تفاوت اینترنت چیزها، اینترنت اشیا و اینترنت همه چیز

امروز در یک بحث لازم شد این رو توضیح بدم، گفتم عمومی هم بنویسم. همونطور که قبلا هم صحبت شده، اینترنت چیزها یا همون چیزترنت به یک مفهوم بسیار کلی اشاره می کنه که توش از اتصال چیزهایی بسیار به یک شبکه بسیار وسیع صحبت می شه. در وضعیت ما این یعنی وصل کردن سنسور به چیزهای مختلف و وصل کردن اونها به شبکه اینترنت، گذاشتن درگاه های ارتباطی مثل وای فای روی ابزارها و وصل کردن اونها به اینترنت، گذاشتن حسگر در بخش های مختلف کارخونه و اتصال اونها به اینترنت یا حتی وصل کردن قلاده سگمون به اینترنت و غیره و غیره. در واقع ترکیبی بزرگ از «چیزهایی» که به «اینترنت» وصل هستن. تا چند سال قبل بیشترین چیزهای متصل به اینترنت آدم ها و کامپیوترهاشون بودن ولی الان صحبت ابزارها با همدیگه از طریق اینترنت (مثلا خودرو با در پارکینگ یا سنسور حرارت کارخونه با گوشی مدیر یا توان سنج برق خونگی من با اداره برق) بیشتر از آدم ها شده.

اما این وسط چون ما ایرانی ها خیلی مودب هستم و به «بازی کردن» می گیم «بازی رو انجام دادن»، تصمیم گرفته ایم به اینترنت چیزها هم بگیم اینترنت اشیاء که اشتباه بزرگ ولی مصطلحی در بخصوص آدم‌های آکادمیک است – چون می دونین که، آدم های آکادمیک باید قشنگ حرف بزنن، حتی اگر اشتباه باشه. «چیز» در انگلیسی برابر Thing است و می تونه به سگ و گربه و گلدون و خط تولید و .. گفته بشه در حالی که کسانی که دارن می گن «اینترنت اشیاء»‌ در واقع دارن می گن «Internet of objects» که بسیار محدودتر است و مثلا سگ یک آبجکت نیست.

حالا این وسط هر شرکتی هم سعی کرده یک داستان مستقل برای خودش درست کنه که بگه کارش با بقیه فرق داره. در واقعیت خود اصطلاح چیزترنت یا اینترنت چیزها یا حتی اینترنت اشیاء بسیار مبهمه تا جایی که گاهی می گن انگار توی یک باغ وحش کلمات گیر کرده ایم و دقیقا مشخص نیست داریم در مورد چی حرف می زنیم. شرکت های مختلف سعی کردن با درست کردن عبارت های جدید برای خودشون تبلیغات کنن و مثلا مشهورترینش سیسکو است که با درست کردن **اینترنت همه چیز‌ یا همون InternetOfEverything اصرار کنه که اینترنت چیزها فقط به اتصال اشاره می کنه در حالی که سیسکو به چیزهای خیلی بیشتری فکر کرده (: و البته بامزه است که اساتید ایران هم اینترنت همه چیز رو، اینترنت همه اشیاء ترجمه نکردن – البته فعلا.

توی این حوزه از کامپیوتر، کلی کلمه میشنوین. از اینترنت همه چیز سیسکو تا ماشین به ماشین تا رایانش فراگیر تا سیستم های سایبرفیزیک تا شبکه سنسورهای بیسیم تا اینترنت صنعتی تا … . خلاصه اینکه خیلی درگیر اصطلاح های عجیب و غریب و مد روز نباشیم. اینترنت اشیاء تقریبا همون چیزهایی است که ما می شناسیم، شامل کمی پروتکل، کمی شبکه، کمی سیستم عامل، کمی برنامه نویسی و کمی الکترونیک و کمی دیتابیس و کمی کار داده. چیزهایی مثل اینترنت اشیاء و اینترنت همه چیز، اختراع آدم هایی هستن که خواستن فرقشون با بقیه رو نشون بدن (: شما اصل ماجرا رو بچسبین.

  • milux

    هاها ای ول!!! دو شب پیش داشتم سر همین بحث میکردم (:

  • محسن حائری

    سلام.
    ممنون از اطلاع‌رسانی مفیدت.

    خواستم فقط یک نکته رو متذکر بشم و اون هم اینه که در حقیقت «شیء» یک کلمه‌ی عربیه که معادل فارسی اون دقیقا همون «چیز» هست. و «اشیا» هم دقیقا یعنی «چیزها».
    بنابراین این که بخوایم به دوستان گیر بدیم که ترجمه‌ی دقیق‌تر «Internet of things»، «اینترنت چیزها» هست، نه «اینترنت اشیا» چندان اشکال درستی نیست.
    در حقیقت باید بهشون گفت که چرا به جای کاربرد کلمه‌های فارسی از کلمه‌ی عربی استفاده کرده‌ن. (که البته با توجه به این نکته که کلمات عربی توی فارسی به شدت نفوذ کرده‌ن، این اشکال رو میشه ازش صرف نظر کرد، یا این که باید به همه‌ی زبونمون ایراد بگیریم).
    البته شما به یک نکته اشاره کردی، و اون هم این که معنای کلمه‌ی «شیء» رو معادل معنای کلمه‌ی «object» در نظر گرفتی. این نکته توی اصطلاح برنامه‌نویسا رایجه (همون طور که «object oriented» رو «شیءگرا» ترجمه می‌کنن)، و فکر می‌کنم شما هم به همین خاطر این طور برداشت کردی. اما اگر بخوایم دقیق‌تر بشیم، توی زبان فارسی معادل دقیقی برای «object» وجود نداره، و به ازاش، هم از کلمه‌ی «چیز» استفاده میشه و هم از کلمه‌ی «شیء» استفاده میشه که هیچ کدوم دقیق نیستن.
    در هر صورت، ما اگه دوست داشته باشیم می‌تونیم کمی تو معنای کلمه‌ی «شیء» تسامح کنیم و به دلخواه خودمون دقیقا مطابق معنای object بدونیمش و ازش به همین معنا استفاده کنیم (زبون خودمونه، کی می‌خواد جلومون رو بگیره؟ :) ) اما نمی‌تونیم به دیگران ایراد بگیریم که شما دارید internet of things رو «غلط» ترجمه می‌کنید!

    پ.ن. جهت بررسی بیشتر معانی کلمات «شیء» و «object» به لغتنامه‌های دم دستی (دهخدا، معین، گوگل و واژه‌یاب) مراجعه کردم، اگر نکته‌ی دقیق‌تری توی لغتنامه‌های دیگه دیدی، ممنون میشم بگی.

    • milux

      «این نکته توی اصطلاح برنامه‌نویسا رایجه (همون طور که «object oriented» رو «شیءگرا» ترجمه می‌کنن) »

      خیلی عالی، اما باید توجه کنید که داریم توی دنیای ما (برنامه نویس ها) این موضوع رو بررسی می‌کنیم. بنابراین واژه ای که انتخاب میشه باید مناسب اون کاربرد باشه و این خیلی مهمه که ابهام نداشته باشه. اینجور ترجمه‌ها باعث میشه وقتی متون ترجمه شده رو می‌خونیم همش دچار ابهام بشیم. مثلا دوستان برای هاب میان ترجمه ناف رو در نظر می‌گیرن و آدم یه لحظه فکر می‌کنه داره مامایی می‌خونه نه کامپیوتر (:

      • محسن حائری

        بله. موافقم. طبیعتا هر چی ابهامات کمتر بشه بهتره. من هم اشاره کردم که ما می‌تونیم اصلا کلمه‌ی شیء رو کاملا معادل object در نظر بگیریم، کسی هم نمی‌تونه جلومونو بگیره، لذا انتخاب اسم «اینترنت چیزها» انتخاب مناسب‌تریه. (چون منظور رو بهتر می‌رسونه)
        اما انتقاد من به جادی فقط از این جهت بود که ما نمی‌تونیم به اونایی که از تعبیر «اینترنت اشیا» استفاده می‌کنن بگیم که تعبیرتون «غلطه»، بلکه فقط می‌تونیم پیشنهاد بدیم که از تعبیر مناسب‌تر «اینترنت چیزها» استفاده کنن… :)

  • Homayoun Behzadian

    من ازین کلمه چیزترنت هم خوشم نمی‌آید :)
    چیزنت را بهتر می‌دانم
    راحت‌تر تلفظ می‌شود

  • アリ レザ

    با تشکر از استاد جادی عزیز واقعا عالی بود.
    http://www.iottalent.ir