
جدای مستر
با دوستان دیگه هم که صحبت میکردیم، اکثرا به دنبال رای دادن بودند و انتخابها هم یا موسوی یا کروبی. حقوق بشریها بیشتر به کروبی رای میدادند و هیجانی ها و طرفداران اصلاحات جدی به موسوی.
صبح دو تا از هم محلهای ها آمدند خانه ما و با هم رفتیم مدرسه توی کوچه ما. حدس ما این بود که یک ساعتی معطل میشویم ولی بسیار بسیار شلوغ تر بود و روند رای گیری بسیار بسیار کند و مشکوک و مردم بسیار بسیار مودب و دقیق و آرام و با حوصله.
بعد از تقریبا دو و نیم ساعت ایستادن در صف، رفتیم داخل محل رایگیری. بدون شک همه چیز غیرجذاب بود. برگههای انتخابات خبرگان را تقریبا به زور میدادند و باید خیلی سر حال و دقیق سریع بودی تا سر موقع بگویی که نمیخواهی به خبرگان رای بدهی. صندوقها هم شدیدا شبیه هم بودند و رنگ برگه برعکس رنگ صندوقها و من داشتم به این فکر میکردم واقعا چند درصد آدمها ممکن است روی صندوق را بخوانند و برگه ها را بر اساس رنگ در صندوق نندازند. شکاف صندوق ها تنگ بود و بدون شک باید کاغذها را تا میکردی تا بتوانی آن را داخل صندوق بیاندازی. بعدها دولت برای رد ادعای تقلب، کلی برگه تا نشده با اسم احمدی نژاد نشان داد که مسوولین در حال شمارششان بودند و خبرنگاری که چند وقت به حبس محکوم شد هم عکس صندوقهایی را چاپ کرد که مدتها بعد از پایان انتخابات هنوز حتی باز هم نشده بودند.
رای دادیم و بیرون آمدیم و نفر جلویی ما که احتمالا سه ساعت بود خودش را ساکت نگهداشته بود تا صندوق پر از اسم موسوی و کروبی به دلیل «تبلیغات در شعبه» باطل نشود، با هیجان به ما گفت که به کروبی رای داده.
به خانه دوستان رفتیم و فکر کنم تا پایان ساعت رای گیری آنجا ماندیم. بچههای دیگر میخواستند بمانند و با هم چند ساعت اولیه روند شمارش را دنبال کنند ولی ما ترجیح دادیم بخوابم و خوشحالیم (: به خانه رفتیم و راحت بدون تلویزیون و خبر خوابیدیم تا هشت صبح فردا که بیدار شدیم و تلویزیون را روشن کردیم و معجزه را دیدیم. دوستان عصبی ناراحت بودند که جواب از قبل مشخص شده بود؛ نسبت آرا ثابت بود؛ از نظر آماری اعداد ساختگی بود نه نتیجه رای و غیره و غیره ولی به هرحال بانمک هم بود (: جنبه جذابش این بود که عدد اعلام شده برای کروبی ۲۰۰ هزار بود که نشان میداد حرفهایش واقعا برای دولت سنگین بوده و من خوشحالم که با ده پانزده نفر از دوستان نزدیکی زندگی و کار می کنم که به کروبی رای داده اند (:
به نظر من به هیچ وجه انتخابات بدی نبود. به هرحال اصلاحات با نمایان نشدن زشتی دروغ و تقلب و از آن مهمتر نمایان شدن حضور آن ممکن نیست و الان در تمام طول تاریخ زندگی حکومت ها در ایران، احتمالا بیشترین انسانهایی در ایران زندگی می کنند که از دروغ متنفرند و احساس می کنند دروغ و تقلب ضرر بزرگی به آن ها زده است.
پی.نوشت. مغالطه ها یا درک ناصحیحی که می شه اینه که آدم ها درست متوجه دموکراسی نمایندگی نمی شن یا ترجیح می دن نشن. قبول که اینجا دموکراسی نیست ولی به هرحال مشغول در آوردن ادای دموکراسی نمایندگی هستیم. مشکل اصلی و شناخته شده دموکراسی نمایندگی اینه که هیچ آدمی نمی تونه در تمام امور نماینده من باشه. من چون از یک حرف حقوق بشری شیخ خوشم اومد و چون گفته بودم به اولین کسی که از حقوق بشر و ازادی بیان دفاع کنه رای می دم به شیخ رای می دم ولی اصلا معنی اش این نیست که توی اقتصاد هم نظراتش ، نظر من رو نمایندگی کنن یا توی زندگی شخصی الگوی من باشه یا مجبور باشم توضیح بدم که چرا با وجود فلان کار اشتباه فلان موقع اش حالا شده نماینده من. این مشکل اصلی دموکراسی نمایندگی است که کاملا هم در ادبیات سیاسی شناخته شده ولی به قول همون ادبا، شر لازمه.
از مطلب خوشتون اومد؟ بهش مثبت یک بدین (
rss §






[...] This post was mentioned on Twitter by jadi, hot_blog. hot_blog said: کیبردآزاد: روز انتخابات هشتاد و هشت http://bit.ly/d3L265 [...]
جناب جادی
اولا دروغ استخوان نداره که تو گلوتون گیر کنه مثل رهبران جنبش سبز شما هم اینگونه دروغ ها رو آنقدر تکرار کردین که دیگه حال آدم های معمولی مثل من هم داره بهم میخوره از تکرارش (دریغ از دلایل منطقی)
خیلی جالبه که خودتون هم معترف هستید که هیجانی ها ( احتمالا به زبان ما جوگیر شده ها ) دنبال رای دادن به موسوی بودن که حتی به بزرگ این طایفه احترام نگذاشت و حرمتش را نگه نداشت (آقای خاتمی)
البته از نظر کسی که طرفدار نفر چهارم انتخابات بوده طبیعی که همه چیز مشکوک باشه والا تا جایی که ما یادمونه اول ادعا این بود که همه دستخط ها یکجور بودن تو صندوقها بعد که تبدیل شد به نوع خودکارهای یکسان حالا هم تبدیل شده به بدون تا ( البته حافظه دروغگوها زیاد خوب نیست بدونند قبلا چی گفتند مثل ….)
در آخر هم از جنابعالی که همه جوره مدعی حقوق بشر و آزادی هستی انتظار میرفت حداقل یک کلمه از کشتار در کشتی آزادی بنویسی اما خوب مثل اینکه در افکار شما فقط مرگ برای همسایه خوبه
امیر رضایی: در مورد کشتار نیازی نیست من بنویسم. وبلاگ من مال چیزهایی است که کسی در موردشون نمی نویسه. من در مورد کشتار اینجا به فارسی بنویسم که چی بشه؟ از دولت کارت صد آفرین بگیرم؟ بگم خیلی خفنم و طرفدار همه؟ به بسیجی ها نشون بدم که برام مهمه؟ به وزارت اطلاعات بگم که من هم یک کمی با شمام؟ اعلام کنم که ضد غاصب هستم؟ به نظرم اینا مسخره است. هر کسی که می یاد وبلاگ من بدون شک جریان رو بیشتر از منی که اینجا دور از اخبار هستم، شنیده و نوشتن من در این باب ارزشی نداره. چیزی که ارزش داره اینه که مثلا توی توییتر که مخاطب خارجی دارم اینو بگم. یا با همکارهام که خارجی هستن این بحث رو بکنم و مطمئن هستم که اینکار رو بیشتر از کسانی که به خاطر نوشتن این چیزها جایزه ، حقوق و موقعیت می گیرن انجام دادم (:
جناب جادی
نه از کسی کارت صد آفرین بگیر و نه هیچ وقت هم انتظارش رو نداشته باش که کسی ازت بخاطر این چیزا تقدیر کنه
ما که جز ساندیس چیزی تا حالا گیرمون نیومده ( نه سکه ، نه اضافه حقوق نه پست و مقام و ….) تازه نی ساندیس هم از خودمون بود
امیدورام که بفهمی این چیزا برای ما مسخره نیست ، اجرت هم در مورد اون چیزایی که گفتی در این مورد نوشتی یا انجام دادی با ….
از این حرفا که بگذریم میخواستم بهت بگم بقیه چیزایی که در مورد حقوق بشر و آزادی بیان و … تو اینجا مینویسی چیزی نیست که کسی چیزی در موردشون نگفته یا ننوشته کافی یکسری به این جاها که میگم بزنی 1- صدای آمریکا 2- بی بی سی فارسی 3- سایت های متعلق به جنبش سبز 4- روزنامه های جنبش سبز 5- سایت های منافقین 6- سایت های سلطنت طلب و ….
کافی یکم مقایسه کنی حرفاتو با اونا چیزای مشترک زیادی توشون پیدا میشه که خیلی های دیگه هم میزدند و به اصطلاح دست دومه ولی شما چون دوست داری بهشون میپردازی و هرچی که با نظرت مخالف بیاد میشه حرفهای تکراری و ..
البته مسخره
امیررضایی: متن من رو نمی خونی و فقط حرف خودت رو می زنی و فقط بخش های مفید برای خودت رو نقل قول می کنی. مثلا من می گم هیجانی ها و طرفداران جدی اصلاحات به موسوی رای دادن و قسمت دوم رو حذف می کنه و جمله رو ناقص. یا «ستدلال می کنی» چون کاندیدای من فقط چون چهارم شده پس بده.در عین حال من حرفی که به نظرم درسته رو می زنم. لازم نیست کسی ازم تقدیر کنه یا اجرم با کسی باشه. اگر دنبال اجر بودم مطمئن باش وبلاگ رو می بستم و می رفتم سراغ یک کار دیگه چون حسم اینه که این وبلاگ فقط دردسره چون کسی دوست نداره کسی در ایران از آزادی بیان و آزادی انسان و حقوق بشر حرف بزنه.
به امیر رضایی: حالا چرا این قدر عصبانی هستی؟
اول بگم که من نمی خوام مثل خیلی ها توی کامنت م بگم «ما» و «شما» جامعه رو تقسیم کنم به ما و شما
توی کامنت اول ت در مورد برگ رای های تا نخورده گفتی و گفتی که دروغه، دوست عزیز فیلمش هست ، اگه خواستی از عمو گوگل بپرس حتما بهت می گه
(راستی می دونم که سرعت اینترنتت پایینه و نمی تونی فیلم رو دانلود کنی باور کن در این مورد من و تو با هم هم عقیده هستیم ، هر دو مون هم اینترنت می خوایم، اینترنت آزاد ، حالا من نمی گم بدون فیلتر که استدلال کنی همه کشور ها فیلتر دارن، یه اینترنت که با فیلتر کردن سایت هاش به شعور مخاطبینشون توهین نکنن)
توی کامنت اولت حرف جادی رو بریدی و (به قول حکومت به اون 13 میلیون) نفر گفتی جوگیر، مشکلی نداره، تو آزادی که به همه اون ها بگی جوگیر
اما به اون ها هم حق بده حرف هایی رو بزنن که تو نپسندی
شما یه مساعدتی بکن وبلاگ جادی از فیلتر دربیاد من خودم واسه غزه و فلسطین و اسرائیل برات می نویسم
واسه خود حکومت زشت میشه، ای بابا
آخه زشت نیست یکی بیاد ببینه که وبلاگ جادی در مورد فلسطین نوشته بعد فیلتره
راستی یه سری از طرفدارای حقوق بشر رو نام بردی بذار من یکی دیگه شون رو بگم: من
، داشتیم ادامه می دادیم، نه منافقم و نه سلطنت طلب
من که نه مال بی بی سی هستم، نه سایت های امریکا، نه به موسوی رای دادم و در ابتدا نه طرفدار جنبش سبز بودم، (راستی انگار خبر نداری که توی ایران فقط کیهان چاپ میشه و جنبش سبز روزنامه نداره) نکنه شرق رو میگی، بعد از این همه فیلتر که روی روزنامه هاست تو به شرق میگی روزنامه جنبش سبز !!
من میشه گفت تا حدودی یه دانشجوی آزادی خواه و آرمان گرا هستم که مثل همه دانشجوهای از این دسته که توی جنبش دانشجویی فعال هستند یا بودند
و مثل تمام جنبش های داشنجویی و تمام تفکراتشون انکار شدن،
حکومت به جای پاسخ دادن به این ها از سال 78 (آره همون دوران خاتمی که واسه همه از لحاظ آزادی دوران طلایی بود) تا حالا همیشه انکار شون کرده، صورت مسئله رو پاک کرده و تحقیرشون کرده ، می فهمی تحقیر، به جای شنیدن حرف شون
بیا و با افکار متفاوت مون کنار هم زندگی کنیم ، نمیشه شما ما رو ارشاد نکنی؟ به جای از بالا نگاه کردن بیا کنار هم بنشینیم و اینطوری صحبت کنیم ، بهتر نیست
و همیشه به هم بگیم شاید تو درست میگی، حرف من لزوما درست نیست
بهتر نیست؟ نه واقعا می گم
جناب جادی
اونهایی که به قول شما هیجانی بودن و دنبال اصلاحات ، همانهایی نبوده و نیستن که میگن ما بیشماریم مگه نمیگفتند طرفداران ما از گوگوش هستند تا سروش !!!
خوب نمیدونم این اگر جوگیر شدن نیست چیه؟
حتما به نظر آقای موسوی اینها همه مردمی خدا جو هستند
فکر کنم این جمله رو دو روز دیگه موسوی برای عبدالمالک ریگی هم بکار ببره آخه ایشون هم طرفدار سبزها بود.
اما کاندیدای شما چون 4 شده بدنیست ، این بده که فقط دوست داره به هر قیمتی رئس جمهور بشه ، حتی اگر شده 2 تا حرف در مورده آزادی بیان بزنه و حقوق بشر تا آدم هایی مثل شما زود جوگیر بشن اما دیگه اینو که خودشم تایید کرد تو بنیاد شهید زندان درست کرده بوده همیمن آقا ، اما تو زبون چیزه دیگه ای میگه صرف این که میگه من طرفداره آزادی هستم برای جادی کافیه و چیزهای دیگه و کار های دیگش اصلا اهمیتی نداره
جناب جادی باور کن من به شخصه دوست دارم حرفهای مخالفین رو بشنم آدمهایی مثل شما از اینکه قبول زحمت میکنی و وبلاگ مینویسی از شما تشکر میکنم حداقل مثل دوستتون آقای امین ثابتی نیستید که کامنت های بدون توهین و بدون بی ادبی رو پاک کنه
آقای امیر پویا
نمیدونم تا حالا چیزی بنام فتوشاپ یا از این جورنرم افزارها که میتونند 100 تا افکت به یک عکس و یا فیلم بدن بگوشتون خورده یا نه ؟
اگر نخورده پس به همون چیزایی که رو اینترنت هست اعتماد کن
در مورد فیلتر کردن اینترنت هم تا یک جاهایی با شما موافقم حرف حق میزنی.
بله اون 13 میلیون هم حق دارند حرفی بزنند که من خوشم نیاد (اما توهین و افترا و تهمت بی دلیل پسندیده نیست )
باور کن من کاره ای نیستم و گرنه حتما این وبلاگ رو از فیلتر خارج میکردم
شما هم لازم نیست اگر از من چیزی بدست آوردی برای حمایت از مظلوم کاری انجام بدین
اما با این فکر شما کاملا موافقم که نباید 13 میلیون رو نادیده گرفت
من که فکر نمیکردم داشتم شما رو نصیحت میکردم فکر میکردم دارم نظرات خودم رو میگم
اما اگر اینجوری فکر میکنید من میشینم کنارتون با هم بریم فقط بفرمایید به کجا خوبه ؟
Linear correlation? not tired yet?!
http://www.fivethirtyeight.com/2009/06/statistical-evidence-does-not-prove.html
also take a look at some independent post-election surveys
http://www.worldpublicopinion.org/pipa/articles/brmiddleeastnafricara/652.php?lb=brme&pnt=652&nid=&id=
این شمایید که به رای مردم احترام نمی ذارین
[...] – کیبرد آزاد: روز انتخابات هشتاد و هشت [...]
تقلب، تقلب، … یعنی ول کن نیستیدا!
میگن هر چی دروغ رو گنده تر بگی ملت بیشتر باور می کنن … مصداق همین تقلب توی انتخاباته …
به دوستان مشتاق پیشنهاد می کنم این مقاله دکتر امید نقیشه رو بگیرن بخونن. دکنرای ریاضی از دانشگاه صنعتی شریف دارن. اومده کاملا منطقی و بر اساس اصول آماری انتخابات رو بررسی کرده. خوندنش خالی از لطف نیست.
http://www.teribon.ir/?dl_id=26&h=1c20e
سلام
به واسطه ی ارتباطی که با یکی از کله گنده ها…دارم یک هفته پیش به من گفت که ما تو این انتخابات باید رای ۲۰ میلیونی خاتمی رو له کنیم یعنی باید قبحش رو تو نظر مردم بشکنیم پس احمدی نژاد بالای ۲۰ میلیون رای میاره
روزی که رفته بودم رای بدم تو برگه ی رای ام نوشتم محسن رضایی…بعد که از محل رای گیری اومدم بیرون با همون طرف تماس گرفتم طرفای ساعت ۱۱ صبح بود اون توی قم بود و توی جلسه ی اضطراری ای که ….تشکیل داده بود بخاطر اینکه تقریبا پیروزی کاندید رقیب احمدی نژاد داشت براشون جدی می شد…ایشون بعد از جلسه طرفای ساعت ۱ با من تماس گرفت و گفت قرار بر این بوده که احمدی نژاد ۲۷ میلیون رای بیاره ولی از اونجایی که یه عده میگن باید قضیه رو واقعی تر جلوه بدیم قرار شد احمدی نژاد با ۲۴ میلیون و موسوی با ۱۳ میلیون رای اعلام کنیم…حالا من دیگه به هیچ برگه ی تاشده و تانشده و فیلم و عکسی کار ندارم ولی من خودم به شخصه ساعت ۱ ظهر روز رای گیری نتیجه رو متوجه شدم و واقعا تا یک هفته توی شک بودم که چقدر قشنگ این سناریو پیاده سازی شد
از این حرف ها بگذریم کروبی و آزادی بیان ؟؟؟ بعیده
این آدم زمانی که رییس مجلس بود و حسن عباسی زد به کرک و پرشون ( یعنی خودش و خاتمی و حسن روحانی) دسته جمعی رفتن قوه قضاییه شکایت کردن ازش و محرومیت از تدریس دانشگاه و تریبون عمومی و …ممنوع التصویر و…
اتفاقا کروبی اصلا تحمل حرف مخالف رو نداره …و من معتقدم طیف موسوی – خاتمی – کروبی و کلا به اصطلاح چپ ما شعارهای قشنگی میده اما از درون کاملا برخلاف اون ها رفتار می کنه!
در اینکه این طیف از این شعارهای قشنگ استفاده ابزاری کردن واقعا باید تاسف خورد
به علی رضا:
یه جورایی حرف ت رو قبول دارم
البته من اعتقاد دارم که خاتمی آزاد منش تر از اونهاست
یعنی تحمل حرف مخالف رو بیشتر از اونها داره
اما به نظر من، شعار رییس جمهور بیش از نظر خود رییس جمهور کار می کنه
) نه توی ۳ سال و ۴ سال بلکه توی دراز مدت حتی اگه ۱۰ سال یا ۱۵ سال مردم ایران با مفاهیم حقوق بشر و حقوق شهروندی آشنا بشن و اونها رو بخوان خیلی خوب میشه
مثلا شعار آزادی خاتمی فکر نمی کنم واقعا اون چیزی بود که اتفاق افتاد،به نظر من خاتمی خیلی کمتر از این رو انتظار داشت ،اما دوست دران آزادی بیان توی این ۸ سال خیلی کارها کردن و البته هزینه ش رو هم دادن
و حالا هم شاید خود کروبی اصلا در مورد حقوق بشر نظر مساعدی نداشت! نمی دونم،ولی اعتقاد دارم وقتی حقوق بشر شعار یه رییس جمهور بشه (من همیشه گفتم مثل شعار آزادی خاتمی که از ۱۳ سال پیش تا الان این همه پیشرفت داشتیم ! شاید
پس با این تفاسیر کروبی نه به خاطر خودش ،بلکه به خاطر شعارش می تونست بهترین گزینه باشه
حالا نظر ه دیگه
اینا هنوز در توهم تقلب هستند !
سلام مجید جان. واقعا فکر کنم ملت چشم سفید شدن. اینهمه کتک خوردن. گلوله خوردن. باتوم خوردن. رفتن زندان. شکنجه شدن. توی زندان مردن. بازداشت شدن. بیکار شدن. تهدید شدن و کلی چیز دیگه و هنوزم دارن می گن تقلب شده. مملکته داریم؟