پلیس عصبانی بریتانیا، اسم، آدرس و تاریخ تولد محکومان را توییت می کند

تحقیر یک ایده بسیار قدیمی مجازات است. این شیوه، روش اصلی مجازات تا قرن‌های هفده و هجده بود ولی بعد با بالا رفتن شعور نسبی جوامع، روش های اصلاحی را جایگزین اون کردند.

اما ظاهرا وقتی آدم‌ها (تیم‌ها) عصبانی می‌شوند و کنترلشان بر اوضاع کم می‌شود عقلشان هم تا حدی عقب نشینی می‌کند و با کنار گذاشتن عقل و شعوری که در طول قرن‌ها تلاش شده روی هم انباشت شود، می‌روند سراغ کارهای غریزی مثل تحقیر افراد و خرد کردن شخصیتشان.

این کار در ایران منجر به فرو کردن لوله آفتابه در دهن بدون حتی صادر شدن حکم قاضی درباره فرد و اعمال مشابه می‌شود و در انگلستان منجر به چنین توییت‌های از طرف اداره پلیس:

پلیس منچستر، مشغول توییت کردن اسم، تاریخ تولد و محل تولد مجرمانی است که محکوم شده‌اند. اینکار شاید غیرقانونی نباشد ولی برای من شکل مدرنتر آفتابه در گردن انداختن و تحقیر کردن آدم ها است: روشی برای داغ زدن به یک انسان. حتی اگر طرف دزد باشد و از طرف دادگاه هم به خاطر دزدی محکوم شده باشد، بردن آبرویش در ملاء عام کاربردی ندارد جز تسکین خشم طرف برنده (در اینجا پلیس).

بر حق بودن پلیس، منتخب بودن دولت، آزادی احزاب، لات بودن فرد دستگیر شده، قانون شکنی و غیره هم روی چنین مواردی تاثیری ندارد. هرچقدر هم شکل کار متمدانه باشد، نفس عمل همان انداختن آفتابه در گردن است و همانقدر دور از تمدن و مریض.

منبع: گیزمودو

  • کامیار اینانلو

    کاملا موافقم گرچه اعتراف میکنم بار ها وسوسه شدم کسانی که با اوتن طرز وحشیانه میان دیشها رو جمع کنن از پشت بوم پرت کنم پایین ولی خوب این عمل برای یه تشکیلات منظم مثل پلیس کمتر قابل قبوله تا یه شخص

  • سلام
    خیلی وقته جزء خوانندگان خاموش نوشته هاتون هستم
    ازبیطرفانه نوشتنتون ومنطقی نوشتنتون خوشم میاد
    به خصوص این مورد آخر
    موفق باشید

  • Nima

    فکر میکنم اگر کسی تو جامعه‌ای که من توش زندگی میکنم به جرمی محکوم شده حق دارم بدونم.

    • جادی

      سلام نیما (: خب حرفت تا حدی در مورد برخی جرایم درسته و خودت بهتر می دونی که سایت های مثلا مزاحمان کودکان و اینها از طرف پلیس وجود داره. اما در مورد یکسری جرایم، بحث بر اصلاح است و کسی که آبروش می ره احتمال اصلاحش کمتر می شه.

      در این مورد هم استفاده از توییتر و انتخابی بودن افراد بیشتر شبیه به یک رفتار عصبی است تا یک بخش قانونی. مثلا در مورد پزشکانی که خلاف کنن کاملا باید یک دیتابیس قابل سرچ وجود داشته باشه ولی در مورد کسی که توی شورش بوده و یک ویولون دزدیده این سوال پیش می یاد که چرا پلیس اسامی بقیه دزدهای کشور رو که مثلا با برنامه ریزی می رفتن دزدی توییت نمی کنه؟

      اینکار اگر از طرف یک روزنامه یا رسانه انجام می شد کمتر ایراد بهش وارد بود ولی از پلیس انتظار می ره کاملا در حوزه وظایفش عمل کنه و کاملا آبجکتیو.

  • آق رضا!

    هم خودتو دوست دارم هم نوشته هاتو هم لینوکستو!
    /thumbs up
    :D

  • ماکان

    البته آفتابه بر گردنان، معمولا متهم هستند. توییت شدگان اینها، محکوم.

  • آوید

    کاملا با شما موافق هستم،حالا طرف یه اشتباهی کرده باید اینجوری توی ملا عام آبروش بره؟!