اگر از سرویسهای گوگل مثل سرچ، جیمیل، چت، یوتیوب، نقشهها، اسناد و غیره و غیره استفاده کنین (کسی هست که نکنه؟) حتما دیدین که چند روزه دائما در گوشه و کنار صفحه و حین ورود به سرویسها به شما گفته میشه که توافقنامه خلونت شخصی گوگل و کاربرانش (پرایوسی پالیسی) در حال تغییر است و اگر شما میخواین بعد از تاریخ اول مارس (یک ماه دیگه) به استفاده از سرویسهای گوگل ادامه بدین، باید این توافقنامه رو قبول کنین.
این توافقنامه چه فرقی با قبلیها داره
واقعیت اینه که تقریبا فرق خاصی نکرده. توافقنامههای کاربری رو همه دیدیم. اون OK یا Agree سریعی که موقع نصب میزنیم بدون اینکه متن رو بخونیم. اینها یکسری حق به شرکت سازنده نرمافزار میدن و یکسری حق رو از کاربر میگیرن (مثلا حق شکایت به خاطر ضرر ناشی از استفاده از نرمافزار). این توافقنامهها بعضی اوقات بسیار بیمعنی و مسخره و انحصار طلبانه هستن (مثلا توافقنامه اخیر اپل که میگه اگر کسی کتابی رو با فلان ابزار اپل بنویسه فقط حق داره اونو از طریق کانالهای اپل بفروشه) و گاهی اوقات بسیار طولانی و غیرقابل خوندن.
حالا گوگل اومده توافقنامه مربوط به حفظ حریم شخصی سرویسهای متنوعی که داره رو خلاصه و فشرده و یکسان کرده. یعنی شما یک توافقنامه با گوگل امضا میکنین که بهتون اجازه میده از تمام سرویسهای گوگل که حدود شصت تا هستن استفاده کنین. اگر قبلا لازم بود مثلا برای شروع استفاده از یوتیوب، بخش مربوط به پرایوسی یا حموم حریم شخصی خاص یوتیوب رو بخونین و قبول کنین، حالا کافیه یکبار توافقنامه خلاصه و جمع و جور گوگل رو بخونین و بعد اجازه داشته باشین از تمام سرویسهای گوگل استفاده کنین. این مهمترین تفاوت است.
تفاوت بعدی اینه که گوگل صریحا اشاره کرده که اجازه داره استفاده شما از سرویسهای مختلف رو نگاه کنه و بر اساس اونها براتون تبلیغ مرتبط توی ابزارهای دیگه نشون بده یا سعی کنه بر اساس کارهاتون نتایج جستجو رو بهتر کنه. مثلا اگر شما دائما توی یوتیوب ویدئوهای آنباکس اپل رو نگاه کنین احتمالا پس از جستجو به دنبال Apple نتیجه متفاوتی نسبت به کسی میگیرین که توی جیمیل دائما مشغول ایمیل زدن در مورد گیاهخواری و رژیمهای مبتنی بر میوه است. مشخصه که نگاه کردن زیاد آنباکس اپل توی یوتیوب، احتمال نمایش یک تبلیغ در مورد مغازه مخصوص زامبیها در ایمیل شما رو هم بالا میبره.
این نگاه کردن به رفتار شما و نشون دادن تبلیغ مبتنی بر اون، مفهوم جدیدی توی گوگل نیست، اما حالا گوگل به شکل رسمی اونو به معاهدهاش اضافه کرده و گفته که سرویسهای مختلفی که ارائه میده با همدیگه این اطلاعات رو به اشتراک هم میذارن.
وا حقوق بشرا؟ وا خلوت شخصیا؟
نه. این جریان مشکلی با حقوق بشر نداره. گوگل یک شرکت خصوصی است که سرویسهایی رو به رایگان به شما میده و در مقابل دادن این سرویسها به شما، شما رو به عنوان یک کالا به یکی دیگه میفروشه (فراموش که نکردین؟ اگر در یک شرکت شما برای دریافت چیزی پول پرداخت نمیکنین معنی اش اینه که شما مشتری نیستین، شما کالا هستین؛ کالایی که یکی دیگه در حال پرداخت پول به خاطر اونه). من شخصا ترجیح میدم یک ایمیل چند گیگابایتی داشته باشم با کلی ویدئوی یوتیوب و یک سرچ عالی و غیره و غیره و در مقابل قبول میکنم که یکسری تبلیغ بهم نشون داده بشه و این برام میصرفه. مشخصه که اگر این برای شما نمیصرفه، میتونین سوییچ کنین به یک سرویس دهنده دیگه ولی از حالا بهتون میگم که بقیهای که شفافیت گوگل رو ندارین رو ندارن که حداقل دقیقا بگن مشغول چه کاری با اطلاعات شما هستن، از نظر من کمتر قابل اعتمادن و اونهایی که اعتماد بیشتری از گوگل بهشون دارم (مثلا داک داک گو یا رایزآپ) سرویسهایی که میدن در سطح کیفیای نیست که من بتونم بهشون سوییچ کنم.
بحث اینجاست که ما حق نداریم توی یک بازی شرکت کنیم و بعد بگیم لطفا قوانینش رو طوری بنویسین که ما دوست داریم. ما نمی تونیم بخشی از نظام سرمایه داری باشیم اما درخواست کنیم که لطفا با ما مهربون باشه. یا باید برای درست کردنش دست به عمل و تلاش بزنیم یا غر غر نکنیم. در مورد جریان اخیر سوپا دیدیم که آدم ها شروع کردن به رفتن از سرویس دهنده بزرگی مثل گوددی و باعث شدن این قانون عقب بکشه. اگر همه می موندن و فقط می گفتن که سوپا خیلی بده، الان قانون تصویب شده بود. در مورد گوگل هم همینه. اگر من با سیستم مشکل دارم نباید انتظار داشته باشم گوگل بیاد باهاش بجنگه. ما باید این رو درک کنیم که درخواست از فیسبوک که گوگل اطلاعات خصوصی ما رو نخونه، مسخره است.
پس چی بده؟ بالاخره یک چیزی باید بد باشه
بله. سرمایه داری بده که من رو کالا کرده. من بدم که باهاش همکاری می کنم و غیره و غیره. این شرایط شرایط قشنگی نیست ولی متاسفانه مثل خیلی از چیزهای دیگه دنیا، غیرجذاب اما واقعی است. من هم دوست داشتم یک سیستم بزرگ با کیفیت و کامل بود که قول می داد کارهای من رو نگاه نکنه ولی فعلا که نیست و من بین زیرنظر گوگل کار کردن و سوییچ کردن به یک سیستم کمتر پایدار دیگه ، زیر نظر گوگل بودن رو انتخاب کردم و از این تغییر جدید هم خوشحالم چون حداقل گوگل داره صریح و روشن می گه که اطلاعات من رو برای چه کاری می خواد: تبلیغ دقیق تر و درآوردن پول بیشتر و در نتیجه پیدا کردن مشتری بیشتر و در نتیجه دادن سرویس های بیشتر و تبدیل کردن آدم های بیشتر به کالاهای قابل فروشش و ادامه دادن این چرخه تا ناکجاآباد. این وسط در سطح خرد به من یک سری سرویس خوب می رسه و به گوگل پول و به مشتری های گوگل امکان فروش تبلیغ دقیق تر. در سیستم کلان من می شم یک کالا برای یک شرکت بزرگ به اسم گوگل که می تونه علایق من رو به شرکت های دیگه بفروشه. جذاب نیست ولی من توی این بازی زندگی می کنم و روش به هم زدنش، کمتر مصرف کردنه، انقلابه، کشف شیوه های جدید ارتباطیه و نه غر زدن و خواستن از شرکت ها که باهام مهربون باشن.
نتیجه گیری
اگر در حال حاضر از سرویسهای گوگل استفاده می کنین، این تغییرات در زندگی عادی شما تاثیری نداره. همه چیز مثل قبل است اما کمی تمیزتر و خلاصهتر و صریحتر. قبولشون کنین و به زندگی ادامه بدین. اگر هم در حال حاضر از سرویسهای گوگل استفاده نمی کنین؛ خلاصه توافقنامه ای که برای استفاده از تمام سرویسهای گوگل باید امضا کنین اینه: ما چندین سرویس داریم که شما با امضای این قرارداد میتونین از همهاش استفاده کنین و ما هم در مقابل دادن این سرویسها به شما، از یکسری آدم تبلیغ میگیریم و اونها رو به آدمهای مرتبط نشون می دیم و در عین حال سعی میکنیم نتایج جستجومون رو دائما برای شما تنظیم و تنظیمتر کنیم تا شما راحتتر به چیزی که میخواین برسین و باعث بشه بیشتر و بیشتر از ما استفاده کنین.
این مطلب کامنت های خوبی داره. اگر علاقه به ادامه بحث دارین، حتما کامنت ها رو دنبال کنید
از مطلب خوشتون اومد؟ بهش مثبت یک بدین (
rss §







عالی! مثل همیشه!
جادی بهت پیشنهاد میکنم یه کمی بیشتر در مورد سرمایه داری مطالعه کنی
چه دوست داشته باشی چه نه، تنها راه اداره جهان هفت میلیاردی سرمایه داریه و تنها راه رونق دادن به سرمایه داری خرید کردنه نه کمتر خریدن
منابع مطالعاتی معرفی کنی خوشحال می شم (:
حیلی قشنگ و تمیز ! واقعا ایرادی به مطلبت نیست به جز اینکه همونطور که داک داک گو رو معرفی کردی به جای آنباکس کردن اپل میشد به یه چیز بهتر منبع داد. به یه محصولی که به مشتریش بیشتر احترام بذاره.
نوشتهی خوبی بود. اما میخواهم نکتهای دربارهی این جملهات بگویم: «بحث اینجاست که ما حق نداریم توی یک بازی شرکت کنیم و بعد بگیم لطفا قوانینش رو طوری بنویسین که ما دوست داریم. ما نمی تونیم بخشی از نظام سرمایه داری باشیم اما درخواست کنیم که لطفا با ما مهربون باشه.»
به نظرم اتفاقا میتوان در بازی شرکت کرد و در نوشتن قوانیناش تاثیرگذار بود – مخصوصا اگر این بازی در نظام سرمایهداری برگزار شود. چرا؟ چون ما فقط محصول نیستیم، ما مشتری هم هستیم. میتوانیم تصمیم بگیریم با کدام شرکت چه کار کنیم. یک شیوهای استفادهنکردن از محصول شرکت است. مثالاش مثلا همین GoDaddy و مهاجرت مشتریها. اما به نظرم گزینههای ممکن محدود به «ماندن» و «رفتن» نمیشوند. میتوان شیوهی استفاده را نیز تغییر داد، میتوان از همهی محصولات استفاده نکرد، و غیره. به طور خاص در مورد گوگل، اگر من سرچهایام را در حالتی که signed-in هستم انجام ندهم، گوگل نمیتواند تبلیغاتاش را آنقدر هدفدار بکند که دلاش میخواهد. و این به معنای ضرر نسبی برای شرکت است. اگر گوگل بخواهد همهی اطلاعت مرا استفاده کند بهتر است جوری از اطلاعات من استفاده کند که من هم راضی باشم. و احتمالا کارهای دیگری که میتوان دربارهشان اندیشید.
به طور خلاصه حرفام این است که رابطهی ما به نظام سرمایهداری، رابطهای دو طرفه است و میتوانیم بر آن تاثیر بگذاریم.
خب، واقعا خوب نوشته بودی، اما مساله اینه که نظام سرمایه داری چندان هم بد نیست. دست کم تا جایی که من می دونم تنها روش پایدار برای دنیاداری به حساب می آید. درست است که سرمایه دارها با سرعت بیشتری پول به دست می آورند، اما بقیه مردم هم زندگی راحت تری دارند و مهم تر اینکه هر کسی که تلاش کوچک اما درستی برای پول درآوردن انجام بده با سرعت خوبی رشد می کند. منظورم این است که سرمایه داری اصلا بد نیست، ولی باید روش بازی توی این دنیا را یاد گرفت و ما هم به جای غر زدن بازی کنیم.
مثلا فروخته شدن علایق شما به شرکت ها برای تبلیغات بهتر اصلا بد نیست. شما با کمترین زمان ممکن می توانید چیزهایی که لازم دارید را پیدا کنید و بخرید. من واقعا دلم می خواهد این سیستم تا جایی رشد کند که حتی توی فروشگاه ها هم به محض ورود یک لیست کامل از چیزهایی که لازم دارم و دوست دارم بهم بدهند تا زحمت سرچ کردن کمتر بشه. مگر اینکه کسی بخواهد مثل گزارش اقلیت، قوانین کار را به هم بزند و صد البته باید یک طرح جدید هم در ذهنش داشته باشد که هم عملی باشد هم کاراتر از روش فعلی. در آن صورت هم روش های شکستن این سیستم های اطلاعاتی نباید چندان سخت باشد، مگر اینکه پای پلیس در میان باشد.
خلاصه، سرمایه داری یک بازی بزرگ جهانی است که کسی را از ورود به آن منع نکرده اند و نمی توانند منع کنند، هر چه شما بیشتر و بهتر بازی کنید، هم خود شما بیشتر پول در می آورید هم بقیه، مردم عادی هم امکانات بیشتری با قیمت کمتری به دست می آورند. حالا البته این نظر شخصی است و رفرنسی به جایی ندارم، اما هر چیزی که تا به حال خوانده ام در همین راستا بوده. مخالفان این روش هم معمولا دلشان می خواهد خودشان همه کاره باشند و همه پول های دنیا برای خودشان باشد. یعنی داستان آنها هم پول و قدرت است، اما نه دست سرمایه دارها، دست خودشان. و البته مخالفان سرمایه داری مردم را همیشه بدبخت کرده اند، نه سرمایه دارها.
جادی عزیز مطلبت مثل همیشه جالب و خواندنی بود من فقط چند نکته رو میخوام اشاره کنم و امیدوارم اگه جایی رو اشتباه میکنم من رو اصلاح کنی. گوگل نزدیک هفتاد تا سرویس به قول خودشون داره که هرکدام یک پالیسی جداگانه داشته و حالا همه یکی شدن به نظر من فقط قیافه داستان اینطوری هست و گرنه هر کدام از این هفتاد تا پالیسی هاشون با هم فرق های بسیار جزیی میکردن که باعث میشد مثل هم نباشن و حالا که همه زیر یک چتر قرار میگیرن خیلی از اون مواردی که قبلا برای استفاده از تک تکشون وجود داشته حالا نقض میشه و این شروع داد و فریاد و اعتراضاتی که الان داریم میشنویم مثل این: http://blumenthal.senate.gov/blog/googles-new-privacy-policies
http://webfarm.bloomberg.com/news/2012-01-25/irish-data-protection-agency-assessing-google-privacy-policy.html
اما مثال، یک نمونه جالب استثنا بودن گوگل آنالتیک در میان همه این موارد است یعنی همچنان داده شما برای خودتان میماند اما نحوه استفاده شما از اینترفیس گوگل آنالتیک ممکن است به شرکت دیگری فروخته شود. همانطور که می بینی ذات گوگل آنالتیک این امکان را نمیدهد که در پالسی جدید قرار بگیرد.
مثال جالب دیگه داشتن اکانت جمیل هست در آمریکا سن قانونی برای جمیل 13 سال بود برای گوگل پلاس 18 بود حالا هر دو یکی شدن. اما ادامه این بحث با مثالهای بحث برانگیزتری همراه است. احتمالا تو و خیلی دیگه از خوانندگان وبلاگت چندین اکانت جمیل یا سرویس های مختلف دیگر رو دارید به عبارتی در ازای هر اکانت هویت مجازی مستقلی دارید مثل هویت کاری و هویت شخصی. همانطور که میدونی گوگل سعی میکنه توی پشت صحنه این هویت های مستقل رو شناسایی بکنه و همه رو تحت نام یک فرد مجازی قرار بده و البته کار سختی هم نیست مثلا اینکه یه تیرداد مثل من هست که یه اکانت کاری به اسم ارشاسپ داره و یک اکانت شخصی به اسم اردوان داره و اطلاعات این ها رو با هم جمع کنه ( گوگل از سال 2005 گفته که داره این کار رو میکنه ) و خب با پالیشی جدیداطلاعات ارشاسپ و اردوان رو بااطلاعات من تویه سایر سرویسها و اطلاعات گوشی موبایل اندرویدی من ( البته شوخی کردم من اندروید ندارم ) جمع کن تا ببینی دقیقا چه چیزی داره بدست میاره..تا اینجا داستان قدیمیه مشکل اینجا شروع میشه که برای استفاده از گوگل پلاس باید با اسم و فامیل واقعی خودت وارد بشی وگرنه گوگل حق داره که اکانتت رو بلاک کنه و این دقیقا یعنی مپ کردن هویت مجازی تیرداد با همه اطلاعاتش به یه آدم واقعی. اینکار همون ایدنتیتی منیجمنت خودمون هست که سال 2010 گوگل سعی کرد با ویسپای انجام بده و نشد و قبل از اون هم مایکروسافت با مایکروسافت پاسپورت سال 2000 سعی کرد انجام بده و اون هم موفقیت آمیز نبود.نکته مهم اسم واقعی من نیست داستان مثل این میمونه که با یک حکومتی طرف هستی که داره برای تک تک مردمش فارغ از اینکه کجای کشور هستن و چیکار دارن میکنن داره هویت تعیین میکنه و اونها رو مدام زیره نظر میگیره و البته همونطور هم که خودت اشاره کردی راه فراری هم از این تحت نظر بودن بهت نمیده مگر اینکه از کشورش فرار کنی. ( باز هم میگم مشکل اینجاست با پالیسی جدید من هویت یگانه یگانه دارم پیدا میکنم)
اما باز هم مثال جالبتر به فرض که من با این قضیه که مدام تحت کنترل باشم هیج مشکلی نداشته باشم و همه بحث نظام سرمایه داری و کالا و … دیگر رو هم که گفتی درک میکنم گوگل هم بسیار قابل اعتماد ( که البته به نظر من با اظهارات اریک اشمیت و سابقه گوگل در شکستن حریم خصوصی اینگونه نیست اما فرض میکنیم قابل اعتماد)، خود گوگل هم بطور صریح میگوید که اطلاعات شخصی من را مگر در شرایط خاص به کمپانی دیگری نمیفروشد. مشکل اینجاست که چه رسمی و چه غیر رسمی نمیگه که چه اطلاعاتی از من رو به دیگران میفروشه که من حداقل بدونم.
در هر حال از نظر من مساله مساله جدی و مهمی هست اما با توجه به لابی قدرتمندی که گوگل از 4 سال پیش با دولت آمریکا راه انداخته به نظرم نمیرسه از طرف دولت به مشکل جدی بخوره میمونه اروپایی ها که از بین اونها هم ایرلند و فرانسه فعلا موضع گیری کردن تا ببینیم بقیه چیکار میکنن اما کلا چشمم خیلی آب نمیخوره که اتفاقی بیافته. ببخشید روده درازی کردم باز هم بابت پست جالبت ممنون. راستی میدونستی اگه مخابرات لیست تماسهای ماهیانه ات رو بهت نداد از گوگل بپرسی شاید بهت بده!؟!؟!
داشتم فکر میکردم که چه چیزی مانع از این میشه که ما انسانها نتونم با هم تلپاتی کنیم و نتورک طبیعی مخصوص خودمونو داشته باشیم خارج از کنترلها. اگر چیزی گاهی امکان اتفاق افتادنش هست پس توانایش بطور بالقوه موجوده. فقط نیاز داریم که رابطشو درک کنیم که بصورت سیستم قابل کنترل در بیاد.
جادی عزیز
گفتی که:
“ما حق نداریم توی یک بازی شرکت کنیم و بعد بگیم لطفا قوانینش رو طوری بنویسین که ما دوست داریم”
و
“ولی من توی این بازی زندگی می کنم و روش به هم زدنش …”
حالا که معتقدی “وقتی تو بازی شرکت می کنی حق دخالت تو قوانین اش رو نداری”، نظرت درباره ی اینکه “وقتی تو بازی شرکت می کنی، حق نداری به هم بزنی” چیه؟، به عبارتی تو معتقدی که وقتی تو بازی شرکت کردی، حق دخالت تو قوانین اش رو نداری ولی این حق رو به خودت می دی که تو بازی شرکت کنی و جر بزنی و به هم بزنیش!
من هم فکر میکنم سرمایه داری یک سیستم بسیار کارامد و دقیقه
مشکل دنیای ما هم الان سرمایه داری نیست بلکه عدم وجود نظارت کافیه. مثلا باید نهادهای اجتماعی باشند که شرکت ها رو کنترل کنند و نگذارند اونها حق کسی رو بخورند یا یک شرکت کوچک رو در اول راهش له کنند. وگرنه بقیه سیستم درسته. شما زحمت میکشی و در ازاش پول میگیری. سرویس
میدی و در ازاش پول میگیری. هر چقدر بیشتر کاری واسه جامعه انجام دادی پول بیشتری میگیری
مثلا آیا تو به بیل گیتس میگی سرمایه دار؟ (با اون معنی بدش) اما باید در نظر بگیریم که این آدم یک سیستمی رو درست کرده که روی کامپیوتر اکثر مردم دنیا هست! تو یا من میتونیم یه کاری بکنیم که تمام مردم دنیا ازش سود ببرن؟! (البته گیتس تمام این راه رو با صداقت کامل نرفته و اونجاست که اون نهادی که گفتم لازم میشه)
و اما کالا شدن که گفتی: آیا تو واقعا انتظار داری یک شرکت با کلی کارمند شبانه روز کار کنن تا به من و تو به رایگان و بدون اینکه هیچ چیزی ازمون بخوان سرویس بدن؟ آیا این توقع معقولی هست؟ آیا نوعی نارشیسیسم درش نیست؟ همه به من بهترین سرویس رو بدن و من هم در ازاش خدمات اونها رو قبول میکنم و ازش استفاده میکنم. اما اینا چقدر پستن که یه چیزی هم از من میخوان!
در کل باید بگم که به نظر میاد مخالفت با سرمایه داری یا دفاع از اندیشه های مارکسیستی بیشتر شبیه یک نوع ژست روشنفکرانه است. البته من قصد جسارت به شما دوست عزیز رو ندارم و واقعا شما رو استاد خودم میدونم و اصلا شما فقط این مطلب رو ترجمه کردین. این حرف همینطوری رو دلم مونده بود! به خصوص از اون موقع که رادیو فنگ رو معرفی کردین و خوب اونها دیگه ته این ژستان!
البته اون خطی که گفتی “روش به هم زدنش، کمتر مصرف کردنه، انقلابه، ..” خیلی من رو از اونجا سوزوند! اخه فرضا ما یک انقلاب جهانی میکنیم این سیستم رو برمیداریم و بعد؟ اگر من و شمای برنامه نویس تو اون دنیا قصد کردیم یه موتور جستجو راه بندازیم جواب زحمت ما چی میشه؟ اگر مجبور شدیم برای اینکه سیستم رو آپ نگه داریم یک هفته نخوابیم نباید در ازاش یه پول یا سرویسی بگیریم که جبران بشه؟
خلاصه!
باز جای شکرش باقیه صحبت از ویندوز و اپل استعمارگر و لینوکس انقلابی نشد.
البته یه راهش هم اینه که هزینه های گوگل از محل بیت المال پرداخت بشه تا ما خلق عادت کرده به قیمه نظری نگران حریم محرم شخصی مون نباشیم.
واقعا فکر میکنیددر کدام سیستم اجتماعی اقتصادی به اندازه سرمایه داری به حریم شخصی انسانها احترام گذاشته میشه ؟بیشتر تصور من اینه که ما عادت داریم وقتی جزعی از سیستمی نیستیم و منافع مستقیمی از اون عایدمان نمیشود آن را نقد میکنیم.اینکه کسانی پیدا شوند و کرورکرور پول در بیاورند
از حدس نیت ما در جستوجوهایمان و وبگردی هایمان در اینترنت قلقلکمان میزند.هرچند در جغرافیایی زندگی کنیم که هیچ حریم شخصی برایمان متصور نیست .راه دور چرا بریم تو همین وبلاگ که بنده هم مشتری چندساله اون هم هستم چرا امکان گذاشتن نظر بدون ثبت آدرس ایمیل و اسم وجود نداره؟
خوب چون این قیمه نظری شماست و من اگر لذتی میبرم از این پیشکشی مجانی شما باید به قوائد شما احترام بذارم.که به دیده منت .
حالا اگر گوگل ضمن همین سرکشی کردن ها به حریم های شخصی متوجه شد من در حال جستجوی یک باکره 9 ساله
روس هستم تا آخر هفته ام را به تمدد اعصاب و روان پرداخته باشم باید چه کند؟ به حریم شخصیم احترام بگذارد و حداکثر با معرفی کاندمی با عطر کدوحلوایی چند سنتی کاسبی کند و یااجازه داشته باشد اطلاعاتم را در اختیار پلیس قرار دهد ؟
بگذریم
اندر معایب سرمایه داری همین بس که جادی تا جایی که بیاد دارم تو ایرانسل کار میکنه ولی تا حالا یک کلمه در مورد اجحاف به مشتریان این شرکت و چگونگی برخورد با حریم شخصی کاربران اون چیزی ننوشته
آورین آورین
شما باید کمک کنید تا جوانان این استکبار را بشناسند
راستی ایرانسل مال بنیاد مستضعفان و زیر نظر رهبری است