بایگانی برچسب: s

میکروچیپ‌های زیر پوست، بازی جدید گیک ها

میکروچیپ‌ها می تونن اطلاعات کمی (فعلا حد کیلوبایت) رو نگهداری کنن و اونها رو به ابزارهای خواننده منتقل کنن. مثلا وقتی کارت مترو یا اتوبوس‌تون رو می زنین به دستگاه کارت خوان، در واقع دستگاه کارت خوان دیتای داخل کارت رو می خونه و از حسابتون پول کم می کنه. همین اتفاق وقتی می افته که من این تگ کوچیک رو به در شرکت نزدیک می کنم و در باز می شه:

کمی اطلاعات منحصر به فرد توی یک چیپ در این کارت ذخیره شده که مکانیزم قفل در اونو می خونه و در رو باز می کنه. حالا فرض کنین من این تگ رو باز کنم، میکروچیپی در حد چند میلیمتر رو بیرون بیارم و از یک دکتر مهربون / آینده دوست بخوام که اونو زیر پوست دستم کار بذاره. حالا من با دست زدن به قفل در می تونم اونو باز کنم یا با نزدیک کردن دستم به کامیپوتر، اونو آنلاک کنم یا مثل یکی که اینکار رو کرده، هفت تیری بسازم که فقط وقتی در دست من است شلیک بشه. بعد از اینکارها من به دنیای گیک هایی پیوستم که سعی می کنن با میکروچیپ زیر پوستشون، پیوندی بزنن بین انسان و ماشین.

رنج این آدم ها هم خیلی زیاده ولی نمی دونم چرا الان ازشون کم حرف می زنیم. مثلا عکس بالای مطلب داره مدیر کمپانی 32M رو نشون می ده که در یک «چیپ پارتی» توی کمپانی یکی از ۴۱ کارمندی است که تصمیم گرفته با گذاشتن یک چیپ در زیر پوستش، بی دردسر و اتوماتیک در شرکت رو باز کنه، کامپیوترش رو آنلاک کنه، از وندینگ ماشین های شرکت خوراکی بگیره و … . البته این چیز چندان مرسومی نیست و کسانی و کمپانی های شکل خاصی ازش رو انجام می دن معمولا خبرساز می شن. مثلا یک نفر که رمز بیت کوینش رو توی میکروچیپ زیرپوستی گذاشته یا کسی که هفت تا میکروچیپ برای کارهای مختلف داره.

اما به هرحال بهانه و دلیل هر چیز که باشه، خوبه دیده بشه چون بیشتر و بیشتر داره اتفاق می افته. الان نصب میکروچیپ (و اگر نخواستین برداشتنش) کار سختی نیست و احتمال داره در آینده نزدیک بیشتر و بیشتر شاهدش باشیم پس بذارین دو سه تا نکته رو اضافه کنم:

  • شاید خنده دار باشه ولی «خودتون نکنین!». ابزارهایی هستن و روش هایی که به شما یاد می دن چطوری یک میکروچیپ رو زیر پوست «تزریق» کنین. من اصولا توصیه می کنم فقط در موردش بدونین و اصلا سراغشون نرین. کلی بحث بهداشتی و غیر هست! می گیم که بدونیم نه اینکه بکنیم (:
  • این مساله مشکلات پرایوسی هم درست می کنه. اگر میکروچیپ من قابل خوندن باشه، خب یکی ممکنه با یک خواننده میکروچیپ با من دست بده و رمز منو بخونه و انواع مشکلات دیگه
  • حداقل در آمریکا قانونی هست که می گه به اجبار نمی شه به هیچ کس میکروچیپ تزریق کرد، لازمه همه جا چنین قانونی باشه. شاید الان به نظرتون عجیب بیاد ولی اصلا بعید نیست در اینده نه چندان دور به انواع بهانه ها (از امنیت تا مصالح ملی) به نفری یه میکروچیپ وصل کنن (:
  • بعضی آدم ها از تغییر بدن خوششون میاد. از تتو و سوراخ کردن گرفته تا کارهای حادتر مثل دو شاخه کردن زبون و کشیدن لاله گوش و بقیه چیزها. حدس شخصی من اینه که پذیرفتن میکروچیپ حداقل الان در اون شاخه ها است و جزو بادی مودیفیکیشن‌های گیکی.

خلاصه اگر فردا پس فردا کسی رو دیدیم که با یه دست تکون دادن در خونه رو باز می کرد تعجب نکنیم؛ در حال حاضر انجمن دارویی آمریکا میکروچیپ برای آدم ها رو پذیرفته و هزینه اش خرید و نصبش هم بیشتر از ۲۰۰ دلار نیست.

تفاوت اینترنت چیزها، اینترنت اشیا و اینترنت همه چیز

امروز در یک بحث لازم شد این رو توضیح بدم، گفتم عمومی هم بنویسم. همونطور که قبلا هم صحبت شده، اینترنت چیزها یا همون چیزترنت به یک مفهوم بسیار کلی اشاره می کنه که توش از اتصال چیزهایی بسیار به یک شبکه بسیار وسیع صحبت می شه. در وضعیت ما این یعنی وصل کردن سنسور به چیزهای مختلف و وصل کردن اونها به شبکه اینترنت، گذاشتن درگاه های ارتباطی مثل وای فای روی ابزارها و وصل کردن اونها به اینترنت، گذاشتن حسگر در بخش های مختلف کارخونه و اتصال اونها به اینترنت یا حتی وصل کردن قلاده سگمون به اینترنت و غیره و غیره. در واقع ترکیبی بزرگ از «چیزهایی» که به «اینترنت» وصل هستن. تا چند سال قبل بیشترین چیزهای متصل به اینترنت آدم ها و کامپیوترهاشون بودن ولی الان صحبت ابزارها با همدیگه از طریق اینترنت (مثلا خودرو با در پارکینگ یا سنسور حرارت کارخونه با گوشی مدیر یا توان سنج برق خونگی من با اداره برق) بیشتر از آدم ها شده.

اما این وسط چون ما ایرانی ها خیلی مودب هستم و به «بازی کردن» می گیم «بازی رو انجام دادن»، تصمیم گرفته ایم به اینترنت چیزها هم بگیم اینترنت اشیاء که اشتباه بزرگ ولی مصطلحی در بخصوص آدم‌های آکادمیک است – چون می دونین که، آدم های آکادمیک باید قشنگ حرف بزنن، حتی اگر اشتباه باشه. «چیز» در انگلیسی برابر Thing است و می تونه به سگ و گربه و گلدون و خط تولید و .. گفته بشه در حالی که کسانی که دارن می گن «اینترنت اشیاء»‌ در واقع دارن می گن «Internet of objects» که بسیار محدودتر است و مثلا سگ یک آبجکت نیست.

حالا این وسط هر شرکتی هم سعی کرده یک داستان مستقل برای خودش درست کنه که بگه کارش با بقیه فرق داره. در واقعیت خود اصطلاح چیزترنت یا اینترنت چیزها یا حتی اینترنت اشیاء بسیار مبهمه تا جایی که گاهی می گن انگار توی یک باغ وحش کلمات گیر کرده ایم و دقیقا مشخص نیست داریم در مورد چی حرف می زنیم. شرکت های مختلف سعی کردن با درست کردن عبارت های جدید برای خودشون تبلیغات کنن و مثلا مشهورترینش سیسکو است که با درست کردن **اینترنت همه چیز‌ یا همون InternetOfEverything اصرار کنه که اینترنت چیزها فقط به اتصال اشاره می کنه در حالی که سیسکو به چیزهای خیلی بیشتری فکر کرده (: و البته بامزه است که اساتید ایران هم اینترنت همه چیز رو، اینترنت همه اشیاء ترجمه نکردن – البته فعلا.

توی این حوزه از کامپیوتر، کلی کلمه میشنوین. از اینترنت همه چیز سیسکو تا ماشین به ماشین تا رایانش فراگیر تا سیستم های سایبرفیزیک تا شبکه سنسورهای بیسیم تا اینترنت صنعتی تا … . خلاصه اینکه خیلی درگیر اصطلاح های عجیب و غریب و مد روز نباشیم. اینترنت اشیاء تقریبا همون چیزهایی است که ما می شناسیم، شامل کمی پروتکل، کمی شبکه، کمی سیستم عامل، کمی برنامه نویسی و کمی الکترونیک و کمی دیتابیس و کمی کار داده. چیزهایی مثل اینترنت اشیاء و اینترنت همه چیز، اختراع آدم هایی هستن که خواستن فرقشون با بقیه رو نشون بدن (: شما اصل ماجرا رو بچسبین.

رباتی که وسایلتون رو می ذارین توش و دنبالتون راه می افته می یاد

یکی از نویسنده های مورد علاقه من تری پراچت است. این نویسنده دنیای DiskWorld رو اختراع کرد و در موردش بیشتر از ۴۰ کتاب نوشت. طنزهایی خلاف کلیشه های مرسوم از کسی که زندگیش نوشتن شد و نشان شوالیه برای خدمت به ادبیات گرفت و من واقعا دوستش داشتم و بارها ازش نوشتم. توی دیسک ورد یک صندوق جادویی هست که دنبال صاحبش راه می ره. میتونین چیزهاتون رو بذارین توش و شما رو تعقیب می کنه و مجهز به دندون های تیزیه که باعث می شه اموال شما امن بمونن.

حالا رباتی از شرکت خودروسازی ایتالیایی به اسم پیاگیو به اسم گیتا با دو تا چرخ عظیمش کاری مشابه می‌کنه. نمونه ای از تاثیر عمیقی که تکنولوژی فعلی به زودی روی حمل و نقل خواهد گذاشت. کافیه درش رو باز کنین، وسایلتون رو بذارین توش و هشت ساعت دنبالتون بیاد. اگر باتری اش تموم شد می تونین با یک پریز معمولی شارژش کنین و تمام تلاشش رو هم می کنه که سطحی که وسایلتون رو روش گذاشتین تکون نخوره. روش تعقیب هم کمی غیرمرسومه ولی کارا: یک کمربند که به کمر می بندین! این کمربند دوربینی داره که مسیر طی شده توسط شما رو می بینه و ربات هم همون رو تعقیب می کنه – با دیدن. با این روش حتی اگر ربات چند ساعت بعد از شما راه بیافته می تونه راهش رو پیدا کنه و به شما برسه.

یک جالبی دیگه این خبر اینه که توی دنیایی که همه چیز هی داره نزدیک می شه به «خودکار» شدن و از درون ها و ماشین های خودکاری حرف می زنیم که بدون دخالت انسان سعی می کنن کارهای ما رو بر عهده بگیرن، گیتا به شکلی جذاب درگیر یک رابطه با انسان می شه و عملا به جای انجام دادن کارهای شما، شما رو همراهی می کنه تا راحتتر به اهدافتون برسین.

ربات ها دارن قدم به قدم جلو میان و به زودی در همه چیز از ما بهتر می‌شن

چند وقتی است توی جادی.نت و رادیوگیک هی می‌گیم که در فلان بخش و فلان بخش و فلان بخش ربات‌ها (در واقع نرم افزارهایی که ادای آدم ها رو در میارن) هی دارن پیش می‌یان. تا چند وقت پیش شطرنج، بعد سر بازی گو که فکر می‌کردیم ده سالی مونده تا کامپیوترها ما رو شکست بدن سورپریز شدیم و حالا توی دو سه تا میدون جدید!

  • یک بازیکن کامپیوتری پوکر ساخته شده که با استفاده از هوش مصنوعی تونسته در بازی یک به یک چندین پوکر باز حرفه ای رو شکست بده. گفته می‌شه اگر این درست باشه و قابل تکرار، این یک اتفاق بسیار بزرگ است چون در واقع این ماشین می‌تونه بلوف رو درک کنه و بلوف بزنه، اونم در مقابل انسان‌های واقعی. یک مسابقه هفته بعد با حضور پوکربازهای حرفه برگزار می‌شه که توش در حدود ۲۰ روز بازی انجام می‌شه و آمار دقیق‌تری از وضعیت این بازیکن متکی به هوش مصنوعی به دست می‌یاد.
  • در خبر بعدی یک کامپیوتر تونسته با نگاه کردن به عکس های کافی در تشخیص‌های پزشکی همکاری کنه و نتایجی مشابه نتایج متخصصین بده. این سیستم با شبکه های عصبی عمیق کار می کنه (چند لایه تحلیل) و با دیدن چندین هزار تصویر از توده‌های پوستی و استفاده از شبکه عصبی آزاد اعلام شده گوگل، می تونه تشخیص سرطان رو در حد یک متخصص انجام بده. در واقع الان بخش بزرگی از هوش مصنوعی داره به همین شیوه پیش می ره که به یک کامپیوتر ده هزار عکس گربه می گیم و به احتمال زیاد خیلی راحت می تونه در عکس بعدی با تقریب معقولی بگه عکس جدید مربوط به گربه است یا نه.
  • و یکی از چیزهای که حتما باید در موردش حرف زد، روشی است که کامپیوترهای ماشین‌های خودراننده یاد میگیرن رانندگی کنن حتی بدون اینکه از گاراژ بیرون بیان. در واقع یک کامپیوتر می‌تونه تا حد زیادی توی فکرش چیز یاد بگیره. کافیه به چیزی مثل گوگل استریت ویو وصل بشه و خیابون‌ها رو نگاه کنه و تو ذهنش بگه «من چیکار می‌کردم» و نتیجه اش رو ببینه و بستجه. در همین شیوه کامپیوترهایی رو داریم که با دیدن یک بازی یاد می گیرن بازی کنن و موارد مشابه تا جایی که حتی در یک تحقیق یک کامپیوتر توی ذهنش صندلی تصور می کرد و یک کامپیوتر دیگه با دیدن تصورات ذهنی کامپیوتر اول، درک می کرد که صندلی چیه و می تونست صندلی های دنیای واقعی رو تشخیص بده. این در واقع یک خودکفایی آموزشی به ربات‌ها می‌ده که همون چیزی بود که یکسری خیلی تخیلی تصور می شد.

و البته نکته مشترک همه اینها، موتورهای هوش مصنوعی است که به شکل نرم افزار آزاد ارائه شدن و اطلاعاتی که به آزادی در دسترس مردم هستن. یک نشونه دیگه از اینکه انحصار در اطلاعات و جمع کردن کل قدرت در یک جا، شدیدا در حال صدمه زدن به ما است.

بیلبوردها رو فراموش کنین، اوبر با درون تبلیغ نشون می‌ده

trafficdronesmexico

یک پهپاد داره توی ارتفاع کم پرواز می‌کنه و به راننده‌هایی که توی ترافیک سنگین مکزیکوسیتی گیر کردن پیام‌هایی مثل این نشون می‌ده که «آیا یک نفری تو ماشین نشستین؟» و «به این دلیله که کوه‌ها دیده نمی‌شن». این تبلیغ‌ها که به آلودگی هوا اشاره می‌کنن بخشی از تبلیغات جدید اوبر (تاکسی یاب جهانی) هستن که دارن سیستم جدید اوبرپول رو تبلیغ می‌کنن: هم مسیر شدن آدم‌ها با هم و کم شدن ترافیک و بهبود وضعیت هوا و پایین اومدن هزینه‌ها.

در مورد اوبر توی رادیوگیک‌ها بارها حرف زده‌ام. شرکتی که کشورهای مختلف ازش کپی کردن و کارش سفارش راحت تاکسی از روی گوشی است. ایده نهایی این شرکت احتمالا اینه که در سطح شهر ماشین‌های خودراننده‌ای داشته باشه که بشه اونها رو سفارش داد. در اون دنیا دیگه نیازی به داشتن ماشین شخصی نخواهد بود؛‌ هر چند که فانتزی نهایی ما اتاق‌های خود راننده است.

معرفی شبکه‌های مبتنی بر نرم‌افزار (Software Defined Networking)

دوست خوبم همایون عزآبادی یک ایمیل زده که فکر کنم قسمت آخرش به طور مستقیم به درد همه می‌خوره و من با ادیت خیلی کم براتون میارمش.

[….]
هدفم از این ایمیل معرفی یک سوژه برای رادیو و یا وبلاگت هست. فکر میکنم یه زمینه خوب کاری هست برای شروع استارت آپ های جهانی برای برنامه نویسها و مخابراتی ها.

سوژه در مورد Software-Defined Networking (SDN) هست و قابلیتهایی که برای کار در یه کشور در حال توسعه داره. به طور خاص مورد نظرم ONF (openflow network foundation) هست که یک ارگانیزیشن هست متشکل از بزرگان صنعت مخابرات (سیسکو و اچ بی – اریکسون – نوکیا – گوگل و … که داره استاندارد هارو برای SDN مشخص میکنه.

خلاصه اگه بخوام بگم سیستم های سوییچینگ و روترها برای سرویس پروایدر ها دیگه جواب نمیدن و توجیه افتصادی هم ندارن. این معماری جدید میاد سخت افزار پردازش پکت هارو از لایه تصمیم گیری که پکت رو برا کی و کجا بفرسته جدا میکنه.

یه ایده ای هست تو شرکت های نرمافزاری مونترال که اعتقاد دارن که همیشه سخت افزار از نرم افزار جلوتره و همیشه کلی سخت افزار با فابلیت و رانندمان بهتر هست که طول میکشه کسی براش سیتم عامل و یا درایور به درد بخور بنویسه. پس همیشه اگه برای سخت افزار امروز روز شروع کنی به برنامه ساختن از همه جلوتری.

حداقل الان تو زمینه پردازشگرهای شبکه که اینطوریه. پردازشگرهای شبکه به سرعت در حال پیشرفتن و شرکت های کمی هستند که تونستن بخشی از ظرقیت اونها روو استفاده کنن.

شرکتی که من توش کار میکنم یه استارتآپ موفقه که همین کار رو میکنه. ۲۰۱۲ چهار نقر دانشجو شروع کردن به کار روی سوییچ های بر مبنای SDN به عنوان پروژه دانشجویی و الان اوضاع مرتبی دارن. همچنان ۶- ۷ نفر برنامه نویس داره شرکت و داره خوب پیش میره. البته به ازای این تیم کوچیک یه تیم ۴ نقره مدیریت با سابقه و چند سرمایه گذار عالی هم هستند که عملا همه موقیت استارتاپ به مدیریت اونها و بازاریابی و جذب سرمایه ای که انجام دادن وابستس.

خیلی نمی خوام حاشیه برم. شرکت ما یه شرکت نرم اقزاریه که سوییچ هایی با ظرقیت بالا میسازه که سوییجینگ و روتینگ روی لایه ها ی ۲ تا ۷ انحام میده. مثلا روی پورت ۴۰ گیگ میتونی برا اساس ترکیبی از mac , IP, TCP port و حتی دیتای تو ی پکت روتینگ رو مشخص کنی (مثلا اگه دیتای تو پکت aaaa باشه میفرسته به پرت ۱ و اگه bbb باشه میفرسته به پورت ۲).

سوییچ میتونه با سرعت ۲۶۰ GBPS هر پکت رو با حداکثر ۳ میلیون دستور روتینگ (flow entry) مقایسه بکنه و پکت رو فوروارد کنه به پورت مورد نظر یا بهش لایه اضافه کنه (مثلا vlan یا mpls) یا کم کنه و بعد بفرسته به هر جا.

اما سوییج برای تصمیم گیری برای روتینگ هیج کاری انجام نمیده و کل این کار رو یک یا چند سرور دیگه controller انجام میدن. درواقع این کنترل هست که میگه کی کحا بره. اینطوری میشه یه کنترلر که به چندتا سوییچ در مکانهای مختلف وصله کلی سرویس اختصاصی رو که الان راه انندازییش پر هزینه و محدوده رو راه بندازه و کل نتورک رو با هم مدیریت کنه. اما یه امکان دیگه هم داره که خیلی به درد میخوره Scale-Out Router عملا میتونی یک روتر داشته باشی که پورت ۱ تا ۲۰ تو تهران باشه ۲۱ تا ۳۰ تو شیراز و هر زمان نیاز شد ۳۱ تا ۴۰ رو تو یه شهر دیگه داشته باشی.

اما چرا فک میکنم که این جریان به درد استارتاپ تو ایران میخوره:

۱- کل این قابلیت ها که سوییج میتونه انجام بده مدیون سخت اقزار(تراشه) خوبیه که شرکت EZCHIP و Broadcom میسازن و در دست رس همه هست. سیسکو هم در یه سری از سوییچ هاش از ezchip استفاده میکنه. شرکت ما تراشه نت ورک رو از ezchip میگیره به pc با i7 و ۸ مگ رم میزاره کنارش با یه سری اینترفیس میده یه شرکت سخت افزاری که براش لحیم کاری ها رو انحام بدن و میشه سخت افزار ما. با فرض برداشته شدن تحریم ها تو ایران هم در دست رس هست.
۲- تمامی پرتکل هاش اوپن سورس هستن و در دست رس همه OpenFlow
۳- به جز سوییچ بخش کنترلر هم هست که یه پرداکت کاملا جداس که کاملا ترم افزاریه و خیلی جای کار داره. شرکت های بزرگی دارن روش کار مکنن اما خیلی کار داره هنوز.
کلی پروژه اوپن سورس هست مثل ryu و faucet که گوگل داره روش کار میکنه. پروژه ryu با پایتون کد شده و میشه باهاش کلی کنترلر با سرویس ها ی جداب و سفارشی درست کرد. پروژه http://openvswitch.org هم هست که میشه باهاش بدون اینکه سوییچ های گرون قبمت داشت کنترلر رو توسعه داد و تست کرد.

کلا اکثر موارد مربوط به SDN با عبارت open شروع میشن. که دروازه ورود بهش linux هست و python. اگر هم کسی هست که دنبال یادگیریه شبکه و لینوکس و پایتون با همه این بهانه خوبیه برا سرگرمی. بازم ممنون بابت رادیو و آموزش لینوکس. و شرمندگی بابت پریشانی متن و غلظ های املایی انشایی زیاد.