آنگ سان سوچی برنده جایزه صلح نوبل است و رهبر مبارزه علیه دیکتاتوری نظامی حاکم در برمه (میانمار). آنگ سان سوچی امروز بعد از هفت و نیم سال حبس خانگی، آزاد شد. او ۱۵ سال از ۲۱ سال گذشته را به خاطر اعتراضهایش به دیکتاتوری در برمه، در زندان گذرانده. او آدم با شرفی است که امروز آزاد شده. البته مشخص است که آزادی برای آنگ سان سوچی مفهوم گستردهای است و شاید دوست نداشته باشد امشب که اجازه دارد از خانه بیرون برود و در یک کشور دیکتاتور زده راه برود به او بگوییم که آزاد است اما به هرحال برای من مایه خوشحالی است: یک دیکتاتور کمی عقب نشسته.
برچسب: حقوق بشر
بهتر میشه
گرایشهای جنسی متفاوت هستن و به نظرم جزو معدود چیزهایی که وقتی عضو یکیشون هستی، میدونی که تا آخر دنیا در اقلیت خواهی بود. اقلیت بودن سخته، حتی در کشورهایی که حقوق اقلیتها محترمه. اما چیزی که مهمه اینه که جامعه یادبگیره که آدمها با هم فرق دارن و تاوقتی حقوق بقیه رو ضایع نمیکنن، حق دارن رو اذیت نمیکنن، حق دارن جوری باشن که میخوان. یک پروژه بامزه داره به اینکار کمک میکنه «It Get Better».
توی این پروژه، آدمهای بزرگ برای جوونترها تعریف میکنن که اقلیت جنسی هستن. از گیها تا تغییر جنسیت دادهها (ترنسها) و غیره و غیره. بحث اینه که شما وقتی جوون هستین و گی، ممکنه بقیه اگر بدونن شما رو اذیت کنن یا مسخره. یا ممکنه احساس کنین که وقتی بزرگ بشین حتما ایدز میگیرین و تنها میمونین و از جامعه طرد میشین. توی این پروژه، افراد بالغی که آشکارا جزو اقلیتهای جنسی هستن در ویدوئوهای مختلف ماجراهاشون رو تعریف میکنن. طبق آماری که این سایت میده:
- از هر ۱۰ نفر دانشآموز گی، لزبین، ترنس یا بایسکشوال (دوجنسگرا)، ۹ نفرشون توی مدرسه توسط بقیه آزار دیدن
- این دانشآموزان، دو تا سه برابر بقیه دانشجویان مورد زورگویی قرار گرفتن
- تقریبا یک سوم این افراد، حداقل یکبار برای خودکشی تلاش کردن
- اگر جوونی جزو گروه LGBT (گی، لزبین، دوجسنگرا و ترنس) باشه و خانوادهاش بهش سخت بگیرن، ۸ برابر احتمال بیشتری برای خودکشی داره تا کسی که خانواده قبولش میکنه
حالا در این فیلمهای کوتاه، افراد بالغ به جوونترها میگن که «بهتر میشه» و نباید فقط به ناراحتیها فکر کرد. مثلا توی این ویدئو،
کارمندان گوگل که آشکارا جزو اقلیتهای جنسی هستن به بچهها میگن که اونها هم مشکل داشتن ولی حالا همه چیز بهتر شده یا اینجا میتونین پیام اوباما برای این پروژه و اقلیتهای جنسیای که مورد آزار قرار میگیرن رو ببینین.
خبرهایی که نمیشنویم: سرکوب شیعیان در بحرین
این یکی دیگه از خبرهایی است که نمیشنویم چون فعلا عدم دشمنی با دولت بحرین مهمتر است از شیعیانش، درست مثل کشور دوست و همسایه چین که توش اصولا سرکوب شیعیان از نظر کشور ما اهمیت خاصی نداره. دردناکه ولی واقعا بحرین هم مشغول سرکوب شدید تمام حرکتهای شیعه و تمام شیعیان فعال است و حتی صدای دولت آمریکا که در حال بستن هزار جور قرارداد نظامی با بحرین است رو هم درآورده.
عکس، یک زن بحرینی رو نشون میده که جلوی دیواری راه می ره که یک انسان شجاع، عکس فعالان شیعه که الان توی زندان هستن رو روش چسبونده. در حال حاضر بحرین اعلام کرده که ۲۳ شیعهای که چند وقت قبل دستگیر کرده بود تروریست هستن و دنبال سرنگونی حکومت بودن. ژنرال عبدالرحمان السید اعلام کرده که این ۲۳ نفر، جزو صدها شیعهای هستند که طی ماههای قبل توسط دولت سنی دستگیر و روانه زندان شدن و حالا هم علاوه بر جرم بالا، متهم هستن به نشر اکاذیب و عضویت در گروههای غیرقانونی. شاید هم دلیل نشنیدن این خبرها، اینه که تلویزیون نمی خواد بگه «نشر اکاذیب، عضویت در گروههای غیرقانونی، تلاش برای سرنگونی و … اتهامات واهی هستن.»
السید اضافه کرده که دادگاه این آدمها در ۲۸ اکتبر برگزار خواهد شد و احتمال داره که در صورت «ثابت شدن» اتهامات، اونها به حبس ابد محکوم بشن. در حال حاضر شیعهها اکثریت بحرین رو تشکیل میدن اما بعضی حاکمان سنی آمارهایی ارائه کردن که تا سال ۲۰۵۰، این اکثریت به اقلیت تبدیل خواهد شد.
منبع: گاردین
ردیاب اف بی آی روی ماشین یک دانشجو
یاسر عفیفی یک شهروند متولد آمریکا و بیست ساله است که در دانشگاه کالیفرنیا درس میخواند. یاسر هفته قبل یک ردیاب GPS مخفی در ماشینش پیدا کرد و چون دقیقا نمیدانست چیست، عکسش را روی اینترنت گذاشت و از بقیه نظر خواست.
چهل و هشت ساعت بعد، اف بی آی به خانهاش رفت و ادعا کرد که این وسیله متعلق به دولت آمریکا است و ارزشمند و باید پس داده شود. طبق قوانین جدید آمریکا، پلیس حق دارد در صورت ظن به تروریست بودن کسی، حتی با ورود غیرقانونی به حوزه شخصی، او را زیر نظر بگیرد.
قدمی برای ممنوعیت چند همسری
لایحه چند همسری، تقریبا دو سال قبل به اسم «لایحه حمایت از خانواده» به مجلس برده شد ولی با فشار شدیدی که جامعه مدنی، فعالان اجتماعی و کل مردم آوردن اصولا به صحن علنی مجلس نرسید.
حالا بعد از انتخابات ریاست جمهوری و جنبشهای مردمی و احمدی نژاد در نیویورک، این لایحه طرفدار ازدواج مکرر یک مرد با چند زن، دوباره به مجلس برده شده. اینبار مردم دغدغههای بزرگتری دارن و دولت هم شدیدتر چماق سرکوبش رو نشون داده. مطمئنا کسی نمیخواد زندگی آدمها رو به خاطر چیزی چنین ساده به خطر بندازه ولی من شخصا شدیدا خجالت میکشم فردا یکی ازم بپرسه «در کشورت که چند همسری یک چیز مخفی و زشت حساب میشد، قانون گذاشتن که مرد میتونه چند تا زن بگیره و تو هیچ کاری نکردی؟».
مجموعه ای از فعالان جنبش زنان ایران که این موضوع براشون به اندازه کافی مهمه، یک بروشور درست کردهاند (دریافت به شکل پی.دی.اف.). این بروشور توضیح میده که در چه مواردی مرد اجازه پیدا کرده زن دوم بگیره (از جمله سوءمعاشرت زن، تمکین نکردن زن، یکسال حکم زندان زن و …) و بعد میگه که به عنوان یک شهروند ایرانی، از شما نمایندگان مجلس میخواهم که این ماده را به تصویب نرسانده و کاری کنید که خانواده ایرانی در صلح و آرامش و فرزندان آن زیر سقفی به دور از کینه و دشمنی زندگی کنند..
من امضا کردم و اگر شما هم میخواین امضا کنین، حداکثر تا روز جمعه، اسم و فامیل درست و کامل و شهر محل سکونت خودتون رو یا توی کامنتها بنویسین (که فقط من خواهم دید) یا برام ایمیل کنین (به آدرس jadijadi@gmail.com).
خوشحال میشم این مطلب را شیر کنید تا بقیه هم بتونن مشارکت کنن.
آپدیت: با تشکر از همه دوستان. بمباران ایمیل جالبی بود (: در حد بارش شهابی (: دادیم به دوستانی که می برن پیش مجلسیان که مجلسیان بعدا نگن نگفتین (:
حسین درخشان
می دونم که اکثرا دوستش نداریم ولی اگر قرار باشه فقط از کسایی دفاع کنیم که دوستشون داریم و در مورد کسانی که دوستشون نداریم حرفی نزنیم، خیلی نزدیک می شیم به اونایی که به دوستاشون هر امتیاز مثبتی که خودشون نمی خوان رو می دن و کسانی که دوست ندارن رو میکشن و شکنجه می کنن و ساکت.
دنیای بهتر من و شما، با انسان هایی ساخته می شه که بیخودی دستگیر نمی شن، اگر به دلیل منطقی دستگیر شدن دسترسی به رسانه و وکیل دارن و اگر رفتن دادگاه کسی محاکمه شون می کنه که زندگی اش از راه سرسپردگی به سیستم حاکم تامین نمی شه. توی دنیای بهتری که هر روز حضورش بیشتر و بیشتر حس می شه، آدم ها صدها روز توی زندان غیب نمی شن تا به هر کاری تن بدن. توی دنیای بهتر، حسین درخشان می تونه حرف بزنه. اگر مجرمه بره زندان و اتفاقا شخص من حق دارم از حسین شکایت کنم که چرا به بهترین و شریف ترین دوستانم انواع تهمت ها رو زده. ولی برای رسیدن به اون دنیا، حسین باید آزاد باشه، باید وکیل داشته باشه، باید حقوق انسانی داشته باشه و نباید حتی با دلیل، ارتباطش با جهان خارج قطع بشه.
چوب و فلک برای حفظ آخرین پادشاهی مطلقه آفریقا

سوازیلند تهدید کرده که فعالان طرفدار دموکراسی در کشور را شکنجه خواهد کرد تا از این طریق بتواند این آخرین پادشاهی مطلق در آفریقا را حفظ کند. فعالان اتحادیهای، این تهدید را تقبیح کرده اند.
بارناباس دلامینی، نخست وزیر سوازیلند، در رسانه دولتی این کشور اعلام کرده که برای توقف دموکراسیخواهان در این کشور از چوب و فلک استفاده خواهد کرد. او همچنین اضافه کرده که هر کس فقط باید حواسش به سیاستهای مربوط به کشور خودش باشد و کسی حق ندارد در کارهای کشورهای دیگر دخالت کند و دولت حق دارد با کسانی که از بیرون تحریک شدهاند و اقلیتی هستند پر سر و صدا که مثل کودک رفتار میکنند و بزرگ نشدهاند، برخورد کند.
بدون شک این حرفها تا حد زیادی در همه دنیا آشنا است (: تهدید خارجی، دخالت خارجی، اقلیت، مزاحم مردم و غیره و غیره (: البته بخشهای دیگر شاید خیلی هم آشنا نباشد. دستگیر شدگان آفریقای جنوبی میگویند که برای چهار ساعت بازجویی شدهاند و بعد آنها را به هتل بردهاند تا کیفشان را جمع کنند و به کشورشان برگردند.
خدمات جنسی در نیجریه
میگن ارائه خدمات جنسی از قدیمترین مشاغل دنیا است. همینطور میگن شایعترین شغل دنیا هم هست و در هر کشور و ملتی پیدا میشه. خیلی چیزهای دیگه هم میگن. مثلا آدمهایی رو دیدم که فکر میکنن روسپیها افراد مستقلی هستن که تصمیم میگیرن به خاطر لذت یا راحتیاش اینطوری زندگی کنن. این موضوع در مورد کشورهای فقیر به هیچ وجه صادق نیست.
روسپيگری کار سختی است. فقط به این تصور کنید که هر روز بیرون برین و منتظر باشین ببینین کارفرمای امروزتون چیه. به شکل مرموزی سر کار برین و ندونین کار امروزتون با این فرد جدید، دقیقا قراره چی باشه. نه بتونین از پلیس کمک بگیرن و نه بتونین دنبال حقوقی باشین که هر کارگر دیگهای داره. بحث نمیکنم که آیا روسپیگری نوعی کارگری است یا نه بلکه حرفم اینه که وقتی کسی از این راه کسب درآمد میکنه، هیچ تضمینی نسبت به روزهاش، شغلش و مشتریهاش نداره.
مگر اینکه وارد یک باند بشین. روسپیگری هم مثل مواد مخدر باندهای خودش رو داره. باندهای کوچیک و بزرگی که سیستم رو کنترل میکنند، حمایتی که پلیس دریغ میکنه رو در اختیار شما میذارن و «امنیت» شما رو فراهم میکنن. اما اتفاقا در کشورهای پیشرفتهتری که روسپیگری رو آزاد کردن، این باندهای سازمان یافته هستن که ممنوع هستن. یعنی یک نفر حق داره از این راه کسب درآمد کنه اما کسی حق نداره از آوردن بقیه توی این راه و نگهداشتن و کنترل اونها کسب درآمد کنه.
حالا که بحث انحرافی است این رو هم اضافه کنم که در یک کشور درست و حسابی قرار نیست هر چیزی که بد است، ممنوع باشه. آدمها در یک کشور آزاد حق انتخاب دارن و میتونن تا وقتی که به دیگران ضرر مستقیم نمیرسونن، راه خودشون رو انتخاب کنن، حتی اگر از نظر من و شما بد باشه.
اما نیجریه. نیجریه کشور فقیری است. درآمد متوسط هر فرد تقریبا ۲۰۰ دلار در ماه است و این یعنی اگر کسی حاضر بشه قیمت متوسط جهانی روسپگیری (بگیریم ۵۰ دلار) رو در دو سه ساعت کار به یک نفر بده، یعنی طرف درآمد متوسط یک هفته یک هموطنش رو دو سه ساعته کسب کرده. این قدم بزرگی است و سریع منجر میشه به رواج فحشا که نه نیازی به سواد درست و حسابی داره و نه نیازی به هیچ مهارت عمومی دیگه. در عین حال فحشا با اندازه شهرها هم مرتبط است. در یک روستای کوچیک روسپیگری نمیتونه رواج داشته باشه اما در یک لاگوس ۱۷ میلیونی بدون شک شدیدا رواج داره.
این رو اضافه کنید به فرهنگ عمومی کشورهای آفریقایی. البته این تیکه نظر خودمه و منبع درست و حسابی براش ندارم و وقت پیدا کردن هم ندارم الان. در کل به نظر میرسه آفریقایی ها حساسیتی که «دنیای نو / غرب» یا «دنیای قدیم / شرق» به مساله جنسی دارند رو ندارند. از اول هم در عکسها آفریقاییها را با لباسهای کمتر میبینیم و مشخصا هم رفتاری گرمتر و راحتتر از ما دارند. حتی یادمه یک جایی خوندهام که پستان در آفریقا مفهوم جنسی کمتری داره تا در غرب. آخرین فاکتور: نیجریهایها بعضی از مشخه های فیزیکی تبلیغی هالیوود را هم دارند: بلند و کشیده. لاغر و در عین حال بدن فرم دار و خب رنگ پوست کاملا سیاه و موهای بافته شده آفریقایی هم میتواند آدم را از خیل زنان دیگه که دنبال یک کار با درآمد قابل قبول و بدون نیاز به هیچ مهارت در جهان، جدا کند.
همه موارد بالا میتواند منجر بشود به آمادگی شرایط فحشا در یک کشور. پلیس فاسد جلوی این کار غیرقانونی را نمیگیرد و هر دربان هتل و راننده تاکسی با گرفتن یک پانصد نایرایی (تقریبا سه دلار) حاضر است همکاری کند. خیلی از آدمها نان خالی میخورند و خیلیها فقط منتظر یک اتفاق کنار خیابان مینشینند و میایستند. برای اکثر این آدمها دو هزار نایرا (پانزده دلار) بیشتر از درآمد یک روز راننده ما است که در یک شرکت خارجی کار میکند و حاضرند برایش هر کاری بکنند. این تقریبا پایینترین قیمتی است که یک خارجی ممکن است بدهد.
اما سیستمهای نیمه نظامیافته هم هست. کافی است به هر کدام از «رستورانهای سفیدپوستها» بروید تا این را ببینید. اصلاح اول برای ما هم عجیب بود ولی ظاهرا در زبانهای محلی لغتهایی برای «سفید پوست» وجود دارد که حتی خطاب به خودتان هم استفاده میشود. در این رستورانها سیاه پوست هم میبینید، اتفاقا کم هم نه ولی سیاهپوستها / نیجریهایهای پولدار. غذا کمی گران است (مثلا پرسی پانزده یا بیست دلار) ولی محیط تمیزتر است و «غربی» تر. آخر هفته قبل، رانندهمان «لطف کرد» و برای شام ما را به یکی از این رستورانهای Decent برد. مثل اکثر دیگر رستورانهای «مرتب» توسط لبنانیها اداره میشود و این روزها پر است از نمایشگرهای بزرگی که توی هر گوشه توشون میشه فوتبال رو دید. فصل بارون است و من وقتی در ماشین رو باز میکنم به شکل ناخودآگاه از شدت بارون دوباره میبندمش! دربون با چتر مییاد جلو و زیرچتر پیاده میشیم و زیر چتر میریم تو. قبل از ورود به راهرو یک راهروی کوتاه است با صندلی انتظار و سه چهار دختر آنجا نشستهاند. ما میریم پشت میز میشینیم و غذا سفارش میدیم و مردم رو نگاه میکنیم که فوتبال نگاه میکنن. کشفم اینه که دخترهای جلو در «کار» میکنند. در واقع کافیه آدمهای پشت میزها نگاهشون کنن و با چشم یا دست اشاره کنن. طرف بلند میشه و مییاد کنار شما میایسته و مثلا سیگار میگیره ازتون یا فندک یا در باره فوتبال بحث میکنه. دستتون رو میگیره تو دستش یا میذاره رو پاش و اینجور کارها و اگر به توافق برسین احتمالا میشینه با شما مشروب سبک یا شام میخوره. این دخترها حداقل ۳۰ تا ۵۰ دلار درخواست میکنن و بدون شک سیستم سازمانیافتهتر است و از نظر من نادرست چون احتمالا حجم زیادی از پول به مسوول جریان و صاحب رستوران میرسد و کل کار هم غیرقانونی است.
نمونه دیگر بار خودمان است. مجتمع ما یک بار اختصاصی دارد. در این مجتمع تقریبا ۱۰۰ خانه ویلایی و آپارتمانی هست و یک بار دارد به اسم «Boat Club». ورودی نگهبان دارد و «ورود زنان تنها ممنوع است.»!!!! چرا؟ چند روز قبل شام را رفتیم آنجا و کشف کردیم. اگر اجازه بدهند که دخترهای تنها تو بیایند، مردهای سفید پوست (که به شکل پیش فرض پولدار هستند) دیگر نمیتوانند راحت و آرام باشند و هی باید بگویند «No thank you». در عوض شما میتوانید قبل از ورود به یکی از دخترهایی که اطراف ورودی قدم می زند نزدیک شوید و از او بپرسد که میخواهد با شما شام بخورد یا نه.
به نظر من فحشا در اینجا نمیتواند برای گروه بزرگی از مردم یک شغل دائمی باشه. بازار کوچیکه و احتمالا رقابتی.به خاطر مردهای زیادی که اینجا هستن (شرکت های مخابراتی و نفتی) و زبان انگلیسی که زبان اصلی نیجریه است، مذاکرات راحته ولی عرضه و تقاضا کماکان به نفع مردان است. زنهایی مثل زنهای پاراگراف بالا احتمالا در رقابت سختی هستن چون خارجیهایی که طولانیتر در نیجریه میمونن (و زیاد هم هستن) میدونن که احتمالا راه ارزانتری هم هست. اولین جای ارزانتر اطراف هتلهای بزرگ است. خیابان. و دومین قدم برای کسی که طولانی میماند، دوست دختر گرفتن یا دوست ثابت داشتن است. خیلی از مردهای سفید را در خرید هم با دوست دخترهایشان میبینید. در نیجریه هم مثل ایران، «خارج رفتن» یک آرزوی کمشناخته ولی همهگیر است. آدمها دوست دارند بروند خارج، از جهنم خارج شوند، آزاد باشند، فقیر نباشند و … و در نتیجه پاسپورت «خارجی» به شکل خودکار برای شما «بهترین» دوست دخترها را پیدا میکند.
و بازهم جنایتکاری سازمان یافته یا «خارج رفتنهای» ناآگاهانه. زنهایی که برای «کار» به خارج برده میشوند. اطلاعات دقیق ندارم ولی یکی از محلیها میگوید که اروپا و کشورهای عربی هدف مهاجرت خواسته یا ناخواسته جنسی هستند. بعضیها میروند با علم از اینکه فقط اولش دنبال فحشا خواهند رفت تا پول اولیه را فراهم کنند و بعد کاری دیگر را شروع میکنند. بعضیها هم با قول کار و ازدواج به خارج برده میشوند و هر دو گروه تحت کنترل باندهای جنایتکار یا فقر، فقیرتر، پیرتر و خستهتر میشوند. شما وقتی فقیر باشید، بدترید و کمتر پول میگیرید و فقیرتر میشوید و این چرخه تا ابد ادامه پیدا میکند. چه در آفریقا باشید و چه در اورپا و چه در کشورهای عربی.
و فقر و ناآگاهی بیماری میآورد. ایدز شدیدا رایج است. میتوانید کاندوم بخرید ولی هر بسته سه تایی کاندوم – مزین به لوگوی آگاهی از ایدز و توضیح اینکه پوشیدن این کاندوم فرقی با حالت طبیعی ندارد (نه دندانه، نه شوک) – تقریبا ده هزار تومان قیمت دارد (در آمد یک روز یک خانواده متوسط به بالا) و برای خریدن آن هم باید به یکی از سوپر مارکتها یا داروخانههای معدود شهر بروید.
فحشا برای کسانی که آن را ندیدهاند، برای جوانهایی که دنبال اولین سکسشان هستند و برای پیرمردها و تجاری که نمیدانند پولشان را چطور برای افسردهتر شدن در یک شهر غریب با یک آدم غریب صرف کنند وسوسه کننده است. شاید هم برای کسانی که دوست دارند با پولشان بر دیگران کنترل داشته باشند. اما به نظر من چیزی حوصله سر بر تر، کثیفتر و بیمعنیتر از فحشا وجود ندارد. سکس یک چیز عالی است اما فحشا سکس نیست، یک رابطه فیزیکی مبتنی بر پول و قدرت است بدون احساس آرامش که از مهمترین مشخصههای رابطه جنسی است. روسپیگری در بهترین حالت، تجربهای است برای کسی که نمیتواند یک رابطه واقعی و درست داشته باشد. دقت کنید که منظورم از «رابطه واقعی و درست» الزاما ازدواج نیست. حتی میشود پنج ساعت با یک نفر واقعی و درست دوست بود و رابطه هم داشت. اما فحشا وارد کردن پول و قدرت و سلطه است و حذف کردن دوستی و احساس صمیمیت. یکی از لغتهای قشنگ انگلیسی intimacy است: نزدیکی ژرف، رابطه خیلی نزدیک، دوستی گرم، رابطه جنسی، خلوت.