هکاتون در آرماگدون: تلاش برای عملیاتی کردن یک دستگاه تنفس مصنوعی آزاد

یکی از آدم‌های مشهور دنیای ربات‌سازی به نام Gui Cavalcanti تماسی از یه متخصص پزشکی دریافت کرده؛ با یک سوال واضح: آیا می تونیم تجهیزات پزشکی مورد نیاز وضعیت کرونایی رو به شکل آزاد طراحی و اجرا کنیم؟

مساله اینه که ما با یکی از واگیری‌های بزرگ و سریع روبرو هستیم و تقریبا هر ۲ یا ۳ روز، میزان مبتلایان دوبرابر می‌شن. با این روند در چند ماه اکثر جمعیت کره زمین درگیر خواهند بود و طبق آمار بین ۱۵ تا ۲۰ درصد کسانی که مبتلا می‌شن نیازمند کمک‌های بیمارستانی شامل سیستم‌های تنفس مصنوعی هستن و اگر گسترش با همین سرعت ادامه پیدا کنه، ما خیلی زود تجهیزات بیمارستانی و بخصوص دستگاه‌های تنفسی کم خواهیم آورد. درخواست و هدف این گروه اینه که متخصصین نرم افزار، سخت افزار، پرینت سه بعدی،‌ پزشک‌ها و هکرها و سازنده‌ها رو دور هم جمع کنه تا نمونه‌های آزادی از دستگاه‌های مورد نیاز طراحی کنن، نمونه‌هایی با ایده نرم افزار آزاد که نتیجه اش طرح‌هایی بشه که به هر کس، هر شرکت و هر کشور و سازمانی اجازه بده با حداقل امکانات دستگاه‌ها رو تولید کنه.

یکی از اهداف اصلی رسیدن به یک دستگاه تنفس مصنوعی است. دستگاهی هوا رو مرطوب کنه، با اکسیژن مخلوط کنه و بعد اونو با فشار مناسب به ریه‌های بیمار پمپ کنه. در صورتی که نقشه آزاد این سیستم ایجاد بشه، می‌شه اونو به کارخونه ها و کارگاهی مختلف داد تا شروع به ساختش کنن. حتی اگر کارخونه‌ها سراغش نرن، افراد داوطلب می‌تونن با استفاده از تجهیزاتی که هر جایی پیدا می شه (مثلا آردوینو) اونو بسازن و استفاده کنن.

البته در کنار این، طرح های دیگه هم در حال پیشرفت هستن. مثلا سیستم‌های بازیابی ماسک‌های ان۹۵ یا طرح‌هایی برای ساخت ماسک‌های ان۹۵ در خانه یا ساخت سیستم‌های فشار معکوس برای اتاق‌های قرنطینه (اتاق قرنطینه فشار هوای پایینتری داره تا هواش رو به بیرون جریان پیدا نکنه). با داشتن این سیستم‌ها راحتتر می شه باشگاه‌های ورزشی یا دفترهای کار رو به اتاق های قرنطینه تبدیل کرد.

پروژه‌های متنوعی هم شروع شدن. مثلا این این پروژه روی گیت هاب طرحی است که اجازه می ده شما یه سیستم فشار هوای دائم رو به سادگی به یک سیستم تنفس مصنوعی خانگی تبدیل کنین که البته به خاطر نداشتن مجوزهای FDA فعلا قابل استفاده بیمارستانی نیست و معلومه که برای تبدیل شدن به چیزی عملیاتی و عمومی نیاز به کار بیشتر داره ولی قدم‌های اول مثبتی است.

خلاصه که برنامه نویس‌ها و هکرها و سازنده ها هم بیکار ننشستن و نشون می دن که ایده‌های آزادی نرم افزار چقدر می تونه برای جوامع کارا باشه. حتی می شه امیدوار بود که بعد از عبور از این شرایط بحران هم ایده ادامه پیدا کنه و انحصار تولید ابزارهایی که به سلامت و نیازهای عمومی جوامع وابسته هستن از انحصار شرکت های بزرگ بیرون بیاد.

هواوی شروع به فورش لپ‌تاپ‌هایی با گنو/لینوکس دیپین کرده


مشکل خریدن لپ تاپ برای ما لینوکسی‌ها همیشه اینه که موقع خرید لپ‌تاپ، عملا پول ویندوز روش رو هم داده ایم و بعد که اونو پاک می کنیم همه‌اش ضرر است. بعضی موقع‌ها آدم های با حوصله با مایکروسافت نامه نگاری می کردن و اینها رو پس می دادن ولی علاقمندی اصلی تر، امکان خرید لپ تاپ هایی با لینوکس بوده. گزینه اصلی معمولا «لپ تاپ های بدون سیستم عامل» بوده ولی حالا هواوی وارد بازار شده و لپ‌تاپ‌هایی با گنو/لینوکس دیپین می‌فروشه. لینوکسی قشنگ که البته خیلی ها به خاطر چینی بودنش، اعتماد زیادی هم بهش ندارن.

طبق تجربه دیوایس های سخت افزاری هواوی معمولا به نسبت قیمت، کیفیت قابل قبولی دارن و ظاهرشون هم که معمولا کپی از محصولات اپل است؛ حتی شاید اسم‌هاشون. در این لحظه هواوی سری لپ تاپ های MateBook X Pro، MateBook 13 و MateBook 14 رو فقط در چین با لینوکس می فروشه. نکته خوب؟ اینکه دگمه ای که معمولا روش لوگوی ویندوز یا شبدر است با کلیدی به اسم Start جایگزین شده و این مدل‌ها از مشابه ویندوزی شون، ۴۲ دلار هم ارزونتر هستن. از طرف دیگه هم درسته که معمولا طرفدار پرایوسی، به گنو/لینوکس دیپین اعتماد ندارن ولی به هرحال این لینوکس قشنگ، سورسش روی گیت هاب است و منطقا باید بشه چکش کرد تا مشکلی نداشته باشه و اگر مشکلی داشت، تا حالا صداش در امده بود.

در ضمن معلومه که وقتی لینوکس دیپین روشون به راحتی اجرا می‌شه، منطقا هر لینوکس دیگه ای هم بی دردسر خاص روشون اجرا خواهد شد. این یکی از چیزهایی است که می تونیم امیدوارم باشیم، به ایران هم برسه (:

کامپیوترها چطوری زمان رو نگه می دارن

این روزها خیلی چیزها به زمان خیلی خیلی دقیق نیاز دارن و به نظر ما کامپیوترها هم خیلی خیلی دقیقن. ولی نگهداری زمان برای اونها کار راحتی نیست، بخصوص که گاهی خاموش می شن و کلا از برق قطعن! توی این ویدئوی ۱۰ دقیقه ای نگاهی می کنیم به اینکه اینکار چطوری اتفاق می افته و تشویقتون می کنم به خوندن یا حداقل مرور پایه ای ترین داکیومنت های اینترنت یعنی RFCها که خیلی هم قشنگن.

ویدئو در یوتوب و آپارات

بررسی تجربه کار با گجت تی وی باکس هوشمند هوما

هوما باکس یکی از پروژه‌هایی است که توی سیستم‌های کراودفاندینگ داخلی شروع شدن و با موفقیت سرمایه جذب کردن و محصولشون رو ساختن. بعدش هم لطف کردن و یکیش رو برای من فرستادن تا تست کنم و تجربه‌ام رو بگم تا هم فیدبکی بگیرن و هم احتمالا تبلیغی بشه. از نظر من که کار خوبیه و الان هم دو هفته ای می‌شه که از محصولشون استفاده کردم و می‌خوام نظرم رو بهتون و بهشون بگم.

اما اول بذارین نگاهی به بسته و باز شدنش بندازیم:

هوما باکس
محتویات جعبه هوما باکس

تجربه باز کردنش بسیار خوب بود. هم جعبه درست و حسابی بود و حس خوبی می داد هم آشغال اضافه اش خیلی نبود و به قول خارجی ها Batteries Included بود یعنی واقعا باتری‌های مورد نیاز ریموت رو داشت (که ظاهرا قراره قابل شارژ هم باشه!) و هم انواع کابل‌هاش رو. این جزو بخش های خوبی است که منو خوشحال می کنه. هیچی مسخره‌تر از این نیست که یه چیزی بخرین و بعد که میاین روشنش کنین بفهمین باید براش یه باتری قلمی هم می‌خریدین یا برای راه انداختنش یه کابل اچ دی ام آی لازم دارین!

اما اصل جعبه هوما باکس، به نظر یه کامپیوتر اندرویدی می‌یاد. و یه برد قابل قبول:

پورت های هوما باکس
بقیه پورت های هوما باکس (:
زیر جعبه که ایده هایی از محتویاتش می ده

پورت‌های یو اس بی، پورت اترنت، ۴ هسته، ۲ گیگ رم و ریموت کارا که خوب هم با همدیگه هماهنگ شند جذابن. روشنش که می‌کنم همه چیز به خوبی کار می کنه. ازم شماره تلفن می خواد تا رجیستر بشه که روش هم اصرار داره:

تلفن رو برای نصب اولیه لازم داره

و بعد از گرفتن اسمس و دادن بهش از منوی واضح به وایرلس وصل می شه و خودش رو هم آپدیت می کنه:

و آپدیت می شه که ما لینوکسی ها دوست داریم (:

همینطور توی تصویر بالا می بینین که پر کاربردترین برنامه هوما باکس برای من، فیلیمو است. قبل از این ازش استفاده نکرده بود مو خب یک حس منفی هم بهش دارم چون در نهایت فیلم‌های خارجیش سانسور می شن ولی راستش رو بخواین بعد از یک هفته تقریبا بهش معتاد شدم. برای استفاده از فیلیمو باید اشتراک مستقل می خریدم که اینکار رو کردم و کلی فیلم دیدم.

البته هوما باکس برنامه‌های دیگه ای هم داره که ممکنه برای خیلی ها جذاب باشه. مثلا اخبار، کانال های جمهوری اسلامی و این تیپ چیزها در کنار دو مجموعه جذاب دیگه که اولی موسیقی نواک است که موسیقی ها و کلیپ‌های داخلی رو داره و دومی مجله که کلیپ‌هایی است مرتبط با اتفاق‌ها و اخبار و رویدادهای ورزشی و …

بر اساس اطلاعات سایت خود هوما باید بازی‌ها و امکان خرید هم به دستگاه اضافه بشه که اگر بشه خوبه. البته من خیلی اهل بازی موبایلی نیستم و نمی دومن چطوری می تونیم از اینترفیس ریموت دار راحت خرید کنیم اما ممکنه اگر راه بیافته کارا و جالب باشه.

اگر بخوایم تجربه ام رو جمع بندی کنم باید بگم که بسیار خوب بوده. طوری که فعلا تقریبا هر وقت خونه بوده ام داشتم ازش استفاده می کردم. بخصوص آرشیو فیلم های ایرانی‌اش بسیار خوبه (به مدد فیلیمو) و تعداد قابل توجهی از فیلم‌های دوبله قدیمی فیلم‌های خارجی، کارتون‌ها، انیمه‌ها، سریال‌ها و … رو هم داره.

ابزارهای دیگه اندرویدی رو هم داره منطقا

نقاط قوت

  • خوش ساخت و خوب در سخت افزار و کارا در رابط کاربری
  • ریموت خوب و کارا که سایتشون میگه قابل تشخیص حرکت (بخصوص برای بازی) و باتری قابل شارژ هم داره ولی من هنوز تست نکردم
  • مجموعه بزرگ فیلم ایرانی، خارجی، سریال، انیمه و … در طبقه بندی خوب (که از فیلیمو میاد)
  • اپ های دیفالت هم خوبن. هم ایرانی هم خارجی از جمله امکان تماشای ویدئوهای تد تاک
  • امکان استفاده از اینترنت رایگان اگر شاتل و … دارین که باعث می شه برای پهنای باند فیلم ها پول ندین
  • پشتیبانی از بلوتوث و وایرلس و زیگبی و زدویو که البته دو تا آخری رو من هنوز تست نکردم
  • آپدیت هایی که تا حالا چند بار اومدن و حس خوبی به یه من می دن
  • و از همه مهمتر اینکه این دستگاه یه کامپیوتر اندرویدی کامله و گوگل پلی هم داره! در نتیجه می تونم چیزهایی که می خوام رو روش نصب کنم و در واقع بدون هزینه یه تلویزیون هوشمند، یه تلویزیون هوشمند خیلی قوی داشته باشم، شامل بازی ها و …

نقاط ضعف

  • اینترنت سانسور شده ما تجربه کاربری همه ما رو در همه جنبه‌های زندگی بدتر کرده. مثلا اگر می شد مستقیم از یوتوب استفاده کرد عالی بود ولی با وجود بودن اپ یوتوب به شکل پیش فرض، معلومه که سانسورچی‌مون نمی ذاره ازش استفاده کنیم. موندن اپ خوبه و سانسور دست هوماباکس نیست ولی خب واقعا حیفه به اینهمه دیتای خوب دسترسی نداریم.
  • وصل کردن هارد اکسترنالم به هوما باکس … باعث اتفاقاتی مثل باز شدن فایل منیجر و اینها شد ولی نتونستم تو فایل‌هام بچرخم و فیلم‌هام رو پخش کنم. ممکنه مشکل سر فرمت هارد باشه و شایدم نیاز به برنامه‌های اضافی دارم. به هرحال حل کردنش نباید سخت باشه ولی اگر به شکل دیفالت کار کنه خیلی خوبه
  • برای اولین استفاده لازم بود اشتراک فیلیمو بخرم. اگر بشه حتی ماه اول یک کوپن داشته باشه احتمالا خیلی ها رو خوشحالتر می کنه و شروع رو بی دردسرتر

آیا به درد شما می خوره؟

منطقا اگر تلویزیونی غیر هوشمند دارین و دوست دارین امکانات تلویزیون هوشمند رو بهش اضافه کنین، هوما باکس گزینه خیلی خوبیه. همچنین اگر دستگاهی برای ور رفتن و اضافه کردن فیچر می خواین هم هوما خیلی خوبه. من اهل سینما رفتن و سی دی خریدن نیستم ولی برام جالبه که فیلم های ایرانی رو ببینم – یا حداقل بذارم پخش بشن. همینطور فیلم های دوبله قدیمی (از باد اسپنسر تا چی تی چی تی بنگ بنگ) رو هم دوست دارم و چنین دستگاهی اجازه می ده راحت بذارم پخش بشن. برای شخص من امکان نصب برنامه و استفاده از براوزرش روی تلویزیون هم خیلی خوب بود. مثلا همون روزی که راهش انداختم فینال مسابقات شطرنج جهان بود و فقط با باز کردن براوزری که روش بود و با استفاده از ریموت گذاشتم پخش بشه:

تماشای شطرنج روی هوما باکس

ببر خلاف تصور اولیه ام، بعد از دو هفته من هنوز هوما باکس رو از تلویزیونم جدا نکردم و به نظرم جایگزین بهتری از لپ تاپی است که الان بهش وصله. دلیلش هم ریموت بی دردسرش است. اما شاید در طول زمانی طولانی تر برگردم به همون لپ تاپ و مثلا یه کیبورد ریموت بگیرم. اما احتمالا اون موقع این دستگاه رو هدیه می دم به مادرم که بتونه فیمل های قدیمی رو نگاه کنه – چون واقعا بی دردسر و راحت کار می کنه. شایدم خودم نگه اش داشتم! راستش نمی تونم تصمیم بگیرم چون از اینترفیس مناسب برای تلویزیونش خیلی بیشتر از لپ تاپ متصل به تلویزیون خوشم میاد و در ضمن یک لپ تاپ هم آزاد می شه برای کارهای لپ تاپی تر.

برای اطلاعات بیشتر و همچنین گرفتن جواب بعضی سوال‌های مرسوم سایت هوما باکس رو ببینین.

یک کامپیوتر سینگل برد جدید لینوکسی با قیمت فقط ۶ دلار

چند سال پیش که رزبری پای به بازار اومد، همه تعجب کردیم؛ از قیمت پایین و قابلیت‌های قابل قبولش. اما بعد همینطور کامپیوترهای تک برد ارزونتر اومدن و حالا یکی بازهم باعث تعجبه؛ هم اسمش هم قیمتش: OrangePi NanoPi Raspberry Pi Linux Development Board با قیمت ۶ دلار!

ظاهرا این برد بر اساس NationalChip GX6605S طراحی شده و ISA است؛ یعنی نه آرم نه ایکس ۸۶ نه ریسک و نه میپس (حمید در کامنت توضیح می ده که: این که ISA مخفف instruction set architecture هستش و خودش یک معماری مجزا نیست. در واقع این برد از ISA خاصی استفاده می‌کنه که x86 یا arm یا … نیست.) روی این برد لینوکس خودش هست که ظاهرا بر اساس آرچ است و buildroot و gcc و qemu و ابزارهای دیگه ای رو هم براش دارین. شرکت پشت این سخت افزار بامزه، کرنل خودش رو نگهداری می کرده که حالا به کرنل اصلی هم اضافه شده.

این برد ۶۴ مگ رم دی دی آر ۲، خروجی اچ دی ام آی (۱۲۸۰ در ۷۲۰) و یک سی پی یوی ۶۰۰ مگاهرتزی داره و GPIOش چند تا کلید هم دارن بعلاوه دو تا هاست یو اس بی و کنسول سریال. از صفحه نمی شه حدس زد که ذخیره سازی روی برد چقدره و به نظر نمی رسه شبکه هم داشته باشه ولی به هرحال دروازه ای است برای دیدن بیشتر و بیشتر بردهایی که می تونیم باهاشون واقعا یک کامپیوتر توی ابزارهای ارزونمون جاگذاری کنیم.

منبع

در مورد باگ های اسپکتر و ملت‌داون مطالب دست اول بخونین

این چند وقت بحث باگ های امنیتی سی پی یوها اینقدر عظیم بود که حتی روزنامه های زرد هم دارن درباره‌اش می‌نویسن. اما به نظرم فرصت خیلی خوبیه که اگر به مبحث امنیت علاقمند هستین، در این مورد سعی کنین مقاله های اصلی رو بخونین. چون تشریحی که وبلاگ گوگل از ماجرا منتشر کرده اینقدر خوب نوشته شده که احتمالا با کمی تلاش و جستجوی موازی در مورد مباحث، برای اکثر ما تا حدود خوبی قابل فهمه.

خلاصه باگ های اسپکتر و ملت داون در این سه شکل قابل طبقه بندی است:

  • شکل یک: دور زدن بررسی محدوده (CVE-2017-5753)
  • شکل دو: تزریق شاخه مقصد (CVE-2017-5715)
  • شکل سه: گول زدن کش کننده دیتا (CVE-2017-5754)

در مقاله گوگل این سه روش تشریح شدن و در نهایت به سه نمونه ثابت کننده مفاهیم مطرح شده (ترجمه PoC چی می‌شه؟) رسیدن. مثلا محققین تونستن از داخل یک ماشین مجازی، حافظه هاست رو بخونن یا با یک یوزر معمولی، به حافظه کرنل دسترسی پیدا کنن.

از اونجایی که این باگ ها مربوط به سخت افزارهای سی پی یو هستن، عملا فیکس کردنشون نیازمند انواع بررسی و چک در کرنل ها است و نتیجه اش کند شدن و پیچیده تر شدن کرنل ها! اتفاقی که در حال حاضر داره می افته و مطمئن هستیم جایزه پاونی امسال که به حادترین باگ ها داده می شه، از حالا متعلق به این باگ خواهد بود. تنها کاری هم که خواهیم تونست بکنیم، آپدیت کردن کرنل هامون است به محدود کردن دائمی حالت های بیشتری از این باگ‌ها.

راستی.. کل ماجرا رو گفتم که بگم مقاله گوگل خواندنی است و قابل درک؛ با حوصله و سرچ های جانبی و حالا که خودمونی شدیم این بحث بامزه رو هم بگم که اول گوگل این باگ رو کشف می کنه و به اینتل گزارش می ده، و مدیر عامل اینتل چیکار می کنه؟ تمام سهامی اینتلی که داشت و می تونست بفروشه رو می فروشه! (:

بررسی اجمالی مک بوک پروی ۲۰۱۵ از دید جادی

حوالی ۲۰۰۸ من یک مک بوک خریدم. از اون سفیدهای بانمک. الان متن اون نوشته به نظرم خیلی عجیب می یاد؛ و این خیلی خوبه. بعد از چند ماه روی اون مک بوک سفید لینوکس نصب کردم و برگشتم به دنیای دلچسب خودم. حالا هم بعد از ۸ سال، دوباره تقاطع زندگی من به یک مک بوک خورده. شرکت جدید کامپیوتر رسمی اش مک بوک است و منم یکی گرفته ام. مطمئنا یکی از اون سری ها که دگمه esc داره و خوشبختانه خروجی‌های استاندارد شامل HDMI.

اینبار هم تصمیم دارم تا مدتی سیستم عامل اصلی مک رو نگه دارم و تجربه اش کنم. به هر حال هر چی باشه زیر این پوسته اپلی، قلبی از گنو/بی اس دی خوابیده و این باعث می شه تحملش خیلی راحتتره بشه.

فعلا تقریبا یک هفته دستم بوده و سعی کردم با کمتر غر زدن مثل یک اپلی ازش استفاده کنم. در دفاع ازش می تونم اینها رو بگم:

  • به هرحال ابزارهای گنو رو داره و در نتیجه می شه ازش استفاده کرد. چیزهایی مثل grep، ssh، pip و بقیه دوستاشون. همچنین جامعه بزرگی از برنامه نویس ها ازش استفاده می کنن و در نتیجه احساس تنهایی نمی کنین
  • کیفیت سخت افزار بسیار خوب به نظر می رسه. بدنه محکم، کیبورد راحت و جذابه و ترک پد و صفحه نمایش و حتی پورت ها با کیفیتی متفاوت از چیزهای دیگه (مثلا در مقایسه با ایسوس خودم)‌
  • عمر باتری بسیار خوبه که خب با توجه به وزن سنگین‌تر از مثلا همون ایسوس و هماهنگی کامل سخت افزار و نرم افزار دور از ذهن هم نیست
  • ایده های مثبتی داره مثلا امکان سینک کردن کلیپورد با گوشی اپلی؛ که البته اگر انتخابی بود بسیار بهتر بود

و البته اشکالات ریز و درشت هم داره که زندگی روزمره رو سخت می کنن:

  • گفتم سخت افزارش خوبه؟ ال سی دی لنووهای من همه تا ۱۸۰ درجه بر می گشتن. این خیلی کمتر برمیگرده و تو خیلی کاربردها کافی نیست.
  • در نرم افزار به نظرم بسیار محدود هستیم. مثلا نه یک ادیتور به کیفیت ادیتور ساده و پیش فرض گنوم داره و نه یک ترمینال به کیفیت ترمینالی مثل ترمیناتور. برای ترمینال با iTerm2 میشه کار رو راه انداخت ولی برای ویرایشگر واقعا چیزی پیدا نکردم. پیش فرضش راست به چپ نمی شه وقتی فارسی می نویسم. هرچند بعضی ها می گن می شه… قلق داره؟ (:
  • دست شما برای کارهای ابتدایی هم بسیار محدوده. مثلا شورت کات اینکه با گرفتن کلید فلان و فلان، فلان برنامه باز بشه کجاست؟! یا مثلا منتقل کردن یک پنجره با صفحه کلید به یک اسپیس خاص. حتی کارهای بسیار ساده مثل کلیپ بورد منیجر یا منتقل کردن یک پنجره از یک مانیتور به مانیتور بعدی هم نیازمند نصب یکسری برنامه ریز و میز هستن که گاهی مثلا ۵ دلار هم پولشونه (:
  • مک او اس تن شکل کاربری شمار و محدود می کنه. شدیدا وابسته است به ماوس و گسچرهاش در حالی که من ترجیح می دم در حداقل موارد دستم رو از روی کیبورد بردارم.
  • ایده های عجیبی مثل اینکه اگر برنامه ای رو فول اسکرین کردین بره یک چیزی شبیه اسپیس بشه از کجا اومده؟ و به چه دردی می خوره؟ یک بازنشسته شاید تو خونه اش بخواد سافاری براش تبدیل به یک اسپیس مجزا بشه ولی من که تو لینوکس با ۹ تا اسپیس کار می کنم و اینجا چون نمی تونم ماتریسی بچینمشون با ۶ تا، اصلا علاقمند نیستم که وقتی ترمینال رو فول اسکرین می کنم تبدیل بشه به یک اسپیس اون آخر!
  • برای کسی که از دنیای لینوکس می یاد دانلود کردن برنامه از یک سایت و اجرا کردنش کاری بسیار عجیبه! آخه چرا؟! الان که سافتور سنتر رو کپی کردن خب حداقل همه برنامه های مهم رو بذارن توش. برای مای اسکوئل من واقعا باید با brew وارد ماجرا بشم (و لعنت به اون احمقی که raw.githubusercontent.com رو فیلتر کرده!)
  • یک فایل براوزر درست هم نداره! کلید enter که یعنی «ورود»، اسم فایل رو عوض می کنه و تولبار پایین نیست که نشون بده حجم فایل چقدره یا من کشف نکردم چطوری باید فایل های مخفی رو نشون داد! چه کاریه خب ((: PCManFM بسیار کاراتر از این مهمله
  • جنازه سنگین iTunes هنوز به سیستم وصله
  • تم و اینها که تقریبا نداره (: مرحوم اجازه داده بین گرافیت و آبی یکی رو انتخاب کنم (: من حداقل های لایت رو نارنجی کردم که احساس شخصی سازی کرده باشم. شایدم باید برای پشتش برچسب بخرم (:
  • دانگل وی جی ای من رو نمی شناسه و در نتیجه مونیتور وی جی ای خونه بلااستفاده است و ظاهرا باید یک مونیتور اچ دی ام آی برای خونه بخرم
  • توی داک نمی تونم مثل آدم با یه شورتکات یا کلیک یه برنامه رو در پنجره جدید در همین اسپیس باز کنم. اگر روی ترمینال کلیک کنم می ره توی اسپیسی که ترمینال باز هست، نشونش می ده. کف انتظار من اینه که بتونم مثلا کنترل کلیک کنم و یه پنجره جدید باز کنه نه اینکه رایت کلیک کنم، از تو منو انتخاب کنم که پنجره جدید می خوام (:
  • به خاطر نداشتن ایکس، میدل پیست کلیک رو نداریم. در لینوکس اگر چیزی رو سلکت کنیم و بعد میدل کلیک کنیم پیست می شه. در واقع دو تا حافظه برای کلیپبورد در لحظه هست که بسیار مفیده.
  • این دگمه شبدر گیج کننده است. گاهی برای کپی پیست شبدر و وی داریم گاهی کنترل و وی. یا مثلا تب های براوزر با کنترل چپ و راست می رن و جای دیگه با شبدر. چه برسه که از خود اپل کیبورد اکسترنال نخرین.
    -انیمیشن؟! اینهمه؟ فقط واقعا وابلی ویندو جاش خالیه (:
  • یکی از دم دست ترین و مفیدترین قابلیت ها اینه که من بتونم یه پنجره رو بالای بقیه پنجره ها نگه دارم…

خلاصه اینطوری ها. یک جزییاتی به شکل عجیبی ضعیف هستن. راستش نظر عمومی من اینه که این سیستم عامل پایدار و معقوله احتمالا ولی بیشتر به سمت کسانی که نیازهای گسترده ندارن و سیستم عامل براشون یک چیز ساده است برای مثلا تهیه کردن یک آی دی ای و یک ترمینال و یک براوزر و یک پنجره چت. در مقابل من معمولا سه تا آی دی ای همزمان برای سه پروژه جدا با سه مجموعه ترمینال و دو سه مدل براوزر برای هر پروژه باز دارم ؛ هر کدوم در یک اسپیس و تقریبا دستم رو از کیبورد برنمی دارم مگر برای خوراکی خوردن یا کارهای بامزه دیگه. احتمالا کمی عادت می می کنم و ابزارهای جانبی کمک زیادی می کنن. آهان.. در این لحظه این ابزارها نجات بخش هستن:

  • Commander One که دارم سعی می کنم باهاش به مشکلات فایندر غلبه کنم و فایل هام رو تحت کنترل بگیرم
  • Copy Clip 2 که به عنوان کلیپ بورد منیجر کار می کنه
  • Spectacles که اجازه می ده یک کم پنجره ها تحت کنترل من باشن و مثلا بتونم از این مونیتور ببرمشون توی اون یکی مونیتور یا بگم نصف سمت راست فلان نمایشگر رو بگیره
  • iTerm2 که یک ترمینال است با امکاناتی بهتر از ترمینال استاندارد
  • HyperSwitch که وظیفه مهم آلت-تب زدن برای گشتن بین پنجره های اسپیسی که توش هستم رو فراهم می کنه

و مشکلات اصلی که هنوز حل نشدن اینها هستن که اگر براشون جواب داشته باشین خوشحال می شم:

  • یک ادیتور معقول متن محض که اگر توش فارسی نوشتن راست به چپ بشه و اگر انگلیسی نوشتم چپ به راست و حروف فارسی فارسی و نیم فاصله و اینها رو هم با هم قاطی پاتی نکنه. چیزی که در واقع به خاطر لایبری های معقول لینوکس، تمام برنامه ها دارنش. ساپورت فارسی مک از نظر من از ۸ سال پیش تقریبا هیچ پیشرفتی نکرده.
  • یک برنامه که بتونم باهاش ویدئوکست ضبط کنم! بتونم وبکم رو گوشه صفحه داشته باشم و صفحه و صدا رو هم ضبط کنه. دلیل اینکه پروژه بستون مدتی است پیش نرفته همینه!
  • یک برنامه یا روش یا هر چی که بتونم شورتکات رو به یکسری برنامه اساین کنم. مثلا بگم هر وقت شبدر-آلت-ای رو زدم، یه پنجره جدید ادیتور متن باز کن
  • روشی که بتونم یک پنجره رو با کیبورد به یک اسپیس دیگه منتقل کنم
  • روشی که بتونم بدون باز کردن منو، از داک پنجره جدیدی از یک برنامه باز کنم. مثلا کنترل کلیک کنم و یک ترمینال جدید باز بشه
  • بتونم یه پنجره رو روی پنجره های دیگه نگه دارم، حتی وقتی فعال نیست

همین!

به جای ۱.۳ میلیون دلار، اف بی آی می‌تونست با صد دلار رمز آیفون رو بشکنه، اینجوری…

fbi

خبر چند وقت پیش رو حتما یادتونه. یک آیفون که باید آنلاک می‌شد تا در مورد یک جنایت اطلاعاتی به دست بیاد و اپل که درخواست دولت رو برای کمک رد کرد و گفت همکاری نمی کنه چون به اینکار امنیت مشتریانش رو به خطر می‌ندازه و در نهایت اف بی آی که ۱.۳ میلیون دلار خرج کرد تا یک گروه اینکار رو براش بکنن. حالا یک محقق امنیت در دانشگاه کمبریج راه بسیار ارزانتری رو برای باز کردن این قفل نشون داده؛ راهی با هزینه حدود ۱۰۰ دلار و با استفاده از وسایل موجود در بازار!

سرگئی سکورباگاتوو توی این مقاله‌اش جزییات باز کردن لاک آیفون رو تشریح کرده. روشی که می‌تونست به اف بی آی کمک کنه که با هزینه‌ای بسیار کم رمز آیفون ۵سی رو باز کنن.

این تکنیک که نند میرورینگ (NAND Mirroring)‌ نام داره قبلا هم به اف بی آی معرفی شده بود ولی اونها باور نکرده بودن که واقعا بشه باهاش رمز رو پیدا کرد و مدیر اف بی آی صریحا گفته بود که «این روش کار نمی‌کنه». نند میرورینگ نیازی به مکانیزم چندان پیشرفته‌ای نداره و به گفته نویسنده مقاله، وسایل مورد نیازش رو می‌شه از بازار خرید. توی تست سکورباگاتوو نشون می‌ده که چطوری یک آیفون ۵سی با آی او اس ۹.۳ روش در حال اجرا است رو باز می‌کنه و با جدا کردن حافظه نند از مدار تلفن،‌ اطلاعات اون رو روی یک مدار آزمایشگاهی کپی می‌کنه و اینکار چطور به سادگی قابل انجام در گوشی‌های مختلف است.

در مرحله دوم این محقق با اجرای یک برنامه روی دیتای به دست اومده، سعی می‌کنه پسورد رو حدس بزنه. روش بروت فورس (حدس زدن کور پسوردها) تونست در حدود ۲۰ ساعت پسورد چهار رقمی رو به دست بیاره و با محاسبه‌ای مشابه برای به دست آوردن یک پسورد ۶ رقمی، به حداکثر حدود ۳ هفته زمان نیاز بود. بخشی از مقاله می‌گه:

این اولین نمونه عمومی از پروسه میرور سخت افزاری برای آیفون ۵سی است. هر مهاجمی می‌تواند با دانش کافی فنی، این پروسه را تکرار کند.

هنوز اف بی آی (که ۱.۳ میلیون دلار از مالیات مردم رو صرف این رمز شکستن کرده بود)‌ و اپل هیچکدوم در مورد این مقاله و نمایش نظری ندادن و گفته می‌شه که این مکانیزم روی آیفون ۵ اس و تمام آیفون‌های ۶ که نند مشابه استفاده می‌کنند هم کار می‌کنه. در ضمن اجرای اون با حافظه‌های نند آیفون‌های دیگه نباید مشکل خاصی داشته باشه.

منبع