بایگانی برچسب: s

ماین کردن کریپتوکرنسی بدون اطلاع بازدیدکننده ها: مونرو و کوین هایو

وقتی خواننده جادی.نت هستین، یعنی اطلاعاتتون در مورد بیت کوین و کریپتو کرنسی ها زیاده. اونجا رو کش نمی دم و فقط می گم که رمزارز ها یا کریپتوکرنسی هایی مثل بیت کوین، پول های دیجیتالی هستن که نسبتا ناشناس می مونن، مرکزیت ندارن و با انرژی ای که کامپیوترها مصرف می کنن به دست میان. برای اطلاعات دقیق می تونین پادکست رویای فریدمن یا پادکست رادیوگیک بلاک چین یا این ویدئوی توضیح شیوه کارکرد بیت کوین رو ببینین.

اما اصل ماجرای بحث فعلی اینه که «رمزپول از طریق تلاش کامپیوترها به دست میاد» – حداقل در بسیاری از شکل هاش. حالا یک رمز پول نسبتا جدید (از ۲۰۱۴) به اسم مونرو این امکان رو فراهم کرده که با برنامه های جاوااسکریپت هم ماین بشه و در نتیجه کافیه اونو توی سورس وبلاگ بذارین تا بیننده هایی که به سایت شما میان، حینی که توی سایت شما هستن براتون کریپتوکرنسی مونرو ماین کنن!‌ ایده جالبه و بحث در مورد اخلاقی یا غیراخلاقی، قانونی یا غیرقانونی و درست و نادرست بودنش خیلی سخت. من نمی تونم تصمیم دقیقی بگیرم. مطمئن هستم اینکار خوبی نیست و من نمی کنم ولی بعیده بتونم دفاع کنم که باید غیرقانونی باشه. به هرحال وقتی من به سایت شما می یام توش تبلیغ می بینم و جاوااسکریپت ران می کنم. حالا اگر یکی از این جاوااسکریپت ها برای شما پول در بیاره، آیا بده؟

راستش نظر من اینه که «بله بده». چون دارم یواشکی از ابزار بیننده برای پول در آوردن خودم استفاده می کنم بدون اینکه اون از این بحث خبر داشته باشه. در حال حاضر بعضی ها اینکار رو می کنن و قبلا هم سایت های بزرگی چند روزی اینکار رو کردن اما در نهایت هر وقت «لو رفته» حذفش کردن. یعنی توافق عمومی داریم که کار خوبی نیست. خود سایت کوین هایو هم ابزار نارضایتی کرده از اینکه اسکریپتش بدون اطلاع مراجعان سایت در سایت ها نصب شده.

اما مساله در یک شکل دیگه حادتر می شه: وقتی که یک اپ اینکار رو می کنه و مثلا با باز کردن یک پنجره براوزر در پشت صحنه، اسکریپت رو اجرا می کنه. این منطقا باید غیرقانونی باشه و شرکت انجام دهنده از مارکت ها حذف بشه. متاسفانه این روند در حال بیشتر شدن است و کاملا مهمه که آدم ها اپ های ناشناس و نامعتبر رو کمتر و کمتر روی گوشی نصب کنن.

اما آیا اینکار می صرفه؟ می شه گفت که «نه». تست های مستقل نشون می ده که حدود هزار کاربر می تونن برای شما روزی تقریبا یک دلار درآمد بیارن. منطقا اگر شما یک میلیون کاربر داشته باشین هم راه های بهتری برای درآمد زایی دارین و بخصوص اگر ماجرای احتمال حذف شدن اپ از بازارها یا بسته شدن اکانت توسط کلاودفلر رو به مساله اضافه کنین، بهتره اصولا سراغش نرین. بخصوص که در قوانین ایران چنین چیزی می تونه تحت عنوان «هک» هم طبقه بندی بشه و در صورت شکایت آدم ها، دردسرهای بزرگتری ایجاد کنه. از نظر فنی هم که این روزها ماین کردن روی سی پی یو تقریبا منقرض شده و تنها کسی که از چنین چیزهایی سود اصلی رو می بره، آدمی است که پشت این رمزپول جدید نشسته و سعی می کنه گسترش بده.

اگر شما هم به سایت یا اپی رسیدین که شدیدا باعث داغ شدن گوشی یا کم شدن باتری یا بالا رفتن صدای فن می شد، خوبه حواستون به این ماجرا باشه. اگر دوست داشتین بدونین چه سایت هایی دارن اینکار رو می کنن یا سایتی رو چک کنین می تونین از اینجا استفاده کنین یا اصولا شکایت خودتون رو به جاهایی که ممکنه بهش رسیدگی کنن – مثل مارکت ها – بفرستین.

نکته هایی در مورد ایمیل های آیدین آغداشلو

دیروز چهار تا تصویر که گفته می شه ایمیل های آیدین آغداشلو خطاب به یک (به نظر من دو) نفر است منتشر شده. این چهار تا اسکرین شات که توشون اسم گیرنده حذف شده و اسم فرستنده ایمیل یاهوی آغداشلو است، متن هایی عاشقانه / پورنوگرافیک هستن که توشون نویسنده از کارهایی که دوست داره بکنه حرف می زنه یا ابراز اشتیاق می کنه به دیدن عکس های بیشتر برهنه و…

در این موارد همه جور بحث و حرفی هست، این چند تا رو هم بهش اضافه کنین:

  1. این ایمیل‌ها – اگر واقعی باشن – مربوط به حوزه خصوصی نویسنده شون هستن. دسترسی و انتشار به اینها جرم است و پخش کردن و خوندنشون کار خوبی نیست. بر خلاف پارک سوییس و غیره، ایمیل شخصی آدم حوزه خصوصی اونه و حتی در قوانین داغون ایران هم، دسترسی و پخش کردنش جرم.
  2. نوشته های توی ایمیل گاهی خیلی پورنوگرافیک است و این بعضی ها رو شوک کرده. چیزی شبیه به عکس العمل فپرگیت که توش عکس های پورنوگرافیک تعدادی از هنرپیشه های هالیوود دراومده بود و یکسری با تعجب می پرسیدن «یعنی جنیفر لارنس هم…». لازمه بدونیم که اکثر آدم ها دنبال سکس می رن و اتفاقا هر چقدر با بدن و زندگی شون راحتتر باشن، احتمال اینکه کارهای متنوع تری بکنن بیشتره‌ (: ترس نداره و به خودشون مربوطه.
  3. آیدین آغداشلو تقریبا ۷۶ سالشه. این نامه ها به هرحال مال دوران مسن بودنش هستن و خوبه یادآوری بشه که «پیر شدن به معنی کنار گذاشته شدن سکس نیست». خیلی ها تا آخرین روزهای کهنسالی از سکس لذت می برن (: به عنوان چیزی بیشتر از تلاش یک آدم ۳۰ ساله برای تولید مثل.
  4. درسته که خوندن این ایمیل ها هم کار خوبی نیست ولی به دلایلی متفاوتی ممکنه اینها رو بخونیم – و کار بدی بکنیم. ممکنه برای کنجکاوی اینها رو خوند، برای هیجان و خیلی چیزهای دیگه ولی اگر داستان های چرت پورن ایرانی رو خوندین (یا احیانا می نویسین) بد نیست نگاهی بهشون بندازین. حداقل استفاده از راحتتر و طبیعی تر از کلمات است. خوندن این چهار تا می تونه به ما بگه چقدر در فارسی حرف زدن از سکس، وضعمون خرابه و حتی به سکس می گیم سکس.
  5. یادمون باشه که هر چیز که به شکل دیجیتال ذخیره میشه و بخصوص روی اینترنت می ره، باید با این تفکر باشه که ممکنه روزی همه بهش دسترسی داشته باشن. گیرنده می تونه بی اخلاقی کنه و پخش کنه، صاحب کشور می تونه شنود کنه، سرویس دهنده می تونه به بقیه نشون بده و یک دزد یا حتی مدیر سیستم که دسترسی قانونی به همه شون داره می تونه بهشون دسترسی پیدا کنه. اصل چهارم می گه چیزی که روی اینترنت می ره، تا ابد باقی می مونه. شاید یک نفر فنی بتونه علیه این گزاره صحبت کنه ولی برای عموم مردم، اصل درستی است.
  6. شاید یکی سکس چت دوست داشته باشه، شاید یکی سکس ایمیلی دوست داشته باشه، شاید یکی بخواد زیاد بنویسه، یکی دوست داشته باشه عکس بفرسته یا یکی بخواد عضو همه مدل سایتی باشه و کس دیگه رابطه راه دورش رو با نوشتن و خوندن و شنیدن و دیدن هیجان انگیز تر کنه. سکس بسیار گسترده است و هر کس طوری زندگی می کنه که ترجیح می ده. تقریبا تا آخر عمر می تونین چیزهای جدید کشف و تجربه کنین و هیچ اشکالی هم نداره؛ تا وقتی به کسی صدمه نمی زنین و رفتارها عاقلانه هستن، مورد توافق طرف‌ها هستن و بین آدم‌های بالغ اتفاق می افتن (:
    ۷. روی اکانت های مهم پسوردهای قابل قبول بذارین، گاهی عوضش کنین و جای دیگه هم استفاده اش نکنین و از کامپیوتر کس دیگه لاگین نکنین.

والمارت می خواد خریدها رو مستقیما به یخچال شما بفرسته

والمارت فروشگاه های زنجیره ای هایپرمارکت آمریکایی است و حالا می خواد یکی از آرزوهای آدم ها رو برآورده کنه؛ البته شاید به روشی عجیب. این آرزو «کاش یخچال خود بخود پر می شد» است. البته اجرا خیلی هم عجیب نیست و از یک سفارش آنلاین کلاسیک فقط یکی دو قدم بیشتر داره.

در این پروژه والمارت با شرکت دلیو که دلیوری «همان-روز» کالاها رو بر عهده داره قرار دادی بسته که طبق اون مسوول تحویل کالا اول به شما زنگ می زنه و اگر خونه بودین که در رو براش باز می کنین و میاد تو و وسایل رو می ذاره تو و چیزهایی که باید بره توی یخچال رو هم می بره می ذاره توی یخچال. اما اگر خونه نبودین ولی به جاش قفل در رو از شرکت آگوست هوم خریده بودین، یک نوتیفیکیشن روی گوشی دریافت می کنین و شرکت آگوست هوم یک رمز یکبار مصرف ورود به خونه تولید می کنه و اونو به مسوول تحویل کالا می ده. مسوول داخل می شه، وسایل رو می ذاره توی خونه و می ره آشپزخونه و چیزهایی که مال یخچاله رو می ذاره اون تو و خارج می شه. رمز استفاده شده هم دیگه معتبر نخواهد بود و البته شما هم این امکان رو دارین که از طریق اپ آگوست هوم، همه مراحل رو آنلاین از گوشی نگاه کنین.

معلومه که این سیستم جدید اول فقط در سیلیکون ولی که قلب استارتاپ های آمریکا است تست می شه و حتی خود وال‌مارت هم می دونه که فضاش کمی عجیب و غیرمرسوم است. مدیر استراتژی تجارت الکترونیک والمارت در این مورد می گه «این شاید برای همه مناسب نباشه – و مطمئنا الان برای افراد بیشتری عجیب به نظر می رسه – اما ما می خواهیم این رو به کمک مشتری ها امروز تست کنیم تا کشف کنیم که فروش آنلاین در آینده باید چطوری باشه».

این ایده امروز شاید عجیب به نظر برسه ولی به زودی ما دفاع شخصی از حریم خونه هامون رو به دوربین ها و ربات هایی خواهیم سپرد که انتظار می ره در غیاب ما در رو برای پستچی و مامور آب و تعمیرکار و غیره باز کنن و انتظار می ره فقط از ما دستور بگیرن.

دیتا دلار استور: مغازه ای که به جای پول، اطلاعات شخصی شما رو می گیره

ضرب المثل قدیمی می گه «اگر در شرکتی در مقابل چیزی که می گیرین پول نمی دین، شما مشتری نیستین، کالای اون شرکت هستین». این در اینترنت درست تر از همیشه شد. شرکت های بزرگ فقط برای اینکه شما رو بشناسن، حاضرن به شما سرویس بدن. گوگل حاضره رایگان به شما ایمیل بده به این شرط که محتوای اونها رو نگاه کنه. اینستاگرام حاضره عکس های شما رو نگه داره در مقابل اینکه بفهمه چیکاره هستین و چی دوست دارین و بهتون تبلیغ نشون بده و غیره و غیره. الگوریتم ها در این روزها شما رو می شناسن تا مثلا فیسبوک بتونه به یک تبلیغات چی اجازه بده انتخاب کنه که تبلیغاتش به «زنان سرپرست خانوار با میزان درآمد متوسط که یک فامیل درجه یک مبتلا به اوتیسم دارن» نشون داده بشه.

حالا کسپرسکی برای تایید روی اهمیت این اطلاعات مغازه به اسم «دیتا دلار» باز کرده. داخل این مغازه می تونین تی شرت، ماگ و پوستر پیدا کنین ولی به جای پول باید اطلاعات شخصی خودتون رو به صاحب مغازه بدین و بعد با کالایی که انتخاب کردین بیاین بیرون. مثلا اگر می خواین یه ماگ بردارین باید سه تا عکس یا اسکرین شات واتس اپ، اسمس ها و صفحه اول ایمیل خودتون رو ارائه بدین. اگر علاقمند به یک تی شرت هستین باید دقیقا سه تا عکس آخری که گرفتین رو بدین و سه تا مسیج آخرتون رو. اگر دنبال یک پرینت اوریجینال باشین باید تلفن رو کلا به مسوول فروشگاه بدین و اون می تونه تو عکس ها بچرخه و پنج تا عکس یا سه تا اسکرین شات به انتخاب خودش برداره.

کسانی که برای خرید اومدن ظاهرا میزان قابل توجهی استرس نشون دادن و خارج شدن و اکثرا قبل از خرید، گشتی تو گوشی زدن تا ببینن چی روش هست. نکته جالب؟ شرکت ها تقریبا به همه اینها دسترسی دارن. این فروشگاه هم مثل یک اثر هنری است و قبل از اینکه آدم ها با تلفن های خالی راهی اینجا بشن جمع می شه ولی مدیرش می گه «کسپرسکی امیدواره که مردم بفهمن چه اطلاعاتی رو دارن به رایگان به شرکت ها می دن؛ هر لحظه و هر ساعت و هر روز شما مشغول به اشتراک گذاشتن این اطلاعات با شرکت ها هستین و فعلا هم که کسی جایزه ای در مقابل این به اشتراک گذاری نگرفته».

میکروچیپ‌های زیر پوست، بازی جدید گیک ها

میکروچیپ‌ها می تونن اطلاعات کمی (فعلا حد کیلوبایت) رو نگهداری کنن و اونها رو به ابزارهای خواننده منتقل کنن. مثلا وقتی کارت مترو یا اتوبوس‌تون رو می زنین به دستگاه کارت خوان، در واقع دستگاه کارت خوان دیتای داخل کارت رو می خونه و از حسابتون پول کم می کنه. همین اتفاق وقتی می افته که من این تگ کوچیک رو به در شرکت نزدیک می کنم و در باز می شه:

کمی اطلاعات منحصر به فرد توی یک چیپ در این کارت ذخیره شده که مکانیزم قفل در اونو می خونه و در رو باز می کنه. حالا فرض کنین من این تگ رو باز کنم، میکروچیپی در حد چند میلیمتر رو بیرون بیارم و از یک دکتر مهربون / آینده دوست بخوام که اونو زیر پوست دستم کار بذاره. حالا من با دست زدن به قفل در می تونم اونو باز کنم یا با نزدیک کردن دستم به کامیپوتر، اونو آنلاک کنم یا مثل یکی که اینکار رو کرده، هفت تیری بسازم که فقط وقتی در دست من است شلیک بشه. بعد از اینکارها من به دنیای گیک هایی پیوستم که سعی می کنن با میکروچیپ زیر پوستشون، پیوندی بزنن بین انسان و ماشین.

رنج این آدم ها هم خیلی زیاده ولی نمی دونم چرا الان ازشون کم حرف می زنیم. مثلا عکس بالای مطلب داره مدیر کمپانی 32M رو نشون می ده که در یک «چیپ پارتی» توی کمپانی یکی از ۴۱ کارمندی است که تصمیم گرفته با گذاشتن یک چیپ در زیر پوستش، بی دردسر و اتوماتیک در شرکت رو باز کنه، کامپیوترش رو آنلاک کنه، از وندینگ ماشین های شرکت خوراکی بگیره و … . البته این چیز چندان مرسومی نیست و کسانی و کمپانی های شکل خاصی ازش رو انجام می دن معمولا خبرساز می شن. مثلا یک نفر که رمز بیت کوینش رو توی میکروچیپ زیرپوستی گذاشته یا کسی که هفت تا میکروچیپ برای کارهای مختلف داره.

اما به هرحال بهانه و دلیل هر چیز که باشه، خوبه دیده بشه چون بیشتر و بیشتر داره اتفاق می افته. الان نصب میکروچیپ (و اگر نخواستین برداشتنش) کار سختی نیست و احتمال داره در آینده نزدیک بیشتر و بیشتر شاهدش باشیم پس بذارین دو سه تا نکته رو اضافه کنم:

  • شاید خنده دار باشه ولی «خودتون نکنین!». ابزارهایی هستن و روش هایی که به شما یاد می دن چطوری یک میکروچیپ رو زیر پوست «تزریق» کنین. من اصولا توصیه می کنم فقط در موردش بدونین و اصلا سراغشون نرین. کلی بحث بهداشتی و غیر هست! می گیم که بدونیم نه اینکه بکنیم (:
  • این مساله مشکلات پرایوسی هم درست می کنه. اگر میکروچیپ من قابل خوندن باشه، خب یکی ممکنه با یک خواننده میکروچیپ با من دست بده و رمز منو بخونه و انواع مشکلات دیگه
  • حداقل در آمریکا قانونی هست که می گه به اجبار نمی شه به هیچ کس میکروچیپ تزریق کرد، لازمه همه جا چنین قانونی باشه. شاید الان به نظرتون عجیب بیاد ولی اصلا بعید نیست در اینده نه چندان دور به انواع بهانه ها (از امنیت تا مصالح ملی) به نفری یه میکروچیپ وصل کنن (:
  • بعضی آدم ها از تغییر بدن خوششون میاد. از تتو و سوراخ کردن گرفته تا کارهای حادتر مثل دو شاخه کردن زبون و کشیدن لاله گوش و بقیه چیزها. حدس شخصی من اینه که پذیرفتن میکروچیپ حداقل الان در اون شاخه ها است و جزو بادی مودیفیکیشن‌های گیکی.

خلاصه اگر فردا پس فردا کسی رو دیدیم که با یه دست تکون دادن در خونه رو باز می کرد تعجب نکنیم؛ در حال حاضر انجمن دارویی آمریکا میکروچیپ برای آدم ها رو پذیرفته و هزینه اش خرید و نصبش هم بیشتر از ۲۰۰ دلار نیست.

تشدید سرکوب آزادی بیان در اینترنت چین: نوشتن بدون اسم ممنوع

در جهان کشورهای خیلی کمی هستن که اینترنت رو به شکل گسترده سانسور می کنن. چند کشور مثل کره شمالی و کوبا اصولا اینترنت عمومی ندارند و چند کشور هم مانند ایران و چین به شکل گسترده با سانسور و محدود کردن دسترسی جلوی دسترسی شهروندان به اطلاعات رو می گیرن. حالا چین یک قدم برداشته که حداقل تا چند وقت اونو در صدر سانسورچی ها نگه داره: قانون ممنوعیت ارسال بدون اسم.

طبق این قانون سرویس‌ها موظف می شن که کامنت یا پستی رو بدون اسم واقعی افراد منتشر نکنن. بر اساس این قوانین شرکت های اینترنتی مسوول چک کردن هویت تک تک کاربران هستند و باید هر پست غیرقانونی اونها رو گزارش کنن. این قانون رو اضافه کنین به قانونی که کمی پیش تصویب شد که طی اون همه سرویس دهنده ها مجبور هستن اطلاعات گسترده ای از فعالیت کاربران رو ضبط کنن. با اینکار کسانی که از طبق قانون سال ۲۰۰۰ مجرم شناخته می شن، به راحتی قابل تعقیب و شناسایی خواهند بود. قانون سال ۲۰۰۰ می گه:

موارد زیر اجازه ندارند در شبکه های کامپیوتری توزیع شوند. ۱) مواردی که قانون اساسی را زیر سوال برند ۲) مواردی که امنیت ملی را به خطر بیاندازند ۳) مواردی که افتخار یا منافع ملی را به خطر بیاندازند ۴) نفرت ملی یا نژادی تبلیغ کنند یا وحدت ملی را زیر سوال ببرند ۵) سیاست های دینی کشور را نقد کنند ۶) شایعه بسازند یا نشر اکاذیب کنند یا نظم اجتماعی را به هم بزنند ۷) پورنوگرافی، قمار، … ۸) توهین به دیگران ۹) هرچیز دیگری که طبق قانون ممنوع باشد.

اگر به نظرتون خیلی شبیه است دلیلش اینه که چین کشور دوست و برادر و همدین ما در دنیای سانسور است (: و خب مشخصا اینها یعنی «حرفی به جز اونی که ما میزنیم نباید باشه».

حالا باید منتظر باشیم ببینیم در دوران اعتدال،‌ این بخش از سانسور چین رو هم کپی خواهیم کرد یا باید بیشتر صبر کنیم تا به «ممنوعیت ارسال هر مطلب بدون اسم حقیقی» یا «شناسه ملی اتصال به اینترنت» برسیم (: