بایگانی برچسب: s

دانشگاه یزد و سرور‌های آینه پروژه‌های آزاد. امیر توجه‌مون رو به یک پروژه جالب جلب کرده: دانشگاه یزد داره یکسری از پروژه‌های آزاد رو میرر می‌کنه. مثلا اگر شما به سایت اوبونتو برین و بخواین سی‌دی این لینوکس باحال رو دانلود کنید، میرور‌های دانشگاه یزد یکی از گزینه‌های پیشنهادی است. این کاری است که باید بیشتر بشه و خیلی خوبه که دانشگاه‌ها خودشون رو درگیر این چیزها کنن که هم برای کاربران زندگی‌ راحت‌تر بشه و هم این دانشگاه توی ذهن آدم‌ها جا بیافتن. البته معلومه که طرفدار سانسور داخلی به شکل اینترانت نیستیم و همیشه هم نگران دستکاری شدن اطلاعات توسط دوستان زحمت کشمون ولی در یک کشور درست بودن میرر پروژه‌های بزرگ در داخل، مزیت مهمی حساب می‌شه. ایول به مرکز اطلاع رسانی و خدمات رایانه ای دانشگاه یزد و آدم‌های با شعورش. نوامبر 6, 2013 ، 23 پاسخ
دوره‌های رایگان دانشگاه ام.آی.تی. با ترجمه فارسی. امید یعقوبی برامون نوشته: دانشگاه ام.آی.تی. جدیدا پروژه ی جالبی رو شروع کرده که تو اون محتوای آموزشی ارزشمندی رو به صورت آزاد در اختیار همه گذاشته . اساتید دانشگاه شهید بهشتی هم شروع به ترجمه ی این منابع کرده اند . گفتم شاید این مطلب واسه تو و رادیویِ قشنگت جالب باشه :) اکتبر 29, 2013 ، 9 پاسخ

مصرف کنید: ویدئو کلیپ بچه ننه با صدای محسن لرستانی

پست رو تقدیم می کنم به جلال سالی

یک ویدئو کلیپ محلی با داستانی مرسوم: دختره پسره رو ترک کرده و رفته با یک بچه ننه دوست شده. پسر لر / کرمانشاهی براش می خونه «برو با اون ابرو قشنگ، از سرتم زیادیم / اسم منم دیگه نیار، امروز اعصابم قاطیه / امروز حالم حال سگه، کوفتیم نکن برو دیگه / بختت بسوزه آسمان، دیگه شده آخر زمان / تو این همه خلق خدا، ببین کی شده رقیب ما»

یکی از دوست‌های پسره، با دوربین چند تا عکس از دوست دخترش و یک پسر دیگه می‌گیره بعد اونها رو چاپ می کنه و به این دوستمون نشون می‌ده. خواننده دنبال رقیب عشقی اش است می‌گرده. همزمان می خونه «یادت می یاد ای بی وفا، چمنی(؟) منو زجرم دادی / چمنی(؟) می ماندم چشم انتظار ، شاید بیای سر قرار / گفتی ننم نمی ذاره ، بیام بیرون سر قرار / داشم بشم گیر می ده و ، کلشم شنگه دعوا(؟)» و ادامه می ده که حالا چطور شکر روزگار دیگه ننه‌ات گیر نمی ده بری سر قرار با این پسر جدیده؟ و همزمان قلیون چاق می کنه و می خونه که «دیگه بدجور حالم خرابه، عرق سگی برام شرابه».

نهایت ماجرا؟‌ با پرس و جو از آدم ها بچه ننه رو پیدا می کنه و می خونه «اینو بدان بچه ننه ، پرونده من وزن توئه / من زندگیم رفته به باد ، بچه ننه دارم برات / وقتی ابرو برمی داری ، نازتر می شی از قناری / …» و می ره با کلمات یک زهره چشمی ازش می‌گیره و می‌ره سر قرار با دختره و عکسها رو بهش نشون می ده و به هم می زنه و با یک سیلی نسبتا آروم قهر می کنه می ره سراغ زندگی اش.

بعدش هم تیتراژ است با شماره تلفن شاعر و نویسنده و کارگردان و بازیگرها و غیره و در نهایت حتی تشکر از مدیریت پیتزانانی (علی عرب).

چرا دوستش دارم؟

چون طبیعی است و مال خود آدم ها. می دونین که من پروژه هایی که آدم های واقعی سراغش می رن رو دوست دارم. طرف نه سعی کرده یک الگانس اجاره کنه بشینه توش نه رفته دوبی نه هیچ چیز. خیلی معقول تو محله خودشون هنرش رو استفاده کرده.

شاید برای بعضی ها خنده دار باشه. منهم کلی خندیدم ولی از سر شادی. حسابی خوشم اومد. اولا که داستان خوبه. بر خلاف مجید خراط ها طرف منطقی با جریان برخورد می کنه. می شه بهش کلی اشکال فمنیستی گرفت اما دقت کنیم که کی داره چی می خونه. کماکان برای من و شما بده ولی به عنوان یک خواننده از لرستان/کرمانشاه که دوست دخترش بهش خیانت کرده به نظرم ویدئو و برخورد پیشرو است. کاش اون سیلی آخر هم نبود که می تونستیم بگیم طرف از من و شما هم با شعورتره که فقط رفته به پسره و دختره گفته که می دونه و رابطه اش رو به هم زده.

محلی بودنش هم عالیه! به دانشگاه هامون توی شهر تهران نگاه کنین که وقتی از همه جای ایران آدم می یاد توش، از سال دوم دیگه کسی رو توش نمی بینین که ته لهجه حتی داشته باشه. فرهنگ خودشه، لهجه خودشه، شهر خودشه، پیتزا فروشی خودشه و دوستای خودش. من از این جریانش هم کلی لذت بردم.

خلاصه پیشنهاد می کنم یکبار دیگه ویدئو رو ببینین (یا اگر با اینترنت جمهوری اسلامی هستین امیدوارم تا الان لود شده باشه که بتونین پخش رو شروع کنین). کماکان شاده و پر از خنده. بخصوص ترکیب هایی که تو شعر استفاده شده (مثلا اینکه وزن پرونده من از وزن هیکل جنابعالی سنگین تره!) ولی در حدی خوبه که من ایران بودم حتما یک اسمس تشکر به خواننده می زدم (:

بنا به یکی از کامنت‌این آهنگ عباس ویسی رو هم حتما ببینین

مبادله کتاب‌های درسی با آبجو

شاید شما هم مثل ما از کتاب هایی که شب امتحان ازشون متنفر می‌شدین رو آتیش می‌زدین. اما حالا یک سایت عالی باز شده…. آبجو در مقابل کتاب درسی:

فقط کافیه وارد سایت بشین، آبجوی مورد علاقه‌تون رو انتخاب کنین و شابک کتاب درسی‌ که پاس کردین رو توی کادر بزنین.

فکر کنین! کتاب سیگنال سیستم من رو که بر می‌داشت هیچچی، سه تا باکس و دو تا بطر هینکل هم می‌داد (: کسی چه می دونه، شاید این دلیلی می‌شد که در طول دانشگاه بیشتر کتاب مرجع بخونیم و کمتر جزوه.

مراسم بزرگداشت دکتر عبداللهی

استاد عبداللهی استادی عالی بود. به من یاد داد که دنیا تک رنگ نیست و نظریه‌ها عینک‌هایی هستن برای دیدن طیف‌های مختلف. البته همین استاد به من یاد داد که درست و غلط در دنیا وجود داره و جامعه شناس باید متعهد باشه. حداقل این خاطره منه. دنیا در حال حاضر کاملا چیز مزخرفی است ولی می تونه بهتر بشه. اونهم آنی. با بهتر بودن ما. شاد بودن ما، دنیایی ساخته می‌شه که دیکتاتورهاش مایه خنده هستن و حتی اعدامش مایه بزرگواری و زندگی آرومش آرزوی مایی که دنبال قهرمان ها نیستیم. عبداللهی تک تک اینها رو نگفت اما من اینها رو سر کلاسش یاد گرفتم و حتما مراسم یادبودش رو هم می‌رم. هم از طرف خودم هم از طرف سینا. و خوشحالم که از این آدم در طول حیاتش هم تقدیر شد و می‌دونست که محبوب ما است.

مرتبط: نوشته قبلی من و خاطرات قبلی من از دکتر محمد عبداللهی