بزنم و بخندم.

البته خیلی‌ها هم خاطراتی بد از فریندفید به جا گذاشتن. احمدی نژادی‌ها فکر می‌کردن بهترین جا است که توش دنبال دشمن و غیره بگردن و لو بدن و این ظاهرا باعث مجموعه‌ای از بدترین خاطرات خیلی‌ها شد و دوستانی که دیگه هیچ وقت ندیدیمشون. خوشبختانه اون دوران من فریندفید نمی‌رفتم.. طبق عادت قدیمی من فقط بعضی سفرها مهمان فرندفید بودم و فرندفید همیشه برام حکم یک مهمونی رو داشت که تعجب می‌کردم چرا هنوز دقیقا همون آدم های قدیم توش هستن، نه بیشتر و نه کم‌تر.

اما همونطور که می‌بینین هیچ کدوم از «فریندفید»های این مطلب به جایی لینک نمی‌شن. حدود یکسال قبل فیسبوک تصمیم گرفت فریندفید رو تعطیل کنه. قبل از اون هم کاملا حس می‌شد که گاهی سرچ از کار می افته و تا وقتی یکی تو فیسبوک سرور رو ریبوت نکنه، بر نمی‌گرده. اما بالاخره یک جایی فیسبوک رسما اعلام کرد که فلان تاریخ فریندفید خاموش خواهد شد. بازم رفتم اونجا و بازم همه بودن… روزها بعد از تاریخ اعلام شده برای خاموش شدن فریندفید هنوز روشن بود و توش می‌خندیدیم که «خاموش کنین بریم سراغ کارمون دیگه!»

حالا توی شبکه کورا، یکی پرسیده «فریند فید چرا تعطیل شد» و یکی از موسسین فریندفید بالاخره پاسخ واقعی رو داده:

برت تیلور، از موسسین فریندفید. مردم کمی ازش استفاده می کردن و اکثر مهندس‌هایی که می‌دونستن چطوری کار می‌کنه سراغ پروژه‌های یا شرکت‌های دیگه رفته بودن. یک جایی زحمت فنی بالا نگه داشتن سرورها دیگه ارزشش رو نداشت.

فکر می‌کنم فیسبوک فوق العاده بود که تا همین‌جا هم روشن نگهش داشت. روشن نگه داشتن فریندفید هیچ دلیل دیگه ای به جز احترام گذاشتن به کاربران و علاقمندانی که هنوز اونجا بودن نداشت. شرکت‌های خیلی کمی که شرکت دیگه ای رو بخرن حاضرن چنین کاری بکنن و این چیزی بود که همه تیم نسبت بهش عمیقا احساس احترام کردن.